شجونی: هاشمی گفت مملکت را بهزاد نبوی و میرحسین می توانند نگه دارند
چکیده :موقع رای گیری آقای هاشمی از بهزاد نبوی چنان دفاعی کرد که همه ما مبهوت ماندیم، چنان مغز نمایندگان را تسخیر کرد که بهزاد نبوی که من خیال میکردم سه رای هم نمیآورد، 183 رای آورد. آقای هاشمی می گفت مملکت را بهزاد نبوی و میرحسین می توانند نگه دارند!...
“به آقای هاشمی گفتم بهزاد نبوی دو بار در زندان مرتد شده، باید زیر سوال برود ولی آقای هاشمی در پاسخ به من گفت، این مملکت را بهزاد نبوی و میرحسین موسوی میتوانند نگه دارند.”
شجونی عضو جامعه روحانیت مبارز همزمان با هفته دولت و سالروز شهادت شهیدان باهنر و رجایی در گفت و گو با خبرگزاری دانشجو ضمن تشریح ابعاد ناگفته ای از عملیات ترورشهدای هشتم شهریور، از حمایت های برخی چهره های سیاسی کشور در جهت پیشبرد اهداف تروریستی دهه 60 سخن گفت. بخشی از این گفت و گو به شرح زیر است:
نفوذیهایی که توانستند در ابتدای پیروزی انقلاب وارد بدنه نظام شوند چه خصوصیات و ویژگیهایی داشتند که توانستند با انقلاب همراه شوند و خودشان را یک انقلابی جا بزنند به طوری که حتی بعدها مشخص شد که کسانی در جریان این اقدامات تروریستی رسیدگی قضایی به این پرونده ها را از دستور کار خارج کردند، حتی به بسیاری از مبانی انقلاب هم اعتقادی ندارند.
یکی از دوستان می گفت در خیابان پاستور، کشمیری را در حالی دیدند که در زمستان و خیابان پوشیده از برف وقتی موذن اذان میگفت، کشمیری بلافاصله در همان شرایط اورکت خود را از تنش در میآورد، روی برف میانداخت و همان جا نماز میخواند؛ ما تا به امروز نشنیدیم که هیچ پیغمبری روی برف نماز خوانده باشد اما این آدم متظاهر اینگونه خودش را در این سیستم جا کرده بود.
یک سرهنگ بازنشسته در همین نظام جمهوری اسلامی به یک سربازی گفته بود اگر میخواهی راننده این حاج آقا باشی، نیمساعت به اذان ظهر مانده آستین لباست را بالا بزن و حالت وضو گرفتن به خودت بگیر اگر این حاج آقا دو مرتبه تو را با این وضعیت ببیند حتماً میگوید بیا و راننده من باش، این درس تقلب و ریا و تزویر یاد دادن به افراد است.
البته کشمیری میخواست این بمب را در جماران منفجر کند، رجایی، باهنر و کشمیری با هم نزد امام رفته بودند اما پاسداران آنجا، اجازه ندادند کشمیری وارد شود و گفته بودند یا باید کیف دستی که همراهت است را همین بیرون بگذاری و خودت داخل بروی یا اجازه نمیدهیم که داخل بروی.
او هم با حالت ناراحتی گفته بود که من همراه این آقایان هستم، به او گفته بودند به هر حال نمیتوانی کیف را با خودت داخل ببری، کشمیری هم گفته بود پس من بر میگردم اما ایکاش کیف او را همان جا بازرسی می کردند.
عوامل پشت پرده این ترورها چه کسانی بودند، به هر حال کلاهی و کشمیری با عواملی در ارتباط بودند و به واسطه آنها وارد سیستم شدند، کسانی که علیه آنها اسنادی وجود داشت، اما این افراد هیچ گاه به طور جدی محاکمه نشدند تا جایی که حتی بعد از فتنه 88 برخی از این افراد به خاطر ورود به ماجرای فتنه دستگیر شدند، اما هرگز به خاطر این موضوع محاکمه نشدند؛ چرا هیچ گاه این افراد را محاکمه نکردند.
چرایی که شما میگویی من هم میگویم. در دوره اول مجلس، نماینده مجلس بودم، من فرمایشات شهید لاجوردی را به طور صد درصد قبول داشتم.
آن زمان بهزاد نبوی میخواست به عنوان وزیر صنایع رای اعتماد بگیرد، چنان جوی علیه بهزاد نبوی درست شده بود که من تصور میکردم که بیشتر از سه رای نیاورد، همه ما علیه بهزاد نبوی حرف زدیم.
موقع رای گیری آقای هاشمی از بهزاد نبوی چنان دفاعی کرد که همه ما مبهوت ماندیم، چنان مغز نمایندگان را تسخیر کرد که بهزاد نبوی که من خیال میکردم سه رای هم نمیآورد، 183 رای آورد. آقای هاشمی می گفت مملکت را بهزاد نبوی و میرحسین می توانند نگه دارند!
بعد که آقای هاشمی از آن بالا پایین آمد، رفتم پیش او و گفتم این طور که میگویند بهزاد نبوی دو بار در زندان مرتد شده، یک بار مسعود رجوی مسلمانش کرده و یک بار شهید رجایی. بیچاره شهید لاجوردی از بابت این ماجراها دارد نابود میشود، کشمیری را این آقا معرفی کرد، این آقا باید زیر سوال و پرسش برود.
آقای هاشمی در پاسخ به من گفت، این مملکت را بهزاد نبوی و میرحسین موسوی میتوانند نگه دارند نه عسگراولادی و بازاریها. به موتلفه گفتم که آقای هاشمی به شما هیچ اعتقادی ندارد
من به موتلفهایها هم گفتم که آقای هاشمی هنوز هم به شما هیچ عقیدهای ندارند آن زمان عقیدهاش اینگونه بود؛ حالا که دیگر هیچ!














یادداشت فوق العاده ای است که نشان آشکار از “حقانیت”ِ مردان عمل دارد.
این یادداشت را می توان با “جوانگرائی” به مثلث « مصطفی تاجزاده، علیرضا رضائی و فائزه هاشمی» و تقلب های انتخاباتی و حمایت “بیدریغ” این سه جوان (از نقطه نظر سیاسی این سه نفر واقعاً سرمایه های بی بدیل هستند.) از “میر حسین” ، پیوند زد.
در این خصوص یادداشتی منتشر شده که مایلم دوستان “کلمه” اگر صلاح دیدند در بخش دیدگاه بیآورند. استدلال “من” این است:
اگر روزی “هاشمی” این لیاقت و شجاعت را داشته که بگوید، مملکت را بهزاد نبوی و میرحسین می توانند نگه دارند. امروز هم “عمل گرایان عاقل” باید این شجاعت و لیاقت را داشته باشند که بگویند، مملکت را «مصطفی و علیرضا و فائزه» می توانند نگه دارند!
این صرفاً یک احساس خوب و یک پیشنهاد است!
یادداشت:
یک گام به پیش : چرا جنبش سبز ، اصلاحات و هر حرکت اجتماعی “غیر دولتی” در ایران به فائزه هاشمی،تاج زاده وعلیرضا رجائی بدهکار است
http://iranabadec.blogspot.com/2012/06/blog-post_08.html
بیایید قدردانی را “یاد بگیریم”!
خاطره ای شفاهی می تواند مقدمه موثر برای شروع این یادداشت باشد.
«در انتخابات مجلس ششم لیست 30 نفره ای از کاندیداهای “دوم خرداد” عمدتاً با محوریت روزنامه نگاران “دوم خردادی” تهیه و منتشر شد. لیست مورد حمایت “ایران آباد” آنروز با لیست دوستان “دوم خردادی” در دو نفر اختلاف داشت. فائزه هاشمی(به عنوان شرف “انسان ایرانی” و مدافع واقعی حقوق “زنان و جوانان”) و اکبر هاشمی رفسنجانی( به عنوان “عملگرا ترین سیاستمدار ایرانی” که همیشه “می داند”، “چه می خواهد و چه چیزی را می تواند بدست بیآورد”). سه نکته را قادر نیستم فراموش کنم.
1- سید ابراهیم نبوی تنها روزنامه نگار مطرح آنروز بود که با “حیائی” بسیار محترمانه از دوستان خود خواست که روشن نمایند، چرا نام “فائزه” در لیست دوم خردادی ها نیست؟(سید در این خصوص خودت چیزی بنویس!)
2- فائزه با احترام به “مبارزه ابلهانه ای که با حمله به اکبر هاشمی و بصورت بریدن شاخ بر بن” از طرف روزنامه نگاران “دوم خردادی” راه افتاده بود. حتی کوچکترین “گلایه” را از دوستان دوم خردادی “علنی” نکرد.
3- آن شد که شد! فائزه رای نیاورد. اکبر هاشمی بعد از انتخاب و در اعتراض به هجمه تاریخی “ابلهانه” –نظر این قلم است- انصراف داد. نزدیک به یک میلیون آرای صندوق ها توسط شورای نگهبان “جنتی” باطل شد. آقای علیرضا رجائی که برای اولین بار و از حرکت نوین “نهضت آزادی و ملی مذهبی ها” برای ساختن تاریخ ماموریت پیدا کرده بود، حذف شد و… حداد عادل به عنوان نفر سی ام وارد مجلسی شد که “تاج زاده انتخابات آنرا برگزار کرده بود.»
روز گار غریبی است، امروز مصطفی تاج زاده هنوز اعتقاد دارد که در هیچ دادگاهی که قبل از دادگاه “شکایت از جنتی” و در اتهام دخالت در انتخابات با باطل کردن نزدیک به یک میلیون از آرای مردم تهران، تشکیل شود، دفاع نخواهد کرد! علیرضا رجائی به جرم ماموریتی که مردم بر او قائل شده بودند و با ابطال آرای مردم تهران از انجام آن “معاف”شد، به جرم نکرده در زندان است! خانم الهه کولائی در سایت کلمه 18 خرداد مجلس ششم را بالاترین مجلس تاریخ ایران معرفی می کند(؟!) حداد عادل سودای ریاست مجلس و رویای ریاست جمهوری در سر دارد…
و تقریباً هیچ یک از اطلاح طلبان جرات اعتراف به “جهل” در بریدن “بن” “شاخه ای از درخت مدنیت ایرانی” که بدست آنها انجام شد را نداشته است.(جالب اینجاست که این دوستان از آدم هائی که جرائم بسیار بزرگتری داشته اند، انتظار دارند که مواضع بدست آورده را به راحتی تحویل بدهند)
و اما فائزه… بی هیچ گلایه ای از دوستان خود در میان اصلاح طلبان حکومتی، در انتظار “تحمیل هزینه زندان” برای اعتراض به نتیجه انتخابات 88 و حمایتش از “میر حسین” بر “گرده جناح حاکم و دولت انتصابی” آن است.
تحسین بر فائزه و صبوری و “عملگرائی” مثال زدنی او و دعوت از همه یاوران “ایران” برای قدر دانی از این “انسان ایرانی” وظیفه این یادداشت است.
آن کسانی که از بی عملی جنبش سبز “دل زده اند” و تاکتیک مبارزاتی می خواهند. می توانند و باید “قدردانی از فائزه” را به عنوان مهمترین کاری که “همین امروز می شود انجام داد” در پیش گیرند.
از سید ابراهیم نبوی انتظار دارم در این خصوص روشنگری بیشتری داشته باشند.
و بر این باورم که نباید “فریب” کسانی را خورد که “های و هوی دارند” بلکه باید “اعتماد” از دسته رفته را به یاوران واقعی جنبش که “سر به توی دارند” باز سازی کرد! و این “عین عملگرائی” است.
قدردانی ای که بطور کاملاً منطقی، همزمان با یادبود حماسه 22 خرداد و جنبش سبز می تواند،حلقه یاران واقعی “میر حسین موسوی” را که با استواری، صلابت و صبوری توسط “علیرضا رجائی، مصطفی تاج زاده و فائزه هاشمی” نمایندگی می شود در مقابل چشم “جهانیان” قرار دهد.
***
و… در پایان گزارش خبری میتینگ انتخاباتی 2 خرداد 1388 و سخنرانی فائزه هاشمی به نقل از آفتاب نیوز
(3 خرداد 1388): فائزه هاشمی هم در حالی که نوار سبزی به چادر خود دوخته بود، گفت: «اتفاقاتی خوبی در دوره سازندگی در کشور بوجود آمد، برای آنکه این اتفاقات از خاطرهها نرود مردم به سید محمد خاتمی رای دادند تا دوران سازندگی با افتخار ادامه یابد؛ اما امروز شرایط کاملاً برعکس آن روزها است. امروز و در این دوره، سرافکندگی نصیب ملت ایران شد و بر این اساس ما امروز به یک تغییر نیاز داریم تا بتوانیم در 22 خرداد هم پیروزیمان را جشن بگیریم».
وی گفت: «نمیشود در تعیین سرنوشت جامعه شرکت نکرد و انتظار معجزه داشت در انتخابات ریاست جمهوری 84 متاسفانه اصلاحطلبان با تعدد کاندیداها فرصت استثنایی را از دست دادند و این در حالی است که اگر در مرحله اول همه یکی شده بودند، 17 میلیون رای اصلاحطلبان در برابر 11 میلیون رای اصولگرایان را شاهد بودیم. امروز هم در همان شرایطیم، باید همگی بتوانیم تحلیل درستی از شرایط داشته باشیم. اگر به آمارها نگاه کنیم متوجه میشویم که رای اصلاحطلبان بیشتر از اصولگرایان است و اگر این فرصت استثنایی را هم از دست دهیم باز باید چهار سال دیگر بر خطایی که کردیم افسوس بخوریم».
این نماینده مجلس پنجم گفت: «کروبی و موسوی هر دو از چهرههای محترم اصلاحطلب هستند که دارای سوابق طولانی سی ساله در انقلاب هستند اما آنچه که مهم است این است که بتوانیم تشخیص دهیم کدامیک از این دو نفر پایگاه بیشتری بین مردم دارند و کدام به پیروزی نزدیکترند. مطمئناً اگر بر اثر خطای ما این دولت دوباره پیروز شود، امر بر رئیس دولت فعلی مشتبه میشود و خود را امامزمان میداند و خطاهای گذشته را با قدرت بیشتری ادامه مییابد. چرا که میگوید مردم با او موافق بودند و روشهای ما در این چهارسال درست بود».
فائزه هاشمی ادامه داد: «از موسوی و کروبی میخواهم تا انتخابات رفاقت و دوستیهای خود را حفظ کنند. چرا که به هیچ وجه نباید میدان را به رقیب بدهیم. نباید راه را اشتباه رفت و به جان هم بیافتیم».
وی ادامه داد: «در روش و منش میرحسین موسوی عقلانیت مشاهده میشود. به عنوان یک شهروند آرزو دارم کسی که از نظر آرا مردم در نظرسنجیها مقبولیت کمتری دارد به نفع آن یکی کنار برود».
) این شجونی از اون….کم سوادهای اطراف خامنه ای است! که برای عربده کشی به این و اون طرف میفرستند! ۲) یه وقتی بعد از انتخابات ۸۸ اومده بود سیمای میلی ! چه بی نزاکت راجع به شخصیتهای سابق نظام از جمله اقای مهاجرانی صحبت میکرد! و بعدها شنیدم اقای امامی کاشانی از اظهارات او به شدت نارحت شده اند! و انرا خلاق اخلاق و مروت دانسته اند! ۳) اقای خامنه ای در حالی چون شجونیها را گسیل داشته است! که هیچ حقی برای دفاع مخالفینش و معترضین باقی نگزاشته است! ۴) گسیل هتاکانی چون شجونی جز بر عمیقتر شدن بی اعتباری خامنه ای نمی افزاید!
ميان دوکس جنگ چون آتش است سخن چين بدبخت هيزم کش است.آقای شجونی توکه اينهارابلدبودی چرازودترنگفتی،امثال شمااگرازدستتان بربيايدانديشه پيامبران راهم به محاکمه ميکشانيد.البته خواهيدگفت مصلحت نبود،چون اسلام به خطرميافتاد!!!
واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند
آقای شجونی یک ضرب المثل ترکی ( ترکی استانبولی ) می گوید :
” آغزینی نونمایان هچ بیر یرینی توتاماز ” یعنی کسی که نتواند جلوی دهانش را بگیرد هیچ عضوی از بدنش را نمی تواند کنترل نماید !
این را بدان جهت نوشتم که هنوز زبان جناب هاشمی در دهانش آرام نگرفته خوشحال و بدوبدو رفتی سراغ موتلفه و : ” به موتلفه گفتم که آقای هاشمی به شما هیچ اعتقادی ندارد ” !
بفرمائید حضرتعالی غیر از نمامی و سخن چینی چه کاری بلدید ؟! البته از بلبل دولت احمدی انتظاری جز این بعید است !
اب کاش به جای این همه ” شور ” اندکی ” شعور داشتید تا از تجربیات وتوصیه های هاشمی استفاده می کردید ! قلم فرانسه
اگر هاشمی و بهزاد نبوی و میر حسین و .. چند ادم فهیم دیگر نبودند که متحجران و احمق هائی مانند شجونی کشور را به باد داده بودند .نمونه پس از سر کوب جنبش سبز امروز احمق هائی مانند شجونی کشور را با این همه درامد به پر تگاه سقوط بر ده اید و دنیا را بر سر ایران خراب کرده اید
و در درون کشور هم این همه نارضایتی و گرانی تورم اختلاس و زندانی سیاسی و انزوای سیاسی اقتصادی هنر متحجران و مستبدان و رانت خوارانی مانند شجونی به بار اورده اند و کشور را دارند به پر تگاه هدایت می کنند و تازه طلب کار هم هستند
اینجانب شخصا در زمان تعیین کابینه آقای شهید رجایی که آقای بنی صدر رئیس جمهور بودند از شهید مظلوم بهشتی شنیدم که فرمود اگر فقط مهندس موسوی و بهزاد نبوی را بتوانیم در کابینه داشته باشیم کفایت میکند و به کس دیگری نیاز نمی باشد این نشان از نزدیک بودن دیدگاه اقایان هاشمی و بهشتی داشته و دارد و دیدیم که 8 سال جنگ روی دوش همین دو نفر بود
این شجونی به گمونم دوست جون جونی کشمیری بوده. کیفی که هیچگاه باز نشده را می داند که داخلش بمب بوده. تنها شجونی است که از عزم کشمیری در انفجار جماران اطلاع دارد. اون سرهنگ بازنشسته چه ارتباطی با شجونی داشته که فهمیده به سربازش برای نفوذ در سیستم چه دستوری داده؟ شجونی از کجا اطلاع داشته که کشمیری با چه کسانی در ارتباط بوده؟ به هر حال خود شجونی متهم ردیف اول و عامل نفوذی است به استناد اطلاعات خودش که در اختیار افکار عمومی گذاشته. توبه کن!! گرچه با توبه هم شاید مشکل تو حل نشه. انفجار دفتر ریاست جمهوری رو به این سادگی نمی شه ازش گذشت!!!
جناب شجونی هاشمی فهمید که موتلفه خائن به بیت المال ملت هستند و توی کچ فهم نفهمیدی همه فهمیدند که نبوی از سر کینه جویی موتلفه است که الان در زندان بسر میبره و باز هم تو نفهمیدی و خودت رو به نفهمی زدی وای بر دروغ گویان و فریبکارن که خدا خوب دست شما خائنین و برای ملت رو کرده/
شجونی آنچه مسلم آنست که افرادی مانند تو و امثالهم از پس اداره این مملکت برنخواهید آمد، چنانچه تاکنون نیز ثابت کرده اید و نیازی به به اثبات آن نیست.
لعنت بر موتلفهایهای منافق و سپاهی های فاسد
شجونی جان!؟ بازهم در وغ! اونم به این
بزرگ————————-ییییییییییی
خدارا شاکرم که دشمنان این ملت را دسته ای ابله قرار داده!!!
این شجونی همان شجونی آدم خوار است که بعد از انتخا بات گفته بود اگر بدهند من خرخره سران فتنه را میجوم
صد البّته ازکوزه همان تراود که دراوست این ادبیات وادب او از بالاایها یش سرچشمه میگیرد
یاحسین میرحسین
آنچه از فحوای کلام این معمم آخرت فروخته استنباط می شود این است که او می گوید مردم و مجاهدانی که انقلاب کرده بودند جملگی نفوذی بوده اند و این عناصر نان به نرخ روز خور عیاش هرزه دهان و متملق قدرت نیروهای اصیل انقلاب . به این آقای فحاش دهان چاک باید گفت لابد امام خمینی ره هم نفوذی انقلاب بود که با سرسختی در جلوی رئیس جمهور آن زمان که امروز به طاغوتی مثال زدنی تبدیل گشته ایستاد و اجازه نداد موسوی نجیب و خردمند در حاشیه قرار گیرد.و لابد ایشان رهبر غدار ش با کمک همفکرانش برای اینکه موسوی را نمی توانست تحمل کند تنها راه کنار نهادن موسوی از تصمیم گیری های انقلاب را طرح اصلاح قانون اساسی را به میان آورد و پست نخست وزیری را به منظورطرد موسوی در دستور مجلس اصلاح قانون قرار داد واین نهاد را یعنی موسوی را حذف کرد . تا شایدآن کینه … التیام یابد.شجونی ابله نیست که نداند . اما بی تردید از همان طایفه ” اولئک کالانعام ” ” بل هم اضل ” است که رشوه و دزدی و شهوت و چاکری قدرت چشمانش را کور و گوشهایش را بسته و دلش را انبان جهالت کرده است. به اصطلاح آقای شجونی شاید شما بمیرید و روزی را که مردم هوشمند در جایگاه بایسته خود قرار گیرند و بزرگداشت سقوط رهبر بی مروتتان را جشن گیرند نبینید. اما نسل و فرزندان شما تا رذالت هایتان در خاطره مردم باقی بماند شرمنده و بی آبرو و مایه استهزا قرار خواهند گرفت . آیا رتبتی بر نسل شریح و خولی و درندگان دیگر تاریخ اسلام وجود دارد.؟ ببافید و بگیید و صفحات جراید را به هرزه گویی های کذب خود آلوده کنید.جان خود را به بهیمیت و بدتر ازآن نزدیک می سازید. قطعا امروز شما نه می شنوید و نه می بینید و نه درک می کنید. شکر خدای را گواریتان باد.
امثال شجونی که بی تربیتی و بی نزاکتی رو با تمام بی حیایی حتی به رسانه ی میلی هم رسونده بودن ارزشی واسه ی اینکه نظر بدن یا نظرشون حتی مورد تحلیل قرار بگیره ندارن. کسانی مثل ایشون زیادن که موقع انقلاب معلوم نبوده توی کدوم سوراخ موش قایم شده بودن و موقع جنگ اولین نفراتی بودن که قبل از عملیات اسهال میشدن و منتقل میشدن پشت جبهه و …
فهم و شعور مردم خیلی بیشتر از اونه که آقایون فکر میکنن. حیف که تیغ دین، روی گردن این مردم بدبخت قرار داره، وگرنه…
بلایی که سر قذافی آمد به زودی سر شجونی ها خواهد آمد
سلاسلام به همه ایرانیا. برید کتاب در دامگه حادثه رو بخونید تا ببینید این اقای شجونی چه ادمیه.
ا
ننگ بر واپسگرا یان قدرت طلب و احمق مانند شجونی ها کشور را تا تکه تکه نکنند از پای نخواهند نشست .خا منه ای از خودش باید شرم و حیا کند
که برای حفظ قدرتش از این نادان ها و متحجران و سرکوبگران کمک می گیرد
شجونی خودت هم میدانی که آدم حقه بازی هستی و تمام این حرفها را برای لفت و لیس بیشتر میزنی. اگر قرار باشد به حساب هایت برسند در این دنیا جایت در زندان و سیاهجال است و اگر دنیای دیگری هم باشد جایت در اعماق جهنم سوزان ای مرد دغل و حقه باز و شکمباره فاسد
شجونی وای به روز خشم ایرانیان.
خوبه دیدین که با شاه چیکار کردن.شماها از پهلوی به مراتب خاین تر و وابسته تر دزدتر و بی شرفترین.
&&&&&&&&&&&&&&^^^^^^^^^^^^^^^^^^^&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
احمق هائی مانند شجونی کشور را با این همه درامد به پر تگاه سقوط بر ده اید
و دنیا را بر سر ایران خراب کرده اید
و در درون کشور هم این همه نارضایتی و گرانی تورم اختلاس و زندانی سیاسی و
انزوای سیاسی اقتصادی هنر متحجران و مستبدان و رانت خوارانی مانند شجونی به بار اورده اند و
کشور را دارند به پر تگاه هدایت می کنند و
تازه طلب کار هم هستند
Thank You…. Very Well Said
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
جعفر شجونی (متولد ۱۳۱۱) عضو جامعه روحانیت مبارز تهران و از حامیان محمود احمدی نژاد به شمار میرود.[۱]
او بنابه گفتهٔ خود، از همراهان نواب صفوی در دوران مبارزه با نظام پهلوی بوده است. وی پس از انقلاب مسئول اداره کاخ شمس پهلوی و نماینده دومین دوره مجلس شورای اسلامی و به گفته خودش از بازجویان زندان اوین بوده است.
وی در جریان غارت و فروش اموال کاخ مروارید متعلق به شمس پهلوی در مهرشهر کرج، با اتهاماتی مواجه شد به گونهای که خبرگزاریهای خارجی عکسی از او منتشر کردند در وضعیتی که یک لباس خواب پرونوگرافیک زنانه را در حراجی کاخ مروارید سر دست گرفته تا بفروشد.[۲]
وی در پاسخ به این اتهامات چنین میگوید:
«وقتی که حکم امام به دستم رسید و برای بررسی به کاخها رفتیم، دیدیم تمام شیشههای بزرگ شکسته شده و دزدها کاخ را غارت کرده بودند. تنها جعبهها و چمدانهای خالی، مقداری لباس (شلوارهای لی و لباسهای مردانه و زنانه) که غالبا مال کارگرهای کاخ بود مانده بود. چند سگ به جای مانده بود که فقط فیله میخوردند و ما پول نداشتیم که به آنها بدهیم. مسؤولین شورای اداره کاخ تصمیم گرفتند که برای جلوگیری از اتلاف بیت المال تعدادی گلدان، چند سگ و چند دست لباس باقی مانده را حراج کنند و بفروشند. این اموال به قیمت هفتصدهزار تومان فروخته شد. خدا شاهد است که در آن زمان سی و پنج هزار تومان از جیب خودم که خرج خانوادهام بود و آنوقت این مبلغ خیلی عزیز بود را برای خدا خرج کردم. در حضور مسؤولین دو گاو صندوق را شکافتیم. خدا شاهد است که به قدر دویست تومان در گاو صندوقها نبود که بتوانیم مزد کلید ساز را بدهیم. یک بار یکی از پاسدارها به من گفت: حاج آقا شما که نماینده امام هستید به ما مقداری پول برسانید والا مجبورم که اسلحهام را در کردستان بفروشم. بنیاد مستضعفان هم بارها گفته بود که ما دو سه تا دویست و پنجاه هزار تومان به آقای شجونی دادیم که ایشان مصرف نکرد و به ما برگرداند. این یک نقطه ضعفی برای روزنامهها بود که بیکار و بی عار بودند و از این چیزها مینوشتند. بنده ادعا میکنم که خوشنامترین روحانی هستم و به قدر یک هزار تومان به این جمهوری اسلامی ناخنک نزدهام.» [۳]
http://www.masoudbehnoud.com/2009/02/blog-post_17.html
http://fa.wikipedia.org/wiki/جعفر_شجونی
مردک شما ها بذر تزویر را کاشته اید به جای اینکه ببینید چه کسی توانایی اداره کشور را داره رفتید سراغ اینکه کی زودتر نماز میخوانه اینم حاصلشه که دینداران واقعی در زندان و مشتی دزد پشت سر شما . اتفاقا امثال نبوی وموسوی به درد این کشور می خورند نه فاسدان سپاهی و اطاعاتی .
آقای شجونی باید از موتلفه حمایت کند زیرا که مواجبش را آنها میدهند! باور نمیکنید از خودش بپرسید، اصلا من میپرسم:
آقای شجونی ،آیا موتلفه(بازاری زالوصفت) پول خمس مالش را بتو میدهد یا آن کارگر نگون بخت قراردادی که حتی استخدام هم نمیشود؟ ترا بخدا انصاف داشته باشید، مگر میشود آقای امثال شجونیها ( اسبهای تروای شیطان) از موتلفه پول بگیرند ولی از مردم عادی و نمایندگان آنها حمایت کنند؟
یا حسین میر حسین
چندین سال قبل حتی خیلی پیش از روی کارامدن اقای احمدی نژادیکروزدرجایی کنار اقای شجونی نشسته بودم باچندتن نفر ازدوستان که مشغول بحث پیرامون مسایل وقت بودیم که در ان محفل ایشان به صراحت اعلام نمودند قانون یعنی چه؟! ما یک کتاب لمعه (کتاب حوزویست مربوط به احکام فقهی چون طهارت:صلات:صوم:زکات و……) داریم که کافی است بجای قانون!!! ………والبته این بینش درست مربوط به زمانیست که ایشان دیگر برای نمایندگی مجلس رای نیاورده بودند. العاقل یکفی بالاشاره
دوستان گرامی اولا اظهارات ایشان و امثال ایشان انقدر اهمیتی ندارد که این تعداد نظر داده شود . دوما اینکه ممکن است که واقعا ایشان از نظر مالی مشکلی نداشته باشد. ولیکن به قول ان شعر معروف که مگوید….هزار کار کنی که می غلام است ان را این اقا با داشتن عبا و عمامه یعنی در کسوت روحانیت بودن که اقتضاعات خودش را دارد مثل داشتن اخلاق علوم و معارف کافی انصاف برخورد پدرانه در مسائل و….که متاسفانه نه تنها این اوصاف را ندارد بلکه بر عکس مواضعی را می گیرد که متاسفانه شبیه افراد ارذل و اوباش فاقد اخلاق و ادب می ماند . دیگر اینکه اخیرا پرویز ثابتی از مسئولین ساواک نظام گذشته به ایشان و تعدادی دیگر اتهام هائی وارد کرد که ایشان به زعم خود پاسخ داده اند بله ممکن است در مسائل مالی مشکلی نباشد ولیکن در مسائل اخلاقی چی ؟ ثابتی به بعضی دیگر هم اتهام زد که دیدیم بعد از انقلاب توسط دادگاه به خاطر همان اتهامها اعدام شدند . شاید ایشان به خاطر همین نمامی ها و یا دوستیها و شاید هم انشائ اله توبه از ان اتهام ها رها شدند که امید است که به خود ایند و نسبت به این لیاس به شئونات ان ملتزم باشند . همچنین از همه دوستان تقاضا داشته از الفاظ رکیک و توهین خودداری ورزند که فرقی با ایشان مشاهده شود .
بابا این شجونی که عددی نیست اینقد راجع بهش می نویسید ما باید به این آدمای حقیر توجه نکنیم مشکل ما شخص خامنه ای با رفتارهای دیکتاتور مآبانه اش است نه امثال شجونی ها که نزد ملت ایران به تفاله ای نمی ارزند.