سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ماجرای سربازی که نجات بازماندگان یک روستای زلزله‌زده را به حضور در کنار خانواده‌اش در اهر ترجیح داد...

ماجرای سربازی که نجات بازماندگان یک روستای زلزله‌زده را به حضور در کنار خانواده‌اش در اهر ترجیح داد

چکیده :آن افسران در بازگویی خاطرات آن شب از یک سرباز اهل شهرستان اهر صحبت کردند که خود را به کوه آوار در روستای باجه باج زده بود. می گویند این سرباز که خانواده خودش گرفتار زلزله شده بود، هرچه اصرار کردند برود سراغ خانواده خودش نرفت و در همین روستا به امدادرسانی به مردم مصیبت دیده اقدام کرد. آن افسران گفتند که هرچه اصرار می کردیم ، برود، او نپذیرفت و می گفت فرقی ندارد همین حالا دیگرانی به خانواده من کمک می کنند و به دادشان می رسند. آن سرباز اهری آن شب تا صبح در عملیات نجات در همین منطقه ماند و تعدادی از زیر آوار مانده ها را نجات داد....


لرزش زمین و وقوع زمین لرزه در منطقه آذربایجان شرقی، یکباره همه جا را خاموشی فرو برد و به جهنمی از آه و ناله و هوار تبدیل کرد. صدای فریادهای کمک کمک مردم و ناله ها و ضجه های زیر آوار ماند و دیگر انتظار! انتظار دستان مهربان و فریادرس!، اما ساعاتی طول نکشید که آفتاب هم غروب کرد و تاریکی و ظلمات بر وحشت آن شب افزود.

اولین هایی که سراسیمه برای نجات واماندگان زیر آوارها و جان های زیر تل آوار مدفون شده شتافتند ، مردم بودند که با تمام وجود خود را به آوارهای برجا مانده از زلزله های 6 و 2/6 ریشتری شهرهای اهر، هریس و ورزقان زدند، اما بزودی روشنایی جایش را با تاریکی شب عوض می کرد و این درحالی بود که هنوز نیروهای امدادی وارد منطقه نشده بودند. این درحالی بود که مردم هم با دست خالی و بدون امکانات و تجهیزات کار زیادی نمی توانستند انجام دهند.

اهالی مناطق زلزله زده که می گویند آن شب دقایق و ساعات سختی را تا بامداد فردا گذرانده اند، به نیکی از نیروهای گردان 786 تکاور لشگر 21 حمزه یاد می کنند. آنها اولین یگانی بوده اند که وارد منطقه شده و چه مردانه و نیک نشان دادند که حافظان واقعی مرز و بوم و مردم خود هستند؛ قهرمانانی که به نوشته خبرنگار ایرنا، هرچه به آنها اصرار شده عکس و فیلمی از آنان تهیه شود، حاضر نشدند جلوی دوربین قرار بگیرند.

خبرنگار ایرنا می نویسد:‌ یک اکیپ از این غیور مردان را در حومه ورزقان پیدا کردیم که بعد از چهار روز تلاش بی وقفه و بعضا توام با گرسنگی با جمعی از بچه های هلال احمر و امداد و نجات سرگرم صرف غذا و استراحت بودند.

آنطور که گفته می شود تکاورانی که از اولین ساعات شنبه شب خود را به منطقه آسیب دیده رساندند با تمام وجود وارد عمل شده و تا رسیدن نیروهای امداد و نجات توانستند 80 نفر از مردمی را که زیر آوار گرفتار شده بودند، زنده خارج کنند و روستای ‘باجه باج’ یکی از روستاهایی بوده که این نیروها آن شب بی وقفه تا بامداد تلاش کردند.

هر چه اصرار می کردیم افسر ارشد این نیروها حاضر به گفت وگو و معرفی خود نبود و راضی نبود که نامی از وی برده شود. جالب اینکه بقیه نیروهای این گردان هم اینچنین بودند.

فرمانده می گفت ما به وظیفه خود عمل کرده ایم. برای خدا و بدون چشمداشت. این افسر تکاور ادامه داد: ما نه به تعریف و تمجید نیاز داریم و نه دوربین لازم است و نه هیاهو و سر وصدا ، ما برای حفظ آب و خاک و حراست از مرزها همواره آماده ایم و هر زمان هم که لازم باشد برای امداد و نجات و یاری رسانی به مردم کشور عزیزمان خواهیم شتافت و این را وظیفه ذاتی خود می دانیم.

خاطراتی از آن شب و چگونگی عملیات نجات

یکی از آنها گفت ، غروب شنبه آماده برگزاری شب قدر بودیم و یک هیات هم ما را برای افطار دعوت کرده بود، اما هنوز چند ساعتی به اذان مانده اطلاع دادند که زلزله رخ داده و ما نیز خود را به سرعت به یگان های خود رساندیم.

این افسر تکاور ادامه داد: دقیقا لحظاتی بعد از اذان مغرب وارد منطقه شدیم. فضای عجیبی بود، نه برق بود نه آب و تنها مردمی بودند که دل به یاری ما بسته و چشم به دست های ما دوخته بودند. خیلی از مردم عادی حدود دو ساعتی بود که برای نجات زیر آوار ماندگان تلاش می کردند و با دیدن ما خوشحال شدند. اما واقع این بود که حس می کردیم وارد جهنم شده ایم.

آن افسران در بازگویی خاطرات آن شب از یک سرباز اهل شهرستان اهر صحبت کردند که خود را به کوه آوار در روستای باجه باج زده بود. می گویند این سرباز که خانواده خودش گرفتار زلزله شده بود، هرچه اصرار کردند برود سراغ خانواده خودش نرفت و در همین روستا به امدادرسانی به مردم مصیبت دیده اقدام کرد.

آن افسران گفتند که هرچه اصرار می کردیم ، برود، او نپذیرفت و می گفت فرقی ندارد همین حالا دیگرانی به خانواده من کمک می کنند و به دادشان می رسند. آن سرباز اهری آن شب تا صبح در عملیات نجات در همین منطقه ماند و تعدادی از زیر آوار مانده ها را نجات داد.

افسران تکاور همچنین خاطره دیگری از مردانگی های نیروهای گردان خود را بازگو می کردند؛ از جمله سربازی اهل جنوب کشور به نام ‘آرمان’ که آن شب در روستای ‘گلنبر’ بدون نوشیدن حتی یک جرعه آب تا بامداد تلاش کرد و جان تعدادی از هموطنان مصیب دیده و آسیب دیده را نجات داد.

یکی از افسران می گفت : آخرین موردی که با کمک آرمان از زیر آوار خارج کردیم، پیرزنی بود که تحویل خانواده اش دادیم و سپس عازم کمپ شدیم. آرمان بعد از پایان عملیات نجات، حال خوبی نداشت و ما ابتدا فکر می کردیم او که فقط به تنهایی 5 جسد را از زیر آوار خارج کرده بود، از نظر روحی به هم ریخته است. اما بعد متوجه شدیم که او در تمام 30 ساعت گذشته حتی یک قطره آب نخورده و یک لحظه نخوابیده است.

تکاوران و سربازان ارتش آن شب خیلی از حادثه دیدگان را از زیر آوار خارج کردند و آنطور که فرمانده شان می گفت هربار که جسدی را در می آوردند ، همراه بازماندگان گریه می کردند…


22 پاسخ به “ماجرای سربازی که نجات بازماندگان یک روستای زلزله‌زده را به حضور در کنار خانواده‌اش در اهر ترجیح داد”

  1. ناشناس گفت:

    محمد خاتمی
    ارتش نه برای سرکوب ملت،بلکه برای دفاع از ملت باید بکار گرفته شود.

  2. ناشناس گفت:

    با سلام گروه اجتماعی و جامعه شناسی کلمه
    لطفاً تا بعد از ظهر امروز تو رو به خدا تمامی سرویس های اجتماعی را ول کنید و فقط برای تنظیم ونوشتن مقاله خدمت سربازی وقت بزارید قسم میخورم هزارن هزار کامت برای این مقاله از سوی جوانان پاک این سرزمین نوشته میشود و جواب دهن شکنی به سروان های کثیف سپاه پاسداران می باشد که برای اینکه درجه سرگردی خود را بگیرند تحدید به دژبان فرستاند درب منزل میکنند و ……………………

  3. ایرانی گفت:

    این غیور مردان ارتش چه شب قدری برگزار نموده اند.
    سر تعظیم فرود می آورم بر این همه انسانیت.

    به امید ایرانی آباد و آزاد
    یا حسین میرحسین

  4. aria گفت:

    nnnدرود برشما وآندسته ازخدمتگزاران واقعی این مرز و بوم

  5. مچ بند سبز گفت:

    به رسم احترام سر تعظیم فرود می اوریم

  6. ناشناس گفت:

    ملت پناه ارتش
    ارتش فدای ملت

  7. ali گفت:

    هنوز هم غیرت پیدا میشود

  8. مادرسبز گفت:

    اشک شوق فقط اشک شوق همین!

  9. ناشناس گفت:

    مردان ارتش همیشه غیور و از مردم بوده اند. به همین خاطر هم روز بروز محدود تر می شوند و …

  10. عباس گفت:

    ارتش در هشت سال دفاع مقدس هم بدون هیاهو و جنجال با دشمن متجاوز جنگید و امروز هم سهام خواه و طلبکار از مردم نیست اگر چه تبلیغات یکسویه سعی در کمرنگ نشان دادن نقش او در جنگ دارد .

  11. ناشناس گفت:

    درود بر ارتش که از جنس مردم است

  12. زبان سبز گفت:

    این انسان ایرانی بودن خودش را نشان داد بعد ارتشی بودنش را با درود فراوان به تمام ازادگان این سرزمین

  13. هموطن گفت:

    درود بر ارتشیان غیور

  14. ناشناس گفت:

    درود بر سر باز واقعی وطن . امید وار هستم که خانواده اش اسیبی ندیده باشند

  15. ناشناس گفت:

    او رهبر واقعی مردم است .نه خا منه ای و احمدی نژاد

  16. ناشناس گفت:

    منم سر تعظیم در برابر این همه گذشت فرود می اورم و به نشانه احترام به این سر باز عزیز

  17. ناشناس گفت:

    صدا سیمای ولایت مطلقه باید از این عزیزان ارتشی خجا لت بکشد

  18. ناشناس گفت:

    Damesh garm, kheyli marde

  19. علی گفت:

    سربازی که به فساد و جنایت آلوده نباشد به مفهوم واقعی سرباز وطن است و ارتش ما هم پاک و وطن دوست است امید که همیشه سرفراز باشند در راه خدمت به طموطنان و آزادی شان.

  20. ماهان گفت:

    بهترین جملات وتحسین ها در برابر کار بزرگ و انسانیت ارزشی ندارد.درود بر تو

  21. روزبه گفت:

    قابل توجه سردمداران غیر مسوولی که فقط برای گرفتن عکس و فیلم یادگاری و نشان دادن دستبوسی مردم زلزله زده به دوربینها به آذربایجان رفتند.

  22. اسد گفت:

    این ارتش ارتش ولایته رود خدا برارتشیان ولایت