سعید حجاریان: نقد احمدی نژاد باید از روز اول شروع می شد
چکیده :یک خرده باید مسامحه کرد، یک مقدار باید گفتوگو کرد، ما با هم کم گفتوگو میکنیم. بالاخره باید نقاط مشترك را استخراج كرد. من معتقدم اصولگراها هم اصلاحطلبند.حجاریان معتقد است: تجربه نشان داده که راه تندروانه و رادیکال ثمر نمیدهد؛ یعنی نداده. باید از روز اول نقد دولت احمدی نژاد آغاز میشد. اصولگراها از اول حامي دولت بودند، برنامهاش را تایید کرده بودند و با او همراهی...
سعید حجاریان بر این باور است که اصلاحات به صورت بالقوه پایگاه دارد، اما فعلیت ندارد. مردم ایران هم بیشتر دنبال برخورد اصلاحطلبانه و متعادل هستند.
وی که با روزنامه آرمان گفت و گو می کرد گفته است: یک خرده باید مسامحه کرد، یک مقدار باید گفتوگو کرد، ما با هم کم گفتوگو میکنیم. بالاخره باید نقاط مشترك را استخراج كرد. من معتقدم اصولگراها هم اصلاحطلبند.
حجاریان معتقد است: تجربه نشان داده که راه تندروانه و رادیکال ثمر نمیدهد؛ یعنی نداده.
او می گوید: باید از روز اول نقد دولت احمدی نژاد آغاز میشد. اصولگراها از اول حامي دولت بودند، برنامهاش را تایید کرده بودند و با او همراهی کردهاند، نمیتوانند مسئولیت را نپذیرند، آنها در قبال کارهای دولت مسئولیت دارند.
متن کامل این گفت و گو به شرح زیر است:
هفته دوم تیرماه همراه با یکی از سرداران دفاع مقدس به ملاقات دکتر سعید حجاریان رفتم. قصدی برای مصاحبه در میان نبود اما از آنجایی که گپ و گفت رد و بدل شده به موضوعاتی کشیده شد که مساله این روزهای حوزه سیاسی بود، با پیشنهاد انتشار بخشی از آن مخالفت نشد. اهمیت این گپ و گفت، صراحت آن است، در فضایی که خیلیها در لفافه حرف میزنند! حجاریان اهل ایدهآلنگری نیست و سخنش از جنس برنامه عمل است؛ حتی زمانی که میگوید باید گفتوگو کرد، دو طرف را به تسامح فرامیخواند. دو طرفی که به اعتقاد او هر دو در واقع اصلاحطلبند، البته هر کدام از زاویهای؛ لذا در فضای سیاسی کنونی نیز زمینههای مشترکی برای گفتوگو دارند؛ چه در باب اقتصاد و چه آسیبهای اجتماعی و امثالهم.
آیا هنوز اصلاحات زنده است؟
بله، اصلاحات زنده است. اما اصلاحات مثل هلو بپر تو گلو نیست. باید خشت روی خشت گذاشت و کار کرد. براي اين كار هم تشكيلات و سازمان يك نياز ضروري است.
الان که وضعیت فعالیت حزبی را میدانید؛ چه میتوان کرد؟
شما نگاه کنيد، تشکیلات که فقط حزب نیست. مگر کار تشکیلاتی فقط کار حزبی است؟ در كنار کار حزبی فعاليت ان.جی.اوها، کارهای عامالمنفعه و نظاير آن نيز ميتوانند بستري براي ايجاد سازمان و تشكيلات باشند. نگاه کنيد به اخوانالمسلمين در مصر آنها همواره اصلاحطلب بودند. چه در زمان ناصر يا سادات و مبارک؛ صبر کردند و الان ثمرش را بردند. یا در ترکیه، زمان اوزال و اربکان يا همین آقای اردوغان. چقدر کار کردند؟ اصلاحات، کار فوقالعاده میبرد برادر من.
یعنی 70 سال دیگر؟
باید کار کرد، کار نکنیم 100 سال دیگر هم اتفاقي نميافتد.
فکر می کنید در این 15 سال اصلاحات به جلو رفته یا عقب؟
اصلاحات هنوز جان دارد. شما نگاه کن به همین الان؛ خود خاتمی اگر کاندیدا شود در ایران چقدر رای دارد؟
خب شاید اصلا درست نباشد که دوباره کاندیدا شود …
حالا اگر بشود چقدر رای دارد؟
اگر خود خاتمی بشود البته رای دارد، …
بله، او نسبت به هر کسی راي بالاتري دارد؛ پس ميبينيد كه اصلاحات به صورت بالقوه پایگاه دارد، اما فعلیت ندارد. مردم ایران هم بیشتر دنبال برخورد اصلاحطلبانه و متعادل هستند.
مصداقی بفرمایید که یعنی چه؟
یعنی کاراکتری مثل خاتمی را میپسندند.
مگر کس دیگری مثل خاتمی هست؟
بله، خود خاتمی هست!
یعنی به نظر شما اصلاحات نیروی جایگزین دارد؟
بله بالاخره خاتمی نباشد، یکی دیگر. مردم میگویند بالاخره خاتمي نقطه تعادلی در جامعه است. با اینکه به او انتقاد هست. میخواهم بگویم که در عین حال اصلاحات هنوز هم رای دارد؛ رای بالايي هم دارد.
ممکن است که کسی مثل عبدالله نوری وارد جرگه انتخابات شود؟
بعید است. او خودش هم اعتقاد دارد که خاتمی هنوز در کشور بالاترین رای را دارد.
فارغ از موضوع معرفی کاندیدا، آیا فضای انتخابات سال آینده میتواند باعث انسجام نیروهای اصلاحطلب شود؟
بالاخره انتخابات یک فرصتی است برای فعالیت و سازماندهی. وقتی کاندیدایی در صحنه باشد لاجرم ستاد اتنخاباتي ايجاد ميكند و در استانها و شهرستانها نيروها را دور هم جمع ميكند.
فکر نمی کنید اصلاحطلبان بايد به انتخابات شوراها بیش از ریاستجمهوری اشتیاق نشان بدهند؟
شاید. این کار از جنس فعاليتهاي اخوانالمسلمين است.
برخی می گویند که اصلاحطلبان چطور میتوانند در انتخابات سال آتی شرکت کنند که توقع پیروزی داشته باشند؟
الزاما هدف از شرکت در انتخابات، پیروزی نیست. سال 76 اصلا قرار این نبود که پیروز بشویم، هیچ تصوری هم نداشتیم، می گفتیم که 6- 5 میلیون رای بیاوریم که بتوانیم بعد از انتخابات کار کنیم. بنابراین فعالیت در انتخابات الزاما با هدف پیروزی نیست.
به نظر شما اولویت اصولگراها برای انتخابات سال آینده چه میتواند باشد؟
اصولگراها بهتر است دنبال یک فرد معتدل بگردند، البته هر کسی که بخواهد دولت را به دست بگیرد كار بسيار مشكلي پيشرو دارد.
به اصلاحطلبان برگردیم؛ الان چطوری میشود از موانع عبور کرد؟
یک خرده باید مسامحه کرد، یک مقدار باید گفتوگو کرد، ما با هم کم گفتوگو میکنیم. در اين زمينه اخيراً مقالهای منتشر كردم كه در آن شرايط و نيازهاي گفتوگو را شرح دادم؛ ضرورت و چگونگی گفتوگو برای عبور از همین موانع.
ابزار گفتوگو چیست، آیا زمینهای برای گفتوگو وجود دارد؟
گفتوگو واسطه میخواهد. فرض کنيد اگر من حرف شما را نفهمم، باید دنبال مترجم يا واسطه بگردم يا اگر من حرف یک رقیب را نفهمم باید واسطهاي پيدا كنم تا باب گفتوگو باز شود.
حالا واسطه وجود دارد؟
واسطه همیشه وجود دارد. اگر بین ایران و غرب وجود دارد، چطور بین ما و هموطنمان نیست؟ حتما هست.
نقاط مشترکی وجود دارد؟
بالاخره باید نقاط مشترك را استخراج كرد. من معتقدم اصولگراها هم اصلاحطلبند. هر چند به اين شكل آن را ابراز نميكنند. اصلاحطلبان و اصولگراها هر دو میگویند که مشکلاتی وجود دارد و این نقطه مشترک بزرگی بين ما و آنهاست. منتها یک عده میگویند باید سریع وارد عمل شد ما می گوییم که اگر توان دارید بروید اما ما نیستیم. ما میگوییم که مشکل هست و بايد مشکل را حل كرد. در اين زمينه حرف ما با آن اصولگراها یکی است. پس میشود با آنها صحبت کرد؛ منتها آنها میگویند اینجایش اینطوریاست، ما می گوییم آنجایش آنطوریاست. باید صحبت کرد که در کجاها مشترک هستيم. مثلا بر سر اقتصاد، خیلی از نظراتمان مشترک است، پس میشود راه آمد. یا در دیگر حوزهها، مثلا در زمینه مواد مخدر، یا آسیبهای اجتماعی، قتل، چکهای برگشتی و غیره؛ مگر اینها موضوع نیستند؟ مگر اینها آسیب نیستند؟ پس میشود صحبت کرد. حالا درباره موضوعات سیاسی دیرتر میشود صحبت کرد ولی در موضوعات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی میشود با آنها نشست و صحبت کرد. بايد گفتوگو کرد تا کمکم باب گفتوگو باز شود؛ البته با بخشی از اصولگرایان. چون طيفي از اصولگرایان هم میگویند كه باید كلا آتش زد، چون تجدد و مدرنیته باعث آفت است؛ در دو طرف دیدگاههای متفاوتی وجود دارد.
این تسامح از طرف ما اصلاحطلبان در چه زمینهای باید صورت بگیرد؟
ما که پیادهایم، آنها باید تسامح کنند.
در انتظاراتمان چطور؟
انتظار ما خیلی بالا نیست. اصلا نمیخواهیم در انتخابات کاندیدا بشویم؛ مجلس هم نخواستیم برویم، به دولت هم نمیرویم، ولی کار خیریه که میتوانیم بکنیم. به اندازه اخوانالمسلمين که باید بتوانیم کار کنیم.
پس برای سال آینده چه؟
برای الان وصال نمیدهد، اول از همه تفاهم است. ازدواج هم که بخواهد سر بگیرد، اولش کلی کار دارد. بلهبرون دارد، باید بروند و بیایند، آشتیکنان دارد و …
البته در این مدت انتظارات دوطرف هم بالا رفته …
نه، الان دیگر پایین آمده است.
و به اصلاحات راضی میشوند؟
تجربه نشان داده که راه تندروانه و رادیکال ثمر نمیدهد.
شما چه فکر می کنید؟
از مردم باید پرسید. رسیدن به نتیجه با چه هزینهای؟
البته هر جایی برای خودش راه خودش را دارد.
بعضیها مشابهسازی میکنند.
بالاخره باید فکر کرد، راه ما با راه هر کدام از اینها فرق دارد. راه ما یگانه است.
هفت سال از عمر دولت احمدینژاد گذشت و الان سال آخر است. برخی در ابتدا آن را نقد نکردند و برخی از همان ابتدا شروع کردند. آیا نقدهای مطرح شده به موقع بود؟ آیا نقدهای مطرح شده از طرف اصلاحطلبان در این سالها، نقدهایی پرمایه بود؟
من خودم اعتقاد داشتم که باید حتماً از روز اول نقد دولت را آغاز كرد، منتها دوستان معتقد بودند كه اول کار دولت نبايد نقد كرد و بايد منتظر نتايج اقدامات بمانيم سپس نقد كنيم.
این اتفاق افتاد؟
نه، واقعا کمکاری شد.
نقدهای مطرح شده چطور بود؟
نقد خوب كم شد. دوزاری اصولگرها هم دیر افتاد. میشد که ما دوزاری اصولگراها را زودتر بیندازیم. آنها هم دیر به صحنه آمدند.
بالاخره سال آخر شروع شد، امیدی به نقدهای جدی هست؟
الان کمکم نقدهای خوبی دارند میکنند؛ مقالههای خوبی نوشته میشود.
توسط چه کسانی؟
توسط خيليها، حتی بعضی از اصولگراها. آنها مغبونند، میخواهند جبران مافات کنند.
اینطوری فضا را هم در دست میگیرند و میگویند که خودمان نقد میکنیم…
نه، چون آنها از اول حامي دولت بودند، برنامهاش را تایید کرده بودند و با او همراهی کردهاند، نمیتوانند مسوولیت را نپذیرند، آنها در قبال کارهای دولت مسئولیت دارند. کما اینکه ما هم در مقابل عملکرد خاتمی مسئولیت داریم.
پس با این اوصاف خود شما در مورد عملکرد این دولت تعمق کردهاید؛ فکر میکنید مهمترین حوزههایی که نقد به آنها وارد است، چیست؟
همه حوزهها. اقتصاد، سیاست خارجی، فرهنگ، سیاست داخلی و نحوه اداره کشور؛ همگی قابل نقد است.














دنبال مقصر نگردید احمدی نژاد ماموریت خود را بخوبی زیر لوای مصباح یزدی و ولایت فقیه انجام داد.و امریکا و اسرائیل در خواب هم نمیدیدنند همچون خائن زبر دست در داخل هست که راحت سیاسیون را زجر گش و اقتصاد را ویران گشور و ملت را معدوم کند.نمایندگان هم انتخاب ضد انقلاب بودنند.نه انتخاب مردم
آقای حجاریان از قرار فراموش کرده اید. مگر می شد از ابتدا احمدی نژاد را مورد نقد قرار داد؟ آن زمانها ایشان سوگلی آقا بودند و نمی شد بالای چشم ایشان گفت ابروست. شما انتقاد نکرده آن بلاها را بر سرتان آوردند و به آن روزتان انداختند. حال میفرمایید از اول باید انتقاد می کردیم. درست مثل اوضاع انقلاب بود که همیشه می گوییم ای کاش از اول انتقاد می کردیم و نمیگذاشتیم کار به اینجا ها بکشد. اما برادر از قرار فراموش کرده ای. اینها طاقت انتقاد نداشتند. با فکرو کارشان مخالفت می کردی قصد جانتان را می کردند. هنوز هم جو رعب و وحشت جاریست. لعنت خدا بر کسی که پایه اینگونه خوف و وحشت را گذاشت. اکنون متاسفانه جنبه عمومی پیدا کرده و همین کار را سلفی ها در تونس و مراکش و مصر هم پیش گرفته اند. با آدمی که تعصب دارد و چشم و گوش بسته تابع کسی شده و خود را در او ذوب شده میداند حال به واقع یا با تظاهر نمیشود آقا. اینها عقل درست حسابی که ندارند. اتومات شده هستند و چشم و گوش بسته یا زهرا گویان آن کارها را می کنند. واقعا مگر گناه فروهر و همسرش چه بود. این کسانی را که به صورت زنجیره کشتند مگر دست به اسلحه برده بودند؟ فقط انتقاد میکردند میگفتند و می نوشتند.
کسانی که میخواهند انسانهای خیرخواه و اصلاح طلبهای واقعی را بشناسند باید از آقای سعید حجاریان درس بگیرند که با وجود آنکه قربانی ترور توسط رقبایش هست و مورد بدترین آزارها و شکنجه ها هم در زندان قرار گرفته،باز هم از روی علاقه ای که به آبادی ایران دارد با نهایت اخلاق و انسانیت،سخن از گفتگو و اشتراکات میزند.این صفتی است که در هیچکدام از اصولگراها به معنای عملی دیده نشده است.البته خارج نشینها هم دست کمی از افراطیهای حکومتی ندارند چون آنها هم حتی تحمل قبول نصایح شخصی مثل حجاریان را ندارند.
آقای تاجزاده کسی که اصلاحات را مرده می داند و جریان اصلاح طلبی را قبول ندارد شما چطور می خواهید مسامحه کنید؟ مثل آقای موسوی باید صریح و شفاف موضع گیری کرد تا تکلیف یکبار برای همیشه مشخص شود. هشت سال مسامحه و مصالحه دولت اصلاحات چه نتیجه ای داشته؟ من فکر می کنم بزرگترین نتیجه اش باعت شکست و نامیدی مردم شده و تجری اقتدارگرایان شده است. چرا شما باید ترور می شدی؟ چرا ضارب شما آزادانه فعالیت می کند
گفتگو، مقدمه لازمش این است که ” تو هم حق داری حرف بزنی چون ممکن است تو راست بگویی و من اشتباه کنم ” آیا در جناح حاکم چنین چیزی مشاهده می کنید؟
in osoolgaraha ta oonja miravand ke kamelan dar gel gir konand oonvaght hazer be sohbat mishavand oonha fekr mikonand hanooz ta kherkhereh dar gel foroo naraftehand
osoolgaraha kolan ba rahbarane mardomi mokhalefand shoma be teriboonhaye inha negah konid aya yek adame mardomi peyda mikonid harfaye oonha faghat baraye bazi az roostaeeha jalebeh
اول اصلاح طلبان شکاف بین خودشان را ترمیم نمایند بعد دم از اتحاد با اصولگرایان بزنند هیچ وقت اصلاح طلبان حرفهایشان رایک کاسه نکرده اند
ونتیجه اش رادر انتخابات ریاست جمهوری سال 84دیدیم وراحت قدرت رادودستی تقدیم حضرات اصول گرا کردید تا حالا فکر کرده اید که چرا عظمای
ولایت برخلاف معمول دو کاندیدای رد صلاحیت شده ی اصلاح طلب را شخصاً تآیید کرد که هنوز که هنوزه تاوان آن راداریم پس میدیم
اصولگرایان فقط باید توبه کنند.فکر می کنید چند بار اصولگرایان به اصطلاح تحصیلکرده این حرف را راجع به اصلاح طلبان گفته اند؟ بنظر منهم تسامح در مورد اینها کارساز نیست چون این گروه فقط بلدند حرف بزنند و اهل شنیدن نیستند. گفت و گو شامل دو بخش است که اصولگرایان فقط گفت را دوست دارند.
یک شعر برای اصولگرایان گفته ام که انشاالله مفید فایده برایشان باشد:
از شنیدن ما چرا وامانده ایم
گفت را بر جای سمع بنشانده ایم
هی بگوییم و ببندیم گوش را
لج کنیم بر دل نهیم درپوش را
گفتگو “گفت” دارد و” گو “نیز هم
چون بگویم لحظه ای بربند دم.
خاتمی یک آدم خیانت کار به رای مردم بود او هدفی جز زنده کردن حکومت فاسد آخوندی برای سالهای متمادی دیگر نداشت
در شرایط کنونی و با توجه به یاس و ناامیدی میان اصلاح طلبان و جنبش سبز بهترین راه برای ایجاد حرکت و دمیدن روحی تازه در این جریان گسترده عملی شدن پیشنهاد عبدالله نوری در خصوص تشکیل اتاق فکر اصلاحات می باشد. تشکیل این اتاق موجب تحرک احزاب و گروهای اصلاح طلب می شود و نهایتا تصمیمات این اتاق موجب انگیزه و انسجام میان بدنه اجتماعی اصلاحات می شود و ایجاد گفتمان در اطراف موضوعات و بحران هایی که کشور در آن درگیر است شکل میگیرد. انتخابات ریاست جمهوری و چگونگی کنش اصلاح طلبان و جنبش سبز در این خصوص یکی از موضوعات مورد تبادل نظر در اتاق فکر اصلاحات باید باشد ، موضوع انتخابات و رویکرد اصلاح طلبان نسبت به آن بحثی نیست که فردی و یا حزب و یا گروهی بتواند بدون هم اندیشی با دیدگاه های دیگر در جبهه اصلاحات در خصوص آن نظر نهایی ارائه دهد و قطعا نیاز به هم اندیشی و هم فکری تمام نیروهای اصلاح طلب و حامیان جنبش سبز در سطح کشور دارد و انتقال و انعکاس تمام این نظرات به اتاق فکر اصلاحات به تصمیم منطقی و موثر جبهه اصلاحات و جنبش سبز کمک شایانی میکند.
عزیزان من احمدی نژاد یک فرد عادی نبود که با نقد ما وامثال شما اتفاقی بیفتد ان را به این سمت نشاندند باید نامه چند سال پیش کروبی وحرف ها هاشمی که گفت من شکایتم را به خدا میکنم جدی میگرفتید
با درود بر اقای حجاریان که یکی از هزینه های اصلا ح طلبی است . اما اگر رقیب اجازه بدهد که این گفتمان ها راه بیفتذد خوب این طرز تفکر درست است مشکل این است که رقیب ما هر گونه تشکل صنفی و اجتما عی سیاسی و حتی مذهبی را بر نمی تابد .نتیجه هم روشن است که سود انرا خارج نشینان سلطنت طلب ها و گروهای تند رو و خشن خواهند برد
همه کشور واینده مردم و سر نوشت ما را امروز رهبر یک تنه در دست گرفته و حا ضر نیست حتی گوش به همان حرف عا قلان اصول گرا و محا فظه کار بدهد .نتیجه هم روشن است
بااینکه اوایل، مخالف اومدن احمدی نژاد بودم؛ ولی الان خوشحالم که اومد. علیرغم تمام هزینه هایی که روی دوش مردم زجرکشیده گذاشت، ولی شکافهای بزرگی که در حاکمیت ایجاد کرده، خیلی مفید و به موقع بود. نمیبینین مثل … به جون هم افتادن؟ کاش با حضور اصلاح طلبها در دوره بعدی، تیر خلاص به مغز این این مفت خورهای … بخوره. انشالله…
با توجه به مواضع اصولی و منطقی عبدالله نوری خصوصا در ماه های گذشته بویژه در مورد عدم مرزبندی میان جنبش سبز و اصلاحات ، موضع شفاف و تیز هوشانه ایشان در خصوص پرونده هسته ای و لزوم رجوع به مردم و انجام رفراندم برای برون رفت از این بحران و اشاره به مشکلات روزافزون معیشتی و اقتصادی مردم و طبقات محروم جامعه و لزوم پیوند و ارتباط میان فعالان اصلاح طلب با این طبقات و همچنین تاکید ایشان بر لزوم آسیب شناسی اصلاحات و عملکرد اصلاح طلبان برای پویایی و رشد برنامه های آتی آنها ، به نظر می آید عبدالله نوری در حال حاضر و با توجه به حصر و حبس رهبران جنبش سبز ,و نیز با عنایت به هزینه های فراوانی که در دوره اصلاحات و در مسیر دفاع از حقوق مردم پرداخت کرده از شرایط ویژه و استثنایی برای ایفای نقش محوری برای کمک به انسجام میان نیروهای اصلاح طلب و جنبش سبز بهره می برد.
آقای حجاریان عزیز چرا مثل آدمهای فراموشکار شده ای!! رهبر جمهوری اسلامی کلی تلاش کرده تا این کشور را به مرز نابودی رسانده او اصلا به جریان اصلاح طلبی اعتقاد ندارد حتی اگر این جریان در میان اصولگرایان هم جایگاهی داشته باشد.بهتر است برای شرایط پس از تغییرات فکری بکنید .آیا این جمهوری اسلامی که شما و آقای خاتمی از آن دفاع میکنید همان جمهوری اسلامی این سی و سه ساله است یا نه بلکه تفاوتهایی با آن دارد ؟ اگر تفاوت دارد این تفاوتها در کدام حوزه هاست؟ در حوزه ی سیاست / در حوزه ی اقتصاد/ در حوزه ی فرهنگ و هنر / روابط بین الملل/ و . . . بهتر است اتاق فکر اصلاحات این موارد را پاسخگو باشد
با نظر مرجان موافقم
در شرایط حصر رهبران بزرگوار جنبش سبز
عبدالله نوری با توجه به استقامت و شجاعتی که در دفاع از حقوق مردم در سابقه خودش دارد
و نیز با هوش و درایتی که در مواضع ، گفتار و عملکرد ایشان دیده می شود بهترین گزینه برای محوریت جریان اصلاحات می باشد و همراهی و تایید میرحسین موسوی و مهدی کروبی را با خود دارد.
با مرجان و نیما موافقم .عبدالله نوری در عین شجاعت و صراحتی که دارد تندرو نیست و میانه رو محسوب می شود و می تواند در کنار آقای خاتمی
آینده اصلاحات و جنبش سبز را پر بار کند.