سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » زلزله آذربایجان؛ نمایش قدرت شبکه های اجتماعی...
» خود اتکایی ملت؛ نتیجه بی اعتمادی به حکومت

زلزله آذربایجان؛ نمایش قدرت شبکه های اجتماعی

چکیده :مردم حق دارند در برابر تجسم واقعی دروغ، حرف های دیگرش را نپذیرند. لذا آن نیروی مخلص و دردمند هلال احمر که جزیی از همین مردم است باید درک کند که چرا درباره تلاش هایش تردید می شود. او ذیل مجموعه ای زحماتش نادیده گرفته می شود که دروغگوست. این حکومت فربه همه نظام های معتبر را رو به ویرانی برده و سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را زایل کرده است. ...


کلمه- علی بردبار:

زلزله تلخ آذربایجان شاید سیاسی ترین زلزله طبیعی بوده که تاکنون در منطقه زلزله خیز ایران اتفاق افتاده است. بحث ها راجع به عملکرد صداوسیما در این باره، پیام های تسلیتی که داده شد و داده نشد، حتی حساسیت نسبت به تاخیر در ارسال پیام ها، رفتار معنی دار مردم درباره کانال های انتقال کمک های خود به مناطق زلزله زده و برخی بحث های قومیتی در حاشیه این حادثه، ابعادی سیاسی به آن بخشید.

در اینجا به اجمال و گذرا به دو موضوع حول این حادثه اشاره می شود؛ “اعلام وجود دوباره شبکه های اجتماعی” و “بی اعتمادی مردم به دولت”.

1- درباره شبکه های اجتماعی به خصوص بعد از جنبش سبز حرف های زیادی زده شده. بسیاری نمود عینی این شبکه ها را با وقوع اعتراضات خیابانی و اطلاع رسانی آنها و پرداختن شعارهای مردمی و انتشار آنها و ایجاد زمینه خلاقیت برای چگونگی اعتراض ها می دیدند. به موازات کاهش این اعتراض ها و سرکوب دولتی آنها، برخی به اصل کارایی و یا وجود این شبکه ها ابراز تردید کردند و باز گشت به شیوه های کلاسیک مرسوم پیش از جنبش سبز که مبتنی بر سازمان های کاملا عمودی و سلسله مراتبی بود را وجهه همت خود قرار دادند. گویی شبکه ها دیگر وجود ندارند یا نمی توان به آنها اتکا کرد.

وقوع زلزله اهر و حجم وسیع ارتباطات، راهکارها، خلاقیت ها، و بده بستان های خارج از شبکه رسمی حکومت و یا سازمان های کلاسیک در این مدت، مهر بطلان بر تلقی مرگ شبکه های اجتماعی بود.

در واقع در این مدت مشخص شد انتظار آمرانه و نگاه از بالا به پایین ما به شبکه های اجتماعی و طرح های پیشنهادی برای اجرا در این شبکه بوده که ایراد داشته اند و نه خود شبکه. شهروندان پراکنده در این شبکه ها بدون برگزاری جلسه های رسمی، با هم در تبادل نظر مستمرند، بررسی خودشان را دارند و تابع نظام ارزشی غیر رسمی ولی قدرتمند خود هستند.

اگر جریانی روی این شبکه ها حساب باز کرده باید خود را جزیی از آن قرار دهد و از رفتار آمرانه با این شبکه ها بپرهیزد. در این صورت از رفتار غالب در این شبکه دچار سرخوردگی نمی شود و کارایی یا اصل وجود آنها را زیر سوال نمی برد!

2- مردم اهل فعالیت های خیریه سازمان مند، عموما در شبکه هایی فعالند که در بالا به آن اشاره شد. فضای عمومی این شهروندان تاکنون به زبان های مختلف و در مواقع گوناگون حرف مهمی را به گوش همه از جمله حکومت رسانده و آن اینکه ما به شما اعتماد نداریم.

این بی اعتمادی البته جایی باعث اتفاق مثبت خوداتکایی مردم و جایی باعث عامل منفی افزایش هزینه ها می شود، مثل همین اتفاق اخیر در اهر. افراد بسیاری با چشم تردید به کمک های دولتی نگاه می کردند، این تردید که ریشه در شکاف قدیمی دولت – ملت در ایران دارد، با واکنش سرد رسانه های حکومتی مثل صداوسیما، افزایش یافت به حدی که میل به کمک رسانی از کانال های غیر حکومتی به اصراری معنی دار و کم سابقه بدل شد.

واکنش رسانه های حکومتی مثل روزنامه کیهان به این جریان که مایل به انحصار هر کاری در چارچوب حکومت است تا جامعه اتمیزه و غیر متشکل را تحت سلطه خود نگه دارد، همان رویکرد همیشگی تخریب و سنگ اندازی بود. حاصل این تقابل، اصرار مردمی بر ارسال کمک ها از کانال های معتمد خود بود و از سوی دیگر بخشی هم مشکل تراشی برای کمک های واقعی حکومتی.

ناظران منصف مستقل در مناطق زلزله زده بارها گزارش دادند که بخشی از کمک رسانی های دولتی البته تحت فشار افکار عمومی، قابل قبول بود ولی انگار باور آن برای هرکسی میسر نبود. در نتیجه تداخل کار و هرز نیرو و انرژی در کاری که سازمان و تخصص خاص خود را نیازمند است، بسیار مشاهده شد. زیر سوال رفتن برخی زحمات نیروهای زحمتکش هلال احمر، اغراق درباره برخی آسیب های زلزله در واکنش به سکوت اولیه و مشکوک حکومت و خلاصه بی بهره منده ماندن از امکان هم افزایی سازمان مند کمک های دولتی و مردمی، هرز برخی منابع را در پی داشت.

در ایجاد این وضعیت بی گمان کمترین تقصیر سهم جامعه است و حکومت باید ایراد اصلی را در خود جستجو کند که از سوی مردمش غیر قابل اعتماد است. نه به کمک رسانی اش اعتماد می شود و نه حتی به اخبار رسانه هایش. عدد و رقم و آمارهایش کمترین وجاهتی نزد مردم ندارد، آنها می گویند فلان عدد کشته داشتیم، مردم می گویند کدام آمارشان راست بوده که این راست باشد؟ می گویند امدادرسانی در حال انجام است، می گویند مثل ایجاد اشتغالی است که شعارش را می دهند و ما با تمام وجودمان دروغ بودنش را می بینیم. می گویند این تعداد خانواده تحت پوشش قرار گرفته اند پاسخ می شنوند تورم را هم می گویند بیست و چند درصد است ولی هزینه های واقعیمان دو برابر شده. مردم حق دارند در برابر تجسم واقعی دروغ، حرف های دیگرش را نپذیرند. لذا آن نیروی مخلص و دردمند هلال احمر که جزیی از همین مردم است باید درک کند که چرا درباره تلاش هایش تردید می شود. او ذیل مجموعه ای زحماتش نادیده گرفته می شود که دروغگوست. این حکومت فربه همه نظام های معتبر را رو به ویرانی برده و سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را زایل کرده است.

نتیجه چنین وضعیتی در وقایعی مثل زلزله اهر معلوم می شود که ایرانیان در داخل و خارج با زبان بی زبانی گفتند، این حاکمان را قبول نداریم، حتی در سطح رساندن فلان مبلغ اندک کمک مالی به هموطن زلزله زده مان.


10 پاسخ به “زلزله آذربایجان؛ نمایش قدرت شبکه های اجتماعی”

  1. iranabadec گفت:

    عید فطر مبارک! (31 روز تا 30 شهریور 1391) روز شمار تا مراسم بزرگداشت “چهلم” جان باختگان زلزله آذربایجان
    http://iranabadec.blogspot.com/2012/08/31-30-1391.html
    (با اجازه از برو بکس شهرک ولیعصر – بخاطر استفاده از عکس)

    زلزله آذربایجان به نقطه عطفی در زندگی اجتماعی مردم ایران تبدیل شده است و تمامی شواهد آشکار و نهان دلالت بر تحقق این مهم را دارد.

    نبود دولتی خدمتگذار برای سازمان دادن امداد در مقابل این ضایعه طبیعی، اولین نمود آشکار برای مردم ایران ، بلافاصله پس از 21 مرداد و واقع شدن “زلزلهء” اخیر بود. تمامی تبلیغات و فرافکنی های دولت “منصوب” آقای خامنه ای در خصوص خدمت به مردم نقش بر آب شد.

    اگردر زیر سایه افشای اختلاس های 3000 میلیاردی متعدد – حداقل 47000 میلیارد- (مطابق گزارش مرکز پژوهش های مجلس) که با مشارکت و مدیریت آقایان انجام شده بود، کوس رسوائی دروغ و نیرنگ دولت و جناح حاکم بر کوی و برزن نواخته شده بود. بلافاصله و پس از وقوع رلرله آخرین توهماتِ اینکه مشکلاتِ سالهای اخیرِ کشور ناشی از توطئه دشمنان ایران بوده، نیز نقش بر آب شد.

    دولت احمدی نژاد چیزی برای پنهان کردن نداشت و به اتفاق وزیر مسکن و شهر سازی به مدینه و مکه متواری شدند – البته احتمالاً برای “دخل بستن” برای نجات از آتش خشم مردم زنج کشیده ایران! –

    اگر ولید جنبلاط به خود اجازه میدهد که به آقای جلیلی نمایندهء آقای خامنه ای پیام دهد که بهتر است بجای دخالت در امور منطقه، قابلیت های “مشعشع” خود را صرف حل مشکل “مرغ” برای مصرف ایرانیان بنماید، مردم ایران نیز بر این موضوع وقوف کافی یافته اند.

    حال که یقین حاصل است که “امام زمان” مورد ادعای آقایان مصباح و جنتی در انتخاب و ابلاغ لیست دولت احمدی نژاد نقشی نداشته و در صورت تداوم “خرافه” و گزافه گوئی های حاکمان، حداقل اصول ایمنی “حیات” در ایران نیز از گزند راهزنان در امان نخواهد بود. باید از کوبیدن بر طبل جنگ و درگیری در منطقه برای فرار از بحران هایِ خود ساختهء حاکمان جلو گیری کرد!

    وقت آن شده است که “جناح حاکم” در 31 روزِ باقی مانده تا مراسم چهلمِ جان باختگانِ زلزله آذربایجان – تنها فرصتی که برای حاکمان باقی مانده است – به نوبت:

    – بابت کوتاهی های تاریخی و “سرگردنه” گیری بویژه از سال 88 به این طرف به معذرت خواهی از مردم آزادهء ایرانی،
    – استعفاء از وظایفی که برای آقایان در نظر گرفته شده و قادر به انجام آن ها در حداقل های قابل قبول نیز نبوده اند،
    – عدم ایجاد مزاحمت در مسیر بازسازی مناطق زلزله زده که نهادهای مردم و هنرمندان و ورزشکاران میهن بازسازی آن ها را شروع کرده اند،
    پرداخته و حداقل های مورد انتظار مردم را در این موارد بجای آورند.

    بدیهی است که عملکرد حاکمان تحت مدیریت آقای خامنه ای از 21 مرداد 91 و با وقوع زلزله آذربایجان در مرکز توجه تمامی آحاد جامعه از روستائیان تا کارگران و شهروندان آگاه و شبکه های اجتماعی “سبز” قرار دارد و فرآیند “تصمیم سازی” مردم در خصوص ادامه حیات سیاسی آقایان شروع شده است.

    اگر آقایان تاکنون مورد لطف مردم ایران بوده اند هیچ دلیلی برای ادامهء این لطف،( برای کسانی که “درک” نمی کنند و یا نمی خواهند “بفهمند” که برای رسیدن به «حداقل های اینکه “انرژی هسته ای” حق مسلم مردم باشد.» داشتن سرپناه مقاوم در مقابل زلزله “حق مسلم” آنان بوده و «چراغ جادوی “دروغ ونیرنگ” آقایان دیگر شکسته و جادوئی در خدمت به آنان بروز نخواهد داد.») وجود ندارد.

    روشن است که بعد از روز شمار اعلام شده، و در صورت عدم اقدام به موقع در این خصوص، هیچ علتی برای تحمل حکومتِ دروغ و نیرنگ برای مردم رنج کشیدهء ایرانی هم زمان با برگزاری مراسم چهلم جان باختگان زلزله آذربایجان وجود نخواهد داشت.
    یا حق
    29 مرداد1391

  2. ما پیروزیم گفت:

    این فعالیت هایی که توسط مردم در زمینه زلزله آذربایجان شد و بسیار هم موفق بودیم، نشان داد که قدرت و اراده مردم بالاترین است و اگر مردم تصمیم بگیرند، حتی چنانچه گروهی معاند نیز جلو گیر آنها باشند، اما نیروی اراده مردم به قدری قوی است که مثل سیل دمان هیچ قدرتی نمی تواند مانع آن شود. کوشش های ما سبب جلب توجه اکثر سازمانها در داخل و خارج شد. حالت انفعالی به حاکمیت ما داد. حتی احمدی نژاد وقیح و آن دیگری متفرعن هم به خود آمدند و دست به اقداماتی زدند، ولو این اقدامات نوش داروی بعد از مرگ سهراب بود. تلویزیون و رادیو به خود آمدند و پس از مدتها بی اعتنایی و سکوت ناچار شدند دست از آستین بیرون آوردند. ازهمه مهمتر مردم پی بردند که این حکومت تا چه اندازه دروغگو و نسبت به مردم ایران بی توجه هستند. مردم بارها نوشتند و گفتند که اگر این مصیب در غزه و لبنان و سوریه و بروکینافاسو روی داده بود حکومت ما دل از دست می داد برای کمک به آنها حتی تا ونزوئلا و اکوادور هم میتاخت اما ما دیدیم که چگونه یکی صبر و سکوت پیشه کرد و آن دیگری راه سفر حج و دست بوسی ملک را پیش گرفت. واقعا کسی که متعقد باشد دست به این زیارت میزند؟ مگر نگفته مسلمان کسی است که از هفت همسایه اطراف خود از راست و چپ و شمال و جنوب باخبر بوده و مطمئن باشند که آنها نیازمند نیستند و بعد عازم سفر حج شود؟ یعنی این احمدی نژاد و همراهان بیکاره اش نمیدانستند که بر مردم عزیز آذربایجان چه رفته و زلزله چگونه به جال و مال آنان آتش زده است؟ اما برای ما ملت این زلزله همان نفع را داشت که خود و اراده و قدرت خود را شناختیم و دانستیم که اگر همت کنیم به هرچه دلمان می خواهد دست خواهیم یافت که در راس آن رسیدن به آزادی و حقوقمان است. فراموش نکنیم ملت پیروز است.اینها هم باید بدانند ناچار از تمکین ما هستند و درحکم نوکر و خدمتگزار ملت

  3. ناشناس گفت:

    در مشهد بیشتر مردم پول فطریه خود را برای زلزله زدگان اذر بایجان دارند پرداخت می کنند ان هم به ارگان های غیر دولتی و وابسته . از طریق شبکه های مجازی هم پول به حساب خیریه های مستقل یا رو حانیت غیر وابسته به دولت می ریزند

  4. ناشناس گفت:

    ماکه نفهميديم آخر احمدي نژاد به زلزله زدگان آذربايجان تسليت گفت يا نه؟؟؟؟؟؟؟

  5. hoseynsoltani804@gail.com گفت:

    ببhضمن تسلیت زلزله ناگوار اخیر که کشته وزخمی شدن عده ای از هموطنان محروم و مستضعف را منجر گردید بنده هم از جایگاه یک شهروند عاذی تاییتاتایید می نمایم درقضییه زلزله غملکرد ها مسوولانه نبود به ویزه در بحش اطلاع رسانی که امیذوارم عقلای نطام از واکنشهای مردمی درس گرفته ودرمسیر منافغ ملت وکشور گام بردارند

  6. ناشناس گفت:

    کاش میدیدید پرداخت فطریه به بخش هایی که مستقیم و غیر مستقیم وصل به حکومتند چقدر کمتر شده

  7. ناظر گفت:

    سلطانی عزیز عقلای قوم رفته اند گل بچینند . حداد عادل در همین چند روز یک قصیده ناب در وصف الب ارسلان سر قلم رفته است و منتظر اولین شرفیابی است .

  8. ناشناس گفت:

    بازشروع كرديد به حرف بي ربط زدن شبكه اجتماعي ضد حكومتي چيه؟ پس اززلزله بوئين زهرا ياطبس هم مگر شبكه اجتماعي وجود داشت ؟ اگر چند نفر در پاسخ به يك فراخوان كمك ميكنند بايد باكمك به بهزيستي يا كميته امداد ياهلال احمر مقايسه شود نگاه كنيد ازابتداي جنبش فقط در باره قدرت خودمان اغراق كرديم وتوان حكومت را دست كم گرفته ايم ولي الان همه مابيرونيم وحكومت در كنار مردم به فعاليت مي پردازد واقعيت اينه كه مافقط براي بهش بسيار كوچكي جذابيت داريم

  9. کجایش بی ربط است؟ گفت:

    شبکه اجتماعی ضد حکومتی یعنی وقتی دولت و حاکمیت وتلویزیون و رئیس جمهور آن خود را بی اعتنا به زلزله آذربایجان نشان دادند و یکی رفت سراغ ملک عبدالله که دست او را ببوسد و دیگری بیست ساعت ساکت ماند، آن دیگری در تلویزیون خنده بازار را پخش کرد وبعد هم عکسبرداری از مناطق زلزله زده ممنوع شد وآمار کشته شدگان و زخمی های این فاجعه را سانسور کردند، مردم تصمیم گرفتند آستین ها را بالازده و به کوری چشم آمریکا که این اندازه نسبت به این زلزله بی تفاوتی نشان داده بود، کاری کنند کارستان و کردند. بله برای اطلاع شما می نویسم که فعالیت مردم در زلزله های بوئین زهرا و طبس برای مقابله با رژیم پیشین بود و نشان دادن اینکه نه ما به کارهای شما و نه به خود شما اطمینان نداریم و نمی خواهیم کمک های مردم را دراختیار شما بگذاریم که به دست زلزله زده ها نرسد خودمان اقدام می کنیم وبرای همین بود که وقتی تختی قهرمان ملی قدم پیش گذاشت بیشتر کمک را مردم به او کردند و نام او به افسانه ها پیوست. این حرکت دسته جمعی و صمیمانه مردم در زلزله آدربایجان نیز واقعا رژیم سست را به وحشت انداخت و متوجه شدند که اگر مردم تصمیم به کاری بگیرند واقعا قدرتش را دارند و حاکمیت هم هیج کاری نمی تواند در برابر آنان انجام بدهد کجای این حرف بی ربط است؟

  10. ناظر گفت:

    ناشناس عزیز . توان حکومت را زیاد گرفتیم . جکومت به تعبیر رئیس جمهور عزیزمان ، قله اوج توان خود را به نمایش گذاشته است .