بی پاسخ گذاشتن درخواست مرخصی عیسی سحرخیز
چکیده :مهدی سحرخیز در مورد نامه درخواست مرخصی گفت: "پدرم با وجود اینکه این نامهها را بیفایده میداند به درخو است خدابخشی، معاون دادستان، اقدام به تنظیم نامه و طی کردن روال اداری آن نموده است، هر چند که تاکنون بارها نامههای وی در کش و قوس میان زندان و دادستانی گم شده است."...
فرزند عیسی سحرخیز گفت پس از گذشت ۳۸ ماه تاکنون با درخواست مرخصی پدرش موافقت نشده است.
به گزارش میزان خبر، مهدی سحرخیز در مورد نامه درخواست مرخصی گفت: “پدرم با وجود اینکه این نامهها را بیفایده میداند به درخو است خدابخشی، معاون دادستان، اقدام به تنظیم نامه و طی کردن روال اداری آن نموده است، هر چند که تاکنون بارها نامههای وی در کش و قوس میان زندان و دادستانی گم شده است.”
فرزند عیسی سحرخیز با اعلام اینکه مرخصی پس از گذشت ۳۸ ماه زندان بدیهیترین حق یک زندانی است، افزود: “آقایان میگویند ایشان چون زندانی امنیتی هستند، مرخصی ماه رمضان و نوروز بهشون تعلق نمیگیرد، که امسال هم به همان روال است درحالیکه اینها بهانه است و اصل اجرا نشدن قانون است که افراد خاص را مستثنی میکنند. ”
او افزود:”حکومت با این کار میخواهد سندسازی کند که در جمهوری اسلامی با زندانیان خوب برخورد میشود اگر نه ایشان خودشان میدانند که سیاستی که در موردشان اجرا میشود حصر بیمارستانی است.”
همچنین سحرخیز پیشتر در مورد اینکه در فرآیند حصر بیمارستانی و به دلیل نیاز به تداوم دریافت خدمات پزشکی ناچار به پرداخت هزینههای نگهبانان اعزامی از زندان شدهاند نیز اعتراض کرده بود.














اگر مسئولین جواب قانع کننده دارند، به آقای سحرخیر بدهند و به نشریات هم بفرستند که چاپ شود و ماهم بدانیم دلیل این کار چیست؟ اما اگر دلیلی ندارند و اشتباه شده یا نام ایشان ازقلم افتاده است، اشتباه را جبران کنند. اما اگر صرفا به این دلیل که ما دولت هستیم و قعلا قدرت دست ماست و هرکاری دلمان خواست می توانیم بکنیم و کسی هم حق ندارد به ما که سهل است به سوسک زندان دولت هم توهین کرده یا توضیح بخواهد آن وقت ماهم خواهیم گفت اوی، اهوی ، هی ، اخوی حالا قرن بیست و یکم است دنیا تبدیل شده است به یک دهکده کوچک که تا یک صدایی این سوی دنیا در می آید، بلافاصله درآنسوی دنیا شنیده می شود. توهم کارمند دولت و نوکر ملت است و مجری قانون. حتی اگر رئیس کلت هم که همان جناب رهبری باشد نمی تواند به تو بگوید خلاف قانون عمل کن. چون فردا علاوه بر او ترا هم دراز خواهند کرد که او گفت تو را زیر بار کار غیر قانونی رفتی. مگر ندیدی اول انقلاب سر آن وزرا و نمایندگان و نخست وزیران و…. چه بلایی آوردند که شاه گفت تو چرا عمل کردی تو چرا قانون را زیر پاگذاشتی، شاه که خارج بود در نتیجه همین عده را که دم دست بود و قانون شکنی کرده بودند بستند به تیرها و تق تق تق. حالا تو هم که رئیس زندانی فکر فردایت را کرده ای؟ اگر در یک دادگاه ملی نشستی و پرسیدند خوب رفیق بگو به بینم به این سحرخیر که حالا ازتو شاکی است چرا بعد این همه زندانی بودن مرخصی ندادی؟ تو که نمی توانی بگویی رئیس من به من دستور داد. ترا هم به یکی از همان تیرها می بندند و تق و تق وتق. تو که نمی خواهی شاهد آن روزها باشی؟ میخواهی؟ پس بلند شو برو پیش رئیست بزرگترت بگو من جرات مقابله با قانون را ندارم. اگر تو میخواهی یک یادداشت کتبی بنویس و به من بده تا فردا پای من گیر نباشد. چکارت میکنن؟ از ریاست زندان میگذارند کنار؟ تازه اول خوشبختی ات است راستی اینهم شد کار که انتخاب کرده ای؟ آدم والله لبو فروش باشد و آب حوض بکشد دست به این کارها نزند. رفیق به بین من کی این حرفها را برایت نوشتم. فردا از من گله نکنی که من سرم گرم بود و شلوغ شماها که قانون و مقررات سرتان می شد و قوم و خویش و دوستانتان زندانی بودند چرا به امثال من تذکار ندادید. من گفته باشم.
آقای مهدی سحرخیز
پدر گرامی شما زندانی کینه شخصی محسنی اژه ای هست
مانورهای آقای رهبر “آزادی زندانیان سیاسی بی گهنا” اینجا لوس میرود.اینطور نیست؟