به مردم اعتماد کنید؛ همه چیز سیاسی نیست
چکیده : همچنين به فعاليتهاي اجتماعي به عنوان يک نعمت، يک نظام موثر و يک حق اجتماعي نگريسته شود و پس از آن است که دولت ميتواند به کارهاي خود بپردازد و نه نيازي به تبليغات عجيب و غريب دارد و نه وظيفه سرپرستي و هدايت مردم را بر عهده خواهد داشت، بلکه فقط قوه اجرايي کشور خواهد بود....
زلزله تلخ آذربايجان و مشارکت کم نظير مردم در رفع نيازهاي هموطنان آسيب ديده، يکبار ديگر نشان داد که مردم ايران براي فعاليتهاي اجتماعي نيازي به تحريک عواطف و تشويق دولت يا رسانههايي مثل صدا و سيما ندارند.
روزنامه مردمسالاری امروز با تقدیر از نقش مردم در امداد رسانی به زلزله آذربایجان نوشت: در مواقع لزوم، صرف نظر از اينکه صدا و سيما به رسالت خود عمل ميکند يا نه و دولت اجازه کمک و مساعدت را صادر ميکند يا نه، به وظيفه انساني و اجتماعي خود ميپردازند و آمادگي دارند تا وحدت و همدلي اجتماعي را به نمايش بگذارند. اين موضوع بخصوص از اين نظر اهميت دارد که بعضي از مسوولان تصور ميکنند براي ايجاد موجي اجتماعي بايد آنها پيشقدم شوند و از ابزارهايي خاص براي انگيزه بخشي به مردم استفاده کنند والا مردم انگيزه چنداني نخواهند داشت و ممکن است کسي ياد وظايف انسانياش نيفتد. همچنين گاهي اين گمان ميرود که مردم توان درک دقيق و درست شرايط را ندارند و بايد براي آنها تصميم گرفته شود والا هر حرکت اجتماعي که هدايت شده از طرف کانوني خاص نباشد، ممکن است به بيراهه برود!
در این یادداشت با تاکید بر اینکه حرکت های اجتماعی رنگ و بوی سیاسی نخواهد گرفت، افزوده است: براساس اين دو گزاره است که گاهي هراس از حرکات اجتماعي مردم شکل ميگيرد و مانع از بعضي فعاليتهاي آزاد و قانوني ميشود، در حالي که در واقع کاملا معلوم است که هر حرکت اجتماعي لزوما سياسي نخواهد شد و اصلا در شرايط نرمال احتياجي به سياسي شدن ندارد!
در ادامه این مطلب آمده است: مثلا اعتراض به يک فاجعه زيست محيطي همانند کمک رساني به زلزله زدگان، يک وظيفه اجتماعي و براي پيشگيري از يک فاجعه انساني است و تنها در صورتي به نتيجه منجر خواهد شد که بر بستر خويش و با تاکيد بر خواستههاي خويش شکل بگيرد و پيش رود اما گاهي در نهايت تعجب، ممکن است به وضعيتي ديگر تغيير هويت دهد زيرا با موانعي عجيب و غريب روبرو ميشود که همچنان که گفته شد بر اساس مصلحت سنجيهايي نسنجيده يا رفتارهايي نامعقول و تصورات نامتعارف از جامعه شکل ميگيرد و ميتواند زيانهاي اجتماعي بزرگي را موجب شود. اعتماد به مردم، نه در حرف که در عمل، يگانه نسخه اي است که ميتواند جامعه را دوباره به وضعيتي متعادل و مطلوب برساند و بسياري از دغدغههايي را که وجود دارد رفع کند ؛ و اين اعتماد جز اين نيست که گردش آزاد اطلاعات در جامعه جريان داشته باشد، انحصار خبري و رسانه اي نباشد و مردم در برابر واقعيتها نامحرم شمرده نشوند، همچنين به فعاليتهاي اجتماعي به عنوان يک نعمت، يک نظام موثر و يک حق اجتماعي نگريسته شود و پس از آن است که دولت ميتواند به کارهاي خود بپردازد و نه نيازي به تبليغات عجيب و غريب دارد و نه وظيفه سرپرستي و هدايت مردم را بر عهده خواهد داشت، بلکه فقط قوه اجرايي کشور خواهد بود.














آخه بعضی ها نمی تونن ببینند که در بعضی امور سرنخ با دیگران مثلا با مردم است و فکر می کنند باید همه امور در قیضه خودشان باشد. این یک نوع بیماری فرهنگی یا شاید اخلاقی است.
گشوری توانا و سر بلند است که ملت ان سیاسی باشند.دیکتاتور بجای سیاسی. امنیتی میکند چرا چون خود وحشت زده شده است
اصولا باید منتظر بمانیم تا ببینیم از ” بیت ” چه نظری صادر میشود بعد از آن شروع کنیم به کار .!!!
متاسفانه حاكمان اين كشور فراموش كرده اند ؛ همين حركتهاي اجتماعي بودند كه انهارا به قدرت رساندند . انها قدرت مردم را فراموش كرده اند . اگر روزي اين قدرت بالقوه به فعل در ايد انگاه هيچ كاري از دستشان بر نمي ايد . دير نيست كه چنين شود .