هشدار آیتالله دستغیب به نیروهای اطلاعات، سپاه و بسیج: شکستن دل بیگناهان، آثار شومی برایتان دارد
چکیده :برادران اطلاعات و سپاه و بسیج و کارگزاران قوه قضائیه هم باید بسیار مواظب باشند. ممکن است در گزارشات خود بگویند که ما فقط بازجویی کردیم اما خودتان هستید و خدای خودتان. بی شک در هر کاری که میکنید حساب و کتاب است، اگر یک بی گناه دل شکسته شود، آثار شومی برایتان دارد... باید خیلی مراقب باشند. قضایایی که دو سال پیش اتفاق افتاد که با چوب و باتوم بر سر مردم میزدند، به قصد کشت، این را نمیتوان غیر عمد خواند. ...
آیت الله دستغیب در سخنرانی روز بیست و دوم رمضان خود تاکید کرد: نمی توان به هر بهانهای وارد خانهی کسی شد و لو به دستور قاضی باشد. نمیتوان اموال او را به هم ریخت یا چیزی از آنها را برد و لو به دستور قاضی باشد، مخصوصاً قضاتی که مجتهد و فقیه نیستند. به صرف نگاه کردن به قانون نمیتوان حکم صادر کرد. بهتر است حکم این مسائل را از فقها و مجتهدین استفتا کنند، آن هم نه از یک جا که ممکن است منتسب به یک نفر باشد، از چند جا سؤال کنید.
متن سخنرانی بیست و دومین روز از ماه مبارک رمضان به گزارش حدیث سرو به شرح زیر است:
تفسیر سوره نساء جلسه ۵۶– وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ إِلاَّ أَنْ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ وَ تَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَكيماً (92)وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً (93)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ في سَبيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثيرَةٌ كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبيراً (94)
هیچ مؤمنی حق ندارد مؤمن دیگری را بکشد، جز به اشتباه و هر کس به اشتباه مؤمنی را بکشد باید بردهی مؤمنی آزاد کند و خون بها به خویشان مقتول بپردازد. مگر آنکه آنها ببخشند و اگر قوم مقتول کافر و دشمن شما باشند اما خود او مؤمن باشد، آزاد کردن بردهی مؤمن کافی است و اگر مقتول از قومی باشد که میان شما و آنها پیمانی برقرار است. باید بردهی مؤمنی آزاد کند و خون بها به خانوادهی او بپردازد و هر کس برده نیابد باید دو ماه پی در پی روزه بگیرد. این تخفیفی است از جانب خدا و خدا دانای فرزانه است.و هر کس مؤمنی را عمداً بکشد کیفرش دوزخ است که برای همیشه در آن خواهد ماند و خداوند بر او خشم میگیرد و لعنش میکند و عذابی بزرگ برایش آماده میسازد.ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که در راه خدا (برای جهاد) سفر میکنید، تحقیق و بررسی کنید و به کسی که اظهار اسلام میکند نگویید: مؤمن نیستی. بخاطر آنکه از متاع ناچیز دنیا چیزی بدست آورید زیرا غنایم بی شمار نزد خدا است. خود پیش از این چنین بودید و خدا بر شما منت نهاد. پس خوب بررسی کنید که خدا به آنچه میکنید آگاه است.
شأن نزول
تفسیر المیزان در ذیل آیه «وَ مَا كاَنَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطًَا» مینویسد: حارث بن يزيد و ابو جهل، همواره عياش بن ابى ربيعه را شكنجه مىكردند، سپس همين حارث از مكه بيرون آمد تا به مدينه نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله مهاجرت نموده اسلام آورد، در بين راه يعنى در حره، به عياش نامبرده برخورد، عياش فرصت را غنيمت شمرده، جستن كرد و روى سينه حارث نشست و به خيال اينكه او هنوز كافر است به قتلش رساند و سپس نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله آمده، جريان را به اطلاع آن جناب رساند و چيزى نگذشت كه آيه: «وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً» نازل شد و رسول خدا صلّی الله علیه و آله آيه را براى عياش قرائت كرد و سپس فرمود: برخيز و يك برده مؤمن آزاد كن.
تفسير مجمع البيان در ذيل جمله: «وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ …» مىگويد: اين آيه درباره ضبابه كنانى نازل شده، كه برادرش هشام را در محله بنى النجار كشته يافت و جريان را به عرض رسول خدا صلّی الله علیه و آله رسانيد، رسول خدا صلّی الله علیه و آله قيس بن هلال فهرى را با وى روانه كرد و به وى فرمود: به بنى النجار بگو اگر قاتل هشام را مىشناسيد تحويل برادرش دهيد تا از او قصاص كند، و اگر نمىشناسيد خونبهاى هشام را به برادرش بپردازيد، قيس بن هلال فهرى رسالت رسول خدا صلّی الله علیه و آله را ابلاغ نموده، بنى النجار خونبها را دادند، وقتى قيس بن هلال فهرى به اتفاق ضبابه بر مىگشتند شيطان در دل وى وسوسهاى انداخت، كه چطور اين ننگ را بر خود هموار مىكنى كه بنى النجار خون برادرت را بريزند و تو به گرفتن پول خون اكتفاء كنى؟ خوب است همان قيس بن هلال را كه همراه تو است به قتل برسانى، تا يك نفر را به جاى برادرت كشته باشى و ديهاى هم اضافه عايدت شده باشد، سر انجام شيطان كار خود را كرد و تيرى به طرف قيس افكند و او را كشت و شترى را سوار شده، با حالت كفر به مكه برگشت، و اشعاری بدین مضمون سرود:
من به خونخواهى، هشام فهر را بكشتم و خونبهايش را نيز به گردن بزرگان بنى النجار انداختم كه ارباب ملكهاى سرزمين فارعند و از آنان گرفتم، پس هم خونبها را گرفتم و هم خاطر خود را آسوده ساخته، به راحتى خوابيدم و در آخر به مسلك بتپرستى خود برگشتم.
او اول كسى بود كه از اسلام به بتپرستى برگشت. رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود: او را نه در حرم امنيت مىدهم، نه در خارج حرم.
در تفسير قمى ذيل آيه شريفه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ…» آمده كه اين آيه بعد از مراجعت رسول خدا صلّی الله علیه و آله از جنگ خيبر نازل شد. پیامبر، اسامة بن زيد را به سركردگى جمعيتى به طرف دهات يهودىنشين كه در ناحيه فدك قرار داشت فرستاد، تا آنان را به اسلام دعوت كنند، در يكى از آن دهات مردى بود به نام مرداس بن نهيك فدكى، وقتى شنيد جمعيتى از ناحيه پیامبر اسلام آمدهاند، خانواده و اموال خود را جمع نموده، در ناحيه كوه جاى داد و خود به طرف اسامه مىآمد در حالى كه مىگفت:” اشهد ان لا اله الا اللَّه و ان محمدا رسول اللَّه” همين كه نزديك اسامه رسيد، اسامه با اينكه شهادت او را مىشنيد، ضربتى بر او زد و به قتلش رسانيد، و چون به حضور رسول خدا صلّی الله علیه و آله شرفياب شد جريان را به عرض رسانيد، حضرت فرمود: مردى را كشتى كه داشت شهادت مىداد معبودى بجز اللَّه نيست و اينكه من فرستاده خداى تعالى هستم؟ اسامه عرض كرد: يا رسول اللَّه او به خاطر كشته نشدن شهادت مىداد، رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود: تو نه پرده از روى قلب او برداشتى و نه آنچه را كه به زبان گفت پذيرفتى و نه از باطن نفس او آگاه بودى، اسامه چون اين بشنيد سوگند ياد كرد كه ديگر احدى از گويندگان شهادتين را به قتل نرساند و خداى تعالى در همين مورد بود كه آيه:
«وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً، تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا …» را نازل فرمود.
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأً؛ استثنای خطا در این آیه به معنای جواز قتل غیر عمد نیست بلکه به معنای بی گناهی قاتل است و البته بر همین قتل غیر عمد نیز آثار و احکامی مترتب میشود.
وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً؛ پس اگر کسی به صورت غر عمد، مؤمنی را کشت؛ یعنی مثلاً میخواست گنجشکی را بکشد، تیرش اشتباه رفت و به او خورد و مرد قاتل باید کفارهی این اشتباه را که آزاد کردن بندهی مؤمن است بدهد و خون بهای مقتول را به خانوادهاش بپردازد.
فَتَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ؛ «رقبه» یعنی بنده که باید حتماً مؤمن باشد. خدای تعالی در عوض کشته شدن یک نفر، دیگری را زندگی جدیدی میبخشد چرا که این آزادی، حیاتی دیگر برای او است. وقتی مردم جامعهای از آزادیهای مشروع و قانونی خود محروم باشند، همچون غلام و برده و بلکه مثل مردهاند.
وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ؛ دیهی مقتول به وارث او میرسد و برای آنها حکم ارث را دارد. البته ارزش خون مؤمن بیشتر از آن است که با پول سنجیده شود و دیه، در حقیقت تسلایی برای خاطر بازماندگان مقتول به حساب میآید و الا ارزش مؤمن، خدای تعالی و بهشت عدن او است. اگر خانوادهی مقتول دیه را ببخشند، از عهدهی قاتل ساقط میشود.
فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ؛ اگر مقتول مؤمن باشد اما قوم او همگی کافر و دشمن مسلمانان باشند، دیگر پرداخت خون بها، بر قاتل مسلمان لازم نیست و فقط آزاد کردن بندهی مؤمن بس است. چرا که کافر از مسلمان ارث نمیبرد.
این نکته نیز شایان ذکر است که منظور از «عَدُوَّکُم» این است که آن قوم کافر و محارب باشند یعنی خدا و رسول را قبول نداشته باشند . پس قبیلههایی که هر دو مسلمان هستند و میانشان اختلافات و دشمنیهای شخصی یا سلیقهای یا قبیلهای وجود دارد مشمول این آیه نمیشوند. حتی اهل تسنن هم مسلمان شمرده میشوند و از شمول این آیه خارجند.
وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاقٌ…؛ درباره قسمت اول این آیه معانی مختلفی ذکر شده اما به نظر میرسد معنای صحیح آن این است که اگر مقتول مؤمن در میان قوم کافری باشد که آن قوم تحت معاهده و ذمّهی مسلمین قرار دارند، علاوه بر کفارهی آزاد کردن بندهی مؤمن، پرداخت دیهی مقتول نیز بر قاتل آن لازم است.
فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ؛ در این آیه سه صورت قتل غیر عمد بیان شد و در هر سه صورت، بر قاتل لازم است بندهی مؤمنی را آزاد کند اما اگر مثل امروز بندهی مؤمنی یافت نشد، قاتل باید دو ماه پی در پی روزه بگیرد. این روزه کفارهی آن قتل و التیامی بر وجدان پریشان او محسوب میشود.
وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَكيماً؛ خداوند دانا و فرزانه است و احکامی را هم که وضع میکند بر پایهی علم و حکمت است.
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً؛ هر کس مؤمنی را عمداً بکشد، اولاً: کیفرش آتش دوزخ است که همیشه در آن خواهد ماند. ثانیاً: مغضوب پروردگار میشود و ثالثاً: از رحمت پروردگار دور میماند و رابعاً: عذاب بزرگ الاهی برایش مهیّا میگردد. منظور از مؤمن کسی است که شهادتین میگوید و اقرار زبانی به وحدانیت خدا و نبوت پیامبر خاتم میکند و لازم نیست سلمان و ابوذر باشد.
آموزهی آیه
دوستان گرامی باید در رانندگی بسیار احتیاط کنند و با صدقه و دعا پشت فرمان بنشینند. کسی که بر اثر بی احتیاطی موجب مرگ یا نقص عضو دیگری میشود، حتی اگر دیه نیز بپردازد، از عذاب وجدان در امان نیست و به سادگی نمیتواند خود را ببخشد. در کارهای دیگر هم همین طور، از جمله در ورزشها و مخصوصاً ورزشهای رزمی باید بسیار احتیاط کرد.
برادران اطلاعات و سپاه و بسیج و کارگزاران قوه قضائیه هم باید بسیار مواظب باشند. ممکن است در گزارشات خود بگویند که ما فقط بازجویی کردیم اما خودتان هستید و خدای خودتان. بی شک در هر کاری که میکنید حساب و کتاب است، اگر یک بی گناه دل شکسته شود، آثار شومی برایتان دارد. شهید آیت الله دستغیب رحمهالله در کتاب داستانهای شگفت حکایت کودکی را نقل میکند که دربازی کودکانه خود پای گنجشک را کشید و پایش کنده شد همان وقت کودک از نردبان پایین افتاد و پایش شکست. وقتی خداوند از ظلم به یک حیوان نمیگذرد، چگونه میتوان آه انسانهای مؤمن را ، مخصوصاً وقتی بی گناه باشد، نادیده گرفت؟ آن هم با استناد به گزارشات تخیّلی و دروغین مخصوصاً درباره کسانی که خود اهل جبهه بودند و جانباز و ایثارگر هستند. هر طور میل خودشان است اما بعضی رفتارها دنیا و آخرت انسان را به آتش میکشد. یکی از اقوام ما قضیهای مربوط به بیست سال پیش را نقل میکرد و میگفت: مرا به جرم داشتن اسلحه گرفتند و من هر چه میگفتم: «اسلحه ندارم» باور نمیکردند و بسیار کتکم میزدند. آخر دلم شکست و به آن بازجو گفتم: الاهی چلاغ شوی. طولی نکشید که او را دیدم در حالی که پایش شکسته بود و با عصا راه میرفت. پیش من آمد و گفت: من همانم که گفتی: الاهی چلاغ شوی.
حتی اگر غیر مسلمانی به درگاه خدا لابه کند و آه بکشد، خداوند جوابش را میدهد. شهید دستغیب رحمهالله حکایتی در داستانهای شگفت آورده که کودک مسلمانی در نانوایی ریگی، یک سنگ داغ تازه از تنور درآمده را در یقهی یک کودک یهودی انداخت، یهودی گفت: الاهی به خانه نرسی. خلاصه کودک مسلمان قبل از رسیدن به خانه، مرد. خدای تعالی در حدیث قدسی میفرماید: «أنا عِندَ المُنکَسِرَهقلوبُهُم» (مینه المرید، 123) من نزد قلبهای شکستهام.
به صرف اینکه قاضی دستور داده، حجت شرعی نمیشود، خود انسان هم باید کمی فکر کند مبادا اشتباهی پیش آمده باشد.
قتل عمد
خدای تعالی برای قتل عمد چهار وعید ذکر فرموده است. بی شک سخن قرآن، صدق است. این کتاب، شاهنامه و افسانه نیست، حق است. شاید بگویید آخر کار توبه میکنیم. البته خداوند توبه پذیر است و ناامیدی، از هر گناه بدتر است اما بعضی گناهان، توفیق توبه را از انسان سلب میکند. این مثل از باب مقایسه نیست اما بی تردید قاتلان حضرت اباعبدالله علیهالسلام، چه آنها که مستقیماً مباشرت به شهادت حضرت کردند و چه آنها که دستور آن را دادند، هرگز توفیق توبه نمییافتند. آنها هرگز رو به خدا نمیکردند، همچون ابن ملجم که به مولا علی علیهالسلام گفت: آیا تو میتوانی کسی را که در آتش است نجات دهی؟ این ناامیدی مانع رجوع و بازگشت انسان به خدای تعالی میشود. گناه بزرگ اینچنین بر سر انسان میآورد.
برادرانی که عرض کردیم باید خیلی مراقب باشند. قضایایی که دو سال پیش اتفاق افتاد که با چوب و باتوم بر سر مردم میزدند، به قصد کشت، این را نمیتوان غیر عمد خواند.از جمله چیزهایی که درباره آنها سفارشات بسیاری در روایات اهل بیت وارد شده مال و آبروی مؤمنین است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: حرمت مال مؤمن مانند حرمت خونش است. (کافی، ج2، ص360)
آبروی مؤمن از مال و جانش مهم تر است و اگر کسی آبروی مؤمن را بریزد مانند کشتن او است.نمی توان به هر بهانهای وارد خانهی کسی شد و لو به دستور قاضی باشد. نمیتوان اموال او را به هم ریخت یا چیزی از آنها را برد و لو به دستور قاضی باشد، مخصوصاً قضاتی که مجتهد و فقیه نیستند. به صرف نگاه کردن به قانون نمیتوان حکم صادر کرد. بهتر است حکم این مسائل را از فقها و مجتهدین استفتا کنند، آن هم نه از یک جا که ممکن است منتسب به یک نفر باشد، از چند جا سؤال کنید. این نصیحت ما برای کسانی است که میخواهند راه صحیح را انتخاب کنند. ما دوست میداریم جمهوری اسلامی به معنای واقعی آن تا زمان امام زمان پابرجا باشد تا همهی مردم از جهت ایمان و اقتصاد و سیاست، در آرامش باشند و مقتدای همهی دنیا قرار گیریم. اگر ما چیزی میگوییم برای آن است که خطرات پیش نیاید، مبادا در پشت صحنه افرادی پیدا شوند که دانسته و ندانسته ضربه بزنند و موجب شوند مردم بی گنااه و بیچاره هدف بمبهای آمریکا و اسرائیل قرار گیرند.
در بعد فردی هم همین است وقتی کسی عیبی از کسی میبیند نباید جار بزند و همه جا منتشر کند. ریختن آبروی او مثل کشتن او است. همچنین است کسی که مال دیگری را میبرد یا قرض میکند و با وجود تمکن، بدهی خود را نمیپردازد.
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ في سَبيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثيرَةٌ كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبيراً (94)
خطاب این آیه شامل از اول انقلاب تا به حال و از این به بعد میشود: به محض آنکه کسی با زبان خوش به شما سخن میگوید، نگویید میترسد.
ابتدا به دوستان عزیز مسجدی عرض میکنیم: وقتی کسانی از جاهای مختلف به اینجا میآیند، قرار نیست همه مثل هم باشند، پس نباید بگویید: تو با فلانی یک رنگ نیستی و حتماً با یک غرض خاصی آمدهای. این حرفها صحیح نیست. حتی ممکن است بعضی برادران اطلاعات و سپاه و بسیج بیایند. آن بندگان خدا هم میخواهند قرآن گوش بدهند. همیشه هم نباید ذهنتان به انحراف برود. آنها هم مسلمانند، روزه میگیرند. ممکن است گاهی خطایی هم بکنند که امیدواریم آن هم رفع بشود. مواظبت خوب است، اما بی احترامی جایز نیست. ممکن است برخی افراد به بعضی سخنان بنده انتقاد داشته باشند. شاید او درست فهمیده باشد. چه اشکالی دارد بیاید مطرح کند، به دوستان طلبه بگوید تا به بنده بگویند. بالاخره هر کسی در معرض خطا است. الا چهارده معصوم که از هر خطا و اشتباهی، چه در احکام و چه در مسائل دیگر مصونند.
به آقایان عرض میکنیم اگر وقتی کسی چیزی گفت، نباید تا مدتها او را بخاطر آن توبیخ کنند. شاید متوجه نبود و شاید هم عمداً گفته باشد اما نباید فوراً پرونده برایش تشکیل دهند . آقایان باید بدانند که دینشان از همه چیز مهمتر است مبادا آن را مفت و مجانی از دست بدهند. این قلب متعلق به خدا است اگر ارتباطش با خدا قطع شود، هیچ چیز دیگری از او باقی بماند.
حیف است انسان این همه نماز بخواند و روزه بگیرد و دم از اسلام بزند اما یکدفعه کاری بکند که همه را به باد بدهد . بعد هم برایش توجیه بتراشد. با توجیهات نمیتوان واقعیات را تغییر داد.
امیدواریم تذکرات و نصایح ما را به حساب عناد و دشمنی نگذارند. ما نظری نداریم جز آنکه همان وضع اوایل انقلاب حاکم شود تا بتوان گفت مقدمهی ظهور حضرت مهدی علیهالسلام حاصل شده است. ایجاد مقدمهی ظهور، منوط به اصلاح مردم و آمادگی دلهای آنها است. منتظر به کسی میگویند که خانهی خود را آب و جارو تمیز کرده، انتظار آمدن مهمانی را میکشد و منتظران حضرت مهدی ارواحنا لتراب مقدمه الفداء باید اینگونه باشند و خود و جامعهی خویش را اصلاح نمایند و الا با انگ زدن به هم و کنار گذاشتن یکدیگر، کسی باقی نمیماند.
ادامه گفتار حضرت آیت الله العظمی نجابت رحمهالله در شرح دعای رجبیه:
«یَعرِفُکَ بِها مَن عَرَفَک»
یعنی کسی که تو را شناخت بواسطه این ولات امرت میشناسد. هم آنان که مأمون و مبشّر و رکنند. هر کس خواست خدای اجل را بشناسد ، به توسط چهارده معصوم میشناسد چرا که خداوند اولاً آنها را دلال معرفت قرار داده است. ثانیا آنها مرکز رأفت و حب و کرم و دوستی هستند. چیزی که مایه نقص و دلخوری باشد، در آنها نیست. آنها نقص دارند، لیکن نسبت به خدا اما نسبت به ما نقص ندارند. بلکه هر جا قضای حاجت میشود، هر جا دعایی مستجاب میشود، هر جا نسل تولید میشود، هر جا زراعت تشکیل میشود، تمام اینها بوسیله آقایان است. ساحت قدس ربوبی همراه آقایان است اما خود آقایان این کارها را انجام میدهند.
قرآن میفرماید:
«أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ» (واقعه، 64)
پس مردم میشناسند تو را پروردگار عالم اما بوسیله ولات امر تو، و خلاصه آنچه که وِجهِهی خداست و آن چه که وجه خداست، همه همراه آقایان معصومین علیهم السلام است غایهالامر انسان خیال میکند خودش چیزی هست.
«لا فَرقَ بَینَکَ و بینَها الا أنَّهُم عبادُک و خَلقُک –فَتقُها و رَتقُها بِیَدِک –بدؤها منک و عودها الیک»
بین حضرات ائمه طاهرین و بالخصوص حضرت ولی عصر علیهالسلام با خداوند فرقی نیست، به این معنا که هر توقعی که شما از خداوند دارید، همان را از ائمه علیهم السلام داشته باشید. چرا که اینها ولی امر و «وجه» خدایند و از همین رو مورد عنایت تام خداوند هستند و لذا لباس پوشیدن، خوابیدن، خوراک خوردن هیچ کدام برای آنها تزاحم ندارد. یعنی همانطور که خداوند نمیخوابد، قلب آقایان هم نمیخوابد. خدای تعالی محتاج نیست این آقایان نیز به وسیله خداوند محتاج نیستند. کارهای خداوند بی حد است، کارهای این آقایان هم بی حد است. خداوند هزار و یک اسم دارد، این آقایان هم هزار قسم وسیله دارند. میگوییم:
«السلام علیک أیها النبی و رحمه الله و برکاته»
یعنی: همراه آدم است و لو اینکه آدم نمیفهمد. میگوییم:
«السلام علینا و علی عباد الله الصالحین»
یعنی: ائمه طاهرین علیهم السلام همراه آدمند، و لو این که آدم نفهمد. دقیقاً مثل اینکه خداوند همراه انسان است و انسان نمیفهمد بنابراین فرقی بین آقایان و خداوند نیست مگر اینکه آنها بنده و مخلوق خدایند.
فایل صوتی این سخنرانی را می توانید اینجا بشنوید.














مسئله برای بسیاری حل شده است اندکند انانی که مخلصانه در خدمت دولت کودتا باشند بطور عام افرادی که در خدمت دولت اموی هستند از بازجویان و شکنجه گران و بسیجیان و مدافعان سینه چاک کسانی هستند که فهمیده اند برای ساختن اینده خود در این ایام سخت نداری و فقر و بیکاری احتیاج به همراهی باحکومت است و این همراهی از باب اعتقاد نیست بلکه از باب اینده سازی است بهترین نمونه امثال قاضی حیدری است او جوان است و جویای نام برای نامداران شدن فقط احتیاج به قدری اقا اقا اقا گفتن است و قدری ظاهر سازی و به شدت تبلیغاتی عمل کردن الا قلیلی از ذکر شدگان و این افراد توسط نیروهای اطلاعاتی معاویه شناخته شده هستند اما میگویند خوب است باشندمانند همان قاضی مرتضوی که میگویند اگر این جنایتکار محاکمه شود یا از مقامش خلع شود در روزهای سخت چه کسی به نام خدا برای دنیای دیکتاتور فعالیت کند و ازادگان را در بند 350 سپاه استبداد محبوس کند چه کسی در این بند اعتراف گیری کند و الی اخر
از وظیفه دانستم تانقدی هم درحاشیه ذکر کنم.
رفتارخداوند در طول هزاران سال به مانشان میدهد او چگونه خداییست.تمام فرامین او جهت بازگشت فرزندان گم گشته اوست تابااوارتباط برقرار کند.ای کاش این قوم
علت این همه شریعت را می فهمیدند.فهم وشناخت شخصیت او از طریق کلام اوست طریق دیگر شناخت روش زندگی عالمانی که او با زیست کردند و به او پیوستند.ای کاش
حداقل در حیات طبیعت او می شاختیم.باران رحمت او بر کناهکاران و بی گناهان یکسان
است چرا که قبل از هر عقوبتی فرصت توبه و بازگشت را می دهید.فرصت کم است می بایست همه به هم کمک کنیم.حتی یک علف بیابان به واسطه حکمتی افریده شده.
قبل از اینکه دیر شود بسوی او برگشت کنیم
مگر ما انسان نیستیم و به شباهت او………….
و به فرمایش شهید رمضان ، تو حق نداری بگویی من مامورم و معذور ! چگونه عذر تو در همراهی با ظالمین پذیرفته باشد و حال آنکه خداوند به آشکار فرمان اجتیاب از طاغوت را داده است.و طاغوت حاکم مستبدی است که از قانون و اصول بی طرفی و انسانی پیروی نمیکند. وبه جای رسیدگی به مشکلات مردم در کار چاره هم قطاران و باند جنایتکار خویش است. آنان را خودی می داند و دستشان را در کشتار و ظلم و غارت ثروت مردم باز می گذارد و چون سدی در مقابل اجرای قانون می ایستدو می گوید رسیدگی و تحقیق در اجرای عدالت را در مورد خودی ها کش ندهید و سربسته نگاه دارید. تا شاید بتواند تخت لرزان خود را توسط جنایتکاران دزد وخائن کمی بیشتر نگاه دارد.آیا شما می توانید بنا به دستور به حقوق و کرامت هم وطنان خود تجاوز کنید. و فکر می کنید با گرفتن امتیازات ی حمایت شما از ظالمین قابل توجیه است؟
درود بر روحانی متقی و مردمی جناب آیت اله دستغیب
درود بر تو ای سلاله راستین رسول خدا و امیر المومنین، اگر چه دشوار است ولی با تو جه به اینکه بلند گویی و مسئولیتی داری هر چه می توانی از رفتار ها و گفتار های امیرمومنین را در برخورد با مخالفین و معاندین و آنان که به بیت المال دست اندازی می کردند را بیان کن بلکه مردم رابیشتر و بیشتر روشن کنی. اونهایی که سر در برف کرده و در خیال خام خودشان را با علی علیه السلام مقایسه می کنند و دیگران را با طلحه و زبیر، بدانند که انها بیشتربه سیره معاویه رفتار می کنند تا امیرالمومنین. یا خوابند و نمی فهمند و یا خود را به خواب زدند و یا سر در برف کرده اند. آخر خجالت هم چیز خوبی است برای انسان اگر انسان باشد. اگر به خود بیاید و اگر به اطرافش نگاه کند. البته به نظرم این گونه انسانها آنقدر در طول قدرتشان آنقدر جنایت کرده اند که برایشان مهم نیست فقط فقط حفظ تاج و تخت مهم است. ولی ما از جناب دست می خواهیم که باز هم فریاد برآورند و بدانند که همه ی مردم از فریاد آنها خوشحال می شوند.
دورد برآیت ایت الله دستغیب امید واریم علماء ومجتهدین دیگر بیشتر از این سکوت نکنند که درپیش گاه خداوند قطعا مسول هستند
مادر دوشهید
نصر من الله وفتح قریب
مرگ بر این دولت مردم فریب
درود بر شما آقای دستغیب.شما در قلب ما جای دارید.