سیدمحمد خاتمی: قدیس سازی، از رسوبات خودکامگی و استبداد است
چکیده :استبداد و خودکامگی و رسوبات تاریخی آن ام الفساد مسائل جامعه ما ست، اصلاً قدیس سازی و قدیس گرایی خود نشانه بیماری جامعه است و مراد از قدیس سازی قدیس نشان دادن با برتر نشان دادن آن کس و آن چیز است که نه مقدس است نه برتر. قدیس سازی در جامعه ای رواج می یابد که تحقیر شده است و هویت مردمش را از آنان گرفته اند و اعتماد به نفس مردم آسیب دیده است. در کشورهایی مثل ما با تاریخ گذشته اش این مسأله را از بالا می توان تا حدودی جبران کرد، به شرط این که حکومت واقعاً مردم گرا و متواضع در برابر حق و حرمت مردم و در مسیر رشد جامعه باشند، نه در برابر آن.حکومت اگر واقعاً طرفدار آزادی و اهل تحمل باشد می تواند این بیماری را درمان یا در درمان آن تسریع...
کلمه: سیدمحمد خاتمی با مذموم خواندن قدیس سازی در جامعه اظهار داشت: استبداد و خودکامگی و رسوبات تاریخی آن ام الفساد مسائل جامعه ما ست، اصلاً قدیس سازی و قدیس گرایی خود نشانه بیماری جامعه است و مراد از قدیس سازی قدیس نشان دادن با برتر نشان دادن آن کس و آن چیز است که نه مقدس است نه برتر. قدیس سازی در جامعه ای رواج می یابد که تحقیر شده است و هویت مردمش را از آنان گرفته اند و اعتماد به نفس مردم آسیب دیده است.
وی که بمناسبت روز خبرنگار با جمعی از خبرنگاران و اصحاب رسانه دیدار می کرد، با ابراز تاسف از وجود زندانیان سیاسی گفت: من بسیار متأسفم که در کشور به صراحت اعلام می شود که اصلاً زندانی سیاسی نداریم. خیر، زندانی سیاسی داریم. البته فعال سیاسی تافته جدابافته نیست که بگوییم اگر تخلف کرد با او برخورد نشود، ولی قانون اساسی برای خبرنگار و فعال سیاسی شرایطی گذاشته که می گوییم رعایت شود. یعنی محاکمه در دادگاه صالحه با حضور هیأت منصفه ای که واقعاً نماینده افکار عمومی باشد و این که اظهار عقیده و نظر هیچگاه جرم نیست. همین اجرا شود.
به گزارش کلمه از وبسایت اطلاع رسانی سیدمحمد خاتمی وی در ادامه سخنان خود با اشاره به مشکلات پیش روی جامعه، اظهار کرد که حکومت اگر فضا را باز کند و به جای نگاه به گذشته به آینده بنگرد و با توجه به این که همه دلشان برای کشور و اصل نظام می سوزد به سوی رفع کدورت ها پیش برویم که البته آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر و حبس ها گام مهمی در این زمینه است ببینید چه فضای مناسبی خواهد شد. من امیدوارم که روزی با امنیت و دل خوش دور هم بنشینیم که هیچ خبرنگاری گرفتار نداشته باشیم و کسی جز مجرمان واقعی در بند نباشد.
خاتمی در ادامه سخنان خود تصریح کرد که ما بر این باوریم که وضع خوب نیست، در حالی که در آمدی که از ناحیه نفت در این سال ها مملکت داشته است قابل مقایسه با گذشته نیست و می بایست شاهد پیشرفت های سریع و همه جانبه و کم شدن مشکلات و بهبود زندگی مردم باشیم.
وی به سیاست های اقتصادی دولت اصلاحات اشاره کرد و گفت: از جمله کارهای بزرگی که در دولت اصلاحات صورت گرفت تک نرخی کردن ارز بود که ارز چند قیمتی منشاء درآمدهای گزاف برای بعضی ها و بروز فسادهای ناپیدا (و احیانا پیدا) می شد. ارز ۷ تومان یا ۱۰۰ تومان را می گرفتند و ۴۰۰ تا ۵۰۰ تومان یا بیشتر می فروختند یا با ارز ارزان کارخانه هایی احداث می شد و در همان زمان قیمتش چندین برابر در بازار بود. خوب کار بزرگ و شجاعانه تک نرخی کردن ارز بود. نگران بودیم که ناگهان نرخ تورم جهش کند، ولی با تدبیر توانستیم با تحمل حدود ۳ درصد تورم از این پرتگاه عبور کنیم یعنی تورم زیر ۱۲ درصد به حدود ۱۵ درصد رسید و بلافاصله نیز روند کاهش شروع شد، به طوری که با یک تا ۲ درصد کاهش نرخ تورم دولت بعدی زمام امور را در دست گرفت.
در این دیدار حاضرین با بیان دیدگاه ها و نگرانی های خود در مقوله های مختلفی سخن گفتند. اظهار تأسف از تداوم حبس های طولانی روزنامه نگاران، وضعیت نگران کننده اقتصادی کشور تا سرحد تبدیل شدن مرغ به مسأله اول کشور و نگرانی از سقوط اخلاقی و هویتی نسل جوان کشور و وضعیت پیچیده سوریه و خطر جنگی دیگر در منطقه از مهم ترین دغدغه ها و نگرانی های خبرنگاران حاضر در این نشست بود.
روزنامه نگاران حاضر در این دیدار که عمدتاً در سال های اخیر به خاطر پای بندی به رسالت حرفه ای خود تحت فشارهای فراوان قرار گرفته و رنج بازداشت و زندان را نیز متحمل شده اند، با ابراز نگرانی مجدد از خطرات گوناگونی که در شرایط فعلی موجودیت کشور را تهدید می کند (از جمله جنگ) اعلام آمادگی کردند به سهم خود هر کاری که بتواند جلوی این تهدیدها را بگیرد و فضای کشور را به سوی فضایی امن تر، آزادتر و مناسب تر سوق دهد انجام خواهند داد، حتی اگر عذرخواهی از گناه ناکرده شان باشد.
اصحاب رسانه ضمن مخالف جدی با رواج قدیس سازی، و تأکید بر ضرورت ترویج فرهنگ نقد چهره های شناخته شده، از جمله چهره های اصلاحات و با تأکید بر حذف ناپذیر بودن جریان اصلاحات، خواستار توجه بیشتر مسؤولان به توده های مردم و مسائل و مشکلات و دغدغه های آنان شدند.
پس از طرح دیدگاه های خبرنگاران و اصحاب رسانه سید محمد خاتمی ضمن خوش آمد گویی به حاضران و آرزوی موفقیت برای آنان از خداوند مسألت داشت که همه ما را از برکات ماه مبارک رمضان، بخصوص شب های قدر برخوردار کند و همچنین پیروزی های درخشان و پیاپی قهرمانان عزیز را در المپیک که امسال هم تنوع رشته ای پیدا کرد و هم کماً و کیفاً دست آوردهای بیشتری داشته است تبریک گفت و عمده موفقیت را حاصل شایستگی جوانان ما، سخت کوشی و فداکاری آن ها و تلاش ارزنده مربیان و سرپرستان دانست که با وجود امکانات اندک در مقایسه با بسیاری از کشورها شاهد این موفقیت ها هستیم.
متن کامل سخنان رئیس جمهوری سابق ایران به شرح زیر است:
“روز خبرنگار موجب پدیدآمدن دو احساس متضاد شادی و اندوه می شود. شادی از این که به بخش مهم و تأثیرگذار جامعه توجه شده و روزی را به نام آنان نامیده اند تا بدین وسیله از تلاش و همت این جماعت قدردانی شود و جایگاه روزنامه و رسانه و خبرنگار در دنیای امروز خیلی مهم است. در جهان پیچیده امروز ارتباطات بخصوص از طریق وسائط ارتباط جمعی مهم است و می تواند از خود بیگانگی افراد را در جوامع تکنیک زده تا حدودی مرتفع کند و دل ها را به هم نزدیک سازد و رسانه در این زمینه نقش دارد و خبرنگار به معنی عام کلمه جایگاه بی بدیل در عرصه دارد.
و اما احساس ناراحتی از این که می بینم به خبرنگاران و نویسندگان و اصحاب رسانه اگر بخواهند مستقل و مبتکر باشند فشار وارد می آید. ببینید هرجا جنگ است و هر جا حوادث و وقایع تلخ و سخت است پیشتازان حضور خبرنگارانند و قربانی هم داده و می دهند، یعنی با فداکاری به عرصه های خطرخیز می روند و جانشان را فدای آگاهی رسانی به مردم می کنند. همچنین در عرصه های اجتماعی حضور دارند و این حضور که علی القاعده نقادانه هم هست از سوی خیلی از قدرت ها و حکومت ها بر تابیده نمی شود و خبرنگاران و روزنامه نگاران مستقل باید بار توقعات نابجا را به دوش بکشند و فشارها و محدودیت ها و حتی زندان و دربدری را تحمل کنند.
خبرنگاران مبلغ آزادی هستند، ولی در بسیاری از کشورها بیش از دیگران آزادی خودشان محدود می شود.
در ایران عزیز که به برکت انقلابش با شعار فاخر آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی وارد مرحله جدید تاریخ شد انتظار بوده و هست که نویسندگان، گویندگان و خبرنگاران بیش از دیگر جاها آزادی داشته باشند که چنین نیست. آیا موجب تأثر نیست که هم اکنون عده ای از خبرنگاران و روزنامه نگاران ما زندانی سیاسی هستند. چه خوب بود برای تلطیف فضا و گذر از گذشته ای که نامطلوب بود، به آینده ای که برای همه بهتر باشد شاهد این ابتکار بودیم که روز خبرنگار همه خبرنگاران آزاد شوند یا در روز زن همه زن ها و بالاخره همه زندانیان و گرفتاران و چه خوب بود که به جایی برسیم و بپذیریم و بگوییم اقتدار حکومت و نظام در این است که کسی در زندان نباشد. می بینید که در این صورت چه فضای مطلوبی پدید می آید و دل ها چقدر به هم نزدیک می شوند.
به هر حال واژه خبرنگار تداعی کننده واژه «آزادی» به ذهن است، یعنی اگر مطبوعات و رسانه ها مظهر آزادی فکر و نشر افکار هستند – یا باید باشند- خبرنگار عامل مهم باروری و کارآمدی رسانه است و او است که می کوشد مسائل را آزادانه به جامعه منتقل کند یا از جامعه به مسؤولان و دست اندرکاران امور برساند.
هم عنان بودن خبرنگار و آزادی امر ارزنده ای است و آزادی به معنی درست کلمه امری است که همواره اصلاحات و جریان تحول طلبی روی آن تأکید داشته اند و اگر اصلاحات نسبتی با خبر و خبرنگار و رسانه پیدا می کند از جمله در این زمینه است که هر دو خواستار آزادی هستند. زیرا اگر آزادی نبود اندیشه و انتقاد نخواهد بود و اگر انتقاد نبود انحرافات در جامعه نهادینه می شود و معلوم است که نتیجه وخیم آن چه خواهد بود.
به هر حال ما باید جمهوری اسلامی را به گونه ای بفهمیم و ترویج کنیم و برای استقرارش تلاش کنیم که نه تنها با دوپایه اصلی انقلاب یعنی آزادی و استقلال سازگار باشد، بلکه بر آن مبتنی باشد.
آزادی به معنی این که انسان ها در فکر کردن، سخن گفتن و تصمیم گرفتن آزاد باشند. اجازه بدهید به مناسبت ماه مبارک رمضان که ماه قرآن هم هست با رجوع به کلام و کتاب خداوند موضع خودمان را به آزادی، بلکه بنیاد آزادی مشخص کنیم.
خداوند در آیه ۷۲ سوره احزاب می فرماید:
إنا عرضنا الأمانة على السماوات والأرض والجبال فأبين أن يحملنها وأشفقن منها وحملها الإنسان إنه كان ظلوما جهولا
یعنی ما امانت را به آسمان و زمین و کوه ها عرضه کردیم و آن ها سر باز زدند از پذیرش آن و از آن ترسیدند، ولی انسان آن را پذیرفت
بحث های مفصلی شده است در این باب که امانت چیست؟
آیا دین حق است؟ آیا تکلیف است؟ آیا ولایت الهی است؟
توجه بفرمایید که خدوند در این آیه می فرماید انسان این امانت را حمل کرد، نه انسان مؤمن، یعنی انسان چه مؤمن، چه کافر، چه ظالم، چه مظلوم آن را پذیرفته است، یعنی امری مشترک میان تمام انسان ها. اگر بگوییم امانت ایمان است که انسان های کافر آن را نپذیرفته اند و اگر بگوییم تکلیف است که این تکلیف فرع بر ایمان است. پس یک چیز می تواند مصداق این امانت باشد و آن «اراده» و «اختیار» است که مختص انسان است.
تفاوت انسان با آسمان و زمین و کوه و کهکشان و حتی فرشتگان در همین اختیار است و لازمه اختیار آزادی است. اگر آزادی باشد لا اکراه فی الدین معنی پیدا می کند، یعنی اکراه و زور در کار نیست.
شرط امانت داری این که زمینه به کارگیری این امانت فراهم باشد، یعنی آزادی تا انسان در مسیر رشد اختیار خود را به کار گیرد و در عرصه اجتماعی هم مهم ترین نوع آزادی، آزادی تعیین سرنوشت و آزادی اندیشه و بیان و آزادی انتقاد و اعتراض به کسانی است که قدرت را در دست دارند.
خبرنگاران قدر خود را بدانند و اگر رنج و فشاری هم تحمل می کنند به خاطر باروری امانت الهی برای انسان است و ان شاء الله اجرشان محفوظ است.
دوستان از خطراتی سخن گفتند که کشور را در این شرایط تهدید می کند و برخی دوستان در این جمع که به خاطر آزادی خواهی و عقایدتان هزینه پرداخت کرده اید می گویید حاضریم از آبروی خود مایه بگذاریم و به خاطر گناه ناکرده عذرخواهی هم بکنیم تا از جنگ علیه کشور و افتادن جامعه به مسیری که زیان های بزرگی برای همه دارد جلوگیری کند.
ای کاش مسؤولان هم این ندا را می شنیدند. حکومت اگر فضا را باز کند و به جای نگاه به گذشته به آینده بنگرد و با توجه به این که همه دلشان برای کشور و اصل نظام می سوزد به سوی رفع کدورت ها پیش برویم که البته آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر و حبس ها گام مهمی در این زمینه است ببینید چه فضای مناسبی خواهد شد. من امیدوارم که روزی با امنیت و دل خوش دور هم بنشینیم که هیچ خبرنگاری گرفتار نداشته باشیم و کسی جز مجرمان واقعی در بند نباشد.
من بسیار متأسفم که در کشور به صراحت اعلام می شود که اصلاً زندانی سیاسی نداریم. خیر، زندانی سیاسی داریم. البته فعال سیاسی تافته جدابافته نیست که بگوییم اگر تخلف کرد با او برخورد نشود، ولی قانون اساسی برای خبرنگار و فعال سیاسی شرایطی گذاشته که می گوییم رعایت شود. یعنی محاکمه در دادگاه صالحه با حضور هیأت منصفه ای که واقعاً نماینده افکار عمومی باشد و این که اظهار عقیده و نظر هیچگاه جرم نیست. همین اجرا شود.
وقتی گفته می شود آنان که گرفتارند نه روزنامه نگارند و نه سیاسی دست برای هرگونه برخورد با این افراد باز می شود.
در همین جا لازم است ذکری از فضای نامطلوب فرهنگی و دانشگاهی کشورمان هم بشود. برخوردهای نادرستی که نسبت به اساتید و دانشجویان هست و فشارهایی که روی هنرمندان و روزنامه نگاران و ناشران وارد می آید، حتی روزنامه ها از طریق بعضی تشکیلات دچار محدودیت می شوند. البته در زمان ما هم گاه مسائل حادی پیش می آمد که از جنبه های امنیتی می بایست محدودیت هایی ایجاد شود. خیلی محترمانه از طریق دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی یا وزارت ارشاد اغلب از مسؤولان روزنامه ها و رسانه ها دعوت می شد و با توضیح نوعی اقناع پدید می آمد و رسانه ها هم مراعات می کردند. تردیدی نیست که جنبه های امنیتی و آن چه به امنیت ملی و کشور ربط دارد باید رعایت شود ولی این که هر چیزی رنگ امنیتی بگیرد و ممنوع شود غلط است. اصلاً بهتر است در همه رسانه ها را ببندند. الان گلوگاه ها و فیلترهایی که بر سر راه کتاب، فیلمنامه و … هست هنرمند و نویسنده را در تنگنا قرار می دهد. تازه اگر هم از این ها بگذرد معلوم نیست که با فشارهای بعدی بتواند با امنیت کارش را بکند یا در مورد برخوردی که با یک نهاد مردمی مثل خانه سینما شد. بنده نمی خواهم بگویم که خانه سینما تخلف نمی کند یا حق دارد تخلف کند، خیر ممکن است تخلفی هم باشد، ولی این که برویم به این سو که تا حد تعطیلی روی این مؤسسه که پایگاه مهم و مطمئنی برای بخش مهمی از هنرمندان عزیز است پیش برویم غلط است.
خوب است مسؤولان قضایی، امنیتی، فرهنگی و دانشگاهی به مطالب رهبری در جمع دانشجویان در مورد آزادی یا ملاک ضدیت با ولایت و … رجوع کنند و همین را اجراء کنند و مد نظر قرار دهند، خیلی از ناروایی ها و مشکلات در این حوزه ها حل خواهد شد.
گفته شد که باید به توده های مردم توجه کرد. من هم قبول دارم که هر چند بخش نخبه و الیت جامعه مهم است، ولی غفلت از زندگی، احساسات و نیازهای توده مردم هم غلط است. توجه به آن ها و تلاش برای حل آن ها لازم است.
ممکن است کسانی دارای آرمان های بلند سیاسی باشند که در جای خود محترم است ولی رسیدگی به وضع مردم و جلوگیری از خطراتی که کشور و میهن را از جمله از بیرون تهدید می کند نباید مورد غفلت باشد.
اگر گرانی و تورم هست، اگر تولید لطمه خورده است، اگر امید به آینده کم رنگ تر شده است، پرداختن به این امور در کنار مسائل سیاسی و رسیدن به راه حل هایی که هم وضع کشور بهتر شود و هم وضع مردم و مدیریت جامعه بهبود یابد و از امکانات به نفع مردم و حل تنگناها و مشکلات روزمره آنان بهره برداری شود نیز لازم است. مهم برداشته شدن فشار روی مردم و خدمت به کشور است، ولو این که جناحی که ما منتسب به آن هستیم روی کار نباشد و نیاید.
ما بر این باوریم که وضع خوب نیست، در حالی که در آمدی که از ناحیه نفت در این سال ها مملکت داشته است قابل مقایسه با گذشته نیست و می بایست شاهد پیشرفت های سریع و همه جانبه و کم شدن مشکلات و بهبود زندگی مردم باشیم.
ببینید از جمله کارهای بزرگی که در دولت اصلاحات صورت گرفت تک نرخی کردن ارز بود که ارز چند قیمتی منشاء درآمدهای گزاف برای بعضی ها و بروز فسادهای ناپیدا (و احیانا پیدا) می شد. ارز ۷ تومان یا ۱۰۰ تومان را می گرفتند و ۴۰۰ تا ۵۰۰ تومان یا بیشتر می فروختند یا با ارز ارزان کارخانه هایی احداث می شد و در همان زمان قیمتش چندین برابر در بازار بود. خوب کار بزرگ و شجاعانه تک نرخی کردن ارز بود. نگران بودیم که ناگهان نرخ تورم جهش کند، ولی با تدبیر توانستیم با تحمل حدود ۳ درصد تورم از این پرتگاه عبور کنیم یعنی تورم زیر ۱۲ درصد به حدود ۱۵ درصد رسید و بلافاصله نیز روند کاهش شروع شد، به طوری که با یک تا ۲ درصد کاهش نرخ تورم دولت بعدی زمام امور را در دست گرفت.
در برنامه چهارم پیش بینی نرخ تورم یک رقمی و بی کاری یک رقمی شده بود که کاملاً قابل دسترس بود، در حالی که کل بودجه ارزی ما حدود ۲۰ میلیارد دلار در سال بود. امروز خیلی بیش از کل بودجه ارزی ما وارادات کشور است.
در دوران اصلاحات بین ۱۰ تا ۱۴ درصد از واردات کالاهای مصرفی بود، بقیه هم کالاهای سرمایه ای، کارخانه و مواد اولیه برای کارگاه ها بود و این یعنی رونق اقتصادی، نه این که بخش مهمی از ارز کشور صرف واردات شود.
اینک هر چه گفته شود گرانی و تورم نیست بالاخره مردمی که به بازار می روند می بینند قیمت مرغ و بسیاری از کالاها چندبرابر شده است چه احساسی دارند؟
این ها مسائلی است که همه خیرخواهان باید به آن بپردازند. البته منظور من مچ گیری نیست، بلکه کمک کردن برای حل مشکلات کشور و مردم است.
خوب اگر لازم باشد ما باید از برخی خواسته هایمان صرف نظر کنیم و اولویت ها را آن گونه در نظر بگیریم که در مسیر رفع مشکلات مردم و رفع خطرات خارجی و بهبود مدیریت جامعه باشد. حاکمیت هم باید از سرمایه های ارزنده ای که هدر می رود استفاده کند و به هر حال طرفین باید به سوی فضای باز و سالم بروند.
مطلب دیگری که دوستان به آن اشاره کردند خطر فراموشی اخلاق در کشور بود و من می گویم خطراتی که هویت جامعه ما بخصوص جوانان را تهدید می کند نگران کننده تر است.
خوب می بینیم که نه تنها بداخلاقی هنجار می شود، بلکه گاه احساس می کنیم که جوان ما به ایرانی بودن و مسلمان بودن خود افتخار که نمی کند هیچ، بلکه پای بند هم نیست.
اگر جوان ما از جمهوری اسلامی زده شود مایه تأسف است، اما کم کم احساس می شود که بسیاری از جوانان از اسلام و ایران هم دارند زده می شوند و ایرانی بودن و مسلمان بودن و شرقی بودن هم در بخش هایی از جامعه مورد تردید قرار گرفته است.
البته هویت مطلوب آن است که اخلاقی هم باشد، اخلاقی که جان مایه فرهنگ ایرانی است و مورد تأکید ادیان الهی بخصوص دین مبین اسلام است.
وقتی می خواستیم یا می خواهیم الگوسازی کنیم، معلوم است که در علم و صنعت و اقتصاد فاصله مان با دنیا زیاد است و خیلی عقب هستیم، ولی یک وجه تمایز داشتیم و می توانیم داشته باشیم که روی آن بایستیم و آن را تقویت کنیم و آن جنبه اخلاقی جامعه و نظام بود و می توانستیم این امتیاز را نشان دهیم.
صحبت دیگری که شد درباب رهبری اصلاحات بود و نکته دیگر مخالفت با قدیس سازی، من بارها گفته ام استبداد و خودکامگی و رسوبات تاریخی آن ام الفساد مسائل جامعه ما ست، اصلاً قدیس سازی و قدیس گرایی خود نشانه بیماری جامعه است و مراد از قدیس سازی قدیس نشان دادن با برتر نشان دادن آن کس و آن چیز است که نه مقدس است نه برتر.
قدیس سازی در جامعه ای رواج می یابد که تحقیر شده است و هویت مردمش را از آنان گرفته اند و اعتماد به نفس مردم آسیب دیده است.
هر جایی فرهی، کاریزما و تقدس مصنوعی را می بینید بدانید که آن جامعه بیمار است و اگر کاریزما و فرهی هم وجود داشته باشد – که در بعضی موارد قابل انکار نیست- در صورتی مؤثر است که در مسیر رشد جامعه به کار گرفته شود و جامعه را به خودباوری برساند و این باور را تقویت کند که قهرمان اصلی خود مردم اند. نه این که کاریزما در صدد تحقیر مردم و ضربه زدن به مناعت طبع و اعتماد به نفس جامعه به کار گرفته شود.
تقدس گرایی و کاریزماگرایی نشانه یک بیماری اجتماعی است که درمانش هم خیلی مشکل است. در کشورهایی مثل ما با تاریخ گذشته اش این مسأله را از بالا می توان تا حدودی جبران کرد، به شرط این که حکومت واقعاً مردم گرا و متواضع در برابر حق و حرمت مردم و در مسیر رشد جامعه باشند، نه در برابر آن.
حکومت اگر واقعاً طرفدار آزادی و اهل تحمل باشد می تواند این بیماری را درمان یا در درمان آن تسریع کند.














خاتمی عزیز از دوم خرداد 74 آنقدر در زمینه تقدس زدایی گفتی و اصرار کردی تا موفق گشتی ذهن بیمار جامعه فرهنگی را لااقل از این فریب بزرگ پاک گردانی .نهال تو امروز به ثمر نشسته است . دیگراز پیکرمجسمه شرکی که می رفت تاروپود تفکر آزاد را با گوساله پرستی استحاله کند تقریبا چیزی نمانده .اما مثل همیشه تاریخ ، صدای موحدانه ات در میان هیاهوی طاغوتیان باز هم تا مدت زیادی به گوش بخشی از مردم که اندیشه ی نا پویاداشتند نرسید و یا طاغوت با ساحران حیله گرو سکه های غارت شده از بیت المال سخنت را با پیرایه چرکین امیال خودبا تردستی تغییر دادند.واز گلوی گشاد گوساله سامری خوار کردند.و اندکی هم موفق شدند.اگر امروز لایه ای از جامعه هنوز هم در برابراعجاز کامه حق گردنکشی می کنند، از آبشخور همان سالوس است.و اگر به دانشجوو استاد و روزنامه نگار به چشم دشمن نگریسته می شود، برای خاموش کردن فریاد های پیگیریست که تو آغاز کردی .مردم ما ، بینایی امروز و خروج از شرکی را که می رفت پایه های ایمان را منهدم سازد، از همت والای تو می دانند. امروز صاحبان اندیشه ازرخنه ای که تو درتاریکی خرافات و تقدس انگاره ایجاد کردی حقیقت را دیده اند. و این مشاهده طلسم دیوی است که طاغوت نمی خواست نمایان گردد. پس شاهدان را به بند کشید و و نخبگانی را طعمه ریسمان های سحری کرد بر دوشش روییده بود.و چه باک برامتی که می باید به زلال دانایی راه می یافتند و راه یافتند.
اما واژه قهرمان را به تکرار بیان کرده ای و درست است. مردم خود باید مدال قهرمانی برسینه زنند و زده اند.ولی چرا این مدال ها آنان را برکرسی ننشاند . ثروتشان به یغما رفت . تا جایی که ناچار باشند .برای باز پس گیری تکه هایی از آن تاوان های سنگین دهند .!توخود مگر قهرمان نیستی ؟ مگر میر حسین قهرمان نیست؟ چرا با انکار مردم خود را از راهبانی فرهیختگان صاحب رای محروم خواسته اید؟!چرا از بیم توهم غلطیدن به استبداد دوباره از سیر منطقی و معروف متداول جوامع مختلف ، سرباز می زنید.اگر آن روز که قهرمانان با شور و اشک درخواست جلودار داشتند، به این مفهوم هم توجه بیشتری می داشتید ، روزگار جنبش پر رونق و فراگیر سبز اصلاح طلبی به محاق نمی رفت. تو خود در واپسین لحظات انتخابات واپس رفتی و میر کاردان و پرتجربت آزمون شده ای را معرفی کردی . چرا ؟ آیا نه برای این بود که حرکت نوی را که آغز کرده بودی پاس دارد و ادامه دهد.؟ پس چرا در هردو شما بر ناقهرمانی خود ابرام کردید.آیا این نقطه بر فرجامی نیست.؟ آیا در پس هر انذاری لازم نیست راهنما و راهبری باشد تا فرهنگ حرکت تداوم یابد و از تفرق باز داری شود تا خللی در صف مرصوص نیفتد و نقطه قوت این صفوف به ضعف تبدیل نشود.آری رهبران نیاز دارندتمرین مبارزه با خودکامگی کنند اما حق ندارند مردم خود را در تشتت و پراکندگی رها کنند. لذا آقای خاتمی ! سید بزرگوار ! امروز شما و همفکرانتان و هم عالمان پاک شریعت می توانید با تکیه بر این روش طومار درندگان و مستبدین را در هم ریزید.انتخابات 88 را دستاویز کنید و در طیف گسترده ای شایستگی میر حسین را به عنوان رهبر سیاسی کشور اعلام نمایید.ما آزادی رهبرانمان را از اتبداد گدایی نخواهیم کردو نه آنان بدین خواری تن خواهند داد. اما می توانیم کشور و قوانین و فرهنگ ملی و اعتقادی خود را تحت هدایت آنان از دژخیمان باز پس گیریم . و انشاالله خواهیم گرفت. هرچند شما نتوانید ابتکار عمل را در دست گیرید.شما رهبر فکری و موسوی رهبر سیاسی امروزین ملت ما هستید.پس نروید . به پیش ! لا حول و لا قوه الا بالله.
جناب خاتمی عزیز
ما قدر زحمات و خدمات بزرگی را که در همه عرصه ها کشیدید چه پیش و چه در زمان ریاست جمهوری و چه پس از آن میدانیم.
میدانیم که چه رنجها کشیدی
میدانیم که تنها حاکمی در طول تاریخ ایران بودی که به صراحت گفتی:من هیچگاه با مردم ایران دروغ نگفته ام ولی تمام آنچه را باید بگویم هم نگفته ام.
میدانیم نخستین بار در طول تاریخ تنها تو بودی که هم فیلسوف بودی و هم حاکم.
میدانیم در صدها سال اخیر تنها حاکمی بودی که همه هنرمندان و فرهیختگان جامعه از صمیم قلب دوستت داشتند
و اکنون هم میدانیم که برای به ثمر رساند آرمانهای میرحسین و کروبی چه رنجها و تهمتهائی را حتی از دوستان نزدیک بین تحمل میکنی.
خدا پشتیبانت باد
سید جان
مدتهاست که دیگر یکی به نعل یکی به میخ جواب نمیدهد. مردم از اصلاحات گذشته اند. زمانی کف مطالبات مردم اصلاح حکومت و مدارا بود اما رفتاری که حکومتیان نشان دادند همه امید ها را نقش بر اب کرد.اکنون دیگر مردم به اصلاحات راضی نیستند. کسی اصلاحات نمیخواهد.تاریخ مصرفش هم تمام شده است. حالا وقت جدائی دین از حکومت است. دراین صورت شاید دین هم به مکان اصلی خودش برگردد. در دلهای مردم بماند نه به عنوان برنامه حکومتی…..شما هم اگر عاقل باشید باید دست از این صحبت های دو پهلو بردارید.اگر چه در انتخابات قبلی ثابت کردید که حفظ این نظام ورشکسته برایتان مهمتر است…..
“مراد از قدیس سازی قدیس نشان دادن با برتر نشان دادن آن کس و آن چیز است که نه مقدس است نه برتر. قدیس سازی در جامعه ای رواج می یابد که تحقیر شده است و هویت مردمش را از آنان گرفته اند و اعتماد به نفس مردم آسیب دیده است.”
درست مثل جامعه ما . خودیها هم همه “حاجی” خطاب میشوند ، بدون هیچ هویتی و تمایزی . بومی شده عنوان “رفیق” . قبلا برادر جای رفیق نشست ، چون بار عاطفی داشت ، جای خود را به حاجی داد در این اوج بی عاطفگی .
من نمیدانم چرا خاتمی حاضر نیست به زبان بیاورد که یاران در بندش بیگناه هستند . در حالی که اکثریت جامعه آنان را بیگناه میدانند . آقای خاتمی اگر حکم این عزیزان مبتنی بر قانون و نظر هیات منصفه هم بود ، در مقابل داوری جامعه بی اعتبار بود . سید ، دوران رعایت این ملاحظات در مقابل این حاکمیت بی ملاحظه گذشته است . باور کن .
انصافا ادم لذت میبره از این همه بزرگی. حرف میزنه ادم کیف مکینه بعدش یه نفر دیگه میفرمایداون ممه رو لولو برد
زنده باد
با نهایت احترام به آقای خاتمی
ولی کاش من هم مثل شما خوش بین بودم و در خواب ناز بسر میبردم
رهبری خودش را بعد امام زمان رهبر مسلمانان جهان و نماینده خدا میداند و نتیجه کارهایش ،چه به نفع مردم و چه به ضرر مردم، رو خواست خدا میدونه و به تاریخ ایران اهمیتی نمیده و خواستار پاک کردن تاریخ ایران است و مردم برایش اهمیتی ندارن و تنها چیز مهم در کشو برایش حفظ این مقام و جایگاهش است و شما باز به اصلاح امید دارید کاش عقیده تان لااقل مثل میرحسین و کروبی و تاجزاده و.. بود
قدیس ساز این مملکت کسی است که بیشترین نیاز را به قدیس سازی دارد .حال باید دید او جه کسی است …اگر کارکرد قدیس سازی را بدانیم انموقع قدیس ساز واقعی را بهتر خواهیم شناخت اگر فرض کنیم حاکم ناکارامد به دلیل ناکارامدی و نادانی و خودکامگی قادر به جذب ارا مردم و همسو نمودن ان با خود نیست قدیس سازی از او موجودی ما ورایی و غیر قابل پرسش و مطلق حق می سازد که مورد نیاز اوست اگر برای همه مردم غیر پاسخگو بودن دیکتاتور مسجل شده باشد انمو.قع خواهیم فهمید که معاویه در ایران قدیس ساز اول است که البته انصافا همانطور هم هست
خواسته های این دولت در جهت ایجاد ترس در مردم و از بین بردن کرامت انسانی و حکومت بر پایه ترس است. ما اگر پیشینه حضور امام و جنگ را در کشور نداشتیم تا الان تسلیم شده بودیم و حکومت نظامی- امنیتی جای حکومت مردمسالار را گرفته بود. خداوند امام راحل را بیامرزد که کلماتی میان ما به جای گذاشت که اینها توان عبور از آن را ندارند وگرنه به اهداف خود رسیده بودند.
بسم الله
آقای خاتمی شما برو نامه ی ندامت بنویس…
از خواب بیدار شو برادر…
اخه تا کی حرف الکی میخوای بزنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نظام بدون تو و امثال تو هم با قدرت پیش میره……………
تا کور شود هر آنکه نتواند دید…
شما و امثال شما افراطیون چپ جایتان در زباله دان تاریخ است…
درود بر رهبر روشنگر اصلاحات
مانند همیشه سخنان پر مغز و اندیشمندانه آقای خاتمی خط بطلانی خواهد بود بر پلیدی ها و دروغ پردازی های دولت مردم فریب و فرمایشی
در یکی از نشست های رهبر با شاعران برگزیده، آقای حداد عادل، نماینده با نفوذ مجلس، در شعری «دو چشمان» رهبر را«چراغ شام يلدا و فانوس دریای همه»،« آفتاب صورت» او را« «خورشيد فردای همه»، «خنده» او را«خنده خورشيد صبح» و…دانست و رهبر شعرشناس بر شعر او «آفرین» گفت.
آقای سیاوش ممکن است به این حقیر نشان دهید که مردم چگونه از اصلاحات عبور کرده اند که شما دیده اید و بنده ندیده ام؟قبلاً چه میخواستند و حالا چه؟قبلاً چه ابزارهای برای احقاق حقوق به کار میبردند و حالا چه؟
شما از جانب مردم صحبت کردید ،آیا اطمینان دارید که فرضاً اگر خاتمی کاندید شود باز مردم به او رأی نخواهند داد؟ظاهراً شما تخیلات خودتان را با واقعیت جابجا کرده اید .
جامعه فلک زده ما ببین به کجا رسیده که و چقدر ظلم در ان شده که سلطنت طلبها نیز دم دراوردند و کر کره اشان را بالا کشیدند وای به حال این روحانیت معظم که چکار کرد با سیاستهای خودش از روی خودخواهی, به بین به کجا رسیدیم برای فریب مرد به مقدس سازی ظالمان رسیدند و این به غیر از شکست انها هیچ نیست, چند سباحی نیز میتوانند به این نمایش ادامه دهیند, اخر چه؟
اونهایی که به آقایان خاتمی و خامنه ای ناسزا می گویند از ایادی دولت کودتا هستند که تازگی ها این دور و بر زیادی می پلکند. انشالله که این فریادهای قبل از غرق شدنشان باشد!
پاسخ به اقای احمد
خیر قربان تخیل نیست عین واقعیت است. مردم روزی از اصلاحات گذشتند که فریاد رفراندوم ..رفراندوم…این است شعار مردم …را سر دادند…روزی از اصلاحات گدشتند که شعار مبارک بن علی ….نوبت سید علی….در تهران طنین انداز شد. روزی که فریاد زدند…نه غزه نه لبنان…جانم فدای ایران…..این شعارها را اگر نشنیده اید فیلمهایش موجود است..جتما ملاحظه بفرمائید. قبول کنید که کار دولت فعلی با این قانون اساسی که یک نفر را بالاتر از بقیه میداند یه سامان نیست…خودتان هم میدانید که همه مشکلات از همین جاست. اقای خاتمی بارها تاکید کرده بر اجرای قانون اساسی…لطف کنید بیدار شوید….قانون اساسی که ولی فقیه را بالاترین میداند مورد تائید مردم نیست….اگر متوجه نمیشوید دلیلش این است که نمیخواهید متوجه بشوید…اصلاحات مد نظر اقای خاتمی در چهار چوب نظام جمهوری اسلامی است…چهارچوبی که مدتهاست از فرم خودش خارج شده و برگشت هم ندارد…تا وقتی خون بر زمین ریخته نشده بود شاید میشد تعامل کرد اما حالا دیگر کسی رضایت نمیدهد با قاتلین فرزندانش سر یک میز بنشیند…..چشمهایتان را باز کنید …حقیقت خیلی تلخ تر از این حرفهاست…سیاوش
جناب خاتمی شما خیلی سکوت کرده اید . میدانیم نمیگذارند حرف بزنید ولی شما هرچند وقت یکبار رهنمود بدهید مردم به شما خیلی احترام میگذارند و به مرام شما اعتقاد دارند باید بیشتر و صریح تر بود اوضاع خیلی خراب است . موفق باشی . خیلی شما را رهبر فکری و سیاسی خود میدانند و منتظر اقدام شما هستند . قبولی طاعات و موفقیت در کارها و سلامتی شما و همه صالحان روی زمین .
این این آقا که احساس میکنه خیلی فیلسوفه و همین طور نظریه عمومی صادر می کنه که هر جامعه ای قدیس داشت بیمار است به من بگه ببینم از نظر ایشان امام علی قدیس است یا نه؟ آقای خاتمی بدونه اخلاق و فضایل انسانی همیشه با داشتن شخصیتهای کاریزما و قدیس واقعی مانند امامان معصوم و شاگردان و رهروان مکتبشان گسترش پیدا کرده نه با این جور حرفهای کلی و بدون دلیل و برهان.
ان الارض یرثها عبادی الصالحون
امیدوارم افرادی چون سید محمد خاتمی همچون گذسته در این راه ناهموار پیروزمندانه بتازند.
اقای خاتمی عزیز
علاوه بر افرایون و معتدلین مخالف مشی فکر شما که یک روز شما را مامور سیا و اینتلجنسرویس و نماینده جورج سورس میدانند رهبری نیز از هر فرصتی برای تخریب شما استفاده میکند یک روز شاه سلطان حسین میشوی و روز دیگر خواص بی بصیرت یک روز کرنش گر در مقابل غرب میشوی و روز دیگر خوارج و چه و چه و چه اقا جان به چه زبانی باید به شما بگویند این ظام دیگر به شما و مشی اصلاح طلبی شما نیازی ندارد
بخدا قسم ازاینهمه اعتدال و سکوت ورهبری رهبری گفتن شما دیگر داریم به شما شک میکنیم
این سکوت شما اخر کی تمام خواهد شد
از آقای خاتمی انتظار می رفت مصیبت زلزله را به مصیبت دیده ها تسلیت بگوید!
سید عزیز.حرفهایت به دل مینشیند اما ایکاش شجاعت بیشتری در کنار درایتت در زمان زمامداری از تو میدیدیم.وشرکت پنهانی ات در انتخابات.چه امیدهایی را در من …………
خاتمی به من به ما به هاله سحابی که میدونم عشقش تو بودی قول بده شبها خواب نداری که در جستجوی رسیدن به ازادی از راه
من صلح هستی
درچشمانت ماندلا را میبینم مرسی که هستی
خاتمی عزیز همین باش که بودی و همین باش که هستی ، اصل این است که تو خیر خواهی و مردم دوستی و دروغ نمی گوئی ، حال اگر بعضی ها که بحق عصبانی هستند و از تو انتقاد میکنند و یا تندروها ساز دیگری میزنند که حساب سود و هزینه را نمیکنند تو همین باش که هستی “خیر خواه ، راستگو” خدا نگهدارت.
اشکال ما مردم ایران افراط در آرزوهاست ولی باید بدانیم دموکراسی و آزادی که آرزوی همه ما ایرانیان است یک انتخابات نیست بلکه یک پروسه است که باید یک یا دو نسل مداوم برقرار باشد و ما تمرین کنیم تا نهادینه شود و بدانیم که در ابتدا باید فرق آرزو با واقعیت را بفهمیم.
آرزو با واقعیات تفاوت زمین تا آسمان دارد و خاتمی واقع بین و فلسفه دان است و امیدوارم چراغ هدایتگری متواضعانه او همواره بر افروخته بماند خصوصآ با دستان مرد پاک سرشتی همچون میر حسین موسوی.
آقای خاتمی ، یادتان رفته در اواخر ریاست جمهوری با وجود داشتن زندانی سیاسی ؛ در دانشگاه سخنرانی کردید و برخلاف نظر دانشجویان گفتید ما زندانی سیاسی نداریم !!! و همان سخنرانی باعث شد که دانشجویان پرونده اصلاح طلبان را با تحریم انتخابات ببندند !!! پس اگر حرفی میزنی مواظب باش که به آن عمل کنی و مردم را فریب ندهی ؛ اگر همانروز از زندانیان سیاسی دفاع می کردید اکنون شاهد این همه زندانی سیاسی نبودیم . افخار می کنی که در دوره ریاست جمهوری به مردم دروغ نگفتی ولی آیا حقیقت را هم گفتی؟!!!! شما برخلاف احمدی نژاد و موسوی از اطرافیان خود دفاع نکردید !!! فرق دوره شما با احمدی نژاد این است که تعداد زندانی سیاسی نسبت به دوره شما چند برابر شده آیا زمان شما ما زندانی سیاسی نداشتیم !!! حالا بحث گرانی ، رأی دزدی ، درآمدنفت ، بیکاری و تورم ، دزدی و اختلاس و … دروه احمدی نژاد بماند ولی تمام قد حتی با گرو کشی از اطرافیان دزدش حمایت کرده است .
جناب خاتمی در زمان گرفتن حکم تنفیذ ریاست جمهوری از دست آیت الله خامنه ای دست ایشان را نبوسیدند!این عمل ایشان ناشی از روح آزادیخواهانه ایشان تلقی میشد!اما چرا بارها در کلیپهای گوناگون در حال بوسیدن دست خمینی عزیز مشاهده شده اند! به نظر میرسد ایشان با اصل دست بوسیدن مخالفتی ندارند!
جناب سید فقط دموکراسی مشکل ایران را حل می کند نه اصطلاحات. تو ایران قانون خدا را نمی شود اصطلاح کرد
بعد از شرکت در انتخابات کذایی مجلس دیگر کسی برای صحبت های ایشان تره هم خرد نمی کند…:D
متأسفانه سلطنت طلبها همه جا نفوذ کرده اند. همینجا در همین کامنتها هم میبینیمشان که به سید سبز ما توهین میکنند. آقایون سلطنت طلب، از خواب بیدار شوید، مردم به این نظام و رهبری علاقهٔ مندند، اگر هم انتقادی دارند به عوامل کودتا و منحرفینی چون احمدی نژاد و مشایی است. انشاالله به زودی با کیاستی که در رهبری سراغ داریم، هر دو بال نظام به هم میپیوندند دوباره و دمار از روزگار ضّد انقلاب و سلطنت طلبها در خواهند آورد. این همه شهید ندادیم برای این انقلاب که شماها دوباره اینجاها پیدایتان شود و حرف از سکولار بازی و بی غیرتی بزنید. درود بر سه سید فاطمی، خمینی و خامنهای ، خاتمی. درود بر جمهوری خواهی. ننگ بر طاغوت.
ناگهان
جقدر زود
دیر می شود …
تماو عقب افتادگیها و بد بختیها از روحانیت است هیچکس جز خود انها نتوانست تا این اندازه مردم را به انها بد بین وما یوس کند که خود کردند
جمع کنید کاسه کوزه تون را ، ملت یکبار گول حرفای قشنگ شمار را خوردند اما مطمئن باشید این مردم اینقدر عاقل هستند که از یه سوراخ دو بار گزیده نشن . شماها الان که در موضع ضعف هستید کلام و اندیشه مخالف را بر نمی تابید وای به روزی که دوباره به قدرت برگردید . اصلاح طلب و خامنه ای و اصول گرا و هر کوفت زهرماردیگه ای که اسمش راروش گذاشتید ، ریشه ی مشترک دارید و فقط در شاخ و برگها قدری متفاوت هستید و ملت هم بخوبی این اشتراکات را شناخته اند . شما از دمکراسی حرف می زنید اما الفبای آنرا که تحمل است ندارید . من واقعا برای نسل خودم متاسفم که مقطعی دلشان را به شما خوش کرده بودند .
با ظهور تفکر انحرافی احمدی نزاد و مشائی و بدست گیری قدرت توسط این جریان ناشناخته و سیاستهای افراطی و غیر کارشناسی آنان ، بیشترین ضربات در تاریخ حیات جمهوری اسلامی متوجه این نظام شد و علاوه بر شکاف های عمیق بین حاکمیت و مردم و همچنین درون حاکمیتی، هزینه های غیر قابل بازگشت اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی روی دست آن ماند مضافا اینکه در صحنه بین الملل ، بهترین شرایط رشد را برای قدرتهای رقیب در منطقه و بخصوص اسرائیل مهیا کرد . متاسفانه این انحراف با اشتباهات استراتزیک رهبری در حمایتهای متعصبانه و انتقام جویانه از جریان اصلاحات تشدید شد و با سرکوب جنبش سبز تقویت گردید . اما امروز و پس از گذشت هفت سال از عمر دولت نهم و دهم بوضوح ریشه های فساد اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی این دولت و آثار تخریب چهره ایران در دنیا و انبوهی از مشکلات داخلی و خارجی نماین گردیده و متاسفانه بازگشت به شرایط قبل نیز سخت و یا بازسازی آن پرهزینه و زمانبر است . تفکر اصلاح طلبی در سالیان قبل این ظرفیت را بوجود آورد تا بخشهای بزرگی از جامعه که در تقابل و یا منفعل از جمهوری اسلامی شده بود را به نظام نزدیک کرده و متعاقب آن علاوه بر مقبولیت خود حلقه واسطی باشد برای ایجاد فرصتها ی داخلی و خارجی . متاسفانه امروز همه این ابزارها منهدم شده و اصلاح طلبان توانائی اعتماد سازی مجدد را ندارند و حاکمیت نیز با اشتباهات مکرر خاکریزهای خود را نابود می کند
در جواب آقای امیر باید بگویم نود درصد طرفداران اصلاح طلبان همان براندازها هستند که از فرط ناچاری دنبال آنها راه افتادند ولی ما بر خلاف شما نمیخواهیم طرفداران نظام را حذف کنیم چون آنقدر اندک هستند که در یک انتخابات آزاد حتی توان تشکیل اقلیت را هم ندارند ما طرفدار برگزاری یک انتخابات کاملا آزاد با تمام لوازمش هستیم تا بعد از آن هم هر کسی به اندازه کوپونش حرف بزند
باور بفرمایید احمدی نژاد از آقای خاتمی دوست داشتنی تر و قابل اعتماد تر است
آقای شاهین
برانداز خودتی شماها از اول انگ براندازی زدید بعدا معلوم شد که برانداز کسی است که امروز رییس جمهور است