سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پیشروی سربازان اسد در حلب/ گفتگوی ملی، طرح پیشنهادی ایران در اجلاس مشورتی سوریه...

پیشروی سربازان اسد در حلب/ گفتگوی ملی، طرح پیشنهادی ایران در اجلاس مشورتی سوریه

چکیده :اجلاس مشورتی تهران برای حل بحران سوریه با حضور نمایندگان تعدادی از کشورهای جهان برگزار شد. اجلاسی که بیشتر کشور های منطقه در آن حضور نداشتند. روز پنج شنبه 19 مرداد مقامات و نمایندگان هیات های دیپلماتیک بیست و هشت کشور جهان به دعوت دولت ایران در نشستی در تهران شرکت کردند تا بحران سیاسی سوریه و راه حل سیاسی آن را مورد بررسی قرار دهند. ...


کلمه- گروه بین الملل:

اجلاس مشورتی تهران برای حل بحران سوریه با حضور نمایندگان تعدادی از کشورهای جهان برگزار شد. اجلاسی که بیشتر کشور های منطقه در آن حضور نداشتند. روز پنج شنبه 19 مرداد مقامات و نمایندگان هیات های دیپلماتیک بیست و هشت کشور جهان به دعوت دولت ایران در نشستی در تهران شرکت کردند تا بحران سیاسی سوریه و راه حل سیاسی آن را مورد بررسی قرار دهند.

به گزارش کلمه، مارکوس جورج نویسنده رویترز این نشست را به تلاش ایران برای گسترش نفوذ خود در جنگ سوریه تعبیر کرد. در این نشست وزیران خارجه ایران، پاکستان، زیمبابوه و عراق حضور داشتند، هفت کشور در سطح معاونان و دستیاران وزیران خارجه، دو کشور در سطح مدیران کل و پانزده کشور در سطح سفیر در این نشست شرکت کردند.

سایر کشورهای شرکت کننده در اجلاس تهران عبارت بودند از اندونزی، افغانستان، الجزایر، اردن، اکوادور، روسیه، چین، گرجستان، کوبا، عمان، هند، سودان، قزاقستان، تاجیکستان، بلاروس، موریتانی، نیکاراگوئه، سریلانکا، ارمنستان، بنین، قیرقیزستان، ترکمنستان و ونزوئلا. ظاهرا از ترکیه، عربستان سعودی و تعدادی دیگری از کشورهای منطقه برای شرکت در این اجلاس دعوت به عمل آمده بود اما این دعوت مورد قبول قرار نگرفت.

روزنامه نیویورک تایمز اقدام ایران برای برگزاری نشست مشورتی سوریه در تهران به واکنشی به برگزاری نشست کنفرانس دوستان سوریه تعبیر کرد. نشست های دوستان سوریه به ابتکار و عمدتا با شرکت کشورهای مخالف حکومت سوریه برگزار شده است. آخرین نشست کنفرانس دوستان سوریه با شرکت حدود 80 کشور که همگی از موافقان گروهای مخالف بشار اسد هستند، تشکیل شد. کوفی عنان نماینده سازمان ملل برای حل بحران سوریه، چندین بار درخواست کرد که از ایران نیز برای شرکت در این اجلاس دعوت به عمل آید اما تا به حال از ایران دعوتی برای شرکت در این اجلاس نشده است.

توماس اردبرینک در روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز نوشت که آمریکا ایران را بخشی از مشکل سوریه می دانند و نه عاملی برای حل این مشکل. هیثم المالح حقوقدان و فعال حقوق بشر سوری که از سوی گروه‌های مختلف اپوزیسیون سوریه در قاهره مامور تشکیل کابینه دولت انتقالی شده است نیز ایران را بخشی از مشکل سوریه توصیف کرده است.

پیشتر علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه دستور کار اجلاس تهران را نفی خشونت، و گفتگوی ملی در سوریه و اهتمام ایران برای این که خشونت هرچه زودتر به پایان برسد، اعلام کرده بود.

حسین امیر عبداللهیان، معاون وزارت خارجه نیز گفته بود که اجلاس تهران با این هدف برپا می شود که تلاش های فراگیر منطقه ای و بین المللی برای کمک به مردم سوریه جهت خروج از بحران کنونی را تقویت کرده و آنها را مورد تاکید قرار دهد.

عبداللهیان افزود: این اجلاس بر این باور است که گفتگوی ملی بین طرف های درگیر، بهترین گزینه جهت بازگرداندن آرامش به جامعه سوریه و مهیا شدن شرایط برای دستیابی به یک راه حلی مرضی الطرفین است.

عقب نشینی مخالفان

مخالفان دولت سوریه خبر داده اند که نیروهای ارتش آزاد سوریه از محله صلاح‌الدین در حلب عقب‌نشینی کرده ‌و سربازان اسد در حال پیشروی در این منطقه هستند.

به گزارش دویچه وله، مخالفان مسلح در حلب اعلام کردند که «به صورت تاکتیکی تمام نیروهای خود را از محله صلاح‌الدین در حلب بیرون کشیده‌اند.» یکی از فرماندهان ارتش آزاد سوریه در تماسی تلفنی ضمن تایید این خبر به خبرگزاری فرانسه گفت: «با خروج مخالفان مسلح، ارتش اسد در این مناطق دست به پیشروی زده است.»

ارتش سوریه در هفته‌های گذشته با تمرکز نیروهای زرهی خود در اطراف حلب کوشید که حلقه محاصره‌ را تنگتر کند. گفته می‌شود که در یورش اخیر حدود ۲۰ هزار سرباز شرکت داشته‌اند. شورشیان مسلح تنها با ۶ تا ۸ هزار نفر که اغلب به سلاح‌های سبک مجهز هستند، به مقاومت در شهر حلب ادامه می‌دهند.

از سوی دیگر رسانه‌های عربی گزارش دادند که محی‌الدین مسلمانی، رئیس دفتر ریاست‌جمهوری سوریه به مخالفان پیوسته است. یکی از سخنگویان ارتش آزاد سوریه در گفت‌وگویی با شبکه تلویزیونی العربیه گفت که «مسلمانی از بشار اسد جدا شده و به کمک ارتش آزاد سوریه به محل امنی منتقل شده است.» ریاض حجاب ‌نخست‌وزیر سوریه نیز پیشتر به اردن گریخت و اعلام کرد که خواهان پیوستن به مخالفان رژیم بشار اسد است. تا کنون تعداد زیادی از مقامات نظامی و سیاسی رژیم سوریه با اعلام جدایی از بشار اسد به صفوف مخالفان پیوسته‌اند.

احتمال برقراری منطقه پرواز ممنوع در سوریه

همزمان با بمباران حلب از طریق هوا و زمین یک مقام ارشد آمریکا از امکان برقراری منطقه پرواز ممنوع در بخشی از حریم‌ هوایی سوریه خبر داد. شورای ملی سوریه، به عنوان بزرگترین گروه مخالفان تا کنون بارها از جامعه جهانی خواسته است که برای جلوگیری از کشتار بیشتر مردم در سوریه دست به ایجاد منطقه امن در سوریه زند که لازمه آن ممانعت از پرواز هواپیماها و هلی‌کوپترهای رزمی ارتش سوریه است.

خبرگزاری رویترز به نقل از جان برنن، مشاور ارشد اوباما در مبارزه علیه تروریسم می‌نویسد: دولت آمریکا همواره با توجه به شرایط، سناریوهای مختلفی را در نظر داشته و منطبق با آن تصمیم می‌گیرد که چه برنامه‌ای می‌تواند در یک وضعیت معین بکار گرفته شود.

مشاور رئیس‌جمهور آمریکا در روز چهارشنبه 18مرداد گفت: مطمئن باشید که گزینه‌های متفاوتی که در رسانه‌ها بدان اشاره می‌شود و حتی برخی اوقات از آنان حمایت می‌شود مورد برسی دولت آمریکا قرار گرفته و پیامدهای مثبت و منفی آن ارزیابی می‌شوند. برنن که در کمیسیون روابط خارجی آمریکا حضور داشت در پاسخ به این پرسش که نظر دولت آمریکا برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع در سوریه چیست، تصریح کرد که رئیس‌جمهور هیچ گزینه‌ای را منتفی ندانسته است.

آمریکا تا کنون کمک‌های خود به مخالفان مسلح را به ارسال وسایل ارتباطی و خدمات پزشکی محدود کرده است. هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه و لئون پانه‌تا، وزیر دفاع آمریکا تصریح کرده‌اند که در حال حاضر آمریکا هیچ‌گونه کمک تسلیحاتی به مخالفان نمی‌کند.

نیکلا سارکوزی، رئیس‌جمهور پیشین فرانسه نیز از سیاست کشور خود در قبال بحران سوریه انتقاد کرد. سارکوزی و عبدالباسط سیدا، رئیس شورای ملی سوریه در پی گفت‌وگویی تلفنی به این نتیجه رسیده‌اند که شرایط کنونی سوریه مشابه لیبی است و جامعه جهانی باید دست به عمل فوری زند.

در مقابل لورنت فابیوس، وزیر امورخارجه فرانسه گفت: من تعجب می‌کنم که سارکوزی بدینگونه با مسئله‌ای بغرنج برخورد می‌کند. برای همگان روشن است که وضعیت سوریه مشابه لیبی نیست. تا کنون هیچ کشور دیگر خواهان مداخله نظامی در سوریه نشده است.


10 پاسخ به “پیشروی سربازان اسد در حلب/ گفتگوی ملی، طرح پیشنهادی ایران در اجلاس مشورتی سوریه”

  1. میرزا گفت:

    مدتی است که کلمه در گزارشات خود از سوریه ضمن محکوم کردم جنایت های و کشتار اسد،از لفظ “شورشیان مسلح” برای توصیف مردم مسلح بکار می برد. این تغییر ادبیات ( اگرچه دیرهنگام ) نشان از درایت حلقه های نزدیک میرحسن است، تا جنبش سبز صلح طلب مخالف اسلحه، همراه با محکوم کردن جنایت های اسد و کشتار مردم، از اقدامات مسلحانه مردم در مبارزه با دیکتاتوری اسد دفاع نکند. مردم سوریه مختارند که هر روشی را خودشان صلاح می دانند انتخاب کنند ولی جنبش سبز به سان جنبشی گام به گام و دموکراتیک و ضد اسحله بالذات نمی تواند از حرکت مسلحانه مردم سوریه در ذیل مبارزه برای ازادی خواهی و عدالت و دموکراسی دفاع کند. در دوگانه میان اسد و شورشیان مسلح، جنایت های اسد باید محکوم شود، قربانی شدن مردم دلیلی نمی شود که مسلح بودن مبارزین نادیده گرفته شود و به بهانه قربانی شدن و کشتار مردم از حرکت مسلحانه انها دفاع کرد یا با سکوت از کنار ان گذشت.

  2. Hey you گفت:

    هور آمریکا در روز چهارشنبه ۱۸مرداد گفت: مطمئن باشید که گزینه‌های متفاوتی که در رسانه‌ها بدان اشاره می‌شود و حتی برخی اوقات از آنان حمایت می‌شود مورد برسی دولت آمریکا قرار گرفته و پیامدهای مثبت و منفی آن ارزیابی می‌شوند. برنن که در کمیسیون روابط خارجی آمریکا حضور داشت در پاسخ به این پرسش که نظر دولت آمریکا برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع در سوریه چیست، تصریح کرد که رئیس‌جمهور هیچ گزینه‌ای را منتفی ندانسته است.

    آمریکا تا کنون کمک‌های خود به مخالفان مسلح را به ارسال وسایل ارتباطی و خدمات پزشکی محدود کرده است. هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه و لئون پانه‌تا، وزیر دفاع آمریکا تصریح کرده‌اند که در حال حاضر آمریکا هیچ‌گونه کمک تسلیحاتی به مخالفان نمی‌کند.

    نیکلا سارکوزی، رئیس‌جمهور پیشین فرانسه نیز از سیاست کشور خود در قبال بحران سوریه انتقاد کرد. سارکوزی و عبدالباسط سیدا، رئیس شورای ملی سوریه در پی گفت‌وگویی تلفنی به این نتیجه رسیده‌اند که شرایط کنونی سوریه مشابه لیبی است و جامعه جهانی باید دست به عمل فوری زند.

    در مقابل لورنت فابیوس، وزیر امورخارجه فرانسه گفت: من تعجب می‌کنم که سارکوزی بدینگونه با مسئله‌ای بغرنج برخورد می‌کند. برای همگان روشن است که وضعیت سوریه مشابه لیبی نیست. تا کنون هیچ کشور دیگر خواهان مداخله نظامی در سوریه نشده است.
    بدون دیدگاه

  3. ناظر گفت:

    میخواهیم بگوئیم که ما هنوز هستیم ، در منطقه . ما را هم به بازی بگیرید . ولی کو گوش شنوا . سی سال فریاد زدیم ، دنیا باید بداند و کسی پی حرف ما نرفت .

  4. ناشناس گفت:

    راهکار و مشورت و مذارکرات بسیار پیشنهاد خوب و کارایی هست ولی در چه شرایطی با چه کشورهایی در چه زمانی در چه موقعیتی این راهکار به سود کدام کشور باشد آیا برای حفظ منافع کشور ایران و پایداری قدرت حکومت دیکتاتوری بشار اسد و مذارکره با کشورهایی که دستشان به جایی بند نیست و از نظر امینت در سطح پایین هستند و هر لحظه می توانند در هر جای یک شهر در سر تا سر دنیا بمب گذاری کنند مانند پاکستان ، افغانستان و عراق . الان دیگر دقایق 90 و پایانی حکومت دیکتاتوری بشار اسد است و دیگر فقط ایران دارد برنامه ریزی برای آبروی خود می کنند که چگونه منافع خود را حفظ کند و چگونه در صدا و سیمایی که همیشه از پیروزی ارتش سوریه می گفته است و الان دیگر پایان کار بشار است مراتب را آمده کند تا بگوید خوب شنودگان و بیندگان عزیز بشار اسد هم سقوط کرد و آبروی خود و علی خامنه ای را برد هم چین چیزی هست و اصلاً شک نکنید.

  5. ناشناس گفت:

    پول و وفت مردم ایران را صرف سوریه می کنند تا جلوی سقوط اسد خو نخوار را بگیرند .

  6. ناشناس گفت:

    یکی نیست به اقای خامنه ای و دارو دسته مزدور وسرکوب گرش بگوید شما حالا بحران ایران را حل کنید تا برسد به رژیم دیکتا تور و ادم کش سوریه
    شما فکر خودان باشید که نارضایتی دارد غو غا می کند و امروز فردا مردم منتظر یک جرقه هستند تا شمارا به زباله دانی تاریخ بریزند

  7. ناشناس گفت:

    کل اگر طبیب بودی سر خود دوا کند .ایران با این همه مشکل این ها می خواهند مشکل سوریه را حل کنند و جهان را مدیریت کنند .خریت تا کجا

  8. احمد گفت:

    معارضین از مزر ترکیه به حلب امده اند.اگر غیر از این بود و مورد حمایت اکثریت مردم میبودند قاعتاً باید در دمشق مستقر میشدند.دولت ترکیه از طرف کردها تحت فشار قرار گرفت و مجبور شد به اصطلاح انقلابیون غیر وابسته را ترغیب به عقب نشینی به ترکیه کند.از یک نیروی وابسته، بیش از این نباید انتظار داشت.حال باید منتظر دیگر حامیان معارضین شد که چه تصمیمی برای آنها میگیرند. این تصمیم بستگی به معاملات پشت میز مذاکره دارد.

  9. تحلیلی از جنبش مردم سوریه و آموزه های آن
    مفهوم «مقاومت»، در منطقه خاورمیانه عربی درارتباط با رویارویی با اسرائیل شکل گرفت و تدریجان توسط نیروها و دولتهای خط مقدم جبهه؛ سوریه، جنبش فلسطین و حماس به یک ایدئولوژی سیاسی تبدیل شد که چاشنی قوی اعتقادی اسلامی نیز بخودگرفت.
    اگر برای مردم عادی در سال یک روز عاشوراست، برای مداحی که میخواهد از َقبَلِ عاشورا زندگی و معیشتش را تآمین کند، تمام سال باید عاشورا باشد. اگر موتور «مقاومت» با سوخت تجاوزستیزی، توسط کسانی که خود مظهر این تجاوزستیزی بودند در چند دهه قبل بکار افتاد، امروزه دیگر آن سوخت اولیه تا حدود بسیاری به اتمام رسیده و جای خود را به موتوری دیگر، که با سوخت قدرت طلبی سیاسی حرکت میکند، داده است. عاشورا را امام حسین آفرید ولی برای آن مداح نان دین خور، عاشورا مقوله دیگری است، هرچند او در نوحه خوانی خود، خویش را در آن جایگاهی به ملت القاء میکند که گویی او خودِ امام حسین است.
    اگر قرار بود تغیرات جغرافیایی ـ سیاسی در طول تاریخ منشاء جنگ دائمی بوده و فراموش نشدنی، دنیا نه هرگز روی صلح به خود می دید و نه کشوری در جهان شکل میگرفت. روندشکل گیری اسرائیل در این منطقه چه بحق و چه ناحق میرود تا دیگر تاریخی شده و از بار سیاسی آن کاسته و کاسته تر گردد. مثل قرار داد ترکمانچای ما و از دست رفتن 17 شهر قفقاز. ما از آن رویداد تاریخی خشنود نیستیم ولی بخاطر آنهم، حاضر به جنگ هم نمی باشیم. آنهایی که سعی دارند دعاوی تاریخی را همیشه زنده نگاه دارند در درجه نخست بدین دلیل است که خود را متولی و نانخور آن دعاوی میدانند و از آن دعا نبردبان قدرت میسازند. انقلاب اسلامی ما، جنگ 8 ساله، جنبش نفت و مصدق، برای ما از نوع همان مسائل تاریخی شده ایی هستند که امروز به ابزار حقوقی و سیاسی برای سهم خواهی در قدرت بکار گرفته میشوند.
    اسلامگرایی نیز به ابزار پیکار سیاسی تبدیل گردیده است و صرفنظر از اینکه مثلاً جنبش اصلاح طلبی میخواهد از این ابزار برای اصلاح امور استفاده کند و طرف مقابل برای حفظ قدرت و چاپیدن مملکت نافی ابزاری شدن این گفتمان نیست.
    صرف نظر از اینکه این ابزار گرایی ایدئولوژیک و تاریخی تا چه حد هدف خیر یا شر داشته باشد، یک رهبر سیاسی باید حد و اندازه کاربرد این ابزار را تشخیص دهد. وقتی آقای احمدی نژاد دستمال عربی را دیگر از روی شانه های خود برمیدارد، وقتی با گونیهای سیب زمینی و بسته های اسکناس و چک پول به میدان مبارزه انتخاباتی پا میگذارد، وقتی بجای آن دستمال عربی باستانگرا و کوروش پرست میشود، وقتی حتی به ظاهر خود بیشتر رسیده از کثیف پوشی تظاهر آمیز دست برمیدارد، معنای این تغیرات رفتاری وی بعنوان رئیس جمهوری که میخواهد و باید الگوی سیاسی باشد، یعنی دوران کاربرد ابزاری دین در میهن ما حد اقل برای بخش زیادی از مردم و حاکمیت به پایان رسیده و سوخت موتور آن رو به پایان است. مفهوم « مقاومت» هم به همین سرنوشت دوچار شده است.
    قریب یکسال هفت ماه پیش همزمان با شروع اعتراضات در مصر، خبرنگاری از بشار اسد پرسید آیا فکر نمیکنید که این بهار عربی به سوریه هم کشانده شود؟ او پاسخ داد که سوریه به جبهه «مقاومت» تعلق دارد و مردم در پشت سر رژیم ایستاده اند. همان تصوری که آقای خامنه ایی از موتوراسلامیت رژیم و سوخت ابدی آن دارد.
    آیا خود بشار اسد هم واقعاً به این «مقاومت» باور داشت یا نه، مثل مقام معظم رهبری ما، آگاهانه از آن ابزار گرایانه برای حفظ اقتدار خود سود میجست مسئله دیگری است.
    من جریان اعدام چائوشسکو دیکناتور رومانی و زنش را هرگز فراموش نمیکنم. با اینکه او را دیکتاتوری که حکومتش جز نکبت عاید رومانی نکرد میدانم از یک لحاظ او را ستایش میکنم. او دردادگاهی که او را به اعدام محکوم کرد با قاطعتیی که در آن صداقت به چشم میخورد گفت: « من تمام عمر در راه طبقه کارگر رومانی پیکار کرده ام.» سپس او با شجاعتی توصیف ناپذیر در برابر جوخه اعدام ایستاد. فکر نمیکنم تاریخ چنین صحنه ایی را که دیکتاتوری چنین تا دم مرگ به راه خود اعتقاد داشته بوده باشد را بخود دیده باشد. این؛ مرا به این نتیجه میرساند که اگر چائوشسکو اعدام نگشته بود پس از سرنگونی پی میبرد و میپذیرفت که به رومانی و طبقه کارگر آن خدمتی را که تصورش داشت نکرده است. او این این فرصت را نیافت. اما بشار اسد، با مشاهده تظاهرات 400 هزار نفری شهر تقریباً 600 هزار نفری درعا علیه خود این فرصت را داشت تا در یابد که یا آن گفتمان «مقاومت»؛ آئینی تاریخ گذشته است و یا اینکه او و رژیمش نماد آن «آئین» سیاسی و ملی نیستند. همانچنانکه با تظاهرات 3 میلیونی 25 خرداد 88 در تأئید موسوی کروبی نیز آقای خامنه ایی این فرصت را داشت تا دریابد که یا مردم دیگر از اسلام حکومتی روی بر تافته اند و یا اینکه او و مجموعه تحت رهبریش: سپاه، بسیج وشورای خبرگانش نماد آن اسلام و جمهوریتی که ادعا میکنند نیستند! آقای خامنه این فرصت را داشت تا پس از شمارش آراء حتی اگر تقلبی هم نکرده بود، بداند که وزن مردمی او از موسوی و کروبی در این مملکت بیشتر نیست. آقای خامنه ایی این فرصت را دارد تا بداند اگربه رأی مردم در انتخابات 88 نخواهد احترام بگذارد ممکن است درآینده، مردم نه از مجرای صندوقهای رأی بلکه با حمله مسلحانه به قرارگاههای سپاه و بسیجش با او سخن بگوید.
    یک سال و نیم پیش، هنوز معلوم نبود که اعتراضات میلیونی مردم سوریه«مقاومت» را؛ که به سند شرعی، حقوقی و سیاسی حکومت اقتدارگرایانه بعث تبدیل گردیده است را نشانه گرفته است یا نه! فقط رژیم دیکتاتوری اسد را. زیرا در آغاز مردم جز اصلاحات نمیخواستند و بحثی از سرنگونی رژیم در کار نبود. انقلاب در سوریه آنچنان دور از انتظار بود که اباما هم در یک سخنرانی گفت؛ پریزذنت بشار اسد مرد اصلاحات است من میدانم.
    اما امروز دیگر بدلایل مختلف بوضوح میتوان دید که مردم سوریه با قیام خود؛ هم رژیم را نشانه رفته اند و هم «مقاومت» ی را که بنام آن، خاندان اسد بیش از 40 سال بر آنها به ناروا فرمان رانده اند.
    چرا هردو را؟ هم مقاومت و رژیم را؟ امروز خواست محوری مردم جز سرنگون کردن رژیم و حتی سپردن تمام دارو دسته حاکم به چوبه های اعدام نیست. شعار «ارحل بشار!» شعار روز مردم سوریه است. و اما چرا «مقاومت»؟ که اینهمه مردم سوریه و دیگر ملل عرب خط مقدم برایش هزینه داده اند؟
    بشار اسد با سرکوب مردم، با بکار گرفتن آن تانکهایی که بنام «مقاومت» خریده شده بودند ولی طی 40 سال گلوله ایی از آنها بطرف اسرائیل شلیک نشد ولی با تمام قدرت این چند ماهه شهرها و مردم سوریه را به گلوله بسته اند، هوا پیماهایی که حتی هنگام بمباران 2 ـ 3 سال پیش یک قرار گاه اتمی یا شیمیایی جلوی هواپیما های اسرائیلی بلند نشدند ولی امروز، حلب را چنان میکوبند که ارتش هیتلری لندن را نکوبید! شدت بمباران این هوا پیماها و شلیک توپخانه ارتش اسد آنقدر بوده است که مناطق تحت تصرف شورشیان را خالی از سکنه کرده است. بمبهای این هواپیماها مأمور پست نیستند که به آدرس معین فقط سراغ شورشیان بروند، از دم می کوبند. 4 روز پیش خبرنگار دیلی تلگراف درگزارش خود از حلب شرح داده بود که در برابر چشم او دو خانواه، جمعاً 11نفره، زن و بچه بزرگ در اثر دو راکت جت های نیروهای هوایی با سیمان آجر و آهن ساختمان مسکونی اشن چنان مخلوط شده بودند که یافتن و جمع کردن جنازه آنها امکانپذیر نبوده است. عکس و آن گزارش در پستهای قبلی در همین سایت هست.
    با حمایتِ مدعیان «مقاومت»: ایران، حزب الله لبنان و روسیه از کشتار بشار اسد در کشور تحت فرمان خود، خود از یکسو و حمایت آمریکا، غرب، دول باصطلاح فاسد عرب از مردم سوریه در برابر کشتارگری از سوی دیگر، اگر ذره ایی حقیقت هم در این «مقاومت» بود دیگر چنان زایل شده است که گویی چنین آئینی و دیسکورسی هرگز وجود نداشته است. شگفت اینجاست که همه این قیام های عربی در آغاز یک رگه ضد غربی، ضد آمریکایی ضد اسرائیلی در خود داشتند آنچنانکه مقام معظم را بشوق آورده بودند، مخصوصاً در لیبی و مصر ولی چنین رگه هایی در قیام مردم در آندرالقرای «مقاومت» هرگز بچشم نخورد.
    رژیم سوریه از قذافی درس نگرفت و دو کارت سوخته او را در جریان سرکوب جنبش مردم سوریه بازی کرد. کارت نخست، خطر ظهور القاعده و بنیاد گرایی در صورت سقوط رژیم او بود و کارت دوم، استفاده از شبکه وسیع «استخبارات» و ستون پنجم در درون اپوزیسون.
    رژیم اسد نتوانست درک کند که اولاً غرب و آمریکا[ برخلاف تصور بسیاری] خود را در پیکار علیه القاعده دیگر فرا دست و پیروز میدانند یا در راه پیروزی و این اعتماد به نفس غرب بی پایه هم نیست. شکار دائمی افراد القاعده در یمن، افغانستان و سومالی و هدف گیری فردی یا گروهی آنان با «درون ها» هواپیماهای بی خلبان، نشان از این دارد که برخلاف 7 ـ 8 سال گذشته سرویس های اطلاعاتی غرب اگر کاملاً در شبکه های القاعده رخنه نکرده اند ولی تا حدود بسیاری راه خود را بدرون سازمانهای آنان گشوده اند، لذا برای قلع و قمع کردن دستجات القاعده، غرب محتاج کمک رژیم هایی مثل ایران یا سوریه نیست و اگر هم در گذشته از کمک آنها استفاده کرده است این کمک گیری و همکاری کاملاً« تاکتیکی» بوده است حال آنکه مخالفت آمریکا با رژیمهایی چون ایران، سوریه، روسیه و نیرویی چون حزب الله مخالفتی بر پایه محاسبات استراتژیک میباشد.
    بنا بر این، محاسبات، بشاراسد دقیقاً مثل محاسبات قذافی روی بازی با کارت خطر القاعده، پندار بافانه میباشد و غرب هرگز با ترسیدن از لولوی القاعده، که دیر یا زود آنرا از پای درخواهد آورد، حاضر نخواهد شد از تغیر رژیمی که از همان لولوی القاعده برای تحمیل کردن خود به غرب بهره برداری میکند دست بردارد.
    سوریه؛ در اتحاد استراتژیک با ایران و روسیه و غیر مستقیم با همه رژیمهای غرب ستیز و دیکتاتوریهایی که از آمریکا ستیزی «ایدئولوژیزه شده» برای توجیه دیکتاتوری خود بهره برداری میکنند، برای غرب یک دشمن استراتژیکی است که خطر آن در پروکسی(عامل) روسیه بودنش است. نگاه آمریکا به سوریه بعثی از نگاه آن به کره شمالی و کوبای کمونیستی استراتژیک تراست زیرا سوریه یک پروکسی«عامل» فعال در استراتژی جهانی روسیه است حال آنکه کره شمالی و کوبا نیستند. کره شملی فقط در برابر کره جنوبی یک خطر منطقه ایی است و کوبا نه پروکسی است و نه هیچ خطری برای غرب. وجود سوریه در ترکیب با حزب الله، حماس، جهاد اسلامی و سایر گرو های تروریستی فلسطین و در پشت سر آنها ایران چنان موازنه حساس استراتژیکی را در منطقه ای حساس و انفجاری ایجاد کرده بود که ادامه این وضع نمیتوانست د رآینده به جنگهای منطقه ایی دیگری منجر نشود. حزب الله میرفت تا تمام قدرت را در لبنان تصاحب کند، حماس نیز با بن بست روند صلح میتوانست تدریجاً همه فلسطین اشغالی را به کنترول خود در آورد و در حقیقت هلال شیعه در منطقه میتوانست با بهره برداری از پتانسیل انفجاری منطقه به یگانه قدرت مسلط منطقه تبدیل شود. در آن هنگام یا غرب باید در پشت سر دیکتاتور هایی نظر علی عبدالله صالح و مبارک و سرکوبگری خشن آنها می ایستاد تا از سقوط آنها بدامن اسلامگرایی جلو گیری کند و یا منطقه را به ایران، روسیه، سوریه و حزب الله واگذار کند.
    قیام مردم سوریه خطر این کابوس تغیر موازنه استراتژیک را نه تنها از منطقه دور کرد بلکه ورق بالانس استراتژیک منطقه را بزیان طرف مقابل کاملاً زیرو رو کرد. پس از سقوط رژیم اسد، حزب الله دوام نخواهد آورد یا جذب سیاست غرب گرای لبنان خواهد شد یا رهبران آن مانند جهاد اسلامی به ایران اسباب کشی میکنند و تشکیلات آن منحل خواهد شد. حماس هم که از مدتها پیش دفتر خود را از سوریه به اردن انتقال داده است و د رمسیریست که در آینده درکنار محمود عباس در پشت میز مذاکره صلح بجای پشت سنگر موشک پرانی به اسرائیل خواهد نشست.
    دولت نوری المالکی هم که پیوند نسبتاً قوی با ایران دارد، هم اکنون در چنان باتلاقی از بحران سیاسی قرار دارد که پس از سقوط اسد دوام نخواهد یافت. دوام او یعنی تعمیق بحران سیاسی یعنی جنگ داخلی و تجزیه عراق.
    و اما برگ دوم اسد: استفاده وسیع از ستون پنجم برای از هم پاشاندن و به جان هم اندازی مخالفین است. رژیم قذافی از این کارت استفاده زیادی برد تا آنجا که در آستانه حمله ناتو به لیبی، بخش عمده ایی از گروهای مسلح شکل گرفته در اطراف بنغازی بنام گروههای مسلح ضد رژیم، و حتی ژنرال یونس فرمانده آنها از عوامل خود قذافی بودند که پس از قیام مردم بنغازی در ظاهر به قیام مردم پیوستند و مردم از همه جا بیخبر بنغازی هم با شور و هیجان از پیوستن او به جنبش استقبال کرده سرنوشت جنبش خود را بدانها سپردند. اگر کمک سرویسهای اطلاعاتی غرب نبود، تهدید سیف الاسلام قذافی که خطاب به قیام کنندگان گفت؛ تا فردا در آنجا هستیم و شما را مثل موش از سوراخهایتان بیرون میکشیم و میکشیم اجرا شده بود و امروزه نه تنها قذافی هنوز بر سرکار بود بلکه زین العابدین بن علی هم از خارج برگشته با کشتار مردم و بکمک همان قذافی و مبارک قدرت را مجدداً بدست گرفته بود. کوتاهی سرویس های اطلاعاتی مخصوصاً انگلیس و فرانسه میتوانست به سِقط شدن و زود مردگی آن چیزی منجر شود که ما با شادی، بهار عرب مینامیم و همچنان به حرکت دورانساز خود ادامه میدهد.
    رژیم اسد در آغاز با استفاده از ستون پنجم خود توانست با کنفرانس سازیهای متعدد اپوزیسیونی، چنان تفرقه ایی در صفوف مخالفین ایجاد کند که این احتمال جدی بود که جناحهایی از همین اپوزیسیون در ضدیت با جناحهای دیگر بسوی رژیم برگردند و دستگاه اطلاعاتی اسد در این زمینه در آغاز تا حدود زیادی موفق شده بود.
    نخستین کنفرانس اپوزیسون در استانبول با شرکت حدود یکصد حزب، سازمان و شخصیت سیاسی تشکیل شد. بلافاصله کنفرانس مشابهی با 70 نفر در نیکوزیا. پس از آن باز مجدداً گروه سومی در آنتالیای ترکیه و پس از آن سه، گروه دیگری در پاریس. در این جنگ مغلوبه ایی که بین این همه تعدادمدعیان رهبری اعتراضات داخل کشوری پیداشده بودند؛ سران ایلات و قبایل اپوزیسیونی نیز پیداشدند. وقتی رژیم از افکندن بمب خوشه ایی تفرقه بین جریانهای گوناگون اپوزیسیون خیالش راحت شد، شروع به اپوزیسون سازی از خود کرد. در یک روز همه رسانه های دنیا که اخبار سوریه را منعکس میکردند، با یک انشاء نوشتند:« اپوزیسیون سوریه، برای برانداختن رژیم اسد در یکی از هتل های لوکس دمشق گرد هم آمدند.» این «اپوزیسیون»، بیانیه پایانی خود را بر سه «نه!» قرار داده بود. «نه! به فرقه گرایی» در عمل یعنی کنار گذاردن قدرتمند ترین و سازمانگرترین و بلحاظ امنیتی سالم ترین نیروی اپوزیسون، یعنی اخوان المسلمین سوریه. «نه! به مداخله خارجی» یعنی درعمل واگذار کردن «بره» انقلاب در میان دهان گشادِ گرگ استبداد. یعنی محروم کردن مردم سوریه از آن کمکهای خارجی از جمله اطلاعاتی که بدون آن کمکها کمترین شانسی نه تنها برای آزادی ندارند بلکه برای رهایی از تشدید استبداد و اجتناب از قتل و عام شدن هم نخواهند داشت. «نه! به خشونت گرایی» یعنی دادن حق کامل انحصاری اعمال خشونت به «شبیحه»، این نیروی ضربتی فاشیسم بعثی، ارتش و پلیس رژیم اسد. یعنی تابو سازی از« دست بردن به اسلحه» در برابر رژیمی که برای سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز مردم خود از تانک، توپخانه سنگین و بمباران هوایی استفاده میکند. زشت ترین جنبه این اپوزیسیون سازی بعثی در آنجا بود که تنی چند از روشنفکران چپ که هنوز با سوخت و انرژی آمریکا ستیزی یا «اخوان» ستیزی زندگی سیاسی داشتند و هنوز هم نگاه مثبت به «مقاومت» و محوریت سوریه در آن، نه تنها در کنار، بلکه در پشت سر حرفه ای های ک. گ. ب و استخبارات اسد قرار گرفتند. این « اپوزیسیون» استخباراتی و ک.گ ب ساخته بلافاصله به مسکو رفت تا با پوتین دیدار کند. رسانه های روسیه ابن دیدار را بازتاب دادند و من خبر کامل آنرا در پراودای انگلیسی خواندم .
    همه رسانه هایی که خبر پیدایش این اپوسیون را این چنین انعکاس دادند: وال استریت، برخی دیگر از روزنامه های آمریکایی، گاردین انگلیس، الشرق الوسط،، حریت ترکیه، النهار و دیلی استار لبنان که همه را من دیدم، از خود نپرسیدند چطور این خبر: اولاً اینطور به همه اینها رسید و در ثانی اگر میشود در سوریه چنین کنفرانس بزرگی از اپوزیسیونی که میخواهد رژیم را براندازد تشکیل شود، پس سوریه یکی از بهترین دموکراسی های دنیاست و لزومی به برانداختن رژیمش نیست. خبر تشکیل این اپوزیسون را هنگامی که من در تابناک و یکی دیگر از سایت های حکومتی دیدم و آنهم با لحنی تأئید آمیز، آژیر سوء ظن و بد گمانی در مغرم کشیده شد. این آژیر خطر بود که مرا واداشت بروم و برای نخستین بار پراودای انگلیسی را بخوانم وبعد از آن به دقت قضیه را پیگیری کنم. باز هم «کمک خارجی»، نه کمک پولی یا تسلیحاتی بلکه بصورت برسمیت شناختن نتیجه آخرین نشستی که در استانبول از طرف بخشی از اپوزیسیون به رهبری «برهان قلیون » از سوی فرانسه و قطر، تونس ولیبی و سپس عربستان و انگلیس و بعد آمریکا و ترکیه، انجام شد قلابی بودن آن اپوزیسیون استخباراتی را نشان داد. برسمیت شناختن «شورای ملی سوریه» از سوی اغلب کشور های عربی و دول غربی واپسین میخی بود که به تابوت همه تلاشهای اپوزیسیون سازانه رژیم اسد، روسیه و ایران کوبیده شد. هرچند این اپوزیسیون از رو نرفت و یک نشست دیگری هم در اطراف دمشق برگزار کرد. و هرچند در همین شورای ملی سوریه نیز ستون پنجم رژیم دست از تفرقه بر نداشت، ولی وسعت یابی جنبش مردمی و به رسمیت شناخته شدن «شورای ملی سوریه» بعنوان معتبر تربن جریان ضد رژیم، دیگر مجال نداد که چهره های ساختگی اپوزیسیون در اطاقهای کنفرانسها به بازی و نقش مجازی خود بیشتر ادامه دهند. تشکیل «ارتش آزاد» سوریه توسط سرگرد هرموش اولین نظامی سوری که به ترکیه گریخت و در آنجا بنیان «ارتش آزاد سوریه» را نهاد به همه پر گویی های اپوزیسیون نمایانه پایان داد هرچند او خود توسط گزمه های استخباراتی از ترکیه ربوده و به سوریه انتقال یافته پس شکنجه های زیاد و تلویزیونی شدن به جوخه اعدام سپرده شد.
    نتیجه:
    رژیم اسد و در ارتباط با آن؛ رژیم اسلامی ما، روسیه و حزب الله لبنان راهبرد امنیتی و استراتژی دفاعی و تعرضی خود را بر آنچنان پایه هایی نهاده اند اند که آن پایه ها هم اکنون فرو ریخته است. رژیم سوریه، به جبران فرو ریزی آن محاسبات استراتژیک، جنگنده بمب افکن های بیشتری را برای سرکوب مردم بکار میگیرد و رهبری ایران اسلامی، سراسیمه از پیامد فاجعه بار و خطر ناشی از سقوط رژیم اسد، برای تمام منطقه و دنیا و قدرت گیری القاعده هشدار میدهد و روسیه به لاک خود فرو رفته زخمهای التیام ناپدیر خود را می لیسد.
    انقلاب مردم سوریه درسهای راهبردی بسیاری برای ما ایرانیان دارد. تنها کافی نیست برای موفقیت مردم سوریه هورا بکشیم بلکه لازمست درسهای انقلاب آنان را مخضوصاً بازی رژیم را با همان کارت های سوخته شده منتها با ظرافتی ده چندان باید در نظر بگیریم. رژیم هیچ چاره ایی جز بازی با مشابه همان کارتها را در ایران ندارد زیرا دستش برای بازی دیگری کاملاً خالیست. این را باید درک کرد و به آنها که یا از چپ و یا از راست یا از موضع افراط گریِ سرنگون طلبانه و یا تسلیم طلبی را با اصللاحطلبی تعویض کردن، میتوانند بیفتند، هشدار خودمان را داده و مرذم را آگاه کنیم. بزرگترین خطری که میتواند بیشترین هزینه را به جنبش مردم ایران تحمیل کند فعالیت آزاد ستون پنجم رژیم در درون اپوزیسیون است و بویژه اپوزیسیون برون مرزی که میتواند در عمل و برخلاف خواست و هدف خود مورد سوء استفاده قرار گیرد. فرقی نمیکند که این اپوزیسیون برونمرزی با پرچم سلطنتی حرکت کند یا سبز یا کمونیستی.
    پایان یاداشت:

  10. حقير گفت:

    بر اساس گزارش سایت “سیریا نیوز” وابسته به مخالفان بشار اسد ، بعاج رئیس نمایندگی سوریه در شورای حقوق بشر سازمان ملل گفته است که دیگر تمایلی به ادامه ماموریت خود در این سازمان ندارد و روز گذشته استعفای خود را تقدیم رژیم دمشق کرد.بعاج که از سال 2010 نماینده سوریه در شورای حقوق بشر سازمان ملل بوده ، در تمام جلسه های مربوط به بحران این کشور شرکت کرده بود.این در حالی است که رژیم سوریه به بمباران شهرها و روستاهای این کشور ازجمله حمص ، ادلب و حلب ادامه می دهد.به گزارش مخالفان در نتیجه بمباران شدید منطقه خالدیه در حمص سوریه و ویرانی برخی از ساختمان ها تعداد زیادی از مردم کشته یا زخمی شده اند.مخالفان همچنین گفته اند مواد منفجره بکار رفته در بمباران شهر رستن سوریه ، برای اولین بار مورد استفاده قرار می گیرد.از سوی دیگر فعالان مخالف اسد تصاویری منتشر کرده اند که نشان می دهد ارتش آزاد شهرک کفر نبل در نزدیکی شهر ادلب را به تصرف خوددر آورده اند.بر اساس گزارش ها تعداد کشته شدگان روز گذشته به 180 نفر رسیده است که 75 تن از این تعداد در شهر حلب جان خود را از دست دادند.در همین حال ارتش آزاد در بیانیه ای گفته است که بخش هایی از منطقه صلاح الدین و السکری را پس از عقب نشینی موقت ، مجددا تصرف کرده است.