سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ربوده‌شدگان ایرانی و حمایت از بشار اسد؛ موضوع مذاکرات جلیلی و صالحی...

ربوده‌شدگان ایرانی و حمایت از بشار اسد؛ موضوع مذاکرات جلیلی و صالحی

چکیده :همزمان با حضور دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در دمشق، وزیر خارجه نیز عازم آنکارا شد تا برای آزادی ربوده‌شدگان ایرانی در سوریه مذاکره کند. ایران آمریکا را نیز مسئول جان این ربوده‌شدگان دانسته است....


کلمه-گروه بین الملل:

همزمان با حضور دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در دمشق، وزیر خارجه نیز عازم آنکارا شد تا برای آزادی ربوده‌شدگان ایرانی در سوریه مذاکره کند. ایران آمریکا را نیز مسئول جان این ربوده‌شدگان دانسته است.

به گزارش کلمه، ایران روز سه‌شنبه (۱۷ مرداد) اعلام کرد آمریکا را مسئول جان ۴۸ ایرانی ربوده‌شده در سوریه می‌داند. این افراد روز شنبه در مسیر زینبیه دمشق و فرودگاه این شهر از سوی ارتش آزاد سوریه ربوده شدند.

وزارت امور خارجه ایران روز دوشنبه كاردار سوئیس را به عنوان حافظ منافع ایالات متحده آمریكا در تهران فرا خواند. به گزارش خبرگزاری‌های ایران، رضا زیبب، مدیر كل آمریكای شمالی وزارت امور خارجه در دیدار با کاردار سوئیس با اشاره به آن‌چه حمایت واشنگتن از گروه های مسلح و شورشی در سوریه خواند، دولت ایالات متحده آمریكا را مسوول سلامت ۴۸ ایرانی ربوده شده دانست. او تاكید كرد: «از دولت آمریكا انتظار می‌رود با استفاده از نفوذ خود نزد ربایندگان، امكان آزادی فوری و بدون قید و شرط آن‌ها را فراهم كند.»

بنا بر همین گزارش كاردار سوئیس بیان کرد مراتب را در اسرع وقت به دولت آمریكا منعكس و نتیجه را به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران اعلام خواهد كرد. حسین امیرعبداللهیان، معاون عربی و آفریقایی وزیر امور خارجه، نیز بامداد سه شنبه در گفت وگو با ایرنا از ارسال یادداشتی از سوی جمهوری اسلامی ایران به آمریكا از طریق سفارت سوئیس در تهران خبر داد و گفت: «در این یادداشت با توجه به حمایت علنی آمریكا از گروه های تروریستی و ارسال سلاح به سوریه، مسوولیت تأمین امنیت و جان ۴۸ زائر ایرانی ربوده شده در دمشق متوجه آمریكا دانسته شده است.»

گزارش‌های تایید نشده‌ از کشته شدن سه تن از این افراد منتشر شده است. گروهی به نام “گردان البراء” که پیش‌تر مسئولیت ربوده شدن ۴۸ ایرانی در سوریه را برعهده گرفته بود در صفحه‌ فیس‌بوک خود اعلام کرده است که سه تن از گروگان‌های ایرانی بر اثر بمباران شدید منطقه‌ای در حومه‌ دمشق توسط ارتش سوریه کشته شده‌اند. این ادعا را فرمانده ارتش آزاد سوریه نیز تکرار کرده است. این در حالی است که حسین شیخ‌الاسلام، مشاور رئیس و مدیرکل امور بین‌الملل مجلس انتشار خبر کشته شدن ۳ نفر از گروگان‌ها را سیاست بازی برخی رسانه‌های خبری خوانده و گفته است که “این خبر به هیچ وجه تایید شده نیست”.

دیدار با بشار اسد

سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در دمشق، با بشار اسد، رئیس‌جمهوری سوریه دیدار کرد. تصاویر این دیدار را تلویزیون سوریه پخش کرد. این اولین تصاویر رئیس جمهوری سوریه در تلویزیون دولتی این کشور پس از چند هفته است.

به گفته تحلیلگران، در این دیدار در مورد آزادی ایرانیانی که اخیرا در سوریه ربوده شدند، گفت و گو شده است. جلیلی گفته است که ایران اجازه نخواهد داد محور مقاومت که سوریه ضلع اساسی آن است، در هم شکسته شود.

به گزارش بی بی سی، جلیلی از بیروت و پس از دیدار با مقام‌های بلندپایه لبنان به سوریه سفر کرده است. همزمان با سفر جلیلی به دمشق، علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه ایران نیز برای مذاکره با مقام‌های ترکیه در باره ایرانیان ربوده شده، به آنکارا سفر کرده است. فرماندهی ارتش آزاد سوریه در ترکیه مستقر است. دولت ایران در تلاش است تا ایرانیانی را که توسط مخالفان مسلح بشار اسد ربوده شده‌اند، آزاد کند.

هم چنین ایرنا گزارش داده که علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه ایران که ابتدا در تماس‌های تلفنی از قطر و ترکیه خواستار آن شده بود که این دو کشور تمام تلاش خود را برای آزادی ایرانیان ربوده شده به کار گیرند، با انتشار گزارش‌هایی مبنی بر کشته شدن سه تن از گروگان‌ها به آنکار رفت.

به گزارش دویچوله، سعید جلیلی در ملاقات با اسد و مقامات ارشد سوری تاکید کرد که حل بحران سوریه «باید تنها در داخل این کشور و از طریق گفت‌وگوی ملی صورت گیرد، نه از راه دخالت نیروهای خارجی.» دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در دیدار با اسد گفت: « ایران اجازه در هم شکسته شدن محور مقاومت را که سوریه ضلع اساسی آن است نمی‌دهد.»

به گزارش رسانه‌های ایرانی، جلیلی تاکید کرده است «ملت سوریه با هر طرحی که آمریکا یا اسراییل درباره دموکراسی ارائه کنند مخالف هستند.» خبرگزاری ایسنا نوشت که سعید جلیلی در دیدار با بشار اسد، آمادگی جمهوری اسلامی را برای ارسال کمک‌های انساندوستانه به سوریه، اعلام کرده و گفته است: « نباید اجازه داد دشمنان انتقام شکست‌های خود از مقاومت را از مردم سوریه بگیرند.» به نقل از خبرگزاری ایسنا، بشار اسد از دیدگاه‌های ایران “استقبال کرده” و بر “عزم دولت سوریه برای پاسخ‌گویی به مطالبات مردم از راه دموکراتیک” تاکید ورزیده است.

جلیلی پیش از این در لبنان گفته بود که بحران سوریه باید «براساس موازین دموکراتیک و نه با ارسال اسلحه و خونریزی» حل شود. حضور جلیلی در سوریه و سخنان او در لبنان با واکنش ولید جنبلاط و سعد حریری، چهره‌های سیاسی لبنان روبرو شد. سعد حریری نخست وزیر پیشین لبنان گفت به این سفر در شرایط کنونی “که ملت سوریه در معرض انواع جنایت‌ها قرار دارد” خیرمقدم نمی‌گوید.

حریری با یادآوری اظهارات برخی از مقامات ایرانی در مورد واکنش به حمله نظامی احتمالی به سوریه افرود: «دولت ایران باید بداند که اینگونه تهدیدها و حرکات مشکوک سقوط متحدش در سوریه را به تعویق نخواهد انداخت.»

ولید جنبلاط رهبر “حزب سوسیالیست ترقی‌خواه دروزی لبنان” نیز با انتقاد از مواضع جلیلی و سفر او به سوریه گفت: «آقای جلیلی بهتر است به جای پخش انبار تسلیحات ایران در نقاط مختلف، به مسایل داخلی کشور خود مانند قیام مرغی و فشار بر مردم فقیر بپردازد.»

ایرنا با درج این سخنان نوشت که جلیلی در پاسخ جنبلاط گفته است: «ایران قیمت مرغ که جای خود دارد، ماهواره را هم به فضا می‌فرستد.»

ملاقات اسد و جلیلی در حالی صورت گرفت که شهر حلب هم‌چنان در آتش نبرد بین نیروهای دولتی و گروه‌های شورشی می‌سوزد. آسوشیتدپرس می‌نویسد که با وجودی که ارتش سوریه دو هفته است مواضع مخالفان در شهر حلب را گلوله‌باران می‌کند، نبرد بین دو گروه در روز سه‌شنیه (۱۷ مرداد) گسترش یافته و به نواحی تازه کشیده شده است. در آخرین خبرها آمده که حمله هوایی ارتش به کشته شدن ۱۴ عضو دو خانواده در شرق حلب منجر شده است

نشست دولت جدید سوریه

عمر غلاونجی، نخست‌وزیر جدید سوریه یک روز پس از فرار ریاض حجاب، نخست وزیر پیشین، امروز سه شنبه، هفت اوت نشست هیات دولت این کشور را برگزار کرد. وزیر اطلاع رسانی دولت سوریه گفته است که این نشست نشان می دهد که مقام‌های سوریه به کار خود ادامه می دهند و هر فردی که از (نظام) خارج شود، به راحتی قابل جایگزین است.

دولت آمریکا گفته است که خروج حجاب از سوریه نشان می دهد که دولت بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه از درون در حال فروپاشی است. در همین حال فعالان مخالف دولت سوریه از ادامه گلوله باران مواضع مخالفان و درگیری‌ها در شهر حلب در شمال سوریه خبر داده اند. نیروهای دولتی سوریه در تلاش هستند تا مناطق تحت کنترل مخالفان مسلح را از دست آنها خارج کنند.

حجاب پس از خروج از سوریه، انتقادهای شدیدی را از حکومت سوریه مطرح کرده و آن را “رژیمی تروریستی” خوانده است. گفته شده که چند نفر از ورزای دولت سوریه نیز همراه حجاب از کشور خارج شده اند اما وزیر اطلاع رسانی دولت سوریه این مساله را تکذیب کرده است.

ریاض حجاب از اعضای باسابقه و کهنه‌کار حزب بعث سوریه به شمار می رود. او که ۴۶ سال دارد، از اهالی شهر عمدتا سنی نشین دیر زور در شرق سوریه است.


17 پاسخ به “ربوده‌شدگان ایرانی و حمایت از بشار اسد؛ موضوع مذاکرات جلیلی و صالحی”

  1. شهد گفت:

    وليد بيسار درست كفته است درود بر موسوي

  2. ناشناس گفت:

    کدوم محور مقاومت منظورش مقاومت کمونیست و اخرین سنگر روسیه ایران سرنوشت خودش رو به طناب پوسیده سوریه گره زده تا حالا که پیشگوئی های بصیرانه ای از خامنه ای دیدهایم منتظر میشیم ببینیم که اسد تکلیفش چی میشه

  3. محمد گفت:

    امروز مطلبی در سایت تابناک به نقل از” جواد جهانگیر زاده” عضو هیئت رئیسه ی مجلس فرمایشی موسوم به اسلامی دیدیم که گفته بود: روسیه باید در سوریه بیشتر هزینه کند و نقش منطقه ای خود را ارتقا دهد! این سخنان رسوا حاوی نکاتی است : 1) اقایان جائر سابقا به تزویر القا میکردند دست غیب با ماست! و هر کجا کم بیاوریم ان دست به یاری ما میاید! از این سخن بر میاید که اقایان دیگر به خدا امید چندانی ندارند! و این کمنیستهای چین و روسیه هستند که باید به یاری انها و اسد بشتابد!!!!! 2) علی الظاهر اقایان در این سراشیبی سقوط همه چیز را به فراموشی سپرده اند! و هیچ یاوری جز یک عده کمونیست فرصت طلب را نمبینند! 3) حال فرض کنید مقاومتی صورت گرفته است! چه مقاومتی ؟ ! مقاو متی با اتحاد کفر( کمونیستهای نا خدا باور) بر علیه یهودیان اسرائلیلی! اتحاد کفر و ایمان( البته از منظر ما پوشالی) از عجایب است! اقایان اگر خدا با ورند! باید به لطف الهی بدون همکاری با کفر مقاومت کنند!!!!!!!! 4) اصول گرایی مضحکه ای بیش نیست! بلکه قائلان ان یک عده فرصت طلب و فاقد هویت ملی اند که اصولشان عبارت است از: “زر” “زور” و ” تزویر”!! عقلای این قوم اکنون سکوت پیشه کرده اند!

  4. ناشناس گفت:

    خدا لعنت کنه جماعت تروریست مسلک مخالفان سوری را که با پترودلارهای عربستان و سلاح امریکایی سوریه را به نابودی کشوندند

  5. نا شناس گفت:

    اقاي جليلي لطفا” بجاي طرفداري از دولت منفور اسد . مشكلات عديده مملكت خود را حل كن . مشكل بيكاري تورم وصدها مشكل ديگر . اسد رفتني است نه تو ونه كس ديگر نمي تواند اورا نجات دهد .

  6. ناشناس گفت:

    سرنوشت بشار اسد دقیقا مث سرنوشت قذافیس همین وبس بشینید و تماشا کنید

  7. فریادسبز گفت:

    زیباترین جمله تاریخ:

    ولید جنبلاط رهبر “حزب سوسیالیست ترقی‌خواه دروزی لبنان” نیز با انتقاد از مواضع جلیلی و سفر او به سوریه گفت: «آقای جلیلی بهتر است به جای پخش انبار تسلیحات ایران در نقاط مختلف، به مسایل داخلی کشور خود مانند قیام مرغی و فشار بر مردم فقیر بپردازد.»

  8. ¨دو مأموریت بقا دو هدف متفاوت

    وضعیت رهبری سوریه، ایران و حزب الله لبنان مانند غریقی است که تنها شانس نجاتشان آویزان شدن به دم یک اسب آبی یا تمساح است که در دسترس است. خطر غرق شدن حتمی است ولی آویزان شدن به دم یک تمساح به معنی حداقل لختی بیشتر زنده ماندن است.

    سعید جلیلی دیروز به دمشق رفت تا با بشار اسد و سایر مقامات سوری مذاکره و مراتب حمایت تزلزل ناپذیر رهبری ایران را از آن رژیم در عین بی اعتناعی کامل به جان و سرنوشت گروگانهای ایرانی در آن کشور و سرنوشت نا معلو م سایر ایرانیان مقیم آنجا، اعلام دارد. چنین حمایتی برای تجدید روحیه رژیم اسد و نیروهای آن، پس از اینهمه ریزش در اطرافش اهمیت حیاتی دارد. چنین حمایتی لفظی تا چه حد ایران را در عمل انجام شده قرار داده آنرا بسوی فاجعه براند، نکته ایست که باید برای دیدن آن قدری منتظر شد. در کوتاه مدت هزینه اش برای اسیران ایرانی بیشک بسی گران خواهد بود.
    از سوی دیگر بنا بر برداشت بیشتر ناظران سیاسی منطقه؛ علی اکبر صالحی برای نجات جان گروگانهای ایرانی در سوریه به ترکیه میرود تا از آن کشور برای نجات جان گروگانها کمک بگیرد. قبلاً گزارش شده بود که دولت ایران برای نجات جان گروگانها به قطر و ترکیه متوسل شده است.[آخبرین خبر لحظه ایی پیش درخواست ایران از سازمان ملل برای نجات جان آنهاست. بی مسئولیتی وسیاست رفع تکلیف بیشتر و عریان تر از این نمیشود. با این سیاست آن ۴۵ نفر بقیه را هم باید کشته شده بحساب آورد)
    این مانورهای انجام وظیفه وار در شرایطی انجام میشود که یکی از فرماندهان ارتش آزاد سوریه دو روز پیش در مصاحبه با الشرق الاوسط ، با صراحت گفت: «ورود ایرانیان به سوریه ممنوع است چه برای زیارت و چه برای جنگیدن. ما قلم پای ایرانیانی را که پا بخاک سوریه بگذارند قطع میکنیم.»
    در گوشه ایی دیگر از منطقه خاور میانه، در لبنان، خانواده های ۱۱ زائر شیعه لبنانی که آنها هم در سوریه به گروگان گرفته شده اند در بزرگراه بیروت به فرودگاه، مبادرت به راه بندان از طریق اعتصاب نشسته در بزرگراه کردند تا به مقامات فشار بیاورند که اقدامی برای آزادی عزیزانشان بکنند. دولت لبنان به ترکیه، قطرعربستان، برخی روحانیون متنفذ سنی متوسل شده است تا میانجیگری کنند. که البته این تلاشها تا کنون بی نتیجه مانده است. زیرا گروگان گیران با سید حسن نصرالله و حزب الله لبنان خود را طرف می بینند و نه دولت لبنان. مع الوصف تا کنون آنقدر نسبت به گروگانها ملایم بوده اند تا آنها را تهدید به مرگ نکرده یا به آنها انگ «شبیحه» ای نزنند و گویا اجازه تماس محدودی هم بدانها داده اند. آنها بظاهر توقع زیادی ندارند و فقط میخواهند تا سید حسن نصرالله بخاطر ستایشی که از آن ۵ ژنرالی که در انفجار قرار گاه امنیتی سوریه کشته شده بودند کرد و آنها را شهید و قربانی تروریسم خواند، معذرت خواهی کند. این تقاضای بظاهر کوچک برای سید حسن نصرالله مثل یک خود زنی استراتژیک با چاشنی حیثیتی است که او نمیتواند زیر بار آن برود.
    هم، سید حسن نصرالله در امتناعش از عذر خواهی و هم، سعید جلیلی با پیام رهبری ایران مبنی بر حمایت تزلزل ناپذیر از دولت بشار اسد حاکی از آنست که؛ عقب نشینی در برابر جنبش مردمی و نیروهای مخالف ضد رژیم اسد در دستور کار و برنامه دولت ایران و حزب الله لبنان نیست و اجابت درخواست گروگانگیران، برای ایران(شرط قطع بمباران رژیم سوریه) و برای حزب الله لبنان یک مسئله مرگ و زندگی است. چنین معذرت خواهی از سوی سید حسن نصرالله، مانند اینست که مقام رهبری ایران اعتراف کند؛ من در انتخابات ۸۸ خطا کردم و حق به آنچه «فتنه» نامیدمش بود. و برای ایران هم اگر حتی بخواهد، معلوم نیست بتواند اسد را به قطع حملات هوای وادارد چون این یعنی پذیرش سرنگونی.
    رادیو بی بی سی در گزارش خود از دیدار سعید جلیلی، اظهارات بسیار صریح وی را که قطعاً نظر رهبری ایران است را منعکس نموده و این را تیتر کرده است:« بحران سوریه: ایران قول پشتیبانی از شریک خود را داد.»
    بی بی سی مینویسد که مشاور امنیت ملی ایران به پرزیدنت بشار اسد گفت که سوریه «محور»ائتلاف منطقه است که تهران اجازه درهم شکستن آنرا نخواهد داد. نکته بسیار مهم دراظهارات سعید جلیلی در دمشق «محور مقاومت» نامیدن سوریه بود. (کامنت من: یعنی همان محوری که مردم سوریه، دولت های عرب منطقه؛ به هر صفتی که میخواهیم میتوانیم آنها را متصف کنیم، اسلامگرایی شیعه ستیز منطقه، دول غربی در رأس آنها آمریکا و ترکیه مصمم هستند آن را درهم شکنند.)
    تلویزیون دولتی سوریه گفت آقای بشار اسد:« مراتب اراده تزلزل ناپذیر مردم و دولت سوریه را برای پاک کردن سوریه از تروریستها و پیکار بی امان علیه تروریسم را» به آقای جلیلی ابراز داشت. (کامنت من: چه اظهارات بشار اسد و چه اظهارات جلیلی ، تا آنجا که به سرنوشت ایرانیان مقیم سوریه بطور اعم و گروگانها بطور اخص مربوط میشود هیچ معنایی جز این ندارد که: برای ما جان این گروگانها بی ارزش است میخواهید آنها را بکشید بکشید!)
    بی بی سی در ادامه مینویسد که؛او(اسد) گفت که سوریه:« به راه خود برای گفتگوی ملی ادامه میدهد و قادر است دسایس اجانب را خنثی کند.» (کامنت من: وقتی دسیسه خارجی موفق میشود یک ملتی را به قیام وادارد، وقتی گروههای «تروریستی» در کشوری که ادعای محور مقاومت دارد موفق میشوند، نخست وزیر کشور را، ده ها ژنرال آنرا به شمول یار دیرین و دوست خانودگی خود بشار اسد و فرزند وزیر دفاع ۲۰ ساله خاندان اسد را و یگانه ژنرال فضا نورد آنرا و ده ها سیاستمدار برجسته اش را، و دههاهزار افراد میان سطح نظامی آنرا بطرف خود جذب کرده و برای دو هفته پایتخت را و برای چند هفته دومین شهر بزرگ کشور را به اضافه بیش نیمی از کل خاک کشور را تصرف کرده و روز بروز قوی تر هم شوند، هر آدم کودنی متوجه میشود که بحث از هیچ دسیسه ایی در میان نیست بلکه بحث از قیامی مردمی در میان است که نیروهای خارجی و منطقه ایی هم هریک بنا به انگیزه تامین منافع ملی اشان، با آن قیام همراهی میکنند. و این همپوشی بهیچ وجه بمعنی سلطه آن قدرت های منطقه ایی بر این قیام مردمی نیست. اینرا تجربه لیبی که نیروهای ملی و آزادیخواه در آنجا ده ها بار از سوریه بی تجربه تر و بی سازمان تر بودند نشانداده است. پس در اینجا زدن انگِ دسیسه اجانب و تروریسم به چنین قیامی از یک سو و همزمان، سخن گفتن از «گفتگوی ملی» چنان هذیان آمیز است که نیازی به اثبات یاوه بودن آن نیست. ولی معما در اینست که آیا سعید جلیلی و بشار اسد هم خود واقفند که یاوه میگویند؟ آیا میدانند که با پاشاندن سطلی یا بشکه ایی نفت سفید نمیتوان حریقی را خاموش کرد؟ هرچند به لحاظ شباهت ظاهری نفت و آب یکرنگند.)
    بی بی سی به نقل اظهارت معاون وزیر خارجه ایران؛ امیر حسین عبدالاهیان پرداخته که وی آمریکا را مسئول این آدم ربایی دانسته است. چنین فرافکنی حتی اگر ذره ایی حقیقت هم در آن باشد دقیقاً خلاف مسیر حل مسئله گروگانها بوده و در عمل آنهارا را به مسلخ میفرسد زیرا درست است که آمریکا از جنبش ضد بشار اسد حمایت کرده و میکند ولی این به این معنی نیست که نیروهای میدانی انجا از آمریکا یا حتی ستاد خود پیروی میکنند. بسیاری از آنها اگر بدانند گناه قتل گروگانها به گردن «غیر» می افتد همه ملاحظات را کنار میگذارند. لذا این اظهار نظر معاون وزیر هم یعنی: گروگانها را بکشید! فقط دولت مردان جمهوری اسلامی میتوانند این چنین غیر مسئولانه نسبت به جان اتباع خود برخورد کنند.
    بقیه گزارش و تحلیل خبری بی بی سی به حواشی رابطه ایران، حزب الله، تدارک ایران برای برگزاری اجلاسی جهانی برای استقرار صلح در سوریه! ارتباط گروگانها با سپاه پاسداران و احتمال حضور سپاه در سوریه است که در رسانه های دیگر هم به تکرار آمده است.
    کامنت نهایی و جمعبندی من:
    هوش زیادی لازم نیست تا انسان درک کند در هنگامی که جان ایرانیان مقیم سوریه از جمله گروگانهایی که تا بحال ۳ تن از آنها کشته شده اند، با توجه به اظهار نظر آن فرمانده ارتش آزاد سوریه؛ آیا هیچ حرکتی میتوانست تحریک آمیز تر از سفر بی موقع و هیچ سخنانی ترغیب آمیز تر از سخنان دبیر شورای امنیت ملی ما، آقای جلیلی برای وادارکردن گروگان گیران به کشتن گروگانها فعلی و گروگانهای احتمالی بعدی باشد؟ آیا سخنان بسیار تحریک آمیز سعید جلیلی را جز صدور مجوز قتل عام ایرانیان مقیم سوریه میتوان تصور کرد؟ آیا آقای جلیلی نمیداند که در سوریه امروز جو انتقامجویی و خونخواهی حاکم است؟
    اگر بر اساس نکات فوق، اراده رهبری نظام را مبنی بر آمادگی برای، به ُکشت دادن ایرانیان گروگان گرفته شده بدانیم پس، تلاش های وزرات خارجه و آقای صالحی را برای آزادی آنها چگونه باید درک کنیم؟ این تناقضی پر معناست.
    یا حرکت آقای سعیدجلیلی مانور و بلوف است و یا حرکت صالحی در استمداد از قطر و ترکیه برای آزادی گروگانها؟
    با قدری فکر میتوان گفت آقای صالحی بعنوان رئیس دستگاه دیپلماسی ایران به یقین میداندکه: قطر و ترکیه، یا نتوانستند برای شهروندان لبنانی اسیر که هیچ اتهام «شبیحه» بودن هم بدانها وارد نشده بود، کاری بکنند و یا نخواسته اند بکنند.
    با اینکه لبنان، هم دوست نزدیک قطر و هم ترکیه است و در این رابطه؛ هم خودِ میشل سلیمان رئیس جمهور و هم میقاتی نخست وزیر آن کشورها درخواست کمک کرده اند و نه وزیر خارجه لبنان هم که اعتبار کمتری دارد.
    اگر ترکیه و قطر برای رهبران کشوری که دوست آنهاست نتوانسته اند کاری بکنند، خیلی ساده لوحانه است که انتظار داشته باشیم طیب اردوغان به تقاضای وزیر خارجه کشوری که دقیقاً روی مسئله سوریه با آن مشکل جدی هم دارد، تن به یک میانجی گری جدی بدهد. بهمین اندازه نیز ساده انگاری است اگر فکر کنیم اینها را آقای صالحی و رهبری ایران نمی داند. تقاضای کمک از قطر و ترکیه مثل اینست که کسی برای گرم شدن در یک هوای سرد روی اجاق برقی یا اتوی برقی گداخته است بنشیند. آدم کباب میشود نه گرم!
    نه! واقعیت اینست که رهبری ایران و دستگاه دیپلماسی ایران در این وضعیت «آچمزی» که در سوریه گیر کرده اند راه عقب نشینی ندارند. بهتر است گفته شود راهی برای عقب نشینی خود باقی نگذارده اند لذا برای پیش روی در آن سمتی که هیچ دیوانه ایی هم خطر رفتن بسوی آنرا بخود نمی دهد، به نوعی توجیه و زمینه سازی و بر انگیختن احساسات عمومی نیاز دارند. چه زمینه چینی ایی بهتر از اینکه تعدادی ایرانی در سوریه کشته شوند.
    وال استریت ژورنال امروز طی مقاله ای طولانی با عنوان:« آیا حزب الله ششلول را غلاف میکند؟» از احتمال بازنگری رهبری حزب الله در رابطه اش با ایران و سوریه سخن میگوید. ولی من فکر نمیکنم برای رهبری حزب الله هم امکانی برای عقب نشینی وجود داشته باشد و توده هوادار آن یا سطوح رهبری میانی آن هم چنین قدرتی برای تغیر سمت حزب الله داشته باشند. دو جریانِ بخون هم تشنه ۸ مارس به رهبری حزب الله و ۱۴ مارس به رهبری المستقبل (حزب سعد حریری)، چنان مواضع آشتی جویانه ایی ندارند تا شرایط را برای چرخش حزب الله لبنان فراهم سازد.
    سید حسن نصرالله تا چند ماه پیش با همان زبان درشتی در رابطه با بحران منطقه سخن میگفت که رهبری ایران و بشار اسد ولی چند ماه است که چنان لحن خود را تغیر داده و دم از ضرورت دیالوگ ملی و مبارزه با فرقه گرایی و قسم و آیه در پایبندی به یک منشور ملی و لبنانی، میزند که باز شناسی زبان سیاسی او دشوار است. در حاشیه هم بگویم که اخیراً حزب الله کوشش دارد تعدادی دختر جوان بی حجاب را هم جلوی صفوف اجتماعات خود بیاندازد تا آن تصویر خشن بنیادگرایی از خود را در اذهان بزداید. ولی نه آن زبان نرم شده و نه اصرار بر ضرورت دیالوگ ملی سید حسن نصرالله موجب کمترین نرمشی در موضع احزاب مخالفی که، به کمتر از خلع سلاح کامل حزب الله قانع نیستند، نشده است و موضع آنها علیه حزب الله، تحت تأثیر رویداد های سوریه روز بروز تهاجمی تر هم میشود. بخش بسیار زیادی از جامعه لبنان حتی به کمتر از بیرون ریختن تمام حزب الله بعنوان یک اقلیت ایرانی از آن کشور راضی نیست که خلع سلاح آن مقدمه ایست بر طرح درخواست بعدی اشان.
    بنا بر این نه حزب الله لبنان و نه رژیم اسد و نه رهبری ایران، راهی هموار و کم هزینه برای عقب نشینی ندارند، راهی که خطر و عواقب هلاکت بارش کمتر از خطر پیش روی باشد. از این روست که منطق حوادث به رژیم ایران و بشار اسد «امر » میکنند که راهی برای نجات در پشت سر نیست! لذا! پیش بسوی ماجرا جویی بیشتر!
    وضعیت رهبری سوریه، ایران و حزب الله لبنان مانند غریقی است که تنها شانس نجاتشان آویزان شدن به دم یک اسب آبی یا تمساحی است که در دسترس است. خطر غرق شدن حتمی است ولی آیزان شدن به دم آن تمساح به معنی حداقل لختی بیشتر زنده ماندن است.
    گروگان گیران یک تقاضا را پیش کشیده اند و آنهم خاتمه دادن به بمباران هواهی توسط نیروی هوایی سوریه. این تقاضایی است که برآوردنش بمعنی تسریع سقوط و اعدام بشار اسد و بخش بزرگی از دستگاه رهبری سوریه است. بر چنین زمینه ایی از بن بست سیاسی خود افریده است که دستگاه رهبری ایران لازم میداند از یک سو به بشار اسد، و نیروهای ضربتی و سرکوب آن اطمینان دهد که جمهوری اسلامی با تمام قدرت در پشت سر آنهاایستاده است و از سویی برای پاسخگویی به خانواده گروگانها و افکارعمومی داخلی مجبور است مانورهایی تظاهر آمیز، دایر بر تلاش برای نجات گروگانها انجام دهد. اگر ذره ایی صداقت در کار بود آقای علی اکبر صالحی میباید در گام نخست، پیش از رفتن به ترکیه، ایرانیان مقیم سوریه را به ایران فرا میخواند تا هم ژستی مصالحه گرانه نسبت به گروگانگیران و کل اپوزیسون سوریه نشان داده باشد و هم از گروگان گرفته شدن بقیه ایرانیان در آنجاجلو گیری کند.
    رهبری ایران، بشار اسد و سید حسن نصرالله همچنان سعی دارند با کارت سوخته خطر القاعده و اسرائیل و مقاومت بازی کنند درحالیکه سپهر سیاست در منطقه و حتی جهان با بهار عربی دستخوش تغیرات بنیادی گردیده است. امروز این؛ ایران و روسیه و حزب الله هستند که به آماژ نفرت مردم منطقه تبدیل شده اند نه اسرائیل. مسئله دشمن صهیونیستی به محاق رفته است و دلیل این مدعا بسیار است ولی من به آخرین و گویا ترین آن اشاره میکنم.
    پس از حمله گروهی مسلح به مرزبانان مصری در سینا که به کشته شدن ۱۶ نفر از نظامیان مصر منجر شد، بلا فاصله اسماعیل هنیه و یکی دیگر از رهبران حماس، اسرائیل را به ارتکاب این جنایب متهم کردند. در خود مصر بخشی از بقایای جنبش انقلابی ضد مبارک با متهم کردن اسرائیل نیز خواهان قطع ارتباط دیپلماتیک و تجدیدنظر در قرارداد کمپ دیوید شدند. رهبری سازمان مقتدر اخوان المسلمین مصر، اسرائیل را متهم به تدارک و اجرای این جنایت کرد. سید حسن نصرالله و برخی در ایران خودمان به این کنسرت پیوستند ولی نتیجه*: در فراخوانی که برای اعتراض علیه اسرائیل در قاهر شده بود، بنا به گزارش «اهرام آنلاین» ده ها نفر علیه اسرائیل شرکت کردند! در کشوری که اسلامگریان در آن برنده انتخابات شده اند و آنهم با نسبت ۷۰% به ۳۰%. کسی هم نه تظاهر کنندگان و نه دعوت کنندگان را تهدید نکرده بوده است و نمتواند بکند. اما اگر در همین قاهره دعوتی برای اعتراض علیه ایران و بخاطر اعتراض به حمایت آن ازرژیم بشار اسد صورت گیرد حد اقل ده ها هزار نفر شرکت میکنند!
    اما در پایان ۲ نکته جانبی دیگر:
    ۱ـ گفتم در شریطی یک مغروق، در یک واکنش غریزی حاضر است به دم یک تمساح یا اسب آبی هم آیزان شود تا حد اقل تا چند نفس بیشتر زنده بماند. ولی شرایطی هم هست که ترس چنان گریبان شخص را گرفته قدرت عقلی و واکنشی او را کاملاً فلج میکند که ناخواسته خودش به غرق شدن خودش کمک میکند. در بسیاری موارد غرق شدگی، کافیست فردِ در معرضِ خطر غرق شدن خود را روی آب پهن کند به نحوی که فقط دهان و دماغ طرف از آب بیرون باشد. با اتخاذ چنین وضعی شانس نجات زیاد است ولی دستخوش ترس شدن و روحیه باختگی شدن و دست و پا زدن شخص را غرق میکند.
    بنظر من در جنگ روانی کنونی بین ایران و غرب، بسیاری آثار روحیه باختگی و سراسیمگی را میتوان از ورای نطق های الدرم بلدرم گونه مقامات ایرانی تشخیص داد. از بیانات شخص رهبری گرفته تا بقیه مقامات حکومتی.
    ۲ ـ روسیه مدتی است دیگر سکوت اختیار کرده و چنین بنظرمی رسد که واقعیت سرنگونی رژیم اسد را پذیرفته است. این خود جای تأمل دارد که جای بحث آن فعلاً نیست. ولی کوتاه بگویم ممکن است روسیه ایران را به ورطه بلای مداخله در سوریه بیاندازد ولی پای خودش را از چنین آشوبی بیرون خواهد کشید.
    یک توضیح: چون نگارش این یاداشت بعلت حساسیت وضع گروگانها اولویت یافته بود تحلیل جامع وعده داده شده اوضاع سوریه را به ۲ ـ ۳ روز آینده موکول میکنم. ح ت
    ……….
    *
    همه کلیپ ها از اهرآن لاین است و ترجمه آنها در داخل گیومه:
    Israel to ‘blame’ for attack on Egypt border post: Hamas leader
    «رهبرحماس اسرائیل را به حمله به پست مرزی مصر متهم کرد»
    Egypt’s Brotherhood blames Israel for Sinai border attack
    «اخوان المسلمین مصر اسرائیل را مسئول حمله سینا دانست»
    Egypt political figures, groups call for amending Camp David treaty
    «گروه هایی ازچهرهای سیاسی مصر خواهان تجدیدنظر در قرار داد کمپ دیوید شدند»
    و حالا خبر تظاهرات ده ها نفری را بخوانید! و مقایسه کنید با نظاهرات مشابه ده ها هزار نفری سال قبل در همین ایام علیه اسارئیل.( در زیر)
    Tens of Egyptian protesters call on Morsi to expel Israeli ambassador
    «ده ها نفر تظاهرکننده خواهان اخراج سفیر اسرائیل شدند»
    و اما در تظاهرات مشابه سال قبل:
    Tens of protesters gathered by the Israeli ambassador’s house in the posh Maadi district on Monday night calling on the Egyptian government to cut off relations with Tel Aviv.
    «ده ها هزار نفر در برابر خانه سفیر اسرائیلد رمنطقه پوش مادی درد غروب جمعه گرد امده و خواهان قطع روابطبا تل اویو شدند.»
    تازه هنوز اسرائیل به دست داشتن کسی هم متهم نشده بوده است.

  9. قلم سبز گفت:

    سقوط اسد محتوم است به امید آن روز

  10. فرزند خاک گفت:

    بسم الله
    ما تا آخر کنار آقای بشار اسد میمانیم و از خط مقاومت حمایت میکنیم به کوری چشمان شما.
    ایشاالله همه تان با مخالفان بشار اسد محشور شید.
    درود و سلام خدا بر بشار اسد و سربازان مقاومت…

  11. ناشناس گفت:

    حالا به دست و پای همان کشور هائی افتاده اند که تا چند روز گذشته تلوزیون اقا فحش و دربری به انها می گفت . ان مزدور اقای با بصیرت جلیلی
    از یک طرف رفته از همه خواهش تمنا می کند گرو گان ها را ازاد کنند .از طرف دیگر از رژیم در مانده اسد پشتی بانی می کند و می گوید ما تا اخر ایستاده ایم .خوب روشن است که ان گرو گان گیر ها هم این سخنان را می شنوند و متا سفانه گرو گان ها را ازاد نمی کنند و جانشان بیشتر در خطر است

  12. ناشناس گفت:

    تا شما از اسد دفاع احمقانه بکنید روشن است که گرو گان گیر ها هم گرو گان ها را متاسفانه ازاد نخواهند کرد

  13. احمد گفت:

    خدایا به حق این شبهای عزیز، بشار و حامیان خون ریز او را با خفت تمام از صحنه روزگار محو کن چنانکه آیتی شوند برای آیندگان. آمین.

  14. سبز سبز گفت:

    این دیپلماسی ایران هم بسیار خنده دار و مضحک شده و سیاست که با روحانیت ادغام بشود همین در جا زدن و بافتن محملیات می شود اقایان خودشون نمی دونند چی میگن اصلا موضعشون درهم برهم شده جمهوری اسلامی فقط بهترین کاری که از دستش بر میاد زورگویی به ملت خودشه فکر کردن کشورهای دیگه هم مردم خودشونن که با این لحن باهاشون حرف میزنن از ماه قبل تلوزیون جمهوری اسلامی هر چی بد و بیراه بوده به ترکیه نسبت داده بعد امروز جلیلی پاشده رفته ترکیه به دست و پا افتاده که گروگان ها را ازاد کنند چرا؟چون گروگان ها همگی تروریست های سپاه هستند و اگه تخلیه اطلاعاتی بشن یا یه مصاحبه باهاشون بشه مثل مصاحبه هفته قبل اطلاعات ایران با عوامل ترورها دست جمهوری اسلامی تو دنیا رو میشه پس برای جلوگیری از این ضایعه بزرگ حتی اگه لازم باشه اقایون به دست و پای امریکا هم می افتند . اصلا یه سوال بپرسم مگه این لباس شخصی ها و سربازان گمنام که پدر هموطنانشونو در میارن و هی بهمون گفتن که از لحاظ امنیتی فلان جایگاه و در دنیا دارن همین کشور بغل گوشمونه دیگه چرا نمی رن اونجا یه عملیات کاماندویی مثل امریکا انجام بدن و گروگان ها رو ازاد کنن ؟بگم چرا چون این مامور ها فقط تو کشور خودشون و جلوی مردم مظلوم ایران صدا دارن و اگه بخوان به کشوری هر چند ضعیف مثل سوریه برن عاقبتشون مثل همون 48 همکارشون میشه که برای اغتشاش نه نه ببخشید برای زیارت رفته بودن میشه فقط بگم این ها زورشون به نداها و سحابی ها میرسه همین در خارج از این کشور پوستشون کندست عزیزان درود بر تمام ازادی خواهان (مکر و و مکر الله )

  15. جمیل گفت:

    اسد میرود چون در اقلیت است

  16. ناشناس گفت:

    اگر این اقایان ریگی به کفششان نبوده چرا در این شرایط بحرانی و ناامن به سوریه رفته اند

  17. محمد گفت:

    چه شرایط سختی .. دعوایی که یک سوی آن طرفداران اسراییل ظالم و سوی دیگر آن شاهی که حاضر است به خاطر بقا خود به روی مردمش اسلحه به کشد. کاش خط هاشمی در سیاست خارجی دنبال شده بود تا امروز این همه تفرقه بین مسلمان ها نبود.