سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سكوت يكي ديگر از خانواده هاي كشته شدگان دوران انتخابات شكست؛ جان باختن مریم سودبر در اثر ضربه باتوم در سی خرداد 88...

سكوت يكي ديگر از خانواده هاي كشته شدگان دوران انتخابات شكست؛ جان باختن مریم سودبر در اثر ضربه باتوم در سی خرداد 88

چکیده :اصغر سودبر پدر مریم سودبر دانشجوی ۲۱ ساله ای که در راهپیمایی اعتراضی ۳۰ خرداد با ضربه باتوم به سرش جان باخت تصریح کرد: ما بعد از رفتن مریم به خاطر بچه های دیگرمان نگران شدیم و آن روزهای اول سکوت کردیم اما آنقدر از حق خودمان و حق بچه هایمان و زندگی مان گذشتیم و حرف نزدیم که الان مایلم حداقل بعد از این همه مدت درد دل هایم را به جامعه و هم سن و سالهای مریم بگویم. دخترم روز ۳۰ خرداد (۸۸)سلامت به دانشگاه رفت اما ضربه باتوم به سرش خورد و شب وقتی برگشت خانه، توی اتاق خودش تمام کرد....


پدر “مریم سودبر” یکی از جانباختگان حوادث بعد از انتخابات بعد از سه سال در مورد نحوه جان باختن فرزندش سخن گفت.

به گزارش سایت سرخ سبز، اصغر سودبر پدر مریم سودبر دانشجوی ۲۱ ساله ای که در راهپیمایی اعتراضی ۳۰ خرداد با ضربه باتوم به سرش جان باخت در این گفتگو تصریح کرد: ما بعد از رفتن مریم به خاطر بچه های دیگرمان نگران شدیم و آن روزهای اول سکوت کردیم اما آنقدر از حق خودمان و حق بچه هایمان و زندگی مان گذشتیم و حرف نزدیم که الان مایلم حداقل بعد از این همه مدت درد دل هایم را به جامعه و هم سن و سالهای مریم بگویم. دخترم روز ۳۰ خرداد (۸۸)سلامت به دانشگاه رفت اما ضربه باتوم به سرش خورد و شب وقتی برگشت خانه، توی اتاق خودش تمام کرد.

پیش از این یکی از دوستان نزدیک مریم سودبر با ارسال نامه ای به سايت كانون كانون حمايت از خانواده جان باختگان و بازداشتي ها در مورد هویت این جان باحته جوان حوادث پس از انتخابات اطلاع رسانی کرده بود. نام مریم سودبر در لیست کشته شدگان حوادث پس از انتخابات بارها مطرح شد اما هیچ گاه خانواده اش در این مورد سخنی نگفتند.

آمار دقیقی از شمار جان باختگان حوادث پس از انتخابات در اختیار رسانه ها نیست اما تا کنون خانواده ۵۶ تن از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات به صورت رسمی با رسانه های مختلف گفتگو کرده و در مورد نحوه جان باختن فرزندان خود اطلاع رسانی کرده اند که مسئولان رسمی جمهوری اسلامی تنها مسئولیت کشته شدن سه تن از معترضان پس از انتخابات در بازداشتگاه کهریزک را پذیرفته و در باقی موارد هیچ پاسخی نداده اند.

اکنون با گذشت سه سال پدر مریم سودبر با بیان اینکه کسی به حرف حق گوش نمی دهد: می گوید: من پیگیری قضایی انجام نداده ام و هیچ طلبکاری و درخواستی هم از مسئولان ندارم .اگر دنیا را به من و مادر مریم بدهند دخترمان زنده نمی شود. ولی از روزی که مریم رفت همه زندگی ما شده است مریم، من و مادرش و همه خانواده ما داغون شده ایم….

آنچه می خوانید پاسخ اصغر سودبر، پدر مریم سودبر به پرسش های مسیح علی نژاد، روزنامه نگار است که در پی می آید:

به خاطر سکوتی که شما کرده اید تقریبا کمتر کسی مریم سودبر را می شناسد آیا ممکن است خودتان معرفی کنید مریم که بود؟

مریم دختر فعالی بود، شاید شما عکس او را هم ندیده باشید، یک دختر خیلی زیبا بود که تلاش می کرد. دانشجوی مدیریت بازرگانی بود و می خواست برود کانادا پزشکی بخواند. مریم تنها دخترم بود و من دختر دیگری ندارم. خیلی خیلی خیلی دوستش داشتم. با من هم خیلی خیلی خوب بود. پدر نسبت به فرزندش می فهمد و او را می شناسد. آخرین روزی که با مریم بودم همان روز سی خرداد (سال ۸۸) ضمیر ناخود آگاهم به من گفت به مریم بگویم که امروز دانشگاه نرود.

اما مریم سی خرداد به راهپیمایی رفت؟

آن روز صبح قبل از اینکه بروم سرکار به مادر مریم گفتم به مریم بگویید که امروز دانشگاه نرود، نمی دانم چرا دلشوره دارم. وقتی می روم سرکار مریم بیدار می شود و مادرش همین را به او می گوید اما مریم به مادرش گفت که بابا چه می داند امروز آخرین امتحان دانشگاهم است و باید بروم. آن روز مریم یک روسری سبز سرش را می بندد و می رود دانشگاه امتحانش را می دهد و توی راه برگشت توی مسیر راهش توی همان شلوغی ها این اتفاق برایش می افتد ….

ممکن است بفرمایید چه اتفاقی برای مریم افتاد و چگونه مطلع شدید؟

نمی دانم با چه حسابی و کتابی یک ضربه باتوم به سرش می زنند، آن طور که ما از دوستانش بعدها مطلع شدیم بعد از ضربه حالش خراب می شود و دوستانش کمک می کنند تا حالش کمی بهتر می شود و می آید خانه….وقتی آمد خانه اصلا نشان نمی داد و به ما هم هیچی نگفت. یعنی من وقتی از سر کار برگشتم خانه دیدم جلوی آینه نشسته و دارد خودش را آرایش می کند. انگار عروسی اش باشد….

بعد از آن آیا در خانه حالش بد شد؟

من و مادرش همیشه از بچگی می رفتیم به اتاق بچه ها سر می زدیم ولی آن روز متاسفانه نه من و نه مادرش نرفتیم به او سر نزدیم. آن شب برادرش شب ساعت سه هم متوجه شده بود که برق اتاق او خاموش نشده. برادرش می گوید هی توی دل خودم می گفتم وقتی بروم آب بخورم می روم و به مریم سر بزنم که چرا بیدار است. ولی می گوید حدود ساعت سه و نیم ، چهار مریم اتاق مریم خاموش شد خیال برادرش هم راحت شد که او خوابید. اما نگو ساعت چهار مریم توی اتاق خلوت خودش وقتی می خوابد همان جا می میرد. من صبح رفتم سر کار بودم که مادرش زنگ زد و گفت مریم خشک شده، مادرش رفتم مریم را برای صبحانه بیدار کند دید مریم بیدار نمی شود به سرعت خودم را رساندم خانه دیدم مریم تمام شد، مریمی دیگر وجود ندارد، مریم از دنیا رفت….

آیا مریم را به پزشکی قانونی هم بردید؟

مریم را به پزشکی قانونی هم بردیم و موقعی که رفتیم تحویل بگیریم، یک پزشکی مرا صدا زد و گفت دختر شما را کسی کتک زده،‌ ضربه ای توی سر دختر شما خورده ولی اگر من همین بنویسم جسد را به شما تحولی نمی دهند ولی من می خواستم جسد دخترم را تحویل بگیرم و او هم ننوشت. بعد ما مریم را بردیم قطعه ۲۵۷ دفن کردیم.

در تشییع جنازه اش آیا دوستانش حضور پیدا کردند؟

مریم خیلی دختر خون گرم و مردمی بود. در مراسم هفتم مریم در بهشت زهرا نزدیک دویست نفر آمده بودند. دانشجویان دختر هم آمدند و همان جا هم دوستان مریم به ما گفتند که در راهپیمایی باتوم به سر مریم زدند ظاهرا بعد از ظهر این اتفاق برایش افتاد. خب کسی نبود آن زمان یاری مان نکرد و ما هم نمی دانستیم چه باید بکنیم. به هر حال برخی از آقایان هم فهمیدند که چه اتفاقی افتاد یک قول هایی هم از ما گرفتند که با کسی صحبت نکنیم. .

یعنی تعهد از شما گرفتند؟

تعهد به آن صورت که آمدند گفتند شما مگر اعتراضی دارید؟ ما هم گفتیم این دختر ما سلامت به دانشگاه رفته و بعد آمد خانه و توی اتاقش مرد، این بچه ورزشکار بوده و حتی یک روز هم مریض نداشت، دفترچه بیمه اجتماعی و مدارک پرشکی اش موجود هست که سلامت بود. من و خانم ام نمی ترسیدیم ولی به هر حال نگران بچه های دیگر شدیم و هیچی نگفتیم…

آیا پیگیری قضایی هم کردید که مسولان پاسخی بدهند؟

نه پیگیری نکردم، چون دوستان و هم دانشگاهی های مریم در مورد چگونه جان باختن مریم اطلاع رسانی کرده بودند، از یک جایی فکر کنم پلیس امنیت آمدند خانه ما و زودتر پیشی گرفتندآمدند ما را نهیب زدند و خب ما هم به خاطر بچه های دیگر حرف های مان در نطفه خفه شد….


الان سخن تان چیست و آیا خواسته ای از مسولان دارید؟

مطلبی ندارم. مریم دختر آزادی بود اما اینکه یک دختری سالم برود دانشگاه و شب بیاید توی اتاق اش بمیرد، برای یک پدر درد است. یک دختر ۲۱ ساله. مریم هزار و یک امید داشت. هنرهایی که این دختر داشت. مریم وقتی یکی دو ساعت بلند می شد جلوی من می رقصید گریه ام می گرفت. یک خروار مو توی سر دخترم بود، چشم های درشت و قشنگی داشت، قد بلند….خدا نگذرد از کسی که این بلا را سر دخترم آورد چطوری دلش آمد که سر این بچه ضربه زده…به چه گناهی ؟ مگر بچه من چه کرده بود؟

اتفاقی که برای دختر شما افتاد چه تاثیری در زندگی شخصی شما گذاشت؟

انسان یک روز به دنیا می آید و یک روز می میرد اگر تصادف بود، آتش سوزی بود آدم خودش را یک جوری تسکین می داد ولی این اتفاق خیلی سخت بود، بعد از مریم من خیلی افسرده شدم…..من یک آدم با ذوق و با شوقی بودم، در فرانسه تحصیل کردم و لیسانسم را آنجا گرفتم برگشتم ایران و آدم پرکار و با روحیه ای بودم الان اصلا دوست ندارم با کسی صحبت کنم. مادرش هم مریض شد…مادر مریم چشم های آبی قشنگی دارد. همان سال قبل از اینکه مریم از دنیا برود به همراه دخترم و مادرش بیرون رفتم یکی نفر آمد به من گفت آقا اینها دخترهای شما هستند، یعنی مادرش انقدر جوان بود ولی الان مادرش را ببینید افسرده شده، سنی ندارد اما پیر شد،شکست. دنیا انگار برای ما و بچه های دیگر ما تمام شده …با رفتن دخترم یک خانواده داغون شده…

آیا ناگفته ای باقی مانده؟

حرف های زیادی هست ولی کاش در مملکتی زندگی می کردیم که به حرف های ما گوش می کردند. من چه گناهی کردم ؟ من هم انسان هستم. دختر من هم اولاد بشر بود. جلوی چشم من زندگی دخترم را از من گرفتند. وقتی یاد صورتش می افتم که برای آخرین بار توی قبر دیدم، از آن روز تا حالا دلم درد می گیرد. به خودم می گویم خدایا چرا اصلا مریم را به من دادی و چرا اینطوری از من گرفتند؟ سخت است…حرف هایم زیاد بود ولی خیلی خلاصه گفتم ولی امید دارم که حق مریم را جامعه و هم سن و سال های مریم بگیرند همین که اسمش را بگویند، همین که بگویند مریم مظلوم بود و مظلوم رفت….انقدر مریم حق به گردن من و مادرش و دوستان و هم دانشگاهی هایش داشت که نباید فراموشش کنیم. همین که یاد مریم کردید و سراغ ما را گرفتید ارزش دارد…..


43 پاسخ به “سكوت يكي ديگر از خانواده هاي كشته شدگان دوران انتخابات شكست؛ جان باختن مریم سودبر در اثر ضربه باتوم در سی خرداد 88”

  1. میرمهدی گفت:

    پدر و مادر شهید! مریم متعلق به مردم ایران است و روزی حق خونش را می‌گیریم و ظلم و ستم و استبداد و وابستگی را سرنگون می کنیم. زندانی های سیاسی رو آزاد می کنیم. و در خیابان سرود آزادی و عدالت می خوانیم. آن وقت شهیدهایمان نظاره گر هستند. به زودی زود.

  2. ناشناس گفت:

    خداوندا ، این ترس و حقارت را از مردم ما بردار . مپسند مردمی باشیم که قتل فرزندانمان را نیز فریاد نکنیم.اگی امروز جنایتکاران و دزدان بر این سرزمین تسلط دارند ، بی آنکه مردم آنان را بپذیرند و مشروعیت داشته باشند، به علت خاموشی عمیقی است که برماحاکم است. از این کشته شدگان مظلوم بسیار یافت می شوند که اولیاء آنان از ترس والیان جنایتکار و با تهدید به قتل سایر اعضای خانواده و یا خدای ناکرده بت تطمیع ، لب فرو بسته و مظلومیت شهیدان راه آزادی و حق طلبی را آشکار نکرده اند. منتظر باشیم تا این خاموشان روز به روز بالاخره به سخن آیند و معلوم گردد چه جانیانی بر این مردم بسیار صبور !!!!!!!!!!!!!!!!!! حاکمیت دارند.

  3. ساغر گفت:

    کاش زودتر سکوتتان را می شکستید همانطور که پدر ومادر شججاع ندا وسهراب شکستند وفرزندان خود را جاودانه کردند وبلایی سربچه های دیگرشان هم نیامد.
    به شما تسلیت عرض میکنم، شایسته است حال که خانواده سکوتش را شکسته است، دوستان مریم دوباره سخن بگویند واز مریم صحبت کنند تا نام مریم بر سر زبان ها بیفتد ومردم آگاه شوند

  4. یکی از پسران میرحسین گفت:

    خداوند به شما صبر عطا کند
    شما دختر خود را از دست دادید . من یکی از خواهران خوب سرزمینم را …
    همانقدر که شما ناراحتید من هم غمگینم …
    امروز سکوت شکسته شده شما را همه جا فریاد زدم

  5. مادرسبز گفت:

    من درد مشترکم مرا فریاد کن!

  6. ناشناس گفت:

    بزودی خون مریم دامن ظالم را میگیرد

  7. ناشناس گفت:

    خدایا اگر هستی و این همه عذاب و مشقت را می بینی، چاره ای کن تا قلبهای شکسته بندگانت آرام گیرد.

  8. امید گفت:

    بر این پدر خرده نگیرید که چرا دیر علنی کرد.مگر آنانکه زود علنی کردند چه شد؟ مرتضوی راست راست میچرخد بیشتر دق مان میدهد.بالاخره روزی همه سخن خواهند گفت و آنروز دیگر برای دیکتاتور بد زمانی خواهد بود

  9. negar گفت:

    دلم هزاران تکه شد… انگار برگشتم به همان روزها وهمان درد جانکاهی که مرگ ندا در قلبم نشاند دوباره بسراغم آمد… صمیمانه به خانواده مریم عزیز تسلیت عرض میکنم، وقتی من بعنوان یک هموطن اینقدر دردمندم شما که خانواده او هستید چه میکشید. در این شبهای عزیز برایتان از درگاه قادر متعال صبر آرزو میکنم.

  10. کاظم گفت:

    آیا این پدر باید الان اینارو بگه؟
    درسته که تهدید و . . . در کا بوده ولی ظلم کرده به فرزند خودش

    با این حال خیلی متاسفم،از طرفی هم حق میدم به این پدر مظلوم

    با خوندن این متن فقط گریه کردم
    به امید روزی که بتونیم حقمون رو بگیریم

  11. ali گفت:

    من هم یک خواهر گرامی رو از دست دادم خدایش رحمت کند من هم در این ماه مبارک رمضان از خداوند متعال برای خواهرم خواهر زیبایم تقاضای دارم او هم مثل خانم بزرگ و گرامی اسلام فاطمه زهرا در پیشگاه خداوند باشد و خوده خدا یک نظری به این مردم مظلوم و بی کس بکند و ما را از دست این نا بکاران بی دین نجات بدهد انشاالله

  12. ازاد گفت:

    مریم و مریمیان رفتند و از ظلم وبیداد آسوده شدند ولی یادشان هرگز از خاطره ها نخواهد رفت .به امید روز رهایی که انتقام مظلوم ازظالم باز ستانیم.

  13. رسوا کنیم گفت:

    تمام کسانی که در وقایع سال 88 از نظر جانی، مالی، ناموسی و…. لطمه دیده اند بهتر است زبان بگشایند و فجایعی را که برآنها رفته شرح داده علنی سازند تا ابعداد جنایات این جنایت کاران جنایت پیشه کاملا بر مردم ایران و جهان روشن شود. این برعهده نشریاتی مثل کلمه و جرس است که ستونی ویژه این گونه نوشته ها اختصاص دهند و درآن جنایات 88 را منعکس سازند. نگذاریم بر اثر اهمال، ترس، و… گرد فراموشی بر این جنایات نشسته و خون عزیزان از دسته مان پایمال شود. جنایتکاران را رسواتر سازیم.

  14. ناشناس گفت:

    واقعا حال شما را درک می کنم. از دست دادن فرزند آنهم بدینگونه خیلی دردناک است. انشاالله آن چماق کش دچار عذاب ابدی وجدان شود که حتما خواهد شد!

  15. ناشناس گفت:

    خدا لعنتشان کند.

  16. ناشناس گفت:

    برای شما آرزوی صبر وشکیبایی دارم. اما بهتر بود هرچه زودتر زبان خود را می گشودید و با تشریح اعمال این نابخردان رسوایشان می کردید. هم اکنون نیز که دست به این شجاعت زده و این شهامت را از خود نشان داده اید جای بسی سپاسگزاری است. در جنین شرایطی سکوت هر انسان در مقابل ددمنشی های این حکام نادان و حیوان صفت خیانت است به ایران

  17. ناشناس گفت:

    ننگ بر معاویه زمان
    درود بر شهدای مظلوم جنبش سبز

  18. قلم سبز گفت:

    یادش گرامی روانش شاد

  19. ناشناس گفت:

    توی این شب قدر خدا ازت نگذره اقای خامنه ای

  20. مرتضی گفت:

    خدا لعنتت کند ظالم

  21. فرهاد گفت:

    خدا خودش خوب مبدونه توی شبای قدر از کیا نگذره…

    اون روز که حذمت عاشورا رو شکستین ما شب قدر همون سال نفرینتون کردیم که حالا اینقدر ذلیل شدین…

  22. javad گفت:

    خطاب به فرهاد:
    شکستن حرمت عاشورا کار مردم نبود و کار حکومت بود. یک سناریو که توسط بسیجی های حکومتی اجرا شد تا مردم نسبتا مذهبی ایران رو نسبت به مردم معترض تحریک کنند. معترضین اونطور که من تجربه دارم شعارشون یا حسین و پرچم یا حسین هم داشتند اما یک باره برخی افراد برای حفظ مقام و حکومت در لباس سبز (که افراد در واقع حکومتی بودند) شعار علیه امام حسین دادند… این حقه ها رو باور نکنید… عاقل باشید و نکته بین و زیرک… اینها شرط مسلمانیست.

  23. سبزینه گفت:

    مریم به گناه اینکه ازادی می خواست محکوم به این درد شد یادش گرامی و راهش پر رهرو برای خانواده مریم شهید نیز ارزوی صبر از خداوند را مسئلت دارم نکته مهم در این میان این است که این دولت برای حق جلوه دادن خویش پشت تمام چیزهایی که برای ملت مقدس جلوه می کنند غایم می شود و در ضمن در مورد نظر فرهاد برادر گرامی کشتن انسان در هیچ قومی و به هیچ احدی اجازه داده نشده مگر شما مسلمان نیستید که پر پر شدن فرزند یک خانواده را به حساب ذلیل شدن اعضای جنبش مقدس سبز می گذارید؟ایا در 4 ستون بدن حاکمیت نکته ای در مورد دین دیده می شود که شعار شما دین داری است خیر هرگز حتی اگر باز هم این جوان خطاکار بود نباید اینگونه مجازات می شد به امید روزی که دژخیمان شما نیز همانند شاه سابق به زیر گشیده شود و عکس ها و مجسمه های رهبر شما لگدمال ملت گردد ان روز را به شما بشارت می دهم که ان روز تمام عاملان این قبیل جنایات یه حق خود خواهند رسید درود بر بزرگان مظلوم و در بند جنبشم و تمام اعضای ان درود و سپاس بر شما .

  24. مهمان گفت:

    درجکومت ایده ال حصرت علی باید مظلوم بتواند از حاکمان بدون ترس بخواهد ما به کجا رسیدیم که مردم از ترسشان حتی جرئت خونخواهی دلبندانشان را ندارند اللهمّ اصلح کل فاسد من امور المسلمین

  25. مهمان گفت:

    حرمت عاشورا را کسانی شکستند که مانند یزیدیان خون مظلومان را برای قدرتشان ریختند و باماشین مردم را له کردند

  26. سبز گفت:

    پیروزی با ماست
    هیچ حکومتی با ظلم پایدارنیست امیدوارم بتونیم راه این بزرگواران رو ادامه بدیم

  27. سارا گفت:

    جناب آقای سودبر
    ما را در این مصیبت بزرگ شریک غمهایتان بدانید و مطمئن باشید در دادگاه مردم این مسایل در اولویت خواهد بود

  28. نکیسا سامی گفت:

    خدای منان- خدای خوبیها: دراین لیالی محترم قدر خواستهحداقل 90%مردم جان به لب آمده ایران از ذات اقدت آن است که ضمن بخشایش گناهان آنان هرچه زودتر ریشه ظلم وجنایت را دراین مملکت سوزانده و به ویژه سرکرده آن را به چنان مذلتی گرفتار فرمایی تا ملتی از ستم رهایی یابند .آمین یارب العالمین

  29. ناشناس گفت:

    خدا وعده داده که وقتی مصیبتی میدهد صبرش را هم خواهد داد همانطور که به شما خانواده آزاده داده و از این به بعد هم خواهد داد. محکم و سر بلند باشید و بدانید سنت خدا و سنت تاریخ بر سرافرازی انسانهای آزاد و آگاه قرار دارد.

  30. ناشناس گفت:

    اشک در چشمانم حلقه زد.

  31. دنیا ایرانی گفت:

    به احترام آزادی یک دقیقه سکوت کردیم اما …………… خوابمان برد

  32. دنیا ایرانی گفت:

    مرگ بر دیکتاتور
    کس بی کسان علیست –
    همه کسانی که توی خفقان و بدبختی مردم ایرن شریک جرم هستند از بالا تا پایین ( ریس جمهور منفور آقای مستر بین ) همه رو تو این شبها به علی واگذار میکنیم

  33. فاطمه زهرا گفت:

    تا آنجا که اطلاع دارم مقام معظم رهبری از بسیاری از آمار کشته شده ها اطلاع ندارند…من برادرم بسیجی است وقتی بهخیابانها برای مقابله با معترضین میرفت باهاش عهد کردم که برخورد فیزیکی با کسی نداشته باشد مگر قانون رازیر پا گذاشت ولی چون فرد عصبی مزاجی است وقتی بر میگشت مشخص بود که تند برخورد می کرده

  34. ناشناس گفت:

    خو بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد

    باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد

    طوطی ای را به خیال شکری دل خوش بود

    ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد

    قره العین من آن میوه دل یادش باد

    که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد

    ساروان بار من افتاد خدا را مددی

    که امید کرمم همره این محمل کرد

    روی خاکی و نم چشم مرا خوار مدار

    چرخ فیروزه طربخانه از این کهگل کرد

    آه و فریاد که از چشم حسود مه چرخ

    در لحد ماه کمان ابروی من منزل کرد

    خدالعنت کند کسانی را که این گونه این گل را پر پر نمودند خدا به حق اول مظلوم عالم همین بلا را صد پله بدتر بر سر خانواده ها وفرزندانشان بیاوردکه این گونه ثمره زندگی خانواده ای را از بین بردند خدا فرزندانتان را جلوی چشمتان پر پر کند تا بفهمید چه درد بزرگ وجبران ناپذیری به این خانواده وارد کرده اید
    خدایا به حق این شب های قدر به این خانواده صبری عظیم عطا بفرما وروح پاک این گل پر پر را در بهشت جای بده

  35. یک سند سبز گفت:

    این ماجرا و موارد مشابه حدود یک ماه بعد توسط یک پزشک گمنام که خود شاهد عینی این ماجرا وجنابات تکان دهنده دیگری در روز 30 خرداد بوده در اینترنت افشاگری شد
    آن موقع این افشاگری در رسانه های دنیا سر وصدای زیادی کرد. خاطرم هست که برخی افراد مشکوک مرتبط با حکومت در صدد انکار وتکذیب این افشاگری برامدند اما اکنون پس از گذشت 3 سال تازه آن جنایات فجیع یکی پس از دیگری افشا می شود
    متن اصصصصلی خبر در سایت موج سبز آزادی درج شد که همینک وجود ندارد.
    در لینک زیر میتواند متن این افشاگری را با عنوان زیر ببینید یا در گوگل سرچ کنید.
    این نامه تکان دهنده می تواند به عنوان یک سند برای پیگیریهای حقوقی و همینطور ثبت در تاریخ مبارزات ومظلومیت ملت ایران استفاده گردد.

    مشاهدات تکان دهنده یک پزشک از شنبه خونین
    http://news.gooya.com/politics/archives/2009/07/090911.php

  36. ميرحسينى ابهرى گفت:

    به عنوان قطره كوچكى ازاقيانوس بيكران جنبش هميشه سبزخطاب به فرهاد ميگويم كه نام مبارك امام حسين ع وساير ائمه اطهار سلام ا… فقط لقلقه زبان شما بى وجودان منافق صفت هست درحالى كه حب اين بزرگواران با جان و دل ماعجين شده شماها ازمقدسات نردبانى ساخته ايد براى بالارفتن ورسيدن به اميال پست نفسانى خودتان همه ما باور داريم كه شما ها ذره اى اعتقاد به هيچ يك از گفته هايتان نداريد چرا كه نه مير عزيز ما ونه كروبى دلاور ونه هيچ يك از عزيزان دربند جنبش سبز درقاموسشان كوچكترين بى احترامى به ائمه بزرگوارپذيرفتنى نيست پس بي جهت اعمال كثيف خودتان را به حساب مانگذاريد كه دير زمانى است دستتان براي همگان رو شده است.
    من به نوبه خودم به پدر ومادر مريم عزيز تسليت گفته وخودم را درغمشان شريك ميدانم خداوند انشاا… به حق اين شبهاى عزيز انتقام خون به ناحق ريخته تمام شهيدان جنبش را از حاكمان ظالم باز پس خواهد ستاند به اميد آزادى تمامى اسراى مظلوم دربند جنبش سبز – ياحسين ميرحسين

  37. ناشناس گفت:

    برمریم کم از ندا ظلم نرفته است.

  38. laleh گفت:

    الان چی شد؟؟با روسری سبز رفت دانشگاه امتحان بده؟این خانم که معلوم نیست وجود خارجی داشتن یا نه تو کدوم دانشگاه گل و بلبلی درس میخوندن که اینقدر آزادی داشتن؟بگید ما هم بریم خب!!!!!!!!!
    مصاحبه با پدرش بیشتر شبیه تخیلات یه نوجوان 20 ساله بود .چرا؟؟؟؟
    دیالوگ های بچگانه و گول زنک!!!!
    چرا همه دارن از یه طرف بوم می افتن.شما اینطرف ..اونا اونطرف…هیچکسی بلد نیست حد وسط رو داشته باشه.
    خسته نشدید از این همه لاف زدن ؟؟؟
    میدونم نظرم تایید نمیشه

  39. محمد گفت:

    یک بار دیگر خاطره ی شهیدان سبز در من زنده شد و اشک در چشمانم برای اینهمه مظلومیت حلقه زد!! به این خانواده ی مظلوم و دل سوخته تسلیت میگویم گرچه دیر اطلاع داده اند اما اکنون که افشا نموده اند نیز نیک اندیشیده اند! اما چند مطلب در جواب فرهاد حامی حاکمیت نگون اندیش که سرانجامش نیز نگون است! : 1) یک سبز اندیش لطیف و حساس چگونه به قلب پر از احساسش میاید از امام مظلومی که سرور ازادگان مظهر عشق و احساس پاک و تسلیم ناپذیر در مقابل ظلم است خدای ناکرده بد بگوید! اصلا امکان ندارد! 2) سبزها بی گمان در مواجهه با جائرزمان متاثر از جنبش عاشورا هستند! و این در نوع خود در تاریخ کم سابقه است! این تاثیر پذیری برای جائر زمان که عمری از دین سوء استفاده کرده و با انواع تزویر خودش را بر مردم تحمیل کرده بسیار گران امد! لذا در روز عاشورا بی مخهای مزدورش را گسیل داشت! تا در گوشه و کنار مراسم عظیم سبزهای عزادار حسینی بر خلاف شعار و شعور سبزها شعار هنجار شکن سر دهند! تا بتواند احساسات پاک مردم را تحریک کند! اما این کارناوال رسوا با تمام بمباران تبلیغات صدای و سیمای میلی تنها توانست! قشر بسیار کوچکی را تحریک کند! و بسیاری از همین عده نیز وقتی قضیه را فهمیدند! از این همه سوء استفاده از دین و قران را بر سر نیزه کردن اظهار برائت و انزجار نمودند! و سر انجام دیدید با چه افتضاحی نمایش ساندیسی 9دی را برگزار کردند! فاعتبروا یا اولی الابصار. 3) از همه بدتر مزدوران جائر زمان در روز عاشورا از روی عزاداران ماشین عبور دادند و عده ای را به شهادت رساندند! در این روز خواهر زاده ی اقای موسوی را نیز در یک کوچه در حالی که تنها بودند ! نشان گرفتند و به شهادت رساندند! این همه بز دلانه کردند تا بگویند ما چیزی از یزید کم نداریم ! پس حواستان را جمع کنید! 4) اقا فرهاد سیره ی اقای خامنه ای در گفتار و کردار ” اشبه” و “اقرب” به معاویه و یزید است! و ابعد فی الابعد به سیره امامان هدی(علیهم السلام) است!!!! ایشان به تحقیق بنیانگذار “مکتب اموی” در میان شیعیان معاصر است!

  40. ایران گفت:

    خدایا اگه وجود داری و می بینی و می شنوی به داغ دل این ‍مردم برس سوزه دل این مردم رو ….

  41. ناشناس گفت:

    مسئول خون مریم فقط و فقط آقای خامنه ای هستش

  42. سعیدی گفت:

    وقتی فردی دخترش را به مسلخ میبرند ظلم را میپذیرد و بنای اعتراض و خونخواهی را نمیگذارد چه انتظاری داریم تا از حقوق افراد ناشناس و حقوق عمومی دفاعی بشود!

  43. ناشناس گفت:

    دعاکنید خدا ریشه ظلم رابکند وارباب امثال مرتضوی راریشه کن کند