انسان کشی و مسلمان کشی در برمه
چکیده :از این هم فراتر رفته و از خلوصی والاتر سخن می گوییم. آیا اگر کشتار انجام شده در برمه کشتار مسلمانان نبود هم به همین اندازه برافروخته می شدیم؟ چرا کشتار برمه را صرفا از جنبه مسلمان کشی محکوم می کنیم؟ همین که ما نفس کشتن را پذیرفتیم یا حساسیت کافی در مورد آن نشان ندادیم و فقط بخاطر اینکه مسلمانی کشته شد فریاد برآوردیم دیگر ما تعیین کننده مصداق جنایت و زمان و مکان آن نیستیم. جنایت، جنایت است چه علیه مسلمان باشد چه غیر مسلمان. هر گاه نفس کشتن را محکوم کردیم می توان امیدوار بود که روزی بساط جنایت برچیده شود اما فعلا امیدی به دست یافتن به این روز آرمانی نیست زیرا در عصر تمدن و حقوق بشر هم هنوز بر مبنای منافع سیاسی و گروهی نسبت به جنایت ها حساسیت نشان می دهیم. اگر مقتول، خویش ما یا از گروه ما باشدسوگوارش می شویم و اگر نباشد بی تفاوت از کنار آن می گذریم. ارزش انسان ها و جان شان بستگی به میزان نزدیکی شان به ما دارد. ...
عمادالدین باقی
گروه های تندرو بودایی به خانه ها و دهکده ها و مساجد مسلمانان حمله می کنند و آن را به آتش می کشند و حتی اجازه فرار هم ندارند طوری که خبر می رسد “بالگردهاي برمه، ۳ قايق حامل حدود ۵۰ مسلمان روهينگيا را که از يک خشونت فرقه اي در غرب اين کشور ميگريختند به آتش کشيدند؛ حمله اي که به نظر ميرسد در آن تمامي سرنشينان اين قايقها جان خود را از دست داده اند.” رئیس جمور میانمار هم جمعیت هشتصد هزار نفری مسلمانان روهینگیا را قومیتی خارجی میداند که باید یا در اردوگاه های آوارگان متمرکز شوند و یا اخراج شوند. از جمعیت 60 میلیونی میانمار(برمه) 4درصد مسلمان هستند.
خبر قتل عام مسلمانان در برمه وحشتناک بود.تصاویر دلخراش آن دل هر انسانی را می لرزاند.خبرهایش برای آدم هایی از گوشه زندان ها گرفته تا گوشه های جوامع باز و آزاد دنیا تکان دهنده بود. آقای محمد برایی از زندانیان اهل سنت در زندان رجایی شهر تلفن کرد و از عمق تاثر خود گفت و در خارج از کشور هم کسانی که انتظار نمی رفت به موضعگیری پرداختند.این جنایت ها البته سال هاست که علیه مسلمانان برمه جریان دارد اما این هم از خواص عصر رسانه است که جنایت ها و حوادثی در عالم گاهی اصلا دیده نمی شوند و گاهی به دلخواه رسانه ها و نیازهای آنان بزرگ یا کوچک می شوند وگرنه جنایت همیشه و در همه جا باید محکوم شود. در این میان سازمان ها و نهادهای حقوق بشری هم در سراسر جهان این جنایت را قاطعانه محکوم کردند هر چند دولت های مدعی حقوق بشر واکنش بایسته را نشان ندادند. رسانه های دولتی ایران آنقدر که به جنایت برمه اهمیت دادند به کشتار در سوریه اعتنایی نورزیدند و رسانه های غربی(حتی رسانه های فارسی زبان مخالف حکومت ایران) آنقدر که به فجایع انسانی سوریه اهمیت دادند به نسل کشی برمه اعتنایی نکردند.
گاهی سوال می شود که هر روز در دنیا جنایت رخ می دهد و هر روز جنایت ها محکوم می شوند اما چرا این چرخه خشونت علیرغم اینکه قرن هاست علیه آن گفته و نوشته می شود و محکوم می شود تمامی ندارد.برخی صاحبنظران، پاسخ را در جنبه های بیولوژیک و غرایز بشر می یابند اما به گمان نگارنده عامل مهم تری هم وجود دارد که جنایت برمه بهانه ای است برای بیان آن.
دردناک تر از نسل کشی در برمه این است که مسئله کشتن و اعتراض به آن برخاسته از انگیزه های ناب انسانی نیست زیرا در دنیای ما معیار اعلام نشده کشتن و اعتراض به آن، چیزی جز منافع ما نیست. سال هاست در چچن مسلمانان قتل عام می شوند اما نه تنها محکوم نمی کنیم بلکه خبر رسانی هم نمی کنیم چون فعلا در ایران به رای روس ها نیاز داریم اما در همان زمان بخاطر کشتن یک فلسطینی غوغا می کنیم و بحق نیز چنین می کنیم ولی مگر خون مسلمان فلسطینی رنگین تر از چچنی است؟ درست در زمانی که در سوریه قتل عام می شود سکوت می کنیم و قربانیان را تروریست می نامیم اما قتل عام برمه را محکوم می کنیم. به همین خاطر کسی ما را باور نمی کند و تا زمانی که چنین است جرم و جنایت هم ادامه خواهد داشت. زیرا اصل کشتن پذیرفته شده است. اگر معیار ما ایدئولوژیک باشد، کشتن مسلمان چچنی و فلسطینی و سوری و برمه ای فرقی نمی کند و همه را باید به یک اندازه محکوم کنیم اما وقتی که از رفتار ما حب و بغض های سیاسی فهمیده می شود نه دلسوزی برای اسلام و مسلمانان، حتی مسلمانان هم همدیگر را باور نمی کنند.
از این هم فراتر رفته و از خلوصی والاتر سخن می گوییم. آیا اگر کشتار انجام شده در برمه کشتار مسلمانان نبود هم به همین اندازه برافروخته می شدیم؟ چرا کشتار برمه را صرفا از جنبه مسلمان کشی محکوم می کنیم؟ همین که ما نفس کشتن را پذیرفتیم یا حساسیت کافی در مورد آن نشان ندادیم و فقط بخاطر اینکه مسلمانی کشته شد فریاد برآوردیم دیگر ما تعیین کننده مصداق جنایت و زمان و مکان آن نیستیم. جنایت، جنایت است چه علیه مسلمان باشد چه غیر مسلمان. هر گاه نفس کشتن را محکوم کردیم می توان امیدوار بود که روزی بساط جنایت برچیده شود اما فعلا امیدی به دست یافتن به این روز آرمانی نیست زیرا در عصر تمدن و حقوق بشر هم هنوز بر مبنای منافع سیاسی و گروهی نسبت به جنایت ها حساسیت نشان می دهیم. اگر مقتول، خویش ما یا از گروه ما باشدسوگوارش می شویم و اگر نباشد بی تفاوت از کنار آن می گذریم. ارزش انسان ها و جان شان بستگی به میزان نزدیکی شان به ما دارد.
منبع: وبسایت نویسنده














بابا تو را حضرت عباس شما دیگه نشید حاکمیت که دغدغه غزه و لبنان و بولیوی و افغانستان و به تازگی هم بیکاران آلمانی و کارتن خوابهای انگلیسی را دارند به خدا خودمون بدبختی هایی داریم که اگر با مسائل برمه مقایسه کنی اونوقت می فهمی که توی برمه عروسی بوده نه چیز دیگه
1) این دنیای پر از سودا دل هر انسان ازاده ای را را بدرد میاورد! کرامت ادمیان در این عصر اگاهی انگونه که باید مراعات نمیشود! 2) اگاهی و دانایی بدون احیای ملکات انسانی چیزی در گرامیداشت انسانها به ارمغان نمیاورد! 3) مغرب زمین با تمام دستاوردهای خوبش منافع دولتها و شهروندان در اولویت برنامه هاست ! از همین روست که نقض حقوق انسانها در بعضی جاها چون برمه در رسانه های انها انچنان که باید بازتاب پیدا نمیکند! 4) در ایران اصول نماهای حاکم خراشندگان گوش فلک و این دلسوزان قلابی دنیای اسلام جز منافع خود به چیزی نمیاندیشند! مجاهدین لیبی را انقلابیون و مجاهدین سوریه را تروریست مینامند! انقلابیون مصر و تونس را بیدارگران اسلامی و انقلابیون سوریه را فریب خورده ی غرب قلمداد می کنند! در چچن مسلمانان بدست روسها قتل و عام شدند اما از انها ندایی و صدایی بر نیامد! از همه مهمتر در روز روشن در سال 88 رای اکثر ملت ایران را با تخلف و تغلب دزدیدند! کهریزک به پا کردند! و خون صدها جوان را با شلیک و شکنجه بر زمین ریختند! 5) فرق عمده دولتهای غربی با جائران ایران در دو چیز است. الف): دموکراسی و مرعات حقوق شهروندان ب) : دانش و مهارت بدون غلو و جنجال! 6) هر دوی اینها( غربیان و جائران) به دنبال منافع خود هستند اما با این دو فرق بنیادین!
“جنایت، جنایت است چه علیه مسلمان باشد چه غیر مسلمان. هر گاه نفس کشتن را محکوم کردیم می توان امیدوار بود که روزی بساط جنایت برچیده شود” واقعیت دردناکی است خدا توفیقی دهد که در این راه گام برداریم.
آی از پاراگراف آخر مطلب:
اگر کشتار انجام شده در برمه کشتار مسلمانان نبود هم به همین اندازه برافروخته می شدیم؟ چرا کشتار برمه را صرفا از جنبه مسلمان کشی محکوم می کنیم؟ همین که ما نفس کشتن را پذیرفتیم یا حساسیت کافی در مورد آن نشان ندادیم و فقط بخاطر اینکه مسلمانی کشته شد فریاد برآوردیم دیگر ما تعیین کننده مصداق جنایت و زمان و مکان آن نیستیم. جنایت، جنایت است چه علیه مسلمان باشد چه غیر مسلمان. …..اگر مقتول، خویش ما یا از گروه ما باشدسوگوارش می شویم و اگر نباشد بی تفاوت از کنار آن می گذریم. ارزش انسان ها و جان شان بستگی به میزان نزدیکی شان به ما دارد؟
بسیار مطلب درستی است.
این سخنی است واقعا درست. حتی اگر در حکومت و دولت نیز در گذریم که تنها با جنبه های سیاسی به حمایت از مردم دیگر کشورها می پردازد، باز هم مشکل به قوت خود باقی است.
برای مثال در میان دینداران متاسفانه تنها کسانی انسان و واجد ارزش قلمداد می شوند که همکیش آنان باشند. شما در جامعه دیده اید که برخی دینداران چگونه رفتار می کنند و البته این موضوع در کل جامعه دینی رواج دارد. از مراجع فرقه گرا مانند آیت الله مکارم شیرازی که در گذریم که رفتارشان به شدت فرقه گرایانه است باز هم این مشکل به شدت برقرار است. بگذارید به زعیم حوزه های علمیه آیت الله وحید خراسانی بنگریم. ایشان که به دور از دعواهای سیاسی هستند و در مواضع مذهبی نیز سنتی هستند. ایشان که امروز در برابر فجایع سوریه سکوت پیشه کرده اند، در برابر فجایع لیبی نیز سکوت پیشه کردند. البته در همان زمان که در لیبی کشتار بود و ایشان آرامش خویش را حفظ کرده بودند، در برابر حوادث بحرین عنان اختیار از کف دادند. هر چند عمق فجایع لیبی با آنچه در بحرین روی قابل مقایسه نبود.
اکنون چرا ایشان به بحرین حساس بودند؟ چون در آنجا شیعیان بودند که توسط سنی ها و عربستان سرکوب می شدند.
متاسفانه این … زیربنای فکری علمای شیعه و دینداران است و هیچ کسی هم تلاشی برای حل این موضوع نمی کند.