سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نمایشنامه‌های ما یکی یکی رد می‌شوند/ از استاد سمندریان آموخته‌ام که پا پس نکشم...

نمایشنامه‌های ما یکی یکی رد می‌شوند/ از استاد سمندریان آموخته‌ام که پا پس نکشم

چکیده :آرزوی من است که روزی یا در ایران یا هرنقطه دیگر از جهان، "گالیله" و "هفت سنگ" را به بهترین شکل اجرا کنم، جایی که دیگر فردی حضور نداشته باشد به من بگوید چون در نمایش افرادی که آثار را ممیزی می‌کنند زیر سوال برده‌ای و گفته‌ای که در عرصه هنر ممیزی وجود دارد من هم اجازه نمی‌دهم اجرا کنید ... امیدوارم روزی برسد که این افراد به خودشان بیایند و متوجه شوند که همه مردم ایران حق کار کردن دارند، تئاتر شغل و حرفه ما است و آنهایی که به هر دلیلی اجازه اجرای نمایش نمی‌دهند، شغل افراد و محل کسب روزی آنها را از بین می‌برند....


طی هفته‌های اخیر هنرمندان جوان زیادی به دلایل گوناگون معترض به شرایط حاکم بر فضای تئاتر کشور شده و از اینکه محلی برای اجرای عموم دراختیارشان گذاشته نمی‌شود؛ گلایه کرده‌اند. اما متاسفانه تا امروز کوچکترین پاسخ يا عزم پاسخگویی ازسوی مسئولان دریافت نشده است. شهاب‌الدین حسین‌پور یکی دیگر از دانش آموختگان تئاتر کشور نيز پاسخی برای این سنگ‌اندازی‌ها دریافت نکرده است. اين كارگردان جوان پس از دوسال موفق شد دو اپيزود از نمايشي كه شامل هفت اپيزود بود را به نام “كسي دلش براي سما تنگ نشده” روي صحنه بياورد، به همين دليل او در گفتگو با ايلنا گلايه‌هاي خود را چنين بازگو مي‌كند.

تئاتر را از چه سالی شروع کردید؟

از سال 83 در آموزشگاه استاد سمندریان آغاز به آموزش کردم، سپس از رشته کامپیوتر انصراف دادم و در کنکور هنر شرکت کردم که نتیجه شد قبولی در رشته کارگردانی تئاتر. از همان دوره ای که در آموزشگاه استاد سمندریان مشغول بودم، انرژی که ایشان به من انتقال دادند موجب شد سریعتر به سمت فعالیت عملی رو بیاورم. به توصیه استاد با مطالعه نمایشنامه‌هایی که تفکربرانگیز بودند و به نقد صنفی از صنوف جامعه می‌پرداختند؛ کارگردانی را شروع کردم. در آموزشگاه حدود هفده نمایش اجرا کردیم که موجب شد شهامت من بیشتر شود و ترسی که نسبت به تئاتر داشتم هنگام ورود به دانشگاه ریخته شود. از سال 85 تا به امروز در اکثر جشنواره‌ها حضور داشته‌ام، اما متاسفانه نمی‌دانم به چه دلیل طی دوسال اخیر نمایشنامه‌های ما رد می‌شوند و نمایش‌های ما حتی به مرحله بازبینی نمی‌رسند. در هیچ کجای دنیا چنین اتفاقی نمی‌افتد که یک نمایش را از روی متن آن قضاوت و رد کنند.

نخستین اجرای عمومي شما کدام نمایش بود و چه مشکلاتی برای گرفتن نخستین اجرا داشتید؟

یک نمایش کمدی موقعیت به نام برپهنه دریا نوشته مروژک که نویسنده‌ای لهستانی است. نمایش، موضوع سه نفر را روایت می‌کند که پس از غرق شدن کشتی‌شان مدتی را روی یک کرجی سپری می‌کنند اما هنگامی که گرسنگی فشار زیادی بر آنها وارد می‌کند؛ تصمیم می‌گیرند؛ یکی از جمع فذاکاری کند و توسط دونفر دیگر خورده شود. فردی که زور کمتری داشت؛ پیشنهاد می‌دهد این عمل با انتخابات انجام شود و در ادامه تبیلغات انتخاباتی و رای‌گیری روی آب و تقلب‌هایی که صورت می‌گیرد روایت می‌شود. سال 85 ما هرچه سعی کردیم برای این نمایش اجرای عمومي بگیریم هیچ سالنی در تهران به ما اجاز اجرا نداد، تا اینکه درنهایت در فرهنگسرای حافظیه کرج کار را به مدت یک ماه اجرا کردیم.

تجربه حضور در کلاس‌های استاد سمندریان چه کمکی برای تلاش و ادامه مسیر به شما کرد؟

نقطه عطف کارگردانی من حضور در نمایش ملاقات با بانوی سالخورده به کارگردانی استاد سمندریان بود. باتوجه به اینکه چند نقش کوچک را در نمایش ایفا می‌کردم هر روز سر تمرین‌ها حضور داشتم و می‌توانستم مدام درکنار استاد سمندریان حضور داشته باشم. می‌توانم بگویم این تجربه بزرگترین کلاس کارگردانی برای من بود. دید و رویکرد من نسبت به تئاتر اینجا بسیار تغییر کرد و دیدیم به شکل‌های دیگر هم می‌توان تئاتر کارکرد و این سوال در ذهنم شکل گرفت که اصلا چرا باید تئاتر کارکرد؟

بعد از نمایش “بر پهنه دریا” چه نمایشی اجرا کردید، آیا توانستید اجرای عمومي بگیرید؟ 

نمایش “سرآشپز” را کار کردیم که پس از اینکه در جشنواره ملی جوان ایرانی پذیرفته شد و درخشید، اتابک نادری لطف کرد در تالار سنگلج به ما امکان اجرا عمومی داد که البته گذشته از لطف آقای نادری گمان می‌کنم به این دلیل بود که ماه رمضان در سالن کاری اجرا نمی‌شد و ما هم گروهی بودیم که تنخواه نمی‌خواستیم، در نهایت کار به جایی رسید که نمایش ما با وجود سریال‌های ماه رمضان و شرایط خاص توانست عنوان پرفروش‌ترین نمایش سال سنگلج را به خود اختصاص دهد. بعد از این نمایش “هفت سنگ” را ارائه دادیم که از پنج اپیزود موجود در نمایشنامه تنها دو اپیزود امکان اجرا پیدا کرد، بعد از آن بود که متن را به تمام جشنواره‌های موجود ارائه دادیم ،اما متن در همه این جشنواره‌ها رد می‌شد. کار اجرا نشد تا اینکه به ارائه پایان‌نامه لیسانس رسیدم و تصمیم گرفتم “هفت‌سنگ” را اجرا کنم، تمام آنچه به عنوان پس‌انداز داشتم که حدود چهارونیم میلیون تومان می‌شد را برای این نمایش هزینه کردم، 9ماه تمام گروه در سرما و گرما داخل یک پارکینگ تمرین کرد، آقای رحمت امینی استاد راهنمای من بود و ایرادهایی به کار داشت که متن با تغییراتی قرار شد اجرا شود، درنهايت تالار مولوی را با هزینه شخصی برای یک روز اجاره کردیم که در اجرای دوم دوستان شورای نظارت تالارمولوی برای دیدن نمایش به سالن آمدند و پس از اتمام کار بلافاصله گفتند لطف کنید دکورها را فردا صبح از سالن جمع کنید!؛ و به همین راحتی یک گروه سی و چند نفره را سرخورده و بيكارکردند و کسی پاسخگو نبود که چرا باید چنین اتفاقی بیفتد.

آيا همين روند ادامه داشته است،آیا نباید مقامت کرد؟

بعد از اینکه آقای رحمت امینی به ریاست شورای نظارت رسید هم به ما اجازه اجرا داده نشد، حتی حاضر به بازبینی کار نشدند، سالن سنگلج من را دوست داشت اما الان متن‌هایم را رد می‌کند، مولوی هم به همین صورت توجهی به متن‌ها نمی‌کند، شورای‌نظارت همینطور، درنهایت به این نتیجه می‌رسم که در کشور خودم جایی برای اجرای نمایش نخواهم داشت، اما بنا به چیزی که استاد سمندریان به من آموخته هیچگاه پاپس نخواهم کشید و آنچه به عنوان رسالت هنر و اعتراض وانتقادی که باید در هر هنرمندی وجود داشته باشد را همواره به جا خواهم آورد. من اگر در تئاتر گلریز هم اجرا کنم در کارم نقد وجود خواهد داشت.

آرزوی شما برای آینده و همکاران دانشجویتان چیست؟

با اینکه خیلی کوچکتر از استاد خود آقای سمندریان هستم اما باید بگویم اجرای نمایش “گالیله” یکی از آرزوهای من است، همچنین اجرای “هفت سنگ” دیگر آرزوی من است که روزی یا در ایران یا هرنقطه دیگر از جهان به بهترین شکل اجرا می‌کنم، جایی که دیگر فردی حضور نداشته باشد به من بگوید چون در نمایش افرادی که آثار را ممیزی می‌کنند زیر سوال برده‌ای و گفته‌ای که در عرصه هنر ممیزی وجود دارد من هم اجازه نمی‌دهم نمایشی را اجرا کنید که به حرف شما مهرتایید زده باشم، حالا برو…،‌حتي یکی از دکترهایی که الان هم در مولوی حضور دارد همین جمله را به من گفت، امیدوارم روزی برسد که این افراد به خودشان بیایند و متوجه شوند که همه مردم ایران حق کار کردن دارند، تئاتر شغل و حرفه ما است و آنهایی که به هر دلیلی اجازه اجرای نمایش نمی‌دهند، شغل افراد و محل کسب روزی آنها را از بین می‌برند. درباره اعضای گروه و دانشجویان مظلوم تئاتر هم تنها می‌توانم آرزو کنم که هرکجا که هستند بتوانند با قدرت کار کنند و به قول استاد سمندریان هنرمندان تئاتر باید پوست کرگدن داشته باشند و مقاومت کنند چون کار تئاتر در ایران چنین چیزی را ایجاب می‌کند.


یک پاسخ به “نمایشنامه‌های ما یکی یکی رد می‌شوند/ از استاد سمندریان آموخته‌ام که پا پس نکشم”

  1. تغزیه؟ گفت:

    از نظر اینها کشور اسلامی نیازی به تاتر و سینما ندارد. مگر سینماهای ما را فحشا خانه ننامیدند. مگر همین سلحشور بی شعور سینما و هنرمندان سینما را روسپی نخواند و البته شغل خودش هم دراین گفتار تعیین شد؟ اینها معتقدند در کشور اسلامی به جای تاتر و سینما همان تعزیه کافیست و از سر ملت هم زیاد است. بیش از پنجاه کشور اسلامی داریم و من نمیدانم در بین این کشور ها مملکت فلک زده ما چرا باید از نظر هنر و سایر جهات عقب افتاده ترین و قشری ترین کشور اسلامی باشد؟