ناآرامیهای سوریه؛ آنچه بود و آنچه شد
چکیده :در این یادداشت به روایت مهم ترین تحولات بحران سوریه از جنبه های مختلف پرداخته شده و نویسنده معتقد است مبارزات مردم سوریه که در قالب تظاهرات و اصرار بر سرنگونی نظام ادامه داشت، هم اکنون به جنگ تبدیل شده و نقش مردم در مبارزه به شدت کاهش یافته است. همچنین در این یادداشت به سناریوهای محتمل در پیش رو در سوریه اشاره و تاکید شده که تا اینجای کار، اسرائیل برنده مساله سوریه بوده است....
حجت الله جودکی *
برای بررسی دقیق وضعیت سوریه و درک صحیح آنچه در این کشور میگذرد، باید نکات زیر را در نظر گرفت:
دولت سوریه برگرفته از حزب بعث سوریه است که با کودتای حافظ اسد قدرت را در اختیار گرفت. با مرگ حافظ اسد، حکومت جمهوری موروثی به پسرش بشار اسد رسید. در این کشور پارلمان وجود دارد، اما نظام کاملا تمرکز گراست. نظام بعثی سوریه اگر چه وارد رویاروئی مستقیم با اسرائیل نشده، اما همواره از مخالفان اسرائیل – اعم از فلسطینیها و مقاومت در لبنان – حمایت کرده، اگر چه بر ایده حمایت سوریه از مقاومت، نقدهای جدی وارد است.
اخوان المسلمین سوریه یکی از ارکان مبارزه با حافظ و بشار اسد بوده و تا کنون هزینه زیادی بابت این مبارزه پرداخته است. اخوان سوریه به شدت سلفی هستند و مورد حمایت عربستان، قطر، امارات و .. میباشند.
اهل تسنن سوریه مواضع معتدلی دارند. شاخص این مجموعه دکتر رمضان البوطی است که در درگیری اخیر شرکت نکرده، اگر چه منتقد نظام سوریه است.
کردهای سوریه حدود سه میلیون نفر هستند که اکثرا محروم ماندهاند و دولت سوریه گاهی برای ایشان هم شناسنامه صادر نکرده است. این کردها روابط نزدیکی با پ.ک.ک دارند که در حال جنگ با ترکیه است.
علویان اقلیتی سوری هستند، علی رغم اینکه بشار و خانواده او علوی هستند و برخی از علویان هم پستهای مهمی دارند، اما آنها جزء اقشار ضعیف سوریه به حساب میآیند.
مخالفان خارج نشین سوریه، عمدتا روشنفکرانی هستند که به دموکراسی و مبارزه با نظام حاکم بر سوریه اعتقاد دارند، آنان با تشکیل مجلس در خارج از کشور – ترکیه – تلاش کردند تا تحولات سوریه را مدیریت کنند. نخستین رهبر این مجلس برهان غلیون از اندیشمندان سوری مقیم پاریس بود که مدتی قبل استعفا داد و آقای سیدا جانشین او گردید. این مجلس در پی دگر دیسی در شیوه مبارزه در سوریه جایگاه خود را از دست داده است.
سوریها تا قبل از ترور اخیر رهبران سوریه به صورت تظاهرات و درگیری با نیروهای سوریه به مبارزه ادامه میدادند. بعد از ترور اخیر این شیوه متروک شد و جنگ مسلحانه جایگزین آن گردید. در ابتدا تصور میشد که سوریه درگیر جنگ داخلی شده است. اما با سرازیر شدن نیروهای تندرو سلفی و احتمالا القاعده به سوریه از کشورهای لیبی، ترکیه، اردن، سعودی و.. و پشتوانه مالی عربستان و حمایت قطر و امارات و تسلیح آنها از سوی ترکیه، ارتش سوریه وارد جنگ با این مجموعه گردید. گرچه تلفات این درگیری بیشتر است، اما انگیزه ارتش سوریه در مقابله با این مجموعه نسبتا تقویت شده است.
ایران از دیر باز متحد سوریه بوده است. به ویژه که سوریه در جنگ تحمیلی بیشترین کمک را به ایران نمود. همچنین این کشور پل استراتژیک همکاری ایران و حزب الله لبنان به حساب میآید. به این دلایل ایران به شدت از سوریه حمایت میکند. این حمایت گاهی جنبه افراطی به خود میگیرد. مثلا در حالی که تلویزیون سوریه خبر رسانی نسبتا دقیقی از اوضاع داخلی این کشور میکند و درگیری در اقصی نقاط سوریه را پوشش میدهد، تلویزیون ایران آن کشور را آرام جلوه داده و حتی وزیر امور خارجه ایران میگوید که اوضاع در سوریه آرام است!
با حرکت اخیر سوریه و دادن آزادی نسبی به کردهای این کشور، آنان عملا از صف مبارزه با بشار اسد کنار رفته و به عنوان متحد استراتژیک پ.ک.ک فعال شده و لذا ترکیه با واقعیت جدیدی روبرو گردیده است. ترکیه قبلا از تظاهرات مردم سوریه حمایت میکرد، اما با نظامی شدن اوضاع سوریه، آنان هم فرصت را غنیمت شمردند و به نحوی وارد این درگیری گردیدند.
غربیها در کشورهای عربی اسلامی دوست و دشمن دائمی ندارند، آنان همواره بر داشتن منافع دائمی در این منطقه تاکید کردهاند. از این رو حمایت ایشان از حکومتها، گروهها، احزاب و .. در کشورهای عربی و اسلامی همواره تاکتیکی و وابسته به تامین منافع ایشان بوده است. لذا آنان میتوانند در عرض چند ساعت تغییر موضع بدهند و کسی هم ایشان را سرزنش نخواهد کرد. غرب فعلا از اینکه در کشورهای عربی اسلامی جنگ و درگیری ادامه دارد، مسرور است. زیرا هر که کشته شود، هر چیزی که تخریب شود، متعلق به این کشورهاست و غرب از آن بابت زیانی نمیبیند. غربیها بعد از حادثه یازدهم سپتامبر، بلافاصله تلاش کردند تا جغرافیای جنگ را عوض کنند و موفق شدند جنگ را از نیویورک و.. به افغانستان و عراق و .. ببرند. لذا فعلا غرب آسیبی نخواهد دید و این کشورهای عربی اسلامی هستند که حتی اگر در این درگیریها پیروز شوند، باید خرابهها را آباد نمایند و تاوان جنگ را بپردازند. طرح کلان غرب برای خاور میانه واقعا قابل مطالعه است!
القاعده اگر چه توسط غرب علیه شوری بوجود آمد، ولی دچار دگر دیسی گردید و با غرب به مقابله برخاست. اکنون بار دیگر غرب موفق شده هدایت این سازمان را به دست بگیرد. غرب عناصر تندرو و جهادی را از کشورهای لیبی، اردن، سوریه، ترکیه، یمن، عربستان و.. به سمت سوریه هدایت کرده و آنان هم با انگیزه جهاد و شهادت به مبارزه با نظام حاکم بر سوریه پرداختهاند. قطعا اگر همه آنها در این مسیر کشته شوند، غرب خوشحال خواهد شد. زیرا دشمنهای بالقوه خود را نابود کرده است. اگر هم در سوریه پیروز شوند که نظام اسد را نابود کردهاند. در هر دو گزینه غرب سود خواهد برد. غرب بسیار مشتاق است تا در در کشورهای عربی اسلامی اندیشمندان در انزوا قرار گرفته و کار به دست نیروهای نظامی و جهادی باشد، نیروهای اندیشمند شرقی به غرب بروند و در آنجا به بار بنشینند. غرب از حقوق بشر و دموکراسی حمایت میکند، اما این را هم میداند در کشورهائی که سطح سواد بالا نیست و افراد به واسطه تخصص خود جایگاهی را اشغال نکردهاند و منافع فردی، گروهی، طایفهای همچنان حرف اول را میزنند، حقوق بشر و دموکراسی شعار و دستآویز خوبی به حساب میآیند.
کشورهای عربستان، قطر، اردن و امارات که با نظام غیر دموکراتیک اداره میشوند، برای جلوگیری از خیزش در کشورهای خود فعلا به این راهکار رسیدهاند که با نظام سوریه مخالفت کنند، اگر چه بعید است این کار برای آنها سودی داشته باشد و جلوی اعتراضهای مردمی در این کشورها را بگیرد!
در سوریه فعلا چند گزینه مطرح است: پیروزی بشار اسد، که در این صورت تازه اول ماجراست و وی باید علاوه بر باز سازی سوریه، آغوش خود را به روی دموکراسی بگشاید. پیروزی مخالفان، که با توجه به حضور نیروهای خارجی در جنگ فعلی آینده ناهمواری را در پیش خواهند داشت. تقسیم سوریه به سه منطقه کرد نشین، منطقه طرفداران بشار با محوریت لاذقیه و منطقه مخالفان. غرب از این گزینه استقبال میکند، اما رنج مردم به پایان نمیرسد و ماجرا با طرح و شکل جدیدی ادامه مییابد. سلاحهای طرفین جنگ پایان یافته و آنان برای حفظ خود ناچار هستند تا به بازارهای خرید اسلحه روی آورند!
اسرائیل در مسئله سوریه تا اینجا برنده بوده، اما معلوم نیست در آینده اوضاع بر همین منوال باشد.
در شرایط فعلی مبارزات مردم سوریه که در قالب تظاهرات و اصرار بر سرنگونی نظام ادامه داشت به جنگ تبدیل شده و نقش مردم در مبارزه به شدت کاهش یافته، در عوض پول کشورهای سهگانه عربستان، قطر و امارات، سلاح ترکیه، پوشش رسانهای غرب و فشار از طریق سازمان ملل پر رنگ گردیده و سوریه صحنه تسویه حساب قدرتهای بین المللی و منطقهای شده است. این جنگ در صورت گسترش – که دور از انتظار نیست – میتواند ابعاد فاجعه باری در منطقه پیدا کند که جغرافیای جنگ و پایان آن در اختیار طرفین نمیباشد و ابعاد آن از جنگهای طایفهای شیعه و سنی و قومیتها فراتر رفته و تا ناکارآمد شدن اسلامگرائی و ایجاد دولتهای کوچک نیازمند به غرب ادامه خواهد یافت.
* پژوهشگر تاریخ و کارشناس مسائل خاورمیانه
منبع: دیپلماسی ایرانی














صادق خرازی گفته” همچنین این کشور پل استراتژیک همکاری ایران و حزب الله لبنان به حساب میآید” خب ساده ترش اینه که ایران ازطریق خاک سوریه به یاران نصرلله سلاح می رسونه, درسته؟
هراتفاقی که حوزه نفوذ ملایان ایران را تنگترکند ازنظرمن نوعی برد به نفع مردم سالاری ودوری ازهیاهووغوغا سالاری است
چنین بنظر میرسد ،برابر مصاحبه یکی از واحد های ارتش آزاد سوریه، که نیروهای اعزامی ارتش سوریه به حلب به محاصره نیروهای مخالف اسد درآمده اند. در همین حال حاج غضنفر، سفیر کبیر ایران در لبنان در یک مصاحبه گفت که دولت سوریه فتنه را دفع و بزودی همه معاندین را منهدم و اصهیونیسم و و استکبار را مأیوس میکنند!! مش غضنفر تنها کسی است که به بقای اسد باور دارد. شاید ایشان با امداد های خفیه الهی و غیبی سرو کار دارد که دیگران ندارند
ولی یک چیز محرز است و ان اینست که نیروهای ارتش اگر محاصره هم نشده اند موفقیت هم ،تا کنون نداشته اند. زیرا برغم بمباران بی وقفه دو روزه گذشته توسط توپخانه زمینی و هوایی، نیروی پیاده نطام که وظیفه اشان، نه منهدم کردن شهر بلکه تسخیر آنست پیشرفتی نداشته اند. البته بنظر من جلو میتوانند بروند ولی دیگر نمیتوانند برگردند!! مگر در کانینر های نعش کش!
مقاله ای متناقض بود واقعیتهاراکتمان کرده بود
ثانیا مگرمیشود کسی 20000هزارنفرراقتل عام کند وباموشک وجنگنده برمردم بمب بریزد ومردم باآغوش بازبگویند بشاراسد برگرد
بشاررفتنی است ملت بزرگ سوریه حکومت موروثی نمیخواهند مطمئن باشید
ثالثامقاله های خانم زهراامیری درباره سوریه بسیارمنصفانه تروواقعیت گراترست
خواهشاازآن بیشتراستفاده کنید
تفسیر خوبی بود.
آقای جودکی تحلیل جالب و خوبی از اوضاع سوریه ارائه داده اند. مطالعه ی آنرا به همه علاقمندان سایت کلمه و همراهان جنبش سبز توصیه میکنم .
تفسیری آبکی و شاید هم سفارشی بود! من اینرا با اطلاع و یقین میگویم !
دیدید عزیزان کلمه.واقعا جنگی که در سوریه هست مردم سوریه نیستند وفقط سلفیهای سعودی وقطر و القاعده هستند که نه به خاطر مردم سوربه بلکه به دنبال نابودی تشیع در منطقه هستند.برادری که نوشته اسد 20000 نفر از مردمش رو کشته هم این یک دروغ بزرگه که بلندگوهای صهیونیستی و سلفی عربستان و قطر به راه انداختن که احساسات مردم جهان رو با خودشان همراه کنند.باور کنید بیشتر قتلها بدستم همین ارتش باصطلاح ازاد تو سوریه انجام شد.دوستان امروز نمی دانم از انچه در سعودی انجام میشه خبر دارید یا نه؟چرا حرکت باصطلاح مردم سوریه انقلاب نامیده میشه و ایتها ازش حمایت می کنن ولی حرکت و مبارزه مردم عربستان و بحرین فتنه نامیده میشه؟!!!!! مگر فرقی بین نحوه بوجود امدن حکومت سعودیه وبحرین و دیگر کشورهای عربی با حکومت اسد هست؟!!!!!!!
بسیار واقعی بود. انتظار از کلمه درنغلطیدن به دام احساسات است . مبارک است.
فقط به یک بیت اشاره میکنمکه:
پدر کشتی و تخم کین کاشتی / پدر کشته را کی بود آشتی
آیا واقعا فکر میکنید با اینهمه کشته باز هم بشار اسد بر سر قدرت بماند!!! و مردم سوریه از او حمایت کنند؟!
به نظر من آنهایی که خواهان داشتن درک روشنی از وقایع سوریه هستند ،این مقاله را با دقت بخوانند.یک تحلیل جامع از شرایط سوریه است که ممکن است چند سال دیگر برای ایران هم اتفاق بیافتد
ممون از دیپلماسی ایرانی که بدون تعصب و به دور از احساسات ،این تحلیل را ارائه دادند
سیاست «کلمه»: یکی به میخ زدن و یکی به نعل
این مقاله کاملا متناقض و اغواگرانه ست..
گذاشتن هر نوع مطلبی که قصد فریب اذهان رو داشته باشه محکومه آقای مسوول “کلمه”!
دادن اطلاعات نسبی درست از شرایط سوریه و پیشینه ی تاریخی احزاب و بعد خوراندن قضاوت و گرایش فکری شخصی به مخاطب!!
انسان باید شرافت و صداقت داشته باشه و موضع فکریه خوشو در کلامش صریح بازگو کنه..
-جناب جودکی شما یا سنگ ملی گرایی رو به سینه بزن و مثل حکومت فعلی جمهوری اسلامی مدام دم از نیروهای خارجی و “بیگانه” بزن یا دم از اسلام گرایی بزن که در اون محدودیت جغرافیایی در زیر چتر دین معنی نداره!
-جناب جودکی شما اعتراض بیش از یک و نیم ساله ی معترضان سوری رو بعد از اون انفجار, تموم شده دونستی و در واکاوی یک جمله ای مبارزه ی ارتش آزاد سوریه رو به حمایت “بیگانگان” و “دخالت” کشورهای دیگه نسبت میدی و ناچاری معترضان رو در بدست گرفتن سلاح بعد از این همه مدت و این همه کشته در تظاهرات مسالمت آمیز و نمایش بین المللی و غربی رو در اقدام علیه حکومت اسد که به قول خود شما موضعشون در چند ساعت عوض میشه رو در زیر چکمه ی تحلیل غیر منصفانت قایم کردی همونطور که این حکومت سراسر ریای ما, اعتراضات جنبش سبز رو بعد از چند روز اول به ضد انقلاب و بیگانه نسبت داد و گفت معترضان به انتخابات مشکلشون با ما بعد از چند روز عوض شد و شرایطو قبول کردن!!
– آقای محترم شما حمایت بی چون و چرای حکومت غیر مردمی ایران رو از قتل عام و کشتار بشار اسد در یک کلمه ی افراطی گری خلاصه میکنی!
-و..و..و..
– و در پایان نتیجه گیری مضحکی میکنی که بهترین راه حل باقی ماندن اسده چون مجبوره آغوش خود رو به سوی دموکراسی باز کنه و وجود همه غیر ها به ناکجا آباده و محکوم به شر!!
شما در برابر این قضاوت مسئولی چون خدای منصفی وجود داره..
والسلام.
کاملاً مشخص است که مقاله ای کلیشه ای است و فقط از چند منبع جمع آوری شده است.
دلیل اینکه مردم از جنبش سبز حمایت نکردند چند درصدی هم مانند مفهوم این مقاله است.
آنچه از دل برآید بر دل نشیند
مسئولین محترم کلمه جنبش سبز ایران حامی صددرصد مردم سوریه در مقابله با بشار اشد خونریز و جنایت کار علیه بشریت هستند. اساس جنبش سبز مقابله با دیکتاتوری و دفاع از حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود است. حال اگر شما می خواهید ریزش بیشتری در جنبش سبز ایجاد کنید حرفی نیست. ما حامی حق و عدالت هستیم. اسد یک جنایتکار و دفاع از او در این سایت کاملا گل زدن به خودی می باشد. بعد می نشینید می گویید چرا حضور مردم با دعوت شورای هماهنگی و از طریق تریبون کلمه هر روز کم رنگ تر می شود. این دقیقا همان سیاست دوگانه ای است که مردم به آن معترض هستند.شاکله نیروهای مخالف اسد را نیورهای آزادی خواه دموکراسی خواه تشکیل می دهند. در این وسط القاعده جنایتکار به دنبال گرفتن ماهی از آب گل آلود است که موفق نخواهد شد.
باز هم تکرار می کنم اکثریت مردم ایران دفاع از اسد دیکتاتور و جنایتکار را محکوم و خواهان محاکمه ویی دادگاه جنایت جنگی می باشند.
شاید در مقاله تناقضهایی دیده شود ، ولی در کل تحلیل خوبی بود.
دوستان چیزی که مسلم است افتادن به دام افراطی گری همیشه به ضرر دموکراسی می باشد، حتی اگر طرف مقابلت دولت خونخواری چون دولت بشار اسد باشد. برای شاهد بد نیست به انقلاب لیبی و یا آنچه انقلاب ما را به مسیر فعلی رساند نیم نگاهی بیندازیم.
به امید ایرانی آباد و آزاد
یا حسین میرحسین
مقاله نسبتآ خوب بود ولی یک اشتباه بزرگ را نویسنده مرتکب شده و آن اینکه کشتار مردم در مدت یکسال کوچک شمرده شده ولی بمب گذاری و ترور رهبران سوری را یک نقطه عطف و کشته شدن انگشت شماری از مسئولین را بسیار بزرگ جلوه داده است ولی چطور کشته شدن هزاران نفر نمیتواند نقطه عطف باشد / چرا ؟
خوشحالم که بالاخره اصلاح طلبان به جدیت راه خودشان را از مخالفان بشار اسد و براندازان ایرانی جدا کردند. این اواخر بسیار نگران شده بودم که اصلاح طلبان برای رضایت خاطر بعضی از افراد معلوم الحال بخواهد از مخالفان بشار اسد که در واقع نوکران اسرائیل هستند حمایت کند. فراموش نکنیم این که ما انتقاداتی به احمدی نژاد داریم نباید باعث شود از اصول خود که بزرگترینش حمایت از مقاومت فلسطینی است دست برداریم. پیشنهاد میکنم از این دست مقالات بیشتر در سایتهای اصلاح طلب چاپ شود و از بشار اسد حامی مقاومت تجلیل شود به خاطر این همه مقاومت و به اصلاح طلبان هم میگویم نگران نباشید که یک طرفدار را از دست بدهید ، در نهیات طرفدار واقعی شما حزباللهیها ی منتقد به وضع موجود هستند نه مفسدین خارج از کشور و بد حجابان. اگر هم حس میکنید ممکن است بعضی حساس بشوند روی این موضوع میتوانید موضوع میانمار را بزرگ کنید تا موضوع سوریه فراموش شود. به امید پیروزی جبهه حزبالله بر نفاق و انحرافیون.
تحلیل خوب و همه جانبه و واقع گرایانه ای بود
ببینید دوستان ما همه از دموکراسی در سوریه حمایت میکنیم
اما همه مون از رژیم طالبانی که کشتن مردم رو فریضه خودش میدونه میترسیم
ابتدا مخالفتها مسالمت آمیز بود اما الان رهبری مخالفت ها به دست طالبان خونریز افتاده
فکرش رو بکنید . ما همه حکومت فعلی سوریه را بر یک افغانستان جدید!!! ترجیح میدیم
به نظرم بایستی رهبری مخالفت از وهابیون گرفته بشه و طی یک اصلاحات نرم شخص دلخواه مردم روی کار بیاد .
به هرحال مسبب آنچه امروز در سوریه می گذرد و به قول نویسنده مقاله اعتراضات به جنگ تبدیل شده است کسی نیست جز بشار اسد و یارانش. در اینکه رژیم بشار سقوط می کند تردیدی نیست اما نگرانی در مورد آینده سوریه است که انشاءالله مردمش عاقل بوده و سرنوشت خود را به دست مذهبی ها نسپارند.
آقای کارشناس.آنچه در امریکا روی داد جنگ نبود که به نقطه دیگری منتقل شود.که تنها انفجار مهیبی بود که می توانست در هر جای دیگری روی دهد.در افغانستان هم جنگ نه در سال 2001 پس از انفجار برج های دو قلو و حمله امریکا و هم پیمانانش به آنجا که سال ها پیش از آن درسال 1979پس از هجوم شوروی سابق به آن جا در گرفت.دخالت امریکا در این جنگ به شکلی غیر مستقیم از کمک مالی تا تحویل سلاح به مجاهدین افغان واسلام گراهای عرب از جمله بن لادن را در بر می گرفت که نیت نهایی امریکا تضعیف شوروی سابق بود.حمله امریکا و هم پیمانانش به عراق در سال 2003 به بهانه داشتن سلاح اتمی و در پی آن فرو ریختن حکومت درنده صدام موجب شد که در نبود سازمان های نیرو مند مدنی دمل خونین اختلاف های شیعه و سنی هزار ساله سرباز کند.و تحریک کشور های هم جوار بر شدت آن بیفزاید.می شود استدلال کرد که وجود صدام درنده بر اریکه قدرت اگرچه با قتل عام گاه و بی گاه شیعیان همراه بود شایسته تر از وضع موجود بود.القاعده هم سرهم بندی امریکایی ها نبود .اگر نیم نگاهی به تاریخ پاکستان حتا پیش ازجمهوری اسلامی ضیاالحق نمایید راز های پیدایش القاعده نمایان میشود و نیازی به سر هم بندی ذهنیات خود به عنوان تاریخ نیست.در ضمن نسبت دادن سرهم بندی القاعده به امریکایی ها دارای همان زهر هلاکت باری است که سال هااست بخشی از مخالفین جمهوری اسلامی ایران از همان انقلاب 1357 تا کنون با توجه به رهبری آیت اللاه خمینی و اعلام جمهوری اسلامی بر آن وارد کرده اند و آن را نه یک انفجار درونی در ایران که ساخته و پرداخته غرب و به خصوص امریکا به منظور کشیدن کمر بندی سبز به دور شوروی سابق تفسیر می کنند.
واقعا که تحلیل نزاد پرسنتانه بود پدربشار اسد در یک حمله یک روزه 40.000 نفر از مردم خودش را به قتل رساند بشار قاتل هم قبل ازاین انفجار 15.000 نفر را به قتل رسانده انوقت شما دوست دارین عربها به خاطر گل روی ایران دست روی دست بزارن
,واقعا که تحلیل آبگوشتی ارائه کردید. مخصوصا حمایت غرب از نیروهای جهادی خیلی مسخرست. متاسفانه حتی به فکر شما هم نمی رسه که امریکا چه برنامه ای برای منطقه داره. مسلما امریکا به دنبال ایجاد کشورهای دمکرات در منطقه است . چون با این کار نیروهای تندرو عملا نابود میشن و هیچ کشور دمکراتی برای امریکا خطرناک نیست.
چطور ممکنه نیروی خارجی قابل توجهی در سوریه مشغول جنگیدن باشند و دولت سوریه در 13 ماه عملیات نظامی انقلابیون مسلح مدرکی از حضور اونها کسب نکرده باشه؟ اگه مدرکی بود که تو شورای امنیت مطرح می کرد تا از زیر این فشار خارج بشه. تو جنگ ایران و عراق این همه اسیر غیر عراقی گرفته شد.
مقاله سرشار از تحلیل های پوچه، از کلمه بعید بود چاپ این مقاله.
اگه عرب ها جنگجو می فرستند، چرا چند تا سلاح درست حسابی ندادند دستشون که هلی کوپتر های اسد رو بزنند؟
خیلی جالبه نصف حلب یک هفته است دست انقلابیونه، ارتش اسد هی هلی کوپتر می فرست و گلوله باران می کنه حتی نشده که یکی شون سقوط کنه.