آیت الله دستغیب: آقایان حاکمیت به خواستهی مردم احترام بگذارید
چکیده :این مرجع تقلید مقیم شیراز در ادامه می افزاید: به آقایان حاکمیت عرض میکنیم: مردم زحمت خود را کشیدند و شما را از زندان و تبعید و آن شدائد سخت نجات دادند، به خواستهی مردم که اجرای قرآن و سنت و پاسداری از آرائشان است احترام بگذارید. اگر چنین شود هیچ تفاوت و اختلافی میان مردم و حکوت نخواهد بود. ...
آیت الله دستغیب با بیان اینکه “ای مسوولین بدانید این مردم بودند که شما را از زندانها نجات دادند” می گوید: به خود امام خمینی هم عرض میکنیم: آقا این مردم بودند که با زحمت بسیار و گذشتن از جان خود شما را از تبعیدگاه نجات دادند و به ایران آوردند.
به گزارش حدیث سرو، این مرجع تقلید مقیم شیراز در ادامه می افزاید: به آقایان حاکمیت عرض میکنیم: مردم زحمت خود را کشیدند و شما را از زندان و تبعید و آن شدائد سخت نجات دادند، به خواستهی مردم که اجرای قرآن و سنت و پاسداری از آرائشان است احترام بگذارید. اگر چنین شود هیچ تفاوت و اختلافی میان مردم و حکوت نخواهد بود.
متن کامل سخنرانی روز ششم ماه رمضان آیت الله دستغیب به شرح زیر است:
تفسیر سوره مائده جلسه 11
وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظيمٌ (9)وَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحيمِ (10)يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (11)
خداوند به کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام میدهند، وعدهی آمرزش و پاداش بزرگ داده است.و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل دوزخند.ای اهل ایمان! نعمتی را که خدا به شما بخشید به یاد آورید، آن گاه که گروهی قصد کردند بر شما دست درازی کنند و خدا دستشان را از شما کوتاه کرد. از خدا پروا کنید و مومنان باید فقط بر خدا توکل کنند.
وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ؛ ایمان مطابق فرمایش نورانی امیرالمومنین، عبارت است از:
«تَصدیقٌ بِالجِنانِ و اقرارٌ بِاللِسانِ و عَمَلٌ بِالارکان» (بحار، ج66، ص74)«گواهی با قلب و اعتراف با زبان و عمل با اعضا و جوارح.»
قدم اول ایمان، اعتقاد و شهادت به یگانگی خدا، رسالت پیامبر، امامت ائمهاطهار و عدل و معاد است. کسی که به معاد و میزان معتقد باشد، اعمالش را مطابق اعتقادش انجام میدهد و روز حساب را در خاطر میآورد.
لازمهی ایمان، عمل صالح است. پس کسی که رفتار ناشایست انجام میدهد؛ دروغ میگوید؛ دزدی میکند؛ تهمت میزند و خیانت در امانت میکند، به طور قطع از ایمان به دور است. همچنین کسی که عمل صالح را برای غیر خدا انجام میدهد، مثلا نماز میخواند؛ روزه میگیرد؛ حج میرود و خمس و زکات میدهد، به قصد خودنمایی و ریا باز هم از جادهی ایمان بر کنار است.
یکی از دوستان میگفت: اولین مرتبهای که خدمت حضرت آیت الله انصاری رحمهالله رسیدم، به ایشان گفتم: آقا من درمانده و بیچاره هستم، به شما پناه اوردهام تا شما به من بیاموزید. ایشان فرمودند: اگر به این آیه عمل کنی، خداوند نجاتت میدهد و توفیق حرکت و پیشرفت معنوی را نصیبت میفرماید:«فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» (کهف،110)«پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد، باید کار شایسته انجام دهد و در پرستش پروردگارش کسی را شریک نسازد.»
آن شخص میگوید: وقتی این را شنیدم ابتدا گمان کردم راه آسانی در پیش رو دارم، اما خیلی زود فهمیدم که انجام عمل صالح خالص، به طوری که هیچ شائبهی شرکی در آن نباشد، کار آسانی نیست.
البته قدم گذاشتن در این راه، با تمام سختیهایش، بسیار شیرین و لذت بخش است.
لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظيمٌ؛ حضرت آیت الله العظمی نجابت رحمهالله میفرمود: «معنای «مغفرت» این است که وقتی کسی با زیربنای ایمان، عمل صالح انجام میدهد، خداوند گناهانش را میآمرزد و آنها را به فراموشی میسپارد.» مطابق بعضی روایات، خدای تعالی گناهان این اشخاص را حتی از یاد ملائکهی موکل ثبت اعمال نیز میبرد.
اجری که خدای تعالی به اعمال مومنین میدهد، قابل مقایسه با اعمال آنها نیست. چگونه ممکن است بهشتی ابدی، با نعمتهای غیر قابل توصیف، با عمری شصت، هفتاد ساله برابری کند؟ از آن بالاتر چگونه مدت کوتاهی بندگی خدا، انسان را جانشین پروردگار میکند و قدرت تصرف در تمام کائنات را نصیبش میکند؟ اینها همه از فضل پروردگار است. با این همه غفلتها و آن عبادتهای ناقص، باز هم خداوند، در عالم برزخ و قیامت عنایت بی حساب به بندگانش میفرماید.
امروز حضرت آدم و فرزندش هابیل – طبق برخی نقلها – هشت هزار سال است که در نعمتهای عالم برزخ به سر میبرند و خدا میداند این عالم تا کی ادامه یابد و تازه پس از آن نوبت قیامت و نعمتهای بی پایان آن میرسد! مگر آدم چقدر عمر کرد و چه عملی انجام داد که مستحقّ این همه عنایت باشد و مگر دیگر آدمیان چه میکنند که خداوند این گونه مشمول رحمتشان میسازد؟ این نیست جز از فضل و اجر عظیم او.
وَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا؛ خدای تعالی در این آیه به کافرانی وعده عذاب میدهد که علاوه بر کفر، آیات الاهی را هم تکذیب میکنند و در مقابل آنها میایستند. پس کسانی که توحید خدای تعالی را انکار میکنند، یا به رسالت پیامبر خاتم اعتقاد ندارند و بر دینی غیر از اسلامند و یا آنکه از پذیرش ولایت ائمه اطهار سر باز میزنند، در صورتی که به همان اعتقادات ناقص خود پایبند باشند و در صدد ستیزه جویی با حق بر نیایند و راه دین خدا را نبندند،چه بسا مشمول این وعید الاهی قرار نگیرند.
أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحيمِ؛ «اصحاب» از ریشهی «صحب» به معنای رفیق و همنشین است. «جحیم» نیز به معنای دوزخ است. بیشتر مردم گمان میکنند جهنم، گودال یا سیاه چالی تاریک و عمیق و وحشتناک است که خداوند بندگان گنهکارش را در آن میاندازد. خوابهایی هم که میبینند، غالبا مطابق همین گمان است لذا در خواب میبیند که مثلا از روی صراط رد شده و در جهنم افتادهاست.
این تصور تا حدودی صحیح است؛ یعنی وقتی عذاب الاهی صورت مییابد، به همین شکل میشود اما نکتهی مهم در اینجا این است که این عذاب و جهنم، همین امروز وجود دارد. شخص گنهکار، صورت ظاهری عملش، توهین به قرآن، یا مقابله با ائمهاطهار و یا اعمال زشت دیگر است، اما در حقیقت شمشیر به قلب خود میزند و خویشتن را در آتش فرو میاندازد. اعمال صالح هم همین گونهاند؛ یعنی صورت واقعی نماز، نور است و گاه این نورانیتها را در خواب یا مکاشفه، به بعضی نشان میدهند. پس وقتی کسی در خواب میبیند که از صراط به قعر جهنم افتاده، این افتادن، هزار سال دیگر اتفاق نمیافتد، بلکه همین امروز، اعمال او، او را به آن جایگاه کشاندهاند و این حقیقت در عالم برزخ و قیامت آشکار میشود و ظهور مییابد.
البته این نیز واقعیتی است و در کلام بزرگان اهل معرفت، از جمله حضرت آیت اللهالعظمی نجابت رحمهالله هم آمدهاست که خداوند به طور قطع به وعدهی خود مبنی بر اعطای اجر عظیم به بندگان صالح، عمل خواهد کرد اما تحقق وعید او (کیفر گنهکاران) لازم نیست قطعی باشد و ممکن است در نهایت آنچه را که درباره عقوبت گنهکاران فرموده عملی نسازد و این خلف وعده نیست، همچنان که بسیار اتفاق میافتد که افراد بزرگوار، نسبت به مجازات مجرمین اهمال و بخشش به خرج دهند و تهدیداتی را که دربارهی آنها کردهاند، انجام ندهند. البته به شرط آنکه قابلیت بخشش وجود داشته باشد. لذا ما اصلا راضی نیستیم که عذاب قاتلان ائمهاطهار، اندکی تخفیف یابد و از ابتدای نوجوانی تا آخر پیری همواره میگوییم:
اللهم العن اول ظالم ظلم حق آل محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک. مگر امام حسین علیهالسلام چه گناهی داشت؟ جز این بود که میخواست مردم زمان خود را آزاد کند و هدفی غیر از امر به معروف و نهی از منکر داشت؟ آیا باید با او چنین کنند؟ مسلما کسانی چون یزید و عبیدالله بن زیاد و عمر سعد و دیگران، امام حسین علیهالسلام را میشناختند و از هدفش آگاه بودند اما دانسته او را کشتند و به همین صورت شایستهی سخت ترین عذابهای ابدی هستند.
آری، بعضی هم بودند که همانند آن پیرمرد شامی، چون چشمش به امام سجاد علیهالسلام افتاد، جلو رفت و گفت: خدا را شکر که شما را کشت و خوار کرد. امام فرمود: آیا تو مسلمانی؟ گفت: آری. فرمود: آیا قرآن خواندهای؟ گفت: آری. فرمود: این آیه را خواندهای:
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى (شوری، 23)«بگو: در ازای رسالت، پاداشی از شما نمیخواهم جز محبت خویشاوندام».
گفت: آری خواندهام. فرمود: ما آنهاییم. سپس فرمود: آیا این آیه را خواندهای:وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ (اسراء 26) «حق خویشاوندان را به او برسان». گفت: آری. فرمود: ما آنهاییم. باز فرمود: آیا این آیه را خواندهای؟
إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا (احزاب،33)«جز این نیست که خدا میخواهد هرگونه پلیدی و آلایشی را از شما اهل بیت بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند».
گفت: بلی. فرمود: ما آنهاییم. سپس مرد شامی دست خود را به آسمان بلند کرد و سه مرتبه گفت: خدایا من به درگاهت توبه کردم و بیزارم از دشمنان آل محمد و قاتلان اهل بیت. من قرآن را خواندم و تاکنون متوجه این آیات نشدم (امالی صدوق، ص165) و طبق بعضی روایات شمشیر دست گرفت و علیه سربازان یزید جنگید تا کشته شد. چنین کسانی که فریب خوردهاند و شستشوی مغزی شدهاند میتوانند مشمول الطاف الاهی گردند.
خلفای بنی امیه و بنی عباس به خوبی امامان شیعه را میشناختند و از شان آنها آگاه بودند. منصور دوانیقی، قبل از خلافت بر کرسی میایستاد و برای امام حسین علیهالسلام گریه میکرد اما بعد از خلافت، سادات بسیاری را کشت. آنها را در سیاهچالها زندانی میکرد و در سیاهچال را گل میگرفت و آنها را حتی از آب و غذا محروم میکرد. پس از چندی همهی آنها در همان جا میمردند و ماموران منصور، سیاهچال را بر سرشان خراب میکردند. بعضی سادات را زنده زنده لای دیوار میگذاشت و اینها همه غیر از به شهادت رساندن امام صادق علیهالسلام بود. به راستی این ریاست چیست که اینگونه بر سر انسانها میآورد؟
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ؛ نعمت بر دو قسم است: نعمت ظاهری و نعمت باطنی. نعمت ظاهری، سلامت و رزق و دیگر مایحتاج زندگی آدمی است. امنیت است که دور هم مینشینیم و سخن از خدا میگوییم. توفیق انجام اعمال صالح و عبادات است. باید این نعمتهای پروردگار را یادآوری کرد و سپاس آنها را به جای آورد.
اما سپاس و شکر باید عملی باشد و تنها شکر زبانی کافی نیست. مثلا شکر نعمت سلامتی این است که انسان از اعضا و جوارحش در راه رضای خدا استفاده کند؛ با چشمش، هم گناه نکند و هم قرآن بخواند. قرآن نسخهی دردهای ما است که خواندن و تامل کردن در آن وظیفهی همهی ما است و آموختن آن، با توجه به دستگاههای امروزی کار سختی نیست.
با گوش، هم به غیبت و دروغ و موسیقیهای حرام گوش ندهد و هم به موعظه و علم مفید گوش کند. نعمت دیگر خداوند، رفاقتهای مومنان است. شکر این نعمت، یک رنگی و صداقت و صفا با دوستان و پوشاندن عیوب یکدیگر و نصیحت و خیرخواهی نسبت به هم است. یکی دیگر از نعمتهای خوب خدا، همسایهی خوب است. همهی مومنین، مخصوصا طلبههایی که نزدیک هم یا در مجتمعهای آپارتمانی زندگی میکنند، باید قدر همسایگی هم را بدانند و قدردانی آن این است که موجب آزار همسایه شان نشوند؛ جویای احوال هم شوند؛ مایحتاج یکدیگر را برطرف سازند و مواظب بچههایشان باشند که همسایههای دیگر را اذیت نکنند.
آیت اللهالعظمی نجابت رحمهالله، زمانی در یک خانه قدیمی، یک اتاق اجاره کرده بود و با چهار، پنج فرزند در آنجا زندگی میکرد – یک اتاق دیگر هم برادرشان در اختیارشان گذاشته بود – دیگر اتاقهای آن خانه هم دست دیگر اقوام بود و هر کدام چند بچه داشتند اما همه از هم راضی بودند و کسی اذیتی برای دیگران نداشت.
امیرالمومنین علیهالسلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله آن قدر دربارهی همسایه سفارش میکرد که ما گمان میکردیم همسایه از همسایه ارث میبرد.
یکی دیگر از نعمتهای بزرگ خدا، نعمت فرزند است که میتواند باقیات و صالحات انسان باشد. به فرزندان خود احسان و مهربانی کنید تا خوب بار بیایند. اگر رفقای نا اهل گرفتند، با مشورت با دیگران راهی پیدا کنید تا از آن رفتار کناره گیرند و همواره با زبان خوش و محبت آنها را به سوی خود بخوانید تا از دین شما متنفر نشود. گاهی هم ممکن است فرزندی نااهل شود و به هیچ طریق نصیحتهای پدر و مادرش را نپذیرد. شما کار خود بکنید و برای او از خداوند هدایت بخواهید. پدر و مادر و خویشاوندان خوب هم نعمتهای دیگر پروردگارند.
إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ؛ نعمت بزرگی که خداوند به ملت ایران داد این بود که آنها را به وسیله حضرت امام خمینی از زیر یوغ ظلم شاهان نجات داد. چقدر کشورهای غربی سعی کردند مانع از هم پاشیدگی نظام پهلوی شوند، اما خدا نخواست. تلاش کردند با روشهای مختلف جمهوری اسلامی را متلاشی سازند؛ حملهی طبس، کودتای نوژه و هزاران دسیسه دیگر چیدند و خدا همواره این کشور را نجات داد و دست دشمنان را کوتاه کرد. اما به راستی چه کسی باید سپاسگزار این الطاف الاهی باشد؟ آیا باید دائم به مردم تذکر دهیم که ای مردم خدا بر شما منت گذاشت و این کشور و این نظام را برای شما حفظ کرد؟ بنده همان حرف امام خمینی را میزنم که فرمود: ای مسوولین بدایند این مردم بودند که شما را از زندانها نجات دادند. به خود امام خمینی هم عرض میکنیم: آقا این مردم بودند که با زحمت بسیار و گذشتن از جان خود شما را از تبعیدگاه نجات دادند و به ایران آوردند. به آقایان حاکمیت عرض میکنیم: مردم زحمت خود را کشیدند و شما را از زندان و تبعید و آن شدائد سخت نجات دادند. پیش از انحراف منافقان، از آقایان روحانی فقط آیت الله سعیدی و غفاری در زندانهای شاه به شهادت رسیدند، مابقی مردم بودند که کشته شدند و انقلاب پیروز شد. دیگر این مردم باید چکار کنند؟ لذا مسوولین باید بیشتر قدر این نعمت را بدانند و قدردانی نعمت، احترام گذاشتن به مردم است. این مردم، یا همانهایی هستند که انقلاب کردند، یا فرزندان آنهایند. مطالبهی بر حق آنها رسیدگی به وضع آنهاست. شمایی که امروز قدرت دارید باید قدر این نعمت را بدانید و به خواستهی مردم که اجرای قرآن و سنت و پاسداری از آرایشان است احترام بگذارید. اگر چنین شود هیچ تفاوت و اختلافی میان مردم و حکوت نخواهد بود. مگر قبلا این طور نبود؟ چرا امروز این همه جدایی افتاده است؟ نمیشود مردم را دسته بندی کرد و مقابل هم قرار داد. مگر پاسدارها و بسیجیان فرزندان چه کسانی هستند؟ آنها هم فرزندان همین ملتند. آیا درست است که بچه را مقابل پدر و مادرش قرار دهید؟ اگر به خواستههای مردم عمل شود، هیچ اختلافی به وجود نمیآید، شاید چند نفری بخواهند مزاحمت ایجاد کنند که خیلی زود دستشان رو میشود، در حالی که همانها را هم میشود با صحبت و مهربانی مهار کرد.
وَ اتَّقُوا اللَّهَ؛ تقوا فقط این نیست که به مردم بگویید: چشم خود را از نامحرم ببندند و به حرام گوش ندهند. به هر حال نمیشود گفت: مغز خود را هم ببندید تا هیچ چیز نفهیمد! انسانها چیزهایی میفهمند و خواستههایی دارند.
شخصی به غلامش گفت: هر وقت هر چه میگویم، باید بگویی از تو میترسم. غلام گفت: چشم آقا من از شما میترسم. گفت: وقتی گفتم بیا باید بیایی. گفت: چشم آقا من از شما میترسم. گفت: هر وقت گفتم فلان چیز را بخر باید زود بخری. گفت: چشم آقا من از شما میترسم. آقا همین طور گفت و گفت تا اینکه آخر کار گفت: اگر گفتم غذا نخور، نباید بخوری. غلام گفت: دیگر از شما نمیترسم، غذا را باید خورد. ممکن است روزی به جایی برسد که دیگر مردم نترسند!
وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ؛ شخص مومن خوبیها را از خدا میبیند و بدیها را هم اگر تقدیراتی خارج از اراده باشد، مثل مرض یا مصیبت، از خدا میبیند و اگر از ظالمان هم ظلمی دید و نتوانست کاری کند، باز هم شکر خدا را میکند و بر او توکل میکند.
دوستان عزیز باید مواظب باشند و در صحبتها و انتقادات خود به کسی توهین نکنند. بنده هم سعی میکنم بیانم، بیان نصیحت باشد و توهینی به کسی ننمایم. ما از رفتارهایی که در گذشته شد و به تعطیلی مسجد و حمله به مسجد کشیده شد، بیزاریم و از خدا میخواهیم خدا بیدارشان کند اما گذشتهها گذشته است. شما دوستان و طلاب گرامی هم سعی کنید منطقی و از روی دلیل صحبت کنید حرف حقّ خود را که میدانید مورد رضای خدا و ائمهاطهار است بزنید اما اگر به موارد شبهه ناک برخوردید و حرفی خواستید بزنید که مطمئن نیستید ائمه اطهار راضی هستند، زبان خود را نگه دارید و تقوا پیشه کنید.
تفسیر دعای روز هفتم رمضان المبارک از زبان حضرت آیت اللهالعظمی نجابت رحمهالله:
« اللهُمَّ أعِنّی فیه علی صیامه و قیامه و جَنِّبنی فیه من هَفَواتِه و آثامِه و ارزُقنی فیه ذکرَک بدوامه بتوفیقک یا هادی المُضِلیّن»
پروردگار عالم کمک بفرما به من در روز هفتم ماه رمضان که این روزهای که فرض فرمودهای و این قیام در شب را افضل و مستحب فرمودهای بتوانم به نحو احسن انجام دهم. یعنی صومم کفّ نفس از خوردن و دیدن فقط نباشد بلکه کف بنمایم و باز دارم نفسم را از التفات به غیر خدا از دوستی به غیر خدا از رفاقت به غیر خدا از کمک برای غیر خدا. الحاصل جمیع شوون وجودی را از هواپرستی و شرک نجات بده در این روز تا حق عبودیت تو را و یاد حضرتعالی را به نحو اتم برپا دارم، طوری کمک بفرما به من در این روز که طرفهالعینی نعم تو و تفضلات تو و عطایای تو را فراموش نکنم و یاد اولیای تو را به نحو احسن از حضرت ختمی مرتبت تا حضرت بقیهالله العظمی پسر حضرت امام حسن عکسری سلام الله علیهم اجمعین در قلب داشته باشم.
و جَنِّبنی؛ پروردگارا کمک فرما تا صیامم به نحو اتم و قیامم به نحو ادوم و اکمل باشد، لازمهی این آقایی و کمک این است که پروردگارا دور فرمایی مرا در این روز مبارک از امور بیهوده، «هَفَواتِه» امور بیهوده گاهی در زبان جاری است گاهی در افعال جاریست گاهی در افکار جاریست به عباره اخری صیام اتم یعنی از بیهودگی قولی و فعلی و فکری مرا باز بداری، قهرا کمک فرمودی مرا به نحو اتم و ادوم. البته اجتناب از گناه لازمهی عطاء کمک است به نحو احسن در صیام و قیام.
«و ارزُقنی فیه ذکرَک بدوامه» رزق بفرما مرا که در بیست و چهار ساعت شب و روز به یاد تو باشم و یاد تو از قلبم و جانم بیرون نرود. یاد و ذکر و فکر تو پروردگارا بدون توفیق تو محال است. خاک را ذاکر ساحت قدس ربوبی ساختن بدون توفیق تو غیر ممکن است. بندگان تو به استثنای اولیا و انبیای تو همه از مراتب عالیه غافل بوده و از مراتب عالیه بی اطلاع بلکه پس از دقت همه سردرگم هستند، پروردگارا توفیق عطا بفرما ذکر تو در روح و قلب و لسان من جایگزین شود با شوق و رغبت، یقینا از گمگشتگی نجات دادهای چنین فردی را.














صبر ما به انتها رسیده است. اگر حاکمیت به خواستهای ملت احترام نگذارد کاری خواهیم کرد که قادر به مقاومت دربرابر اراده مردم نباشند. من بطور آشکار اعلام می کنم، شما حقوق بگیر ملت هستید. نه پول نفت و نه مالیات هایی که از مردم گرفته شده و بخشی ازآن خرج حقوق و مزایای شما و هزینه های دستگاه عریض و طویل شما می شود، نه ارث پدری تان است و نه حاصل دسترنج و کار و کوشش شما. اینها ثروت ملت است و ما شما را اخیرکرده و در راس امور قرار داده ایم که برای مردم کار کنید و هرگاه از خدمت شما ناراضی باشیم و اراده کنیم شما را برکنارکرده افرادی صالح بر کارها خواهیم گمارد. اگر به زبان خوش به برکناری خود گردن نهادید فبها وگرنه با قانون طرف بوده و شما را بعنوان دشمن ملت و گردنکشی به دادگاه کشانده و به شدیدترین وجه محاکمه خواهیم کرد. مگر ما در دوران خلفای بنی امیه و بنی عباس زندگی می کنیم که با ما اینگونه رفتاری داشته باشید. مگر مردم دیوانه هستند یا شما مگر دیوانه اید که برای ما دم از “حکم حکومتی” بزنید. اگر من می توانم حکم حکومتی صادر کنم، توهم میتوانی وگرنه فلا. مردم که مسخره شما نیستند. حتی آیت الله خمینی هم که آنهمه برگردن انقلاب حق داشت هرگز جرات نکرد و نخواست که حکم حکومتی صادر کند. اینها چه کاره اند که رل هارون الرشید و مروان حکم را بازی می کنند. زودتر بر سرعقل آیید پیش ازآنکه با شورش مردمی که خواهان حق بربادرفته خود هستند روبرو شوید.
اون حال و لذت معنوی که پای منبر حضرت آیت الله دستغیب بودن و به سخنان خداگونه ی ایشون گوش دادن یه چیز دیگه هست اینکه تو سایت مطلب رو بخونییه چیز دیگه، ایشون ریزه کاریهایی تو صحبتهاشون دارند که تو متنها قابل وارد کردن نیست و بدون اغراق از همه مهمتر گرمای وجود ایشون هست که این کلامات رو از زبان و لحن شیوای ایشون بشنوید.
اینجا جای همه ی مردم مسلمان و آزاده ی ایران سبز هست
درود بر آیت الله دستغیب
یا حسین میرحسین