سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » قصه کارگری که بیکار است و فرزندش بیمار است...

قصه کارگری که بیکار است و فرزندش بیمار است

چکیده :پاهای معصوم این کودک پردرد بدلیل ناراحتی قلبی‌اش روزبه روز ضعیف‌تر می‌شود و مادرش با گریه می‌گوید تنها پسرم جلوی چشمانم دارد آب می‌شود و نمی‌دانم چکار کنم در حالیکه همسرم حتی شغلی ندارد! کارگری که هر روز به ایستگاه کارگران می‌رود تا شاید کاری پیدا می‌کند و نان شبی بخرد و زندگی روزمره‌ای بگذراند....


خبرگزاری ایلنا در گزارشی از یاسوج، به شرح حال یک کارگر بیکار که فرزندش بیمار است، پرداخته و نوشته است:

قلب محمدرضا ۱۱ ماهه چشم به راه خیرینی است که اگر به او کمکی نکنند در کمتر از یکماه آینده از حرکت بازمی ایستد و پدر کارگر و مادر خانه دارش را در غمی ابدی فرو خواهد برد.

چشمان محمدرضا غلامی ۱۱ ماهه ساکن «بنسجان یاسوج مرکز کهگیلویه و بویراحمد» در چشمان مادری از پا افتاده و ناامید و پدری با دست‌های پینه بسته و از همه جا رانده زل زده و قلبش با زحمت فراوان نفس می‌کشد.

پاهای معصوم این کودک پردرد اما غافل از درد خود بدلیل ناراحتی قلبی‌اش روزبه روز ضعیف‌تر می‌شود و مادرش با گریه می‌گوید تنها پسرم جلوی چشمانم دارد آب می‌شود و نمی‌دانم چکار کنم در حالیکه همسرم حتی شغلی ندارد!

وی از دعاهای خود در این شب‌های ماه مبارک رمضان هم سخن برزبان می‌راند و از بیان دست تنگی نان آور خانه‌اش ابایی ندارد.

وقتی که مادر محمدرضا حرف می‌زند پدر این طفل معصوم در سکوتی معنادار سربه زیر دارد و مرتب ذکر می‌خواند.

«سهراب غلامی»، خود را کارگری معرفی می‌کند که هر روز به ایستگاه کارگران می‌رود تا شاید کاری پیدا می‌کند و نان شبی بخرد و زندگی روزمره‌ای بگذراند، او كه كم حرف است و محجوب هيچ چيز جز سلامت فرزندانش و توان كار كردن از خدا نمي خواهد.

او نیز می‌گوید دو فرزند دارم یکی دختری شش ساله و این پسر ۱۱ ماهه که هر دو مشکل قلبی و کم خونی دارند اما وضعیت پسرم حاد‌تر است.

وی از تلاش‌های فراوان و التماس‌های شبانه روزی‌اش در بیمارستان شیراز اظهار تاسف می‌خورد و می‌گوید هرچه بیشتر التماس کردم کمتر جواب گرفتم و هر حركتي براي درمان اين كودك نيازمند پول است كه ما نداريم.

پدر محمدرضا چشم به آسمان می‌دوزد و تنها ذکر «الهی شکر» بر زبانش بیرون می‌آید و بعد آه می‌کشد و دوباره به خاطرات تولد تنها فرزند پسرش برمی گردد.

وی گفت: «محمدرضا» یکبار «انژیوگرافی» شده و پزشکان گفته‌اند برای معالجه وی به ۲۰ میلیون تومان نیاز است اما نمی‌دانم از کجا این مبلغ را بدست آورم.

این پدر مهربان هر چند به زبان نمي‌آورد اما همين كه با خبرنگاري صحبت مي‌كند يعني اينكه چشم براه است تا خيرين در این ماه مبارک به کمکش بشتابند تا شاهد از دست رفتن جان تنها پسرش نباشد.


4 پاسخ به “قصه کارگری که بیکار است و فرزندش بیمار است”

  1. ناشناس گفت:

    به آقای محمد رضا رحمیی بگید از آن چکهای در مجلس پخش کرده یک فقره بدهد به این بنده خدا یقسمت بیمه

  2. ناشناس گفت:

    رژیمی که از پس هفتاد میلیون آدم برنمیاد و فرضیه ازیاد جمعیت رو هم برای این مملکت ویران در سر داره، بیشتر از این نمیشه ازش توقع داشت.نظریه دیگه این جماعت بی خرد این است که هر انسانی که در این مملکت دستش به دهانش نمی رسد باید از گرسنگی تلف شود و هیچکس نیست که به دادش برسد!به درک اسفل السافلین که مرد!یک انسان کمتر جیب ما پرپول تر!

  3. مهدی گفت:

    سلام

    چرا شماره حساب و یا شماره تلفن مربوط به این شخص قرار نمیدید چون اعتباری نیست به کس دیگه ای پول بدیم شماره حساب پدر خانواده رو لطفا بزارید.

  4. ناشناس گفت:

    nms دوست عزیز شما از کجا میخوای بفهمی شماره ای که اعلام میشه شماره فرد مذکوره ، توی مملکت امام زمان که همه هم ادعای مسلمونی دارن ، متاسفانه آدم کم کم اعتمادشو به نزدیکانش هم از دست میده چه برسه به …….