خاتمی و بیانیه 17 موسوی
چکیده :تاکید و اشارهی جدید خاتمی، پس از مشارکت ناگهانی و غریب ایشان در انتخابات مجلس نهم، واجد امیدواریهای جدید برای اجماع اصلاحطلبان و تغییرخواهان و حامیان جنبش سبز در تحولات سیاسی پیش روست. اگر از مهمترین و فوریترین خواست تمامی نیروهای سیاسی تعقیبگر اصلاح/ تغییر، یعنی آزادی رهبران و زندانیان جنبش سبز عبور کنیم، گام بعدی، تمرکز و توافق حداقلی نیروهای سیاسی حول همان بیانیهی مهمی است که آقای خاتمی نیز آن را مورد اشاره قرار داده است: بیانیه هفدهم مهندس میرحسین موسوی....
مرتضی کاظمیان
سیدمحمد خاتمی در جدیدترین اظهارنظر خود، گفته است: “باید به ظرفیتهای معطل مانده و اجرا نشدهی قانون اساسی توجه کرد و برای اجرای کامل آن تلاش کرد. همه میگویند قانون اساسی باید اجرا شود. ما گفتهایم قانون اساسی را قبول داریم و آن را عامل اصلی نظم در جامعه میدانیم؛ جناب مهندس موسوی گفتهاند مبنایشان همان بیانیه شماره ۱۷ است که بر حرکت در چارچوب قانون اساسی و اجرای بدون تنازل آن تأکید دارد…”
تاکید و اشارهی جدید خاتمی، پس از مشارکت ناگهانی و غریب ایشان در انتخابات مجلس نهم، واجد امیدواریهای جدید برای اجماع اصلاحطلبان و تغییرخواهان و حامیان جنبش سبز در تحولات سیاسی پیش روست.
اگر از مهمترین و فوریترین خواست تمامی نیروهای سیاسی تعقیبگر اصلاح/ تغییر، یعنی آزادی رهبران و زندانیان جنبش سبز عبور کنیم، گام بعدی، تمرکز و توافق حداقلی نیروهای سیاسی حول همان بیانیهی مهمی است که آقای خاتمی نیز آن را مورد اشاره قرار داده است: بیانیه هفدهم مهندس میرحسین موسوی.
بیانیه شماره 17 موسوی که پس از عاشورای خونین جنبش سبز (در یازدهم دیماه 1388) منتشر شد*، واجد برخی “راهحل”های پیشنهادی بود که به نظر میرسد همچنان میتواند وحدتبخش نیروهای سیاسی خشونت پرهیز و باورمند به “گذار به دموکراسی” مبتنی بر نیروهای داخلی/ملی و بدون دخالت خارجی باشد.
آن تاکیدها/راهحلهای موسوی به اجمال عبارت بودند از:
1. اعلام مسئولیتپذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه؛
2. تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد. قانونی که باید شرکت همهی ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشهها تضمین کند و جلوی دخالتهای سلیقهای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همهی سطوح منتفی سازد؛
3. آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها؛
4. آزادی مطبوعات و رسانهها و اجازه نشر مجدد روزنامههای توقیف شده؛ و
5. بهرسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکلها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی.
این “راهحل”های پیشنهادی موسوی، میتواند حوزهی مشترک گفتمانی اقدام سیاسی طیف گستردهای از نیروهای سیاسی معتقد به “گذار به دموکراسی” باشد و شود. محورهای کلیدی و مهم بیانیه مزبور میتواند تا اطلاع ثانوی (تغییر بنیادی شاخصهها و مولفههای سیاسی در ایران) بهمثابهی سرمشقهای اقدام راهبردی، مورد توجه و تعقیب قرار گیرد.
این محورها البته در شروط و لوازم مورد تاکید آقای خاتمی برای انتخابات مجلس نهم نیز بهگونهای محسوس مشهود بود. شروط و لوازمی که در نامهی 143 کنشگر سیاسی به آقای خاتمی در مهرماه سال گذشته نیز مورد اشاره و تاکید قرار گرفت:
“شما چندی پیش با تاکید بر حق مردم برای برگزاری انتخابات آزاد وبا ابراز نگرانی از شرایط کنونی، که هرگونه انتظار نسبت به سلامت انتخابات آینده را منتفی میکند، شرط هایی را برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه مطرح کردید که مهمترین آنها عبارت بودند از:
– رفع حصر خانگی آقایان میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همسرانشان؛
– آزادی همه زندانیان سیاسی؛
– آزادی فعالیت احزاب و مطبوعات مستقل و اصلاح طلب؛
– از بین رفتن فضای امنیتی؛ و
– ایجاد نهادهای ناظر و مجری مستقل انتخابات و رفع هرگونه شائبه جانبداری آنان از رقبای انتخاباتی.
اکنون و با گذشت بیش از سه ماه از تاریخ اعلام شرایط جنابعالی، کوچکترین نشانهای دال بر اراده حاکمان برای تامین آن شروط قانونی و انسانی ملاحظه نمیشود… بیشک شما نیز تایید میکنید که با توجه به ادامه حصر غیرقانونی آقایان مهندس میرحسین موسوی، حضرت حجت الاسلام مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد، ادامه بازداشت غیرقانونی بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی و فقدان نهاد مستقل مجری و ناظر انتخابات، حداقل شرایط برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه وجود ندارد…”
اینان (143 فعال سیاسی و کنشگر مدنی) و 39 زندانی سیاسی حامی جنبش سبز، بر شروط و لوازم فوق تاکید کردند، و پس از عدم تحقق آنها، “گرم کردن تنور انتخابات مجلس نهم را به هر شکل و بای نحو کان، کمک به استبداد و در تقابل با آرمان محوری استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و نیز در تقابل با تحقق دمکراسی و تضمین حقوق بشر در ایران” ارزیابی نمودند.
به هر دلیل، آقای خاتمی در اقدامی ناگهانی در آن انتخابات حضور یافت. ایشان خود بعدتر، پذیرفت که ـ دستکم ـ نحوهی مشارکتاش مستوجب انتقاد باشد و شود.
حدود چهار ماه پس از آن انتخابات، که با عدم شرکت معنادار بخش قابل توجهی از جامعه ایران، و قهر و تحریم نیروهای سیاسی و روشنفکری گوناگون توأم شد، تاکید جدید خاتمی بر بیانیهی بسیار مهم و راهگشا و راهبردی موسوی، امیدبخش است؛ امیدآفرین بهویژه در شرایط بحرانی و ویژهی ایران.
شیب تحولات سیاسی در منطقه ـ و بهخصوص سوریه ـ تندتر و سرعت رویدادها، بیشتر میشود؛ همزمان، بحران اقتصادی مترتب بر بیکفایتی و ناکارآمدی اقتدارگرایان حاکم و نیز تحریمهای کم سابقه علیه ایران، آثار اجتماعی غریبی بهجای گذاشته و میگذارد؛ در چنین شرایطی، اجماع نیروهای سیاسی دموکراسیخواه و خشونت پرهیز در مورد چهارچوبها و اولویتهای اقدام سیاسی، میتواند بس حیاتی ارزیابی شود. البته، این نیازمند عزم و همراهی حداکثری نیروهای سیاسی معتقد به منافع ملی و استقلال ایران است.
اگر آزادی رهبران و زندانیان جنبش سبز، گام نخست و پیش شرط هر اقدام باشد، تاکیدهای بیانیه شماره 17 موسوی، گامها و اولویتهای بعدی را بهصراحت تبیین و شفاف کرده است. جای خوشوقتی است که نه رهبران جنبش سبز از این مطالبات گامی عقب نهادهاند؛ و نه زندانیان سیاسی حامی جنبش سبز از خواستهای یاد شده عدول کردهاند. اصرار طیفهای سیاسی گوناگون بر لزوم تحقق محورها و راهحلهای بیانیهی مزبور، شعلههای امیدبخش دیگر در این روزهای سرد و پرخطر میهن محسوب میشود.
پینوشت:
متن کامل بیانیه شماره 17 مهندس میرحسین موسوی
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما
همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.
برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.
مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست. جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.
گیرم که چند روز با دستگیریها، خشونت ها، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟
اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است.
بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد. سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خس و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟
آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر، بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که “بکشید ما را، ما نیرومند تر می شویم”. بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.
بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد. تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید.
من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود. ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.
بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند. ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است. جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از این رو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.
ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند. درحالی که ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم.
ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی. تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند. و مضحک است که به ما تهمت اهانت به قرآن، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود. مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم.
اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است. راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست. اندیشیدن به این گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است.
بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد. و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند. بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :
۱- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است. به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد.
۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد. این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد. مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند.
۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها. بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت. و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند.
۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است. ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد. گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند. پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد. تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است. آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟
۵- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی. اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید.
به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد. به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد. ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود. مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد. و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود.
میرحسین موسوی














اگر از مهمترین و فوریترین خواست تمامی نیروهای سیاسی تعقیبگر اصلاح/ تغییر، یعنی آزادی رهبران و زندانیان جنبش سبز عبور کنیم،
شما در مقامی نیستی که بخوای از این اصل مهم عبور کنی ، مردم ما هوشیار هستند و تا زمانی که رهبرانشون در بند باشند در انتخابات هرگز شرکت نمی کنند ، ما هنوز خون شهدامونو پس نگرفتیم چطور شما از انتخابات صحبت می کنی ؟ آقای نویسنده ما یک انتخابات در سال 88 داشتیم که هنوز پرونده اش باز هست و رئیس جمهور منتخبش در بند ، لطفا تحلیل انتخاباتی ننویس ، تا زمانی که رهبران آزاد نشوند و برای شهدا مراسم در خوری بر پا نشه از انتخابات گفتن و نوشتن خیانت به رهبران و خون شهدا هست …
خاک بر سر بی خردان که فضا ر ا برای اصلاحات بسته اند ومیر حسین وکروبی راد ر حصر کرد ه اند…
دید روشن و راه حلهای شفاف ایشان را خیلی دوست دارم به راستی که مدیری لایق است و این لیاقت مدیریت بنظرم در ایشان خدادادی است. میرحسین عزیز و شیخ شجاع و خانم دکتر رهنورد و تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی و صنفی باید، باید آزاد گردند و امیدوارم این امر زود اتفاق بیفتد. یک روز غفلت ما را در رسیدن به اهداف جمهوری اسلامی ایران شاید سالها عقب بیندازد.
سلام من به ملت خداجوی ایران و سید در بند ! بنده عرض می کنم سیدجان گرچه فضا را امنیتی وپلیسی کرده اند ولی باز راهتان را که را حق است ادامه میدهیم چون ما یک رسانه ایم ویک تلنگری هم به حاکمان میدهم به راه راست که ر اه مردم است برگردید پیش از آن که دیر شود!
وای برما. خاتمی وامثال خاتمی میر حسین عزیز وهمسرشان وهمچنین شیخ مهدی کروبی را تنها در حبس گذاشته اند ودم از انتخابات می زنند .آقای خاتمی کدام انتخابات؟ .خواهشا بگذارید خون جوانانی که بعد از کودتای انتخاباتی ریخته شد خشک شود بگذارید تا مهر بازداشت زندانیان سیاسی خشک شود اونوقت صحبت از انتخابات کنید .خواهشا بیش از این آبروی خودتان وجنبش سبز را نبرید
آقای شیرازی ! فکر نمی کنم قصد نویسنده این باشه که از خواسته آزادی سران جنبش سبز دست بکشیم ، گفته که بعد از آزادی آنها خواسته دیگرمان بیانیه 17 آقای موسوی است و….در ضمن اگر واقعا که همه اینطور هستیم و دلمان می خواهد سران سبز آزاد شوند و جنبش قدمی به جلو بر دارد باید همدیگر را تحمل کنیم و راههای متفاوتی را اگر سراغ داریم به بحث بگذاریم ، میر حسین دعوت به استقامت و صبر هم کرده ، با هم با دوستی برخورد کنیم و در نظر بگیر که شاید نویسنده از من و شما هزینه بیشتری برای جنبش داده باشه .
نمیدونم آقای موسوی این اصل مهم را فراموش کرده بود یا ینجا سانسور شده. مهمترین اصل باید حذف ولایت فقیه و حکومت سلطنتی ایشان باشد که هر قانونی را در قانون اساسی وتو میکنه. تا وقتی ولایت فقیه وجود داشته باشه انتخابات یعنی کشک، یعنی تاتر.
آقای خاتمی خواهشا از الان نظراتت رو شفاف شفاف بگو. به طور مستقیم بگو در انتخابات اگر اینگونه یا آنگونه باشد شرکت می کنی یا خیر(ببخشید رای میدی یا خیر!!!). فردا زیر حرفات نزنی. نگی منظور من از عدم شرکت، کاندید نشدن بوده ها1
زنده زنده باشی رئیس جمهور من مهندس میر حسین موسوی و پاینده باشی شیخ شجاع کروبی و خانم رهنورد
به نام خدا، امان از ذهن و خاطره فرار بعضی از فرزندان حضرت آدم (ع)، چه نو یسنده محترم جناب کاظمیان چه رئیس جمهور محبوب (سابق) و امان از صبر این ملت، این همه هزینه ناشی از عملکرد زشت و مذموم حاکمیت بر جامعه تحمیل شده و اینک بحث انتخابات و گرم کردن تنور آن؟!
حاکمیتی که هنوز تن به آزادی زندانیان سیاسی نداده هیچ اعتباری ندارد.
چه ااز چه انتخاباتی حرف می زنید … معلوم نیست کجا نشستی و با خیال راحت خودت رو فعال و نویسنده سیاسی نامیده ای … بنده خدا تو از حال و روز یه ممادر که فرزندش رو کشتن و اجازه بهش ندادن مراسم ترحیم بگیره چی می دونی که گزک می دی دست کیهان و رسانه ملی که بگن آره اصلاح طلبها دارن دُم دُم می زنن برای انتخابات… اول باید تکلیف مهندس و شیخ روشن بشه … بعدا ملت تصمیم خواهند گرفت
آقای شیرازی قربون شکلت، بجای عصبانی شدن مطلب رو درست بخون! آقای کاظمیان نوشته، گام اول آزادی رهبران و زندانیان جنبش سبز است و بعد… نه این که از این اصل مهم به تعبیر شما عبور کرده باشه… اگه مطلب رو درست میخوندی میدیدی که پاراگراف آخر مطلب هم دوباره ایشون نوشته: «اگر آزادی رهبران و زندانیان جنبش سبز، گام نخست و پیش شرط هر اقدام باشد، تاکیدهای بیانیه شماره ۱۷ موسوی، گامها و اولویتهای بعدی را بهصراحت تبیین و شفاف کرده است.» همین چیزایی که شما گفتی در همین مطلب هست. خون خودتو الکی کثیف کردی. یک کم دقت کن برادر سبز
چه خوب میدید میرحسین عزیز وضعیت امروز ایران را:
“گیرم که چند روز با دستگیریها، خشونت ها، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟”
خاتمی اصلاح طلبی برای تمام فصول.خاتمی مظهر صداقت و روشن بینی است.کاش همه او را در زمان خودش درک میکردیم
سپاس از دوستانی که در مورد نظر من نظر دادند ،
من مطلب ایشونو خوندم ، و جمله ی اول هم از متن کپی کردم ، ایشون به صراحت از لفظ ” عبور ” استفاده کرده
ضمنا منظور بنده این بود که تا چیزی مشخص نشده از انتخابات مطلبی ننویسیم تحلیل انتخاباتی نداشته باشیم ، بله همه هزینه دادند ، محال هست شخصی باور سبز داشته باشه و تا امروز هزینه ای نداده باشه ، بیایم به خون شهدامون احترام بذاریم ، بنده در انتخابات مجلس شرکت نکردم چون چشمان ندا همیشه در خاطرم حک شده ، چشمانی که تمام امیدش به ماها بود ، چطور می تونیم از انتخابات حرف بزنیم ؟ چطور می تونیم در فضای خفقان امروزی مطالباتمونو پیگیری کنیم ؟ بعد از رفع حصر رهبران جنبش سبز و تمامی زندانیان امنیتی سیاسی ، و برگزاری مراسمی در خور شهدای جنبش سبز ، با نظر میر عزیز و شیخ مهدی در مورد انتخابات تصمیم می گیریم .
بدون تردید حاکمیت توان آن را ندارد تا به توصیه های موسوی در این بیانیه عمل کند. شما تصور کنید که انتخابات آزاد شود، زندانیان سیاسی آزاد شوند، مطبوعات آزاد شوند و حق برگزاری اجتماعات نیز آزاد شود. در این صورت چه چیز از این نظام باقی خواهد ماند؟ اگر دقت کنید این خواسته ها تمام آن چیزی بود که جنبش اصلاحات در سال 76 خواستار آن بود و در سال 88 به بسیار کمتر از آن نیز قانع بود. اکنون نیز خواسته مردم همین چند اصل ساده است.
اما علی خامنه ای در تمام این سالها همه گونه هزینه پرداخت و در برابر این خواسته ها ایستاد. اکنون پس از پرداخت این همه هزینه، علی خامنه ای در جایگاهی نیست که بتواند به این خواسته ها تن دهد. به عبارت ساده تر، امروزه هویت علی خامنه ای به عنوان فردی که دشمن آزادی و دشمن مردم است تعریف شده است. اگر نیک بنگریم راه علی خامنه ای در تضاد کامل با تک تک کلمات شعار “استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” است.
با این توصیف باید دانست که حتی اگر علی خامنه ای گامی نیز عقب نشیند، تنها یک عقب نشینی تاکتیکی است و نه استراتژیک. از این رو به نظر من، فراز آخر بیانیه میرحسین موسوی بسیار کلیدی است که گفته است “همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود”. یعنی تنها راه جنبش سبز برای تفوق بر دیکتاتوری علی خامنه ای و اسیر بازی های سیاسی وی نشدن آن است که هر توافق و هر گامی را تنها با حضور مردم، در برابر چشم آنان و با تکیه بر آنان انجام دهد.
این دولت که یک سال دیگر به صورت قانونی میرود و احتمالن کاندید مورد علاقه رئیس جمهور هم رد صلاحیت خواهد شد. پس جوابگو بودن دولت در برابر مجلس و غیره چه معنای داره. عزیزان بیشتر بندهای این بیانیه در سه سال پیش دارای کابرد سیاسی مشخصی بود. بعد از سه سال با وجود این همه تحولات قطعن موسوی نظر دیگری دارد. یعنی این از خصوصیات یک رهبر سیاسی باید باشد. در ضمن رویکرد به این بیانیه باید سیاسی باشد و تاکتیکی باشد نه حقوقی. اقای خاتمی نظرشان حقوقی است و از این رو غیر سیاسی و غیر واقعی. یعنی واقن فکر می کنند اگر این بندها اجرا شود ایران دموکرات می شود!! اما دید سیاسی و تاکتیکی یعنی اینکه با این که می دانید این دستاوردها مهم نیست یا حتا غیر ممکن است اما روی انها تکیه می کنید تا حاکمیت را تضعیف کنید و بتوانید امتیاز بیشتری را اخذ کنید.
وگرنه برای همه روشن است که این قانون اساسی انچنان پر از تناقض است که در هر صورت و با هر تفسیری به نفع ولایت مطلقه است و سرانجام طبق قانون ایشان می توانند حرف نهایی را بزنند. به بند 57 رجوع کنید.
طبق قانون هم مفسر اطلی شورای نگهبان است. درست است که خود مجریان قانون بسیاری از بندهای قانون را اجرا نمی کنند اما برای ما روشن است که از دل همین قانون نمی توان یک وضعیت دائمی دموکراتیک را بنا کرد فقط می توان به مثابه ابزاری سیاسی برای رسوا کردن حاکمیت از ان استفاده کرد.
اقای خا تمی هنوز این رهبر با بصیرت را در پایبندی و اقتدار و سرکوب و خود شیفتگی و لجبازی نشنا خته ای !!!!!!!!!!!!!1حتی اگر ایران ویران شود او از نظرات نا بخردانه خود کوتاه نخواهد امد
این حکو مت اصلاح پذیر نیست مگر به سر نوشت شاه صدام مبارک و بن علی و اسد و.. دچار شود انگاه دیکتا تور و چاپلوسان و رانت خواران و دزدان و سرکوب گران اطرافش بی ابرو تر از حالا می شوند و به زباله دانی تاریخ خواهند فرو رفت
بله، همانطور که ایشان در یادداشت دیگری گفتند گام نخست انتخابات آزادی رهبران جنبش سبز است.
حکومت به این ساد گی ها زیر بار اصلاحات نمی ر ود …
اقای خاتمی اگر شما به این نتیجه رسیده اید و یا خبری از پشت پرده دارید که بنا است اصلا حات شود و اصلاح طلبان در صحنه بر گردند مردم را هم با خبر کنید من که فکر نمی کنم مصباح یزدی و سران رانت خوار سپاه و متحجرین رو حانی در راس حکو مت چنین اجازه ای به اقای خامنه ای بدهند
معاون فرهنگی سپاه حضور خاتمی و نوری را در انتخابات منتفی دانست!
بايد ديد چه کساني روياي هوس پست و مقام و..کرده اند و به تقرقه در صفوف مردم خسته از اوضاع فعلي کرده اند ؟..
..
شرکت در انتخابات فرمايشي مشکلي را حل نميکند.
دوباره خود و مردم را گول نزنيد …گروه حاکم ، از حالا چند نفررا براي رياست جمهوري در نظر گرفته اند….
برگشت همه سرداران به پادگانها بايد يکي از شروط باشد.
حمیدرضا مقدمفر٬ معاون فرهنگی سپاه اعلام کرد «لطف» جمهوری اسلامی به اصلاحطلبان این است که به آنها اجازه دهد با وجودی که رای نخواهند آورد در انتخابات شرکت کنند.
آقای مقدمفر روز شنبه (۳۱ تیر) این مطلب را در گفتگو با خبرگزاری مهر مطرح کرده و گفته که اصلاحطلبان نیز نباید از این «لطف» جمهوری اسلامی در حق خود «سوءاستفاده» کنند.
وی گفته این «لطف» تنها مشمول آن دسته از اصلاحطلبانی خواهد شد که در جریان «فتنه» حضور نداشته و موثر نبودند.
دیگر شرط سپاه برای موافقت با حضور شماری از اصلاحطبان در انتخابات آتی ریاست جمهوری اعلام «برائت» از آن دسته از دوستانشان است که به گفته مقدمفر به جمهوری اسلامی «خیانت» کردهاند.
این مقام سپاه از محمد خاتمی٬ به عنوان رهبر اصلاحطلبانی نام برده که در جریان اعتراضها به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ نقش داشته است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود این دسته از اصلاحطبان را «خائنانی» نامیده که «خیانت» آنها «بدتر» از جریان نهضت آزادی و ملی – مذهبیها بوده است
هنوز خون نداها و سهراب ها خشک نشده ؟!…..
فکر میکنم نویسنده هم منظورش اینست که نمیتوان حداقلها را نادیده گرفت وهمچون اقای خاتمی در انتخابات شرکت کرد بایستی حداقلها که ازاد شدن زندانیان سیاسی است وبرقراری انتخابات ازاد بدون نظارت استصوابیست ..محقق شود …نمیدانم اصولا چرا اقای خاتمی رای ندادن را با براندازی یکی دانسته اند ..وبا رایی که دادند وتوجیهی که برای ان کردن خودشان دایره براندازی را بزرگتر کرده اند عملا نیروهائی که خودشان هم خودشان را جزئ براندازان نمیدانستند ایشان به زور به ان سمت انها را هل دادند ..جناب اقای خاتمی راستش را بخواهید من هم اگر جای اقای خامنه ای بودم واینهمه اصرار والتماس شمارا برای اصلاح طلبی که با حالتی از ضعف وحقارت توام است وهیچ بوئی از صلابت وبزرگی نمیدهد مواجه میشدم هرگز خوشم نمیامد که به حرفهایتان گوش کنم ونوعی حس لجبازی در طرف مقابلتان میافرینید تا اینکه اورا با بزرگی واستحکام ودر عین حال نرمی با خودتان همراه سازید ..اصرارتان بیمار گونه است وبه طور عادی هم اگر شخصی از شخص دیری چیزی بخواهد ودائم توی سری بخورد به لگد بزند وباز هم او مجیزش را بگوید وپایش را ببوسد وباز التماس کند وباز خواسته خود را مطرح کند ..در شخص مقابل نه تنها حس احترام بوجود نمیاید بلکه نوعی انزجار ولجبازی ایجاد میکند ..به نظر من حضور شما در صحنه ساست بیش از انکه به نفع مردم باشد به ضرر است چرا که ایجاد لجبازی میکند ونمیخواهند هیچ پوئنی را به شما بدهند بخصوص که میدانند که دادن یکی هزاران خواسته دیگر به دنبال دارد ونمیخواهند چیزی به نام شما تمام شود ..بنابراین بهتر است شما واطافیان نزدیکانتان به کلی خاموش شوید وانزوا بگزینید ومیدان را خالی کنید ..خیلی خیلی بیشتر به نفع مردم خواهد بود ..لطفا خواهش میکنم به این حرفها بیشتر فکر کنید….
بروز كنش سياسي را به وجود انتخابات آزاد يا آزادي زندانيان سیاسی نميتوان مشروط كرد، زيرا هدف كنش سياسي تأمين اين شرايط است و نه به انتظار تأمين آنها نشستن. وظيفه يك فعال و كنشگر سياسي آن نيست كه به انتظار فضاي آزاد نشسته تا پس از آن وارد ميدان شود، بلكه وظيفه آنان باز كردن فضاست، حتي با ملاحظه تمام محدوديتهاي موجود.