سیدمحمد خاتمی: روشها و سیاستهای جاری نمیتواند دوام داشته باشد/ اصلاحات نشود نظام اولین زیانکار است
چکیده :در اين گفتوگو ما گفتيم گرچه مبناي عملكرد ما در نظام براساس چارچوب قانون اساسی است، یعنی هر کس با هر عقیدهای و گرایشی، وقتی در چارچوب قانون اساسی عمل میکند، از تمام حقوق شهروندی برخوردار است. ما می گوییم فضا باز شود و زندانیان سیاسی آزاد شوند. فضای جامعه طبق موازین قانون اساسی سالم و باز شود و وضعیت امنیتی به وضع سیاسی رقابتی مبدل گردد و ......
سیدمحمد خاتمی در آستانه ماه مبارک رمضان، در دیدار با جمعی از اقشار مختلف مردم اصفهان باطرح این پرسش که آیا واقعا در حال حاضر در جامعه ما، خط مشیها و اقدامهایی که انجام میشود، مقبول جامعه است؟ تصریح کرد: اولا در سطح جامعه عمومی نوعی نارضایتی دیدهمیشود. نمیخواهم بگویم این نارضایتی منشأ یک انقلاب دیگر می شود، نه. قصد من این نیست، مردم حتی اگر نسبت به حاکمان آن نظر منفی داشته باشند، با این مسأله موافق نیستند که اصل نظام از بین برود و حتی کسانی که دینی هم نیستند، ولی صاحب انصاف اند نیز نه با دخالت خارجی موافق اند و نه می خواهند نظام از بین برود.
رییس جمهور سابق کشورمان در ادامه همچنین تاکید کرد: ما حافظ نظاميم و مدافع آن و به همین دلیل برای پایداری آن خواهان اصلاحات هستیم زيرا اگر این اصلاحات انجام نشود، اولین زیانکار نظام است و در این مورد کسانی مسؤول اند که این زمینه را به وجود آوردهاند. من معتقد نيستم بايد این نظام را براندازی کرد و نباید هم چنین چیزی اتفاق بیفتد. ما شدیداً مخالف براندازی هستیم. چنین امری هم به لطف خدا اتفاق نمی افتد. ما با اصل نظام، امام و جمهوری اسلامی موافقيم، اما به روشها و سیاستهاي جاری انتقاد داریم.
مشروح صحبت های رئیس جمهوری سابق کشورمان را به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سیدمحمد خاتمی در ادامه بخوانید:
به نام خدا
به همه شما عزیزان خوش آمد می گویم. تصورم این بود که جمع کوچک تری از دوستان خودمانی را ملاقات خواهم کرد، اما امروز با چنين جمعي پر بار و خوبي مواجه شدم. هر چند این جمع نیز خودمانی است. بهطور کلی هم بنای من بر این است که کمتر صحبت کنم و بیشتر به مسائلی که وجود دارد، فکر کنم. پس اجازه دهید آزادانه با هم بحث کنیم و ببینیم در پایان به چه نتیجه ای می رسیم.
اصفهان علاوه بر جایگاه بسیار مهمش در تاریخ و جغرافیای ایران برای من جنبه نوستالژیک دارد. سالها در اصفهان حضور داشتهام و علاقه زيادي به این شهر دارم. بهخصوص که در خدمت بزرگانی چون آقای دکتر صلواتی که از مبارزین اندیشمند و رنج کشیده اند و دیگر دوستان آزاده و مبارز بودهام. حساسترین دوران عمرم را در این شهر گذراندهام، دوران خوبی که حتی در تاریکترین روزها هم احساس یأس نمی کردیم.
اما اگر امروز در میان جوانانمان آثاری از سرخوردگی و یأس و احیاناً رویکردهای تند می بینیم باید بررسی کنیم چرا این پدیده امروز رخ داده است؟
در اینجا لازم است به مسألهای اشاره کنم. چرا با آن همه گرفتاریها در دوران پیش از پیروزی انقلاب، حبس ها، دربهدریها و نشستهای مخفی که حتی برای رد و بدل کردن یک نامه هم گرفتاریهاي فراوانی داشتیم، نشاط وجود داشت و احساس یأس و ناامیدی نبود!
در همان دوره آقای صلواتی برای مدتی به زندان رفتند و اگر مقاومت و خویشتن داری قابل تحسین ایشان در بازجویی ها و بازداشت ها نبود، شايد بخش عظیمی از افراد فعال در اصفهان نیز گرفتار می شدند.
اما امروز گاه با احساس نامیدی و بیآیندگی مواجه می شویم، در حالی که انقلاب بزرگی صورت گرفته، رژیم استبدادی و سرکوبگری جای خود را به جمهوری اسلامی داده، بر حقوق و حرمت انسان ها تأکید شده و در مقابل فزون طلبی قدرت های خارجی مقاومت خوبی وجود داشته است. اما جای پرسش دارد که چرا با این وجود در بخش هایی از جامعه نشانه هایی از دلزدگی و حتی یأس می بینیم. مگر عوامل اسرائیل و آمریکا در اینجا حکومت میکنند؟! همه کسانی که اینجا حکومت میکنند، از خود ما هستند؛ اما چه شده که چنین ناراحتیاي وجود دارد و از جمله افرادی که اینجا حضور دارند، از حرفهایشان گاه بوی نومیدی به مشام می رسد. این مسأله قابل بررسی است هم از نظر جامعهشناسی و هم روانشناسی. از درون آن ميتوان نظام، اصلاحات و انقلاب را آسیبشناسی کرد. ما در حال حاضر در شرایط بسیار حساس و مهمی به سر میبریم. مملکت در معرض خطرهاي بسیار بزرگی است هم از نظر درونی و هم بیرونی.
اولا برخلاف آنچه که گفته میشود، مایه اقتدار و قوام نظام ما، رابطه متقابل میان مردم و حکومت است بهخصوص نخبگان و نسل جوان جامعه. درست است که همه افراد جامعه مهم هستند اما نخبگان به عنوان تاثیرگذاران در جامعه و نسل جوان به عنوان نیروی با نشاطی که آینده کشور را تعیین ميکند، اهمیت خاصی دارند. اگر کشور، نظام يا حکومتی توانست اعتماد اين افراد را جلب کند و رابطه با آن ها براساس اعتماد و احترام و محبت بود، آن جامعه، جامعهای مقتدر خواهد شد.
آیا واقعاً در حال حاضر در کل جامعه ما و بهخصوص در جوانان و نخبگان، چنین حالتی وجود دارد؟ اینها سوالهاي جدی در مورد حکومت است. من نمیخواهم بگویم همه سوالها و همه گلهها درست است، ولی حكومت باید جوابگوی همه گلایههای درست و نادرست نیز باشد.
در اینجا به یاد گفته بلند فارابی میافتم که تحتتاثیر افلاطون که میگفت: «شاه فیلسوف باید حکومت كند»، گفت: «پیامبر فیلسوف باید حکومت کند.» وي با اين گفته همه مدینههای به قول خودش جاهله، فاسده و… را رد ميكند و میگوید مدینه فاضله، مدینهای است که در راس آن «پیامبر فیلسوف» باشد. يعني گرچه مردم به عنوان کسانی که حکومت را روی کار میآورند، در بینش قدیم جایگاه خاصي ندارند، اما یکی از مهمترین وظایف حکومت را، جلب رضایت مردم می داند. یعنی وقتي پیامبر فیلسوف حاکم میشود، از رسالتهای او، جلب نظر مساعد مردم است و باید کاری کند که مردم راضی باشند و حکومت را بپذیرند.
درست است که مردم در ایجاد این حکومت نقشی ندارند، اما باید پذیرای این حکومت باشند و رابطه متقابل مردم و حکومت، رابطه احترام همکاری و.. باشد. حتی کسانی هم که به این صورت دموکراسی را قبول ندارند، به این نكته اهميت ميدهند که آیا رضایت مردم وجود دارد یا نه، اگر بود آن حکومت را به حق می داند، والا آن را رد می کند. من معتقدم اگر وجود نداشت، حکومت باید در میزان و وضع مشروعیت خود تردید کند. مشروعیت یعنی مقبولیت. وقتی گفته میشود مشروعیت نظام (که ترجمه Legitimacy است)، ضرورتاً به معنای شرعی بودن آن نیست؛ ممکن است حکومتی مشروعیت داشته باشد، اما شرعی نباشد یا ممکن است شرعی باشد اما مشروعیت نداشته باشد که این مسأله اهمیت خاصی دارد.
Legitimacy یعنی فرمانهایی که صادر میشود، عواملی که وجود دارد و قوانینی که وضع آنها باعث محدودیت مردم میشود، باید قابل قبول باشد؛ نه بايد ترس باشد نه اجبار و نه طمع.
آیا واقعا در حال حاضر در جامعه ما، خط مشیها و اقدامهایی که انجام میشود، مقبول جامعه است؟ اولا در سطح جامعه عمومی نوعی نارضایتی دیدهمیشود. نمیخواهم بگویم این نارضایتی منشأ یک انقلاب دیگر می شود، نه. قصد من این نیست، زیرا در عمق وجود اکثریت جامعه، اسلام هست و مردم دین را قبول دارند حتی اگر نسبت به حاکمان آن نظر منفی داشته باشند، با این مسأله موافق نیستند که اصل نظام از بین برود و حتی کسانی که دینی هم نیستند، ولی صاحب انصاف اند نیز نه با دخالت خارجی موافق اند و نه می خواهند نظام از بین برود. اتفاقاً ما حافظ نظاميم و مدافع آن و به همین دلیل برای پایداری آن خواهان اصلاحات هستیم زيرا اگر این اصلاحات انجام نشود، اولین زیانکار نظام است و در این مورد کسانی مسؤول اند که این زمینه را به وجود آوردهاند. من معتقد نيستم بايد این نظام را براندازی کرد و نباید هم چنین چیزی اتفاق بیفتد. ما شدیداً مخالف براندازی هستیم. چنین امری هم به لطف خدا اتفاق نمی افتد. ما با اصل نظام، امام و جمهوری اسلامی موافقيم، اما به روشها و سیاستهاي جاری انتقاد داریم.
بعضی روشها، روشهایی است که نمیتواند دوام داشته باشد؟ الان مسائلی که در اینجا مطرح شده، منهای مسایل سیاسی است که از بابت آن رنج دیدهایم. آیا واقعا این نحوه صحیح اداره مملکت است؟ آیا با ۵۵۰ میلیارد دلار درآمد نفتی در ایران، یعنی حدود ۶۰ درصد کل درآمد نفتی از ۱۰۰ سال گذشته، باید امروز شاهد چنین تورم و گرانیاي در ایران باشیم؟
عزیزی چند روز پیش میگفتند برای خرید به جایی رفته و آقایي مرتب و شیکپوش را ديدهاند كه کیسه ميوهاي که حدود ۵۰ عدد گیلاس در آن بوده، در دست داشته. برایشان جای سوال بوده که با این سر و وضع چرا اين مقدار؟ وقتي فروشنده به او گفت قيمت آن ميشود 3 هزار تومان، گفت: «ببخشید من به اندازه 2 هزار تومان ميخواهم!» 2 هزار تومان یعنی یکسوم کیلو؛ واقعا چرا؟
در حال حاضر مردم در شرایط نابسامانی از لحاظ تورم و… زندگی ميكنند. مشاهده آمار و گزارشهایی که خود آنها نیز اعلام میکنند، بسیار وحشتناک است. این ها هشدارهای بزرگی است برای جامعه و این ها است که به نظام لطمه می زند.
لازم است به این مسأله برگردم که برخی دوستان در این جمع به انتخابات، طرح مسایل اجتماعی، پراکندگی، وجود یأس و ناامیدی در جو حاکم و انسجام نیروها و… اشاره کردند. من نيز اشارهای کردم به مسايل موجود. در اینجا چند اصل را كه اصول اصلاحطلبی است. خدمت دوستان عرض میکنم.
ما جمهوری اسلامی را قبول داریم و خواهان آن هستیم و دغدعهمان این است که معیارهایی که جمهوری اسلامی باید داشته باشد، رعایت شود. از وضع مملکت گرفته تا زندانها و روزنامهها و جراید. پس بیايید کاری کنیم جوانان از جنبههای مادی، معیشتی، کار و تحصیل و تفریح مشکل نداشته باشند یا کمتر داشته باشند. حقوق و حرمت همه افراد رعایت شود، امکانات کشور که متعلق به ملت است در مسیر درست به کار گرفته شود. در حال حاضر در دانشگاهها، برخورد و تعامل با استادان و دانشجویان بسیار تحقیرآمیز و نادرست است که این مسأله جای بحث دارد.
در اين گفتوگو ما گفتيم گرچه مبناي عملكرد ما در نظام براساس چارچوب قانون اساسی است، یعنی هر کس با هر عقیدهای و گرایشی، وقتی در چارچوب قانون اساسی عمل میکند، از تمام حقوق شهروندی برخوردار است. ما می گوییم فضا باز شود و زندانیان سیاسی آزاد شوند. فضای جامعه طبق موازین قانون اساسی سالم و باز شود و وضعیت امنیتی به وضع سیاسی رقابتی مبدل گردد و …
اینها از جمله اهداف کل جنبش و اصلاحات است با ذکر اینکه قانون اساسی را قبول داریم، در چارچوب نظام هستیم و با براندازی آن مخالف و با روشهای غیرمدنی در برخورد با مسایل و تندروی و خشونت مخالفیم. این برنامه کلی بارها بیان شده است.
ما هم اصول و معیارهایی داریم. بالاخره برای این انقلاب جانها داده شده است. بارها گفتهام و الان نیز میگویم مملکت ما پیشتاز جنبش اجتماعی و مدنی در تمام منطقه بوده زیرا خواهان آزادی و استقلال و پیشرفت بودهايم و اکثریت جمعيت كشور ما كه دینی هستند، میخواهند نظامشان و ساز و کار حکومتشان همسو با دین باشد. ما میگوییم اسلام طرفدار آزادی است، طرفدار استقلال و پیشرفت است و البته مهمترین نكته در اسلام، اخلاق و ادب است اما در حال حاضر گاه می بینیم که بداخلاقی، فحشدادن و دروغگرفتن و تهمتزدن به عنوان ارزش معرفی می شود. حتی وقتی از این موارد شکایت میشود، به آن رسیدگی نخواهد شد.
اخیراً گفته شده است 3 نفر بنشینند و محور کار اصلاحات باشند! با همه احترامی که برای بزرگان قائلم این را دور از شأن اصلاحات و جامعه می دانم. درحالي كه این همه شخصیتهای بزرگ در جامعه وجود دارند چرا فقط سه نفر؟ هرچند بزرگ و مهم باشند (البته به جز من). از سوی دیگر، اصلاحات حزب نیست، گرچه در درون اصلاحات احزاب، گروهها و تشکلات شکل میگیرند (کارگزاران، مجاهدین انقلاب، جبهه مشارکت، اعتماد ملی، انجمنهای اسلامی، دانشگاهها، مهندسان، معلمان، جامعه، انجمنها و…) و من نيز به نوعي سعی كردهام با همه در تماس باشم و از نظرات استفاده کنم. اما بايد قبول داشت بالاخره هر کدام از آنها گرچه در یک چارچوب کلی با هم مشترک هستند اما بحثها و رویکردهای خود را دارند. آیا این واقعا به معنی نفی احزاب و گروهها نیست؟ باید کاری کرد تشکیلات موجود با رغبت بیشتری فعالیت کنند؟ با این امید که شاهد فعالیت مجدد بعضی از آن ها که نفوذ بیشتر و نقش مهم داشتند باشیم. نباید کاری کرد که خدای ناخواسته تلقی اعمال تحمیل و ولایت بر جریان ها و … بشود ، بلکه باید تحزب و تشکل را تقویت کرد. البته بگوییم که جریانات همسو باید هماهنگی بیشتری داشته باشند که برای این کار باید شورای هماهنگی اصلاحات را تقویت کرد. البته در اینکه باید دائم با هم در ارتباط بود و مشورت و صحبت و هم فکری کرد، شكي نيست چنان که تا کنون هم همین طور بوده است.
در جريان انتخابات مجلس، این وظيفه به شورای هماهنگی اصلاحات محول شد تا به یک جمعبندی برسد که البته به جمعبندی خوبي هم رسید که ما نه کاندیدا میدهیم و نه نامزد داریم، اما انتخابات را تحریم نمیکنیم.
امیدوارم با توجه به وضعیت خطیری که در آن به سر می بریم شاهد وضعیتی مناسب باشیم که همه با هم و با همدلی و با رعایت حقوق مردم و جریان ها خدمتگزار مردم باشیم.
در ابتدای این دیدار حاضرین بحث های خود را پیرامون این محورها مطرح نمودند:
اسلام ما و اندیشه ها و مبارزات ما برای اسلام و تشییع علوی بوده و نميخواستم به دروغ و عوامفریبی بكشد و این طور در گرانی بسر بريم.
خواستار حمايت از آقايان موسوي و كروبي و خاتمي شدند و اينكه آنها را تنها نخواهند گذاشت و اين دوران سکوت و آزمایش بوده و موضع گیری های آنها نيز آزمایشی الهي است.
نمی خواهند افرادي محصور یا زندانی شوند درحالي كه الان 4 سال است که چنین شرایطی وجود دارد. اگر امثال خاتمي، كروبي و موسوي حرف بزنند پیرو انها خواهند بود، گرچه هدفشان تعین تکلیف برای آنها نیست. اما اینها درددل هایی است كه در اين جمع داشته اند و رنج هایی را که در اين مدت كه قابل لمس بوده تحمل كرده اند.
اگر قبل از انقلاب نیز مردم به نوعی رنج كشيدند و حال گر قرار باشد چنین رنج هایی در حال حاضر هم باشد چه تفاوتي وجوددارد؟














با سلام من می خواستم مقاله ای رو برای سایت ارسال کنم اما متاسفانه در قسمت تماس با ما آدرسی رو برای برقراری ارتباط پیدا نکردم لطفا راهنمایی کنید . با سپاس
کلمه: سلام. لطفا به این آدرس ارسال کنید: info@kaleme.com
کسی که مملکتش را دوست دارد طالب دخالت خارجی و انقلاب نیست اما تحمل استبداد بیقانونی حیف و میل بیتالمال فقر فساد و فحشا و تقسیم جامعه بخودی و غیر خودی و وجود اشخاص و ارگانهائی فراقانونی و خودمختار که نه تنها مرتکب هر جرمی شوند قابل پیگرد و محاکمه نیستند بلکه مقدرات یک جامعه با تمدن چندین هزار ساله را بدون رای و اراده مردم بهر تر تیبی که بخواهند دستکاری نمایند حدی داردومگر مردم لیبی تونس عراق خواستار انقلاب و دخالت خارجی بودند ولی وقتیکه حاکمان ستمگری چون قذافی صدام و…….دمار از روزگار ملت خود در می آورند دیگر چه راهی برای اعمال اراده یک ملت باقی میماند.هم اکنون آنچه که در سوریه میگذرد آیا ریشه در نا رضائی مردم مبارز سوریه ندارد؟
البته فقط در شرایط وجود نا رضئی داخلی است که دخالت خارجی و گروههای تروریستی امکان بروز پیدا میکنند.اگر اسد یکسال قبل بخاطر سربلندی کشورش و احترام بعزت و کرامت مردم خود باراده ملت تمکین میکرد و امکان اداره امور مملکت را از طریق انتخابات آزاد فراهم مینمود امروزه شاهد چنین وقایع مصیبت باری برای مردم سوریه نبودیم.
خلاصه اینکه تغیرات و تحولات اجتماعی فقط در بازه معینی مسا لمت آمیز و قابل کنترل است و اگر تحولات از حدا قل و حد اکثر آن تحولات عبور نماید یا جامعه در سراشیب بد بختی فقر فحشا دزدی و بیکاری غوطه ور میشود و یا نا رضائی مردمی بصورت درگیریهای خشونت آمیز و انقلابی تغییر جهت میدهد من بعنوان یک ایرانی که با هیچ گروه و قبیله ای مربوط نیستم آرزوی از هم پاشیدگی کشور عزیزمانرا ندارم و امیدوارم حاکمان فعلی بسر عقل بیایند و تا دیر نشده و با توجه به مخاطرات خارجی و نا رضائی داخلی که هیچکدامش قابل گتمان نیستند تن باراده و خواست مردم داده و کشور را بصورت مسالت آمیز از خطرات در کمین نجات بدهند.
آنهایی که اصرار برای ماندن نظام در وضعیت کنونی دارند برانداز هستند و مطمئنا آنها از براندازی و گل آلود شدن آب مملکت سود کلان می برند. مردم عادی خوب می دانند که براندازی به نفعشان نیست. ما خواستار اصلاح وضع کنونی هستیم. والسلام!!!
هیچکس موافق تغییرنظام نیست ولی تغییرنظام هیچ کشوری برطبق زمانبندی نبوده واتفاقی است بنابراین جهان سوم برلبه ی تیغ است
آقای خاتمی از همفکری مردم استفاده کن میر حسین این کار رو خیلی خوب انجام می داد مردم هم انصافا براش کم نذاشتن و باز هم به خاطرش منو و بقیه دوستانم می یائیم به خیابانها می دونم شیوه پر هزینه ای هستش ولی چاره چیه حکومت اینو می خواد …
ضمن تایید نوشه دوست محترم و فهیم “امیر عباس” ،والله نخبگان ملت ایران خواهان فروپاشی نظام و بروز یک قیام عمومی بی سرانجام که تکرار سناریوی افغانستان ،عراقو… باشد نیستند اما؟! متاسفانه روند فعلی که لبخند را بر لبان دشمنان ملت و کیان ایران نشانده است ونوید فروپاشی قریب الوقوعی را به ایشان میدهد تایید کننده قریب به یقین بودن چنین پیش بینی هایی است،این پیش بینی غیب گویی نیست، فقر ، فساد و فحشا،ناامنی اجتماعی ، فشارهای اجتماعی، بی اعتمادی به مسولین ،اخبار ناامید کننده از حوادث والتهابات کشورهای همسایه که هرروزه از مجاری گوناگون( علیرغم سانسور رسانه های داخلی و انتخاب گزینشی اخباردرصدا وسیماومطبوعات) بگوش ملت ایران میرسد و بی کفایتی مسولین در مدیریت منطقی و واقعی وضعیتی که قبل از انکه دشمن ساخته باشد خود ساخته محسوب میگردد(البته بنظر بنده مورخین در اینده از موضوع بحران سازی و خودزنی عجیب نظام خصوصا در طی 7 سال گذشته ، بعنوان یکی از کمدی های تلخ تاریخ نام خواهند برد) همه و همه نشان از ان دارند که نجات کشور از چنین بحرانی نه با مدد جویی از خداوند متعال و اءمه اطهار میسر است(که در سنت انان نیز سوئ استفاده از دین وباورهای متدینین مذمت شده است)و نه بمدد فال بین وکتاب بین ها ورمل واسطرلاب و مدد جویی از ارواح ماءوتسه تونگ و لنین واستالین ونه قول های سر خرمن اذناب ایشان گورباچف و هو جین تائوو…امکانپذیر است . خروج از این بحران تنها یک راه دارد و ان اشتی با ملت و دعوت از تمامی دلسوزان طرد شده نظام . بخدا قسم کوتاه امدن در مقابل ملت شرف دارد به کاسه لیسی اجانب اعم از نوع کمونیستی یا…و کمک خواهی از انان برای مبارزه با غرب وصهیونیزم و.. ..من حقیر که هیچ پست و مقامی چه در گذشته و نه در حال در این نظام نداشته واز روند مدیریت کشور چه در حال وچه در گذشته(بطور نسبی) رضایتی نداشته وندارم از مسولین نظام استدعا دارم تا برای حفظ نظام وتشیع در این ماه مبارک رمضان با استعانت از خدای متعال وبا نادیده گرفتن وسوسه های خناسان سیاست پیشه ی رانت خوارکه در لباس دوست ، خصوصا طی 7 سال گذشته مملکت را بسوی اضمحلال و نابودی سوق داده اند ، با دعوت از نخبگان و مدیران سیاسی دلسوز حتی اگر انگ مخالفت با مدیریت نظام یا انتقاد ازروش کشور داری را برخود دارند چاره جویی کرده و با جلب اعتماد مردم و به کمک انان که قدرت همراهی خود را در طول 8 سال جنگ و دیگر بحرانها نشان داده اند از این بحران بسیار خطرناک خارج شویم.
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم…” (سوره رعد آیه 11)
جایگزینی شورای فقها به جای ولایت مطلقه باید در دستور کار اصلاح طلبان قرار بگیرد. بدنه جنبش سبز با حضور علی خامنه ای در جایگاه رهبری مخالف هستند. توده مردم هم دیگر این فرد را شناخته اند و از او متنفر شده اند. اکنون مراتب دنیا طلبی و مقام پرستی علی خامنه ای برای عموم مردم آشکار شده است. بدیهی است که او صلاحیت رهبری جمهوری اسلامی ایران را ندارد. خبرگان رهبری و آقای هاشمی که از ارکان انقلاب هستند به وضوح سخن از جایگزینی شورای رهبری به جای ولایت مطلقه می کنند.
این مملکت به دست عده ای خلافکار به گمراهی افتاده است. چرا نمی خواهید به این نتیجه برسید که تلفیق مذهب وسیاست نتیجه نمی دهد.
تا به این نتیجه نرسیم که بالاترین مقام مملکت هم یک آدم است وهرکه باشد، باید پاسخگو درمقابل قانون وملت باشد، واساسا” این “حق” را ندارد که به ضررملت از کارخلاف مسئولین چشم پوشی کند، ومسئولیتی که از “طرف ملت” وطبق قانون به او محول شده، درصورت عدول ازضوابط قانونی موجب سلب مسئولیت از وی می شود، این کشور به بیراهه خواهد رفت.
زنگ خطر را ازگفته های خام وناپخته مسئولین ریز ودرشت مملکتی درک کنید، که مملکت درشرف ورود به منجلابی است که دیگر خروج ازآن بدست چند نسل نیز دشوار می نماید.
مردم ما باید یاد بگیرند اگر برای اعتراض سیاسی راه پیمایی می کند برای گرانی و فقر هم تحصن و راه پیمایی کنند.
فرزندی که نوشته اید:
“جایگزینی شورای فقها به جای ولایت مطلقه باید در دستور کار اصلاح طلبان قرار گیرد…”
این گفته انسان را به یاد شعارهای قبل ازانقلاب می اندازد:”ما می گیم شاه نمی خواهیم، نخست وزیر عوض می شه”
ازقدیم گفته اند که آدم نباید از یک سوراخ دوبار گزیده شود. یک آقای مثلا” “فقیه”، یا آن شورای مثلا” نگهبان وارگانهای شبیه به این چه گلی به سرملت ومملکت زده است که حالا شورایی از “فقها” به این مملکت نظارت کند؟!
شورای فقهی همان به که به امور فقهی وآخرت مردم برسد. نه اینکه راس همه امور قرارگیرد. آیا هیچ کدام ازاین آدمهایی که می گویید، ازآن چه دردنیا می گذرد غیر ازحجاب ومحرم وغیرمحرم وطهارت چیزی سردرمی آورند، که مدیریت کشور به دستشان سپرده شود؟!
آنچه که کشوررا ازمخمصه نجات می دهد، گروهی ازافرادتحصیلکرده باسواد دیپلماتیک، اقتصادی…واقعی ودلسوز به کشور هستند که قادرباشند، این کشتی درهم شکسته را ازمنجلابی که به آن افتاده نجات دهند.
من نمای دانم چطور می شود اینقدر فساد را که از بالاترین تا پایین تر ارکان حکومت را فراگرفته اصلاح کرد ؟کی باید ما گناهکاران را در دادگاه ببینیم و ببینیم حقوق مردم به انها باز گشته است ؟ما کی خواهیم دید ردوحانیت نااگاه و بی سواد مانند خود اقای خاتمی به جایگاه خود باز می گردند؟
نقل است که شتربانی دم مرگ از شترش حلالیت می طلبید . شتر کفت ، من در مورد بارهای سنگینی که بر من مینهادی و همچنین گرسنگی ها که کشیدم ، تو را حلال میکنم . اما در یک مورد نمیتوانم تو را حلال کنم . آن هم این که افسار مرا در هنگام سفر ، به دم خرت که بر آن سوار بودی ، می بستی . حال من هم به عنوان یک هوادار آقای خاتمی در مورد این جمله ایشان که :”همه کسانی که اینجا حکومت میکنند، از خود ما هستند.” نمیتوانم ایشان را حلال کنم ، واقعا نمیتوانم . آیا سایر هواداران اصلاحات میتوانند ؟
دوم اینکه ، این حرف آقای خاتمی آدم را یاد جمله معروف “دین افیون توده ها است” نمی اندازد . ایشان فرموده اند :”در سطح جامعه عمومی نوعی نارضایتی دیدهمیشود. نمیخواهم بگویم این نارضایتی منشأ یک انقلاب دیگر می شود، نه. قصد من این نیست، زیرا در عمق وجود اکثریت جامعه، اسلام هست و مردم دین را قبول دارند .”
نظام يعني چي؟
اگر نظام يعني ولايت فقيه و شوراي نگهبان و قانون قضاي اسلامي، من اعلام ميكنم كه تا لحظه نابود كردن چنين نظامي، از پا نخواهم نشست.
خواست مردم مشخص است و هر روز عده اي بيشتري بر سر آن خواست اجماع ميكنند. قابل انكار و يا پيشگيري هم نيست.
مردم خواهان تغيير اساسي در ساختار حقوقي حاكميت اند. و از استبداد ديني جان به لب شده اند. مردم هم مشكل را مشناسند و هم راهكار آن را.
آزمودن دوباره نظام جمهوري اسلامي، خطاست. و سرنوشت مردم، مورد آزمايشگاهي نيست كه تحت آزمايش و خطاي سياستمداران قرار گيرد.
اميدوارم آقاي خاتمي خودش را دست كم نگرفته باشد.
دوستان عزیز اگر به ایران و ملت ایران علاقمندید لطفا سخنان آقای خاتمی را با دقت مرور کنید و از افراط و تفریط هم بپرهیزید زمان بسیار حساس است و درک ما از شرایط خیلی مهمتر از گذشته اهمیت دارد
اگر آقای خامنه ای برای لحظه ای از شیطان دور شود و به خدا نزدیک شود یک ملت و یک تاریخ را نجات خواهد داد و مردم ایران هم انتقامجو نیستند.کافیست به خدا پناه ببرد و به جای همراهی با قاتلان و دزدان با مردم همراه شود
برای پیشبرد اصلاحات نیز باید فعالیت کرد ومبارزه مدنی انجام داد.تا حکومت به اصلاحات تن د هد.البنه خیلی بعید است که حکومت زیر بار اصلاحات برود .آقای خاتمی ود یگر بزر گان اصلاحات باید دقت کنند که د ر دام حکومت که انتخابات ر یاست جمهور ی است نیفتند که اگر این اتفاق بیفتد ر اه برای اصلاحات بسته خواهد شد …
همه دوستان از روی حسن نیت نظر می دهند و مطمئن هستم به دنبال کم هزینه ترین راه برای اصلاح قوانین جاری هستند اما متاسفانه تاریخ کشور ما و دیگر کشورها به ما نشون داده که بدون مقاومت واقعی و نهایتا برخورد نیروهای مخالف و منتقد با 1 دیکتاتوری هیچ وقت جامعه ای به هدفش نرسیده متاسفاه در کشور بزرگترین ناقض حقوق ملت قانون اساسی می باشد به 1نفر اجازه می دهد هر کاری می خواهد بکند بدون پاسخگوئی به ملت از اول انقلاب هم همینطور بود اما کسی صدای منتظری ها – موسوی ها – طالقانی ها رو نشنید و آنچه از نیروهای میهن پرست به جا ماند آقای جنتی و خامنه ای هستش متاسفم …
اقای خاتمی منظورشان راازنقل قولیکه ازفارابی کرده اندواضح توضیح نداده اند.ایا .اینکه گفته اند نظام راقبول دارندوطرفداربراندازی نیستندباین معنیست که این نظام درراسش پیامبرفیلسوف نشسته وبدین دلیل طبعا ایشان نمی نوانند طرفداربراندازی باشند.اگر ایشان هم مثل خیلی از هم لباسیهای خودولایت فقیه را دنباله ولایت پیامبرمیدا ندکه دچاراشتباه فاحش هستندوخودرادردایره بسته ای قرارداده اندکه درعمل هرگزنخواهندتوانست به مردم نقش محوری درحاکمیت دهند.درکجای قران به پیامبرنقش ولایت بتابیری که طرفداران نظریه ولایت مطلقه فقیه اظهارمیکنندداده شده مگر خود پیامبرگرامی اسلام بمردم نفرمودندمن هم مثل شماهستم مسلما منظورشان شکل ظاهری نبوده .ایشان خواسته اندازقداسیتهای خاصی که معمولادرجامعه رشدنیافته پدید میاد جلوگیری کننداین نگاه پیامبربخود دردنباله اش اداره جامعه انروز را بصورت شورائی که ناشی ازدستورقرانی بود پدیداوردواگرجزاین میکردازپیامبری معزول میشد.نکته اخراینکه گرچه نصایح شما به حاکمان ازسر مسئولیت ودلسوزی است ولی یاید بدانید که این نظام دوبارفرصت اصلاح داشت یکبار با انتخاب شما درسال 76 که بدلیل کارشکنیهای مخالفان اصلاحات واشتباهات شما مقدورنشدویکبارهم هنگام انتخابات 84 که باتقلب درانتخابات بجای اینکه نظام درراه اصلاحات گام برداردبعکس اقتدارگرائی تقویت شد.نظام انروز تغییر ماهیت داده این نظام همانطور که اقای کروبی گفته امروز نه جمهوریست ونه اسلامیست .اینکه شما ودوستانتان هنوز امیدوارهستیدنشان میدهدماهیت استبدادوزورمداری رادرست درک نمی کنید.زورمداران درهنگام سقوط هم خودراتافته جدا بافته میدانند. صدام.قذافی واسد نمونه های بارز ان هستند.لازم بتوضیح است دراینجا مخالف اصلاحات بشیوه شما بودن باین معنی نباید تلقی شودکه لزوما باید طرفدارانقلاب بود بلکه مردم ایران درسال 57 انقلاب لازم را انجام داده اندوامروز لازم است اقتدارگرایان ازقدرت کنارروندوحاکمیت بمردم بازگرددوفقط باید قبول کرد که زورمداران متاسفانه بمیل خودکنارنخواهندرفت وفقط جنبش عمومی مردم قادربانجام ان خواهدشد موفق باشید
آقای خاتمی عزیز
هر استدلالی برایتان بیاورم شما بنام نظام و اسلام و خون شهدا و … آن را باطل میکنید. سکوت میکنم و می ایستم تا هم من و هم شما با چشم خود برای چندمین بار ببینیم که این نظام غیرقابل اصلاح است.
عزیزی که میگفت ایا مردم دین را قبول دارند ایا جای فکر کردن ندارد زیرا در گوشه و کنار مملکت مردم هنوز به خرافات هم عقیده دارند چه برسد به دین وقتی کسی عکس یک روحانی که ناشناس هم هست میبوسد به امید تبرک واقعا جای تامل دارد دین خوب است اما دین اقای خاتمی اقایان منتظری و بیات و بقیه عالمان نه دین اقایان … و بقیه عافیت طلبها و در ضمن در توده مردم جدای از سیاست با وجود اینکه مخالف مواضع حکومت هستند ولی میگویند اگر این حکومت برود دین میرود و میترسند از این موضوع توجه ندارند که این حکومت چه بر سر دین اورده دین را وارونه جلوه داده این که جاری است دین نیست امیال شیطانی است خاتمی عزیز تو میدانی چه میگویی به عقلانیت تو و یار دیرنیت میر حسین باور دارم
خاتــــــــــــــــمی دوســـــــــــــــــت دارم این را دارم از تمام وجود این مــــــــــــــــــی گـــــــــــــــم
و آن روزی که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد، انحراف از حیث قدرت طلبی و از حیث مال طلبی، در کشور در وزیرها پیدا شد، در رئیس جمهور پیدا شد، آن روز بدانند که علامت اینکه شکست بخوریم، خودنمایی کرده؛ از آنوقت باید جلویش را بگیرند. رئیس جمهوری که بخواهد سلطنت کند به این مملکت، خود مردم باید جلویش را بگیرند.
مجلسی که بخواهد قدرتمندی نشان بدهد مردم باید جلویش را بگیرند.
منبع: صحیفه امام،ج 16
سلام و درود خدا برخاتمی
تا به امروز سنگ بود دلش به رحم می آمد ای بابا خاتمی خیلی خوبه اشتباه کردم به خدا قسم به همین ماه مبارک رمضان به همین روزه ایکه هستم خدا من را ببخشد که دروغ بگوم من به احمدی نژاد رای دادم اما اشتباه کردم خاتمی خیلی بهتر هست ودیگر هرچه خاتمی بگوید درود خدا بر محمد خاتمی
میر عزیز وبزرگوار باید رها شود و تنها اوست که میتواند به مردم پیشنهادی بدهد نه شما
لطفا به اطلاع آقای خاتمی برسانید که در این جامعه کسان زیادی هستند که خواهان از میان رفتن اصل نظام هستند. حداقل طبقه ای که در سالهای 76 و 80 به آقای خاتمی رای داد و ایشان را به قدرت رساند خواهان از میان رفتن اصل نظام هستند. تنها موضوع آن است که از میان رفتن اصل نظام به چه شکل باشد.
خاتمی با تمام انقادهایی که بهت کردم، ولی باز بهت اعتماد دارم و آرزوی موفقیت دارم برات و حمایتت میکنم به عنوان یک جوان ایرانی. در عین حال که آن بخش از خواست خودم که احتمالا با شما متفاوت هست را دنبال خواهم کرد. ارزشها مشترک اند. همین کافی است.
بنا بگفته فلاسفه انقلاب برنامهریزی نمیشود بلکه بر اثر رفتار حکومتها اتفاق میافتد .
اقای خاتمی عزیز این نظام خودش ریشه خودش را دارد میزند به دشمن نیاز ندارد . شما هم از توهم بیرون بیا این نظام درست شدنی نیست
من بعید بدانم که اقای خامنه ای و دارو دسته اطراف او مانند مصباح و سپا هیان رانت خوار و رو حانیون حکو متی دارای قدرت و ثروت که مثل انکبوت دور بر او را تار کشیده اند بتواند از ان تار ها خلاصی یابد و اجازه اصلا حات بدهد
چرا اقای خاتمی از براندازی واهمه دارد ؟ اگر براندازی اینقدر وحشت انگیز است .چرا ما در سال 1357 شاه را برانداختیم؟در کشوری که ما زندگی می کنیم براندازی یک امر رایج است؟
روشها و سیاستهای تو را در هشت سال ریاست جمهوری تو دیدیم
آقای خاتمی اینهمه حکومت هزینه کدوتا نکرده که حالا تن به اصلاحات بدهد
میگویید برای احترام به خون شهدای جنگ 8 ساله ،مخالف انفلاب هستید .من به شما میگویم به حرمت همون خون هستش که ما از وضع فعلی ناراضی هستیم چون میبینیم اقتدارگران دارن از خون آن عزیزان سواستفاده میکنند و به اسم آن شهدا، و به اسم اسلام دارن هر کاری که دوست دارن میکنن و نه تنها سرمایه های کشور رو نابود میکنن و به حراج گذاشته اند بلکه خود مملکت رو هم به حراج گذاشته اند و ویرانه اش میکنن.با این بی توجهی ها به اعتراضات مردم،برای جلوگیری از تخریب بیشتر کشور مردم هر کاری ممکن است انجام دهند.
ما به پاس خون شهدای جنگ و 88 نباید بگذاریم این روال ادامه یابد و باید این اصل ولایت مطلقه و سپاه و دیگر مقامهای فرا قانونی منهل شوندو زندانیان سیاسی ازاد شوند و شرایط تغیرات اساسی در قانون اساسی برای دفاع از حقوق و آزادی های مردم در قانون تعبیه شود و الا که کسی از انقلاب خوشش نمیاید ولی اگر به اعتراضات توجهی نشود قطعا بلاخره این اعتراضات منفجر میشوند و تبدیل به انقلاب ناخواسته میشود و آن زمان هم دیگر کار از کار اصلاح همین نظام هم میگذرد و خدا میداند آن انقلاب به دست چه کسان یا احیانا ناکسانی میافتد
من هم با امیر عباس موافقم این استبداد و تحجر و دخالت سپاهی ها در سیاست و رانت خواری عا قبت بدی اول برای نظام خواهد داشت و سپس برای کشور و خدای نا کرده جنگ های داخلی نابود کننده و با یک افغانستان به مراتب بد تر از انجا روبرو خواهیم شد اگر خا منه ای و دارو دسته حکو مت گر زور گو به خود نیایند و به خواب حر گوشی خود ادامه دهند روزگار سختی برای خودشان و ایران رقم خواهند زد وروزی می رسد که دیگر کسی به حرف همین خاتمی و موسوی و کروبی و جتی هاشمی هم نخواهد کرد
هرکس اهل تحقیق باشد و در ایران زندگی کند می فهمد که نارضایتی گسترده ای در بدنه اجتماع دارد غلیان می کند و مترصد یک فرصت بسیاری از مردم هستند که عقده کشائی بکنند و روزگار این رژیم مستبد و خود کامه را درهم بکوبند .چه پس ز ان نسیب مردم ایران شود روشن نیست
بر نگردی روزگار بد !!!!!!!!!!! وای به روزی که مردم دیگر از فشارو سرکوب نترسندو به خیابان بریزند
این رهبر توان اصلاح امور را ندارد و مانند هر مستبدی محکوم به شکست است اقای خاتمی هم بی خود خود را خسته می کند
ااااااااااقای خاتمی بهتر است این جمهور اسلامی ای را که از ان دفاع میکنید اول تعریف کنید که چیست تا بعد معلوم شود که ایا مردم ان را قبول دارند یا ندارند
سرسخترین دشمنان ازادی برده های خوشبختند…