به استقبال ماه مبارک رمضان؛ با سخنانی از امام موسی صدر
چکیده :مؤمنان! روزه ی ماه رمضان و ديگر عبادات و شعاير دينی تنها فعاليتی جسمانی نيستند، بلكه حركاتی سرچشمه گرفته از عقل و دلاند که به قالب حس در میآيند و با آن در می آميزند، از همين رو هر گاه به دور از دخالت عقل و دل انجام گيرند، اعمالی خشك، کم رنگ و تقليدگونهاند که ما را به خود مشغول میکنند, ولی تأثيری نمیگذارند. بر ماست تا در اين تجربه ی تازه و اين ماه مبارك و در روزه اش، عقل و دل را در كنار جسم فعال کنيم. بايد تفکر و تأمل كنيم، بايد عشق بورزيم و حساس باشيم. بايد اين عشق و آن تأمل را در متن روزه ی خود جاری سازيم....
کلمه: در آستانه ماه مبارک رمضان قرار داریم. در روزگاری که دین ملعبه دست صاحبان قدرت شده و ایمان ها را آلوده به ظلم کرده اند، پرداختن به مفاهیم ایمانی و آموزه های اسلامی، دشوارتر از هر موقعیت دیگری است و نیاز به روح بلند و زاویه نگاهی فراتر از ستیزهای روزمره، صف بندی های تاریخی و نیز فراموشی های دنیای امروز دارد.
امام موسی صدر از صاجبان چنین نگاه و چنان روح و روحیه ای است. از او شنیدن درباره رمضان و معنا و معنویت این ماه، بازتاب احساس روح مشتاقی است که معنویت را به خاطر قدرت نخواسته و نیز از سر حقارت به ظلم تمکین نکرده. گوینده هموست که اکنون مشخص نیست در کجای جهان، یا حتی کدام جهان، به انتظار ماه مبارک نشسته و چگونه و کجا نشسته بر سفره نعمات معنوی پروردگارش است. او که به پیروی از حسن بصری، هرکس برای سرایش درآمده نانش داده و از ایمانش نپرسیده؛ و به پیروی از شیخ اکبر، ابن عربی، رهرو راه محبت بوده و پیش از همه اینها به پیروی پیامبر خدا (ص) و امامان معصوم، همانگونه که می گوید و در ادامه می بینید، مؤمنانه زیستن را در نسبتی بین بنده و پروردگار می بیند که از دل آن نه خودکامگی در می آید و دیکتاتوری، نه دروغ و فریب و نه ظلم و جور و سلطه گری و حق کشی.
دو کلام از امام موسی صدر را برای تقدیم به خوانندگان در روز پیشواز ماه مبارک در نظر گرفته ایم؛ یکی پیام ایشان در آستانه ماه مبارک رمضان 42 سال قمری قبل، که تاریخ 21 اکتبر 1971 (مطابق 29 مهر 1350) بر حاشیه آن حک شده و مهدی فرخيان آن را ترجمه کرده؛ و دومی بخشی از سخنان امام موسی صدر در شرح دعای ماه شعبان و وصف آمادگی برای ماه مبارک رمضان که احمد ناظم ترجمه آن را برعهده داشته است. هر دو مورد از سایت امام صدر نیوز نقل می شود و به متن ها و صداهای دیگری از امام موسی صدر درباره ماه مبارک و مضامین مرتبط با آن نیز در این صفحه می توانید دسترسی پیدا کنید. در ای روزها، همراهانتان در کلمه را هم از دعای خیر خود فراموش نکنید.
پیام امام موسی صدر در ماه رمضان 42 سال قبل
مؤمنان!
دگر بار، رمضان مبارك فرا رسيده است؛ با شب های الهام بخش، روزهای آموزنده و فضای آکنده از شميم خاطرات و عبرتهايش که مايه ی جديت و نظم است.
دگر بار، روزه می گيريم، شب زنده داری می كنيم، شعاير را دو چندان میکنيم و سرانجام عيد را با شادمانی و خشنودی جشن میگيريم و پس از آن به زندگی عادی باز میگرديم. بدين سان سال ها تكرار و بر حجم خاطرات افزوده میشود.
اما بيم آن می رود كه روزه به عادتی بی روح و شعاير آن به سنت هايی سرگرم کننده بدل و ماه رمضان از همه ی معانی اصيلیاش تهی شده باشد. با نگاهی سريع در می يابيم كه اين مشکل، يعنی مشکل و مسئله ی روزه و رمضان، مسئله ی همه عبادات و همه ی مناسبت هاست. اين آفت به همه ی عبادات و ايام راه يافته و اماكن مقدس و شعاير دينی و همه ی آموزه های آسمانی را در برگرفته است.
آيا نقش راهبری دين در هدايت آدمی به آخر رسيده است؟ و به آيين ها و خاطرات و تجمل بدل شده است؟ يا اينكه اساساً آموزه های دينی برای تخدير آدمی آمده اند و از آنجا كه سختيها فرا گيريند اين آموزه ها نيز همه ی زندگی آدمی را فرا گرفته اند. آيا اكنون که آدمی بر بسياری از مشكلات و سختی هايش چيره گشته، بايد از نقش دين بكاهيم؟
مؤمنان!
بهتر است پيش از آنکه ديگران از ما بپرسند ما خود اين پرسش دشوار را از خود بکنيم. اما حقيقت اين است كه اين پرسش و پاسخها پيشتر مطرح شده اند، اما ما آنها را ناديده گرفتيم، بر آنها چشم پوشيديم و از سخن گفتن درباره ی آنها روی برتافتيم، تا با واقعيت دلهره آور و تلخ روبه رو نشويم.
ای مؤمنان!
آيا در روزه هامان آثار روزه را می بينيم؟ و در نمازمان عروج آن را؟ آيا در فطر و قربان معانی اين اعياد و کارکردشان را حس میكنيم؟ آيا شعاير در ما فعل و انفعال و اماکن مقدس در ما اثر دارد؟
آيا در مسجد اقصی و کليسای قيامت آن معانی را که بالقوه برای امتمان روشن بود, يافتهايم.
اينها تجارب تلخ و دردآور ما در متن واقعيت تلخ و درد آور ماست. پس بار دگر با نگاهی واقع بينانه، همهجانبه و با شجاعت و بينش آموزههای دينمان را ارزيابی کنيم, شايد راهی نو بپيماييم و در آنها زندگی بدميم، و از هستی خود به دين و آموزه های والايش ببخشيم تا جايگاه رفيع و فراگير خود را باز يابد. بگذاريم دين ابعاد وجودی ما را فراتر ببرد و كثرتمان را وحدت بخشد و تشتتمان را به همدلی بدل کند.
ای مؤمنان!
هرگاه انديشه ی دينی و آموزههايش در همه ی ابعاد زندگيمان؛ در خانه, در بازار، در دفتر كار، و در عرصههای حيات ما حضور داشته باشد، هرگاه حصارها را از احساس دينی در بند در عبادتگا هها، برداريم, و بگذاريم اين احساس به کليت حياتمان راه يابد, به زندگيمان پا نهد، تا اختيار ما به دست او باشد و اثر گذارد و هدايت كند، هر گاه به او فرصت دهيم و نخواهيم که با منزوی کردن او از نقشش بکاهيم و او را از ميان ببريم, تنها در اين صورت است که آثار اين گنج گرانمايه را در زندگی و در ساختن تمدن خود میبينيم.
مؤمنان!
روزه ی ماه رمضان و ديگر عبادات و شعاير دينی تنها فعاليتی جسمانی نيستند، بلكه حركاتی سرچشمه گرفته از عقل و دلاند که به قالب حس در میآيند و با آن در می آميزند، از همين رو هر گاه به دور از دخالت عقل و دل انجام گيرند، اعمالی خشك، کم رنگ و تقليدگونهاند که ما را به خود مشغول میکنند, ولی تأثيری نمیگذارند.
بر ماست تا در اين تجربه ی تازه و اين ماه مبارك و در روزه اش، عقل و دل را در كنار جسم فعال کنيم. بايد تفکر و تأمل كنيم، بايد عشق بورزيم و حساس باشيم. بايد اين عشق و آن تأمل را در متن روزه ی خود جاری سازيم.
پيامبر فرمودند: «تفكر ساعه خير من عباده سبعين سنه» (يك ساعت تفكر، برتر از هفتاد سال عبادت است.) امام صادق نيز فرموده اند:«هل الدين الا الحب؟» (آيا دين جز محبت است؟) اين چنين روزه ی زندهای، سپر آتش است و يكی از اركان اسلام, مهمانی خداوند است و تكريم انسان. قدر انسان است و قَدَر او. فقط در اين صورت است که رمضان شرايط و فضايی را فراهم میکند كه در آن انسان گرامی ساخته میشود، انسانی كه فاتح مكه است و پيروز بدر و سازنده ی تاريخ. اين چنين رمضانی ماه الفت و همدردی با ديگران و فصل فراموشی كينه ها و اتحاد صفوف است. ماه وحدت كلمه و وحدت دل ها و ماه رستاخيز دوباره ی امت است.
اين گونه روزه داری ماه رمضان نخستين گام در ساختن امت و تاريخ است، تمرينی برای جهاد و آمادگی برای نبرد است، آغاز بازگشت به سوی خداست، به سوی سرزمين مقدس خدا، به سوی قدس. اين وعده ی حق خداوند است و خداوند از وعده اش تخلف نمی كند. خداوند می فرمايد:«ولينصرن اللَّه من ينصره ان اللَّه لقوی عزيز الذين ان مكنا هم فی الارض أقاموا الصلوه و آتو الزكاه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و للَّه عاقبه الامور» (حج: 40 و 41)
به پیشواز ماه رمضان، با شرح فرازهایی از دعای ماه شعبان
[در دعای ماه شعبان می خوانیم:]
بسم الله الرحمن الرحیم
«اللهم صل علی محمد و آل محمد، شجره ی النبوه ی، و موضع الرساله ی، و مختلف الملائکه ی، و معدن العلم، و اهل بیت الوحی.
اللهم صل علی محمد و آل محمد، الفلک الجاریه ی فی اللجج الغامره ی، یأمن من رکبها، و یغرق من ترکها. المتقدم لهم مارق، و المتأخر عنهم زاهق، و اللازم لهم لاحق.
اللهم صل علی محمد و آل محمد، الکهف الحصین، و غیاث المضطر المستکین. و ملجأ الهاربین، و عصمه ی المعتصمین.»
خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست؛ همانها که درخت نبوت، جایگاه رسالت، محل رفت و آمد فرشتگان، معدن دانش و خاندان وحی هستند.
خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست؛ همانها که در گردابهای سهمگین همچون کشتی هستند و هر که سوار آن شود، ایمنی می یابد و هر که آن را رها کند غرق می شود. هر که از آنان پیشی گیرد گمراه است و هر که از آنان بازماند، نابود می شود و هر که همراه آنان باشد، به مقصد می رسد.
خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست؛ همانها که پناهگاه استوار، فریادرس درماندگان بیچاره، پناه فراریان و نگهدارنده پناه جویان هستند.
«اللهم صل علی محمد و آل محمد، صلاه ی طیبه ی تکون لهم رضی، و بحق محمد وآل محمد، اداءً و قضاءً، بحول منک یا ارحم الراحمین.»
خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست، درودی پاک و فراوان که موجب خوشنودی آنان گردد و حق محمد و خاندان محمد را ادا کند؛ به قدرت و توانایی تو ای مهربانترین مهربانان.
«اللهم صل علی محمد و آل محمد، و اعمر قلبی بطاعتک، و لا تخزنی بمعصیتک، و ارزقنی مواساه ی من فتّرت علیه من رزقک، بما وسعت علی من فضلک، و نشرت علی من رحمتک. و هذا شهر نبیک سید رسلک، شعبان الذی حففته منک بالرحمه ی والرضوان. والذی کان رسول الله صلی الله علیه و آله، یدأب فی صیامه و قیامه، فی لیالیه و ایامه، خضوعاً لک فی اکرامه و اعظامه الی محل حمامه. اللهم و اعنّا علی الاستنان بسنته فیه. و نیل الشفاعه ی لدیه. اللهم واجعله لی فیه شافعاً مشفعاً، و طریقاً الیک مهیعاً. و اجعلنی له متبعاً، حتی القاک یوم القیامه ی عنی راضیاً، و عن ذنوبی قاضیاً. قد اوجبت لی منک الرحمه ی و الرضوان، و انزلنی دار القرار، و محل الاخیار.»
خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و قلب مرا با اطاعت از خود آباد گردان و مرا با سرپیچی از خود خوار مساز، و مواسات و همدردی با کسانی که رزق خود را بر آنان تنگ گرفته ای روزی ام گردان، از آن جهت که از فضل خود به من گشایش عطا کرده ای و رحمت خود را بر من گسترانده ای. و این ماه، ماه پیامبر تو و سرور رسولان، شعبان است که آن را سرشار از رحمت و خوشنودی خود ساختی، همان ماهی که رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش باد) تا هنگام مرگ، همواره شب و روز آن را به روزه و شب زنده داری می گذراند تا با تکریم و بزرگداشت آن در برابر تو فروتنی کرده باشد. خدایا ما را در پیروی از سنت او یاری فرما و شفاعت او را نصیب ما گردان. خدایا او را شفیعی برای من قرار ده که شفاعتش پذیرفته باشد و راهی که هموار به سوی تو باشد و مرا پیرو او گردان تا در روز قیامت تو را در حالی ملاقات کنیم که از من خوشنودی و از گناهانم گذشته ای و رحمت و خوشنودی خود را بر من واجب کرده ای و در سرای جاوید و جایگاه نیکان فرود آورده ای.»
این بخشهای دعای شعبان و درودهایی که به پیامبر(ص) و خاندان ایشان فرستاده می شود، نشانگر جایگاه آنان و خدمات و تأثیرگذاری های آنان است. این جملات با توجه دادن انسان به جایگاه و شصیت این بزرگان عواطف او را برمی انگیزد و این عاطفه غالباً در پیروی و عمل به سیره آنان تجسم می یابد.
دعا با درود و صلوات آغاز می شود و سپس از خدا آنچه خیر و صلاح است درخواست می کند. انسان در هر روزی که از ماه شعبان سپری می شود این جملات را که سراسر خیر و برکت است خطاب به خدا می گوید. خیر و صلاح تنها آن گونه نیست که انسان برای خود می خواهد. این دعاها به ما نشان می دهد که چگونه خیر و صلاح بخواهیم. همان طور که شنیدید، در فراز نخست دعا از خدا می خواهیم که: «مواسات و همدردی با کسانی را که رزق خود را بر آنان تنگ گرفته ای روز ی ام گردان از آن جهت که از فضل خود به من گشایش عطا کرده ای و رحمت خود را بر من گسترانده ای.»
خیر و صلاح در این نیست که مال و رحمت و خیر را تنها برای خود طلب کنی، بلکه در این است که نخست مواسات با کسانی که روزی شان تنگ است یعنی مواسات با فقیر و محروم و نادان و انسان های زحمت کش و رنجیده را بخواهی؛ چراکه خدا از فضل خود به شما گشایش داده و رحمت خود را بر شما گسترانده است.
این دعا به ما می آموزد که اگر خیر و برکت می خواهی در این نیست که همه خیرها و برکت ها را برای خود طلب کنی! نه برعکس، خیر در این است که احساس همدردی داشته باشی و از آنچه خدا به تو داده است انفاق کنی. اگر امکانات مالی داری به کسی که امکانات مالی ندارد، کمک کن! اگر امکانات تجربی و علمی داری، به کسی که به آنها نیاز دارد آموزش بده! اگر از سلامتی برخورداری، با بیمار همدردی کن! اگر آبرو و موقعیت داری و از تو حرف شنوی دارند و سخن تو را می پذیرند، کسی را که جایگاه و موقعیتی ندارد و سخن او را نمی شنوند و نزد هیچ کس جایگاهی ندارد یاری کن! باید احساس کنی که تو برادر اویی و او برادر تو است. باید درک کنی که خیر کامل در این نیست که خود را از غرق شدن نجات دهی و از لذتها و آسایش و ثروت و دانش بهرمند باشی. این انسانی نیست که خداوند دوست دارد.
خداوند از ما می خواهد که نسبت به یکدیگر همچون اعضای یک پیکر باشیم. اگر شب زمستان پای انسان بیرون از لحاف بماند و احساس سرما کند، آیا می تواند بخوابد یا راحت باشد، چون سر و بدن و دیگر اعضایش گرم است؟
وقتی عضوی از بدن بیرون از لحاف یا بیرون در بماند سرد می شود و انسان راحت نیست. درست است؟ انسان وقتی آسوده است که همه بدنش گرم باشد. احساس انسان نسبت به برادران و دیگر انسان ها نیز همین گونه است. احساس مؤمن نسبت به برادر ایمانی اش همین گونه است. چگونه وقتی همسایه شما از سرما رنج می برد، درک نمی کنید و تنها به گرما و راحتی خود توجه دارید؟ این احساس ناقص است. اگر چنین احساسی دارید باید خود را درمان کنید، زیرا بیمار هستید. اگر همسایه شما گرسنه باشد ولی شما با آسودگی غذا بخورید، روشن می شود که احساس شما ضعیف است.
اسلام می گوید: «ما آمن بالله و الیوم الآخر من بات شبعاناً و جاره جائع؛ کسی که سیر بخوابد ولی همسایه اش گرسنه باشد، به خدا و روز بازپسین ایمان نیاورده است.»
بر اساس همین منطق، هر کس در گرما بخوابد و همسایه اش احساس سردی کند یا هر کس در آسایش بخوابد ولی همسایه اش در رنج و سختی باشد یا هر کس محترمانه و با آبرو بخوابد و همسایه اش نیازمند حفظ آبرو باشد، نیز به خدا و روز بازپسین ایمان نیاورده است.
در قرآن کریم آمده است: «فَوَیلٌ لِّلْمُصَلِّینَ * الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ * الَّذِینَ هُمْ یرَاؤُونَ * وَیمْنَعُونَ الْمَاعُونَ؛ » [ماعون، 4_7] آیا می دانید در احادیث و در تفسیر این آیات چه آمده است؟ قرآن کریم می خواهد بگوید: نماز به تنهایی کافی نیست. وای بر نمازگزارانی که نسبت به نماز غافل و سهل انگارند. وای بر کسانی که نماز می خوانند ولی به نماز بی توجهی می کنند و آن را کوچک می شمارند و حتی آن را از یاد می برند. کسانی که در نمازشان ریا می کنند نیت شان نادرست است. آنان برای خدا نماز نمی خوانند. وای بر آنان. گروه سومی که وای بر آنان است، کسانی هستند که نماز می خوانند ولی از دادن زکات و احسان به فقیران خودداری می کنند؛ یعنی اگر همسایه شان به ظرفی یا مالی یا وسیله ای نیاز داشت، از برآورده کردن آن خودداری می کنند.
چگونه ممکن است انسان نماز بخواند و احساس کند که بنده خداست و همسایه اش نیز برادر او و بنده خداست ولی درد و رنج و نیاز او را درک نکند و از کمک به او دریغ کند؟ این غیر ممکن است.
سخنان من روشن است برادران؟ انسان در برخورد با همسایه، همشهری، یا هر انسان دیگری باید این احساس را در خود پدید آورد؛ به گونه ای که خود را جسم بزرگی فرض کند که هریک از انسانها جزئی از آن هستند. وقتی به شما گزندی می رسد من باید احساس درد کنم و بگویم «آخ». مفهوم است؟ روشن است؟ ما باید اینچنین باشیم. باید حس کنیم که جسم ما این بدنی نیست که آن را با لباس می پوشانیم و در اثر آن از دیگران متمایز می شویم. نه، این جسم من نیست. جسم و وجود من بزرگ و گسترده است و شما را نیز در بر می گیرد و اگر هر جزئی به درد آید باید بگویم «آخ»؛ یعنی احساس درد کنم و در صدد برطرف کردن رنج و درد برآیم، البته اگر ممکن باشد.
این احساس همان مفهوم دعای نخست است: «مواسات و همدردی با کسانی که روزی خود را بر آنان تنگ گرفته ای، روز ی ام گردان، از آن جهت که از فضل خود به من گشایش عطا کرده ای و رحمت خود را بر من گسترانده ای.» خدایا مرا به این افتخار بزرگ و مقام والا برسان که در آنچه دارم با دیگران شریک باشم به گونه ای که همچون شمع و چشمه و خورشید باشم و ثروت و اعتبار و مصالح دیگران را تنها برای خود نخواهم و دیگران را نادیده نگیرم، بلکه آنچه خود دارم، برای دیگران بخواهم و با آنان تقسیم کنم. امامان ما خود پیش از دیگران چنین می کرده اند و دستورات و آموزه های آنها تمرین و تربیت ما را از ماه شعبان آغاز کرده است تا برای ماه مبارک رمضان آماده شویم.
از امروز هر روز این دعاها را می خوانیم تا به یاد داشته باشیم که در ماه شعبان هستیم. روز دوشنبه و پنج شنبه هر هفته یا حداقل سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم و یا حداقل چند روز از این ماه را روزه بگیریم تا آمادگی ورود به ماه رمضان و میهمانی خداوند را پیدا کنیم.
سپس دعا دو بار به ما یادآوری می کند ـ یک بار نسبت به رسول اکرم و یکبار نسبت به ما ـ که ای فرزند آدم! هشیار باش که شاید این ماه شعبان آخرین شعبان عمر تو باشد، شاید این رمضان آخرین رمضان عمر تو باشد. چه کسی می داند چه پیش خواهد آمد؟ زندگی ما به گونه ای است که نسبت به هیچ یک از عوامل متزلزل کننده و بر هم زننده زندگی اختیار و کنترلی نداریم و هر لحظه ممکن است در معرض مرگ قرار بگیریم. این گونه نیست برادران؟ کدام یک از شما تضمین می کند که یک ساعت بعد زنده باشد؟ کدام یک از ما تضمین می کند که فردا زنده باشد؟ شاید بگویید من اهمیتی نمی دهم و به این چیزها فکر نمی کنم، ولی این یک امر مسلّم است. البته امید به ادامه زندگی به شما نیرو می دهد، ولی هیچ کس نمی داند آیا برای شما سانحه رانندگی پیش می آید یا نه؟ پیش از آنکه سانحه اتفاق بیفتد شما به آن فکر نمی کردید. همه ما خبر حوادث را می شنویم و آنها را می بینیم ولی فکر می کنیم این حوادث برای غیر ماست، و اطمینان داریم که حادثه ای برایمان رخ نخواهد داد، تا اینکه ناگهان حادثه ای اتفاق می افتد، مرگ نیز همین طور است. تا زمانی که زنده است احساس نمی کند که مرگ در برابر اوست، ولی حادثه ناگهانی قابل پیش بینی نیست، اگر انسان می توانست حوادث غیرمنتظره را پیش بینی کند دیگر غیرمنتظره و ناگهان نبودند. این طور نیست؟ اتفاقات ناگهانی به خاطر آن است که منتظر آنها نیستیم. بنابراین، هیچ یک از ما اطمینان نداریم که فرصت باقی است.
اسلام از ما می خواهد که یک لحظه از زندگی را نیز از دست ندهیم. در یک حدیث شگفت آور نبوی آمده است: «لو أن امرءاً مؤمنا قامت قیامته و بیده غرسه ی لغرسها قبل أن یموت؛ اگر مرگ مؤمنی فرا رسد و در دست او نهالی باشد، پیش از آنکه بمیرد آن را می کارد.» یعنی اگر انسان مؤمن در مزرعه اش مشغول کشاورزی باشد و مرگ او برسد، در حال مرگ نیز نهال را رها نمی کند و به کناری نمی اندازد تا جان بدهد، بلکه در همان حال درخت را در زمین می کارد و سپس می میرد. منظور این حدیث چیست؟ می خواهد بگوید: حتی همین لحظه کوتاه باقیمانده از زندگی را نیز از دست نده و در راه خیر از آن استفاده کند، و آن نهال را بکار، هرچند در آن حالت نامناسب باشی. از ما می خواهد که همه لحظه های زندگی را غنیمت بدانیم تا زندگی انسان سراسر خیر و برکت و رحمت و کارآمدی باشد.
این چه زندگی است که انسان در آن سودی برای دیگران نداشته باشد؟ انسانی که به دیگران سودی نرساند مرده است، وجود ندار همچون سنگ است. چه تفاوتی میان او و سنگ وجود دارد؟ سنگ وجود دارد و انسانی که خیر او به دیگرا ن نمی رسد نیز زنده است، ولی دوام و بقا و صلابت سنگ بیشتر است. مرگ و زندگی چنین انسانی چه تفاوتی دارد؟ هیچ تفاوتی ندارد. حیات انسان با مقدار خیری که از او سر می زند و با مقدار عطا و کارآیی که دارد و با خدماتی که به دیگران ارائه می دهد سنجیده می شود. زندگی این است و جز این هیچ نیست.
از ما می خواهند که این ساعات عمر خود را غنیمت بشماریم و آنها را با خیر و نماز و پرهیزگاری و خدمت به دیگران پر کنیم. همواره به ما تذکر می دهند که چه کسی به شما گفته است زنده خواهید ماند؟ هیچ کسی نمی تواند بقای خود را تضمین کند. پس آماده باشید. امیرمؤمنان علی(ع) فرموده اند: «تجهزوا رحمکم الله فقد نودی فیکم بالرحیل؛ آماده شوید، خدا شما را رحمت کند، چرا که بانگ کوچ را سر داده اند.» بانگ کوچ سرداده اند یعنی چه؟ یعنی یک بلندگو هر روز فریاد می زند: آماده شوید، راه بیفتید. بلندگو هم نیاز نیست. خود ما می دانیم که هر روز وقت کوچ است. وقتی کسی از دنیا می رود، ندایی است برای کوچ من.
هر روزی که می آید، هر طلوع و غروب خورشید بانگ برای کوچ است، زیرا هر روزی که می گذرد یک صفحه از عمر من ورق می خورد. هر ساعت و هر لحظه و هر ثانیه ای که می گذرد، از باقیمانده عمر من کاسته می شود….














دین امری شخصی است. و دینی که سیال و زنده نباشد، مایه مکافات و دردسر بشر است.
خداوند این شخصیت محبوب را چنا نچه در قید حیات است در امان و اگر به شهادت نائل امده اند از فوز بیکران خود مستفیض بفرمایند! پیشاییش حلول ماه خدا ضیافه الله و ماه عشق و تفکر را به همه ی دینداران و پارسایان راستین تیریک عرض میکنم.
تبریک ودرود فراوان به به همراهان سبز به مناسبت فرارسیدن این ماه مبارک ودرود بر شخصیت بزرگ ودوست داشتنی وانسانی موسی صدر
afsus ke hamchenin din shenasan ra az dast dadim ta diktatur haey inchenin din mohamd ra az byn bebarand