شوک هدفمندی یارانهها، بهت گرانیها
چکیده :اگر دولت نتواند از پس پرداخت یارانههای مردم بربیاید، آن وقت اگر دولتهای بعدی بخواهند آن را ادامه دهند آنها هم از پس آن برنمی آیند. در واقع این موضوع میتواند یک چالش را فراروی هر دولتی بگذارد، کما اینکه اولین چالش فراروی همین دولت هم خواهد بود؛ یعنی پایان سال فعالیت دولت پس لرزههای این چنین تصمیمی را خواهیم دید. اکنون که دولت در بودجه دارد و با صراحت هم اعلام کرده که بودجه آن کفاف عملیات سالانه دولت را نمیدهد اگر این گونه باشد خیلی جای تامل دارد. بنابراین یارانه اصلا یک مشکل جدید اقتصادی ما میشود....
محمد خوش چهره معتقد است هدفمندی یارانهها و بعضی از سیاستهای پولی و ارزی، جامعه را وارد مرحله شوک کرد و حالا افزایش قیمتهای اخیر، جامعه را به مرحله بهت رسانده است. او تورم را مهمترین پیامد طرح هدفمندی می داند و پیش بینی می کند که در پایان سال جاری شاهد پس لرزه های این طرح خواهیم بود.
هر اقتصاددانی برای برخی اتفاقات اقتصادی از تعبیر خاصی استفاده میكند. مثلا دكتر حسن سبحانی، اقتصاددان نوسان ارزی سال گذشته را با تعبیر «پسلرزه هدفمندسازی یارانهها» ریشهیابی كرده است و دكتر فرشاد مومنی، اقتصاددان هم پدیده «بهمن تورمی» را مطرح كرده است. یا دكتر محسن رنانی، اقتصاددان تعبیر«كهولت اقتصادی» را در مورد علل مشکلات اقتصادی كشور به كار برده است.
اما این بار دكتر محمد خوشچهره، عضو هیات علمی دانشگاه تهران كه به دلیل سوابق سیاسیاش معمولا تحلیلهای اقتصادی آمیخته به مسائل سیاسی داشته، از تعبیر بهت اقتصادی استفاده میكند. وی در گفتوگو با روزنامه آرمان از شرایطی سخن میگوید كه به تعبیر او جامعه پس از مواجه شدن با شوك افزایش قیمتها حال در بهت به سر میبرد:
اخیرا دولت تصمیم خود مبنی بر معاف شدن بخش تولید از افزایش نرخ حاملهای انرژی در فاز دوم هدفمندسازی را اعلام كرده است که هرچند برخی از این تصمیم استقبال کردهاند اما به نظر میرسد این موضوع دولت را در کسب منابع برای پرداخت یارانهها با مشکل مواجه کند. به نظر شما ادامه طرح هدفمندسازی یارانهها با چه چالشهایی مواجه خواهد بود؟
در مورد هدفمندكردن یارانهها باید اشاره کرد که این طرح همان طور كه پیش بینی میكردیم و در این مورد هشدارهایی میدادیم با مسائلی مواجه شده که نگرانیهای ما را در همان مسیر حفظ کرده است. البته این برای ما کارشناسان شاید خوشایند نباشد اما به هر ترتیب به هشدارها كم توجهی شد و اتفاقات کنونی رخ داد. البته واژه هدفمندكردن یارانهها قابل دفاع است؛ چرا كه هدفمندی یعنی ساماندهی و چون وضع قبلی یك وضع نابسامانی در تخصیص منابع و امكانات بود این تصمیم اتخاذ شد اما ما فقط توانستیم این رسالت را در این حوزه ببینیم كه طرح موضوع شده است و عدم درك صحیح مفهومی و محتوایی از آن، متعاقبا باعث اتخاذ روشها و شیوههای نامناسب و خارج كردن آن از فضای اقتصادی شد.
مصداق این روند را در چه میبینید و فکر میکنید علت آن چه بوده است؟
ببینید هدفمندکردن یارانهها در سطحی که فقط یک پرداختهای پولی دارد صورت میگیرد نزول کرده است؛ علی رغم اینکه فهرستی از آمال و آرزوها و مطالب مطرح شده بود که تحولات ساختاری و رونق تولید به وجود خواهد آمد و شکاف طبقاتی را پر میکند و مناسبات اجتماعی را از نظر درآمدی سامان میدهد که از همان ابتدا معلوم بود که اینها محقق نمیشود اما باز هم بر آن تاکید داشتند. برخیها هم که دفاع میکردند که این منشاء عدالت و بزرگترین اقدام جمهوری اسلامی است این را نهایتا در حد عدالت توزیعی تعریف کردند که البته خود همین بحث عدالت توزیعی هم جای بحث دارد. با وجود این، اگر عدالت توزیعی را هم قبول کنیم؛ آن وقت باید به معنای آن اشاره کنیم که یعنی میخواهیم عدالتی را از طریق تزریق پول برقرار کنیم. در این مورد باید اشاره کنم که این نوع عدالت به منزله تزریق پول به عنوان یک اقدام تاکتیکی و اقدامی ابزاری برای رسیدن به اهداف اصلی است. یعنی معمولا در جوامعی که انقلاب میشود مثل تجربه کشورهای آمریکای لاتین و موردهای دیگر در ابتدا برای پرکردن شکاف طبقاتی و درآمدی یا برای مقابله با بیماری به نام فقر یک اقداماتی انجام میدهند که این اقدامات در پرداختهای نقدی به فقرا و محرومان است و به آنها پرداختهایی صورت میگیرد که اصطلاحا از دید آسیب شناسی یا روشهای پزشکی اقدامات اولیه و مسکن وار نامیده میشوند. با این نوع اقدامات مسکنی، درد فقر کاهش مییابد و این درد تسکین ضمنی پیدا میکند تا بعد از آن، پزشک درمان خود را شروع کند. در این مرحله دیگر برنامه درمان مهم خواهد بود که باید دید پزشک میخواهد جراحی یا کار دیگری کند.
در واقع میخواهید بگویید که هدفمندسازی یارانهها فقط در حد یک مسکن بوده است؟
هدفمندی یارانهها فقط در حد مسکن دارد خودش را نشان میدهد و علاوه بر این، چون برنامه درمانی ندارد مکرر دوز آن اضافه میشود.
فکر میکنید این مسکن برای اقتصاد ایران چه پیامدهایی داشته است؟
سطح هدفمندی یارانهها در حد یک اقدام مسکن وار و تزریقی بوده که مشکل فقرا پایین بیاید. به همین دلیل یارانه داده میشود تا مسکنی برای اقشار کمدرآمد باشد و چون برنامهای نیست برای جلوگیری از دردهایی که رو به افزایش است تبعاتی خواهد داشت. در این شرایط به اصطلاح پزشکان دوز آن را اضافه میکنند و یارانه را دو برابر یا سه برابر میکنند در مجلس هفتم قبل از اینکه این طرح اجرا شود ما جزو مخالفان آن بودیم، نه به دلیل اینکه برای ساماندهی بود، چون اصل ساماندهی را که همه پذیرفتهاند اما مفهوم هدفمندی یارانهها این نیست که هر نسخهای را بپذیریم. باید دید که کدام نسخه جامعیت دارد. آن نسخهای که مطرح شد با آن نوع دلایل که بعدا هم اعلام شد متفاوت بود. گفتند میخواهیم در این طرح به تولید بپردازیم و تغییر ساختار تولید را با سهمی از این یارانه داشته باشیم که این گونه نشد. حتی برای سهم تولید مجلس بیشتر سعی کرد که به میزان 20درصد درآمدهای ناشی از هدفمندی یارانهها به دلیل فشارهای هزینهای بخش تولید به این بخش داده شود که البته اجرا نشد. بنابراین این اشکالها و ایرادهایی که از ابتدا از نظر محتوایی و بعد از نظر شکلی و بعد از نظر فرایندی در شیوههای اجرایی سر راهش بود خودش از عوامل عدم موفقیت کامل این طرح بود.
فکر میکنید اجرای چنین طرحی با این شیوه چه پیامدهایی برای اقتصاد ایران داشته است؟
پیامدهای مختلف این طرح را مشاهده کردیم. هرچند که دلایل ایجادی آن برای مقابله با بیعدالتی بود اما دیدیم که آن موقع عنوان شد گروههای مرفه انرژی بیشتری مصرف میکنند و از یارانه نان بیشتر بهره میبرند که هردو به اصطلاح قابل ایراد بود است و از آن سو، این مسائل به این مفهوم نبود که به روشهای دریافت مالیات از گروههای مرفه اقدام شود. از آن طرف آن دلایل عدالت اجتماعی بعدا با توزیع یارانه بین همه مردم که 74 میلیون نفر بودند کمی با ابهام مواجه شد. آثار و پیامدهای هدفمندی یارانهها این بود که تورم ایجاد کرد و آثار آن را در سبد و بودجه خانوار از بین برد. برخی افراد به صراحت معتقد هستند که اگر به وضعیت قبل برگردیم حتی با افزایشهای احتمالی قیمت ها، اما سطح رفاه در سبد هزینه خانوار مربوط به مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، حمل و نقل و موارد دیگر که درآمد به آنها اختصاص داده میشود. خیلیها که اهل فن هستند و حسابی مناسبات دارند بارها این را تکرار میکنند. اما این از نظر محتوای شکلی است. ولی آن چه که هست این است که هدفمندی یارانهها به عنوان یک مطالبه برای گروههایی از اجتماع پذیرفته شده است اما در مورد شیوههای آن باید از متخصصانی بهره برد. مخصوصا کسانی مانند مرحوم عالی نسب خیلی تاکید داشتند که در بخش کشاورزی قیمتها را بالا نبرند بلکه درآمد کشاورز را بالا ببرند.
منظور شما از این سخن چیست؟
معنای این سخن، آن است که با بهره وری تولید بیشتری انجام شود که سطح درآمد فرد کشاورز افزایش یابد. مثلا اگر کشاورزی یک هکتار زمین دارد میتواند با بهره وری از این هکتار، چند برابر برداشت کند البته نه اینکه قیمت را بالا ببرد بلکه با بهره وری نیروی کار خود میتواند در نیم هکتار به اندازه قبل درآمد داشته باشد. حال در این شرایط توزیع یارانه در بخشهایی مانند کشاورزان، تبعاتی دارد. حتی خود نمایندگان مجلس و اهل فن که با ما در ارتباط نزدیک هستند میگویند سطح تولید کشاورزی پایین آمده است.
آمارهای مرکز آمار هم نشان میدهد که در سال گذشته تعداد شاغلان کشاورزی کاهش پیدا کرده است.
چون کشاورزی کار پرمشقتی است. این کشاورزان یک دریافتی از منبع یارانهها دارند و این دریافت ها، یک عادت و رفتار مصرفی ایجاد میکند و بازگشت به کشاورزی به دلیل رهاکردن زمین و سایر موارد مختل میکند و در سطح اجتماع هم این عنوان مطالبه شده است. اگر دولت نتواند از پس پرداخت یارانههای مردم بربیاید، آن وقت اگر دولتهای بعدی بخواهند آن را ادامه دهند آنها هم از پس آن برنمی آیند. در واقع این موضوع میتواند یک چالش را فراروی هر دولتی بگذارد، کما اینکه اولین چالش فراروی همین دولت هم خواهد بود؛ یعنی پایان سال فعالیت دولت پس لرزههای این چنین تصمیمی را خواهیم دید. اکنون که دولت در بودجه دارد و با صراحت هم اعلام کرده که بودجه آن کفاف عملیات سالانه دولت را نمیدهد اگر این گونه باشد خیلی جای تامل دارد. بنابراین یارانه اصلا یک مشکل جدید اقتصادی ما میشود. بنابراین هر نوع فعل و انفعالی که الان دارد صورت میگیرد اصطلاحا انفعالی است. یعنی ما اگر مکررا یک گروههایی را از دریافت یارانه حذف یا کم کنیم یا یارانهای را به صورت انرژی دهیم همه اینها انفعالی خواهد بود. البته باید در نظر داشت که اینها ناشی از آن اشکال محتوایی است که دارد خودش را به صورت شکلی نشان میدهد. بنابراین به اعتقاد من تمام جوانب مربوط به یارانه دچار این چنین مسئلهای است و مخصوصا آثار و پیامدهای تورمی آن که برخی میگویند هزینههای تولید را بالا برده است با آن هدف اولیه در تضاد است. یا اینکه این طرح شکاف طبقاتی را زیاد کرد که این هم با هدف اصلی و با آن ادعاهای قبلی در تعارض است و استمرار آن هم دچار چالشهایی است. جریان اکنون را من شوکهایی میدانم که با هدفمندی یارانهها و بعضی از سیاستهای پولی و ارزی شروع شد و در کنار این شوکها، این افزایش قیمتهای اخیر جامعه را در حد بهت برده است. یعنی جامعه را از مرحله شوک به بهت برده است.
منبع: آرمان














به بهانه هدفمند کردن یارانه.هم خوب کاسبی کردنند و هم دستور امریکا را مو به مو (فشار اقتصادی) را اجرا کردنند.تف و لعنت باد به این حاکمیت ضد ملی وضد مردمی
دولت مخارج خودش رو بده ما بهش آفرین می گوییم. یارانه نقدی کاری عبث و عوامفریبانه بود که باید حذف شود و پرداخت یارانه روی کالاهای اساسی برای دهک های ضعیف جامعه جای آن را بگیرد.
عامل سه چیز است:
اول- ام الفساد، فوتبال غارت و حقوق ملیاردی و بانی و شروع زیاده خواهی
دوم- خیانت اشکار به امانت و بیت المال ملت- یعنی برداشتن معظم ثروت کشور توسط الف- رانتخواران وام بانکی توام با اختلاس ب- رانتخواران قراردادهای تحمیلی و رندان مطلع با نفوذ و حتی صاحب منصب شریک دزد و رفیق قافله در نفت و طلا و ارز!
سوم سند زدن کوهها و دشتها و بیابانها و ابهای کشور حتی جاده ها!! 6 دانگ بنفع اصحاب رانت و نفوذ و ببهانه توسعه! و بقیمت کوهی از فساد و تلمبار ثروت و دره های فقر و تهی ملت- امام علی ع پدر یتیمان و شهید عدالت 1400 سال پیش به این حقیقت اشاره فرموده!