سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ایران دیر به فکر میانجی‌گری بین اسد و مخالفان افتاد...

ایران دیر به فکر میانجی‌گری بین اسد و مخالفان افتاد

چکیده :رفتار ما در قبال بشار اسد منجر به این شد که کشورهای غربی ما را کاملا از عرصه دیپلماتیک در مورد سوریه حذف کنند. ما به جای توجه به واقعیات و استفاده از دیپلماسی برای پیگیری منافع ملی در برخی موارد ذهنیت ها و برداشت های خود را جایگزین واقعیت ها کرده ایم و موجب از دست رفتن فرصت ها و صدمه به منافع ملی ما شده است....


دکتر علی بیدگلی، استاد دانشگاه و تحلیل گر مسائل بین المللی در یادداشتی که در دیپلماسی ایرانی منتشر شد، با اشاره به اظهار نظر آقای صالحی در مورد آمادگی ایران برای گفتگو با مخالفان بشار اسد گفت این اظهار نظر نشان می دهد که ایران پس از ماهها واقعیتی به نام مخالفین در سوریه را پذیرفته است ولی ایران در بازی دیپلماتیک بسیار عقب مانده است. متن کامل این یادداشت را در زیر بخوانید:

روز گذشته علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه کشورمان از آمادگی ایران برای گفتگو با مخالفان بشار اسد خبر داد. از 16 ماه پیش که اعتراضات به حکومت بشار اسد در سوریه آغاز شد بسیاری معتقد بودند که ایران باید با پذیرش برخی واقعیت ها و مشکلات در سوریه تلاش کند که نوعی میانجی گری بین دولت سوریه و مخالفان آن انجام دهد.

سوریه متحد استراتژیک ایران در سه دهه گذشته بوده و قطعا از نظر این که نوعی پل رابط بین ایران و حزب الله لبنان محسوب می شده از اهمیت فراوانی برخوردار بوده است. از این رو ایران از ابتدای وقوع ناآرامی ها در سوریه به حمایت از بشار اسد دست زد. اما به نظر می رسد که ایران می توانست از همان ابتدا منافع خود را به نحو دیگری پیگیری کند.

با این حال سوال این است که آیا هنوز ایران می تواند چنین نقشی را در سوریه ایفا کند؟ به نظر می رسد پس از گذشت 16 ماه از بحران و کشته شدن بیش از 17 هزار نفر در این درگیری ها و ورود تمام عیار کشورهای منطقه و جامعه بین المللی به این بحران و همچنین مسلح شدن مخالفین از سوی کشورهایی مثل عربستان و قطر کمی این اظهار نظر دیر شده باشد. روز گذشته کمیته بین المللی صلیب سرخ جهانی اعلام کرد که بحران سوریه به یک جنگ داخلی تمام عیار تبدیل شده است. واقعیت های در صحنه نیز نشان می دهد که شرایط چندان برای میانجی گری سیاسی ایران فراهم نیست. کشتارهای اخیر در سوریه که آخرین مورد آن در روستای التریمسه اتفاق افتاد فارغ از این که به دست چه کسی صورت گرفته باشد نشان می دهد که بحران سوریه عمیق تر و گسترده تر از چیزی شده است که ایران بتواند آن را با میانجی گری حل کند.

متاسفانه نوع برخورد ما با موضع سوریه از ابتدا چندان واقع گرایانه نبوده است. ما بدون در نظر گرفتن امکان گفتگو و توافق با مخالفین از بشار اسد حمایت تمام عیار کردیم و از هرگونه کمکی به حکومت سوریه دریغ نکردیم. این مسئله موجب شد که مخالفین سوریه، ایران را در کنار بشار اسد و مقابل خود ببینند و هرگونه امکان ارتباط و تعامل از بین برود. حمایت ما از بشار اسد نه تنها بر وضعیت و نفوذ ما در افکار عمومی مخالفین دولت سوریه تاثیر گذار بود بلکه موجب شد که ما در برقراری ارتباط با افکار عمومی جهان عرب خصوصا در کشورهایی که دچار انقلاب شده بودند نیز دچار مشکل شویم.

نمونه این مسئله را می توان در مصر مشاهده کرد. انقلاب مصر به دلیل خصلت اسلام گرایانه آن می توانست به گسترش نفوذ ایران در منطقه کمک کند اما دیدیم که مسئله سوریه بر رابطه ایران با مصر سایه افکند و محمد مرسی، رئیس جمهور منتخب مصر عربستان را به عنوان اولین مقصد خارجی خود برگزید. این اتفاق و همچنین سفر هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا به مصر و استقبال گرم مرسی از او پیام بسیار مهمی برای ما دارد.

به نظر می رسد که ما به جای توجه به واقعیات و استفاده از دیپلماسی برای پیگری منافع ملی در برخی موارد ذهنیت ها و برداشت های خود را جایگزین واقعیت ها کرده ایم و موجب از دست رفتن فرصت ها و صدمه به منافع ملی ما شده است.

علاوه بر این رفتار ما در قبال بشار اسد منجر به این شد که کشورهای غربی ما را کاملا از عرصه دیپلماتیک در مورد سوریه حذف کنند. در هفته های گذشته شاهد بودیم که کوفی عنان و همچنین روسیه علاقه مندی خود را برای ورود ایران به گفتگوهای دیپلماتیک در مورد سوریه اعلام کردند اما با مخالفت کشورهای غربی به خصوص آمریکا این مسئله میسر نشد. این نشانه ای از ضعف دیپلماتیک ماست. چرا ما باید به نحوی رفتار کنیم و موضع بگیریم که ما از مسئله مهمی که کاملا با منافع استراتژیک ما پیوند خورده است حذف شویم؟ چرا باید کشورهایی مثل کویت و قطر در نشست هایی که آینده سوریه را رقم می زند دعوت شوند و ایران از این معادله حذف شود. باید توجه کرد در صورت سقوط بشار اسد و قطع ارتباط ما با حزب الله صحنه خاورمیانه تغییر خواهد کرد و اهرم های ما در منطقه به طور چشم گیری کاهش و یا حذف خواهند شد. این شرایط راه غرب برای فشار بیشتر بر ایران را باز می کند.

بنابراین حداقل شرایط کنونی بیانگر این است که ما در مورد منافع خود در منطقه و به خصوص در منطقه سوریه غفلت کرده ایم. ما باید وضعیت این کشور و تحولات در صحنه را با دقت دنبال می کردیم و در موقع مناسب با مخالفین بشار اسد وارد گفتگو می شدیم و اساسا اجازه نمی دادیم که بحران به سطحی برسد که جامعه جهانی و اتحادیه عرب و شورای امنیت وارد موضوع شوند. در حالی که ما متحد سی ساله سوریه هستیم و بیشترین نفوذ در این منطقه را داشته ایم در حال حاضر به دلیل اشتباه دیپلماتیک مجبوریم که همه تخم مرغ های خود را در سبد روسیه و چین بگذاریم و ببینیم که این دو کشور در تعاملات خود با کشورهای غربی و کشورهای منطقه نظیر ترکیه، قطر و کویت به چه تصمیمی می رسند.

باید توجه داشت که اگر روسیه و چین با قطعنامه های شورای امنیت در مورد سوریه مخالفت کنند به خاطر علاقه ای نیست که به بشار اسد دارند. بلکه این به دلیل اختلاف در سهمی است که آنها از قدرت بین المللی و جایگاه خود در نظام بین الملل طلب می کنند. آنها خواهان ایفای نقش مهم تری در عرصه بین المللی و تحولات سیاسی به خصوص در حوزه های نفوذ خود هستند. سوریه آخرین پایگاه روسیه در منطقه محسوب می شود و ایستادگی روسیه به دلیل این است که نمی خواهد بیش از این کشورهای تحت نفوذ خود را از دست دهد. بخشی از این موضوع نیز به دلیل مسئله لیبی است که روسیه احساس می کند با غرب همراهی کرد ولی در نهایت غرب روسیه را در تحولات این کشور بازی نداد. بنابراین آنها از ابزار دیپلماسی استفاده می کنند تا وزن و سهم خود را در بازی های بین المللی افزایش دهند. اینجاست که نشان می دهد تفاوت ما با آنها چیست. آنها حتی از مخالفت ایران برای افزایش قدرت خود استفاده می کنند.

بنابراین حمایت روسیه از سوریه معطوف به شخص بشار اسد نیست. این مسئله ای است که لاوروف نیز در سخنان خود گفته است که روسیه از شخص بشار اسد دفاع نمی کند. مسئله برای روسیه نگه داشتن سوریه در دست خود و طلب حق و حقوق بین المللی بیشتر برای خود است. روسیه احساس می کند که آمریکا در بهارعرب به روسیه امتیاز نداده و روسیه را به بازی نگرفته است. بنابراین با توجه به این که سوریه را آخرین پایگاه خود می دانند در این مسئله مقاومت می کنند تا امتیاز بیشتری بگیرند. به این جهت ممکن است امتیازات دیگری بگیرند و بشار اسد را قربانی کنند. در صورت وقوع چنین شرایط ما بازنده اصلی تحولات سوریه خواهیم بود. چرا که ما به واسطه وابستگی های عاطفی و ایدئولوژیک با بشار اسد قدرت و نفوذ خود را قربانی کرده ایم و اجازه داده ایم که روسیه از آن به نفع خود بهره برداری کند.

بنابراین به نظر می رسد که اظهار نظر آقای صالحی از این رو صورت گرفته که اولا ایران نسبت به تعمیق بحران در سوریه و گسترش آن به کل منطقه نگران است و لذا پس از ماهها واقعیتی به نام مخالفین در سوریه را پذیرفته است و اعلام کرده که حاضر است با آنها گفتگو کند. با این حال به نظر می رسد که کمی زمان برای چنین موضع گیری و پذیرشی گذشته است و ما در بازی دیپلماتیک بسیار عقب افتاده ایم.


6 پاسخ به “ایران دیر به فکر میانجی‌گری بین اسد و مخالفان افتاد”

  1. ارمان گفت:

    با سلام اقاي دكتر شما بهتر از بنده كه يك فرد معمولي هستم مي دانيد سردمداران ايران چيزي به نام منافع ملي نمي دانند .هيت حاكمه ايران در طول اين 33 سال منافع ايران را فداي عربها كرده است و كشور را به ورشكستگي كشانده اند .ما حامي بيگانگان هستيم و ملت خود را اجنبي و سر سپرده امريكا قلمداد مي كنيم در اين كشو انهايي كه در بوجود اوردن اين حكومت سهم به سزايي دارند الان در زندان و يا به تبعيد اجباري رفته اند انهايي كه در جنگ جانفشاني كرده اند و جانباز هستند الن در مخوفترين زندان حبس شده اند ما كجا دنبال منافع كشور هستيم .انهايي كه دلسوز نظام هستند و حرف صادقانه مي گويند چونمنافع شخص سردمداران به خطر مي افتد مار ك اجنبي مي زنند در كشور ما جاي حاكم و محكوم عوض شده است .

  2. ناشناس گفت:

    ساعت خواب!
    تازه تقلید غرب و شرق را که شروع کردید!
    وقتی مبنای شما کنز مال و سلطه و نه ایثار در راه خدا و اعتماد و تکلان بر قادر مطلق مقدر الاقدار و محول الاحوال باشد امروز زیر پای شیعیان امام را در عربستان خالی میکنید- همانطور که رئیس مجلس رانت! (نه مجلس ملی!) چشمک به قاتلین ضیوف الله در مکه زد و فردا دست رفاقت را از رفیقتان سوریه کنار میکشید و بیچاره سید حسن در لبنان پس فردا نوبت او خواهد بود!

  3. ناشناس گفت:

    بنظر منهم سرعت دیپلماسی در کشور ما بسیار پایین و غیر قابل انعطاف است. ما خیلی دوست نداریم در صحنه شطرنج بین المللی چیدمان مهره هایمان را تغییر دهیم که همیشه از این بابت ضرر کرده ایم.

  4. ترفند تازه گفت:

    علت پذیرش این میانجیگری جمهوری اسلامی هم از روی حسن نیت نیست. کار بشار اسد فوق العاده خراب شده است و تقریبا دمشق آماده سقوط است و اسد نیز آماده فرار است. حال جمهوری اسلامی میانجیگری را قبول کرده است که به هرقیمتی شده اسد را باز سرقدرت نگهدارد که طرف زیر آبی به کشتار مردم سوریه ادامه دهد و بودن اسد بر سر قدرت یک نوع قوت معنوی باشد برای رژیم لرزان جمهوری اسلامی. وگرنه اگر جمهوری اسلامی به مصلحت مردم سوریه فکر می کرد باید همان شانزده ماه قبل به اسد فشار می آورد که به جای قتل عام مردم سوریه دست به اصلاحات بزند. هر کس وقتی دارای قدرت است دست به اصلاحات بزند موفق می شود. اما اگر اصلاحات ازبیم سقوط باشد یا به فرمایش آمریکا و روسیه و جمهوری اسلامی و … آن اصلاحات البته بیشتر به درد عمه پادشاهان و رهبران و روسای جمهور مادام العمر می خورد. حال هم قصد دارند اسد را تا آخر این دوره ریاست جمهوری به هرقیمتی شده نگهدارند که هم جمهوری اسلامی را راضی کنند و هم خدا را چه دیدی شاید درعرض دوسال آینده ورق جوری به نفع اسد برگشت که البته ازآن خواب و خیالها ست زیرا عصر عصر پایان دیکتاتوری ها ست و همه دیکتاتور ها باید بروند.

  5. مسعود گفت:

    تتتحلیل بسیار منطقی وواقعگرایانه بود باید همه ی هم وغم ما منافع ملی باشد

  6. میانجی گری!!! گفت:

    به دیوانگی ماند این “میانجی گری”. اینها فکر می کنند با عده ای کلاه نمدی سروکار دارند. حال به بهانه و تحت عنوان “میانجی گری” میخواهند رفیق خود را نجات بدهند. اینهم که میگویند ما از ماهها پیش با مخالفان اسد تماس داشته ایم، حقیقت آنست که با آنها تماس داشتند و با دادن امتیازاتی، گروگانهای ایرانی را که به دست مخالفان افتاده بود آزاد کردند. فکر نکنید که با آنها تماس داشتند و مثلا به آنها کمک می کردند یا راه را از چاه به آنها نشان میدادند. مخالفان به روحیه واقعی جمهوری اسلامی کاملا واقفند و اصلا اعتماد و اعتقادی به اینها ندارند. عنان هم برای جوری جنس از ایرانی ها خواسته است که پا درمیانی کنند وگرنه همه میدانند نیت جمهوری اسلامی چیست. مقامات جمهوری اسلامی میدانند بعد از سوریه نوبت کدام حکومت است.