به جای انکار وجود زندانیان سیاسی، به وضع تأسفبار زندانها رسیدگی کنید
چکیده :به جای تکذیب و پنهان کاری و اتهامات بی اساس "وابستگی و لات بازی سیاسی" تا دیر نشده کاری کنید و به وضعیت نابسامان زندان ها رسیدگی کنید، به جای پاک کردن صورت مساله به فریاد زندانیان بیماری برسید که مرگ در یک قدمی آنان کمین کرده است. به جای توجیه و اتهام بستن به همین باقیاتی که با نظارت شورای نگهبان خودتان به مجلس راه یافته، چشم به واقعیات بگشایید و اندکی از این "رنج مضاعف" بکاهید. تاریخ نشان داده که عمر اقتدارگرایی از عمر همه کوتاهتر است و خداوند است که در کمین ظالمان و ستم پیشگان نشسته است....
کلمه – سید حامد آرین:
در حاشیه حمله روزنامه رسالت به علی مطهری
وضعیت زندان ها و بدرفتاری با زندانیان عادی و سیاسی طی سه دهه از عمر جمهوری اسلامی پرونده سیاهی از مسئولان قوه قضاییه و سازمان امور زندان ها از خود بر جای گذاشته که به رغم اعتراف به همه کاستی ها، تلاشی برای بهبود آن صورت نگرفته است.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وقتی نقل محافل خانوادگی انواع و اقسام شکنجه هایی بود که در زندان ها و بازداشتگاه های ساواک اعمال می شد، تصور زندانی که ندامتگاه باشد و محل نگهداری مجرمان، آرزویی بود در لا به لای قصه های بزرگترها برای کوچکترهایشان بارها گفته می شد.
اما گویی تنها آرزویی بود که در قالب کلام چندگاهی ماند و هر چه گذشت اخبار و گزارش هایی از زندان ها می رسید که با مرام دینی و اصول اسلامی سازگاری نداشت. حضور بازماندگان رژیم طاغوت و نفوذ ضد انقلاب برای بدنام کردن انقلابیون! شاید شایع ترین توجیهاتی بود که به گوش می رسید.
انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری دهم وقتی درهای زندان را برای بانیان جمهوری اسلامی هم باز کرد، آن زمان بود که آشکار شد بدرفتاری، تحقیر، شکنجه و تمسک به هر وسیله ای برای تحقق سناریوهایی ساختگی بخشی از واقعیت تلخی است که بیش از سه دهه بر زندان های جمهوری اسلامی سایه افکنده است.
نامه های تکان دهنده حمزه کرمی، عبدالله مومنی، عیسی سحرخیز، داوود سلیمانی و …. بیانگر شکنجه هایی بود که نه تنها فرد زندانی بلکه خانواده و آشنایان آنان نیز طی این مدت متحمل شده بودند. نامه هایی به بالاترین مقامات قضایی کشور که تاکنون بدون جواب مانده است.
وقتی پیکر بیمار سعید حجاریان در آفتاب تیرماه، نادیده گرفته شد، شاهد لخت کردن مهدی محمودیان در زمستان اوین بودیم. روزنامه نگار زندانی که به بیماری تنفسی مبتلاست و بر اثر بی توجهی های مسئولان زندان بخشی از شش خود را نیز از دست داد. کمتر کسی می توانست باور کند که اگر بدرفتاری صورت می گیرد صرفا به دلیل تخلف یک مامور است.
وقتی حمزه کرمی، رزمنده هشت سال دفاع مقدس به محسنی اژه ای از فشارهای روحی از جمله تهدید به اعدام و مرگ، تهدید به تجاوز و تهدید به استعمال بطری توسط بازجوها نوشت، همگان بر این باور بودند که به سرعت با چنین خاطیانی برخورد می شود تا چهره نظامی را که حاصل خون صدها هزار شهید و جانباز است، از این همه رفتارهای ضدانسانی بری کنند.
اما دریغ و اسف که حتی وقتی دادن فحش های رکیک و ناموسی، اتهامات اخلاقی، دروغ بستن به خانواده، دروغ و تهمت، تحقیر و فحاشی، فرو کردن سر در چاه توالت و آزار جنسی و روحی نیز توسط حمزه کرمی و سایر زندانیان به وضوح تشریح شد، باز هم دستگاه قضا خود را بی نیاز از پاسخگویی دید.
دستگاه قضایی که دادستانش حاضر به یراق است برای شکایت از روزنامه ها و رسانه ها و اعلام جرم علیه زندانیانی که سالهاست در حبس اند. دستگاه قضایی که رییس کمیسیون حقوق بشرش ابایی ندارد از اینکه بگوید در زندانهای ما تک و توکی بدرفتاری هست، اما تحت نظر و پیگیری است! حال آنکه تاکنون هیچ گزارشی از رسیدگی به چنین تخلفاتی ارائه نشده است.
دستگاه قضایی مفتخر است که حتی گوش به فرمان رهبری نظام هم نیست و سفارش اکید رهبری مبنی بر محاسبه ده روز حبس عادی با یک روز زندان انفرادی را هم نه تنها لحاظ نمی کند، بلکه دوستان و همفکران قاضی القضات که دستی بر رسانه دارند، اول منکر وجود هر زندانی سیاسی می شوند و بعد منکر هر گونه بدرفتاری و زندان انفرادی!! واسفا در نظامی که مدعی الگو برداری از حکومت مولی الموحدین است، روی استالین هم سفید شده و دیکتاتورهای شرق برای آموزش باید به خدمت قاضیان و دادستان های قوه قضاییه بیایند.
سوال این است: در حالی که هیات های ویژه برای اجرای منویات رهبری تشکیل می شود و همگان خود را ذوب در امر رهبری می دانند و برخی خود را ملزم می دانند حتی بین خطوط صحبت های ایشان را هم بخوانند و سخنان ناگفته او را هم بشنوند و برای اجرای آن طرفه العینی تعلل را هم حرام می دانند، چگونه است این توصیه موکد آیتالله خامنه ای مدت هاست بر زمین مانده است؟
بر اساس نص صریح آموزه های دینی و فقهی، زندان جایگاه در باورهای اسلامی ندارد. مردم از خود می پرسند فلسفه این همه زندانی که اداره آن حتی از سازمان امور زندان ها و نهادهای امنیتی و قضایی خارج است، چیست؟ چرا تعداد زیادی از شهروندان، برخلاف سفارش اکید رهبری مبنی بر محاسبه ده روز حبس عادی با یک روز زندان انفرادی، باید بدون هیچ جرمی در حبس باشند؟ و چرا این “فرموده رهبری” به زمین مانده و دستگاه قضاییه اقدامی برای این امر نمی کنند؟
در کنار همه بدرفتاری ها و اعمال غیرانسانی در بازداشتگاه ها، زندان انفرادی رنج مضاعفی است که گاه و بی گاه بی هیچ دلیلی، بر زندانیان تحمیل می شود. زندان انفرادی در تعریف خود نوعی از شکنجه سفید است. شکنجه ای که مغایر با قانون اساسی و کنوانسیون حقوق بشر است.
در زندان انفرادی که مبتنی بر محرومیت فرد از محرک های و داده های بیرونی است، سعی می شود فرد را دچار مشکلات شدید روحی و جسمی کنند. در این شیوه که برای تسلیم کردن فرد صورت می گیرد، با کنترل محرک های حسی از قبیل نور و صدا تلاش می شود تا زندانی را دچار فلج ذهنی و روحی کنند. به گونه ای که برای انجام هر عملی آماده شود.
رهبری که سابقه بازداشت و تبعید و انفرادی را در پرونده مبارزات سیاسی خود در زمان شاه دارد، به سختی زندان و آن هم زندان انفرادی آگاه است و از این رو چنین پیشنهادی را مطرح کرده بود.
وی که در سال 1342 در زندان قزل قلعه دو ماه در حبس انفرادی بود، می گوید این مدت برایش قابل قیاس با سایر سال های زمان حبسش نیست. وقتی رهبری می گوید “سختیهایی که در این بازداشت تحمل میکرد، فقط برای آنان که آن شرایط را دیدهاند، قابل فهم است” اشاره به درد بزرگتری دارد که شایسته است مسئولان قضایی کشور حداقل برای اینکه اندکی از این فضای بسته و بحران پیچیده بکاهند، راهکاری سریع بیابند تا شاید بتوانند آنان را که علاوه بر رنج “حبس های غیرقانونی”، رنج “انفرادی” را نیز تحمل کرده اند، التیامی دهند.
رهبری بهتر از دیگران می دانند برای جوانترهایی چون مهدی محمودیان و مسعود باستانی و امید کوکبی و بهاره هدایت و ضیا نبوی و مجید دری و بهمن احمدی و …. که محفوظات کمتری برای مشغول کردن خود در یک سلول انفرادی را دارند، چقدر دشوار خواهد بود که بتوانند روزها و بلکه ماه ها در این سلول ها دوام بیاورند. هر چند بزرگانی چون مهدی خزعلی، داوود سلیمانی و محمد نوری زاد و … از این همه رنج و ستمی که در انفرادی متحمل شدند، لب به شکوه گشودند.
گاهی باید چیزی را فقط تجربه کرد تا بتوان به آن عمل نمود و از این رو بود که امیرالمومنین هیچ گاه در سیری سر بر بالین ننهاد تا شاید بتواند درد گرسنگان را بفهمد و نکند در همه قلمرو تحت فرمان او کسی گرسنه به بالین رفته باشد. اما گویی رهبری و کسانی چون ایشان که خود سابقه حبس و زندان در زمان طاغوت را هم داشته اند، زیر پرچم جمهوری اسلامی هر امر ناپسند و حتی حرامی را برای حفظ قدرت مباح می دانند.
زندان هایی که هم غیر قانونی است و هم غیر شرعی و ” مجازات مضاعف” و تعدّی به حقوق زندانی و انسانی است. مجازاتی که بر اساس احکام اسلامی، اجرا کننده آن مجرم است، چه رسد به حکم دهنده آن.
بر اساس ماده 4 قانون مجازات اسلامی، صرف انتقاد از نظام سياسي يا اصول قانون اساسي يا اعتراض به عملكرد مسئولان كشور يا دستگاههاي اجرايي يا بيان عقيده در ارتباط با امور سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و نظاير آن جرم محسوب نميشود.
همچنین در هیچ جایی از تاریخ اسلام، سابقه ای از حبس انفرادی و مجازات مخالفان دیده نشده که اینک افتخار حاکمیت کنونی، فعالان سیاسی و روزنامه نگارانی است که زندان هستند و رییس سازمان زندان ها افتخار می کند که آمار زندانیان سیاسی که او “امنیتی” می خواند یک در هزارم هم نیست و دیگری به کلی منکر وجودشان می شود!
باید گفت که حتی یکی هم باشد زیاد است، مگر امیرالمومنین در طول حکومت 5 ساله خود، چند “زندانی امنیتی” داشت. مگر وقتی در مسجد كوفه، گروهي عليه اميرالمؤمنين صحبت ميكردند و يكي از آنها قسم خورد كه حضرت را خواهد كشت، کثیر حضرمی او را کتف بسته به خدمت حضرت علی نبرد؟ واکنش آن حضرت چه بود؟ حبس و انفرادی یا فرمان به آزادی؟ مگر حضرت علی نفرمودند که : آزادش كن! توقعداري كه قبل از اقدام به قتل، او را بكشم! مگر آن حضرت نگفت ” اهانت کردن به من جرم نیست”. پس اینک ما را چه شده که نیت خوانی می کنیم و افراد را به حبس می بریم؟
در تاریخ حکومت حضرت علی موارد مستند از “دشنام به امیرالمومنین”، “تشکیل تجمعات علیه حکومت علی”، ” تشویش اذهان عمومی” و … در کتب تاریخی ثبت شده است. اما آیا گزارشی در تاریخ مبنی بر فشار و حبس و تبعید و ظلم به آنان مشاهده شده است؟
مگر کسانی چون خریت ابن خارث که بر علی خروج کردند، به زندان رفتند؟ مگر آنان که علیه حضرت جنگ جمل راه انداختند محبوس شدند؟ اگر امیرالمؤمنین آنها را حبس کرده بود که دیگر جنگی صورت نمی گرفت. مگر علی نگفت: انا لو فعلنا هذا لكل من نتهمّه من الناس ملأنا السجون منهم” که نمی توان زندان ها را از مردم پر کرد قبل از آنکه عملی انجام شده باشد؟
مگر حضرت علی نفرمود اگر کسی اهانت کرد، شما هم اگر خواستی اهانت کن، اما حق نداری آزادی او را سلب کنی؟
برای ما که مدعی هستیم حکومتی به نام اسلام برپا کرده ایم و سالی را به نام مبارک “امام علی” می نامیم، آیا شایسته است تا این اندازه از سیره آن حضرت دور باشیم؟ برای ما که در همه خطبه ها و سخنانمان نمونه ای از خوارج و مارقین و ناکثیان شاهد مثال می آید، سزاوار است که از “عدل علوی” و “عطوفت و مدارای علوی” تا این حد فاصله گیریم؟ مگر علی همان نبود که در بستر شهادت هم نگران بود نکند حسنین با قاتل او که عالمی را عزادار کرده بود، به انصاف عمل نکنند؟ مگر علی در حالی که چند ساعتی به لحظه دیدارش با حضرت حق نمانده بود، فرمان به “عدل و داد” برای کسی که بر “امیرمومنان” شمشیر کشیده بود نداد؟
حال ما را چه شده است که فرزندان این مرز و بوم را به جرم خدمت خالصانه به حبس برده ایم و سزای همه مجاهدت هایشان در زندان های ساواک و سال ها مبارزه برای برپایی جمهوری اسلامی با حبس و قهر می دهیم؟ مگر اینان که امروز زندان های ما را دانشگاه کرده اند، هر یک نشانی از جبهه های غرب و جنوب با خود ندارند؟ مگر سر جانباز این انقلاب را باید در توالت فرنگی فرو برد؟ و تن بیمار آن دیگری را در سرمای زمستان و گرمای تابستان آزرد؟ مگر پاداش سال ها تلاش برای عظمت جمهوری اسلامی در رده های مدیریتی سلولی سرد و تاریک است؟ آیا سزای او که در همه سال های جنگ، جوانی خود را در جبهه ها گذاشته بود و یادگار جبهه را در تن رنجور خود دارد، در این سال های میانسالی زندان است؟ مگر قریب سه سال نیست که همه دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی به کار گرفته شده تا چیزی فراتر از یک خروار ” کلمات دلسوزانه برای حفظ جمهوری اسلامی” از این حبسیان بیابد و هنوز موفق نشده است.
آیا کسانی که سال ها همرزم و همکار و همراه این انقلاب و نظام بودند، اینک سزایشان ” نفی بلد” و “حبس” و “انفرادی” است ؟ در حکومت علی ابن ابیطالب “هتاک” و ” مخل امنیت” و ” محارب به امیرالمومنین” جان و مالش آسوده بود و در نظامی که به نام علی برپا شده، مریدان آن حضرت و حامیان و دلسوزان بحق جمهوری اسلامی جان و مال و خاندانشان نه حرمت دارد و نه حریم. آیا کسانی که در جمهوری اسلامی به حبس رفتند، قابل قیاس با کسانی هستند که در زمان امیرالمومنین خروج کردند و مستقیم روی در روی آن حضرت قرار گرفتند؟ کسانی که حتی طی این سه سال نتوانستید برای یکی از ادعاهای خیالی و سناریوهای ساختگی خود، سندسازی کنید برایش و آن را هم به اثبات برسانید. پرونده کسانی که فقط پر است از “خدمت خالصانه” و اینک “شکیبایی و استقامت” در برابر دایگانی که ” ثمره” سال ها مجاهدت را یک جا بر باد می دهند. کسانی که همه جرمشان استقامت بر اصول سه گانه انقلاب ” استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی” است.
مردم از خود می پرسند پس از سی و چهار سال هنوز باید شعارمان ” آزادی زندانی سیاسی” باشد؟ این پرسش همچنان باقی است، چرا هیچ اراده ای برای آزادی زندانیان سیاسی نیست؟ چرا به رغم تاکید علما، مراجع، شخصیت های سیاسی و همه دلسوزان کسی صدای مظلومیت این زندانیان و خانواده های آنان را نمی شنود؟ حال که همسران و فرزندان، خواهران و برادران همه با متانت و نجابت این رنج طاقت فرسا را تحمل می کنند، چرا به فرمانی که خودتان هم ابلاغ می کنید، پای بند نیستید؟ چرا با محاسبه ده روز برای هر یک روز تلخ زندان انفرادی، چاره ای نمی یابید تا حداقل گروهی از این بی گناهان که به احکام ظالمانه به حبس رفته اند، آزاد شوند؟ و هزاران پرسش بی پاسخ دیگر که بی شک تاریخ پاسخ های مناسبی برای آن خواهد یافت.
اما این فقط فریاد دوباره ای است بلکه به جای تکذیب و پنهان کاری و اتهامات بی اساس وابستگی و لات بازی سیاسی تا دیر نشده کاری کنید و به وضعیت نابسامان و تأسف بار زندان ها رسیدگی کنید، به جای پاک کردن صورت مساله به فریاد زندانیان بیماری برسید که مرگ در یک قدمی آنان کمین کرده است. به جای توجیه و اتهام بستن به همین باقیاتی که با نظارت شورای نگهبان خودتان به مجلس راه یافته، چشم به واقعیات بگشایید و اندکی از این ” رنج مضاعف” بکاهید. تاریخ نشان داده که عمر اقتدارگرایی از عمر همه کوتاهتر است و خداوند است که در کمین ظالمان و ستم پیشگان نشسته است.














گالیله چه چیزی داشت که هنوز بعد از این همه سال از تاریخ، بزرگان جهان نامش را به نیکی می برند؟
گالیه چطور گالیه شد؟ مگر نه آن بود، که “نادانی” کلیسا ، گالیله را گالیله کرد!
پیام استاد سمندریان وقتی می گقت: اگر نتوانم «گالیله» را اجرا کنم دستم از گور بیرون می ماند. چه بود؟ پس چرا نتوانست اجرا کند؟
آقای … ای ! گالیله جام شوکران را ننوشید تا حقانیت کلامش بر زمین نماند. شما که هرچه حقانیت بود را بر باد نادانی داده اید چرا جام شوکرانتان را نگاه می کنید؟ چگونه شب ها سر بر بالین خواب می گذارید وقتی «گالیله» و «سمندریان» بیدار هستند.
امروز اما شاگردان سمندریان و همراهانشان نمایش نامه «گالیله» را به کارگردانی ایشان و برای همهء دوران در اجرا دارند:
زمین گرد است و دور خورشید میگردد!
عدل وقضاوتی هم که زندانی سیاسی و جرم سیاسی ندارد، اصلاً وجود ندارد!
از نظر مردم این بزرگواران جرمی مرتکب نشده اند که بخواهیم یک روز انفرادی آنها را ده روز اعلام کنیم. تمامی مدت این حبس ها غیر قانونی است.
raeese daneshmandan ham khodesho baraye riyasat antekhab nemikoneh balkeh oon daneshmandanad ke ou ra antekhab mikonand
اگر جیره خوران رو از ملت ایران کم کنیم حدود 65 میلیون زندانی داریم.البته خوده آقایون هم کمتر از ما زندانی نیستن.وقتی برای رفتن به د… هم باید محافظ داشته باشن پس خودشون هم زندانی هستن.حتی با سیاستی که دارند ایرانی های خارج از کشور رو هم به نوعی زندانی کردن.امروزه میبینیم که چه مشگلاتی برای ایرانیهای مقیم کانادا ردست کردن .
آنچه که مبنای عمل با زندانی سیاسی است ، کینه و نفرت تزریق شده به زندانبانان و بازجویان و حتی دادستان تهران نسبت به مخالفان است . به غلاوه خوش خدمتی برای تقرب جستن به مقام مافوق . موانع را هم آقای خمینی با تیز بینی از میان برداشت . ایشان گفت که حکومت (قدرت )یکی از شئون نبوت است و میتواند فروع دین مانند نماز و روزه و حج را هم تعطیل کند و این یعنی تعطیل اسلام و خلاصه کردنش در حکومت ، چرا که اسلام در نظر توده مسلمان غیر این فروع نیست .
براي گنهكار در قيامت جزاي شكنجه وازار وسوزاندن بدن وموادداتشين مذاب درگلويش ريختن وتجاوز مستمر وعده داده شده است اين تفسير تيمور لنگ بود وخود رامفتي ومرجع ميدانست واين احكام را تا مصادره وتصاحب ناموس ديگران را برخود مباح ميدانست ؟؟؟؟؟؟؟؟