سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » میلاد «جان» های آزاد و به «تن» در قفس...

میلاد «جان» های آزاد و به «تن» در قفس

چکیده :عمر بر همگان می گذرد، چه آزاد و چه دربند، هم آن کس که نهال آزادی و آزادگی را در خویش و غیر خویش، آبیاری و تیمار می دارد، و هم آن کس که آن را افسرده و می پژمراند. هر دو یک گام دیگر به پایان مهلت پیش روی و مواجهه با روز داوری، نزدیک تر می شوند. روزی که همراه باطلوع خورشید حقیقت، پرده های غفلت و فریب و پندارهای بدل از واقعیت، از برابر چشم ها، گوش ها و دلها کنار می روند. و هر کس بر وضعیت حقیقی وجود خویش بینا می گردد....


حبیب الله پیمان

سومین سال است که دوست عزیزمان خسرو دلیرثانی، سالروزتولدش را درچهاردیواری زندان «جشن» می گیرد. هم بندهای او نیز دیری است، شاهد آمد و شد سالهائی اند، امانت دار انبوهی از خاطره های تلخ و شیرین و حوادث و کردارهای زشت و زیبا، که با هرگذر خود، سالی بر سالهای عمر نه چندان آسوده ولی پر بارشان می افزایند.

عمر برهمگان می گذرد، چه آزاد و چه دربند، هم آن کس که نهال آزادی و آزادگی را در خویش و غیر خویش، آبیاری و تیمار می دارد، و هم آن کس که آن را افسرده و می پژمراند. هر دو یک گام دیگر به پایان مهلت پیش روی و مواجهه با روز داوری، نزدیک تر می شوند. روزی که همراه باطلوع خورشید حقیقت، پرده های غفلت و فریب و پندارهای بدل از واقعیت، از برابرچشم ها، گوش ها و دلها کنارمی روند. و هر کس بر وضعیت حقیقی وجود خویش بینا می گردد (۱) و از آن چه (از خوبی ها) از پیش انجام داده و یا به غفلت، پشت سرافکنده باخبرمی شود (۲) به دنبال وقوع رخدادی بزرگ (۳) معیارهای سنجش عوض می شوند، عذر و بهانه ها و توجیهات شرعی و قانونی، رنگ می بازند (۴) در روشنائی حقیقت و آزادی، و در برابر چشم های همگان، فرد فرد انسان ها برای وزن کشی با ترازوی عدالت، در پیشگاه وجدان خودآگاه خویش و جامعه فراخوانده می شوند. نه برای تعیین میزان ثروت های اندوخته و یا بر باد داده، و نه تعداد مدال های افتخار کسب پیروزی در میدان های نبرد برسر قدرت و پول و یا وسعت و عمق ویرانی های برجای مانده ازآن ها و نه حجم دروغ ها وتوجیه هائی که برای فریب خلق و وجدان خویش، به هم بافته اند، چرا که این ها برون دادی ازجنس حقیقت و نیروهای نامیرای زندگی بخش، ندارند تا قابل توزین باشد(۵) بلکه برای سنجش میزان آگاهی و بصیرتی که به مردم ارزانی داشته اند، استعدادهای خلاقه ای که در آنان پروراندند، شادی وامیدی که دردل های افسرده پدید آوردند و مجاهدت هائی که برای رهائی مردم از بند فقر، جهل، استبداد و بی عدالتی و کاستن از رنج های بی شمار آنان، به خرج دادند. هرکس سهم بیشتری ازاین توانائیهای مقوم زندگی و پرورش دهنده آزادی نصیب خود کرده است، با سربلندی، رضایت خاطر و اعتماد به نفس بیشتری به حیات پرثمر وهستی بالنده ی خود ادامه می دهد(۶).

« ای جان ایمن و آرامش یافته، خشنود (ازخود و خدا) و با رضامندی (کامل)، به سوی پرورش دهنده ی خویش بازگرد»(۷). و آنان که زیستنی انگل وار و غیرمولد داشته، هنری جز اعمال خشونت و تخریب و آزاردادن و آسیب رساندن نیآموخته اند، وجودی نازا، میرا و تهی ازعشق نصیب می برند و آینده ای پرتنش و آزار دهنده درانتظارشان خواهد بود . ۸

خسرو عزیز، بی تردید هر یک سال که ازعمر تو و دیگر زنان و مردان آزاده و دربند ستم می گذرد، بر وزن دستاوردها و میزان قابلیت های وجودی ونیروی ماندگاری (و نامیرائی) و نشاط روحی و رضایت خاطر و اعتماد به نفس تان افزوده می شود . زیرا اعتلای وجودی و جاودانگی، بهره انسانهای خودآگاه و آزاده ای است که با وفادار ماندن به حادثه انفجار نور، شیوه زندگی و نحوه ی « بودن»شان را در راستای افقی که آن رخداد در برابر مردمان گشوده است، تنظیم می کنند و شیوه ی زندگی و نحوه «بودن» و جهت «شدن»شان را مبتنی بر حقایق و ارزش های برون جوشیده از آن واقعه بزرگ برمی گزینند. و به هدایت شعورخود-خداآگاه خویش، درفرایندهای معطوف به حقیقت و رهائی شرکت جسته، بار امانت زیستن، بودن و شدن آزاد ، خودآگاهانه، مسئول و عاشقانه را شجاعانه بر دوش های خود حمل می کنند.

مقایسه کنید با کسانی که شیوه بودن شان، نه مواجهه خلاق با زندگی (خود و غیر خود) که لازمه اش تکیه برعنصر نامیرای شعورالهی خویشتن است، بلکه زیر تأثیر سائقه مرگ وارد عرصه ی کنش با خود و دیگران می گردند. ولاجرم حاصل عملکردشان، جز انحطاط و اضمحلال و فروپاشی درونی و فساد و ویرانی زیستگاههای طبیعی وانسانی نمی باشد. آنان، وقتی در روز بیداری و داوری به درون خود و فضای حیاتی پیرامون خویش می نگرند، جز تباهی وسیاهی و نفرت وبیزاری ازخویش نمی بینند و استشمام نمی کنند و از درون، احساسی جز سوزش شعله های فراگیر آتش حسرت و پشیمانی و شرمساری و ناتوانی درعین تنهائی و بی کسی، آنان را به خود نمی آورد. « به دوران سوگند، که بی گمان آدمی درمسیر زیانمندی ونابودی است، به جز کسانی که ایمان آورده بادرگیر شدن درعمل صالح، یکدیگررابه حق گوئی وحق خواهی واستقاما وپایداری سفارش می کنند». ۹

(۱) سوره قیامه آیه ۱۴

(۲) سوره قیامه آیه ۱۳

(۳) سوره واقعه آیات ۱-۲

(۴) سوره قیامه آیه ۱۵

(۵) سوره کهف آیات ۱۰۳-۱۰۵

(۶) سوره قارعه آیه ۷

(۷) سوره فجر آیات ۲۷-۳۰

(۸) سوره قرعه آیات ۷-۸

(۹) سوره والعصر

 


یک پاسخ به “میلاد «جان» های آزاد و به «تن» در قفس”

  1. ناشناس گفت:

    متشکر از سایت کلمه برای پوشش اخبار زندانیان سیاسی