مناظره راکعی و آرینمنش درباره حجاب زنان و قانون آن
چکیده :راکعی: من خودم هم از کسانی هستم که قبل از انقلاب، حجاب را با مطالعه، آگاهانه و داوطلبانه پذیرفتم. اما متاسفانه پس از انقلاب، عدهای به شعار «یا روسری یا توسری» رو آوردند و امروز بازماندههایشان را در همین بگیر و ببندها، خصوصا در مورد خانمها میبینیم. در برابر این اقدامات، متاسفانه برخی از زنان و خصوصا دختران جوان به رفتارهای واکنشی متمایل شدند./ آرین منش: الان حجاب و پوشش در بین عموم مردم و به خصوص نسل جدید به صورت یک ارزش والا درنیامده است. لذا نقایض عمدتا در فعالیتهای ایجابی و فرهنگسازی است....
سایت جماران در گفت و گوی مکتوب با فاطمه راکعی و جواد آرین منش، نواب رئیس کمیسیونهای فرهنگی مجلس ششم و هشتم، مساله حجاب و به ویژه موضوع قانونگذاری درباره آن را به بحث گذاشته است؛ مصاحبه ای که تفاوت نگاه دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب را به طرح موسوم به گسترش حجاب و عفاف به خوبی نشان می دهد. به نوشته جماران، مصاحبه با این دو به صورت مجزا انجام شده، اما به دلیل مشابهت سوالها و هم ترازی مصاحبه شوندگان محترم، بدون هیچگونه کم و کاست و فقط با ویرایش ترتیب سوالات، دو نظرگاه مختلف در کنار هم آمده است:
آقای دکتر آرین منش! طرح «توسعه فرهنگی حجاب و عفاف» طرحی است که از بدو تصویب، حرف و حدیثهای زیادی به دنبال خود کشاند. لطفاً جزئیات این طرح را توضیح دهید.
آرین منش: طرح توسعه عفاف و حجاب، از جمله مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی است که فکر میکنم ابتدا در شورای فرهنگی و اجتماعی زنان مطرح شد و بعد هم به تائید شورای انقلاب فرهنگی رسید. موضوع طرح حجاب و عفاف است. با توجه به اینکه حجاب در فرهنگ اسلامی و ایرانی ما از مهمترین نمودهای فرهنگی و اسلامی و اجتماعی و یک فریضه دینی است و با توجه به ضرورت نهادینه کردن و توسعه فرهنگ عفاف و حجاب، و پیشگیری از آسیبهای ناشی از ترویج فرهنگ بیگانه و فرهنگ غرب در جامعه ما مطرح شد. در این طرح، ضرورت تداوم آموزش نسل جوان و تبیین اهمیت عفاف و حجاب و ضرورت توجه خانوادهها به مسئله عفاف و حجاب و همینطور ضرورت توجه نظام آموزش و پرورش، دانشگاهها و سالمسازی محیط اجتماع در ارتباط با توسعه و نهادینه کردن فرهنگ عفاف و حجاب مطرح شد.
در این طرح، یک سلسله سیاستها و راهکارهایی مورد توجه قرار گرفت که از آن جمله میتوان به اولویت قرار گرفتن عفاف و حجاب در برنامههای اجرایی کشور، توجه به نوع پوشش و لباس، لزوم نظارت دستگاههای فرهنگی، اجتماعی و اجرایی به توسعه و نهادینه کردن فرهنگ عفاف و حجاب، توجه به استانداردهای فرهنگی، الگوهای مناسب پوشش و حجاب، لزوم رفع خللهای قانونی در این زمینه، فراهم کردن زمینه عرضه پوشش مناسب و ارزان، و انتشار کتب و نشریات لازم اشاره کرد. در مجموع در این طرح، 16 سیاست مورد تاکید قرار گرفته و برای 25 دستگاه اجرایی، مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صدا و سیما، نیروی انتظامی، سازمان ملی جوانان، سازمان تبلیغات، وزارت آموزش و پرورش و… وظایف اجرایی مشخصی را در طرح برای توسعه دادن و نهادینه کردن عفاف و حجاب تعبیه کرده ایم.
این 16 سیاست کلی به ابلاغیههایی که به دستگاهها شده است برمی گردد؟
آرین منش: بله. ابتدا سیاستها مشخص شده، سپس این سیاستها تبدیل به راهکار اجرایی شده و نهایتا راهکارهای اجرایی مشخصی برای هر دستگاه درنظر گرفته شده است. مثلا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که متولی امور روزنامهها، رسانهها، نشریات و هنر و فیلم… چگونه از این ابزارها در جهت ترویج عفاف و حجاب استفاده کند و در این زمینه عمل کند. یا مثلا وزارت بازرگانی که وظیفهاش حمایت از صنوف تولیدکننده لباس و پوشش است، چگونه در طراحی لباس و پوشاک مناسب و تولید آن از پدیدآورندگان و تولیدکنندگان و صنوف مرتبط مثل طراحان حمایت کند و یا صدا و سیما که چگونه الگوی مناسب پوشش و حجاب را در برنامههای تولیدی و سریالها مورد توجه قرار دهد.
در برخی خبرها درج شده است که در کنار نیم درصد ردیف بودجه هر وزارتخانه که مختار در مصرف آن است، حدود 15میلیارد تومان بودجه برای اجرایی شدن این طرح تخصیص داده شده است. آیا آمار دقیقتری در این زمینه وجود دارد؟
آرین منش: بودجهای در ارتباط با این مصوبه در طرح نیامده است. در طرح 25 دستگاه را موظف کردند و قاعدتا دستگاهها باید از اعتبارات خود، استفاده کنند. جمعا بیش از 300 کار و وظیفه برای این 25 دستگاه مشخص شده است که باید انجام دهند و طبیعتاً، هر کدام از این دستگاهها، اعتبارات خودش را دارد. مثلا آموزش و پرورش اعتبارات خودش را دارد و در لابه لای کتب درسی باید موضوع عفاف و حجاب را لحاظ کنند.
برای حجاب هم به صورت ویژه اعتبارات فرهنگی تخصیص داده شده است؟
آرین منش: آنچه که در طرح مشخص شده در راستای وظایف هر دستگاه و ماموریتهای آن مشخص شده است. علاوه بر این در سالهای اخیر در کمیسیون فرهنگی مجلس، موضوع اعتبارات ویژه هم در درصدی از اعتبارات لحاظ شد و حالا چه مقدار از این اعتبارات تحقق پیدا کرد، عدد دقیقی نداریم.
یعنی خود این 15میلیارد تومان هم عدد دقیقی نیست؟
آرین منش: بله. گمان میکنم عدد چندان دقیقی نباشد.
خانم دکتر راکعی! شما این مصوبه را چگونه ارزیابی میکنید؟
راکعی: حجاب و عفاف زن و مرد، برای حفظ تعادل روانی اجتماعی و بالابردن کیفیت تلاش انسانی، برای ساختن جامعه بهتر لازم است. حجاب، به معنای داشتن رفتاری مقید به بعضی هنجارها بین زن و مرد نامحرم و پوشش معقول و بردن همه زیباییها و جاذبههای جنسی در درون خانواده، مختص به اسلام نیست و در همه ادیان الهی وجود دارد. کاری نداریم به اینکه در بین پیروان شناسنامهای موسی و مسیح و پیامبر خودمان، هنجارشکنیهایی وجود دارد و بسیاری از پیروان این مذاهب، انسانهایی هستند که دینداری و پایبندی به مذهب را دوست دارند، اما در رعایت شرایع آن کم توانند.
بزرگان ما همچون شهید مطهری، از جنبههای دینی، فلسفی، اجتماعی و فرهنگی به حجاب نگاه کردند و با تلاش آنها مسئله حجاب برای بسیاری، قبل و بعد پیروزی انقلاب جا افتاد و بسیاری به خواست خود، حجاب را به معنی پوشاندن مو و گریبان، انتخاب و رعایت کردند. من خودم هم از کسانی هستم که قبل از انقلاب، حجاب را با مطالعه، آگاهانه و داوطلبانه پذیرفتم. اما متاسفانه پس از انقلاب، عدهای به شعار «یا روسری یا توسری» رو آوردند و امروز بازماندههایشان را در همین بگیر و ببندها، خصوصا در مورد خانمها میبینیم. در برابر این اقدامات، متاسفانه برخی از زنان و خصوصا دختران جوان به رفتارهای واکنشی متمایل شدند. در واقع هر دو طرف به لحاظ فرهنگی، دچار اشتباه هستند.
درست نیست که به عنوان نظام اسلامی، با مسئلهای که فقط یکی از مسائل هنجاری مطرح شده در جامعه اسلامی است، به گونهای عجیب و حساسوار برخورد کنیم، در حالی که هنجارشکنیهای بسیار دیگری، در حد گناه کبیره حتی از جانب برخی از مسئولین نظام، اتفاق می افتد. پرداختن افراطی به حجاب خانمها، در نگاه زنان ما، نوعی رفتار تبعیض آمیز و حساسیت غیرواقعی به نظر میرسد. علیرغم آنکه بسیاری از زنان جامعه ما، مسائل اسلامی از جمله حجاب را باور دارند و حتی بدان پایبندند، بر این نوع برخورد خرده میگیرند. این خرده گیری، به معنای دفاع از فرهنگ برهنگی و آزادیهایی از نوع غربی نیست. بلکه ما میگوییم گناهان کبیره بسیاری همانند دروغ، تهمت، دزدی و … هست که باید در اولویت باشند، اما افراد به راحتی از کنار آن میگذرند و به راحتی مرتکب آن میشوند و بر مسئله فرعیتری همانند حجاب پافشاری میکنند.
یعنی نوعی کاریکاتوریک شدن و غیرمتعادل بودن را شاهد هستیم؟
راکعی: بله همین طور است. غیرمتعادل است و به صورت یکسویه در مورد خانمها اجبار میشود؛ در حالی که در شرع اسلام، هم آقایان و هم خانمها، هر دو، از پوشیدن لباس چسبان منع شدهاند و هر دو باید نگاه خود را از نامحرم بپوشند و از تبرج و خودنمایی در جامعه بپرهیزند. پس به معنای واقعی کلمه اجحاف در رفتار داریم. و طبیعی است که دختران ما فکر کنند که کسانی دیگر گناه میکنند و عفاف و حجاب را رعایت نمی کنند و به چشم بد بر زنان نظر میکنند، اما تنها به زنان گفته میشود که خود را بپوشانند و معنای پوشش هم تنها در چادر و رنگ مشکی خلاصه میشود. این رویکرد اشتباهی است. انواع پوششهای زیبا و بهنجار در میان اقوام گوناگون ایران وجود دارد و مردم منطقه هم عموما همگی به چشم احترام به زنان نگاه می کنند. زیرا هنجارها به طور طبیعی رعایت میشوند و رنگ لباس یک خانم و نوع پوشش، کم اهمیتتر از رفتار و اجتناب او از انجام فعل حرام و تبرج و خودنمایی در برابر جنس مخالف است و این موارد به طور کامل در روستا رعایت میشود. در غیر این صورت خانواده و روستا برخورد میکند و آن را نمیپذیرد.
آقای دکتر! اگر قرار باشد برخورد انتظامی با حجاب شود باید به مسائل فرهنگی هم پرداخت، در این مسئله کمتر کسی شک دارد. اما اساسا آیا برخورد انتظامی میتواند به بهبود وضع حجاب کمک کند؟ چون خیلیها با برخورد انتظامی موافق نیستند.
آرین منش: من معتقد به هر دو هستم. یعنی کار سلبی و ایجابی در کنار هم باید انجام شود. اول باید ارزش حجاب و پوشش مناسب و عفاف را برای یک نوجوان تبیین کنیم، آموزش صحیح به او بدهیم و بعد از اینکه خانواده و معلم و دیگران الگوهای مناسب را عرضه کردند، حالا با کسانی که میخواهند هنجارشکنی کنند، و کار سازمان یافته تخریبی انجام دهند برخورد کرد. اگر بخواهیم وزن این دو کار را مشخص کنیم به نظر من 90 درصد کار فرهنگی و آموزشی است و 10 درصد کار برخوردی و سلبی. ولی وقتی ما اصل قضیه را در فضای آموزشی، در جامعه و در تلویزیون اشاعه ندادیم و الگوهای مناسب را ارائه ندادیم، خب برخورد حتما جواب نخواهد داد.
به نظر شما در جامعه امروز ما، حجاب یک هنجار فراگیر است و برخورد با بدحجاب یا بدحجابی مسلما برخورد با ناهنجاری یا هنجارشکنی است؟
آرین منش: من معتقدم که کار ما در آن قسمت اول با نقض جدی مواجه است. یعنی الان حجاب و پوشش در بین عموم مردم و به خصوص نسل جدید به صورت یک ارزش والا درنیامده است. لذا نقایض عمدتا در فعالیتهای ایجابی و فرهنگسازی است. البته منکر این نیستم که نسبت به هنجارشکنی نبایستی جامعه بیتفاوت باشد.
خانم دکتر! در کنار این یک سویه بودن که شما اشاره کردید، شائبه دیگری هم در مصوبات مجلس هست که گاه مطرح میشود. مصوبههایی در مورد حجاب و عفاف با توجیه ایجاد مصونیت برای زنان ارائه میشود و در کنار آن، لایحه دیگری به عنوان «حمایت از خانواده» طرح میشود که بسیاری از زنان، حتی زنانِ مشغول به کار در دفاتر مطالعات زنان و مجامع رسمی، با بسیاری از مفاد آن مخالفند. در اینجا این شائبه مطرح میشود که آیا این مصوبات یکسویه برای زنان و حجاب، با دغدغه دینی و عفاف آوری است یا از یک نگاه پدرسالارانه سرچشمه میگیرد؟
راکعی: به نکته خوبی اشاره کردید. عفاف واقعی در قران به این صورت آمده است که “قل للمومنین یغُضّوا من ابصارهم…و قل للمومنات یغضُضن من ابصارهن…(نور، 30 و 31)”. یعنی حفظ حجاب در گرو رعایت عفاف و پرهیز از نگاه غلط زن به مرد یا مرد به زن است. اما این نکات در قوانین ما فراموش شده است و به جای آنکه تقوای بین زن و مرد را در ارتباط با مسائل جنسی به صورت فرهنگی به حالت هنجار برسانیم، به مسائل صوری میپردازیم. به همین دلیل میبینیم بعضی از آقایان مخصوصا وقتی مسئولیتها و سمتهایی در نظام اسلامی مییابند، نه از میان زنان مستمند و محتاج که در اسلام سفارش شده از آنان حمایت شود، بلکه از روی غرایز و نگاه های کنترل نشده، با زنان بیحجاب اقدام به ازدواج دائم مجدد یا ازدواج موقت میکنند.
این گونه قوانین، علیرغم فریاد جامعه زنان و خصوصا جامعه زنان مسلمان در رابطه با نتایج مخرب این طرحها، در اسم غلط انداز «حمایت از خانواده» تصویب میشوند و در اصل کیان خانواده را به خطر میاندازد. گویا مسئولین قانونگذار ما، میخواهند قبح و ناهنجاری چندهمسری آقایان را در جامعه از بین ببرند.
شما در مجلس ششم در این زمینه چه فعالیتی کردید؟
راکعی: تا جایی که به خاطر دارم، از سالهای گذشته در خیلی از مجالس، بعضی از نمایندگان به تدوین و تصویب چنین قوانینی گرایش داشتند و این گرایش در مجلس ششم هم بود. اما ما به عنوان فراکسیون قوی زنان، اجازه طرح مسائل بسیاری را نمیدادیم و با دیگرانی هم که خارج از مجموعه مجلس، به فکر میافتادند، با فعالیت های فرهنگی و مردم نهاد، برخورد اصولی میکردیم. متاسفانه در مجالس بعدی شاهد بودیم که بعضی از خانمها هم موافق این مسائل و ترویج چند همسری اند و میپندارند اسلام چند همسری و ازدواج موقت را ترویج کرده است. در صورتی که چندهمسری و ازدواج موقت برای مواردی خاص مجاز شمرده شده و اسلام نه تنها این موضوع را ترویج نکرده، بلکه آن را تحدید کرده است. یعنی ازدواج های متعدد عرب جاهلیت را، به 4 همسری محدود کرده و در مورد ازدواج موقت هم شرط های خاصی را قرار داده است.
برخی در برابر ما میگویند که چه بخواهیم و چه نخواهیم، این مسئله در جامعه در حال صورت گرفتن است. اما ما میگوییم این مسئله هیچ گاه در کشور ما جامعه پذیری نداشته است و کسانی که دست به این کار میزنند با مشکلات زیادی رو برو میشوند. اما وقتی ما برای آن قانون بگذاریم، خودمان به ترویج این فرهنگ کمک خواهیم کرد. برای همین ما در این زمینه خیلی کار کردیم و خوشبختانه در مجلس هشتم هم که این قوانین مطرح شد، ما، تعدادی از زنان مجلس ششم و فراکسیون زنان آن مجلس، و تعداد زیادی از زنان فرهنگی، چه از جمعیتهای زنان اصلاحطلب و چه اصولگرا، با این نوع قوانین مخالفت کردیم و در نهایت قانون به شکل بسیار خفیفتر تصویب شد.
آقای دکتر شما فکر میکنید که مجالس قبل از شما در این مورد کوتاهی کردهاند؟
آرین منش: کار مجلس قانونگذاری است. ما خلاء قانونی نداشتیم که بگوییم مجلس در این زمینه کوتاهی کرده است. چون قانون وجود داشته است. آنچه که باید به عمل در می آمد اجرای قانون بوده است که در این زمینه دستگاههای اجرایی کوتاهی داشتند.
غیر از این طرح، در زمان مجلس هشتم، مصوبات دیگری هم داشتید؟
آرین منش: در مجلس هفتم، یک مصوبه به نام قانون «ساماندهی مُد و لباس» داشتیم. هدف این قانون، تلاش در جهت تولید و ساماندهی پوشاک و لباس، مبتنی بر فرهنگ ایرانی و اسلامی است. دستگاههایی مثل وزارت بازرگانی، صدا و سیما و… موظف شدند که در جهت تولید و عرضه پوشاک مناسب و معرفی این الگوها، اقدام کنند. متولی این کار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که با همکاری دستگاهها مختلف باید این ماموریت را به انجام میرساند. اخیرا هم تلاشهایی در معاونت وزارت ارشاد صورت گرفت ولی هرگز این تلاشها نتوانست نیاز جامعه را مرتفع کند و پوشاک و لباس مناسب مبتنی بر فرهنگ ایرانی و اسلامی را اشاعه دهد، یعنی نبض بازار را به دست بگیرد و طرحهایی که از طریق این نهادها تولید شده است فراگیر بشود و به پوشش غالب جامعه تبدیل شود. این کار نیازمند تلاش بیشتر و همکاری جمعی نهادها و سازمان های دولتی و غیردولتی است.
با توجه به صحبتهای برخی مسئولین از جمله شخص ریاستجمهوری در مورد طرح توسعه فرهنگ حجاب و عفاف، بازده و بازخورد این طرح را در جامعه چگونه دیدید؟
آرین منش: این طرح به نظر من هیچگاه به طور کامل اجرا نشد. چرا؟ چون 25 دستگاه مخاطب این طرح است یکی از این دستگاهها، نیروی انتظامی است که وظیفه برخورد با هنجارشکنان را بر عهده دارد. اما ما هر نارسایی در این زمینه میبینیم به جای اینکه برویم سراغ 24 دستگاه فرهنگساز که چرا وظایف خود را به خوبی انجام ندادند، به سراغ نیروی انتظامی میرویم که چرا برخورد نمیکنند. در حالی که از این 318 وظیفهای که مشخص شده نزدیک به 300 موردش فعالیتهای فرهنگی است و اندک موارد باقیمانده آن جنبههای پیشگیرانه و سلبی دارد. اما ما فقط آن قسمت سلبی کار را میبینیم و موارد دیگر را نادیده میگیریم. لذا چون طرح به طور کامل و هماهنگ اجرا نشده زمینه و میزان موفقیتاش بسیار ناچیز است.














سی وچند سال پیش وقتی خواستند، حجاب را به سرزنان کنند، الواط درخیابان ریختند وشعاردادند”یا روسری یا توسری”. چیزی که با توهین وتشر وضرب وشتم همراه باشد آخرش بهترازاین نمی شود.سی وچندسال است که شان زنان را به اندازه عقل کوتاه خود، پایین آورده اند.مردانی که چون سواد ودانش کافی نداشتند که مملکت را اداره کنند برای آنکه بگویند ما”قلدرانه”هستیم، تمام غیرتشان را در خوارو خفیف کردن شخصیت زنان متمرکزکردند.
آخرسر همین “شیرزنان” حضرات را از اریکه قدرت ذلیلانه پایین خواهند کشید.
اگر به حقیقت دغدغه حکومت حجاب زنان می بود به طور حتم می توانست با تحرکات تشویقی و فرهنگی و بها دادن به منزلت انسان ، جامعه را به سوی یک نوع پوشش خودخواسته عفاف آمیز پیش ببرد. اما و هزار اما ! حاکمیت تر حاکمیت اراده ی راستینی برای رعایت حجاب نیست . آنچه به چشم می خورد و عقلا از آن دریافت می کنند ،
زنده نگاهداشتن زمینه ی تحریک بخشی از زنان جامعه است که به ندرت دربرابر زور گویی وقداره بندی هدفدار سرتسلیم فرود می آورند تا همواره بتوانند به نوعی جامعه را به دنبال صحنه سازی های از پیش طراحی شده و سیاست های خود بکشانند.معوقل نیست حکومتی که خود را برخاسته از مردم می داند و تمامی رسانه های خبری و تبلیعی و بودجه های کلان و قدرت های اجرایی و قضایی را در اختیار داردو علاوه برآن امتیاز صدور فتاوای مراجع متعددی را سهم خود کرده است ، در مدت لا اقل 22سال نتوانسته باشد گام موثری به جلو برداشته باشد.
این امر همچون شمشیر دموکلیوسی است که حکومت های بی قانون و جائر بر سر مردم نگاه می دارند. گاهی کمونیست را دشمن و به بهانه خطر کمونیست آزادی خواهان موثر را به جرم ارتباط و فعالیت با احزاب کمونیستی به بند می کشند و خاموش می سازند تا صدای آنان به گوش مردم نرسد.
گاهی امریکا را علم می کنند و خردمندان و لیدر های مذهبی و فرهنگی و سیاسی را تارو مار می کنند . گاه حزبی را مرتد اعلام می کنند و به این بهانه متفکرین جامعه را به بهانه همفکری با آن حزب به محاکمه و خاموشی می کشانند.
کافی است به نوع صدور احکام قضایی حاکمان امروز کشورنظر بیفکنیم.. حکم ممنوع القلم شدن ، ممنوع المنبرشدن ، ممنوع الوکاله شئن ، ممنوع السیاست شدن و ………
گاهی حکمی از اخکام دینی را چماق آماده برسر مردم نگاه می دارند تا هروقت خواستند گروه شناخته شده و مخالفی را دستگیر کنندوبه اصطلاح سر جای خود بنشانند ، قادر باشند باغوغاسالاری آنان را سرکوب نمایند.به تحرکات هر خرداد نگاه کنیم ، می خواهند مردم را وادار به سکوت کنند تا به مطالبه حقوق غصب شده خود نپردازند ، غوغا و فتاوای فصلی آغاز می شود. صدا و سیما ، کیهان و جراید دستوری ، امامان جمعه سرداران سپاه و نیروی انتضامی ، انصار حزب الله ( که معلوم نیست کدام حزب الله صغیر و کفل.کی اینان را به یاری طلبیده است.)و…… را دستور می دهند گزارشات دروغین و مصاحبه های کذب را ترتیب دهند و نمایش سایه ها را درآورند.بعد هم مسئمه را به نوعی خاتمه می دهند و به اصطلاح سر طناب را شل می کنند تا فصلی دیگر .
به جرات می توان گفت به جز قلیلی از صاحبنظران نظیر دکتر مطهری که نسببتا از سر اخلاص سخن می گویند و آن هم بر اثر باز نشر و مطالبه ارباب حکومت می باشد، بقیه
ازخاستگاه دیانت و تکلیف اقدام به موج سازی و موج سواری نمی کنند. چرا که رفع مشکل راه کارهای خردمندانه و کارشناسانه دارد
نظیر برگزاری میز گردها ومناظره ها گوش سپردن به دلایل مردم ومکالمه رودر رو بسیط مراجع شرعی و حقوقی با پرسش کنندگان و ایجاد منزلت اخلاقی و حقوقی میان مردم و مسئولین وقس علی هذا.
و اما مردم چه باید کرد ! .
یک سخن با جنبش سبز و عامه اصلاح طلبان آیا می شود چشمانمان را بشوییم و از منظردیگری به مسئله حجاب بنگریم.؟ .
مگر جنبش سبز مخالف جدی رهنمود های قرآن وپیششوایان معصوم است. ؟ چه دلیلی دارد که به خاطر مقابله با حاکمان جور اتهام لاقیدی به معالم دین را برخود بخریم و جنبش پویای سبز را شکننده جلوه گر سازیم و غیر مستقیم رهبران جنبش را متهم به لا قیدی به احکام دین نشان دهیم.
چه می شود اگر جنبش در حرکتی نمادین مطابق واقع خود را پایبند به احکام ظاهری دین هم نشان دهد تا گوی انگ های حکومتی را از آنان بستاند.؟
جنبش سبز می باید هم درعرصه حق طلبی و عدالت خواهی نمایان گردد و هم در میدان دینداری و یا احترام به عرف و باور های جامعه.
چه بد کردند امثال شاهین و گلشیفته که به خاطر مبارزه با مستبدین حاکم بر کشور ، مظاهر شریعت را نادیده گرفتند و موجب سرافکندگی حکیمان جنبش و تجری چماقداران بی بصیرت باند رهبر گردیدند. آیا عرف عامه چنین حرکاتی را استقبال می کند و آین رفتار موجب دلگرمی توده مردم به اندیشمندان راعه سبز می گردد.؟
بیاییم لطفا گوی را از میدان جلادان فتنه گر مکار دروغزن خارج سازیم. و همانی باشیم که می گوییم.
از خانم راکعی بهتر نبود؟ کسی نبود از آقای آرین منش بپرسه وقتی شما برخورد انتظامی می کنید، آن هم در ابعاد وسیع، (تاکید می کنم بر اینکه برخورد ها بسیار گسترده است)، آیا این فطری بودن حجاب را زیر سوال نمی برد؟ خوب اگر به قول حضرات حجاب با فطرت انسان ها سازگار است، این چه فطرتی است که برای رعایت آن شما به باتوم و نیروی و ون پلیس نیاز دارید؟ بله قتل و غارت با فطرت سازگار نیست و برخورد هایی نیز با متخلفان می شود که تعدادشان اندک است. اما حجم برخوردی که با مقوله به اصطلاح بدحجابی صورت گرفته، اساسا فطری بودن حجاب را زیر سوال برده است
اولا اینو بگم سوالها شبیه هم نبود!
اما جدا از این نظر نظرات خانم راکعی خیلی خوب بود
حجاب فقط چادر مشکی و مانتو گشاد خانمها نیست بلکه نوع نگاه و رفتار و صحبت کردن هم شامل میشه
مشکلات بزرگتر و مهمی چون دروغ و دزدی گناهان کبیره را ول کرده ایم و به طبل بی حجابی میزنیم
قانون چند همسری و شیوه اجرای صیغه
اینکارهای اقایان فرهنگی من رو یاد کارهای احمدی نژاد میندازه. می خواد در دولت خودش یارانه ها را کلا هدفمند کنه و برای همه خانه بسازه و قس علیهذا… انگار فقط در دنیا ایشان توان داره و بقیه ناتوانند و شد چیزی که امروز شد. البته داستان احمدی نژاد یک داستان سیاسی- اقتصادی است که با ورود کارشناسان به عرصه می توان در چند سال آنرا مدیریت کرد و به وضعیت سابق بر حکومت ایشان برگرداند اما هیچکس توجه ندارد که مقوله فرهنگی مقوله ای زمانبر است. گاهی برای جا انداختن یک تفکر باید نسلها روی آن سرمایه گذاری کرد. نشود مثل احمدی نژاد که آنقدر اقتصاد را فشار داد که از آنطرف زد بیرون. روشهای سلبی اصلا در مقوله فرهنگ کارساز نیست و چون با فطرت انتخابگری انسان در تعارض است نتیجه معکوس می دهد.
متاسفانه هیچ کس گویا نمیخواد به حقوق ملت احترام بذاره والله الان که جمهوری اسلامی رو با دوره شاهنشاهی مقایسه می کنم می بینم اون دوره بهتر بوده …
خسته شدیم به خدا