عبدالله نوری: در دام تفرقهافکنان نیفتیم/ جداسازی سبزها و اصلاحطلبان، اشتباه سیاسی است
چکیده :جدایی اصلاح طلبان از جنبش سبز از سوی دو گروه مطرح می شود، کسانی که این جنبش را حرکتی افراطی فرض میکنند و کسانی که تصور می کنند تنها دغدغه اصلاح طلبان بازگشت به قدرت است... جناب آقای مهندس موسوی و جناب آقای کروبی افرادی وارسته و به لحاظ دینی و انقلابی بسیار معتقد و پایبند به اصول دین و انقلاب هستند... مناسب است کارشناسان مختلف بدون گزینش های سیاسی و جناحی با مردم صحبت کنند و مردم در یک رفراندوم درباره ی چگونگی تصمیم در خصوص مناقشه موجود میان ایران و غرب نظر نهایی را اعلام نمایند....
عبدالله نوری، فعال سیاسی و وزیر کشور دولت اول اصلاحات، معتقد است که جنبش سبز و اصلاحات، دوگانه نیستند و در راستای یکدیگرند. وی از میرحسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان رهبران جنبش سبز و اشخاصی یاد کرد که از همان ابتدای شکل گیری این جنبش تا زمانی که گرفتار حصر شدند، به لحاظ فکری و عملی افرادی معتدل بوده، مواضع معقولی داشتند و خواهان اجرای همه اصول قانون اساسی بودند. نوری با تاکید بر اینکه موسوی و کروبی افرادی وارسته و به لحاظ دینی و انقلابی بسیار معتقد و پایبند به اصول دین و انقلاب هستند، هشدار داد که برخی می خواهند بین اصلاح طلبان و جنبش سبز جدایی بیندازند.
بر اساس گزارش رسیده به کلمه، گروهی از فعالان دانشگاهی کشور از انجمن ها و جنبش های دانشجویی در منزل عبدالله نوری گرد هم آمدند و درباره دغدغهها، نگرانیها، خطرها و افقهای پیشاروی مردم به گفت و گو و تبادل نظر با وی پرداختند. دیداری که بیش از 3 ساعت به طول انجامید و با طرح مطالبی جدی دربارهی «اتاق فکر اصلاحطلبان»، «پیوند و اشتراک جنبش سبز و جریان اصلاحی»، «اولویتبندی مسایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور»، «یاد در حصر شدگان و در حبس ماندگان جنبش سبز و ضروریت دلجویی از خانوادههای ایشان»، «پروندهی هستهای ایران» و «لزوم داشتن برنامه و هدف های مشخص از سوی اصلاح طلبان» همراه بود.
عبدالله نوری پس از شنیدن نظرها و دیدگاههای جریانهای سیاسی و دانشجویی حاضر در این نشست، ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم و تهدیدات خارجی علیه امنیت ملی، در توضیح ایده خود برای تشکیل اتاق فکر اصلاح طلبان تاکید کرد که تشکیل این نهاد در راستای بحث انتخابات ریاست جمهوری نیست، گرچه این موضوع هم می تواند یکی از مباحث آن باشد.
عبدالله نوری در ابتدای سخنان خود با اشاره به بحث تشکیل اتاق فکر اصلاح طلبان گفت: “این پیشنهاد بیشتر جهت خروج اصلاح طلبان و بدنه اجتماعی حامی اصلاحات و جنبش سبز از حالت یأس و از هم گسیختگی و تلاش برای برنامه ریزی، بازسازی و انسجام، جهت حرکتی منطقی و منطبق با شرایط موجود می باشد. همچنین این نهاد باید دارای سازوکاری باشد که بتواند همه یا اکثریت جریانات اصلاح طلب را در دل خود جای دهد و به صورت مؤثر از آنها در روند تصمیم گیری استفاده کند.”
وی در توضیح بیشتر این موضوع افزود: “این پیشنهاد تاکنون شکل اجرایی پیدا نکرده است و از آنجایی که این پیشنهاد را بنده مطرح کردم این تلقی به وجود آمده است که تشکیل آن ناظر به کاندیداتوری من در انتخابات ریاست جمهوری است و یا قرار است که من محور آن باشم. البته من هم با برخی دوستان جلساتی در این زمینه داشته ام، ولی این به معنای تشکیل اتاق فکر و تعیین اعضای آن نیست. کما اینکه دیگر دوستان اصلاح طلب نیز قطعا جلسات جداگانهای دارند. مهم این است که بتوان از خلال این جلسات و فعالیتها به سازوکاری رسید که در آن افکار و اشخاص مختلفی که خود را ذیل اصلاح طلبی تعریف میکنند دور هم جمع شوند و با ایجاد فضای بحث سازنده در ارتباط با مسائل گوناگون به گفتگو بپردازند تا بتوانند در موضوعات مختلف به نظری دست یابند که به برآیند افکار موجود در جبهه اصلاحات نزدیک باشد.”
عبدالله نوری در ادامه گفت: “شاید یکی از موانع جدی تشکیل این نهاد، احساس هراس از برخورد دستگاه¬های امنیتی با اعضای آن باشد، ولی به نظر می رسد دست روی دست گذاشتن و به تعویق انداختن آن با این گونه دلایل به نوعی توجیه بی عملی خود، در پوشش انداختن تقصیر بر گردن حکومت است. بی تردید تشکیل این نهاد نخستین گام در تبیین مواضع جبهه اصلاحات در موضوعات مهم و بنیادین است و برنامه ریزی و تدوین استراتژی اصلاحات باید بدون توجه به حاشیه ها صورت گیرد و گرنه هرگز عملی نخواهد شد. حتی با فرض برخوردهای امنیتی با موضوع هم نمی توان از انجام آن خودداری کرد. هرگاه اصلاح طلبان در ارتباط با مسایل گوناگون کشور مواضع روشن، شفاف، دقیق، معقول و معتدلی داشته باشند و تحت تأثیر فضاسازی ها و بازی های رسانه ایی افراطیون جریان حاکم و نیز طرفداران براندازی قرار نگیرند به مرور این نظرات جایگاه خود را در جامعه پیدا خواهد کرد و چه بسا حاکمیت هم از این نظرات بهره برداری کند و در مقام عمل به آن توجه نشان دهد . در این صورت مطلوب اصلاح طلبان حاصل شده است چرا که خواست آنان همواره باید این باشد که در عرصه های مختلف، امور سر و سامان پیدا کند و مشکلات مردم بر طرف شود اگر چه به دست دیگران صورت پذیرد.”
وی همچنین افزود: “جریان اصلاحات به تبیین مواضع و دیدگاه ها در زمینه های مختلف نیاز دارد و افزون بر پرداختن به مسائل مهمی از قبیل بحث آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر عزیزان بزرگوار جناب آقای کروبی و جناب مهندس موسوی لازم است به مسایل و مشکلات گوناگون عموم مردم نیز توجه داشته باشد و در زمینه های مختلف برنامه های عملی برای برون رفت از مشکلات ارائه دهد و به مردم به صورت شفاف اعلام کند که با بسیاری از مدیریت های غلط و عملکردها که باعث بوجود آمدن وضعیت بحرانی امروز شده مخالف است. باید برنامه و گفتمان اصلاحات را بر اساس مشکلات و دغدغه های امروز ایران با مردم در میان گذاشت و نگران از تخریب و شماتت جریان های مقابل نبود و از نقدها، اهانت ها، تهمت ها و تفرقه افکنی ها واهمه نداشت و مطمئن بود که در زمان مناسب نتیجه خواهد داد.”
وی در ادامه متذکر شد: “حبس زندانیان سیاسی و حصر آقایان موسوی و کروبی مسئله بسیار مهمی است که تا آزادی این عزیزان فراموش نخواهد شد. مشکلات و تبعات روحی و جسمی و محدودیت های ایجاد شده برای زندانیان سیاسی و خانواده های آنها مگر میتواند فراموش شود و بر اساس معیارهای دینی و اخلاقی که ما بر آن باور داریم اثر وضعی اینگونه رفتارها گریبان همه را خواهد گرفت و اهمیت این مساله انکار ناپذیر است لکن مسایل عمومی کشور تنها به این امور محدود نمی¬شود. مسایل عمومی کشور ناظر به زندگی و دار و ندار 75 میلیون انسان است نه یک جریان سیاسی، بنابراین فعالان سیاسی اصلاح طلب نمی توانند به مسایل عموم مردم در زمینه های گوناگون و رشد و توسعه کشور بی توجه باشند و بین خود و جامعه فاصله بیاندازند. وقتی از مردم صحبت میکنیم یعنی تمام اقشار مختلفی که در گوشه گوشه ایران در روستاها و شهرها با تنوعی بسیار در آداب، رسوم، دین، مذهب و قومیت با انبوهی از مشکلات خاص خودشان روبرو هستند، نه صرفا یک جمع سیاسی به همراه نگرانی های خاص آنها و نه طبقه ای از مردم که در تهران و یا شهرهای بزرگ زندگی میکنند. بنابراین باید فعالان سیاسی اصلاح طلب و جنبش سبز به مسایل، مشکلات و نگرانی های تمام مردم ایران در زمینه های گوناگون و همچنین رشد و توسعه همه جانبه ی کشور توجه کنند و بین خود و جامعه خصوصا طبقات محروم و مستضعف فاصله نیندازند. مردمی که برای اداره روزمره زندگی در تنگنا هستند و هر روز بر مشکلات آنها افزوده میشود، بیکاری و گرانی رمق شان را گرفته و نگران آتیه مبهم خود و فرزندان شان هستند. همين مسايل است كه موج گسترده اي از نارضايتي در اقشار مختلف جامعه پديد می آورد و بدبيني نسبت به دين و روحانيت و انباشت نفرت عمومي را در پي دارد.”
نوري سپس با نگاهي آسيب شناسانه، به نقادي جريان اصلاحات پرداخت و توصيه هاي خود را در اين باره چنين بيان داشت: “اصلاح طلبان در بیان و پیگیری دغدغه ها و حساسیت های خود باید توجه داشته باشند که برخی از موضوعات و مباحثی که برای آنها بسیار مهم است ممکن است برای بسیاری از مردم دراولویت نباشد، به طور مثال ایجاد شرایط امن برای توسعه و رشد رسانه ها و مطبوعات مستقل و آزاد بسیار با اهمیت است ولی برای گروهی از مردم که گرفتار فقر و مشکلات گوناگون هستند و زیر فشار تورم و گرانی روزگار بسیار سختی می گذرانند، مشکلات معیشتی، موضوع درآمد و هزینه های روزمره در اولویت است، گر چه ممکن است ریشه و علت این تورم و گرانی لجام گسیخته سوءمدیریت باشد و اصلی ترین راه چاره، جلوگیری و برطرف شدن این مشکلات وجود رسانه ها و مطبوعات آزاد، مستقل و منتقد باشد که با آزادی عمل بتوانند بر عملکرد مسئولان نظارت کنند و جلوی تصمیم گیری های خلاف منافع ملی را بگیرند. در این راستا اصلاح طلبان باید ارتباط گسترده تر با طبقات محروم و گرفتار جامعه داشته باشند و با توجه به نيازها و مشكلات آنان دغدغه ها و راه حل های خود را تبیین کنند.”
عبدالله نوری در تبیین جایگاه اصلاح طلبان به عنوان نیروی موثر و توانمند جهت ارائه برنامه ای مدون برای اداره کشور و رفع مشکلات فراوان موجود گفت: “در اینجا تذکری هم به خودمان بدهم. واقعا تا چه حد به مشکلات اقشار فرودست و رنج دیده جامعه حساسیت نشان می دهیم؟ اصلاح طلبان باید به توانمند سازی همه جانبه مردم فرودست حساس باشند و برای آن فکر و برنامه مشخص داشته باشند. نکند خدای ناکرده مردم رنج دیده گمان کنند ما مشغول پرداختن به اختلافات با حاکمیت و علاقمند به ورود به قدرت هستیم و آنها را در گرداب مشکلاتشان فراموش کرده ایم؟ در شرایط کنونی بیان مباحث نظری جهت تقویت مبانی فکری اصلاحات و ارتقاء سطح آگاهی جامعه و در کنار آن پرداختن به مسائل و مشکلات معیشتی، اقتصادی، فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی موجب نزدیکی و همدلی بیشتر مردم و اصلاح طلبان خواهد شد. جریان اصلاحات باید به جامعه بگوید که اولویتش در مسایل روز چیست و مردم احساس کنند و مطمئن شوند که اولویت و دغدغه اصلاح طلبان با اکثریت مردم یکی می باشد. به هر حال اگر هم روزی بحث اقدام و عمل باشد، این عمل ریشه در همین گفتار و اولویت بندی امروز خواهد داشت و چون برآمده از خواست و اولویت های مردم می باشد آنها نیز با علاقه و دلسوزی حمایت می کنند.”
عبدالله نوری با اشاره به شرایط پیش آمده در موضوع هسته ای گفت: “راهبرد ایران در برخورد با این موضوع باید واقع بینانه و با توجه به منافع ملی و پرهیز از واکنش های احساسی باشد. در این راستا باید از نظرات کارشناسان برای حل مشکل بهره گرفت و برای برون رفت از بحران چاره اندیشی کرد. نشستن و نقد کردن رفتار تبعیض آمیز قدرت های بزرگ چه مشکلی از ما حل می¬کند و مگر از آنان جز تعقیب منافع و افزایش قدرت شان انتظاری هست؟ مع الاسف در روابط بین الملل، قدرت و منافع ملی عناصر تعیین کننده اند و دولت ها در دستیابی به منافع خود چندان پروای اخلاق ندارند و در مواقع لزوم از حیله و نیرنگ فروگذاری نمی کنند، بنابراین هر دولتی در روابط خود با دیگر دولت ها نیازمند توجه به این اصل است. پروژه ی جنگ ستارگان به نظر برخی از آگاهان دامی بود برای اضمحلال شوروی، به شکلی که شوروی وارد رقابت نابرابر با پروژه پرهزینه جنگ ستارگان آمریکا شد و نهایتا اکثر منابع مادی و معنوی خود را برای پیروزی در این میدان که توسط رقیب ترتیب داده شده بود گذاشت ولی نتیجه ای جز عقب افتادگی از رقبا و فروپاشی، برای شوروی دربر نداشت. آیا هیچ اندیشیده ایم که نکند روش اتخاذ شده توسط غرب در ارتباط با برنامه هسته ای هم دامی برای آسیب رساندن به ایران باشد؟ در این صورت تصمیم گیری و راهبرد ما باید نجات کشور باشد و نه فدا کردن همه منافع به پای مسئله هسته¬ای. داشتن انرژی صلح آمیز هسته ای و دراختیار داشتن دانش و فن آوری آن طبق قوانین بین الملل از حقوق بدیهی و قطعی ماست لکن نباید مشکلات زندگی مردم را دست کم بگیریم و بگذاریم از طریق یک مسئله، اگر چه مهم، تمامی منافع ملی ما در معرض تهدید قرار گیرد. بر اساس برخی از گزارش ها، خسارت ایران از کاهش قیمت نفت حدود یک چهارم در آمدش تا چند ماه قبل است و پس از تشدید تحریمها و کاهش فروش نفت نیز رقم قابل توجهی از درآمد ایران کاسته خواهد شد. مشخص است که در این شرایط کشوری با جمعیت انبوه و با گستره جغرافیایی ایران و با تدابیر فعلی دچار آسیب جدی در زمینه های گوناگون زیربنایی و روبنایی خواهد شد، زیرا با توجه به سهم عمده نفت در درآمد ملی با کاهش قیمت نفت و همچنین محدود شدن فروش نفت مملکت با کسری بودجه شدید دچار خواهد شد. چنانچه بودجه کشور آسیب ببیند همه بخشها از تولید و معیشت مردم گرفته تا بهداشت و درمان تا بخش آموزش و امور زیربنایی و حتی در نهایت بخش دفاع و امنیت آسیب خواهد دید. بنابراین اگر بتوان با جلوگیری از کاهش میلیاردها دلار از درآمد ماهانه نفتی ایران که می¬تواند چرخ زندگی میلیونها نفر را به گردش در آورد و با مدیریت درست و برنامه ریزی متقن و کارشناسانه اقتصاد کشور را از فروپاشی و ورشکستگی نجات داد، چرا اقدام نشود؟”
عبدالله نوری با بیان اینکه تصمیمگیری درست باید به موقع انجام شود تا بتواند ثمر بخش باشد گفت: “تصمیم درست اگر دیر اتخاذ شود دیگر چندان تاثیر نخواهد داشت و یا اگر هم موثر باشد نمیتوان خسارتهای دیرکرد آن را نادیده گرفت. ما بارها در وضعیتهای بغرنج و یا بحرانی قرار گرفته ایم و برای جلوگیری از خسارت بیشتر و برون رفت از شرایط پیش آمده تغییر مسیر داده ایم و گرنه ناگزیر از تحمل آسیب های سنگین تر می¬شدیم. در مساله تسخیر سفارت آمریکا با توجه به هزینه ها و پیامدهای آن در نهایت به حل آن از راه دیپلماتیک تصمیم گرفته شد. در ارتباط با جنگ هشت ساله و شعارها ی حماسی مانند راه قدس از کربلا میگذرد، جنگ جنگ تا پیروزی و یا جنگ جنگ تا رفع فتنه هنگامی که نظرات کارشناسان، ادامه جنگ را همراه با خسارات فراوان و جبران ناپذیر دانست پایان جنگ و موافقت با پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت اعلام شد. در سال 66 به دلیل کشتار وحشیانه زائران ایرانی و با توجه به اینکه عواطف میلیون ها ایرانی جریحه دار شده بود روابط جمهوری اسلامی ایران با دولت عربستان تیره شد، حتی در آن شرایط پیش آمده بیان شد اگر از صدام و دولت بعث عراق بتوان گذشت از آل سعود نمیتوان گذشت اما بعد از چند سال ایران به این نتیجه رسید که ادامه دادن به این وضعیت نفعی برای ایران ندارد به همین دلیل به سمت حل مشکلات و تغییر موضع حرکت کرد و دوباره روابط برقرار شد. اکنون هم آسیبها، زیانها و فشارهایی که به بهانه ی پرونده هستهای به ایران وارد می شود از حد گذشته است و حکومت باید برای خروج از این بن بست به یک تصمیم منطقی و مدبرانه که حافظ منافع کلی کشور باشد برسد. اگر قرار است بر سر مسئله توانمندی هسته ای که یکی ازحقوق ملت ماست، دیگر حقوق آن تضییع شود باید در مورد اصل و پیامدهای این برنامه درست اندیشید.”
وی در ادامه افزود: “همیشه تصمیم به موقع گرفتن از اهمیت فوق العاده برخوردار است و اگر زمان آن گذشت و پس از مدتی به ناچار همان تصمیم قبلی اتخاذ شد فرصت های مهمی از دست رفته است و شاید نتوان نتیجه قبلی را هم گرفت، چه بسا مانند همین افزایش ناگهانی نرخ ارز شوک خاصی هم به جامعه وارد کند. مثلا در ارتباط با معاملات نفتی، چنانچه خریداران رسمی یکی پس از دیگری از دست بروند معلوم نیست حتی در صورت پذیرش قطعنامه های شورای امنیت و شرایط غرب دیگر خریداران رسمی به سوی ایران بیایند.”
عبدالله نوری سپس با یادآوری ضرورت بهره بردن از نظرات کارشناسانه افزود: “در ارتباط با موضوع هسته ای و انتخاب مناسب ترین تصمیم ممکن در شرایط کنونی مصلحت کشور ایجاب میکند از کارشناسان علوم سیاسی و روابط بین الملل، اقتصاددانان، سیاسیون و همه صاحب نظران و دلسوزانی که قلبشان برای ایران می¬تپد نظرخواهی شود. من فکر می¬کنم با انجام همین نظرخواهی حتی از زندانیان سیاسی یکی از مهمترین گامها برای ایجاد وحدت می¬تواند برداشته شود. از اين گذشته همچنان كه امير مومنان (ع) به مالك اشتر توصيه كرده اند تصميم گيري بايد بر مبناي رضايت عموم باشد، در قانون اساسي نيز برگزاري رفراندوم به عنوان راه كاري براي موضوعات مهم و سرنوشت ساز پيش بيني شده است، مناسب است که ابتدا کارشناسان مختلف بدون گزینش های سیاسی و جناحی با مردم در خصوص نقاط مثبت و منفی ادامه چالش هسته ای با غرب و امتیازها و محدودیت هایی که ادامه آن در پیش خواهد داشت صحبت کنند و مردم درباره ی چگونگی تصمیم در خصوص مناقشه موجود میان ایران و غرب نظر نهایی را اعلام نمایند. ”
او در جمع بندی سخنان اش پیرامون پرونده ی هسته ایی اظهار داشت: “هر کس رقیب و یا دشمن را دست کم نگیرد و بر اساس محاسبه درست از توان وی خود را آماده کند ممکن است در مقابله با آن پیروز شود. با خیال بافی و سرسختی غیر مدبرانه هم نمی توان بر رقیب و یا دشمن پیروز شد. در ارزیابی فرصت ها و امکانات خود و همچنین توان و قدرت طرف مقابل باید واقع گرا بود و از افراط و تفریط پرهیز کرد. باید نقاط قوت و ضعف طرف مقابل حتی اگر حیوان درنده در بیابان باشد را دانست و برای مقابله با آن در جهت حفظ حیات خود اقدام کرد نه اینکه در دام او گرفتار شد.”
نوری در فراز دیگری از سخنانش به نقش اخلاق در سیاست پرداخت و اهمیت رعایت اصول اخلاقی در برخورد با مخالفان و متهمان را یاد آور شد. او در این راستا چنین بیان داشت: “از دیدگاه دینی اعمال و رفتارهای غیراخلاقی هر چند ممکن است در کوتاه مدت موفقیت هایی در پی داشته باشند ولی در نهایت آثار وضعی آن گریبانگیر خواهد شد. شاید وضعیت بغرنجی که مملکت در حال حاضر گرفتار آن شده است، نتیجه عدم رعایت اصول اخلاقی در بازی های سیاسی باشد. باید به آثار وضعی کارهایمان هم نظر داشته باشیم و به این بیندیشیم که نکند اتفاقاتی که می¬افتد ناشی از مثلا آه و ناله فلان مادر، همسر ویا فرزند زندانی بیگناه و یا خانواده های داغدار و امثال آن باشد.”
عبدالله نوری بار دیگر بر همپوشانی موجود میان جنبش سبز و جریان اصلاحات تاکید و جداسازی این دو از یکدیگر را یک اشتباه سیاسی ارزیابی کرد. وی در این خصوص توضیح داد: “جدایی اصلاح طلبان از جنبش سبز از سوی دو گروه مطرح می شود، نخست کسانی که در ذهن خود این جنبش را حرکتی افراطی فرض میکنند که البته با توجه به طيف گسترده اي از افراد و گروه هايي كه در اين جنبش وجود دارند، نمي توان وجود رفتار هاي افراطي را به كل انكار كرد اما متهم كردن كليت جنبش سبز به افراطی يا براندازانه بودن، داوری نادرستی است. گروه دوم کسانی که تصور می کنند تنها دغدغه اصلاح طلبان بازگشت به قدرت است و آنان را به سازش کاری و مماشات متهم می¬ کنند. این برداشت نیز درست نیست زیرا اصلاح طلبی ضرورتا با کوشش برای ورود به حکومت تلازم ندارد، بلکه ویژگی اصلی آن پرهیز از خشونت و تندروی در ایجاد دگرگونی سیاسی است.”
وی سپس در توضیح دلایل خود برای این دیدگاه از میرحسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان رهبران جنبش سبز به عنوان اشخاصی یاد کرد که از همان ابتدای شکل گیری این جنبش تا زمانی که گرفتار حصر شدند، به لحاظ فکری و عملی افرادی معتدل بوده، مواضع معقولی داشتند و خواهان اجرای همه اصول قانون اساسی بودند.
عبدالله نوری در تحلیل عملکرد میرحسین موسوی در دوران انتخابات سال 88 در این زمینه افزود: “ایشان خیلی از منتقدین حاکمیت را وارد سازوکار انتخاباتی خود نکرد و در مقابل به بسیاری از اصولگرایان معتدل در آن زمان اجازه فعالیت در ستاد خود را داد. وی فردی وارسته و به لحاظ دینی و انقلابی بسیار معتقد و پایبند به اصول دین و انقلاب است همانگونه که آقای کروبی نیز چنین اند. در واقع میتوان گفت بسیاری از چهرههای اصلاح طلب به لحاظ مطالباتی که داشتند جلوتر از این بزرگواران بودند.”
وی ادامه داد: “برداشت من از جنبش سبز و اصلاحات دوگانگی و افتراق نیست و این دو در راستای یکدیگر اند، بنابراین به نظر می رسد اگر اتاق فکر اصلاحات تشکیل شود باید تا جای ممکن همه ی شخصیتها و صاحب نظران این دو طیف را در برگیرد، چرا که به هر حال هر شخص، تفکر و حرکتی هم نقطه منفی دارد و هم مثبت. مهم این است که بتوان در یک سازوکار مشخص این نقطه نظرات متفاوت را به یک روند سازنده که برآیند نظر جمع است تبدیل کرد.”
وی در قسمت دیگری از سخنان خود گفت: “تدوین و تبین برنامه اصلاحات باید به گونه ای انجام شود که با توجه به اصل دفع حداقلی و جذب حداکثری نه تنها ریزشی در پایگاه اجتماعی اصلاحات به وجود نیاید که تا حد امکان آن را گسترش دهد. در این راستا بدون بحث و مشورت و تجمیع نظرات اصلاح طلبان، یک ایده و یا یک نظر به عنوان نظر غالب و قطعی مطرح نگردد و وقتی اکثریت مجوعه ی اصلاح طلبان به نظری رسیدند، آن نظر به عنوان توافق نهایی پذیرفته و تمکین شود. پرهیز از اصرار و پافشاری بر مواضع فردی و یا حزبی برای دستیابی به توافق جمعی یک ضرورت است. در این راستا باید از متهم کردن یکدیگر به سازشکاری و امثال آن که موجب خودسانسوری در نشست های نظری، فکری و اجرایی دوستان خواهد شد، پرهیز کرد و نقد پذیری را یکی از اصول ارزشی در میان اصلاح طلبان قرار داد. در این اصل مهم نخبگان، فعالان و حامیان اصلاحات و جنبش سبز باید بسیار هوشیار باشند تا با احترام به نظرات گوناگون در دام تفرقه افکنی های جریانات مختلف سیاسی گرفتار نشوند زیرا تفرقه و هراس از کار جمعی عامل بسیاری از عدم موفقیت ها در جبهه اصلاحات می باشد و در مقابل وحدت و همدلی اصلاح طلبان و جنبش سبز یکی از نگرانی های اصلی مخالفان است.”
عبدالله نوری در پایان سخنان خود وجود انصاف در داوری و تصمیم گیریهای سیاسی را یکی از پایههای اصلاح طلبی واقعی بر شمرد و بر لزوم تعمیق اخلاق در رفتار سیاسی اصلاح طلبان تاکید کرد، وی در این خصوص تصریح کرد: “بنیاد اخلاق بر اصل انصاف استوار است و خداوند بر همین اساس می فرماید «بد رفتاری یک گروه، شما را به بی عدالتی وادار نکند» بنابراین همان¬گونه که ما از حکومت انتظار انصاف داریم، باید خود نیز در قبال حکومت انصاف داشته باشیم. حتی رفتار غیر منصفانه حکومت دلیلی نمیشود که ما انصاف را کنار بگذاریم و بر اساس آن عمل نکنیم. اگر حکومت را به دلیل تندروی در برخورد با مخالفان خود مورد انتقاد قرار می¬دهیم خود نباید از جاده اعتدال خارج شویم و شبیه آن باشیم. ناسزا را نباید با ناسزا گویی جواب دهیم، بلکه برای پاسخگویی به تخریبها باید حق را بگوییم.”
وی با اشاره به لزوم پرهیز از تندروی و کنترل حرکتهای رادیکال در میان گروههای منتقد، اصلاح طلب و جنبش سبز گفت: “باید بتوان فضای تندروی را به نفع جریان اصلاحات کنترل کرد. به هر حال جریان مقابل از تندروی و افراط به نفع خودش بهره برداری می¬کند و دامن زدن به این تندرویها کار اصلاح طلب ها را سخت خواهد کرد. تندروی نه تنها انسان را به واقعیت نزدیک نمیکند که باعث میشود به مرور زمان کمتر و کمتر بتوان واقعیت را تشخیص داد. ما باید همواره فاصله خود را با گروههای برانداز و کسانی که برای تغییر در ایران چشم به نیروی خارجی و دولتهای بیگانه دارند حفظ کنیم. راهبرد ما راهبرد تغییرات آرام از درون است و برای ایجاد تغییر و اصلاح به هر روشی متوسل نخواهیم شد.”
در این دیدارهم چنین برخی از فعالان دانشجویی، به بیان نقطه نظرات خود پرداختند. یکی از حاضران گفت: “طراحی اتاق فکر باید به شکلی باشد که در آن بدنهی اصلی جنبش سبز که بیشترین هزینهها را پرداخت کردهاند نیز دیده شوند.” تاکید بر هم پوشانی جنبش سبز و جریان اصلاحات و انتقاد از مواضعی که این دو را جدا می کنند، التزام به گفتمان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، انتقاد از بی توجهی به وضعیت زندانیان سیاسی و لزوم توجه به مسائل مربوط به قومیت ها نیز از دیگر موارد طرح شده در این جلسه بود. دانشجویان هم چنین ضمن تشریح وضعیت وخیم دانشگاهها نسبت به فشارهای وارده به دانشجویان و محرومیت آنها از حقوق بدیهی مانند حق آزادی بیان و حق تحصیل انتقاد کردند. انتقاد از کم کاری و حضور کم رنگ عبدالله نوری در صحنه های سیاسی و اجتماعی نیز از دیگر موارد طرح شده در این نشست بود.














با آرزوی اینکه اشخاصی مثل عبدالله نوری فعالتر شوند و مملکت را از این حالت ویرانی نجات دهند!
اين سخنان نشان دهنده اين است كه آقاي نوري در مباحث خود از ديدگاه هاي كارشناسان بهره مي برند و به همين دليل بسيار پرمايه است.
درود بر عبدالله نوری
با خواندن مواضع محکم ، معقول و منطقی که از ایشان منتشر شده واقعا احساس انرژی کردم
پس از مدت ها رخوت و سکون در میان اصلاح طلبان و جنبش سبز
امیدوارم عبداالله نوری با برعهده گرفتن نقش محوری بتواند انرژی تازه ای به بدن اصلاحات و جنبش سبز بدهد
خدا ایشان را حفظ کند
اقای نوری ازیک طرف اقایان کروبی وموسوی رارهبران جنبش سبزواصلاح طلب میدانندولی ازطرف دیگر توجه ندارند که اقای کروبی بصراحت واقای موسوی باشاره اعلام کرده اند که این نظام نه جمهوریست ونه اسلامیست. حال اقای نوری باید پاسخ بدهند که چگونه میخواهند این نظام را اصلاح کنندمگراینکه بنحوی معتقدباصلاح ساختاری باشندکه بهتراست بروشنی بگویندتا اتحادبین طیف های جنبش سبزواصلاح طلبان واقعی ممکن بگردد.
برخی از آقایان توجه کنند آقای نوری به راحتی اسم آقایان موسوی و کروبی را می آورد و خواهان آزادی آنها می شود. به جای اینکه مثل برخی بگوید حبس ها و حصرها.
اگر بپذیریم تمام ایرانیان حقوق شهروندی برابری دارند که باید داشته باشند باید سبزها را بین حسن خمینی نوه روح اله خمینی و رضا پهلوی فرزند محمد رضا شاه دانست و البته اینچنین نیز هست
حکم امام خمینی مبنی بر انتصاب عبدداله نوری به نمایندگی خود در سپاه .ایا تا بحال حضرت امام از کسی اینچنین تعریف و تمجید نموده است ..
ناب حجت الاسلام آقاى حاج شیخ عبد اللَّه نورى- دامت افاضاته
با یاد و گرامیداشت خاطره فداکاریهاى یکى از سرداران بزرگ نهضت اسلامى ایران، مرحوم شهید حجت الاسلام آقاى حاج شیخ فضل اللَّه محلاتى، که از یاران باوفاى این جانب و از سختىکشیدگان دوران مبارزات خونبار انقلاب اسلامى ایران و همچنین مردى صالح و فداکار و برادرى دلسوز براى پاسداران عزیز انقلاب اسلامى بود، که خدایش او را رحمت کند و در جوار خود پذیرایش گردد، و با تشکر از زحمات قائم مقام ایشان، جناب حجت الاسلام آقاى عراقى، که فردى متدین و صالح که در کوران جنگ و جهاد خدمات قابل تحسینى انجام داده است و ان شاء اللَّه از این پس چون گذشته در خدمت اسلام و ایران و انقلاب اسلامى خواهند بود، این جانب جنابعالى را، که فردى هستید فاضل، متدین، مبارز، متقى و با فهم سیاسىِ بسیار خوب و علاوه بر آن از خانواده محترم شهدا که خود افتخارى است بزرگ، مىباشید، به نمایندگى از جانب خود در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى منصوب مىنمایم. لازم است مسائلى را به شما و فرزندان عزیزم در سپاه گوشزد نمایم:
من به عنوان طرفدار جنبش سبز این جنبش را گروهی و جناحی نمی بینم بلکه این یک جنبش اجتماعی در دنباله انقلاب است و گروههای سیاسی معتدل و مختلفی با تفکرات مختلف را در خود جای می دهد. به هر سو جنبش سبز جنبش برانداز و حرکتهای تند نیست و این روشها را در راه تحقق حاکمیت انسان بر سرنوشت خود مناسب نمی داند. مسلما از دل هرج و مرج منافع اکثریت ملت خارج نخواهد شد و هرج و مرج طلبان فقط به فکر منفعت گروهی خود هستند که پیروی از این گروهها حاصلی غیر از درجا زدن انقلاب را به دنبال نخواهد داشت.
آقای نوری عزیز توجه داشته باشید خیل عظیم حامیان اصلاح طلبان مردمی هستند که خواستار تغییر یا حداقل استحاله نظام هستند ولی بدلیل پرزور بودن سنبه حکومت دنبال اصلاح طلبان هستند به امید اینکه روزی روزگاری تجربه شوروی سابق تکرار گردد.
نخیر عزیزم بهیچوجه نباید رفراندوم برگزار بشه، حالا که به مشکل خوردین روتون نمیشه بگین اشتباه کردیم کلی هزینه پروژه ی هسته ای شدن کردیم مردم رو بدبخت کردیم ، میخواهین رفراندوم برگزار کنین بگین چون مردم نمیخوان ما هم دیگه بیخیال هسته ای شدن میشیم ؟؟
قابل توجه اقتدار گرایان کودتاگر جنبش سبز واصلاحات جدا نشدنی هستند و همیشه باهم اند
توی این مملکت خراب شده همه خوب بلدند حرف بزنند ولی دریغ از یک راهکار بکر و مشکل گشا!مردم خوابنما شده که منتظر یک معجزه یا منجی هستند،آقایون اصلاح طلب که هرازچند گاهی افاضه فضل می فرمایند و به ایراد نطق پیش از دستور مبادرت می ورزند، حاکمیت گستاخ هم با قدرت هر چه تمامتر به سرکوب زندانیان و دستگیری و اذیت و آزار ملت نگون بخت مشغول است.تنها و تنها علی مانده با حوضش!!!!
عالی بود موفق باشید
وقتی میرحسین صحیت می کرد و چیزی می گفت آدم فکر می کرد داره از ته قلبش حرف می زنه و به اون چیزی که می گه اعتقاد داره، ولی وقتی آقای خاتمی یا نوری صحبت می کنند اولین چیزی که به ذهن آدم می رسه اینه که دوباره اینا دارن برا ملت نقشه می کشند بدون اینکه مشخص کنن در لحظات مهمی که ملت در حال مبارزه بودند، اینا چه کار می کردند.
کروبی و موسوی خودشون تو تظاهرات شرکت می کردند، آقای نوری شما اون موقع چیکار می کردی؟
جنبش سبز بی صبرانه در انتظار رهبری توسط بزرگان اصلاح طلب در سطوح مختلف جنبش است، و سر سوزن از خواستهای منطقی خود و ارزشهایش کوتاه نخواهد آمد. طبیعی است که اصلاح طلبان اگر خود را در بطن جنبس سبز قرار ندهند، در فضای سیاسی ایران معلق خواهند ماند.
جنبش سبز ایران، روز به روز گسترده تر شده و اکنون تقریبا تمام نیروهای و جوانها و بخش تاثیر گذار جامعه را شامل شده است، و اتفاقا، در ارزشها و خواستها، حداقل اختلاف هم وجود ندارد. خواست مردم مشخص است، تغییر ساختار حقوقی نظام، جهت پایان دادن به وضعیت اسفناک موجود و تمام شدن ظلمها، ناکارامدی ها و فسادها، حال میتوان بر چگونگی این تغییر بحث کرد، و طبعا نزدیک ترین و کم هزینه ترین راه، مورد قبول همگان خواهد بود.
این را به عنوان یک جوان ایرانی، ساکن در تهران، که در میان هم نسلان خود زندگی میکنم عنوان میکنم، که جوانان تصمیم خود را گرفته اند و لحظه به لحظه، در حال مبارزه اند و در سطوح مختلف، با فساد، ظلم و استبداد در حال مبارزه اند.
جوانانانی که روز به روز بیشتر لایق آزادی میشوند.
اقای نوری درود به شما. در مورد اصلاح طلبن چند نکته را به عنوان یک ایرانی عرض می کنم:
– متاسفانه ادا و اطوارهای روشنفکری و دوری از مردم توسط اصلاح طلبان ما را به اینجا رساند همگی انتخبات سال 84 را به یاد داریم در ان انتخابات عالم و ادو منت اقای موسوی را کشیدند و ایشان نیامد و بعدش اقایان اصلاح طلب گل کاشتند و با حداکثر کاندیداها برای اثبات و تمرین دموکراسی امدند و کاندیدای اصلی اصلاح طلبان هم که اصلا در باغ نبود و مسائلی که مطرح می کرد درد روز جامعه نبود در نهایت هم وقتی اقای هاشمی با احمدی نژاد با دور دوم رفتند این کوتاهی و ادا و اطوارهای روشنفکری اقای خاتمی بود که همه چیز را بر باد داد اگر ایشان به عنوان یک اصلاح طلب و نه رییس جمهور حمایت واضح از اقای هاشمی (به مانند سایر کشورهای دموکراتیک) می کردند الان حال و روز ما ین نبود.
2-متاسفانه طیفی از روشنفکران در دایره وسیع اصلاح طلبان قرار دارند که جز انتقاد کردن هیچ چیز بلد نیستند اینها به همه چیز انتقاد دارند و زمانی انتقادهایشان تمام می شود که همه چیز مال خود انها شود این گروه شرایط اجتماعی ایران را درک نمی کنند و چون تشنه قدرتند مردم نیز برایشان اهمیتی ندارند این گروه را باید شناخت و انها را از دایره اصلاح طلبی طرد کرد.
3- یک بحث دیگر این است که جنبش اصلاحات باید با ادبیاتی شفاف وارد عرصه سیاست شود و از انتقاد صریح و شفاف نهراسد و دخالت و اظهار نظر را حق تمام ایرانیان بداند نه اینکه شاه بیت حرفشان این باشد که ای نظام و ای رهبر ما بچه های خوب نظام هستیم لطفا به ما ظلم نکنید و یک گوشه کار را هم به ما بدهید و اگر می خواهید ظلم کنید به غیر خودی ها ظلم کنید که اشکال ندارد و حتی همه با هم در ثوابش شریک هستیم.
آقای نوری هنگامی که سبز ها تصمیم گرفتند نه نامزد به انتخابات معرفی کنند و نه در این انتخابات رای دهند آیا شایسته بود اصلاح طلبان هم نامزد معرفی کنند و هم در انتخابات حاضر شده رای دهند؟ آیا شایسته بود که آقای خاتمی به دماوند رفته و در رای گیری شرکت کند و آن بلاها برسر رای ایشان و کلیه آراء دماوند بیاید. ما اگر در برابر حاکمیت زورگو که با کمال تاسف در برابر ملت گردن کلفتی می کند، نایستیم، همین بلایی سرمان خواهد آمد که اکنون دچار آن شده ایم. برادر هنگامی که ما به خیابانها ریخیتم و فریاد مرگ بر شاه کشیدیم، کی قرار بود ولایت فقیه برما حاکم شود، کی قرار بود خانمها به این سرنوشت دچار شوند، کی قرار بود تمام پست های کلیدی را روحانیون قبضه کنند و بر سرنوشت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ما حاکم شوند؟ کی قرار بود…. وقتی شما را با آن وضعیت کنار گذاشتند یا کرباسچی را یا دیگر شهرداران را یا بقیه گروهها حتی بازرگان و یارانش را اگر ایستادگی می کردیم اکنون حاکمیت این اندازه خودش را طلبکار مردم نمیدانست. ما که اهل مبارزه و اسلحه کشی و مثل خود اینها که نیستیم. حربه ما تحریم انتخابات است. انتخابات را تحریم کردیم و می کنیم تا هوای کار دستشان بیاید و بدانند که دکان بدون مشتری بدردشان نمی خورد. برویم و نامزد تعیین کنیم و در انتخابات رای بدهیم عکس و تفصیلات را سه برابر کرده به جهان مخابره خواهند کرد که اینها طرفداران رژیم هستند نه برادر من یکی این کار را نمی کنم تا به خون های ریخته شده آن جوانان گلگون کفن خیانت نکرده باشم. این حداقل عکس العملی است که در برابر این نامردمان می توانم ازخود نشان دهم و پای آن هم خواهم ایستاد آقای نوری. فرض بفرمایید بالاترین آنست که یک کس مثل شما خود را نامزد کند و فرض کنیم برنده هم شود. با این قانون اساسی با آن رهبر با آن مجلس با آن قوه قضیاییه و با این قانون شکنی ها و حکم های حکومتی صادر کردن ها مگر کاری از دست شما ساخته است. شمای نوعی حتی به اندازه آقای خاتمی هم که آن همه حسن نیت نیت داشت و به رژیم وفادار بود و هست، نمی توانید کاری بکنید کار از بنیاد برادر خراب است.
خوخوشحالم که بزرگان اصلاح طلب در حال بازگشت به عالم سیاست می باشند،
بی شک بر این دوستان نقدهای بسیار وارد می باشد، اما تجربیاتی در این سالها اندوخته اند که اگر با هم اتحاد داشته باشند و بی عمل نباشند، انشاء ا… حصرها برداشته خواهد شد و عزیزانمان آزاد خواهند گشت و مسیر خروج از این فلاکت را زودتر خواهیم پیمود.
به امید ایرانی آباد و آزاد
یا حسین میرحسین
یا مهدی شیخ مهدی
آفرین ما موافق حرکتهای تند نیستیم و با حرکتهای اصولی و اصلاح طلبانه می تونیم جلو بریم …
فقط یه سوالی دارم از آقای عبدالله نوری اینکه اصلاح طلبان به هر شیوه ای متوسل نمی شوند یهنی چی ؟ فکر کنم منظورتون اینه که اگه آقای کروبی و موسوی رو هم اعدام کردن باید با لحن خوش آیند گفت از این اتفاق متاثر شدیم ؟
حالا كه ميخواهيم هزينه رفراندم را تحمل كنيم بهتر نيست به جاي رفراندم انرژي هسته اي يك رفراندم سالم براي جمهوري اسلامي برگزار كنيم ؟؟؟ اي خدا يعني ميشه ؟؟؟
بهدازمدتی یکی پیدا شد ازعمل حرف زد همه این راهکارهارو بلدن فقط عمل میخواد…م
این نخبگان هستن که هروقت یه بار راهکاری میدن وتا مدتی نیستن مردم سوخت پیش برنده هستن منتها باید نخبگان بیشترتوعمل باشن مثل زندانیان عزیز دربند بایدعمل کرد فقط عمل والا مردم فهیم راهکارهارو بلدن
مردم نجیب ایران غم نان دارن وعمل نکردن چهره ها چرا ترس مرگ یکبار شیون یکبار یاحسین میرحسین
you stared to filter the comments again? you got money too?
برادر گرامی جناب اقای نوری
من و شما و امثال ما عادت داریم که با تکیه بر کرسی دلسوزی از ظلم و جور بنالیم و سپس با بر سر کشیدن عبای تیزهوشی راهکار ارائه دهیم
مدت هاست که عادت کرده ایم
چقدر تلخ و دردناک است که آن عبدالله نوری که در آن بیدادگاه روحانیت چنان بر ظلم ظالم میتازید و گردن ذلت را شکسته بود ، امروز پس از مدت ها سر از گریبان خویش اندکی و فقط اندکی برون آورده و به جای آن فریاد های ابوذروارش اکنون آه و ناله ی کوفی صفت عصر عاشورا را سر میدهد!
چقدر تلخ و دردناک است…
عبدالله نوری فردی عمل گرا و پراگماتیست است و انتظار هم همین است در چنین مقطعی که جنبش سبز با خلع مدیریتی مواجه بوده و همراهان آن محصور هستند نقش پررنگی عمل کنند خصوصا” که جایگاه نوری در بدنه جنبش سبز بسیار بالاست. صداقت و صراحت لهجه و واقع بینی و شفافیت مواضع ایشان معروف است . احساس مسئولیت ایشان قابل تقدیر است. جنبش سبز دست آقای نوری را می فشارد.
ضمن تایید سخنان جناب عبدالله نوری که خودش هم 3 سال به خاطر آزاداندیشی در زندان بود باید یگویم که باز هم بسیاری از خارج نشینان مخالفت خواهند کرد و متاسفانه آنها به هیچ نوع اصلاحاتی اعتقاد ندارند و از طرفی راهکاری هم ندارند.البته آنها هم واقعا به دلیل اینکه نمیتوانند به کشور بازگردند هیچ راهی به جز براندازی ندارند ولی ای کاش همه به فکر ایران باشیم تا با کمترین هزینه و بهترین روش آباد و آزاد شود.
شجاعت و صداقت عبدالله نوری خیلی از خاتمی بیشتره اما به نظرم یه جاهایی دو پهلو حرف زده اند و برای کل جنبش نسخه پیچیده اند انگار که نماینده جنبش سبز هستند، در حالیکه خودشان هم فقط یک عضو جنبش سبزند(و اصلاح طلبان هم تنها قسمتی از جنبش سبزند نه همه آن) و اکثریت جنبش سبز به قانون اساسی موجود هم اعتراض دارند، ولی در مجموع ازشان ممنونم که محافظه کاری نکرده و در این روزگار اختناق فریادی زده اند.
یاد حرفهای میر و شیخ و بانوی سبز بخیر که خیلی بر دل و جان مینشست، جای خالیشان خیلی احساس میشود، خدایا حفظشان کن
همچنین یاد قدیانی و تاجزاده و نوری زاد و همه شیرمردان و شیرزنان آزادیخواه گرامی
کلا همینجوری هستید دیگه. باز خاتمی شد بد؟؟؟!!!! بعد از اینکه همین آقای نوری هم تو انتخابات دیگه شرکت کنه میشه بد… و این داستان ادامه دارد. اتاق فکراتون هم باز میشه مرکز فتنه. فقط اسمش قشنگهه(اتاق فکر=اتاق فتنه) حساب اصلاح طلبان هم از جنبش فتنه جداست. تازه بر فرض هم اگه {همه ی} شماها تو انتخابات شرکت نکنید(که من میگم طرفداری واستون نمونده) هیچ اتفاق خواستی نمیفته. باز هم درصد مشارکت بالای 50 درصد خواهد بود که درصدی معقول و منطقی برای مشروعیت نظام هستش. چون دیدم بعضی ها یه جوری صحبت میکنند که انگار دارن برای آینده حکومت تصمیم میگیرن.
اندک امیدی برای بهبود شرایط کشور با نامزدی آقای نوری در انتخابات 92 داشتیم که با این حرف ها تمام شد
ایشان هم رد صلاحیت شدند
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
در این جامعه یک چیز وجود دارد و آن مردم است. مردم نیز از سال 1376 تا کنون نشان داده اند که خواهان تغییر شرایط در کشور هستند. از آن مهمتر در سال 1388 آنان نشان دادند که آماده پرداخت هزینه برای این تغییر نیز هستند. اما متاسفانه برخی دوستان هنوز این واقعیت را در نیافته و پاچه خواری حاکمیت را می کنند. خوشبختانه علی خامنه ای به صراحت نشان داده اند که در اخراج اصلاح طلبان از حاکمیت مصرند و در این کار تجدید نظر نمی کنند. باز جای تشکر دارد که علی خامنه ای این پاچه خواران را به هیچ می انگارد والا معلوم نبود این دوستان با این رفتار استخوان لای زخم به کجا می خواهند برسند.
یکی نیست به این جناب عبدالله نوری بگوید که عمل اجتماعی مترادف با حضور در حاکمیت نیست. ایشان می توانستند و می توانند که در مورد حوادث کنونی کشور موضع بگیرند و آن را به صراحت اعلام کنند اما در این سالها سکوت کرده بودند و اکنون که بوی قدرت و انتخابات به مشام می رسد ایشان جان گرفته اند. البته هم اکنون نیز از موضع گیری پرهیز می کنند و تنها به کلی گویی بسنده می کنند تا بلکه علی خامنه ای به ایشان نیز تکه ای از قدرت را اهدا کند.
واقعا این آقایان اصلاح طلب که در اصل باید آنها را قدرت طلب خواند چه فکر می کنند؟ به نظر من، زمان این آقایان سپری شده است و نه حاکمیت و نه ملت اقبالی به این دوستان نشان نخواهد داد. حاکمیت در یافته است که به اینان نیازی نیست و مردم نیز می دانند که اینان و نسخه هایشان فاقد فایده است.
من به این دوستان پیشنهاد می کنم اگر به فکر تاثیر گذاری بر جامعه و ایجاد تحرک هستند، نخست فکر قدرت را از سر بیرون می کنند و به مردم تکیه کنند. آقای عبدالله نوری و سایر شرکا به سادگی می توانند در مورد مسائل روز کشور مانند مسئله هسته ای، وضعیت اقتصادی، بی کفایتی دولت، فساد اقتصادی، وضعیت بین المللی و نظایر آن سخن بگویند و نظر دهند. برآیند این کار آن است که به تدریج مردم در کنار اینان جمع می شوند و سرمایه اینان بدنه جامعه می شود. تا زمانی که اینان می خواهند یک جمع بسته بسازند و در آن به دور از چشم مردم به تصمیم گیری بپردازند به هیچ کجا نمی رسند.
شاید بتوان گفت که فعالیت در عرصه هسته ای حق ایران است، اما میتوان به دلایل منطقی اثبات کرد که حتی فارغ از بحث تحریمها و فشار بین المللی، فعالیت صنعتی در چنین عرصه ای مطلقا منطقی و اقتصادی و به نفع مملکت نیست.
1- با توجه به فجایع جبران ناپذیری که در ارتباط با نیروگاههای شکافت هسته ای (چرنوبیل و فوکوشیما) رخ داده، کشورهای پیشرفته دنیا، کنار گذاشتن تولید انرژی از روش نیروگاههای شکافت هسته را در دستور کار خود قرار داده اند، ژاپن کلیه 54 نیروگاه خود را تعطیل کرده و آلمان هم ضمن تعطیل کردن نیمی از نیروگاههایش، بقیه را تا 2022 تعطیل خواهد کرد.
2- ذخیره اورانیوم ایران بسیار کم و غنای معادن موجود بسیار پایین است، و با کل اورانیوم موجود در معادن کضف شده ایران، حتی با فرض داشتن تکنولوزی ساخت میله سوخت، نمی توان سوخت نیروگاه بوشهر، با فرض راه اندازی را تامین کرد.
3- نیروگاه بوشهر تا کنون حداقل 13 میلیارد دلار هزینه برای ایران داشته است، یعنی حداقل معادل شش برابر هزینه احداث پیشرفته ترین نیروگاه شکافت هسته ای. و روسیه سوخت آن را تامین کرده است و طبعا در صورت راه اندازی، موظف به تامین سوخت همیشگی آن خواهد بود، چون کسی به جز سوریه نمیتواند سوخت اختصاصی ان نیروگاه را بسازد. و بزرگترین اشتباه برای ایران آن است که بهره برداری و تامین سوخت آن نیروگاه را از روسها بگیرد، چون در مورد ایمنی آن نیروگاه، بحث های فراوانی مطرح است، لذا، شاید حضور روسها در بهره برداری نیروگاه، تضمینی برای ایمنی آن باشد. البته این موضوع خود موجبات سوئ استفاده روسها را ایجاد خواهد کرد مه با توجه به میزان کم برق تولیدی نیروگاه بوشهر (هزار مگاوات)، این نفوذ روسیه نمیتواند زیاد کاری باشد.
4- ساخت نیروگاه هسته ای، کاری بسیار پیچیده و سخت است و جز با کمک کشورهای خارجی، مطلقا نمیتوان نیروگاه جدیدی را در دستور کار قرار داد.
5- کشورهای توسعه یافته دنیا، همگی در پروژه گداخت هسته ای و تولید انرژی با روش بی خطر گداخت هسته ای در فرانسه در حال فعالیت اند، و بزرودی نتیجه تحقیقاتشان به صورت صنعتی در خواهد امد. در آن صورت، کلیه نیروگههای شکافت هسته ای، با تکنولوژی مدرن گداخت هسته ای جایگزین خواهد شد، که البته، این نقطه عطفی در تولید انرژی مورد نیاز بشر خواهد بود و اختمالا باعث خواهد شد که نفت و گاز برای همیشه زیر زمین بماند و نیازی به استحصال آن نباشد.
6- روشهای نوین تولید انرژی، به جز گداخت هسته ای، همگی توسعه خوبی یافته اند، انرژی خورشیدی، منبع لایزال و پاک انرژی را در اختیار داده است، و به مراتب هزینه تولید انرزی با آن روش، از اخداث نیروگاههای هسته ای کمتر است، خصوصا در کشورهایی نظیر ایران، با آفتابی همیشگی و قوی.
7- ایران، متاسفانه در دستاوردهای هسته ای خود غلو و بزرگنمایی و بعضا دروغ گفته است. که البته غرب هم بر این غلو افزوده است. و متاسفانه این چیزی است که حتی مسئولان کشور، و نیز مردم از آن بی اطلاعند. و راه درازی هنوز در بومی سازی توانمندی هسته ای در پیش است.
8- اینکه ما بخواهیم به بهانه اینکه دنیا ممکن است روزی سوخت نیروگاههای هسته ای ما را (که هنوز حتی مطالعه هم نشده اند)، ندهد، خودمان به ساخت سوخت اقدام کنیم، اصلا منطق قابل قبولی نیست. زیرا اگر قرار است دنیا ما را در انزوا و تحریم قرار دهد، ما در زمینه های مختلف دیگر فلج خواهیم شد و کار به تولید برق هسته ای نمیکشد. ما در داخل کشور متاسفانه توان تولید یک میتر لوله استیل، یک متر ریل راه آهن، یک ترانزیستور ساده، یک کمپرسور رایج صنعت نفت، و هزاران قلم از اقلام اساسی مورد نیاز صنعت را نداریم، لذا پس چرا این نگرانی، باعث تلاش و هزینه در زمینه ساخت آنها نمیشود؟ ما درصورت ادامه تحریمها حتی نیروگاه گازی جدیدی هم نخواهیم توانست ساخت، حتی نیروگاههای فعلی از رده خارج خواهند شد.
مگر می شود در دنیای امروزی، در تمام زمینه ها به استقلال رسید و خود را بی نیاز از سایر کشورها دانست؟ هیچ کشوری تمام اقلام صنعتی مورد نیاز خود را تامین نمیکند.
9- در شکور ما؛ این همه زمینه های ضروری برای فعالیت مغفول مانده، و هزینه ای در آن ارتباط تخصیص نمیابد، چرا باید این تمرکز و اصرا عجیب به غنی سازی اورانیوم داشته باشیم. آن هم با این همه هزینه مستقیم این صنعت و هزینه ها و خسارات یکه برای مملکت به بار آورده است. که اگر ما تحریمها را فقط ناشی از تلاش ایران به غنی سازی فرض کنیم، میتوان هزینه این صنعت را صدها میلیارد دلار برا یکشور تخمین زد. به نحوی که کشور را در استانه واپاشی قرار داده است.
10- عدم همکاری ایران در پروژه گداخت هسته ای در فرانسه، قطعا باعث محروم ماندن ایران از بهره برداری از آن صنعت نوپا در صورت صنعتی شدن تحقیقات امروزی دانشمندان خواهد شد. و در آن زمان، لطمه بزرگی به ایران وارد خواهد شد.
11- ایران تا حدی در ساخت نیروگاههای گازی، توانمندی خوبی به دست آورده بود که با نوجه به اینکه منابع نامخدود گاز در کشور وجود دارد، میتوانست چنان نیروگاههای گازی را توسعه بدهد که تا ساله اقدام به صادرات برق کند و ارزش افزوده تولید برق از گاز را نصیب کشور کند، اما متاسفانه، با خراب شدن رابطه بین المللی، اکنون امکان ساخت نیروگاههای گازی فعلا وجود ندارد.
12- متاسفانه، این مساله هسته ای و این غلو و بزرگنمایی و بعضا دروغهایی در دباره توانمندی ایران در این باره عنوان شده، مورد سوئ استفاده دو دسته قرار گرفته است، یکی استفاده سیاسی افراطیون در داخل کشور، جهت تداوم به سیاستهای تمامیت خواه خودشان و دوم مورد سوئ استفاده جنگ افروزان دنیا. دو طرف چنان بر این طبل توخالی کوفته اند که راه بازگشت را سخت کرده اند.
13- ایران، برای توسعه صنعتی خود، و جبران عقب ماندگیها، نیاز به برقراری و حفظ ارتباط با کشورهای دنیاست، و چنین ارتباطی باید همیشه حفظ شود، و در آن شرایط حتی میتوان با حداق هزینه، در صورت نیاز و میل به انرژی هسته ای، مدرن ترین نیروگاههای شکافت هسته ای را در کشور ایجاد کرد. هر اکنون، دیگر میتوان به صنعت شکافت هسته ای، به عنوان صنعتی که عمر آن گذشته نگاه کرد، و میتوان از آن صرف نظر کرد. انگار قرار بود بشر در پنجاه سال گذشته از شکافت هسته ای استفاده کند و آن را برای همیشه کنار بگذارد. ایران هم به موقع شروع کرد، اما توقفی که در ان ایجاد شد، این فرصت از بین رفت. طبعتا الان نیروگاه بوشهر (و سایر نیروگاهایی که احتمالا ساخته میشد) باید سالهای آخر عمر بهره برداری خود را طی میکرد، و ما هم همپای ژاپن و آلمان، شروع به تعطیلی نیروگاههای هسته ای خود میکردیم.
14- عرصه های زیادی در صنعت وجود دارد که به صرفه بودن فعالیت در آنها نیاز مند بزرگی حوزه استفاده، تقاضا و بزرگی بازار است، و برای کشورها نمیصرفد که خود اقدام به فعالیت در آن عرصه ها کنند، ساخت میله های سوخت نیروگاههای شکافت هسته ای، قطعا جز چنین صنایعی است. زیرا هزینه های بالاسری آن بسیار زیاد است و اگر مثلل یک کارخانه غنی سازی، نتوان سوخت دهها و حتی صدها نیروگاه هسته ای را تامین کند، اصلا اقدام به غنی سازی به صرفه نیست. زیرا ورود به چنین صنعتی، سرمایه گذاری بالاسیر زیادی در عرضه حفظ محیط زیست، ایمنی، نگهداری ابدی پسماندهای هسته ای، حفاظت کارخانجات از حملات نظامی احتمالی و .. دارد، که تنها برای کشوری که تعدا متعدد نیروگاه هسته ای دارد، یا قصد تولید بمب هسته ای دارد، یا میله سوخت ر ابه کشورهای متعدد دنیا میفروشد، به صرفه است. برای درک این موضع بد نیست بدانید که هیچ کشوری، بیش از دو کارخانه غنی سازی ندارد، و چند کشور صنعتی اول دنیا، تنها یک کارخانه غنی سازی دارند. به عبارتی غنی سازی در مقیاس کوچک، برای کشوری که دنبال بمب نباشد، مطلقا به صرفه و منطقی نیست.
با توجه به آنچه گفته شد، باید در نگاهی که به صنعت هسته ای در کشور ایجاد شده است، بازنگری اساسی کرد، خصوصا رهبران و بزرگان جنبش سبز، که آینده ایران را رقم خواهند زد، باید با اشراف کامل، به صورت کارشناسی و علمی، به این مساله نگاه کنند و از هر گونه احساساتی یا تحت تاثیر فضای تبلیغات برخورد کردن با این مساله جدا بپرهیزند
ما به هرکه از متدینین و معتقدین به اسلام و فقه محمد و ال محمد ص که اهل تقوی و شجاعت و عدالت و تدبیر باشند و اعمالشان صالح و اصلاح باشد رای میدهیم!
ما به اقای موسوی- که فرمود رض: مخالفت با موسوی خیانت به اسلام است- رای میدهیم
ما به سید السادات اقای خاتمی رای میدهیم
ما به یار غار انقلاب اقای کروبی رای میدهیم
ما هرچه اقای دستغیب بگوید قبول داریم
در صورت اجازه شرکت در انتخابات ، چه کسی ضمانت شمارش آرا را ميدهد؟ بقيه گروهها همچنان ممنوع و در زندان باقي ميمانند؟
بر فرض محال کانديد شما رای آورد. ميخواهد در مورد کارشکنی و غير قانونی ها و گردن کلفتی ها ااعتصاب کند؟
… بوي بد سازش و نجات افرادو مقامات مختلس و شکنجه گروباندهاي اقتصاد….ميايد؟!…..
به عنوان جانبازی که هم تجربه حضور در جنگ داشته ام و هم تجربه حضور در تظاهرات 88 و هم تجربه حضور در اوین، برای عبور از بحران موجود در کشور توصیه ها و روشهای آقایان نوری و خاتمی را بهترین و کارا ترین روش میدانم.
در جواب امیرحسین
کی مشارکت بیش از 50 درصد شد؟ در انتخابات مجلس هفتم که بسیجیان 7 بار رای دادند؟ یا ریاست جمهوری نهم؟ یا مجلس مسخره هشتم که پورمحمدی بند را آب داد؟ یا همین انتخابات مسخره و کذایی مجلس نهم که صولت مرتضوی در برابر بانوی خبرنگار دست و پایش را گم کرد و آمار واقعی را گفت؟
اصلاحطلبان فقط می خواهند نظام باشد تا خودشان هم از بیتالمال بخورند همین و بس
آقای نوری امروز اکثر نسل جوان و مردم براندازند و ما هم با امثال شما مرزبندی داریم
آقای نوری از اطرافیان حضرت امام هستند و در تقوای سیاسی ایشان نمی شود شک کرد .
آقاجان ایشان که از آیت الله خمینی بالاتر نیستند؟ هستند؟ نکند فکر می کند از آیت الله خمینی که انقلاب را هدایت کرد و پایه این حکومت را گذاشت هم خود را بالاتر میدانند؟ اگر نمیدانند مگر همان آیت الله خمییی که بارها گفته بودند قدس از راه کربلا آخر سر وقتی عده ای متخصص به ایشان ثابت کردند که این جنگ فایده ای جز به هدررفتن ثروت این مملکت و جوانان و …ندارد و حتی ممکن است منجر به تغییر رژیم هم شود یا مردم را از حاکمیت زده کند، با آن حال زار اعلام کرد که این تصمیم مثل خوردن جام زهر است ولی بنا به مصالحی من این جام زهر را می خورم. آقا جان شما که از ایشان بالاتر نیستی؟ یک اشتباهی کرده ای و بیجهت هم مرتب لجباری و پافشاری نمودی و فکر کردی غربی ها هم تسلیم خواهند شد. فکر کردی آنها هم مثل ملت ایران هستند که هربلایی سرشان بیاید سرخود را پایئن میاندازد و میریزند توی خودشان. اینگونه نیست شما با دنیایی سروکار داری که دویست کشور مستقل درآن هست که هریک خود را از ما بهتر و قوی تر میداند(حتی نباشد هم فکر می کند من یک رای دارم جمهوری اسلامی هم یک رای دارد) خوب در این شرایط که نمی شود ایستاد و زور گفت که نخیر انرژی اتمی حق مسلم ماست. آنها می گویند انرژی اتمی حق مسلما شماست ماهم قبول داریم اما شمامضاء کرده ای که اسلحه اتمی نسازی و باید به امضایت احترام بگذاری. اگر هم اسلحه نمیسازی در خفا، بسیار خوب بگذار متخصصین ما بیانید و مطمئن شوند و آنوقت شما هرقدر دلت میخواهد انرژی اتمی بساز و این اندازه هم این صفحه شکسته را تکرار نکن. ما نیازی به جمع کردن اطلاعات مخفی هم از تاسیسات شما نداریم اولا اغلب سازمانهای مخفی از امکانات و تجهیرات شما خبر دارند بعد کسی بگذارید بالای سر این کارشناسان بین المللی که جاسوسی نکنند آقای مصلحی شما که قادر است هر روز یک جاسوس را بگیرد دیگر چرا باید از کارشناسان ما بترسد؟ ازهمه اینها گذشته انرژی اتمی بیست درصد و بیست و هفت درصد را برای چه میخواهید. برای تاسیسات اتمی دانشگاه و به منظور رفع نیازمندی های درمانی؟ بسیار خوب شما برای آنجا بیش از سه و نیم درصد نمیخواهید و با ساختن بیست درصد و بیشتر خلاف قول و قرار و وعده های خود را کرده اید. حرف جامعه بین المللی را گوش نکنید ماهم شدیدترین تحریم ها را برایتان می گذاریم. انصافا آقای نوری هم بد نمی گوید. شما که واقعا ولی ما ملت که نیستید؟ کی گفته سرنوشت هفتاد و پنج میلیون را شما یک نفری یا ده نفر از اطرافیان شما بگیرند. ازکجا که این کارهای شما اشتباه نیست؟ می گذاریم به یک رفراندم. دیدید که وقتی تلویزیون رای گیری کجاست هنوز طوری نشده 63 درصد مردم رای دادند که ما انرژی اتمی نمی خواهیم در شرایط آزاد من اطمینان دارم بیست از هفتاد درصد مردم رای خواهند داد ما آب و نان و کار و می خواهیم اما تورم و بیکاری و انرژی اتمی که اینگونه پدر ما را درآورد نمی خواهیم. آقا لطفا دست از لجبازی بردارید و به حرف ناصحان گوش کنید. بالاخره باید یک جایی کوتاه بیاییدو آنجا هم همین حالاست. تازه من پیشنهاد می کنم برای حفض پرستیژ می توانید اعلام کنید که من با ادامه غنی سازی موافق بودم و هستم اما چون ملت رای داده تسلیم نظر اکثریت می شوم اما چون خودم رای خلاف داده ام و موافق ادامه غنی سازی بودم. من از کار کناره گیری می کنم. که در آن صورت هم اعتبارشما حفظ شده هم ملت راضی شده اند هم بیجهت ثروت و صلح و آرامش منطقه به هم نخورده و هم …….
حيف كه ايشان روحاني هستند و الا يكي از مدافعان رياست جمهوري ايشان بودم.
اصلاح طلبان زیر مجموعه جنبش سبزند .ولزوما جنبش تفکر اصلاح طلبان را ممکن است نداشته باشد .ما با زیدو عمر اخوتی نداریم اگر بخواهید در این شرایط در انتخابات شرکت کنید اکثریت جنبش با شما نخواهند بود .بی جهت دچار توهم نشوید
زنده باد اصلاحات زنده باد موسوی زنده باد سید حسن
با سلام و درود بر تمام آزادیخواهان از هر رنگی، چه در بند چه آزاد، بعد از مواضع فردی جناب آقای خاتمی و با توجه به نقطه نظرات بیان شده در این صفحه چه واقعی و چه با هدف ایجادموج، آنچه مهمتر از هر ایده پردازی برای مردم و ارائه راهکارها، بیاد داشته باشیم درد مردم انرژی هسته ای تیست، درد نیست مردم گرانی نیست، درد مردم بسته شدن روزنامه ها ودستگیری های ادامه دار نیست، آقایان نوری و دوستانشان که اصلاحات را به شرکت سهامی خاص تبدیل کرده اند ودر عین بی قدرتی دیکتاتوری صغیر راه انداخته اند با اظهارات نظرهای شخصی آنرا به مردم ودغدغه های مردم تعمیم میدهند وایندر حالی است که تمام موارد اعلام شده از طرف ایشان و دوستانشان معلول یکپدیده است و آنهم موجود بی محتوائی بنام جمهوری اسلامی است که پس از گذشت 32سال و شکستهایی که یکیپساز دیگری عاید این ملت کرده حال میخواهند با رنگ و لعاب دیگری بخورد این ملت بدهند. آقای نوری عزیز درد مردم امروز در بند بودن موسوی ، کروبی، تاج زاده، توکلی، ستوده،…..است.