خاكروبهها را زير فرش قايم نكنيم
چکیده :موضوع افزايش و تعدد قتل نيست. موضوع سياه نماياندن چيزي هم نيست. موضوع تغييراتي است در جامعه كه در روزمرگيهاي ما گم ميشود و روزها در سرعت زمان كه به تاخت ميتازد لابهلاي برگهاي تقويم ناپديد ميشود. اما اين اگر رسم زمان است، رسم زمانه نيست. فرصت بررسي و ريشهيابي را نبايد از دست داد... مهم اين است كه واقعيت را ولو تلخ بپذيريم. وقتي پذيرفتيم ميتوانيم برايش فكري بكنيم و راهحلي بيابيم. اگر بخواهيم خانه را تميز كنيم راهش اين نيست كه آشغالها و خاكروبهها را زيرفرشي هل داده و قايم كنيم....
روزنامه اعتماد در یادداشتی به قلم سینا قنبرپور از بازتاب وضعیت بحرانی جامعه در صفحات حوادث روزنامه ها سخن به میان آورد. در این یادداشت آمده است:
در صفحه هيچكدام از ما حريف زمان نميشويم. اسب زمان چنان ميتازد كه حتي فرصت آن نيست كه سربرگرداني و اطراف را ببيني. به عبارت ديگر فكر مسابقه و همراهي با اسب زمان را بايد از ذهن بيرون راند وگرنه ميبيني و ميشنوي در يزد دختري به قتل رسيده ولي فرصت تامل در آن را از دست ميدهي.
ميبيني و ميشنوي كه دو زن را در شيراز به قتل رساندهاند و قاتل خودكشي كرده است اما هيچ از ماجرا و انگيزههاي تن دادن به اين جنايت نميدانيم. خبر ميرسد از فارس كه دو مرد براي وصول طلب يك ميليون توماني خود از مردي زن و دو فرزندش را ميربايند و بعد جسد هر سه نفر در چاهي پيدا ميشود. آخر مگر ميشود براي يك ميليون تومان طلب زن و دو بچه كسي را كشت؟ روزها سپري ميشوند و فرصت هيچ برگشتي هم نيست، حتي براي برگشتن به صحنه جرم و بررسي بيشتر آن از زواياي ديگر.
موضوع افزايش و تعدد قتل نيست. موضوع سياه نماياندن چيزي هم نيست. موضوع تغييراتي است در جامعه كه در روزمرگيهاي ما گم ميشود و روزها در سرعت زمان كه به تاخت ميتازد لابهلاي برگهاي تقويم ناپديد ميشود. اما اين اگر رسم زمان است، رسم زمانه نيست. فرصت بررسي و ريشهيابي را نبايد از دست داد.
تغييرات اين روزها را بايد لايه لايه جست. گاهي ممكن است اقتصادي باشد، گاهي اجتماعي و گاهي برخاسته از فرهنگ و مولفههاي آن. گاهي هم ريشه در تصميمهاي تصميمگيران. شايد صفحه حوادث صفحهيي متهم به رنگ زرد باشد اما فرصتي است كه گذر زمان را مغلوب نميشود و ميتوان در آن سرنخهايي را براي تحليل و بررسي حفظ كرد. صفحه حوادث نه براي سرگرمي است و نه براي سياهنمايي.
صفحه حوادث تبسنجي قوي است و فرصتي براي تامل و نگاهي دقيقتر. ريشه هرچه ميخواهد باشد مهم اين است كه واقعيت را ولو تلخ بپذيريم. وقتي پذيرفتيم ميتوانيم برايش فكري بكنيم و راهحلي بيابيم. اگر بخواهيم خانه را تميز كنيم راهش اين نيست كه آشغالها و خاكروبهها را زيرفرشي هل داده و قايم كنيم.
ماجراي قتل شيراز و خودكشي قاتل آن، ماجراي قتل قير و كارزين و قتل يك مادر و دو فرزندش به بهانه تسويه حساب مالي، ماجراي قتل دختري به دست يك افغاني در يزد، ماجراي بازسازي صحنه قتل تينا در كوچه هشتم گاندي و حادثههاي ديگر مرتب صداي زنگ را بلند و بلندتر به گوش ما ميرساند و دوباره به ياد ميآورد كه خاكروبهها را نبايد زير فرش ريخت و پنهان كرد.














اتفاقا” خاکروبه ها روی فرش اند ! فرش را هم کثیف کرده اند !! دیگر کسی قبول ندارد ، این ها حاکروبه اند !!!
تا حالا شده برای یک دقیقه با خود فکر کنید که ایران بدون حاکمیت فعلی چقدر میتونست زیباتر باشه و مردم ما بدون هیچگونه حسدورزی و کینه توزی در کنار هم با صلح و صفا و صمیمیت زندگی میکردند و هیچکس صبح تا شب فکر و ذکرش پول نبود، در تخریب و بدنام کردن همدیگه نمی کوشیدیم و دهها خصلت خوب و پسندیده!
ایران یکی از افسرده ترین و غمگین ترین مردمان جهان رو داره، خیلی هم نمیخواد زور بزنید به اطراف خودتون نگاه کنید.اکثریت مردم تو خودشون هستند با چهره ای عبوس و ناراحت.استرس و اضطراب در بین مردم ما بسیار شایع می باشد.(یکی از فاکتورهای جامعه سالم و شاد، عدم استرس یا حداقل آن در محیطهای مختلف می باشد) که این استرس و اضطراب علل و عوامل گوناگونی داره اعم از سرخوردگی خانوادگی و اجتماعی، مشکلات متعدد مالی و اقتصادی و …مملکت ما نیاز به درمان ریشه ای دارد که اولین آن ترمیم بسیار اساسی حکومت جمهوری اسلامی یا سرنگونی آن می باشد.
آزیر خطر به صدا درآمده ولی این دولت کر است!!!