حذف «روز ملی سینما» از تقویم 1391
چکیده :هر ساله سینماگران روز ملی سینما را بهانهای میکردند تا از برگزیدگانشان تقدیر کنند و بزرگداشت پیشکسوتها را جشن بگیرند و در عین حال از دغدغههایشان بگویند. اولین جشن خانه سینما 19 تیرماه سال 1376 برگزار شد. چهارمین جشن بزرگ سینمای ایران در سال 1379 در روز 21 شهریورماه مقارن با ایام بزرگداشت صدمین سالگرد حیات سینمای ایران در مجموعهی ورزشی انقلاب برگزار شد و از آن پس هر ساله روز ملی سینما فقط بهانهای بود برای بیان دغدغهها و توجه افکار عمومی به این هنر ـ صنعت....
21 شهریور ماه دیگر در تقویم سال 1391، روز ملی سینما نیست.
به گزارش ایسنا، وقتی تقویم سال جاری را ورق میزنیم در اغلب قریب به اتفاق تقویمها در روز 21 شهریور هیچ خبری از عنوان روز ملی سینما نیست و پس از 13 سال این روز در تقویمها حذف شده است.
هر ساله سینماگران روز ملی سینما را بهانهای میکردند تا از برگزیدگانشان تقدیر کنند و بزرگداشت پیشکسوتها را جشن بگیرند و در عین حال از دغدغههایشان بگویند.
اگر به تاریخ مراجعه کنیم، اولین جشن خانه سینما 19 تیرماه سال 1376 برگزار شد و اعضای شورای برگزاری آن اکبر نبوی، ابوالحسن داوودی، احمدرضا درویش، محمدرضا موینی و منوچهر شاهسواری بودند.
ابوالحسن داوودی در آن مقطع ضمن بیان تاریخچه مختصری از برگزاری مراسم تندیس خانه سینما گفته بود: «تاکنون مراسم تندیس خانه سینما طی دو دورهی (73 – 1374) بیشتر به پیشکسوتهای سینمای ایران و کسانی تقدیم شد که خدمات شایانی به صنف کردند هیات مدیره جدید خانه سینما در آغاز فعالیتش موضوع “روز سینما” را در جلسات خود مطرح کرد و قرار شد که یک روز از سال با عنوان “روز ملی سینما” نامگذاری و جشن سینما همزمان با آن روز برگزار شود. البته قرار است 31 اردیبهشت هر سال را با عنوان “روز ملی سینما” ارج نهیم و این موضوع را به شورای عالی فرهنگ ادایه کردیم و در صورت موافقت و پس از تصویب مجلس شورای اسلامی رسما میتوانیم هر ساله جشن خانه سینما را همزمان با این روز برگزار کنیم.»
اما در بهمن سال 78 بود که روز ملی سینما 21 شهریورماه اعلام شد و در همان دوران اظهار نظراتی پیرامون روز ملی سینما بیان شد و سرمقاله «نامه سینما» نشریهی داخلی سینما به این موضوع اختصاص داده شده بود و در آن آمده بود: «نکته مهمی که نباید به آسانی از آن گذشت این است که اعلام روز سینما در شرایطی صورت میگیرد که بسیاری از دستاندرکاران این هنر عظیم، با دشواریها و نابهسامانیها روبرو هستند.»
در قسمتی دیگر از این سرمقاله نوشته شده بود: «امید است روز ملی سینما طلیعه توجه جدی به معضلات زیربنایی صنعت سینما باشد. فرسودگی و استهلاک سرمایه ثابت سینمای ملی خطری است که در درازمدت سینمای ما را به نابودی میکشاند، بنابراین اعلام روز ملی سینما را بهانهای کنیم برای نگاه عمیقتر به مسائل صنعت سینمای ملی، که باید به فکر تقویت سرمایههای اصلی خود باشد.»
سرانجام چهارمین جشن بزرگ سینمای ایران در سال 1379 در روز 21 شهریورماه مقارن با ایام بزرگداشت صدمین سالگرد حیات سینمای ایران در مجموعهی ورزشی انقلاب برگزار شد.
از آن پس هر ساله روز ملی سینما فقط بهانهای بود برای بیان دغدغهها و توجه افکار عمومی به این هنر ـ صنعت اما اظهارنظرهایی هم مطرح میشد که اساسا معتقد بود این روز خیلی هم بود و نبودش اهمیت ندارد!
با این اوصاف به نظر میرسد با توجه به اینکه سینمای ایران در دیدگاه صاحبنظران و دیدگاه کلان جامعه از جمله دغدغههای اصلی است که به این واسطه برای آن سازمان سینمایی تعریف شده است، حسن این روز در تقویم سینما قابل انکار نبود.














حقیقت امر این است که پس از پیدایش دولت احمدی اگر بخواهند روزی را به عنوان ” روز سینما ” نام گذاری نمایند . می بایست تمام روزهای سال را ” روز سینما ” بنامند !
تازه می پرسی چرا ؟! خوب عزیز من هر روز خدا با یک سناریو جدید ملت شریف را فیلم می کنند ! شاید برخی کاربران به علت مشغله فکری برخی از فیلم های سال قبل را فراموش کرده باشند با اجازه یاد آور می شوم.
” اختلاس سه هزار میلیاردی ” برنده سیصد و دوازده سیمرغ بلورین و جایزه خرس برنزی از کشور برادر سوریه
” اختلاس بیمه ” برنده سیمرغ بلورین برای بهترین کارگردان ” م – ر ” بهترین هیئت داوران ” قاضی سراج ” و بهترین فیلمبرداری ” که فقط از پس سر شبه متهمین فیلمبرداری شده بود ”
” دعوت از بشار اسد ” برنده بهترین سناریو ! با توجه به اینکه سیمرغ های بلورین بصورت فله ای برای فیلم کششششششششش دار ” اختلاس سه هزار میلیاردی ” در نظر گرفته شده و به اتمام رسیده برای فیلم ” دعوت از بشار اسد ” فقط به نمایش انگشت میانی دست اکتفا گردید !
” غریبه ای در برزیل ” این فیلم به عنوان بهترین فیلم درام شناخته شد و داستان رئیس دولتی است که همینطور یلخی به برزیل می رود و ناگهان خود را در یک فرش قرمز سه متر و بیست و پنج سانتی در می یابد. هئیت داوران برای این فیلم هیچ جایزه ای در نظر نگرفته است.
” کنسرت بی کنسرت ” این فیلم که از تلاش برادران بسیج در بر هم زدن کنسرت های مختلف در شهر های مختلف سخن می گوید یک سیمرغ بلورین از آن خود کرد که آن هم بر اثر فشار گروه فشار متلاشی شد.
با توجه به اینکه اگر بخواهم تمامی فیلم های دولت فخیمه را بگویم چند ساعتی وقت عزیزان را خواهم گرفت ! اجازه بفرمائید به همین چند نمونه اکتفا نموده و یقین بیاوریم که : ” همه روزمان فیلم است و همه مملکتمان سینماست ”
یک فیلم بسیار تکراری نیز از قلم افتاد بنام ” بگم ؟ بگم ؟ می گم آآآآآآآآآآآ ” داستان این فیلم حکایت رئیس دولتی است که چماقی در دست دارد و { بله ؟! چی فرمودین ؟! چماق در ادبیات ممنوعه است ؟! به سرنوشت علی مطهری دچار می شوم؟! } خوب آقا چرا شلوغش می کنی , حکایت رئیس دولتی است که گرررررررررر زی در دست دارد و آقا خدا نگهدار ! قلم فرانسه