آقای مصباح بدون فوت وقت اظهاراتش را اصلاح کند/ مراجع و بزرگان واکنش صریح نشان دهند
چکیده :فراموش نکردهایم که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی "ره" در آبان سال66 در نامهای به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، در اشاره به نطقهای نمایندگان که برخی گویا آیه شریفه "اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولیالامر منکم" را بر ایشان تطبیق کرده بودند، از جمله خاطرنشان کرد: "چون گفتار آقایان پخش میشود و ممکن است سوء تفاهمی بین مردم حاصل شود، لازم است عرض کنم آیات و روایاتی وارد شده است که مخصوص به معصومین، علیهم السلام، است، و فقها و علمای بزرگ اسلام هم در آنها شرکت ندارند، تا چه رسد به مثل اینجانب."...
سید ضیاء مرتضوی، از اساتید حوزه علمیه، در یادداشتی که در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شده، به اظهارات اخیر مصباح یزدی در تشبیه امام و رهبری با ائمه واکنش نشان داد و نوشت:
1- چند سال پیش در شب شهادت رئیس مذهب، حضرت امام جعفر صادق(ع)، این جانب توفیق حضور در مجلس عزاداری برای آن امام شهید و مظلوم را داشتم. مدّاح محترم در میانه مرثیهسرایی، برای گرم کردن بیشتر مجلس، قریب به این مضمون را خطاب به علما و طلابی که حضور داشتند گفت:ای شاگردان امام صادق! شهادت استادتان را تسلیت دهید! این تعبیر به واقع این طلبه را لرزاند و سرافکنده ساخت. پس از پایان مجلس به گوینده خاطر نشان کردم اگر باب شده است که علماء و ما طلاب را تا سطح شاگردی حضرت صادق(ع) بالا میبرند و میبرید، اما چرا آن امام بزرگ و معصوم را تا حدّ استادی ما پایین آوردی؟ و درخواست کردم ایشان دیگر چنین تعبیری را به کار نبرد و ایشان نیز پذیرفت.
ما کجا و حضرت صادق(ع) کجا؟! بلکه علمای بزرگ و کمنظیر ما در گذشته و حال کجا و مقام منیع حضرت صادق(ع) کجا؟! کسی که تنها مروری بر فرازهای زیارت جامعه کبیره داشته باشد، زیارتی که تنها یکی از تعالیم حضرت علیالنقی، امام هادی، صلواتالله علیه، و بازگوکننده بخشی از مقامات پیامبر و آلپیامبر، صلواتالله علیهم است، آیا میتواند به خود اجازه دهد کسی یا کسانی را با خاندان عصمت و طهارت (ع) حتی با فاصلههای دور مقایسه کند؟ بیشک نمیتوان چنین خبط بزرگی کرد.
چنان که وقتی شخصی به حضرت صادق(ع) عرض کرد مگر نه این است که رسول خدا(ص) درباره ابوذر فرمود: آسمان بر راستگوتر از ابوذر سایه نیافکنده، پس رسول خدا(ص) و امیرمؤمنان و حسن و حسین چه؟ امام (ع) در پاسخ، از جمله، این اصل را به دست داد که “اِنّا اهلَ البیت لایُقاس بنا احدٌ، هیچ کس با ما اهلبیت مقایسه نمیگردد.” و در مورد دیگر در پاسخ به عباد بن صهیب، با ذکر همین جمله، تصریح فرمود که جمله پیامبر(ص) ناظر به “شما مردم” است.(1) یعنی جایگاه خاندان عصمت و طهارت اساساً و به تعبیر طلبگی “تخصّصا” و خود بهخود از قلمرو این مقایسهها بیرون است.
2- فراموش نکردهایم که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی “قده” در آبان سال66 در نامهای به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، در اشاره به نطقهای نمایندگان که برخی گویا آیه شریفه “اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولیالامر منکم” را بر ایشان تطبیق کرده بودند، از جمله خاطرنشان کرد: “چون گفتار آقایان پخش میشود و ممکن است سوء تفاهمی بین مردم حاصل شود، لازم است عرض کنم آیات و روایاتی وارد شده است که مخصوص به معصومین، علیهم السلام، است، و فقها و علمای بزرگ اسلام هم در آنها شرکت ندارند، تا چه رسد به مثل اینجانب.” و در ادامه افزود: “تقاضای اینجانب آن است که در صحبتهایی که میشود و پخش میگردد ابهامی نباشد و مرزها از هم جدا باشد.”(2) و بدین وسیله ایشان هشدار داد که این مقایسهها و تطبیقها اوّلاً خلاف واقع و نادرست است و ثانیاً ممکن است در میان جامعه مایه شبهه و سوء برداشت شود. و این واکنش، مصداقی روشن از نگهبانی امامخمینی از مرزهای اعتقادی و نگهداری اعتقادات مردم و جلوگیری از راهیابی شبهات به اذهان جامعه به شمار میرود؛ واکنشی که به جملاتی دیگر از ایشان مانند “امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند” و یا “ما امریکا را زیر پا میگذاریم” ارزش و اعتبار میدهد.
آیا حتی علمای بزرگ ما را میتوان با برخی از اصحاب اهل بیت(ع) مقایسه کرد و “تالی تلو”آنان شمرد، که کسی بتواند پا به حریم قیاس با خود آن انوار مقدسّه و مطهّره بگذارد؟ حاشا و کلّا!
3- اگر در سخن پرمغز امیرالمؤمنین علی(ع) آمده است “خدا رحمت کند انسانی را که اندازه خود بشناسد و از حدّ خود فراتر نرود”(3) لابد این تعلیم علوی نسبت به شناخت اندازه و حد دیگران نیز کاربرد دارد. در سخن معروف امیرالمؤمنین(ع) آمده است که “لاتری الجاهل الا مفرطاً او مفرّطاً؛ جاهل را نمیبینی جز اینکه افراط میکند یا تفریط میکند”.(4) افراط و تفریط اگر برخاسته از هوی و غرض نباشد، بیشک، ناشی از ناآگاهی است. همانگونه که از حقوق معنوی و شخصیتی افراد نباید کاست، زیادهروی در ترفیع و غلوّ در ستایشهای غیر واقعی نیز پیامدهای زیانباری از جمله در مورد خود شخص ستایش شده دارد. شیفتگی و ارادت به هر اندازه باشد، نباید ما را به پا گذاشتن بر مرزهایی بکشاند که حدود الهی و حریمهای اعتقادی جامعه است. اگر هم به هر دلیل خود را مجاز به بالا بردن افراد، هرکس و هر کجا که باشد، میدانیم، اما باید سخت مواظبت کرد که نتیجه کار، هرچند در اذهان تنها برخی از مردم که شناخت درستی از مقامات اهل بیت(ع)ندارند، پایین آوردن جایگاه آن خاندان پاک و منزه و بیهمتا نباشد. حریمها را نگه دارید تا اگر بر قوّت پایبندی جامعه به ویژه جوانان عزیز نمیافزایید، دستکم حریم اعتقادات آنان خدشهدار نشود.
4- اینکه عالمی محترم و استادی سرشناس، مثلا قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را بدون امضای ولی فقیه، به صراحت کاغذپارهای بیش نداند!(5) و یا برخلاف نظر و مبنای گذشته خود در دهه نخست انقلاب که تصریح میکرده “در اسلام، غیر از معصومین، علیهم السلام، هیچ کس فوق قانون نیست، بلکه همه باید تابع قانون باشند” و افزوده “چنین نیست که رهبر جامعه اسلامی قدرت مطلق و بیچون و چرا داشته باشد و کسی نتواند وی را مورد پرسش و بازخواست قرار دهد”(!) اینک به هر دلیل، مثلا به خاطر تبدّل رأی، ولیّ فقیه را مافوق قانون و اختیارات را مطلق بداند، مطلبی است که میتوان با لحاظ برخی امور، امری طبیعی شمرد و در جای دیگر هم به بررسی آن پرداخت، اما آیا به کار بردن تعابیری چون “تالی تلو معصوم” برای اشخاص محترم دیگر(6)، هرچند هم در نظر ما بزرگ باشند، ایجاد پرسش درباره مقامات حضرات معصومان (ع) نمیکند؟
آیا گفته چند روز پیش این استاد محترم، بنابر نقل “خبرگزاری فارس” و دیگر رسانهها، که “باید توجه داشت همانند مقام معظم رهبری (را) به هیچ عنوان نمیتوان بر روی زمین و آسمانها پیدا کرد، چرا که ایشان نمونه برجستهای از ائمه اطهار (ع) و اجدادشان است” و یا این جمله که “تنها کسی که میتوان به آنها (=انبیای الهی) تشبیه کرد امام راحل “ره” و مقام معظم رهبری است”، اگر به ظاهر جملات اخذ شود، قابل قبول و درست است؟ و به مصلحت و منطبق بر اعتقادات جامعه ما میباشد؟
آیا شخصیتهای ما، هر چقدر هم بزرگ و عزیز باشند، نیازمند چنین تعابیر غلوآمیز هستند؟ آیا خود آنان به چنین “ترفیعات” و “ادبیات” که در واقع نوعی حریم شکنی است، رضایت دارند؟ و اساسا آیا آن را به نفع “خود” یا “جامعه” میدانند؟ پیداست که نمیتواند چنین باشد؛ چنان که حضرت امام خمینی بارها از نگاه اخلاقی واکنش نشان داد و از نگاه اعتقادی نیز دیدیم حتی تطبیق برخی آیات و روایات از جمله تعبیر “اولو الامر” در آیه شریفه را بر خود نادرست شمرده و طی نامهای به نمایندگان مجلس تذکر داد.
البته نگارنده در مورد اخیر احتمال میدهد خبرگزاری مبدأ، مطلب این استاد محترم را درست بازگو نکرده باشد. وگرنه چگونه میتوان پذیرفت یک شیعه و به ویژه یک عالم شیعی کسی را هر چقدر هم برجسته باشد نمونهای از امامان معصوم (ع) بشمارد؛ در این صورت، توقع طبیعی در چنین مواردی آن است که بدون فوت وقت توسط گوینده و مانند آن اصلاح گردد اما سراغ نداریم چنین شده باشد. آنچه سراغ داریم دامن زدن و ادعای کشف و کراماتی است که هر از چند گاه برای این و آن گفته، ساخته و پرداخته میشود!
5- به رغم “ظرافتها” و در عین حال “محظورات” و بلکه “محذورات”! تذکرات و نوشتههایی از این دست و در فضای ناسالم بدبینی و بدفهمی، این طلبه ناچیز، گمان میکند این وظیفه متوجه ما هست که به صراحت بارها بگوییم و تاکید ورزیم درباره هیچ کس حتی بزرگترین علماء و فقهاء و فلاسفه ما از جمله حضرت امامخمینی “قدس سره الشریف” که “لا یقاس به احدٌ من العلماء المعاصرین بل یقلّ نظیرُه فی علماء الاسلام مِن الاوّلین و الآخرین”، نباید با حضرات اهل بیت عصمت و طهارت (ع) با آن مقامات ظاهری و باطنی که در زمین و آسمان داشته و دارند، توهم مقایسه هم شود و نباید هیچ جملهای را بر زبان آورد که به احتمال، مایه چنین توهمی در برخی اذهان ناآگاه گردد.
سخن به گزافه نیست اگر کسی بگوید “خسارت” و پیامد ناخواسته این دست مقایسههای غلوآمیز که به نام دین و علم و روحانیت صورت میگیرد، اگر از “جسارت” و هتک مقدسات توسط برخی عناصر روسیاه جاهل و یا محافل وابسته مغرض بیشتر نباشد، کمتر نیست. و شاهد آنکه اهل بیت (ع) همواره و به شدت، با تندترین واژگان، غالیان و گزافهگویان را از گرد خود رانده و چهره آنان را مخدوش و منکوب کردهاند.
از بزرگان دین و مذهب و مراجع معظم و دلسوزان جامعه انتظار میرود بیملاحظه، در برابر چنین مقایسهها و ترفیعات ناروایی که لازمه آن، دستکم در برخی از اذهان ناآگاه پایین آوردن جایگاه و شؤون اهل بیت (ع) و اولیای برگزیده خداوند تعالی است، واکنش دوستانه اما صریح نشان دهند و تاکید کنند برای ترویج از این شخصیت یا آن شخصیت، حتی اگر شخص بینظیر یا کم نظیری مانند حضرت امامخمینی “ره” باشد، نباید کسی به حریم دست نایافتنی اهل بیت (ع) نزدیک شود و نباید جایگاه منیع آن وجودهای مقدس در اذهان مؤمنان، هزینه کسی گردد و بیشک امامخمینی”ره” خود بیش از همه مخالف چنین حریم شکنیهایی بود. صلواتالله و صلوات ملائکته و رسله علی محمد نبیه و آله الطیبین المطهرین و السلام.
پاورقیها:
1 – نک: بحار الانوار، ج22، ص407 و 406.
2- نک: صحیفه امام، ج19، ص403.
3 – شرح نهج البلاغه ابن ابیالحدید، ج16، ص118.
4 – نهجالبلاغه، کلمه قصار70.
5 – نک: سخنان آیتالله محمد تقی مصباح یزدی، در دیدار جمعی از پاسداران انقلاب اسلامی، اردیبهشت 1390.
6 – نک: سخنان آیتالله محمدتقی مصباح یزدی، در جشن عمامهگذاری طلاب مدرسه معصومیه قم، آذر 1388.














ey agha halet khosHe ha!!
در تایید این استاد درست نوشت همه را به سحنرانی مرحوم حجازی که امام خمینی را به جایگاه حضرت مهدی رسانیدند و کار را همین جا تمام نکردند و به انجا رسیدند که امام خمینی را خود؛خود حضرت مهئی دانستند و این گونه گفتند که حضرت عالی حود مهدی موعود هستید و چرا خود را به مردم و ما معرفی نمی کنید.که امام به شدت بر اشفتند و کاری نمودند کارستان و خیلی محکم مرحوم خجازی را میحکوب فرمودند.بعد از ان داستان غالیان به اختفا رفت تا امروز که دو باره همان گفتار به نوع دیگری تکرار میشود.بین راست و تاراست کدام به مصلحت و ارامش و ترقیست؟بنده که عقلم قد نمی دهد.فقط یاداوری خاطره ای بود که نوشته شد.خسروان خود بهتر دانند.
تمام این غلوها به علت کوشش جهت جایگزینی مشروعیت ومحبوبیت عینی وواقعی از دست رفته با امور ماورایی وواسمانی است
شما چه توقعاتی از دست انسانهای چاپلوس و متملق دارید ؟ مگر امام جمعه ای که در مسند جدید جانشین آیت الله جوادی آملی شده ، پای منبری نگفتند که رهبری وقتی از مادرش زاده می شد ، بین پاهای مادرش فریاد زد : یا علی . آیا ایشان را از این سخنان منع کردند که دیگر نگوید ، یا سله و انعام و ناز شصت بیشتری دادند که طرفداران بیشتری را جذب یاوه های خود نماید .
خلفا و حکام اموی و عباسی و اصحاب الکشف: مردم از ما اطاعت کنید!
امامان شیعه و مردم: چرا؟
خلفا و حکام اموی و عباسی و اصحاب الکشف: چون خدا گفته در آیه اولو الامر منکم.
امامان شیعه و مردم: مگر شما همان ولی امر هستید؟
خلفا و حکام اموی و عباسی و اصحاب الکشف: بلی!
امامان شیعه و مردم: به چه دلیل؟
خلفا و حکام اموی و عباسی و اصحاب الکشف: مگر دلیل میخواهد؟! نمیبینید سلطه در دست ماست و بنا بر همین سلطه ما سوار بر امر و صاحب امر هستیم.
روز ظهور حق علوی که برسد معلوم میشود علما از ابوهریره در ساختار نظام اموی دفاع میکنند یا از ایه اطیعوا الله بنفع علی ع و اهل بیت!!
در تایید امام س و نویسنده محترم!
ولایت فقیه را که امام میفرماید خدا درست کرده در جائی دیگر میفرماید بحسب عقل (و وجدان) است. (به این معنی که ایا شما مایل نیستید؟ که یک فقیه حاکم باشد؟ پس که حاکم باشد؟ جاهل حاکم باشد؟!- توجه فقیه بمعنای دانشمند هم هست). – اما حکم عقل و وجدان و فطرة الله – و همچنین اخبار نقلیه روایات پیامبر و اهل بیت- و همچنین مستدلات عقلیه- و همچنین قرآن شریف، حکم و آخر و اصل الاصول وجود عدالت و تقوی است. بهمین خاطر 1400 سال است که شیعه در جواب استدلال اهل سنت که میگویند خلفا بدلیل ایه اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولو الامر منکم واجب الاطاعه هستند شیعه میگوید: خدا کی دستور اطاعت از خلیفه جائر داده؟!
بنابراین نصف حرف امام را بگیرید و لب و مغز استدلال او و قران را در امر حاکم و اطاعت از او توجه نکنید ظلم به امام است. اگر این طور است قران هم بسی متشابهات دارد ما باید متشابهات را عرضه بر محکمات کنیم. اطاعت از ولی فقیه یک امر متشابه است و شرط حکومت تقوی و عدالت است که از محکمات میباشد. ما باید امر متشابه را بر امر محکم عرضه کنیم و سپس حکم استنباط نمائیم.
خیلی صریح میگویم وشما نترسید اینرا بگذارید مشکل را درعدم تعاد ل روحی ایشان جستجو کنید والا کسی که میگوید مردم مگر حقی دارند را بایداز نظر روحی وروانی بررسی کرد
این یکی سهمبه سالی 4-5 میلیارد تومن فقط از بودجه عمومی میگیره تا همین مطالب را عنوان کنه دیگری کارخانه قند دزفول میگیره سکوت کنه یکی کارخانه لاستیک و تایر میگیره تائید میکنه یکی سفر دور دنیا میره تائید میکنه یکی هم مثل حضرات آیات عظام صانعی و دستغیب یکی سالها شب جمعه روضه خونی میکنه تا زیر بار ذلت نرود دیگری تدریس .
آیا همین به کار بردن لفظ “امام” برای امام خمینی(ره) و امام خامنه ای، مایه شبهه و سوء برداشت در جامعه نمیشود؟
امثال آیت ا… بهجت ها و مرحوم دولابی ها کجا و این دنیا پرستان کجا ؟
خدایا مرگ به از این زندگی است خوشا بحال شهدا
بخدا وندي خدا اگر بي دين بميرم بهتر از اقتدا به چنين پاچه ليسان است. حيف اسم آيت الله و….. كه روي اينها گذاشته اند.
من چهار شاخ موندم که قدرت عجب جذبه ای داره که یک انسان برای آن حاضره حاصل تلاش یک عمرش رو یکجا به زباله دان بریزه!! خدایا به من قدرت عطا نفرما. آمین یا رب العالمین!
اقاي مصباح يزدي اين قبا را براي قامت خودش ميدوزد وبراي رهبر شدنش مداهنه ومداحي ميكند
چا÷لوس ها بدترین صدمات را به حکومت اسلامی می زنند. چنانچه امثال اقای مصباح هم با چا÷لوسی های خود که البته عنوان تئوری های حکومتی به آن داده می شود بزرگترین صدمات را به جمهوری اسلامی زده اند. بی جهت نبوده است که امام علی علیه السلام با چا÷لوسان شدیدترین برخوردها را داشته اند.
یک سئوال نیمچه علمی :
کاربران محترم چقدر , لطفا با دقت جواب دهید . چقدر یعنی چقدر حاضرید دریافت نمائید تا به پای کسی بیفتید , کرنش نموده و بخواهید سجده کنید ؟! قلم فرانسه
أمیر المؤمنین (ع) در نهج البلاغه فرمود :
” لا یقاس بآل محمد صلی الله علیه و آله من هذه الأمة أحد ” یعنی :
أحدی از این أمت با آل محمد (ص) مقایسه نمی شود و
رسول الله (ص) در مورد أئمه معصومین و جانشینان خود چنین فرمود :
” فهؤ لاء أثنی عشر ” یعنی :
أئمه معصومین از آل محمد (ص) دوازده نفر بیشتر نیستند و هیچکس را نباید با آنها مقایسه کرد(میان ماه ما و ماه اسلام تفاوت از زیرزمین تا عرش الله است). البته :
در کتاب إرشاد شیخ مفید آمده است که :
” خروج أثنی عشر من آل أبیطالب کلهم یدعی الإمامة لنفسه ” یعنی :
خروج دوازده سید که همگی برای نفس خود إدعای إمامت دارند، از علایم قبل از ظهور امام زمان (عج) است و نیز :
عن أبی خدیجة عن أبی عبدالله (ع) قال :
” لا یخرج القائم حتی یخرج قبله أثنی عشر من بنی هاشم ، کلهم یدعوا إلی نفسه”
أبو خدیجه از امام صادق (ع) روایت کرده که فرمود :
حضرت قائم (عج) خروج نمیکند تا اینکه دوازده تن از بنی هاشم پیش از او خروج کنند و همگی مردم را به نفس خویش دعوت کنند .
( اینکه دعوت برای نفس و دعوت به سوی نفس در ارشاد شیخ مفید یعنی چه ؟ اساتید اخلاق باید جواب دهند.
و اینکه چرا عدد این مدعیان إمامت نیز همچون عدد أئمه معصومین دوازده نفر است و اینکه چرا همه اینها سیدند ما نمیدانیم و الله أعلم. شاید یکی از دلائلی که موجب شده أمر بر أمثال آقای مصباح مشتبه گردد همین حدیث باشد. آن دوازده را با این دوازده اشتباه گرفته اند)
بنام خدا و با عرض ادب و سلام
جناب مرتضوی گرانقدر ، فکر نمی کنید که اندکی زیاد برای دفاع از حریم وحرمت اولیاء و انبیاء حوصله بخرج داده اید ؟ و بزرگوارانی چون شما و علماء برجسته آن دوران ، در سی وچند سال پیش زمانی که عده ای قدرت طلب نیت کردند تا به این مردم بقبولانند که ورق سرنوشت مردم کشور ما و شاید دیگر ملتها نیزاز این پس بدست فقیهی رغم خواهد خورد که خداوند در اثبات مدعا تمثالش را در ماه به تصویر کشیده ، همانجا با رضایت و سکوت خود به تنزیل مقام ربوبیت تن دادید ؟ و از پس آن ، انتخاب و انتصاب زیرکانه نام امام بر ایشان از طرف بزرگان زمان به تخیف چایگاه اولیاء ، و در قضیه حضرات شریعتمداری و منتظری رحمت الله علیهم به تحقیر جایگاه فقاهت رضا دادید؟ و در ساخت ضریح و بارگاه برای امام ! به تخفیف مرتبه اولیاء عینیت بخشیدید و در اعطای مدارج یک شبه آیت اللهی به تضییع روحانیت و در قضیه انتخابات۸۸ به تبدیل جمهوریت به خلا فت تن دادید و اکنون با احساس خطر از ناحیه آتش زیر خاکستر وجدان عمومی جامعه ، زیرکانه انگشت اتهام را به سوی فقیه معلوم الحالی نشانه رفته اید که بواسطه مدح قدرت در این سالها از نعمات بیشمار خداوند تنها به دو نعمت مکنت و نان و لقمه ای چرب بسنده کرده و خود را لایق داشتن نعماتی چون عدل و انصاف آخرت نگری نیافته است ، ولی ای استاد گرامی فقه این اعتراض دیرهنگام حضرتعالی ذره ای از جرم شما و بزرگان حال و گذشته را در قصور و چشم پوشی و احیانأ دامن زدن و گسترش بدعت منفور ‘ قداست تراشی ‘ که نتیجه و آثار سوء آن بر جان و ایمان و روح و زندگی مادی مردم ایران سایه افکنده است در نزد پروردگار و ملت ایران نمیکاهد .
خاک پای بیت محترم منتظری و مراجع آزاده ای چون حضرات دستغیب ، صانعی و بیات زنجانی ،
سرباز گمنام جنبش سبز
آقای مرتضوی شما چقدر بی بصیرتی برادر ؟! خدا با آن عظمتش نماینده ولی فقیه در کائنات است آنوقت شما ناراحتی چرا به رهبر گفته تالی تلو معصوم بل اعظم ؟!
به قلم فرانسه:
وقتی می گویی “کسی” یعنی ازیک آدم داری حرف می زنی ،که اشتباه هم می کند…پس حواب من یکی این است.عمرا”، هرکی می خواهد باشد…، حتی اگر دلار دوهزارتومنی حساب کنید…
امام خمینی اگر در مقابل متملقین و چاپلوسان در می آمد به این دلیل بود که دین داشت و از خدا میترسید و دومآ نیازی به به بزرگ شدن مصنوعی نداشتند ولی دیگران نه این میزان خدا ترسی دارند و نه بی نیاز از بزرگ شدنهای مصنوعی.
امام هر چند اشتباهاتی نیز داشتند ولی این اشتباهات از روی عمد نبود و خودشان فکر میکردند کار درستی است و ثانیآ ایشان معصوم که نبودند و اشتباه را میپذیرفتند.
نکته بدیهی که هر کودکی قادر به درک آن است اینکه جناب مصباح به وضوح پیامبر اسلام و ائمه اطهار را به نفسش فروخته و دین خود را و آخرت خود را به پای تملق یک انسان عادی عرضه کرده است ! یعنی چه که ایشان میگوید نمونه رهبری وجود ندارد آیا غیر این است که به تمام مراجع و علمای ناشناس و معروف توهین کرده و خود را در جایگاه ربوبیت قرار داده وگرنه چه بسا انسانی وجود داشته باشد ناشناس که ارزش او نزد پروردگار بسیار بالا باشد ولی چون او قدرت ندارد در نزد آقای مصباح بی ارزش است ؟
آقا جان کجای کارید اولا چاپلوسی حد و مرزی ندارد خواه آنطرف مرز خدا باشد ، پیامبر باشد و یا …. ثانیا : امثال این آقا مگر جز این است که بر طبل دنیای خویش می کوبند و کمترین اعتقاد و باور به گفته هایشان را خودشان دارند . و جان کلام اینکه تملق گویی اعتیادی است که اگر گریبان کسی را گرفت رهایی از آن ناممکن است و بدتر از آن اعتیاد تملق شونده به شنیدن هرروزه نطق این متملقین است که دقیقا معتادی را می ماند که اگر مواد به او نرسد دچار درد و رعشه و بی تابی جسمی می شود و تملق هم اگر به این حضرت دیکتاتور نرسد درد و رعشه و بی تابی روحانی ایشان را بدنبال دارد .
حضرت مصباح هر از گاهی حاجتی دارد ، حرفی میزند تا حاجت براورده شود ، به دمی یا قدمی یا درمی . شما چرا جدی میگیرید . مطمئن باشید که چنان پرده ها بر افتاده است که ، این حرفها کوچکترین خدشه ای به ساحت ائمه وارد نمیکند .
پدر جان قدرتش را دارد زمینه هم فراهم است چرا نتازد افکار عجیب این مایه هدایت عامه به ظلمات وقتی این فرد علنا تعمق در دین برای بسیاری مایه گمراهی میداند انتظار بیشتری دارید خدا میداند برای دفع شر فتنه ریشه دوانده این مایه ضلالت نه تنها شما همه علمای اسلام باید از شیعه و سنی بسیج شوند و افکار منحرف این باند را از ریشه چنان نقد کنند که به زباله دان تاریخ اندیشه ها بپیوندد اصلا به هر کلمه این عقده ای منحرف تشنه قدرت که دین و فلسفه را بازیچه افکار شیطانی خود قرار داده باید بی محابا تاخت تا ابن تیمیه دیگری شکل نگرفته باید از او توبه نامه گرفت
شما دل به که بسته اید؟ مستبدین؟
تمام این تملقات منشاء مادی دارد، با هر جمله تملق آمیز ایشان میلیاردها تومان به کیسه ایشان سرازیر میشود، نه تنها ایشان هر کس که تملق گویی رهبری را بکند از مال دنیا بی نیاز خواهد شد!
خدایا یا هدایتشان کن و یا اگر قابل هدایت نیستند نابودشان فرما.(الهی امین)
ان انقلاب بزرگ با ان همه شهید و مبارزه با شاه و صدام امروز گرفتار جا هلی مانند مصباح و امثال او شده است . اندیشه طا لقانی ها شریعتی ها مطهری ها بازرکان ها منتظری ها و صحابی ها و. ..که موتور انقلاب و جوان ها ی ان زمان مانند من در سال 57 بودند امروز با حمایت خا منه ای به
مصبا ح های نادان و متحجر و مانند احمد خاتمی ها و سرکوب گران ورانت خواران سپاه و شکنجه گران و..به ارث رسیده است سر نوشت این انقلاب هم مانند انقلاب های دیگر مانند بلوک شرق نا بودی خواهد بود
این ادم مصباح این قدر پر رو و واپسگرا است که به سرایت و روشنی می گوید .مردم چه کاره اند که کسی را انتخاب کنند . جالبتر سکوت رهبر در برابر این ارا جیف است!111111 من نمی دانم چرا بیت امام خمینی که امام مردم را در راس امور میدانست و ولی نعمت مسئولین . در برابر گفته های این مرد سخیف و نادان و خود محور سکوت می کنند و دم بر نمی اورند
هر گاه نام این ادم متحجر را می شنوم از خودم بدم می اید که چرا در انقلاب 57 من هم شرکت کردم و سر نوشت اینده جوانان و ایران را به دست ادم هائی متحجر و احمق ماند این مصباح دادیم
مصبا ح ایزم همه شئو نات جا معه را و ارگان ها را گرفته است . و الحمد الله دارد با سرعت نا رضا یتی همه جا معه ایران را در می نوردد
حجه الاسلام مصباح اگر هزار عیب هم داشته باشد این یک حسن را دارد که هم قبل از انقلاب سلطنت طلب بود هم بعد از انقلاب!
ki bood ke migoft ana bashara meslekom? hala migand ana bashara mele allah
همینکه نویسنده از قول امیزالمومنین (ع) نگاشته است که جاهل اینگونه حرف میرند کلام را به اتمام رسانده است زیرا بزرگان گفته اندگه : در خانه کس است یک حرف بس است.
(جاهل یا افراط میکند یا تفریط)