جدیدترین کتاب بهرام بیضایی به چاپ دوم رسید
چکیده :کتاب «هزار افسان کجاست؟» توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان به چاپ رسیده است و با اینکه جدیدترین اثر بیضایی اواخر اردیبهشتماه به چاپ رسید و کمتر از دو ماه از چاپ اول آن میگذرد، ولی این کتاب به چاپ دوم رسیده است. ...
اثر پژوهشی «هزار افسان کجاست؟» بهرام بیضایی که در نبود او در ایران رونمایی شد در فاصله کمتر از 2 ماه به چاپ دوم رسید.
کتاب «هزار افسان کجاست؟» توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان به چاپ رسیده است و با اینکه جدیدترین اثر بیضایی اواخر اردیبهشتماه به چاپ رسید و کمتر از دو ماه از چاپ اول آن میگذرد، ولی این کتاب به چاپ دوم رسیده است.
به گزارش خبرآنلاین، درخشنده یوسفی مدیر روابط عمومی این انتشارات، چاپ دوم کتاب را در شمارگان 2 هزار نسخه و بدون تغییر نسبت به چاپ نخست آن دانست. وی گفت: این کتاب با وجود آنکه به نمایشگاه کتاب امسال نرسید، با استقبال خوبی مواجه شد و هفته گذشته چاپ دوم آن روانه بازار کتاب شد.
این کتاب، پژوهشی تازه در قصههای هزار و یکشب و حاصل جستوجو و کشف در منشا تاریخی و بنیادین این اثر است. بیضایی در این اثر سعی داشته با زبانی نزدیک به پارسی سره بنویسد و مقدمه جامعی نیز با نام «پیشخوانی» بر این کتاب نوشته است.
بهرام بیضایی که مدتی است جلای وطن کرده است یک پیام ویدئویی برای رونمایی کتابش ارسال کرده بود که مورد استقبال حاضران در مراسم رونمایی از چاپ نخست کتاب قرار گرفت. این کتاب پژوهشهایی درباره «هزار و یک شب» را دربرمی گیرد. بهرام بیضایی در پیام ویدئویی خود در این مراسم گفته بود: خوشحالم که این کتاب به چاپ رسید و امیدوارم که خوانده شود. اگر قرار بود در این کتاب به نتایج دقیقتری میرسیدیم، باید فصل جدیدتری در کتاب باز میکردم و این موجب میشد که کتاب بزرگتری فراهم شود و من نمیدانم در شرایط کنونی به چاپ چنین کتابی خواهم رسید یا نه.»
در بخشی از مقدمه بیضایی بر این کتاب آمده است: «در این پژوهش که -بخواهم یا نخواهم- ریشه در ریشهیابی درخت کهن دارد، کوشش شده -با همه پیوستگی به آن- به خود بسنده و از آن بینیاز باشد؛ و با اینهمه هر چند هر دو گویای یک نگرهاند، این، برای کسانی که آن را خواندهاند، بسیار گفتهها دارد که در آن نیست؛ و برای آنها که آن را نخواندهاند، به سودتر خواهد بود اگر آن نیز خوانده شود که این یک را پایه است…»
وی در بخش دیگری از این مقدمه با تاکید بر اینکه پایانی برای این پژوهش وجود ندارد، اینگونه نوشته است: «پیداست که این دریافتهی من است و میتواند واپسین گفته نباشد. بسیارند که بر این چیزها بیفزایند یا در آن گمانها برند و کاش یاری بختَم که پر بیراه نرفته باشم. قول نمیدهم که این پژوهش به پایان رسیده باشد؛ ای بسا که من رد دیگری بیابم یا شما بر اسناد دیگری دست یابید؛ و یا شاید روزی هزار افسان خود سر از خاک برآورد و سخن بگوید..»
«آیا هزار افسان خیالات است؟»، «چشمها را باید شست»، «شهرزاد و دین آزاد از کجا میآیند؟»، «گذر در زمان»، «سخن رهاییبخش»، «درخت سخنگو» و «سرانجام اسطوره»، از فصلهای این کتابند.














تاترش در استانفورد هم سلد اوت شد. یعنی بلیط هایش پیش فروش شد.
چرا باید بزرگان و فرهیختگان این سرزمین به خارج از کشور بروند تا جوانان و علاقمندان از حضورشان بهره نبرند؟
دوسه خطی از یک نامه از آمریکا به کلمه….
درپاسخ به خواننده عزیزی که پرسیده بود”چرا باید بزرگان و فرهیختگان این سرزمین به خارج از کشور بروند تا جوانان و علاقمندان از حضورشان بهره نبرند” باید بگویم برای اینکه اداره این مملکت ما افتاده است دست عده ای نااهل نادان که هر را از بر تشخیص نمیدهند و چشم دیدن آدم های فهمیده را ندارند. به عبارت دیگر میدانند که اگر براساس لیاقت و کاردانی کارها را تقسیم کنند، سهم اینها صفر خواهد بود. کما اینکه پیش از انقلاب کسی تره بار اینها نمی کرد. اما با فرستادن ما به خارج حال یا به صورت سفر یک طرفه یا سفر بدون بازگشت یا پناهنده شدن یا…. ازشر ما راحت شدند و کارهارا چهاردست و پا قبضه کردند. ایرانیان فرهیخته بهترین موقعیت ها را درخارج دارند. من گاهی دلم برای آن مملکت می سوزد که می بینم اینهم آدم فهمیده کارشناس، مجرب، عالم، ادیب، کاردان مقیم خارج هستند و بسیاری از کارهای این مملکت را میگردانند و ایران ما از وجود آنها بی بهره مانده است. بعد یادم می آید که اینها از سی و چند سال پیش خودشان گفتند مردشور این مغزهای متفکر را ببرد. اگر به خارج هم میروند به جهنم که میروند. خوب آنها هم رفتند و خود خوشبخت شدند اما حیف نبود. اینها را این مملکت بارآورده بود که روزی به درد همان مملکت بخورد اما از آن مملکت راندند به بهانه اینکه تو حجاب نداری، تو شک بین یک و دو را نمی دانی. تو نماز نمی خوانی. تو ایستاده می ادراری تو مسکرات می خوری و هنگامی که هیچ ایرادی پیدا نمی کردند میگفتند تو تحصیل کرده خارجی و برای آمریکا و انگلیس جاسوسی می کنی. افسوس افسوس افسوس