سیدهادی خامنهای: قبل از تصمیم درباره انتخابات، باید نظر آقایان موسوی و کروبی و سایر نخبگان دریافت شود
چکیده :باید نظر نخبگان علمی، سیاسی، فرهنگی، مراجع تقلید و همه سلیقههای موجود در جامعه در تهران و شهرستانها دریافت شود. باید از دیدگاه آقایان موسوی و کروبی هم مطلع شده و با نتیجه گیری از مجموع این بحثها، تصمیم لازم گرفته شود. بیتردید اصلاحطلبان نمیتوانند بدون توجه به مطالبات و علائق پایگاه اجتماعی خود تصمیم گرفته و یک حرکت سیاسی را سازمان دهند....
حجت الاسلام و المسلمین سیدهادی خامنهای دبیر کل مجمع نیروهای خط امام، تصمیمگیری درباره انتخابات ریاست جمهوری را منوط به بحث و گفتگو با نخبگان جامعه و توجه به تحولات فرهنگی و اجتماعی دانست.
به گزارش کلمه، وی در دیدار با تعدادی از اعضای مجمع نیروهای خط امام(ره) که هفته گذشته انجام شد ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهید بهشتی و شهدای هفتم تیر گفت: درباره ویژگیها، خدمات و اندیشههای شهید بهشتی سخن بسیار است اما من در این جلسه تنها به یک ویژگی ایشان اشاره میکنم و آن ثبات شخصیت و سلوک او در پیش و پس از انقلاب است. بسیاری از افراد و چهرههای سیاسی و انقلابی بودند که در گذشته روحیهای مردمی و برخوردی متواضعانه داشتند اما پس از پیروزی انقلاب با قرار گرفتن در برخی مناصب دچار توهم شدند و روحیه مردمی و متواضعانه گذشته را کنار گذاشتند.اما شهید بهشتی از معدود کسانی بود که مقام و منصب ذرهای در او تأثیر نگذاشت و چه بسا تواضع و گذشت او بیشتر هم شد. این مطلب را درباره کسی میگوییم که دبیرکل فراگیرترین حزب کشور و رییس قوه قضاییه بود. البته عضویت در شورای انقلاب و مسئولیت اداره جلسات خبرگان قانون اساسی و برخی مسئولیتهای دیگر را هم باید به این مناصب افزود. اما هیچ یک از اینها تغییری در احوالات او ایجاد نکرد. در مقابل افرادی بودند که سمتهای پایینتر از شهید بهشتی داشتند اما چنان دچار تغییر و دگرگونی شدند که انسان فکر میکرد اینها همان افراد یکی دو سال پیش نیستند.
شهید بهشتی نه تنها با دوستان که با مخالفین نیز همین گونه رفتار میکرد تا امروز ندیدیم جایی بگویند آقای بهشتی از از موقعیتی که داشت سوء استفاده کرد و مثلاً علیه فلان کس که از مخالفینش بود اقدام خاصی را انجام داد.
وی در ادامه گفت: با شهادت بهشتی، نظام نه تنها از شخصیتی صادق، مدیر و خدمتگذار محروم شد بلکه جامعه یک سیاستمدار اخلاقگرا و فقیه نواندیش را از دست داد. و بیجهت نبود که همه گروههای تندرو ضد انقلاب با او مخالف بودند و همه جریانات متحجر و مقدس مآب او را آماج حملات و اتهامات کوچک و بزرگ قرار میدادند. به نظر من اگر بهشتی میبود وضعیت دستگاه قضا و بسیاری از امور؛ با آنچه که امروز شاهد آن هستیم متفاوت میشد.
سیدهادی خامنهای در ادامه ضمن حساس خواندن شرایط داخلی و بینالمللی از اعضای مجمع نیروهای خط امام خواست به آنچه که در جامعه و حوزههای مختلف آن میگذرد با دقت بنگرد و از مطالعه و مشورت با نخبگان و فرهیختگان غافل نشوند.
وی گفت: جریان اصلاحطلب پیش و بیش از آنکه جریانی سیاسی و ناظر به حضور در قدرت باشد، یک جریان فکری و اجتماعی است که تلاش میکند مطالبات مردم را رصد کرده و راههای پاسخگویی به آنها را مورد توجه قرار دهد. پس ابتدا باید شناخت درست و دقیقی از آنچه در جامعه میگذرد داشته باشد.
نماینده سابق مجلس افزود: برای اصلاح امور از ابزارهای سیاسی و حکومتی میتوان استفاده کرد و موانع را در چارچوب قانون و از راههای مسالمتآمیز برطرف نمود.اما این به معنی تلاش برای حضور در قدرت و یا کسب کرسیهای سیاسی به هر قیمت نیست.
وی خاطر نشان کرد: ما پیش از آنکه به حضور در قدرت بیندیشیم باید به تعهدی که نسبت به مردم داریم پایبند باشیم.
سیدهادی خامنهای با یادآوری مقاطع مختلف تاریخ معاصر گفت: در سالهای پیش از پیروزی انقلاب همه ما به فعالیتهای فرهنگی، و اجتماعی مشغول بودیم، پس از پیروزی انقلاب ما و دوستانمان در جریان خط امام هرگاه شرایط را برای خدمت و حضور در مناصب سیاسی و اجرایی فراهم دیدیم با اتکا به رای و اراده مردم به صحنه آمدیم و هرگاه شرایط را مناسب ندانستیم عطای آن را به لقایش بخشیدیم و به فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی خود بازگشتیم. اگر چه در همین کار هم با محدودیتهای زیادی مواجه بوده و هستیم، اما به هر حال برای حضور در قدرت و کسب کرسیهای سیاسی دست به هر کاری نزده ایم.
دبیرکل مجمع نیروهای خط امام افزود: امام علی (ع) پذیرش مسئولیت را زمانی دارای ارزش میداند که بتواند حقی را بپا دارد وگرنه فاقد کمترین ارزشهاست. قدرت به خودی خود اصالت ندارد بلکه قدرت وسیلهای است برای رسیدن به اهداف عالی. اگر چه اهداف هر قدر عالی و مقدس هم باشند نمیتوان از راههای نامتعارف و نامشروع برای تحقق آنها تلاش کرد.
مدیر مسئول روزنامه توقیف شده حیات نو تصریح کرد: به نظر من پیش از طرح هر ایدهای برای موضوع انتخابات باید اول به تحولاتی که در سالهای اخیر در متن جامعه رخ داده توجه کرد. تحولاتی در حوزههای فکری، نظام اطلاعرسانی، بخشهای مختلف اجتماعی واقع شده که بدون عنایت به آنها نمیتوان تصمیم گرفت. در گام بعدی باید درک واقعبینانهای از شرایط سیاسی، اقتصادی و بینالمللی داشت.
وی افزود: جامعه با سوالات متعددی مواجه است که در سالهای اخیر چند برابر هم شده است. آیا میتوان بدون شناخت این سوالات و مطالبات تصمیم گرفت؟
سیدهادی خامنهای با انتقاد از مشکلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی فعلی گفت: متاسفانه جریان اصولگرا که قدرت را یکپارچه در اختیار دارد و سالها در آرزوی چنین شرایطی بوده بهگونهای رفتار میکند که گویا هیچ مسئولیتی در قبال آنچه که در جامعه میگذرد ندارد. جریان راست بداند که مردم نقش آنها را در پیدایش این شرایط فراموش نخواهند کرد. مگر میشود بیشترین درآمد نفتی تاریخ ایران را داشت، سه قوه کشور و سایر نهادها را هم در اختیار داشت و در مقابل آنچه که امروز بر کشور میگذرد پاسخگو نبود.
ای کاش محدودیتهای حاکم برفضای رسانهای کنار میرفت تا حداقل مشکلات و آسیبهای موجود از سوی کارشناسان مورد تجزیه و تحلیل قرار میگرفت تا شاید راه حلّی برای آنها پیدا شود.
جالب این است که بخش زیادی از آنچه که امروز شاهد هستیم در گذشته از سوی دوستان ما بارها دلسوزانه تذکر داده شده اما متاسفانه در چند سال گذشته هیچ گوش شنوایی برای آنها نبود.
سیدهادی خامنهای در ادامه تاکید کرد: همانگونه که پیش از این گفته شده، جریان اصلاح طلب به دلیل ساختار دموکراتیک و تنوع موجود در آن نمیتواند مانند برخی جریانات بهصورت دستوری تصمیم بگیرد.
تجربههای گذشته نشان داده که تصمیمات پس از گفتگوهای مفصل میان همه گروهها و حتی با گروههای خارج از شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و بر اساس ضرورتهای زمانی و با تحلیل شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اتخاذ میشود. البته همچنان باید شورای هماهنگی جبهه اصلاحات محور همه تلاشها باشد چون این شورا هم برخوردار از نوعی جامعیت است و هم اینکه تجربه خوبی از دورههای پیشین دارد. اگر به این سازوکارهای دموکراتیک و درونی جبهۀ اصلاحات احترام گذاشته نشود هر تصمیمی فاقد جامعیت بوده و نمیتواند به نام اصلاحطلبان مطرح شود.
وی در پایان گفت: در این زمینه باید نظر نخبگان علمی، سیاسی، فرهنگی، مراجع تقلید و همه سلیقههای موجود در جامعه در تهران و شهرستانها دریافت شود. باید از دیدگاه آقایان موسوی و کروبی هم مطلع شده و با نتیجه گیری از مجموع این بحثها، تصمیم لازم گرفته شود. بیتردید اصلاحطلبان نمیتوانند بدون توجه به مطالبات و علائق پایگاه اجتماعی خود تصمیم گرفته و یک حرکت سیاسی را سازمان دهند.
لازم به ذکر است در ابتدای این دیدار حاضران به طرح نظرات و دیدگاههای خود درباره شرایط داخلی و بین المللی کشور و چشم انداز آینده پرداختند.














کاملا صحیح است. آقایان موسوی و کروبی و زندانیان عقیدتی باید ازاد شوند چون هیچ عقل سلیمی جرمهای انتسابی به ایشان را نمی پذیرد.
بدون شک ایجاد آشتی ملی در درون از رهگذر تقویت مشروعیت نظام از طریق افزایش مشارکت آحاد مردم در بستر انتخابات آزاد و شفاف وغیر مهندسی آنهم در شرایطی که ایران تحت محاصره سیاسی ،اقتصادی ،نظامی ،امنیتی وفرهنگی است ضرورتی اجتناب ناپذیراست.قبل از هرگونه اقدامی باید رهبران جنبش را سبز و دیگر زندانیان سیاسی از بند رهائی یابند.
یادمان باشد فرزندان مرجع مبارز آیت الله منتظری و مراجع دیگر آیت الله صانعی و آیت الله دستغیب و آیت الله بیات و دیگر بزرگان که در حمایت از مردم بعد از انتخابات نقش داشتند باید طرف مشورتان باشند که باز خدای ناکرده اشتباهات گذشته تکرار نشود.
قابل توجه آقای خاتمی وخزعلی
که میگویند درانتخابات شرکت میکنیم
ماهرگزشرکت نمیکنیم
اون قتل عام خرداد88برای هفت پشتمون کافیست
دیگه مساله انتخابات نیست موضوع اینه که حکومت مشروعیتش رو با نادیده گرفتن خواسته ی مردم از دست داده و چنین حکومتی اگر باز بخواهد میتواند خواسته ی مردم را نادیده بگیرد عاقلانه است از یک سوراخ چند بار گزیده نشویم
اقایان خاتمی و نوری و…..بدانند اگر آقایان موسوی و کروبی را کناربگذارند نمی توانند در انتخابات بنام اصلاحات پیروز شوند……
هر کس به اصولگرایان برای خروج از لجنزاری که ساخته اند کمک کند اصلاح طلب نیست بلکه به ارمان اصلاح طلبی خیانت کرده اصلاح طلبی این نیست که اقایانرا برای ادامه حرکات ضد انسانی اخلاقی اسلامی از لجنزار خود ساخته رهاند
بدون ازادی زندانیان سیاسی شرکت در انتخابات امری عبث و به لحاظ اخلاقی زشت و به لحاظ اسلامی نامشروع است چون شرکت در انتخابات اعطای مشروعیت به حکومت است و از این جهت نباید به حکومت جور کمک کرد اش را خان پخته خودش میل بفرماید
پیرامون سخنان آقای خاتمی برای گروهی از جانبازان و ایثار گران جنگ 8 ساله
وقتی چراغ سبز سیاسی خود را در پس نقابی دیگر پنهان میکند
بحث از«حق مسلم هسته ایی» ایران است که دیگر کمتر ایرانی مسئولیت شناسی حاضر است از آن بعنوان یک خواست ملی دفاع کند زیرا این حق، از سوی «رژیم» بصورت یک زره و سپر دفاعی و حتی تعرضی برای تحکیم استبداد ولایی در داخل و ماجراجوئیهای منطقه ایی و آنهم در جهت منافع روسیه در بیرون، تبدیل شده و در عمل دیگر نه یک خواست ملی بلکه مطالبه آن در شرایط کنونی، فقط پشتیبانی از حکومت ولایی آقای خامنه ایی است.
این اولین بار در تاریخ نیست که حق تاریخی یک ملت از طرف متولیانی ضد ملی و حق خورندگان حرفه ایی به چنان روش و با چنان نتایج فاجعه آمیزی مورد سوء استفاده و در معرض کلاه برداری قرار میگیرد که جا دارد آن ملت مفروض صد بار از مسلم ترین حق خود بگذرد تا اینکه دفاع از آن حق را به شیادانی واگذار کند که بنام دفاع از آن حق، بسیاری حقوق ابتدایی دیگر را هم از همان ملت مفروض سلب خواهند کرد.
مبارزه با استعمار و کسب استقلال ملی یک خواست بحق ملل مستعمرات بود ولی از درون این مبارزات استقلال طلبانه و ضد استعماری چنان جانورانی ظهور کردند که باید گفت نه صد بار بلکه هزاران بار رحمت به همان کفن دزدان استعماری اولی. ملت ایران رژیم دیکتاتوری شاهنشاهی را برانداخت تا به آزادی سیاسی برسد ولی نه تنها همان نیمچه آزادی سیاسی خود را بلکه آزادیهای مدنی، رفاه و امنیت اجتماعی و اقتصادی خویش را هم ازدست داد و دیکتاتوری اشرافیت تحصیل کرده و فرهنگ ساز عصر پهلوی جای خود را به دیکتاتوری چاقو کشان، رمالان، میدانیها و لومین هایی داد که در یک نظام مدرن حتی از نوع استبدادی آن، کمترین جایی در نظام مدیریتی سیاسی کشور نمیتوانستند داشته باشند یا بیابند.
امروز دیگر انسان یا باید از همان خیل شیادان حاکم باشد یا از سیاست بی خبر که با این رژیم هم آواز شده و در هنگامی که «این حق تاریخی» به ابزار ماجراجویی سیاسی رژیم در سطح منطقه و جهان تبدیل شده است در کنار آن قرار گرفته، و به دفاع خود از این رژیم ضد مردمی، لباس دفاع از «حق مسلم ملی» در دستیابی به تکنولوژی هسته ایی بپوشاند. این نوع دفاع کردن از چنین حقی و در متن بحران کنونی که خطر فروپاشی مملکت را بوجود آورده است را جز کرشمه های سیاسی غیر مستقیم برای رژیم نمیتوان بحساب آورد.
آقای خاتمی با قاطعیت میگوید:« «موضع و راه ايران مشخص است. حسن نيت را در طرف ايران می بينم ولی ايران و ايرانيان حقوقی دارند که نه تنها آژانس و موازين بين المللی بلکه خود غربی ها هم به رسميت شناخته اند و بايد با اعمال اين حق موافق هم باشند.»
بسختی میتوان دندان بر جگر گذاشت و این گونه خوش رقصی را اظهار نظر سیاسی تلقی کرد. باید از آقای خاتمی پرسید که ایشان تا چه اندازه به «حسن نیت» این حکومت از جمله در این زمینه اطمینان دارد که چنین اظهار نظر میکند؟ آیا اصلاً به خود او اجازه داده میشود تا به یکی از سایتهای هسته ایی رژیم نزدیک شود که این چنین، پس مانده سرمایه سیاسی و اخلاقی خود را برای اثبات «حسن نیت» رژیم هزینه میکند؟
[ آقای خاتمی در ديدار با «جمعی از ايثارگران و جانبازان» جنگ هشت ساله ايران و عراق، کشورهای عضو گروه پنج به علاوه يک شامل آمريکا، چين، روسيه، فرانسه و بريتانيا همراه با آلمان را به «ضعف» متهم کرد و گفت که «متاسفانه گروه پنج به علاوه يک ضعيف است. ۱+۵ تحت تاثير قدرت های بيرونی است يا لااقل احساس ترس و ضعف می کند. (رادیو فردا)]
با اظهارات فوق، کار آقای خاتمی از خوش رقصی گذشته به بحرطویل بافی هم می افتد. ایشان میگوید که 5+1 آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، اانگلیس، و آلمان تحت تأثیر «قدرتهای بیرونی»! به ضعف، و ترس دوچار شده اند!! جل الخالق! فقط سید خندان ما میتواند در دنیای امروز، قدرتی بیرونی بیابد که این 6 کشور از هیبت آن به ترس دوچار شده و با ایرانی که «حسن نیت» دارد چنین نا منصفانه رفتار کنند.
ایشان ادامه میدهد که دول غربی نمیخواهند چیزی به ایران بدهند ولی میخواهند خیلی چیز ها را از ایران بگیرند!
باید از این رئیس جمهور اصلاحات پرسید چرا؟ چرا از بین نزدیک به 140 کشور دنیا فقط برای ایران باید چنین مشکلی بوجود آید؟ چرا چنین مشکلی برای هند، سنگاپور، اردن، قطر، آفریقای جنوبی، و ماداگاسگار پیش نمی آید؟
واقعیت اینست که اگر این «حق مسلم ملی » باید گرفته شود آنهایی که باید بنام ملت ایران آنرا مطالبه کنند یا در زندانند و یا در حصر خانگی و یا توسط باند حاکم سربه نیست شده اند. آقای خاتمی در حقیقت میخواهد از یکسو، به هیئت حاکمه ولایی چراغ سبز بدهد و از سوی دیگر در غیاب رهبران واقعی ملت؛ « موسوی و کروبی» و بدون اینکه بروی مبارک خود بیاورند با انتقادات آبکی خود، خویش را بر سطح عرصه سیاسی نگاه دارد تا در انتخابات آینده در کنار یکی از سرمهندسین جو ترور دهه نخست پس انقلاب؛ سر پاسدار محسن رضایی تنور انتخاباتی رژیم را گرم کند.
حق مسلم مردم ایران: آزادی سیاسی، انتخابات آزاد، آزادی همه زندانیان سیاسی و محاکمه آنهائیست که طی 33 سال حقوق و آزادی مدنی و سیاسی مردم را زیر پا نهاده و دست به کشتار ، زندان و شکنجه زده و مملکت را چاپیده اند.
بهار عرب رژیم را به وحشت مرگ انداخته و در تدارک اقدامات پیش گیرانه است.
من میخواهم از آقای خاتمی بپرسم آیا ایشان تا بحال ذره ایی از فشار این تحریمها را که بخاطر همان« حسن نیت » رژیم و هوس اتم خواهیش دامن مردم را گرفته است را بر معیشت و رفاه خود احساس کرده اند؟ آیا آقای خاتمی میتوانند با صداقت به مردم بگویند رهبران این جمهوری اسلامی؛ چیزی از آثار این تحریمها را بر اقتصاد شخصی خود احساس کرده اند؟ آیا آقای خاتمی میتوانند با صداقت بگویند این جماعت مجلس نشینی که از پشت تریبون مجلس فریاد رزم ضد استکباری و بستن تنگه هرمز را میدهند در صورت واکنش آمریکا و فروپاشی ایران حاضرند بجای فرار به همان دنیای استکباری با میلیاردها اموال دزدی، پای شعارهای امروزشان در مجلس ولایت ساخته بایستند و پاسخگو شوند؟
به آقای خاتمی باید گفت: حقوق ملت ایران بسیار است و قبل از اینکه این حقوق از سوی غرب و اسرائیل در معرض خطر قرار گرفته باشد یا بگیرد از سوی همین رژیم فاسد و ضد مردمی به خشن ترین وجهی زیر پا نهاده شده است و ملت ایران باید در درجه اول حقوق مسلم خود را از همین رژیم بگیرد و تحریمها ی غرب هم فقط میتوانند شرایطی برای ملت ایران فراهم کنند تا زود تر به حقوق سلب شده مسلمش توسط این رژیم برسد.
وظیفه نیروهای سیاسی مسئول است تا با افشاگری پیشاپیش خود، از جا افتادن چنین سناریوهای گمراه کننده ایی جلو گیری کنند.
تا رهبری از مردم عذرخواهی نکند و قبول نکند که اشتباهات شخص وی چه بلائی سر مردم و کشور آورده و با سر کار آوردن احمدی نژاد بدون احتساب رای مردم و کشتار سال 88 و دستگیریهای غیرقانونی و حصرهای دیکتاتورموابانه و آزادی تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی نه خبری از رای مردم است و نه مردم اتخابات را قبول دارند و تا شرایط مردم احصاء نشود تحریم انتخابات کف خواسته مردم است . بعد از آن قاتلان و متجاوزان به حقوق ملت و ناموس ملت و برکناری اصولگرایان خائن و جانی نهضت ادامه دارد و خواهشمند است برای انتخابات دست و پا نزنید که نظام مشروعیتش را از دست داده و خامنه ای (رهبر) هیچ ارزشی در میان آحاد مردم ندارد و او را یزید زمان میدانند.
تا شاه بود میگفتن گارد جاویدان، حالا که اسلامی شد اسمشون رو گذاشتن “فدایی”. هر دو طاغوتند اما این یکی برای چند روز بیشتر چاپیدن، اسلام را هم به سخره گرفته.
سیدعلی خامنه ای باید به دلیل جنایت علیه بشریت و خیانتهای بیشمار در دادگاهی عادلانه محاکمه شود . لطفاً سانسور نکنید
ایشون رو هم اگر بگیرند و زندانی کنند، قشنگ چرخه تاریخ تکرار میشه. شاه برادرش رو می کشه و بعد از پشیمون شدن وزیرش رو می کشه الی آخر….
تا میرحسین نگوید، رای نخواهیم داد.
وای اگر از پس امروز بود فردایی!
آقای علی خامنه ای باید بپذیرد که اشتباه کرده و در پی اشتباهش معاصی بزرگی رخ داده. قتل غارت افترا بی آبرو کردن کسانی که با وی موافق نیستند. او اگر اهل بصیرت بود باید از این همه رویداد آموزنده که دارد دوروبرش اتفاق می افتد درس میگرفت. اما غرور و ترسش مانع اعتراف یا تلاش برای تصحیح خطاهایش میشود. کاش آنقدر شجاعت میداشت که برگردد به مردم. خودش را نوکر مردم خطاب کند . مردم او را میبخشند مردم از جنگ خسته اند. مردم آرامش می خواهند. آینده برایشان مهم تر از انتقام است …
// باید از دیدگاه آقایان موسوی و کروبی هم مطلع شده و با نتیجه گیری از مجموع این بحثها، تصمیم لازم گرفته شود. //
با اینکه در متن، سخنان مورد قبولی دیده می شود، این بخش از سخن ایشان بی توجهی به تحولات سه سال گذشته و نسبت به جابجایی اعتمادی است که شکل گرفت و اقبالی است که از دست رفت.
سپردن سرنوشت به دست کسانی که هیچ نگفتند و نکردند و وظیفه وا نهادند و با این همه رنج نرنجیدند، و به چشمداشت, فراموشی از این سوی و بخشش و پذیرش از آن سوی، دامن از آتش دور نگاه داشتند، از کمتر کسی بر می آید.
کسانی که در این سه سال هر روز سوخته و گداخته اند و بارها و بارها اشک ریخته و ذره ذره آب شده اند، اینگونه نمی اندیشند مبادا به آزمونش بگذارید.
محور تصمیم گیری آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد و دیگرانی هستند که بی گمان بدون مشورت تصمیم نمی گیرند.
ما را افعی ها گزیده و نسبت به ریسمان سیاه و سفید هم اعتمادی نداریم. کسی که آتش مسلسل روی ملت گشوده باشد، دیگر فردی نیست که به او بتوان اعتماد کرد. تنها راه آنست که بیاید و ازمردم پوزش بخواهد و بزند کنار همین و بس. این برادر شما اصلا جای آشتی نگذاشته است. انگار ارث مرحوم ابوی را از ما طلبکار است. سالهاست که با ما این رفتار را داشته هنوز هم دو قورت و نیمش باقی است و ادعای طلبکاری می کند.
به نظر من، رویدادهایی که از سال 76 تا کنون روی داده به تدریج این نتیجه را شکل می دهد که ساختار ولایت فقیه به هیچ وجه قابل تداوم نیست و این اصل باید از قانون اساسی ایران حذف شود.
علاوه بر این اصل دیگری که باید بر آن تکیه کرد آن است که همه افراد کشور از حق یکسان در حاکمیت برخوردارند و این که گروهی (تحت عنوان فقیه) با سوء استفاده از دین بخواهند خود را بر جامعه تحمیل کنند پذیرفته نیست.
به این ترتیب دیگر بحث در مورد رای دادن یا ندادن نیست. بلکه بحث در مورد آن است که چگونه این ساختار را تغییر دهیم. آیا حضور در قدرت راهی برای پیش بردن دموکراسی در کشور است یا دادن فرصتی دوباره به حکومت؟
متاسفانه علی خامنه ای نشان داده است که به هیچ وجه انعطاف ندارد و عقب نشینی اش نیز تنها یک تاکتیک است. بنابراین حضور در قدرت به شکل کنونی تنها منجر به آن می شود که حکومت بتواند از بن بست کنونی خارج شود.
اگر می خواهیم به حضور در قدرت بیاندیشیم باید این حضور منوط به شکستن انحصارات حاکمیت باشد. برای مثال، منوط به آن که برخی تغییرات در ساختار قدرت شکل گیرد. این تغییرات به طور مشخص باید محدود کردن قدرت رهبری و نهاهای تحت امرش مانند شورای نگهبان باشد.
به نظر من خاتمی و مجمع روحانیون و بعضی از به اصطلا ح اصلاح طلبان بدون شک در انتخابات اگر راهشان بدهند شرکت می کنند اگر راهشان ندهند از یک کاندیدایی حمایت میکنند آقایان اول تصمیم میگیرند بعد ادای آدمای دموکرات رو در میاورند .البته آهمیتی ندارد چیزی که مهم است واکنش جامعه بخصوص در شهر های بزرگ است
این اخوی شما اگر فقط کمی به اسلام و ایران علاقمند است و کمی هم شرف و انسانیت دارد بهتر است یواشکی برود پیش رفیق مزدورش شیخ فضل اله و سر نوشت ایران را بدست انتخاباتی آزاد بسپارد…….
وگرنه نه فقط خود و دودمانش را بباد خواهد داد چه بسا کسانی را هم که هنوز کمی به فکر اسلام و مسلمین هستند به کشتن خواهد داد جرا که تر و خشک باهم میسوزند……….!!!!
چه انتخاباتي ؟…
شريک دزدان و شکنجه گران ميخواهيد بشويد و خود را بي آبرو کنيد؟…..
چند بار با همان ريسمان به چاه ديکتاتوری ميرويد؟
حکومت مشروعه متعلق بقرون وسطي است !
و ديگر خريداري ندارد غيراز انگليس و روسيه …براي ارزان کردن نفت و فرستادن دلارها به غرب توسط دزدان حکومتي ……
من با آنکه سبز پر رنگم اما اعتقادم آنست که شرکت ما در انتخابات بی فایده است. باید با عدم شرکت اینها را رسوا کرد. این بار که در انتخابات مجلس شرکت نکردیم واقعا روحیه اینها بدجوری ازبین رفت. حقیقتا نمیدانستند که ما مردم میتوانیم کمر آنها را خرد کنیم. باید از مبارزات سه ساله خود و کشته هایی که از ما گرفتند یک امتیازی بدست آوریم. اینها چوپان دروغ گو هستند و صد بارهم بگویند دست به انتخابات درست خواهیم زد من اصلا به حرفهای اینها از آن بالا تا پائین اعتماد ندارم . اگر راضی به انتخابات هم باشیم باید زیر نظارت سازمان ملل باشد و شورای نگهبان هم حق ندارد گلچین کند و در برابر حق و حساب هرکسی را که خواست معرفی کند. مگر شورای نگهبان همین آدم کش ها و قاتل ها را انتخاب نکرد که وقتی پای در مجلس گذاشتند تازه سوء سابقه آنها روشن شد. اگر نمیدانستند، این چه شورای نگهبان است. اگر میدانستند، رشوه گرفتند و این افراد را تصویب کردند؟ مملکت را عده ای نادرست و دزد و چپاولگر اداره می کند و من اصلا اعتمادی به اینها ندارم. استصوابی و نگهبان و همه باید ازبین برود و انتخابات هم زیر نظارت سازمان ملل انجام شود. میفرمایند به ما مگر اعتماد ندارید؟ عرض می کنم بله ما اصلا به شما اعتماد نداریم در انتخابات 88 هم گفتیم که زیر شورای نظارت مورد اعتماد مردم انتخابات انجام شود که تقلبی صورت نگیرد. شما که رهبر بودید و می بایستی کاملا بی طرف باشید بلافاصله موضوع گرفتید که شورای نظارت برای چه تقلب؟ تقلب درجمهوری اسلامی. به جوری صحبت کردید که انگار درتمام عمر اولین بار است که واژه تقلب را شنیده اید. آنوقت ننگین ترین انتخابات تاریخ ایران انجام شد وچه خون های بیگناهانی نیز به هدر رفت. آقا سرمرا هم ببرید من در انتخاباتی که توسط جمهوری اسلامی که نه ازجمهوری در آن نشانی هست و نه اسلامی شرکت نخواهم کرد.
جای تاسف است که مملکت را بجائی رسانیده اند که این چنین بیک روحانی تهمت میزنند کاریکه در زمان طاغوت و با کمترین اهانت در 15 ئخرداد 42 برای دفاع از یک فقیه بیک طغیان انجامید.
کاش یه ذره از شرافتت رو داداشت داشت سید
من یک راه خوب برای حل مشکل دارام . پیشنهاد میکنم!
بدون هیچ گونه رای گیری، چون مردم رای خود را در انتخابات 88 داده اند، بعنوان تصحیح خطاهای به عمد گذشته، رهبر بپذیرد که میرحسین موسوی برنده انتخابات 88 این دوره رئیس جمهور ی و نفر دوم هم جناب مهدی کروبی است! همین و بس!
دوستان کلمه! فراموش نکنید که فقط بر اساس معادلات داخلی نمیتوانید و نباید راهبرد انتخاباتی تعین کنید!!
بهار عرب به دروازه های ایران رسیده است و رژیم در مانده است. آقای خاتمی میخواهد عصای موسی نجات رژیم از بن بستی شود که بن بست آن با این طوفان بهاری در راه در حال شکستن است.
شعار اینست: رئیس جمهور برگزیده انتخابات 88 برای دوره آینده معتبر است این یعنی آشتی ملی و گزینه دیگر یعنی فروپاشی و انقلابی که کبریای رهبری را به آتش خواهد کشید!
درود به شرف سید هادی که حرف ملت را می زند
شرکت در انتخابات یعنی تایید حکومت ظلم وجور،تا ین حکومت به خواسته های اصلاح طلبان واقای موسوی توجهی نکند شرکت در انتخابات معنایی نخواهد داشت،حالا تا نزدیک بشه این انتخابا همه میشن فرزندان این کشوروهمه خوبن،تا رای رودادی،میشی حمایتگر فتنه(مثلا وبه زعم اقایان).من یکی که که عمراً اگه رای بدم
امروز 14شعبان است یعنی روز قبل ازتولد مهدی امیدوارم تاوقتی زنده ام اوظهور کند ودودمان ظالمان به امت محمدوظالمان به بشریت رابادستان توانایش به باددهد به امید همان روزکه خود اوناجی تمام زندانیان سیاسی ومهندس موسوی عزیز باشد امیدوارم خون سرخ من لایق راه سبز مهدی باشد
بازهم به انتخابات فکر ميکنيد. اينها حتي خاتمي را قبول ندارند.
خبر را بخوانيد:
عضو مجلس خبرگان: خاتمی برای بازگشت به عرصه سیاسی قابل اعتماد نیست/اکثر وزرای خاتمی خائن بودند.
انتخاباتي که کانديداها فيلتر ميشوندو نه ناظردر حوزه و شمردن رايها قبول ميکنندو زندانها هنوز پراز آزاديخواهان ميباشد بنظر جوک مينمايد….
تا حالا فکر کردین که چرا ما ایرانی ها تو ایران بدبختیم چون مردمی به شدت بد جنس دروغگو و فرصت طلب داریم اگه ما خوب بودیم هیچوقت این حاکما نصیب ما نمی شدند فکر کنید
واقعا متاسفم برا کسانی که به این فکر میکنند در انتخابات شرکت کنند یا نه! انتخابات حکومتی نامشروع
یه عمر ایران چوب همین دورنگی های شما ها رو می خوره
به همین زودی و راحتی موسوی وکروبی واهدافشون و راهشون و اینکه الآن شما آزاد اما اون مردان واقعی در حصراند فراموش کردید؟!!!
واقعا کههههههههههه.
بمیرم در انتخابات، مثل انتخابات مجلس که شرکت نکردم شرکت نخواهم کرد!
اقاي خاتمي فكر كنم رضائي را در نظر دارد رضائي شخصي است كه هيچوقت در سخناش نامي از ايران بزبان نماورد و هميشه ميگويد كشور ما بخاطر اسلام اينهمه شهيد داده در صورتيكه شهدا و مردم ما اول از هر چيزي از ناموس و مملكتشان دفاع كردند و تازگي هم عنوان كرده كه غرب منتظر امام زمان است اين فرد تمام اين حرفها را بخاطر خودشيريني براي رهبر و يا بقول خودش معظم له ميزند كسيكه فوري فرزندش را بخاطر مقام از ياد برد اما اقاي خاتمي زمانيكه رئيس جمهور بود ميتوانست نام نيكي همچون مصدق كبير بجاي بگذارد ولي چون ترسو بود راي بيست ميليوني را براي مقام معظم رهبري بقول ياوه گويان ترجيح داد و ما را براي چند دهد ديگر گرفتار اين جلاد قرن نمود و بيشتر از اين هم نبايد انتظاري از مستر خندان داشت الا هم ما از ايشان انتظار داريم كه صحنه را ترك كند چونكه نه تنها سودي براي ما ندارد بلكه سوپاپ اطميناني براي فرمانده بزرگ ارتشداران شده خواهشمندم اقاي خاتمي دست از سر ما برداريد و اين اش را شما براي اقاي موسوي پختيد چونكه خودت جرات نكردي وارد ميدان شوي و مثل اخوندهاي زمان جنگ با تزارها اول همه فرار را بر قرار ترجيح دادي و ديگر اكثر اصلاح طلبان بشما اعتماد ندارند چونكه فرصتهار ها را بسرعت ما فوق صوت سوزاندي بس است
کاری کرده اند که تقلب و اختلاس و دروغ و خالی بندی و زورگويی و قانون را دور زدن و باجگيری عادی شده و کسی اينها را ناشايست و غير قانونی نميداند چون مجازاتی برای افراد رابطه دار وجود ندارد و گاهی هم سبب ارتقا مقام ميشود و نتايجش هم همين افتضاح حاصله ميباشد.
تا خود ملت به بلوغ فکری نرسه همین آش وکاسه هست.بگذریم از یه کشوری مثل ترکیه که واقعا داره به الگو تبدیل می شه البته با استفاده از جهالت ما.
سی وسه ساله که دارن حکومت میکنند ولی بعداز این همه نتونستند مشکل گوشت ومرغ مردمو حل کنند.مامیگیم شاه نمیخوایم نخست وزیر عوض میشه
شرکت تو انتخابات یک اشتباه بزرگه مگه میر حسین موسوی بگه اونهم نه تو ی نوشته جعلی بلکه یک پیام زنده تلویزیونی
انتخابات روش خوبی یشبرد اصلاحات هستش اما ! تا زمانیکه آقایان کروبی و میر حسین موسوی به همراه خانم زهرا رهنورد در حصر خانگی هستند کمی بیشتر باید تامل کرد البته نمی توان با صراحت هم گفت که در انتخابات شرکت نمی کنیم باید منتظر اتفاقات بعدی باشیم شاید انتخابات بعدی چالش بزرگی برای جمهوری اسلامی باشد …
من متخصص انتخاباتم ودر اکثر آنها به عنوان برگزار کننده حضور داشته ام انتخابات یکسری سازوکار داره وقتی نمایندگان کاندیدها به بهانه های مختلف نتوانند در پای صندوقها باشند در نتیجه میزان آرا برای کاندید مشخص نیست و امکان هرگونه برداشتی را به درست یا غلط فراهم میآورد و متاسفانه انتخابات گذشته از این نمونه بود من شخصا به چندین حوزه سرزدم و دیدم که آقایان کروبی و موسوی نماینده ندارند چون اگر در سراسر کشور نماینده داشتند و دستگاههای ارتباط جمعی قطع نبود ( که بود) ظرف دو ساعت هرکاندیدی میتوانست از میزان آراء خود و دیگران مطلع شود اینها ودلایل متعدد دیگر که از حوصله این مقال خارج است نشان میدهد که برای کاندید شدن در انتخابات اگر سازوکار همین باشد (که احتمالا همین است ) از کوزه همان برون نیاید که در اوست
انتخالات سال 88 اخرین انتخابات زندگیم بود.پهلوی هم که بیاد رییس جمهور بشه وقتی باید زیردست خامنه ای باشه چه سودی داره؟؟؟؟
شرکت در انتخابات فقط خیانت به مردم و ادامه اوضاع کثیف حاکم بر جامعه است.
به نظر من باید به گفته ی آقای خاتمی گذشته هارو فراموش کنیم وبه فکر آینده باشیم.
تورم.سایه تهدید وحمله نظامی.تحریم. پارتی بازی. سرمایه داری. کشتار مردم در کودتای ننگین 88حادثه روز عاشورا .کهریزک .گوی دانشگاه تهران.رد شدن ماشین نیروی انتظامی از روی مردم بی گناه.پرت کردن مردم بی گناه از بالای پل.هرگز فراموش نخواهند شد .ونیز برگی از تاریخ ایران جاودان خواهند ماند
یادآوری حوادث تلخ سال 88 وفراموش نکردن آن اتفاقات هیچ سودی برای ما ندارد چون ما الآن در بحران هستیم
باتوجه به تحریم هاوگرانیها ودر این شرایط سخن به میان آوردن از گذشته ها جایز نیست و باید به آینده فکر کنیم و درسال آینده باید از کاندید اصلاح طلب حمایت کنیم و بین بد و بدتر بد رو انتخاب کنیم.
0
با بررسی های عمومی در بین مردم آقای خاتمی در قلب آنها مانده است ولی اینکه به وی رای دهند را نمی دانم
یک بار دیگه هم اینجا می گم لطفا سایت را به 2 زبان دیگر انگلیسی و عربی اضافه کنید این کار خیلی گرون تموم میشه برای استبداد این کار خیلی مهم حتما این کار را بکنید از نظر بعد جهانی و کامنت های کاربران در دیگر کشورها و پیوند به شبکه های اجتماعی با زبان آنها در فیس بوک و… دیگر شبکه تصویری و نوشتاری از روزنامه تا…. خیلی مهم همین امروز دست به کارشید ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه هست برای استبداد این حرکت گرون تموم میشه این کار را حتما انجام بدید خیلی ممنون سایت کلمه .
ه خدا اگه میرحسین بگه رای بده به خدا خودم تمام دوستانم مادر پدر داداش فامیل همه را بسیج می کنم تا بیان رای بدم اما اگه میرحسین چیزی نگه و بگه رای ندید یعنی شرایت مورد اعتماد نباشه رای نمی دم