مسئولان زندان داروهای آرش هنرور را به او نمیدهند
چکیده :مسئولان بند ویژه روحانیت زندان اوین از رسیدن داروهای ضروری به محمدصادق هنرور شجاعی، روحانی منتقد جلوگیری کرده و با ضبط داروهایی که او در بازگشت به زندان با خود همراه برده بود از ارائه آن ها به وی خودداری کرده اند. این در حالی است که این روحانی منتقد به بیماریهای متعددی مبتلا بوده و داروهای مذکور برای او حیاتی است....
کلمه- زهرا صدر:
مسئولان بند ویژه روحانیت زندان اوین از رسیدن داروهای ضروری به محمدصادق هنرور شجاعی، روحانی منتقد جلوگیری کرده و با ضبط داروهایی که او در بازگشت به زندان با خود همراه برده بود از ارائه آن ها به وی خودداری کرده اند. این در حالی است که این روحانی منتقد به بیماریهای متعددی مبتلا بوده و داروهای مذکور برای او حیاتی است.
مادر آرش هنرور شجاعی، روحانی و وبلاگ نویس منتقد با بیان اینکه سه روز پیش پسرم را بردم درب اصلی زندان اوین و تحویل دادم، به کلمه می گوید: خودم داروهایش را خریداری کردم و همراهش فرستادم. نیم ساعت هم جلوی در زندان معطل شدم تا خدای ناکرده اگر داروها را قبول نکردند، خودم دوباره بگیرم و برایش ارسال کنم. حتی نسخه هایی که دکترهای بهداری اوین برایش تجویز کرده بودند را برایش کپی گرفتم و داخل داروها گذاشتم که دیگر ایرادی نگیرند، ولی متاسفانه زمان ورود به بند، داروها را از او گرفته و گفته بودند که خودمان هر شب به مقدار لازم به تو خواهیم داد.
به گفته ی وی امروز بعد از 3 روز با توجه به اینکه آرش در اعتصاب غذا هم است، داروها ناقص به دستش رسیده و حالش خیلی بد است. چون این داروها تخصصی و برای بیماری صرع است و حتی اگر یک وعده هم تاخیر داشته باشد، حال پسرم بد می شود و تشنج می کند. الان آرش اصلا وضع جسمی خوبی ندارد و ما واقعاً نگرانش هستیم و نمی دانیم چه کار باید بکنیم.
مادر آرش هنرور با اشاره به اینکه پسرش در بند ویژه روحانیت نگهداری می شود می گوید: آرش خیلی با روحیه و قوی به زندان برگشت، چون او یک مبارز واقعی است و با توجه به اینکه حال جسمانی خوبی ندارد، اما روحیه اش را همیشه حفظ می کند و تازه به ما هم روحیه می دهد ولی من یک مادرم، و چه طور می توانم تحمل کنم که پسر بیمارم بدون هیچگونه مراقبتی به زندان برود.
وی در ادامه ابراز نگرانی می کند: چون داروهایش هم گرانقیمت است از طرف خود زندان نامه دادند که باید خانواده اش تهیه کنند ولی با این حال بهداری داروها رو نمی دهد و یا ناقص می دهد واصلا توجه نمی کند که پزشک قانونی نامه داده که او در اثر ضربه مغزی مبتلا به صرع شده و جزو بیماران خاص است.
مادر این روحانی دربند که در اعتصاب غذا به سر می برد، با بیان اینکه دعا کنید که برای آرش اتفاق بدی نیفتد، می گوید: امروز هم در بهداری می خواستند به اجبار به پسرم سرم وصل کنند ولی خدا را شکر که پسرم مقاوم بوده و تاکید کرده که سرم نمی خواهم، داروهایی را که خودم تهیه کردم و مال خودم است به من بدهید.
چند روز پیش کلمه گزارش داده بود که آرش هنرور شجاعی روحانی و وبلاگ نویس منتقد که با پایان دوره ی مرخصی خود به زندان بازگشت، به محض ورود به زندان به دلایل زیر دست به اعتصاب غذا زده است:
۱٫ استنکاف دادسرای ویژه روحانیت از تحویل دادن اصل مدارک پزشکی قانونی و بنابرین عدم امکان پی گیری روند درمانی با خواسته بازگرداندن عملکرد دادسرای ویژه روحانیت به روند صحیح قانونی
۲٫ هتک حیثیت و نشر اکاذیب و اتهامات ناروایی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی حتی قبل از صدور حکم و باشگاه خبرنگاران جوان و روزنامه کیهان و رسانه های همسو و وبسایت هایی از قبیل روات حدیث و وبسایت های دیگر وابسته به اقتدارگرایان و وزارت اطلاعات در حق وی انجام دادند و با خواسته اعاده حیثیت
۳٫ عدم اعاده اموال که شامل نوشته ها و مدارک تحصیلی وی می شد و می بایست پس از پایان تحقیقات بازپس داده شود، اما علی رغم چندین بار درخواست کتبی و رسمی از بازگرداندن آنها جلوگیری به عمل آمد
۴٫ در اعتراض به دادگاه نمایشی و فرمایشی ۲۱ تیرماه سال جاری به اتهام نشر اکاذیب
هفته ی گذشته نیز کلمه خبر داده بود که محمد صادق (آرش) هنرور شجاعی خویی، روحانی منتقد، که چند روزی است به علت وخامت حال جسمانی در اثر بیماری صرع، در مرخصی استعلاجی به سر می برد، قرار است مجددا مورد محاکمه قرار گیرد.
این روحانی و وبلاگ نویس زندانی بر خلاف انتظار و رویه دادگاه ویژه روحانیت، علی رغم نظر مساعد دادستان ویژه و قاضی، به دلیل گزارش وزارت اطلاعات، مشمول عفو ۱۳ رجب نشده و به وی اتهامات جدیدی تفهیم شده که دلیل آن انتشار نامه سرگشاده اش در باب دادگاه ویژه روحانیت، انتشار نامه دادگاه به پزشکی قانونی و مصاحبه اش با سایت “کلمه” ذکر شده است.
آرش هنرور، دی ماه سال گذشته، چند روز پیش از بازگشت به زندان گفته بود: دوست دارم که جمهوری اسلامی نظامی آبرومند و نیرومند و خواسته و پسندیده مردم باشد… اما راهی که سکان دارانش در پی گرفته اند به ترکستان است.
آرش هنرور قرار است در ۲۱ تیرماه سال جاری به اتهام نشر اکاذیب در دادگاه ویژه روحانیت مورد محاکمه قرار گیرد، و این در حالی است که با توجه به اینکه اجازه آزادانه انتخاب وکیل ندارد، اساسا دادگاه را دادگاهی فرمایشی و نمایشی تلقی می کند.
این روحانی وبلاگ نویس، به اتهاماتی چون جاسوسی، اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، هتک حیثیت مقام روحانیت و … توسط دادگاه غیر قانونی ویژه روحانیت به تحمل چهار سال حبس، پنجاه ضربه شلاق، پرداخت هشت میلیون ریال جزای نقدی و خلع مادام العمر از لباس روحانیت محکوم شده است.
خانم شجاعی سال گذشته نیز زمانی که پسرش در زندان بود و همچنان با مشکلات جسمی دست به گریبان بود در گفتگویی با آرزوی آزادی همه عزیزان دربند گفته بود: “واقعا نمی دانم این کسانیکه در زندان بیمار می شوند و بهداری اوین در درمان آنها کوتاهی می کند، چه کسی مسئولیت اتفاقی که برای سلامتی آنها می افتد بر عهده می گیرد؟ اما من بعنوان یک مادری که مثل همه مادران عمر و جوانی اشان را برای سلامتی فرزندانشان می گذارند برای سلامتی فرزندم “نگران” و “ناراحت” هستم و متاسفانه دستم هم به هیچ جا بند نیست.”
از اتهامات سنگین منتسب شده به هنرور “جاسوسی” است که مادر وی در این مورد گفته بود: “هیچ مصداقی برای این اتهام سنگین وجود نداشته و ندارد. در بازجویی از خود من هم که به عمل آمد از من پرسیدند که او چرا زبانهای مختلف را بلد است، که پاسخ دادم خب آرش زبان آلمانی را بلد است. یک پسربچهی ۱۵ ساله بود که من او را در موسسه «گوته» ثبتنام کردم. موسسه گوته وابسته به قسمت فرهنگی سفارت آلمان است و آرش آنجا درس میخواند. هر کسی میرود هر جایی درس میخواند که نمیتوان به او اتهام جاسوسی زد. خب ۱۰ سال از این ماجرا گذشته است، من خودم رفتم آنجا که تحقیق کنم ببینم آیا آنجا فعالیت دیگری داشته است یا نه. با یکی از اساتیدش که صحبت کردم، که گفتند نه اینجا هیچ فعالیتی صورت نمیگیرد، اینجا کتابهایی هست که ما خودمان در اختیار محصلین قرار میدهیم که این کتابها هم حتا از بیرون وارد نمیشود. تنها کاری که این جا میشود این است که درس دانشجو داده میشود و از او امتحان گرفته میشود. خیلی ساده. حالا آرش یک دانشجوی ممتاز بوده و همیشه بهترین نمرهها را میگرفته است. بعد از اینکه آرش مدرک زبان آلمانی را از موسسه گوته میگیرد دیگر هم به آنجا بازنگشته است.”














salam.man mohamadmehdi moradi ozve anjoman adabi jonbeshe sabz hastam omid varam jvanan ham jonbeshi ta piroozie nahaee ham seda baghi bemanand man yek hafte tamam be dalil ozae ashofte iran va bad raftari bazendaniansiasi va habse gharib bar dosaleye rahbarane jonbesh rozeie skoot migiram omidvaram javanan digar ham baman hamrah shavand in roozeie skoot ra az jome 16 tir 1391 bemodate yek hafte edama midaham
امیدوارم مسئولان زندان به درد صعب العلاجی مبتلی شوند که داروی آن نیز در ایران پیدا نشود و مثل چهارپایان له له بزنند و درد و عذاب بکشند. آخر شما هم نام خودتان را انسان میگذارید. زندانی را که نباید دق مرگ کنید. وظیفه شما ست که از سلامت او مراقبت کنید. شما کجا و درچه خانواده هایی تربیت نشده اید اما فقط بزرگ شده اید؟
همه كاري به ايشان مي خوره به غير از جاسوسي،البته اگر ايشان از نوزادي هم در بيت رهبري بود آخرش همينت اتهامات رو بهش مي زدند
ببين خانم جان اين كه ميگويند تقصير شماست بي ربط نميگويند اصلا مشكل از اول و از پايه از شما بوده كه بچه بيچاره را برديد موسسه گوته كه زبان آلماني ياد بگيرد اصلا در مملكتي كه رديس جمهورش كه استاد دانشگاه هم هست نميتواند دو كلمه انگليسي حرف بزند چه معنا دارد كه پسر شما برود دنبال اين قرطي بازيها ما از اولش هم گفته بوديم واسه ما از اين سوسول بازيا در نياريد اگر آقازاده شما به جاي اين كارها رفته بود تمرين عربده كشي و يا تا خرخره بوي عرق و گلاب مونده ميداد الان شما هم مجبور نبودي به خاطر قرصهاي اون اينقدر تلاش کني
به اميد آزادي تمامي اسراي سبز