سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » هشدار سیدمحمد خاتمی درباره ادامه حصرها و حبس‌ها: فاجعه در راه است...
» دینداری فقط ظواهر نیست؛ حکومت چقدر به دین عمل کرده است؟

هشدار سیدمحمد خاتمی درباره ادامه حصرها و حبس‌ها: فاجعه در راه است

چکیده :آری، ما نظام را قبول داریم... به شرط آن که واقعاً «جمهوری اسلامی» باشد، یعنی رأی و نظر مردم در تعیین حکومت مؤثر باشد و حکومت هم خود را در برابر مردم مسؤول بداند و لوازم جمهوریت یعنی آزادی اندیشه و بیان و نقد و اجتماعات را فراهم آورد و موازین اسلامی، به ویژه معنویت و اخلاق و عدالت در جامعه حاکم گردد و همگان، با هر عقیده و گرایشی شهروند محترم به حساب آیند و از حقوق شهروندی برخوردار باشند. ...


سید محمد خاتمی در سخنانی صریح، نسبت به ادامه حبس‌ها و حصرها هشدار داد و تصریح کرد که ادامه این روند مردم و جوانان را گروه گروه به اینجا می‌رساند که اسلام یا حداقل حکومت اسلامی نباشد.

وی گفت: از جمله مطالبی که بارها به آن پرداخته ام این است که نتیجه حذف و حصر تقویت حکومت و جلب و جذب نیروهای مأیوس نیست. حاصل حذف و حصر نومیدی از اصلاح در جامعه است و نتیجه تداوم آن این که گروه گروه از جوانان و مردم رو به کسانی بیاورند که می گویند اسلام یا حداقل حکومت اسلامی نباشد و این فاجعه ای است که بیش و پیش از همه حکومت باید به آن بیاندیشد و آن را حل کند.

رئیس جمهور سابق کشورمان همچنین بار دیگر ضمن دفاع از اصل جمهوری اسلامی، شرط این موضع را حفظ جمهوریت نظام دانست و گفت: آری، ما نظام را قبول داریم… به شرط آن که واقعاً «جمهوری اسلامی» باشد، یعنی رأی و نظر مردم در تعیین حکومت مؤثر باشد و حکومت هم خود را در برابر مردم مسؤول بداند و لوازم جمهوریت یعنی آزادی اندیشه و بیان و نقد و اجتماعات را فراهم آورد و موازین اسلامی، به ویژه معنویت و اخلاق و عدالت در جامعه حاکم گردد و همگان، با هر عقیده و گرایشی شهروند محترم به حساب آیند و از حقوق شهروندی برخوردار باشند.

به گزارش وب سایت رسمی سید محمد خاتمی، همزمان با حلول ماه شعبان و اعیاد شعبانیه و در آستانه سالگرد شهادت آیت الله بهشتی و یارانش، جمعی از ایثارگران و جانبازان دفاع مقدس با سید محمد خاتمی دیدار کردند.

رئیس جمهوری سابق ایران که در این دیدار نیز در کنار اظهار نظرهای مختلف با انتقاد تنی چند از حاضران درخصوص چرایی سکوت خود و انفعال اصلاح طلبان در مسائل جاری کشور و دلیل شرکتش در انتخابات مجلس نهم که به گفته جمعی از حضار غیرقابل هضم بود روبرو شد تصریح کرد: ”از سخنانتان ناراحت نشدم و می دانم که این حرف ها حرف هایی است که در دل خیلی از افراد جامعه هست. راه¬کار، سرکوب کردن این نظرات نیست، بلکه باید تحولی در جامعه ایجاد شود تا جلو دل زدگی از اسلام و جمهوری اسلامی و نظام، بخصوص در میان نسل جوان و نخبگان گرفته شود. باید همه به قانون و علی الخصوص قانون اساسی برگردیم که اگر به طور جامع و کامل و به دور از تعبیرها و تفسیرهای مغایر با روح این قانون مورد عمل قرار گیرد بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.“

در ابتدای این دیدار حاضرین در جلسه به بیان دیدگاهها و نظرات خود پرداختند. محورهای مهم سخنان حضار علاوه بر تبریک فرارسیدن ماه شعبان و اعیاد شعبانیه، درخصوص انتخابات آینده ریاست جمهوری و استراتژی حضور اصلاح طلبان در این انتخابات، اعتراض به ادامه حصر سران اصلاحات و تداوم زندان و حبس فعالان سیاسی، چرایی سکوت سید محمد خاتمی و انفعال اصلاح طلبان در مسائل جاری کشور، غیرقابل هضم بودن علت شرکت سید محمد خاتمی در انتخابات مجلس نهم برای بخش های قابل توجهی از جامعه، قدردانی از سید محمد خاتمی به خاطر تلاش برای دوری از تندروی در هر دو جناح، انتقاد از انتظار همه افراد جامعه از یک نفر! و نداشتن احساس وظیفه فردی و جمعی دیگر افراد و حضور در عرصه انتخابات و قدرت و اصلاح امور بود.

سپس سید محمد خاتمی به سخنرانی پرداخت که متن کامل سخنان وی بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

باعث افتخار من است، که در ایامی که به حق به نام روز پاسدار و جانباز نامگذاری شده در خدمت عزیزان ایثارگران و جانبازی هستم که بهترین دوران عمر خود را در جبهه ها گذرانده اند و برای دفاع از اسلام و انقلاب و ایران و سرزمین تلاش کرده اند.

مطالبی دوستان بسیار متنوع بود. بعضی گلایه های جدی نسبت به شخص من و اوضاع سیاسی و اجتماعی حاکم بر کشور و فشارها و تنگناهای موجود مطرح نمودند و تعدادی از دوستان در عین پای بندی به قانون و انقلاب راه کارهایی را که متناسب با آرمان ها و وضع و حال جامعه بود ارائه دادند و سخنان گروهی دیگر از عزیزان، مؤید لزوم پای بندی به شیوه های مدنی و حضور در صحنه بود.

از همه تشکر می کنم و با توجه به گلایه های طرح شده، در آغاز سخن چند جمله ای را عرض می کنم، با تذکر این نکته که در این جلسه مجال پرداختن به همه مطالب و پاسخگویی به همه سؤال ها و دغدغه ها نیست؛ گرچه بارها در سخنان پیشین و به مناسبت های دیگر بعضاً به آن ها پرداخته شده است.

درست است که ایده آل ها مهم هستند، ولی اولا نباید ایده آل ها را با احساسات عوضی گرفت. ثانیاً همواره باید واقع نگر بود و با توجه به امکانات و مصالح در جهت آرمان ها حرکت کرد.

نکته دیگر این که اگر در جامعه ای خواستِ تاریخی شکل گرفته باشد، ولی ظرفیت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تحقق آن خواست و نگهبانی از آن ایجاد نشده باشد این خواست یا تحقق نمی یابد، یا اگر محقق شود دیری نمی پاید. چنانکه ملت ما از یکصد و پنجاه سال پیش خواستار آزادی، استقلال، پیشرفت و نظام مردم سالار در کنار رفع و دفع عقب ماندگی و استبداد و استیلای بیگانه بوده است، -و واقعاً هم از این جهت مردم ایران از رشیدترین ملت های منطقه هستند- ولی چرا نهضت مشروطیت شکست خورد و از دل تحولات ملی گرایانه بعد از شهریور بیست، کودتای 28 مرداد پدید آمد و انقلاب بزرگ اسلامی که الحق در آغاز و عمل با آزادی گسترده آمد و پیروز شد با مشکلات (از جمله جنگ و امواج تروریسم) و درگیریهای درونی مواجه شد و آن گونه که خواست انقلاب بود نشد، به طوری که حضرت امام در اواخر عمرشان گفتند ما در موقعیت اضطراری بوده ایم و همه از این پس باید به قانون برگردیم. بگذریم از این که در اوج بحران ها و درگیری ها ایشان فرمان هشت ماده ای را صادر کردند که هنوز هم می تواند مبنای بخش مهمی از حقوق شهروندی در جامعه ما باشد.

این همه به خاطر این است که ظرفیت و امکانات برای تحقق خواست مترقی مردم -که به نظر من جمهوری اسلامی اگر درست مستقر شود آن خواست را پاسخ می گوید- مهیا نیست و ما و روشنفکران هم به جای بالابردن این ظرفیت، بیشتر به پرمدعایی و دعوا با هم پرداخته ایم. می خواهم این را بگویم که اگر ظرفیت جامعه را بالا برده بودیم، خواست ها عملی می شد و آن وقت انتظار نداشتیم که یک نفر یا یک گروه خاص بیاید و همه بارها را به دوش بکشد.

از سخنانتان ناراحت نشدم و می دانم که این حرف ها حرف هایی است که در دل خیلی از افراد جامعه هست. راه¬کار سرکوب کردن این نظرات نیست، بلکه باید تحولی در جامعه ایجاد شود تا جلو دل زدگی از اسلام و جمهوری اسلامی و نظام، بخصوص در میان نسل جوان و نخبگان گرفته شود. باید همه به قانون و علی الخصوص قانون اساسی برگردیم که اگر به طور جامع و کامل و به دور از تعبیرها و تفسیرهای مغایر با روح این قانون مورد عمل قرار گیرد بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

وقتی عزیزانی که همه عمر و حیثیتشان ایثارگری و دفاع از انقلاب بوده این گونه نگران اند و اظهار ناراحتی می کنند آن وقت ببینید جوانان ما چه می گویند!

از جمله مطالبی که بارها به آن پرداخته ام این است که نتیجه حذف و حصر تقویت حکومت و جلب و جذب نیروهای مأیوس نیست. حاصل حذف و حصر نومیدی از اصلاح در جامعه است و نتیجه تداوم آن این که گروه گروه از جوانان و مردم رو به کسانی بیاورند که می گویند اسلام یا حداقل حکومت اسلامی نباشد و این فاجعه ای است که بیش و پیش از همه حکومت باید به آن بیاندیشد و آن را حل کند.

باز هم می گویم: آری، ما نظام را قبول داریم و انقلاب اسلامی را واقعه بزرگی می دانیم که منجر به استقرار جمهوری اسلامی شد. واقعه بزرگی که نه می توان آن را نادیده گرفت و نه به مصلحت جامعه و ملت ما است که این کار را بکند. جمهوری اسلامی به نظر ما همان است که می تواند پاسخگوی نیاز جامعه ما باشد؛ جامعه ای که طالب آزادی و استقلال و سربلندی و امنیت است. به شرط آن که واقعاً «جمهوری اسلامی» باشد، یعنی رأی و نظر مردم در تعیین حکومت مؤثر باشد و حکومت هم خود را در برابر مردم مسؤول بداند و لوازم جمهوریت یعنی آزادی اندیشه و بیان و نقد و اجتماعات را فراهم آورد و موازین اسلامی، به ویژه معنویت و اخلاق و عدالت در جامعه حاکم گردد و همگان، با هر عقیده و گرایشی شهروند محترم به حساب آیند و از حقوق شهروندی برخوردار باشند. اصلاحات هم همین را می خواهد. اصلاح در جهت رفع کاستی ها و سامان یافتن امور براساس موازین و آرمان هایی که در انقلاب ما مطرح شده است. حال اگر دیگرانی، خواستار راه و سامان و نظام و انتظامی دیگر و در پی براندازی هستند، دچار اشتباه بزرگی شده اند و طبعاً راه ما هم از آنان جداست.

این همه تأکید و تلاش برای رفع حصرها و حبس ها و عبور از وضعیت امنیتی به وضع امن و آزاد و قانونی، نشانه دلبستگی ما به اصل نظام و جلوگیری از تحریف نظام و ارائه چهره نامطلوب از جمهوری اسلامی است.

مطمئن هستم که شما هم خواهان همین بوده و هستید و برای آن فداکاری کرده اید و دلتان برای اسلام و انقلاب و ایران می طپد و مبنای عمل هم قانون اساسی و قوانین ناشی از آن و موازین شرع و عقل است. همین قانون اساسی ظرفیت هایی دارد که اگر به طور جامع مبنای رفتار همگان و بخصوص حاکمیت باشد، می تواند پاسخگوی نیاز تاریخی جامعه و سیر به سوی سربلندی باشد.

باز هم از شما تشکر می کنم. مایه افتخار من است، که در ایامی که به حق به نام روز پاسدار و جانباز نامیده شده در خدمت عزیزان ایثارگر و فداکاران جامعه هستم که بهترین دوران عمر خود را در جبهه ها گذرانده و برای دفاع از اسلام و انقلاب و ایران و سرزمین تلاش کردند و نه تنها از اعضاء فعال ایثارگری و سپاه بودند، بلکه در تقویت و حتی بنیانگزاری سپاه و تثبیت و تکمیل ساز و کارهای آن نقش داشتند.

باعث افتخار من است که در جمع شما ایثارگران و جانبازان دفاع مقدس باشم و عرض می کنم اگر چنین جمع هایی حرف و درد دل هایی دارد باید آن را شنید. این ها افرادی بی درد و مرفه نیستند که از فرنگ آمده باشند و ربطی به انقلاب نداشته باشند؛ بلکه کسانی هستند که جانشان را کف دستشان گذاشتند و به میدان رفتند و دلبستگی خود را به امام و انقلاب، با فداکاری هایشان نشان دادند. اگر گله ای دارند حکومت و قدرت واقعاً باید به آن ها توجه کند و گلایه هایشان را جدی قلمداد کند و حتی با احساس خطر در شیوه ها، رفتارها و سیاست های خود تغییرات لازم به عمل آید.

و اما در مورد ماه شعبان!

ماه شعبان ماه بسیار مبارکی است. هم به جهت مناسبت ها و حوادث خوبی که در این ماه هست و هم از این منظر که این ماه معبر و گذرگاهی است که ما را آماده ورود به ماه میهمانی خدا می کند. علی الخصوص روزهای سوم و چهارم و پنجم شعبان که سال¬روز ولادت حضرت امام حسین علیه السلام، حضرت عباس علیه السلام و امام زین العابدین علیه السلام است و نیمه شعبان که روز ولادت حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. مهدویت بیانگر فلسفه بزرگ تاریخ است که در دیدگاه خدا و اسلام و پیامبران، تاریخ حرکت تکاملی دارد و دوران طلائی تاریخ در آینده است، نه گذشته. یعنی در دورانی که نظامی با محوریت انسان کامل -امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف- استقرار خواهد یافت. نظامی که در آن ظلم و بیداد نباشد، آگاهی و عقلانیت باشد، عدل و قسط باشد و مردم همه با هم احساس نزدیکی کنند و از مزایای زندگی برخوردار باشند. در عین حال که بتوانند رشد معنوی و مادی داشته باشند. مهدویت تأمین کننده همین معنا است و نیمه شعبان رمز و راز آن است.

من در همین جا اشاره کنم که این افتخار برای پاسداران و جانبازان ماست که دو روز از این ماه بزرگ به نامشان نامگذاری شده و این مسؤولیت آنها را سنگین می کند، یعنی شناخت امام حسین علیه السلام؛ شناخت ابوالفضل العباس علیه السلام و ادامه راه آنان. نه اینکه فقط با نام پاسدار و جانباز دل خوش شوند و یا خدای ناخواسته غرور پیدا کنند و غفلت هایی پیدا شود و برنامه ریزی هایی شود که از این سرمایه عظیم سوء استفاده شود و در مسیری قرار گیرد که غلط است، یعنی چون جانبازی و پاسداری و ایثارگری خیلی مهم است بهانه ای شود برای سوء استفاده از این موقعیت ها و عنوان های بزرگ و خدای نکرده در تقابل قرار گرفتن این نهادها که باید پشتوانه انقلاب باشند با خود مردم. بخصوص توجه به این داشته باشیم که مهمترین امری که انقلاب ما می خواست، احترام به کرامت انسان بود و این که انسان سربلند و سرفراز باشد، نه تو سری خور! و کار بزرگی که سپاه و ایثارگران و جانبازان باید بکنند دفاع از این کرامت و حق حاکمیت و آزادی مردم و حرمت آنها است. این را خود پاسداران و جانبازان باید متوجه باشند و این مکانت مهم را بتوانند حفظ کنند.

درباره امام حسین علیه السلام و امام سجاد علیه السلام و بقیه بزرگان می خواهم بگویم قبل از آنکه این شخصیت ها را در حوادث بسیار مهم زمان خودشان ببینیم، برویم به شخصیت و هویت واقعی شان برسیم، همان که در مورد امام حسین و امام سجاد علیه السلام که عاشورا را آفرید و به تحمل شگفت انگیز حضرت سجاد و حتی صلح امام حسن معنا می دهد.

من معتقدم قبل از اینکه امام حسین را در عاشورا بشناسیم، در دعای عرفه باید بشناسیم. حضرت سجاد را نه با آن رنج ها که کشید و مقاومت هایی که کرد، که ابتدا با صحیفه سجادیه باید شناخت که به نام ”زبور آل محمد“ معروف است. آن مناجات ها، آن ابراز بندگی ها. در اینجا است که می توان دریافت که هدف از خلقت چیست و انسان برتر چگونه باید باشد و شخصیت این بزرگان در آنجا تجلی پیدا کرده است و در سایه این شناخت است که حتی عاشورا و حوادث دیگر معنای خودش را پیدا می کند.

چنان که می دانید امام، هم منادی حقیقت است و هم الگو و اسوه. یعنی فراخواننده به راه حق و حقیقت و در عمل خود پیشتاز آن راه و الگوی دیگران.

راهی که در دعاهای امیرالمؤمنین و امام حسین و امام سجاد علیه السلام و در مواضع عملی و رفتاری و گفتاری این بزرگواران تجلی پیدا می کند چیست؟ اصلاً پیامبران برای چه آمده اند؟ خدا از ما چه خواسته است؟

خداوند از خلقت، یک چیز خواسته و آن این که خلایق بنده او باشند. واین بندگی آزادی واقعی است. پیامبر آمده است تا بارهای سنگین را از دوش مردم با دعوت به بندگی خداوند بردارد. راز و رمز حقیقت دین خداوند در همین است: فرمان به بندگی خدا؛ و این راهی است که امامان ما در آن حرکت کردند و عاشورا را آفریدند. یا مسائل دیگری که بسیار پراهمیت اند.

بندگی خدا یعنی سر سپردگی و دل دادن به کمال و جمال و زیبایی و حکمت و قدرت مطلق که ذات پروردگار است و انسان باید سر سپرده او باشد.

انسان نمی تواند بنده نباشد. بنده یعنی کسی که اراده اش در اختیار دیگری قرار می گیرد.

این اراده وقتی در اختیار خود انسان نباشد و در اختیار دیگری قرار گیرد این می شود بردگی و بندگی و اراده بنده و برده تا انگیزه و قدرتی پشتش نباشد به حرکت در نمی آید.

گاه این بندگی، بندگی هوی و هوس است، یعنی انسان برده بخشی از وجود خویش است که بخش اسفل وجود اوست. یعنی اگر بخش عقلانی در اختیار بخش حیوانی باشد یعنی انسان بنده چیزی است که کوچکتر از اوست. چون انسانیت انسان به همان جنبه معنوی و عقلانی او است.

آیا انسان شایسته است که برده هوی و هوس باشد؟ یا این که هوی و هوس در اختیار بخش انسانی وجود انسان باشد، یعنی جنبه عقلانی و عرفانی و معنوی بر شخصیت انسان حکومت کند.

گاه انسانها برده قدرتمندان و جباران هستند. یعنی متغلبان، قدرت را به دست می گیرند و بر مردم مسلط می شودند و بر مردم تکلیف می کنند و آنان را وادار می کنند به اطاعت. نظام های دیکتاتوری و جبار نظام های بردگی هستند.

بدون تردید پیامبران خدا مردم را به آزادی از این دو بردگی فرا خوانده اند: آزادی از هوی و هوس که بسیار مهم است و آن را جهاد اکبر گفته اند – چرا که رها شدن از سلطه هوی و هوس کار دشواری است- و آزادی از سلطه جباران و زور گویان.

ما در تاریخ کسانی را داریم که به آزادی فرا خوانده اند، اما متاسفانه در جنبه ایجابی یا نتوانستند به نتیجه ای برسند یا به نتیجه بدتر رسیدند. نمونه کار، جنبشهای آزادی طلب چپی که در دنیا وجود داشتند یا حرکت ها کمونیستی که نظام های دیکتاتوری را سرنگون کردند ولی آیا به جای آن به مردم آزادی دادند؟ آیا رهایی و استقلال به مردم هدیه کردند!؟ یا دیکتاتوریهای نفس گیرتر از قبل را بر جامعه تحمیل کردند؟!

پیامبران علاوه بر این که به این آزادی فرا می خوانند، جنبه ایجابی را نیز پیشنهاد می کنند و آن این است که شما اگر می خواهید آزاد واقعی شوید باید بنده خدا باشید. یا بنده خدا یا بنده هوس و برده قدرت های زورگو و جبار و بندگی خدا در واقع آزادی واقعی است. خداوند انسان را با اختیار و آزاد آفریده است که نباید تابع کوچک تر از خود یا مساوی خود باشد و باید عقل و تدبیر خود را به کار گیرد و آگاهانه دریابد که شایسته وجود او این که پرستنده و سرسپرده خداوند که کمال و جمال و جلال مطلق است باشد و در عرصه اجتماعی تجلی آزادی در حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش است. هر انسانی بر سرنوشت خود حاکم است و هر کس بخواهد این حاکمیت را بگیرد طاغوت و جبار است.

بسیاری از انقلاب ها از جنبه سلبی در مسیر آزادی بوده اند، ولی متاسفانه در جنبه ایجابی نتوانسته اند کاری بکنند و شاید در نهایت جباریت های بدتری را به جامعه تحمیل کرده اند.

اشاره کنم به اینکه انقلاب ها در معرض خطرند؛ برای اینکه یک جنبه سلبی دارند یعنی دفع دشمنی که مشکلات ایجاد می کند و یک جنبه ایجابی. اگر در همان جنبه سلبی بمانند مشکل ایجاد می کنند همچنانکه بسیاری از انقلاب ها در دنیا دچار آن شده اند.

اگر برای ادامه آن وضع در جنبه منفی بمانند، به جای اینکه قدرتی را که از جبار گرفته اند در میان مردم نهادینه کنند؛ و مردم صاحب اصلی قدرت شوند در اختیار گروهها و جریان های خاص قرار می گیرد و برای حفظ آن، یا دشمن بزرگتر از آن دیده می شود و عیب ها و نقص های درونی پوشانده می شود یا برای تداوم وضع موجود دشمن تراشی و دشمن سازی می شود. این خطری است که انقلاب ها را تهدید می کند.

پیامبران برای نفی الوهیت هر چیز غیر از خدا آمده اند و دعوت کرده اند به توحید در اعتقاد، عبادت در عمل فردی و عدل و احسان در عمل اجتماعی.

اگر حکومتی خود را منتسب به دین می داند باید مشخص کند چقدر در این زمینه ها پیش رفته است و کار کرده است. دین داری فقط ظواهر نیست؛ ظواهر باید راهی باشد به سوی بواطن.

عبادت در عمل یعنی بنده خدا بودن به معنای واقعی کلمه و عدل و احسان در صحنه اجتماعی؛ عدل را فقط در عدالت اقتصادی خلاصه نکنیم، عدل یعنی دادن حق هر ذی حقی؛ که از مهمترین مصادیق آن آزادی انسانها است و شناخت حق حکومت انسان بر سرنوشت خود و این حق چه به نام دین از انسان گرفته شود و چه به نامی دیگر خلاف عدل است.

در آستانه هفتم تیر هستیم. در هفتم تیر حادثه بزرگی رخ داد که نشانه مظلومیت جامعه و انقلاب ما و ددمنشی دشمنان ماست و اینکه در یک جنایت بیش از 70 تن از عزیزان ما را از ما گرفتند. عزیزانی که در رأس آنها شهید دکتر بهشتی بود. واقعاً جای شهید بهشتی خالی است. با وجود امام و عظمت مردم و ایثارگران، جامعه ما بعد از آن فاجعه فرو نپاشید، اما به نظرم این شعار شعار خوش بینانه ای بود که دشمن در چه فکریه، ایران پر از بهشتیه! نه! بهشتی بسیار کمیاب و نایاب بود و رفتن او و شهید مطهری و رفتن دیگر بزرگان صدمات بزرگی به جامعه ما زد.

شما برای پی بردن به عظمت این مرد مذاکرات مجلس خبرگان را مطالعه کنید. دفاع از اسلام و دفاع از اسلامی که ضد دیدکتاتوری است و دفاع از اسلامی که حق مردم را به رسمیت شناخته است، دغدغه حق و حقوق و آزادی داشتن، دغدغه اینکه مبادا ما دچار دیکتاتوری شویم در نظرات ایشان وجود دارد.

نکته دیگری که جا دارد در مورد قدری حرف بزنم در مورد مسأله هسته ای است. ما واقعاً امیدوار بودیم که هم غربی ها اطمینان پیدا کنند که ما به سوی بمب اتم نمی رویم (که البته واقعا هم نمی خواستیم و نمی خواهیم به آن سمت و سو برویم و غربی ها همواره نسبت به این موضوع بدبین یا نگران بوده اند). هیچ اشکال ندارد که به راهکاری برسیم که برای آنها اطمینان حاصل شود یا اعلام کنند در این مورد اطمینان پیدا کرده اند. از طرفی حقوق ایران به رسمیت شناخته شود، از جمله حق این که صاحب تکنولوژی هسته ای باشد که در زمان ریاست جمهوری من در سال 82، در قطعنامه آژانس به صراحت آمد ایران حق داشتن تکنولوژی هسته ای را دارد. بعداً در اجلاس پاریس حق بهره برداری از تکنولوژی هسته ای را به رسمیت شناختند. حالا هم در آستانه مذاکرات دوباره بر آن حق تأکید کردند، ولی آیا همین کافی است؟ وقتی شما حقی را به رسمیت می شناسید، عمل صاحب حق را هم باید به رسمیت بشناسید؛ از جمله غنی سازی تا 5 درصد.

غربی ها نشان داده اند نمی خواهند چیزی به جمهوری اسلامی بدهند، در عین حال که می خواهند خیلی چیزها را یک طرفه از ما بگیرند! این شدنی نیست! متاسفانه گروه 5+1 ضعیف است. 5+1 یا تحت تأثیر قدرت های بیرونی است، یا لااقل احساس ترس و ضعف می کند.

تا آنجایی که می دانم موضع و راه ایران مشخص است. حسن نیت را در طرف ایران می بینم، ولی ایران و ایرانیان حقوقی دارند که نه تنها آژانس و موازین بین المللی، بلکه خود غربی ها هم به رسمیت شناخته اند و باید با اعمال این حق هم موافق باشند.

غربی ها نشان داده اند که حاضر نیستند آن حقوق به رسمیت شناخته شده را در عمل هم به رسمیت بشناسند. من گرچه چندان خوش بین نیستم، ولی باز هم امیدوارم بر اساس منطق و منافع طرفین که برای ملت ما و جامعه ما هم قابل قبول باشد به راه حلی برسند که ان شاء الله خیر همه در آن باشد.


67 پاسخ به “هشدار سیدمحمد خاتمی درباره ادامه حصرها و حبس‌ها: فاجعه در راه است”

  1. ناشناس گفت:

    تقطیع هایی که برای تیتر ها انجام داده اید امانت دارانه نیست

  2. محمد رزمنده سابق گفت:

    اقتدار گریان و مستبدان و متحجران به همراه رانت خواران و دزدان و سرکوب گران تصمیم به نابودی کشور و خودشان گرفته اند و از سر بی خردی سر در اخور دارند و می خورند و فرمان می رانند تا روزی که مانند اسد قذافی صدام و شاه و مبارک و.. به دستو پای مردم بیفتند .و مردم دیگر جز سر نگونی شان هیچ راه حل دیگری را قبول نکنند

  3. ناشناس گفت:

    درود بر خاتمی ضرب المثلی است که میگه کسی که صلح نمی داند جنگ هم نمی تواند.

  4. سید ابوالفضل گفت:

    آقای خاتمی شما حق ندارید از جانب مردم سخن بگویی که نظام را ما قبول داریم. نه مردم دیگر این نظام را قبول ندارند.

  5. فتنه سبز زنده گفت:

    === غربی ها نشان داده اند نمی خواهند چیزی به جمهوری اسلامی بدهند،! ! ! ! ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ===

    آقای خاتمی محترم و عزیز

    اګر جمهوری اسلامی علی خامنه ای به ملت خودش کمی آسایش و رفاه و احترام میګذاشتند

    مطمین باشید غرب نه تنها به جمهوری اسلامی امتیاز میداد بلکه هله هله روی سرش میګذاشت

    چرا مسیولیت عواقب ساده لوحی و سکوت بیجا در ګذشته که سرانجانم به از پشت خنجر خوردن ملت شد را به دوش غرب میاندازید ؟

    غربی ها نمیتوانند به جای ما به فکر ما باشند

    این ما هستیم که در مقابل ظالم از ګل و بلبل حرف میزنیم و دوستان خود را به نوبت به آسیاب میفرستیم

    بله فاجعه نزدیک هست

  6. احمد گفت:

    از یک سیاستمدار صادق و پخته همین انتظار میرود.درود بر خاتمی عزیز.
    همه با دقت بخوانیم تا راه درست را بشناسیم.باید بر اساس واقعیات حرکت کنیم و آرزو های ما هم متناسب با آن شکل بگیرد

  7. ناشناس گفت:

    یقینا بهترین گزینه برای رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران ، سید محمد خاتمی محبوبمان است.

  8. موسی گفت:

    خاتمی جان از اسلام فقط اسم باقی مانده وبس

  9. ناشناس گفت:

    میدانی سید عزیز من شما میر حسین عزیز خانم رهنورد و اقایان منتظری را که میبینم به اسلام هنوز ایمان دارم وگرنه این حاکمیت که مسلمان نیست و اینکه بابا مراجع ما با سکوت خود حقارت را به رخ کشیده اند ….. سید به مسلمانی شما به اسلام هنوز ایمان دارم و بقیه شریفهایی مثل اقایان بیات و بیت ایت اله منتظری

  10. مهدی ایرانی گفت:

    اگر از صبح تا شامگاهان و سحر به عبادت و نماز مشغول باشم، تا آخر عمرم با حکومت دینی مبارزه خواهم کرد. ما دیگر توان تحمل چنین وضعیت و تکرار آنچه بر ما گذشت را در هیچ سطحی نداریم، بگذارید برای چند قرن بعد که مردم خاطره آنچه بر سرشان امد، از یاد برده باشند.

    این همه کشور، توانسته اند با احترام به مذهب، مردمسالاری را پیاده کرده اند و اکنون آن الگوها شسته رفته، در اختیار است. مگر حکومت ترکیه چه ایرادی دارد؟ فرانسه، مالزی، ژاپن؟

    این چه فکری است که ما باید راهی متفاوت از آنها را برویم؟ چه درک کجی از استقلال است؟
    حتی یک لحظه هم نمیتوانم تصور کنم که برای جمهوری اسلامی اصلاح شده!! مبارزه کنم. این یک حقیقت است و هر کس حتی آقای خاتمی از آن چشم بپوشد، در برابر اراده مردم کاری از پیش نخواهد برد.

    اگر هم آقای خاتمی چنین اظهاراتی را به لحاظ تاکتیکی مورد نیاز میداند، باید گفت هر جا ارزشها فدا شوند، هیچ امیدی نمیتوان داشت.

    اگر ما به دنبال آزادی تمام و کمال هستیم، باید حتی آماده باشیم که در اینده ای نزدیک، حتی ممکن است مسلمانان در اکثریت نباشند، حداقل باید برای این احتمال آماده باشیم، هر چند که من معتقدم، مسلمانان ایران هم حکومت دینی را نیمخواهند، راه درکش ساده است، رفراندوم با رعایت پیش فرضهای برگذاری رفراندوم آزاد.

    آقای خاتمی، اگر به ادامه حکومت دینی اصرار بورزند، باید منتظر موج اعتراض مردم علیه خودشان باشند. هم اکنون هم رویگردانی گسترده ای در سطوح فعال و آگاه جوان جنبش، از آقای خاتمی در حال شکل گیری است.

    من این را به آقای خاتمی هشدر میدهم. هرچند ایشان کاملا مختارند که از این نظریه شان دفاع کنند، اما این را عمومیت ندهند.

    آقای خاتمی در صورتی که اصرار به بقای نوعی از جمهوری اسلامی دارند، طبیعتا باید عدم تعارض آن را با اصول تغییر ناپذیر مردمسالاری اثبات کنند، آن وقت مردم آقای خاتمی را با اندیشه شان، را در کنار جنبش آزادی خواهی و دموکراسی خواهی خود خواهند دید، ولو اینکه مسیرهای نهایی متفاوت باشد.

  11. جوان گفت:

    جناب آقای خاتمی

    ما هم به عنوان یک ایرانی نگران دستیابی حکومت ایران به توان ساخت بمب اتمی هستیم. و با توجه به اینکه کشورهای پیشرفته دنیا، دارند تولید انرژی به روش شکافت هسته ای را کنار میگذارند، هیچ دلیلی نمیبینیم که ایران، با این همه هزینه اصرار کند به داشتن توان هسته ای. و صلاح نمیبینیم حکومت وقت از چنین توانی برخوردار شود. مایلیم ایران هم در پروژه گداخت هسته ای که به صورت بین المللی در فرانسه در جریان است، فعالیت و تحقیق و سرمایه گذاری و کمک کند و دست از غنی سازی بردارد.
    بیش از 13 میلیارد دلار خرج نیروگاه بوشهر شده است. که چه؟ این همه عرصه وجود دارد که ایران میتواند روی آن کار کند، پس چرا این چرا این پولها آنجا سرمایه گذاری نشود؟

    به نظر من، به عنوان یک مهندس جوان ایرانی، شاغل در زمینه انرژی هسته ای، نشانه عقلانیت نظام حاک بر ایران، برداشتن تمرکز از روی صنعت قدیمی، پرهزینه و خطرناک “شکافت هسته ای” میباشد. احساس میکنم که حتی آقای خاتمی هم از واقعیت وضع حاکم بر صنعت هسته ایران آگاهی ندارند و چشم انداز مبهم آن را نادیده میگیرند.

    البته بر اینکه کشورهای دنیا، با اینکه نگرانی شان به حق است، اما اهداف دیگری را هم دنبال میکنند، شکی نیست. اما این طبیعی است، وقتی حکومتی از مردم خود رویگردان شود، همه به جانش میافتند. مادامی که حکومت ایران رضایت مردم ایران را به دست نیاورد، حتی نوعی همسویی بین مردم و قدرتهای خارجی در فشار به حومت شکل خواهد گرفت، چه بسا این اتفاق تا حد زیادی رخ داده است. و بسیاری، حتی چشم امید بسته اند به این فشار های بین المللی برای مهار حکومت و بازگشت آن به مردم.

    جناب آقای خاتمی، اینکه شما نخواهید خواست جوانان را ببینید، آن را انکار کنید، یا اشنتباه بدانید، واقعیت را عوض نمیکند، واقعیت آن است که جوانان روز به روز به آنچه میخواهند واقف تر و استوار تر میشوند، و آن چیزی نیست، جز تلاش برای تحقق نظام مردم سالار، به مفهوم رایجی که وجود دارد، نیست. که قطعا آن نظام جمهوری اسلامی نیست، حداقل نامش این نیست، ولو اینکه دین تا ابد، در این مملکت مورد احترام مردم باشد.

  12. پروین گفت:

    خاتمی عزیز، تمام حرفها و موضع گیریهایت برایم قابل فهم و قابل تقدیر است. می فهمم که چقدر مواظب حرکتهای خود هستی تا این کشور را از منجلاب بیرون بکشی و میدانم که دلسوزترین ایراتی هستی که برای سرافرازی این مرز و بوم و سرافرازی اسلام تمام تلاش خود را میکنی.
    کاش بگذارند که ایران را به سوی یربلندی برسانی…کاش بگذارند

  13. جوان ایرانی گفت:

    هیچ کس نگران دین نباشد، امید داشته باشید که دین در لوای حکومتی غیر دینی، تازه بعد از مدتها نفسی خواهد کشید و سری تازه خواهد کرد. حکومت دینی، بزرگترین دشمن دین است.

    این مساله بار ها در طول تاریخ ملتهای مختلف تکرار شده، از مغان زرتشتی ساسانیان تا مسیحیت در اروپا و اکنون اسلام در ایران. راهی نیست برای نجات دین و ملت و کشور، جز تحقق آزادی و دموکراسی و مردم سالاری و رفع استبداد دینی.

  14. ؟ گفت:

    شجاعت میرحسین رو نداری فقط همین

  15. ناشناس گفت:


    ایا اسلام میگوید؟! اختلاسهای ملیاردی بکنید و رشوه گیریهای ملیاردی بگیرید؟! اسلام و قران که میگوید الراشی و المرتشی کلاهما فی النار کی اسلام میگوید باید رانت خواران و فرصت طلبان و کنز دلار و طلا جمع کنندگان باید حکام کشور باشند؟!

    اسلام کی میگوید خائنین بیت المال را امان دهیم و ابرویشان نریزیم. امام شیعه و اسلام علی ع که میفرماید ان خائن (به بیت المال) را به زندان بیفکن و آبرویش را بریز!

    تازه تازه!! هزار بار خیانت ها و غارتها و اختلاسها هیچ است در مقابل رندیها و نقشه کشیدن ها برای اخذ وام و رانت و تحمیل قراردادهای صوری و خرید مؤسسات مادر و اصلی اقتصادی کشور مثل راه ها سد ها برق و آبها فاضل آبلها پست ها و گازها.

    با این رندی ها و نقشه کشیدن ها بصورت ظاهر الصلاح قانون و مجلس و تصویب نامه ها و لوایح و طرح های صوری و ظاهر الصلاح بغارت و اختلاس و نهب بیت المال پرداختند و مفاسد و ناهنجاریهای اقتصادی که بجای خود بلکه ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی هم همگی و همگی حاصل همین نقشه ها و رندی ها و رانت ها و وامها و اختلاسهاست و الا زمان امام س هم تهاجم فرهنگی غرب بود ولی فرزندان ملت از روی مین های ایثار و دریاچه های ماهی گذشتند ولی الان جوانان یک طرف تا صبح ماهواره! یک دسته در دادگاهها با 1400 سکه طلای مهریه گیر طلاق! یک دسته بفکر خروج برای رسیدن به غرب!

    والله ضربه ای که زدند 100 بار بدتر بود که کسی به مردم و دموکراسی بزند اسلام و اخلاق و ایمان و تقوی را در این کشور کشتند! والا دیر یا زود تمام کشورهی که پایگاه قبولی و پذیرش مردمی را از دست دهند سقوط میکنند در این حرفی نیست؛ اما که میتواند جوانان را به اسلام و شیعه و امام بر گرداند؟!
    امام فرمود: اگر اسلام عزيز و جمهوري اسلامي نو پا به انحراف کشيده شود و سيلي بخورد و به شکست منتهي شود، خداي نخواسته اسلام براي قرنها به طاق نسيان سپرده مي شود.

  16. ناشناس گفت:

    جناب آقای خاتمی ذییس جمهور سابق ایران عزیز
    با سلام و تحیت خدمت شما و دوستان اصلاح طلب . اما بعد .سید عزیز ما و شما از این حاکمیت قلدر و دزد و قاچاقچی و جنایتکار و دیکتاتور و نامسلمان خیلی ضربه ها خورده ایم نه اینکه ما ضربه خورده باشیم بلکه کشور 75 میلیونی ما ضربه خورده است و این همه میسر نبود مگر به اراده دیکتاتوری رهبری عزیز! و او بود که خرد جمعی را که نه تفکر و اندیشه و پیشنهاد را به روی تمام مردم بست زیرا فکر میکند خودش بتنهایی در تمام امور سر آمد است! مگر ایشان اگر به فرض هم فقیه باشد از فقه چه چیزی میداند که در تمام امور نظر میدهد؟ مگر فقه دانش مسایل دینی آنهم در مسایل نماز و روزه و زکات و… نیست؟ آیا طلاب ما در حوزه علمیه دانش هسته ای می آموزند؟ یا آنها در حوزه دروس شیمی و فیزیک و هوا و فضا و طب و مکانیک و مهندسی و …. فرا میگیرند؟ چگونه است که این رهبر کمی تا قسمتی عزیز در تمام دانش امروزی صاحب نظر شده اند؟ ایشان که حتی مجتهد نمیباشد چگونه به دیگر آیات عظام امر و نهی میکنند؟ آیا شاگرد کلاس ابتدایی میتواند به سال آخر دانشگاهی امر و نهی کند؟ شاید بعضیها بگویند آری اگر نابغه باشد میشود! ولی نبوغ ایشان را در سال88 همه به چشم دیدیم و میزان بصیرت ایشان را هم دانستیم! که بقال سر کوچه ما از ایشان با بصیرت تر بودند و آن بقال اینروزها را پیش بینی میکرد ولی این رهبر فرزانه عاجز از آن بود!
    چرا به صراحت نمیگویید ما دچار یک دیکتاتوری دینی شده ایم و امروز اسلام معاویه بر ما حاکم است؟در حالی که ما ادعای علوی داریم؟!
    آقای خاتمی خیلی وقت استکه جوانان ما: “یخرجون من دین الله افواجا” شده اند! زیرا فقط و فقط این حاکمیت مستبد و دیکتاتور و جانی و غیر قابل اصلاح یک ساز میزند و خودش هم بلد نیست با آن برقصد ولی امر میکند دیگران به آن برقصند!ما خسته از فریب شده ایم .انسانیت ما به تاراج رفته است.نبوغ ما خفه شده است.استعدادها کور شده است.چاپلوسی و تملق و ریا جای شایسته سالاری را گرفته است.نادان و جاهل بر گرده دانا و آگاه سوار شده است.امروز خوارجین انقلاب شمشیر به گردن انقلابیون نهاده اند.طفلان دبستان به استادان زور میگویند.و…..
    آقای خاتمی باید قبول کرد گار از اصلاح گذشته است و با اینها نمیشود از در دوستی در آمد وباید بر سر آنان کوفت تا بدانند بر سر دیگران کوفتن چه دردی دارد.آخر شما چگونه جنتی را میتونید اصلاح کنید؟خامنه ای که الان خود را در جایگاه خداوندی میداند را چگونه میتوانید بباورانید که او بنده است نه خدا؟ درد ملت از بالای هرم قدرت است . آب از سرچشمه گل آلود است.

  17. محمد گفت:

    سلام سيد خندان من هميشه براي شما دعا مي كنم دقيقا تا سالم باشي تو تمام انديشه مني تمام خاطرات مني سيد به خدا خسته شدم هميشه ميام تو سايت كلمه تا خبرها را بخوانم اما به خدا هميشه اشك هم از اين خبرها جاري ميشه هميشه دعا مي كنم براي انسان ها خسته ام سيد به خدا خسته ام سيد جان كي تموم ميشه اين ظلم ها من كه از نيت دل شما با خبر هستم اما صدا به صدا نميرسه خدا لعنت كنه كساني را كه ظلم را مي بينند خود را به كري كوري مي زنند .

  18. علی گفت:

    تمامی این مسائل را میرحسین عزیز پیش بینی کرده بود. فکر میکنید نقدی و شریعتمداری و… حاضرند برای نجات کشور کنار بروند ؟ کجا بروند ؟ آقایان بر اساس پیش بینی میر حسین تا کاشانه ما ایران را به آتش نکشند ول کن نیستند ، دقیقآ همان دامی را که برای صدام گذاشته بودند و با سکوت تآیید آمیز خود ،صدام را برای حمله به کویت ترغیب و بعد او را با همین بهانه ساقط کردند ، مدتیست با شایعه قبول و به رسمیت شناختن حق غنی سازی 5 درصد توسط ایران کاری کردند تا ایران تا دقیقه نود به این خوش باوری اصرار ورزد و در دقیقه نود که قرار بود تمام تحریمهای اروپا و آمریکا در 10 و 11 تیر عملیاتی شود ، با تکیه بر این موضوع که ایران نظرات جامعه بین الملل را نپذیرفته و بر غنی سازی اورانیوم اصرار دارد تمام تحریمها را بدون اینکه فرصتی برای تجدید نظر به ایران بدهند عملیاتی کردند و در واقع ایران را به راه صدام حسین سوق دادند !
    هر چند خیلی دیر است و فرصت سوزیها به لحظات آخر رسیده و هفته آینده بنسبت به امروز بمراتب سخت تر میشود ولی هنوز هم تنها راه جلوگیری از فجایع بیشتر را در حضور خاتمی با اختیارات کامل میدانم البته فکر میکنم اینقدر دیر شده است که حتی حضور تام الاختیار خاتمی نیز کمتر از 50 درصد شانس نجات دارد ولی خیره سری آقایان در حدیست که فقط در صورتی حاضر میشوند ، خاتمی بیاید که درصد و شانس نجات کشور صفر درصد باشد چرا که آقایان اگر شانس یک درصدی هم وجود داشته باشد این یک درصد را هم باز برای نجات خود صرف میکنند و نه برای نجات مملکت ، فقط در صورت صفر شدن همه شانسها و در زمانی که نه دنیا و نه مردم پذیرای هیچ راه حلی بجز سقوط نباشند شاید در آنصورت و باز هم برای نجات خود تن به راه حل بدهند که نوش دارو بعد از مرگ سهراب است.

  19. ناشناس گفت:

    این “جمهوری اسلامی” است یا شیر بی یال ودم واشکم؟!

    از”جمهوریت”، که فقط حکومت یک نفر را به کل کشور فهمیدیم، واز”اسلامش” ضرب وشتم وقتل وغارت وچاپیدن ملت بدبخت.”عدل وعدالت؟!”، مگر ملت خوابش را ببینند…

    نه آقا این حکومتی است که درآن سیاست ندارانش ،”دین” را وسیله برای کسب قدرت درلفاف “یقولونه” قرار داده اند.

    حالا این درست است که ملتی دوبار از یک “سوراخ” گزیده شوند؟!!!!!
    اگر پاسخ بلی است، که دیگر باید گفت وااسفا، خلایق هرچه لایق…
    اگر پاسخ خیر است، که باباجان شمارا بخدا همگی هرچه زودتر بدون دردسر این زهر لامصب را سربکشید که دیگربیش ازاین کشوروملت دچارخسران نشود، وحالا وروزش شبیه افغانستان وعراق واین آخری سوریه نشود که آقا بالاسر ها برایش تصمیم گیری کنند.بسم الله…

  20. ناشناس گفت:

    کاری نکنید که این بار، به یکباره ملت بگوید:

    “فقط جمهوری نه یک کلمه پیش نه یک کلمه پس”

  21. حسین جعفری گفت:

    آقای خاتمی دست از واسطگی بردارید و حقایق را قبول کنید. مردم دیگر اعتمادی به این رژیم و به این رهبر ندارد. فرض کنید ما هنوز هم به جمهوری اسلامی اعتقاد داشته باشیم(که نداریم) بفرمایید کجا ما موافقت کردیم یا رای دادیم که تمام سرنوشت خود را دست عده ای آخوند بدهیم؟ ما این همه آدم تحصیل کرده و متخصص و کاردان، اقتصاد دان، دکتر، مهندس، سیاست مدار و….. به چه جهت باید تمام کارهای کلیدی را بسپاریم دست عده ای آخوند تحصیل کرده فیضیه. بله اگر ما اشکالی شرعی داشتیم می توانیم به آخوند محله یا کسی که او را به عنوان مرجع پذیرفته ایم مراجعه کنیم. اما درمسائل تخصصی همچون امور ارزی، مالی، سیاسی دلیلی ندارد که از یک آخوند متحجر نظر خواهی کرده یا دربسته خود را تسلیم رای و نظر او کنیم. من شخصا اولا جمهوری اسلامی را نمی پذیرم زیرا تجربه نشان داد که این گونه حکومتی پاسخگوی نیاز های امروزین نیست. از آن گذشته همانگونه که اشاره کردم، پذیرفتن جمهوری اسلامی دلیلی بر سپردن پست های حیاتی به دست آخوند ها نیست. ما در این زمینه هیچ تعهدی نداریم و شما هم لطفا مرتب این میانه را نگیرید. کسی که در برابر خواست منطقی و قانونی و بسیار آرام و صلح دوستانه ملت که پرسیده اند “رای من کو” برود بالای صحنه و با سوء استفاده از تریبون نماز جمعه با ملت اتمام حجت کند، که دیگر صلاحیت رهبری را ندارد. او دستش به خون ملت ما آلوده است و باید از این کار به زبان خوش و تا زمانی که مختصر آبرویی برایش باقی مانده است کناره گیری کند.

  22. ناشناس گفت:

    شما لطفا از طرف خودتان بنویسید نه “ما” وقتی می نویسید “آری ما این رژیم را قبول داریم” من میگویم خیر با کارهایی که سردمداران به ویژه رهبر این رژیم نسبت به مردم انجام داده است، من یکی این رژیم را قبول ندارم.

  23. علی--مشهد گفت:

    دروددرود بر خاتمی بزرگوار عزیز و نجیب و دوراندیش صحبتهای ایشان کاملا عاقلانه شجاعانه و از سر صداقت و آزاداندیشی است

  24. ناشناس گفت:

    چچه میگویید……فرزندم یرای خرید نان آخرین سکه قلکش را به من داد….او اکنون گرسنه است و من هیچ سکه ای ندارم…….چه می گویید……

  25. علي گفت:

    آقاي خاتمي ما هنوز هم دوستتان داريم ولي اينكه مي گوييد مردم نظام را قبول دارند جمله تان نياز به اصلاح دارد . ما هم مردميم و ديگر نه تنها اين نظام را قبول نداريم بلكه به چيزي بنام ولايت فقيه هم اعتقاد نداريم . شرط اصلاح شدن ايران برچيده شدن دكان ولايت فقيه است

  26. یزدان حسنی کیا گفت:

    سید عزیز خاتمی بزرگوار به خدا اگر هیچ دلیلی برای دوست داشتنت نداشته باشم فقط به خاطر این سخن ارزشمندت میمیرم برات:درود بر مخالف من…سید عزیز وقتی پیامهای بالا را خواندم به یک نکته رسیدم و آن این که این مردم می فهمند و دیگر حاضر نیستند هیچ چیز را بدون دلیل قبول کنند.نگرانی نسل ما این است که با کارهایی که آقایان کردند شاید برای خودشان و اعوان وانصارشان چند صبایی راحتی طلبیدند اما به قیمت حذف دین که در طول تاریخ انسانهای بزرگواری برایش هزینه ها کردند…خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر کند که بعید می دانم.چون تو این مملکت حرمتها را بزرگترهای قوم شکستند.

  27. سارا گفت:

    جناب خاتمی عزیز
    هیچ کس خدمات شما به ایران و فرهنگ ایران را فراموش نمیکند مگر این که شناخت کافی نداشته باشد.
    پاینده باشید

  28. ناشناس گفت:

    آقای خاتمی عزیز ما هم امید داشتیم و هنوز داریم که راه حل اصلاح و تغییر از درون باشد اما خودتان خوب می دانید که دیگر کورسویی از این امید هم وجود ندارد. و مع الاسف آینده و مسیری روشن در انتظار نیست

  29. ناشناس گفت:

    سيد خودت بيا انتخابات

  30. shahin گفت:

    Hآقای خاتمی جواب رهبری بخه تمام حرفهای جنابعالی یک مشت آهنین است خسته نشدید از تکرار لطفا وارد مرحله بالاتر شوید انتظار مردم از شما بسیار بالا است میرحسین در زندان است و شما هنوز نصیحت میکنید.

  31. ایراندوست گفت:

    جناب خاتمی،

    راستش من نه به شما اعتقاد دارم نه به جمهوری اسلامی شما، شما و امسال شما در دستگاه حکومتی ۳۳ سال هست که خون مردم رو در شیشه کرده اید. نه از آزادی خبری هست نه از استقلال.

    نفت و سرمایه ملی‌ در این ۳۳ سال به تاراج رفته، مردم روز به روز فقیر تا میشوند، بنیاد کشور در حال از هم پاشیدن هست، دیگر از اعتیاد و فحشا چیزی نمیگم خودتان بهتر می‌دانید. هیچ امیدی به آینده نیست و ۱۰۰ سال دیگر روزی ۱۰۰۰۰۰ بار آیندگان شما و امسال شما را به خطر این همه گناه نفرین میکنند.

    شما به خاطره ۱ ایدولوژی ایران و ایرانی‌ رو نابود کردید. من ۱ پسر ۲۵ ساله هستم و اینرو بهتون بگم که هیچکدوم از دوستان من مثل خودم حتا ۱ دقیقه به کسانی‌ مثل شما اعتماد نداریم.

  32. میثم گفت:

    خدا جاهلیت رو از شر مردم ایران دور نگه داره . حکومتی که با استفاده از جاهلیت به
    مردم حکومت میکنه , نمیاد که زندانیان آگاهی رو که همه چیز رو میدونن آزاد کنه

  33. علی گفت:

    سید عزیز می شود بفرمایید بر چه اساس و استدلالی و با تکیه بر کدام منابع اطلاعاتی می گویید مردم این نظام را قبول دارند مگر اینکه معتقد به این باشید چون شما قبول دارید مردم هم باید قبول داشته باشند. سید بزرگوار با مردم همگان نیستید و همیشه فرمایشاتتون با شرایط فعل سازگار نیست

  34. ناشناس گفت:

    به عنوان یک دوستدار صادق سابق انقلاب اسلامی به این نتیجه رسیدم که در ایران جمهوری اسلامی اسلام در چنگال بی یته هایی چون احمدی نزاد و ناصبانش گرفتار و در بند است و فقط با سقوط حکومت فاسد و ازادی مردم اسلام در ایران شکو.فا خواهد شد . در ایران استبدادی فعلی اسلام الت سلطه حکومت و استحمار مردم است و سکوت روحانیت سهم بزرگی در ادامه حیات این جکومت فاسد ادا میکند

  35. ناشناس گفت:

    سید بزرکوار حرف شما برای اصلاح صحیح اما چطور میتوان درجامعه ای ازاصلاح حرف زد درحالی که اشخاص مختلف از روحانیون واساتید تاکارگر وقشر زحمتکش در محدودیت های شدید به سر میبرند حتی به خانواده ونواده رهبر سابقشان هم رحم نمیکنند اولی درحصراست ودومی در محدودیت مگس های دورمیوه درحال ازدیادند وافراد خیرخواه به دلیل نظرمخالف دربند شما به مابگویید چگونه این حکومت را تحمل کنیم

  36. مهدی ایرانی گفت:

    به عنوان یک جوان ایرانی

    اگر اقای خاتمی و یا سایر بزرگان اصلاح طلب، با اقتدار و صلابت خواست خود را مطرح کنند و حضور خود را در انتخابات 92 به حکومت تحمیل کنند، و ذره ای از ارزشهای جنبش سبز کوتاه نیایند، با افتخار از ایشان حمایت خواهم کرد، اما اگر اصلاحطلبی مفهومش در حد امثال کواکبیان تنزل یابد، نهایت تلاشم را برای ناکانی شان به کار خواهم بست، زیرا چنین شخصیتی از اصلاح طلبی، خواست حکومت است، و حکومت حتی حاضر است، ده میلیون رای به حساب چنین کاندیدایی از اصلاح طلبها از قبل بنویسد و او را رییس جمهور کند.
    اگر مفهوم اصلاح طلبی میتواند اینقدر تقلیل یابد، و سازش کند، ارزشهای جنبش سبز، همیشگی و تغییر ناپذیراند، انسانی اند، متعالی اند، جهانی اند. صلح، دموکراسی، مردم سالاری، عزت و تکریم انسان، آزادی، چیزهایی نیستند که قابل کوتاه آمدن باشند.

    حکومت را باید مجبور به پذیرش اراده مردم کرد. هر چه زودتر به این اراده گردن نهد، عقلانیت به خرج داده، و هزینه کمتری خواهد پرداخت.

    فشار همه جانبه روی ما خیلی زیاد است، و دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم.

  37. علی گفت:

    جتاب آقای خاتمی سلام
    جنابعالی در دو نوببت مردم را به مسلخ فرستادید، 16 تیر و بعد از انتخابات 88،در هر دوبار گام پس کشیدید و ملت را برای مدتهای زیادی بی خبر تنها گذاشتید با ژست های دموکراتیک گاه به میخ زدید گاه به نعل، راستی آیا حداقل مبارزه برای شما سنگین بود ؟ اعتصاب غذا، بله در جائی بنشینید و برای آزادی مبارزان در بند اعتصاب غذا کنید، سوالی دارم آیا نمیشود بعضی از شما عزیزان و بقولی بزرگان قوم مانند آقایان موسوی خوئینی ها،بیات زنجانی، ……. همراه با جنابعالی مطبوعات را بخواهید و اعلام اعتصاب غذا کنید تا این مبارزان در بند و حصر آزاد شوند،براستی این کمترین هزینه نیست؟ تا چه زمانی شعار؟

  38. مهدی گفت:

    بدترین چیزی که به آزادی لطمه زده اصل مترقی ولایت فقیه که تو وجود خودش منبع دیکتاتوری رو داره .

  39. ناشناس گفت:

    خواست مردم را فریاد بزنید، ولو اینکه تحققش سالها طول بکشد.

  40. علی گفت:

    سید بزرگوار شما نزد مردم فرهیخته و روحانی بزرگی هستید، اقدام کنید میدانیم تنها هستید، اما گاندی و ماندالا هم تنها بودند، تنها بودن از تن ها خود یک ارزش است از آن استفاده کنید و با دادن فرخوان به مطبوعات و اطلاعیه به رسانه ها اعتصاب غذا را تا آزادی میرحسن ،کروبی،و کلیه مبارزان در بند آغاز کتید، بگذارید دنیا بداند که بین اسلام و آنانی که مدعی اسلام هستند فرق هست همانانی که مدعی ملاقات با امام عصر هستند که بر اساس نظر فقها همانا کذاب هستند. اعتصاب شما تنها راهکار مدنی در کمک به خیل مبارزان است. لحظه ای به نرگس محمدی فکرکنید به کودکان او، به توکلی، ……

  41. mani گفت:

    inhaee ke khodesoono dar moghabele yek nafar ke tahsilate akademik ham nadareh oonghar zalilo bi aredeh mikonand mesle yek moosh inha masalan az darskhoondeh haye in mamlekatand nokhbegan ke intoriand az mardom ami che antezari misheh dasht?

  42. mani گفت:

    man fekr mikonam agar melate japoono ba mellate iran avaz konim doolateshoono na ha iran misheh japoon japoon misheh iran

  43. ناشناس گفت:

    حکومت با شیب زیادی به سمت سقوط میرود، انسان عاقل خودش را در برابر این سقوط قرار نمیدهد، وگرنه له میشود.

  44. mani گفت:

    raeese majles bi aradeh namayandegan biaradeh tamame raees roasa bi aradeh masalan hamashoonam ba savadand va tahseel kardeh khak bar saretoon

  45. ناشناس گفت:

    مگر مردم ما مشکل نماز وروزه دارن که این آقایون هی میگن اسلام درخطراست؟؟ مردم رو راحت بگذارید هرکس علاقه داشته باشه به عبادت ودینش میپردازه مشکل ما دکانداری مذهبی هست مگر در زمان شاه کسی جلو مردمو میگرفت که نماز نخونن یا عبادت نکنن؟؟ نه مشکل دین فروشانند که مردم رو از دین بیزار میکنن!!!!!!!!!

  46. پیمان گفت:

    آقای خاتمی دانشمند بزرگ ما
    شما مردی اندیشمند و فاضل هستید و نباید دیگر به مزخرفاتی چون حکومت دینی دل خوش کنید.
    من طبع آرام و پاک شما را ستایش می‌کنم ولی یقین بدانید باید با حکومت محکم برخورد کنید و بگویید که باید به سمت یک مجلس موسسان ملی و یک دولت موقت برای تعیین نظام دلخواه مردم برویم نه تجربه شکست خورده‌ای به نام جمهوری اسلامی.
    به ایرانیان مقیم خارج هم لطفا بی‌حرمتی و توهین نکنید و نگویید مرفهان بی‌درد

  47. ب . م .ل گفت:

    تا وقتي مردم جاهل و ساده لوح باشند همين آش است و همين كاسه

  48. ناشناس گفت:

    نفس پاک ریاست محترم جمهور بسیار بافرهنگ و خداترس مان انشاالله باعث امنیت بیشتر و تعامل سازنده جنابعالی با مقام معظم رهبری آرامش را به تمام جناح های سیاسی و به طبع به ملت شریف ایران هدیه خواهد داد. در پناه خدا باشید

  49. ناشناس گفت:

    سر خودمان را نباید کلاه بگذاریم این نظام استبداد دینی است .یعنی حافظ اراذل اوباش و دشمن خونین راستگوها و انسانهای شریف

  50. عبید سن خوزانی گفت:

    آقای خاتمی شما خود را واقعا یک مسلمان معتقد میدانید؟ آیا دستور نیست که مسلمان هرگز نبایستی زیر بار ظلم رفته از ظالم اطاعت کند؟ یا من اشتباه می کنم؟ مگر امام حسین فکر نمی کرد که حق او را یزید گرفته و رفت که به حق خود دست یابد و ماند و مبارزه کرد و شهید شد؟ شما بفرمایید آیا ایشان را بعنوان کسی که به مردم ما ظلم کرده و بی عدالتی کرده و حق آنان را پایمال کرده است قبول دارید یاخیر؟ بفرمایید چرا به جای آنکه ما را تشویق کنید که با ظالم زمانه مبارزه کرده، با استقامت و پایداری حق خود را از حلقوم او بکشیم مرتب ما را به آرامش و تمکین از جمهوری اسلامی دعوت می کنید. ما چرا باید از رژیمی که نه جمهوری نه اسلامی اطاعت کنیم. شما بعنوان شخصی بسیار وارد به امور مذهبی این کارهای کسانی را که برسرکارهستند و با زندانیان ما که بیگناه به زندان افتاده اند این رفتار را دارند(همین عملی که با نرگس محمدی و فرزندان و شوهرش کردند) اسلامی است؟ است؟ از آن طرف کدام یک از انتخابات اینان درست است که ما این حکومت را جمهوری بنامیم. رشته کار یکبار ازدست اینان خارج شد و آن زمانی بود که با به سبب بغض با معاویه نه علاقه به علی به نامزد دلخواه آقا رای ندادیم که حسابی رویش را کم کند و قرعه بخت به نام شما افتاد و شما را به ریاست جمهوری انتخاب کردیم. شما هم که برادر عملا نتوانستی در مقابل اینان مردانه بایستی و کار به آنجا کشید. حال به جای آنکه مردانه ایستادگی کنی و بگویی منهم مثل جدم حسین آنقدر ایستادگی می کنم تا یا حق را به دست آورم یا کشته شوم این کارها را می کنی. سید مگر خون تو از هزاران نفری که کشته شدند و دربدر شدند و خانه و دودمان آنان برباد رفت رنگین تراست؟ آنها خیلی راحت می توانند مرا دستگیر کرده و پس از شکنجه و شلاق و تجاوز حتی مرا اعدام هم بکنند، اما با شما که نمی توانند. دیدی در مورد میرحسین کاری نتوانستند بکنند و او را “حصر” کردند و درنتیجه محبوبیت او بین مردم بیشتر شد. باتو مثال چه کار می کنند؟ جیره و مواجبت را قطع می کنند؟ مگر تو به زندگی طلبگی عادت نداری؟ ممنوع الخروجت می کنند؟ مگر نکرده اند؟ دخترانت را آزاد میدهند؟ مگر دختران تو از دختران من و عباس و حسن و یدالله عزیزترند و فرقی دارند. تو به مردم بدهکاری بابت آن رای هایی که به تو دادند. بابت نیمه احترامی که در نزد مردم داری. یک عمر ما را تهییج کردید که مسلمان در برابر ظلم باید بایستد تا حقش را بگیرد یا کشته شود مثل آقام حسین. حالا که نوبت به خودتان رسیده جا می زنید و با تضرع و التماس به دست و پای ظالم افتاده اید که دست از ظلم بردارد. با ظالم باید مثل خودش رفتار کرد. تا سر او به دیوار سنگی نخورد از این خوابهای آشفته بیدار نخواهد شد. سید حرکت کن. مگر چقدر از عمر مفیدت باقی مانده است؟