مهسا در اوین، مسعود در رجاییشهر/ زوج روزنامهنگار زندانی حتی امکان تماس تلفنی هم ندارند
چکیده :در حال حاضر هم مهسا امر آبادی و هم مسعود باستانی در دو زندان جداگانه هستند بی آنکه اجازه داشته باشند یکدیگر را ملاقات کنند در صورتیکه به رغم آنچه که در آیین نامه سازمان زندان ها ذکر شده است داشتن ملاقات برای اعضای درجه یک خانواده حق هر زندانی است. درحالیکه این زوج جوان روزنامه نگار اکنون نه تنها امکان دیدار یکدیگر را ندارند بلکه حتی نمی توانند بوسیله تلفن از حال و روز هم مطلع شوند. و باز هم امروز مانند بارها و بارها در طول این چند سال این سوال پیش می آیدکه آیا چنین برخوردی با این زوج زندانی که گناهی جز قلم به دست گرفتن برای آگاهی مردم نداشته اند، انسانی و اسلامی است و آیا هیچ مرام و مسلک انسانی و ایمانی اجازه می دهد در حاکمیت مدعی اسلام، زن و شوهر جوانی با این شرایط از هم دور و حتی بی اطلاع از هم نگهداری شوند؟...
مهسا امر آبادی روزنامه نگار دربند کماکان از ملاقات با همسر خود محروم است. این روزنامه نگار در حالی 20 اردیبهشت ماه برای گذراندن حکم دوساله خود به زندان اوین رفت که تنها خواسته اش انتقال همسر دربندش مسعود باستانی از رجایی شهر به اوین بود تا بتوانند با یکدیگر ملاقات های هفتگی داشته باشند.
به گزارش کلمه، مسعود باستانی پس از انتقال همسرش به اوین درخواست تماس تلفنی داده است که در نهایت مسوولین زندان رجایی شهر اعلام کردند که مسوولان امنیتی زندان اوین با چنین در خواستی موافقت نکرده اند.
همچنین مادر مسعود باستانی نیز پس از آنکه عروسش ساکن اوین شد به دادستانی رفت و برای پسر و عروس خود تقاضای ملاقات حضوری داد اما دادستانی به مادر این روزنامه نگار دربند پاسخ داده است که وظیفه ایی برای انتقال مسعود باستانی به اوین و یا حتی دادن اجازه ملاقات ندارند. همچنین دادستانی اعلام داشته که بهتر است این زوج مدتی از هم دور باشند و سختی بکشند تا شاید متنبه شوند و فعلا پاسخ روشنی درباره ی ملاقات و نحوه آن داده نشده است.
دادستانی دادن مرخصی به مهسا امر آبادی را منوط به این دانسته که خانواده امرآبادی یا باستانی تعهد دهند که فرزندشان کاملا متنبه شده و بسیاری از معاشرت هایش خصوصا با خانواده های زندانیان سیاسی را قطع و فعالیت های حرفه ای خود را متوقف خواهد کرد.
این درحالی است بنا بر برخی شنیده ها که چند روز پس از اجرای حکم مهسا امر آبادی دو مامور امنیتی به زندان رجایی شهر رفتند و به مسعود باستانی گفتند که اگر تعهد دهد هیچ فعالیتی نخواهد داشت به او مرخصی خواهند داد، درخواستی که از سوی باستانی رد شد.
مسعود باستانی در حالیکه در طول سه سال بازداشت خود حتی یک روز نیز به مرخصی نیامده و حاضر نشده با سپردن تعهدی مبنی بر هماهنگی با بازجویان در دوران مرخصی به خواست غیر قانونی آنان تن دهد و تاکید کرده است که مرخصی را حق خود می داند اما بایستی در چارچوب سازو کارهای قانونی بتواند از آن استفاده کند و هیچ گونه تعهدی مازاد بر انچه که در قانون و آیین نامه سازمان زندان ها صراحت دارد را نخواهد پذیرفت. او همواره اظهار داشته که در چهارچوب قانون اساسی فعالیت کرده و خواهد کرد. در پایان نیز ماموران امنیتی مسعود را کماکان بر سر موضع دانسته و پس از آن پیگیری ها برای مرخصی یا ملاقات این دو بی نتیجه ماند.
مهسا امر آبادی که سابقه کار در روزنامه های اعتماد ملی، بهار و اعتماد را در کارنامه خود دارد نخستین بار در خرداد سال 88 بازداشت و حدود سه ماه را در بند انفرادی 209 سپری کرد. پس از حضور مسعود باستانی در دادگاه های نمایشی و فرمایشی، مهسا از زندان آزاد شد اما در نهایت توسط شعبه 28 داداگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه به یک سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر نیز تایید گردید.
امرآبادی دومین بار در اسفند 89 به بهانه حضور در تجمعات اعتراضی به حصر مهندس موسوی و مهدی کروبی توسط حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازداشت شد در حالیکه او در خودروی شخصی اش و دور از محل تجمعات بود. امر آبادی این بار حدود یک ماه را در بند دو الف زندانی بود و سپس توسط قاضی پیر عباسی محاکمه و به یک سال حبس تعزیری و 4 سال حبس تعلیقی محکوم گشت. همان طور که در متن حکم این روزنامه نگار آمده است دلیل بازداشت و محاکمه او شرکت در جلسات هفتگی قرآن که توسط خانواده های زندانیان سیاسی برگزار می شود، دیدار با مراجع منتقد در شهر قم و دفاع از همسرش است. او در واقع در تمام این مدت در تلاش بود تا بتواند حقوق از دست رفته همسر خویش را دنبال کند و برای همین نیز مجددا محاکمه و روانه زندان شد.
در طی این سه سال امر آبادی نه تنها به دنبال احقاق کمترین حق همسر خود یعنی داشتن مرخصی بود که از طرفی دیگر با انواع تهدیدها و فشارهای امنیتی نیز مواجه بود. مهسا امر ابادی نزدیک به دوسال فقط می توانست دو هفته یک بار همسر خود را ملاقات کند، او برای این ملاقات های دو هفته یک بار آنهم از پشت شیشه های کثیف سالن ملاقات باید این راه طولانی تا رجایی شهر کرج راه به تنهایی طی می کرد.
این درحالی است که بنا به گفته ی مادر مسعود باستانی اعطای مرخصی در شرایطی که همسر وی در زندان اوین است شبیه نوعی شکنجه است زیرا در طول این سال ها و حتی در شرایطی که او به بیمارستان منتقل شده بود مسوولین اجازه ندادند او حتی از مرخصی استعلاجی استفاده کند و در حال حاضر هم ابراز نظر و انتشار اخبار این زوج روزنامه نگار در رسانه های خبری را به عنوان مهم ترین مانع برای ایجاد گشایش در پرونده این دو نفر قلمداد کرده و تاکید دارند که هرگونه اقدامی بایستی با ابراز ندامت یا سکوت کامل انها و خانواده هایشان همراه باشد.
در حال حاضر هم مهسا امر آبادی و هم مسعود باستانی در دو زندان جداگانه هستند بی آنکه اجازه داشته باشند یکدیگر را ملاقات کنند در صورتیکه به رغم آنچه که در آیین نامه سازمان زندان ها ذکر شده است داشتن ملاقات برای اعضای درجه یک خانواده حق هر زندانی است و مطابق آنچه که به صورت مستمر و عرفی در زندان ها شاهد بوده ایم حتی برای جرایم سنگین اجتماعی مانند جنایت و دزدی به مجرمان اجازده داده می شود که با اعضای درجه یک خانواده خود که در زندان هستند به صورت مستمر و دوره ایی ملاقات داشته باشند درحالیکه این زوج جوان روزنامه نگار اکنون نه تنها امکان دیدار یکدیگر را ندارند بلکه حتی نمی توانند بوسیله تلفن از حال و روز هم مطلع شوند. و باز هم امروز مانند بارها و بارها در طول این چند سال این سوال پیش می آید که آیا چنین برخوردی با این زوج زندانی که گناهی جز قلم به دست گرفتن برای آگاهی مردم نداشته اند، انسانی و اسلامی است و آیا هیچ مرام و مسلک انسانی و ایمانی اجازه می دهد در حاکمیت مدعی اسلام، زن و شوهر جوانی با این شرایط از هم دور و حتی بی اطلاع از هم نگهداری شوند؟














مهسای عزیز و مسعود مهربان
بارقه امید نزدیک است و ظالمان حتما رسوا و ذلیل خواهند شد