خانواده های زندانیان سیاسی زن؛ این ظلمها را به خدا واگذار می کنیم تا داد ما را بستاند
چکیده :بر اساس گزارش های موثق هم اکنون بیش از 45 تن از زندانیان سیاسی زن بدلیل فعالیت های حقوق بشری و عقاید خود در زندان های کشور محبوس هستند. این زنان در حالی در حال گذراندن احکام سنگین خود هستند که به دستور مقامات قضایی و اطلاعات از حقوق ابتدایی یک زندانی سیاسی نیز محروم مانده اند....
بر اساس گزارش های موثق هم اکنون بیش از 45 تن از زندانیان سیاسی زن بدلیل فعالیت های حقوق بشری و عقاید خود در زندان های کشور محبوس هستند. این زنان در حالی در حال گذراندن احکام سنگین خود هستند که به دستور مقامات قضایی و اطلاعات از حقوق ابتدایی یک زندانی سیاسی نیز محروم مانده اند.
نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر که بیش از دو ماه است که در شرایط وخیم جسمانی در زندان زنجان محبوس است هفته گذشته در حمام این زندان بر اثر گرفتگی عضلانی به زمین خورده است. خانواده و فرزندان خردسال این فعال حقوق بشر زندانی، در سالن ملاقات او را با چهره کبود و شرایط نامناسب جسمانی ملاقات کردند و پس از این ملاقات بر نگرانی ها و ناراحتی های خانواده و فرزندان خردسال او افزوده شده است.
کریم محمدی کارمند بازنشسته بیمارستان و پدر نرگس محمدی با تاکید به وضعیت نامناسب دخترش به “جرس” می گوید: “مدام می گویند دخترم را آزاد می کنند اما الان دو ماه می گذرد و هنوز نرگس در زندان است! دخترم بشدت مریض است، بی حال می شود و غش می کند و هر لحظه ممکن است حادثه ناگواری برای او رخ دهد که دیگر نتوان کاری کرد… به دادستان گفتم حالا که بازداشت و زندانی اش کرده اید، حداقل بگذارید من نرگس را به دکتر ببرم و دوباره او را به زندان تحویل شما دهم اما باز مخالفت می کنند. شب و روز ندارم، شب ها از ناراحتی و نگرانی خوابم نمی برد و روزها هم پیگیری می کنم اما بی نتیجه…. خودشان هم می دانند که نرگس بیمار است. در این دو ماه کاهش وزن شدیدی داشته است. نرگس دچار فلج عضلانی می شود و حتی زمین خورده بود. اگر اتفاقی برای او رخ دهد چه کسی مسئول است؟ قوانین ایران اسلامی است، اما اینگونه برخوردها و عملکردها با اسلام مغایرت دارد. در اسلام هیچگاه انسانها را اذیت نمی کنند، رفتار پیامبر و حضرت علی با مردم هیچگاه اینگونه نبود. ما مسلمانیم و باید به اصول اسلامی پایبند باشیم و از حکومتداری پیامبر و حضرت علی الگو بگیریم. حکومتی که طبق قوانین اسلام عمل نکند، دیگر اسلامی نیست. چه بگویم که چه روزهای سختی را می گذرانیم. این ظلمها را به خدا و پیامبرش واگذار می کنم تا داد ما را بستاند. خدا قادر است و ظالم را به زمین خواهد زد. من از بچگی به این کشور و مردمش خدمت کردم و تا آخرین نفس هم خدمت می کنم اما پاسخ این همه خدمت این باید باشد؟! برای این انقلاب زحمت کشیدم و الان هم پشیمان نیستم و همان راه خدا می روم و به آرمان های انقلاب پایبندم اما در مقابل این ظلمها ساکت نخواهم نشست.”
نرگس محمدی به دلیل فعالیت در کانون مدافعان حقوق بشر از محل کار خود (شرکت بازرسی مهندسی ایران) اخراج و در اردیبهشت سال 88 به اتهام عضویت در کانون به شعبه 4 دادگاه انقلاب اسلامی احضار و پس از چند جلسه دفاع برای وی قرار 50 میلیون تومان صادر شد. اما تنها چند روز بعد، توسط مأموران امنیتی، شبانه و در منزل خود بازداشت شد و در تیرماه سال 90 در شعبه 26 دادگاه انقلاب محاکمه و به یازده سال حبس تعزیری محکوم شد، حکمی که از سوی دادگاه تجدیدنظر به شش سال حبس تعزیری کاهش یافت.
گفتنی است، نرگس محمدی در زندان زنجان در کنار زندانیان غیرسیاسی نگهداری می شود.
خانم بازرگان در این زمینه به گفته بود: “در زندان زنجان اصلا زندانی سیاسی زن نداریم و نرگس الان در کنار زندانیان غیرسیاسی و معتادان و قاتلین نگهداری می شود. این در حالی است که نرگس باید در بند زندانیان سیاسی نگهداری شود. اصلا نمی دانیم چرا او را به زندان زنجان آورده اند هر چه هم پیگیری می کنیم پاسخی نمی دهند. می خواهند او را اینجوری شکنجه کنند. دستمان هم به هیچ جا بند نیست.”
مهسا امرآبادی روزنامه نگار اصلاح طلب که از روز بیستم اردیبهشت سال جاری پس از احضار به دادسرای شهید مقدس اوین، برای اجرای حکم به زندان اوین منتقل شد تاکنون نتوانسته همسر خود مسعود باستانی زندانی دربند زندان رجایی شهر را ملاقات کند. این در حالی است که طبق قوانین زوج در بند هر دو هفته یکبار می توانند همدیگر را ملاقات کنند.
مریم نقی، مادر مهسا امرآبادی با تاکید بر روحیه عالی فرزندش علی رغم محدودیت ها، می گوید: “متاسفانه با وجود پیگیری های زیادی که انجام دادیم تاکنون به مهسا اجازه ملاقات و تماس تلفنی با همسرش را نداده اند و خیلی دلتنگ همسرش است. الان بیشتر از چهل روز است که مهسا در زندان بسر می برد که هم ما و خانواده مسعود و هم خود مهسا و مسعود درخواست داده ایم که اجازه ملاقات و تماس تلفنی بدهند یا حداقل مسعود را به زندان اوین اوین منتقل کنند تا این دو جوان که ناعادلانه در زندان بسر می برند بتوانند همدیگر را ببینند اما هیچ جوابی نمی دهند. این در حالی است که در قانون آمده است که اگر زن و شوهر هر دو در زندان باشند مطابق با قانون هر دو هفته یکبار باید ملاقات داشته باشند. درخواست ما این است که مسئولین حداقل به قوانین خود پایبند باشند و آنرا رعایت کنند.”
مهسا امرآبادی در دهه 80 فعالیت روزنامه نگاری خود را با همکاری با روزنامههای اصلاحطلب آغاز کرد و تا پیش از انتخابات نیز در روزنامه اعتماد ملی قلم می زد. این روزنامه نگار اصلاح طلب در خرداد 88 بازداشت و بیش از شصت روز را در زندان بسر برد. وی بار دیگر به همراه فخرالسادات محتشمیپور و شهین جهادی در جریان اعتراضات جنبش سبز در دهم اسفند 89 در اعتراض به حبس خانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همسرانشان بازداشت شد که پیش از عید نوروز 90 آزاد شد. اما پس از آزادی در خرداد 90، به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق مصاحبه و گزارش از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه به یک سال حبس محکوم شد. این حکم در حالی صادر شده است که چندی پیش مجمع تشخیص مصلحت نظام از مهسا امرآبادی بعنوانی روزنامه نگاری برجسته بخاطر مقالات و نوشته هایش قدردانی کرده بود.
شایان ذکر است، مسعود باستانی همسر مهسا امرآبادی که پس از انتخابات سال 88 بازداشت شد، هم اکنون نزدیک به سه سال است که در زندان رجایی شهر با محرومیت از حقوق اولیه خود بسر می برد. این روزنامه نگار نیز در دادگاههای نمایشی به شش سال زندان محکوم گردید.
نسرین ستوده، وکیل مدافع دربند که دارای دو فرزند خردسال است، به دستور مسوولان امنیتی از ملاقات حضوری با فرزندانش محروم شده است مادر و برادر وی حق هیچگونه ملاقاتی با او ندارند.
نسرین ستوده عضو کانون مدافعان حقوق بشر، کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان، و انجمن حمایت از کودکان است که به جرم اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به یازده سال حبس تعزیری، 20 سال ممنوعیت خروج از کشور و 20 سال محرومیت از وکالت محکوم شده است.
رضا خندان همسر نسرین ستوده از تصمیم همسرش جهت اعتصاب غذا در صورت ممانعت مسوولان زندان از ملاقات حضوری او و فرزندانش خبر داده و نوشته است: “ديروز چهارشنبه ملاقات كابيني داشتيم. نسرين از اينكه تقاضای خودش و ما برای ملاقات حضوري مدام رد ميشود به شدت عصباني بود. گفت اگر هفتههای آينده ملاقات حضوری بچهها و مادرش را برقرار نكنند دست به اعتصاب خواهد زد. بيش از ده ماه است كه مادر بيمار و برادرش اجازه ندارند به سالن ملاقات بيايند. طبق نامهای كه دادسرا به سالن ملاقات داده است آنها همچنان ممنوع الملاقاتاند حتي كابيني.”
چندی پیش همسر نسرین ستوده در خصوص این فشارها و محدودیت ها گفته بود: “ظاهرا از سوی دادسرا نامه ای به سالن ملاقات ها داده اند که غیر از همسر و فرزندان دیگر اعضای خانواده و فامیل ممنوع الملاقات هستند. الان مادر خانم ستوده که هشتاد و پنج سال سن دارند و پرستار از ایشان مراقبت می کند از دیدن دخترش محروم است. از زمانیکه خانم ستوده بازداشت شدند مادرشان فقط دو بار توانسته است او را ملاقات کند و این واقعا “آزار” دهنده است. از سوی دیگر در خصوص ملاقات حضوری ما همچنان مشکل داریم. انتظار ما این است که حداقل بچه ها یکبار در هفته بتوانند ملاقات حضوری داشته باشند. هر بار هم که برای ملاقات حضوری اقدام می کنیم متاسفانه پاسخی دریافت نمی کنیم و می گویند با شما تماس گرفته می شود و هیچگاه هم تماس نمی گیرند. این در حالی است که طبق قاعده خودشان در ماه یکبار ما می توانیم ملاقات حضوری داشته باشیم.”
نسرین ستوده عضو کانون مدافعان حقوق بشر، کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان، و انجمن حمایت از کودکان است و وکالت پروندههای بسیاری از فعالان حقوق بشر، فعالان حقوق زنان و کودکان در معرض اعدام را در کارنامه فعالیت های حقوق بشری خود دارد.
فاطمه(پروین) رهنما زندانی سیاسی که سه سال در زندان اهواز در تبعید بسر می برد، تاکنون علی رغم بیماری سخت و فوت مادرش نتوانسته است حتی یکروز به مرخصی بیایید.
ناهید رهنما، خواهر این زندانی سیاسی پنجاه و یک ساله با ابراز تاسف از عدم اعطای حقوق اولیه یک زندانی سیاسی، تصریح می کند: “علی رغم شرایط جسمانی نامناسب خواهرم که توده های در سینه اش است که هر شش ماه یکبار باید چک شود و شرایط سخت زندان، تاکنون هیچ تغییری در وضعیت او صورت نگرفته است. فشارها چنان بر روی خواهرم زیاد است که حتی پس از فوت مادرم هم به او اجازه شرکت در مراسم تشیع جنازه را ندادند. دقیقا سه روز دیگر خواهرم وارد چهارمین سال زندان خود می شود اما تاکنون به درخواست های ما ترتیب اثر نداده اند. پیگیری هایمان حتی برای انتقال او به زندان اوین یا یک زندان نزدیکترهم بی نتیجه بوده و می گویند حکم او برای زندان اهواز است و غیرقابل تغییر است.”
فاطمه رهنما در مرداد ماه سال 88 بازداشت و از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام ارتباط با مجاهدین به ده سال زندان در تبعید محکوم شد. این در حالی است که وی پس از بازداشت به مدت دو ماه در انفرادی و تحت شرایط بسیار دشوار قرار داشته و تحت آن شرایط و با فشارهای بازجو مجبور به اعتراف دروغین شد. اما بعد از خارج شدن از سلول انفرادی و در دادگاه تمامی اتهامات خود و ارتباط با مجاهدین خلق را رد کرد.
رهنما با بیان اینکه وضعیت خواهرش بسیار اسف بار است و به او ظلم شده است، عنوان می کند: “خواهرم علاوه براینکه به یک حکم ناعادلانه و سنگینی ( مدرکی دال بر اتهامات در پرونده خواهرم نیست) محکوم شده است، بلکه باید دوران محکومیت خود را نیز در زندان در تبعید با هزار کیلومتر فاصله از محل زندگی اش بسر ببرد. ببینید شرایط خواهرم چقدر سخت است که مسئولین زندان به او گفته اند یک نامه به مسئولین قضایی استان خوزستان بنویسد. درست است که در زندان در تبعید بسر می برد اما زندان در تبعید هم یک استاندارهایی دارد. به قول خود مسئولین او یک زندانی سیاسی است اما در کنار زندانیان غیر سیاسی خطرناک و شرور نگهداری می شود. بارها شده است که خواهرم با تلفن با من صحبت می کند یکدفعه صدای عربده و جیغ و فریاد می آید که تمام تنم به لرزه در می آید. باج گیری می کنند، تلفن ها را می شکنند، خیلی ها معتاد یا آلوده به بیماری های واگیردار هستند و…خواهرم در کنار اینها زندگی می کند و ما بسیار نگران وضعیت او هستیم و به خودمان می گوییم آیا او سالم از این زندان بیرون می آید؟ یا از نظر روحی دیگر چیزی از او باقی می ماند؟ حالا بگذریم که هنوز نمی دانیم به چه علت او باید در زندان باشد؟ اما علی رغم این حکم ناعادلانه باید در این شرایط در زندان باشد؟! واقعا متاسفم برای کشوری که خودش را اسلامی می داند و یک زندانی زن مسن و بیمار را در چنین شرایطی شکنجه می کنند.”
ناهید رهنما می افزاید: مادرم که از غصه خواهرم دغ کرد و مرد. الان پدر پیرم بشدت دلتنگ پروین خواهرم است. هر روز از من می پرسد که پروین چه مدت دیگر باید در زندان باشد؟ برای چه در زندان است او که کاری نکرده است؟ اینها جواب خدا را نمی خواهند بدهند. مگر اینها مسلمان نیستند چرا یک زن بیمار را در زندان نگه داشته اند؟ و من هیچ جوابی ندارم به این پیرمرد و دلتنگ و بیمار بدهیم. ”
شبنم مددزاده، دیگر زندانی سیاسی زن که بیش از چهار سال بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بسر می برد. عبدالعلی پدر این فعال دانشجوی دربند خاطرنشان می کند: “آخرین باری که توانستم شبنم را حضوری ملاقات کنم نزدیک سه ماه پیش بود و حتی یک روز هم مرخصی نداشته است. من و مادرش مسن هستیم و شرایط جسمانی خوبی هم نداریم و از آنجاییکه در تبریز هم زندگی می کنیم امکان هر هفته به تهران آمدن برایمان نیست و این مشکلاتی را برای من و مادرش ایجاد کرده است اما هیچک از مقامات قضایی پاسخی به درخواست های ما برای مرخصی نمی دهند. چه کنیم دستمان به جایی بند نیست….”
شبنم مددزاده، نایب رئیس شورای تهران دفتر تحکیم وحدت و دبیر سیاسی انجمن دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران بود که هسته اصلی اعتراضات صنفی و رفاهی دانشگاه تربیت معلم توسط وی شکل گرفت؛ همین مسأله باعث محرومیت از تحصیل، بازداشت و صدور حکم پنج سال زندان برای وی شد.
گفتنی است، فرزاد مددزاده زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر نیز در اسفند 87 به همراه خواهرش شبنم مددزاده بازداشت شد و به اتهام محاربه و اقدام علیه امنیت ملی به 5 سال زندان با تبعید به زندان رجاییشهر محکوم شد.
فرح واضحان زندانی سیاسی محبوس در بند نسوان زندان اوین است که از درد در ناحیه شکم رنج می برد و باید هر چه زودتر تحت عمل جراحی قرار گیرد. اما مسئولان از انتقال وی به بیمارستان ممانعت بعمل می آورند.
یکی از نزدیکان واضحان می گوید: “غده هایی در رحم فرح است که مشکوک به سرطان است و به تجویز خود دکترای اوین وی باید به بیمارستان منتقل شود تا تحت درمان و زیر نظر پزشکان متخصص قرار گیرد اما تاکنون پاسخی داده نشده است.”
فرح واضحان که پنجاه سال دارد مدتی پس از روز عاشورای سال 88 در منزل خود بهمراه دیگر اعضای خانواده اش بازداشت و به بند 209 منتقل شد. وی ابتدا به اتهام “شرکت در اعتراضهای خیابانی” و “محاربه از طریق همکاری با گروههای معاند نظام “به اعدام محکوم شد که این حکم در دیوان عالی کشور لغو گردید و پس از مدتی از سوی دادگاه انقلاب تهران به تحمل 17 سال حبس تعزیری محکوم شد.
گفتنی است، بهاره هدایت، نازنین خسروانی، سیما اشراقی، مريم اكبريمفرد، زينب بايزيدي، کبری بنازاده امیری، مطهره بهرامی، طره تقیزاده، زينب جلاليان، مریم جلیلی، ريحانه حاجابراهيم دباغ، نوشین خادم، نازیلا دشتی،سیما رجبیان، میترا زحمتی، مهوش شهریاری، فرشته شیرازی، روناك صفارزاده، اشرف علیخانی، ناهید قدیری، نسرین قدیری، ژیلا کرمزاده مکوندی، محبوبه کرمی، فريبا كمالآبادي، شبنم مددزاده، صدیقه مرادی، لادن مستوفی، كفايت ملكمحمدي، منيژه نصرالهي، رزیتا واثقی، فرح واضحان، معصومه یاوری و… از جمله زندانیان سیاسی زن دربند هستند که از حقوق ابتدایی خود محروم هستند.














کدام اسلام؟ وافعا خجالت کشیدم ولی این آقایون شرم نمی کنند. خدا جزایشان بدهد!
میگویند صیر خداوند زیاد است آخر تا کحا باید این ظلمهای معاویه ای را دید ودم نزد .مگر این پزشکان زندانها از همان سوگندهای دیگر پزشکان به زبان جاری نکرده اند .چرا یکی از آنها اطاع رسانی انقلابی نمیکننذ .شاید استغفرالله آنها هم جیراه خوار رژیم هستند. از ایت….اله ها دیگر بر همه ثابت شده که با سکوت خود نه دین دارند ونه انسانیت …لعنت خدا بر قوم ظالمین کجای کتابهای اس
لامی جز رآفت ورحمت کلامی بیش نوشته اند..خدایا کمی به این زندانیان در بند این بیعدالتان سرکشی کن اگر از اسلام من در آوردی مشتی لیسواد از دین خودت فراری نشدی
چرا داد مرا خدا بستاند، مگر مه خودوم چممه؟ مگه مه بی دستو پایوم. خوم میرم حقم رو میستونم چرا خدا ؟ چرا حضرت عباس؟ مگه مو چمه؟