سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » خاطرات سبز4 / قصه ناتمام یک انتخاب...

خاطرات سبز4 / قصه ناتمام یک انتخاب

چکیده :صدها لنگه کفش عمدتا زنانه، کیف، عینک، ساعت و حتی کوله ای مدرسه ای، همه چیز در خیابان رها شده بود. اینجا و انجا لباس های خونین که معلوم بود در حین درگیری و فرار از تن تظاهر کنندگان به در آمده بود و یا از بیم شناسایی چند قدم جلوتر از تن به در آمده بود. خیابان پر است از دود و گاز اشک آور ، فضا برای نفس کشیدن وجود ندارد . خفقان کامل حکمفرماست چرا که اگر قصد نفس کشیدن هم داشته باشی باید گاز به ریه هایت داخل کنی ....


کلمه – سیامک قادری:

امروز یک روز پس از سخنرانی رهبری است که در آن تکلیف خود و ملت را روشن کرد. شنبه ای که به در خواست مجمع روحانیون مبارز مردم به میدان آمدند.

اینجا نزدیک میدان انقلاب در خیابان آزادی است، مردم سراسیمه به طرف آزادی می دوند. با صورت های خونین می دوند و همه به یکدیگر در حال فرار کمک می کنند.

صدها لنگه کفش عمدتا زنانه، کیف، عینک، ساعت و حتی کوله ای مدرسه ای، همه چیز در خیابان رها شده بود. اینجا و انجا لباس های خونین که معلوم بود در حین درگیری و فرار از تن تظاهر کنندگان به در آمده بود و یا از بیم شناسایی چند قدم جلوتر از تن به در آمده بود. خیابان پر است از دود و گاز اشک آور ، فضا برای نفس کشیدن وجود ندارد . خفقان کامل حکمفرماست چرا که اگر قصد نفس کشیدن هم داشته باشی باید گاز به ریه هایت داخل کنی .

از دور میدان انقلاب پیداست . هنوز در اطراف میدان عده ای به چشم می خورند که حیران و گیج به این صحنه توحش بهت زده می نگرند. چند جسد هم در خیابان افتاده است.

لباس شخصی هایی مسلح به باتوم و کلاه خود مردم را دنبال می کنند و با فحاشی و داد و فریاد مردم را از خیابان اصلی دور می کنند.

همه جای خیابان پر است از نیروهای گارد ویژه که بی محابا باتوم خود را در هوا رها می کنند. هدف مهم نیست . تظاهر کننده یا پیرمرد و یا پیرزنی و یا حتی کودکی .

کفش های تلنبار شده در وسط خیابان نشان می داد که زنها بیشتر هدف قرار گرفته اند. در جای جای خیابان عده زیادی زخمی افتاده اند . کسی جرات رفتن به طرف آنها را ندارد و نیروهای ویژه هم بی توجه به آنها به تمیز کردن خیابان از خس و خاشاک مشغولند.

درگیری در انقلاب به خیابان امیر آباد شمالی و جنوبی هم کشیده شده است این را یکی از دوستان از میدان انقلاب می گوید. امیراباد شمالی در این روز قتلگاه “ندا آقا سلطان” دانشجوی فلسفه دانشگاه تهران بود که فیلم کشته شدن او ، جهان را به شنیدن صدای اعتراض ایرانیان واداشت.

بین راه در خیابان آزادی با لشگری از مردم برخوردم که گویی بازماندگان تصادفی خونین بودند ، اغلب از ناحیه سر و صورت دچار زخم های عمیقی بودند.

به رغم حضور خودروهای معمولی و موتور سوارها در خیابان آزادی ، هیچ خودروی امدادی وجود نداشت تا به وضعیت این عده از مجروحان رسیدگی کند.

خیابان ازادی به سمت میدان ازادی مسدود شده است. عده ای زن و مرد میان دو نیروی نظامی گیر افتاده اند و راه فراری برای آنان باقی نیست.

درهای منازل مردمی که ساکن این کوچه ها بودند به روی مجروحان و زنان باز بود و در برخی از کوچه ها بین مردم و نیروها زد و خورد صورت می گرفت.

تا میدان آزادی فقط در اطراف دانشگاه صنعتی شریف عده زیادی در حال شعار دادن بودند. در میدان ازادی هنوز کسی جمع نشده بود.

ناگزیر مجبور به بازگشت بودم .نیروهای یگان ویژه مقابل دانشگاه شریف با مردم درگیر شده بودند. گاز اشک آور تمام فضای خیابان را پر کرده بود.

عده زیادی از مردم پشت پنجره ها و بر روی پشت بام ها شعار الله اکبر سر داده بودند. اگرچه نیروهای پرشمار تجمع مردم در خیابان آزادی را ناممکن ساخته بود اما مردم در خیابانهای اطراف به اعتراض خود ادامه می دادند.

در میان جمعیت سخن از عدم تمکین 40 تن از فرماندهان سپاه از مقابله با مردم بود که مورد تشویق حضار قرار گرفت.

شنیده حاکی بود میر حسین موسوی همچون روزهایی که تعهد کرده بود ، به رغم کنترل شدید در میان خیل طرفدارانش حاضر شد و آمادگی خود را برای شهادت و اراده اش را برای تداوم مبارزه اعلام کرد.

گزارش رسانه های خارجی از جمله سی ان ان به نقل از منابع بیمارستانی در تهران حاکیست که حداقل ۱۵ نفر در این تظاهرات و درگیری کشته شدند اما مسئولان دولتی هنوز این گزارش را تایید نکردند.

استفاده از هلی کوپتر توسط نیروهای انتظامی یکی از روشها برای مقابله با تجمعات بود . هر جایی که احتمال تجمع می رفت هلی کوپترها بر فراز آن به پرواز در آمده و چند دقیقه ای بعد حمله ای از سوی نیروی انتظامی برای متفرق کردن تظاهر کنندگان صورت می گرفت.

امروز تعداد بیشتری از سران احزاب بازداشت شدند ، چندین روزنامه نگار هم بین آنها بودند.

امروز یکم تیر است شوک ناشی از شهادت ندا دانشجوی فلسفه همچنان در چهره ها قابل مشاهده است . اگرچه خرداد پر ماجرا گذشته است اما برای معترضان تیر ماه هم ادامه خرداد است.

هزاران نفر در میدان هفت تیر جمع شده اند اما نه مردم . اینها نیروهای به قول خودشان حافظ امنیت هستند. این شعار بی مسما را بر روی سپرهای رعب آورشان نوشته اند.

میدان هفت تیر یکی از بزرگترین میادین تهران است که البته شباهتی هم به میدان ندارد. نیروهای مختلفی در میدان حضور دارند. از ورودی کریم خان میدان دست یونیفورم پوشان نیروی انتظامی است. مقابل آنها در جنوب میدان نیروهای لباس شخصی مستقرند که به باتوم و کلاه خود مسلح هستند.

در ضلع شرقی میدان هم نیروی انتظامی مستقر است . اما برای اولین بار در مناقشات اخیر سپاه وارد میدان شده است . آنها یونیفورم های سیاه رنگی به تن دارند و برخی نیز نقاب بر چهره دارند. بر روی سینه آنها آرم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش بسته است.

مردم راه خود را می روند و گهگاه با سخنانی تیز این نیروهای را “دختر کش” و “آدم کش” خطاب می کنند. نیروها در مقابل چنین نسبت هایی که عمدتا از زبان زنان و مردان مسن جاری می شود، واکنشی شرمگینانه دارند و برخی که سن و سالی ندارند، باتوم بلند می کنند اما فرود نمی آورند.

جمعیت در سر کوچه های متعدد میدان متراکم هستند و گاهی به یکباره شعار ” الله و اکبر ” می دهند و متعاقب آن گاز اشک آور است و باتوم هایی که بلند می شوند و فرود می آید.

نیروها با لحن بدی مردم را می ترسانند . حواسشان به مغازه های و خانه هایی است که مشرف به میدان است . کسانی که لب پنجره یا پشت بام هستند مخاطب آنان است :” اگر دوربین یا موبایل در آورید تمام شیشه هایتان را پایین می آوریم” .

از دوربین و موبایل به شدت وحشت دارند. شهادت “ندا” و به دنبال آن مخابره تصویر شهادت مظلومانه این دخترک، ضربه ای اساسی به آنان وارد آورده است. در میان جمعیت عده ای فقط مراقب کسانی هستند که موبایل خود را بیرون می آورند. از این دست موبایل به دست ها بسیاری بازداشت شدند. بازداشت شدگان را با دست های ضربدری و با بست های پلاستیکی از پشت می بندند و به خودروهای “ون” ی که در جای جای میدان پارک شده اند، می برند.

از عجایب روزگار اینکه این شعار ، به شدت نیروهایی را که تا یک هفته پیش شنیدن آن را کدی دوستانه تلقی می کردند، تحریک کرده و گویندگان الله اکبر آن را مورد ضرب و شتم قرار می دهند.

در حالیکه دستبندهای سبز به دلیل خطرآفرین بودنش معمولا رو نمی شود ، الله اکبر بهترین و کم هزینه ترین وسیله مقابله این مردان و زنان با فضای امنیتی است و آنها را به شدت به یکدیگر نزدیک می کند. الله اکبر گویی کدی است که ماهیت سبز افراد را نشان می دهد.

چند مورد درگیری در میدان رخ می دهد اما کنترل میدان دست مامورانی است که حداقل 3 برابر مردم است . چندین بار اقدام به شلیک گاز اشک آور و استفاده از اسپری فلفل می کنند.

ماموران بیشتر دنبال آدم هایی خاص می گردند. کسانیکه کفش های اسپرت و راحت دارند ، بیشتر مورد ظن هستند. جوانان بیشتر مورد توجه اند. گوشی ها چک می شود.

ماموران برای پسرانی که به کوچه ها فرار می کنند و در خانه های مردم پناه می گیرند هم ، روش های جدیدی ابداع کرده اند.

از قبل عده ای با لباس های عادی کارشان کشیک کشیدن در کوچه هاست تا اگر کسی به داخل کوچه ها فرار کرد بدون اینکه جلب توجه کند و یا دخالت کند ، آدرس خانه را یاداشت کرده و به ماموران دهد. ماموران با یک دسته نیرو به منزل مراجعه می کنند و جوان مخفی شده را تحویل گرفته و با پناه دهندگان هم برخورد می کنند.

استفاده از هلی کوپتر همچنان مزیت این نیروها برای تشخیص هر گونه تجمع و اعزام نیرو قبل از شکل گیری تجمعات بزرگتر است.

50 نفری در میدان دستگیر می شوند. با دستگیری هر نفر موجی از ” هو ” کردن مردم به هوا بلند می شود و بلافاصله تبدیل به شعار الله و اکبر می شود.

غیر از این عده بسیاری از همکاران در روزنامه کلمه سبز هم بازداشت شده اند.

گزارشها از میدان ولی عصر و مقابل صدا وسیما تجمعات مردمی را اطلاع می دهد که با دخالت نیروها و شلیک گاز اشک آور و بازداشت عده ای از آنان سرکوب می شود.

تقریبا در اغلب میادین تهران نیروهای امنیتی مستقر هستند و به نظر می رسد نیروها چهار راهها و میادین را بیشترین نقاط برای گردهمایی معترضین در نظر گرفته اند. به همین دلیل به ابتکار مردم در برخی از محلات دوتر از میادین گردهمایی های کوچک اعتراضی در حال شکل گیری است .

حالا از اولين روز آغاز جنبش اعتراضي به تقلب و خيانت در آراي ملت ، كه مردم به خيابان آمدند و در مقابل خود نيروهاي دولت را به اشكال مختلف در برابر يافتند ، 12 روز مي گذرد و اعتراضات همچنان در تهران و ساير شهرها ادامه دارد.

در اين 12 روز به عنوان يك خبرنگار ، روز شب در ميان مردم و جنبش اعتراضي آنها حاضر بودم و به رغم داشتن موضوعي همسان با ملت ، سعي كردم تا به عنوان گزارشگر ، فقط به عنوان شاهد ، به ثبت وقايع اقدام كنم و نتيجه مشاهدات در اين 12 روز فقط يك چيز بود و آن اينكه فرسايش روحي و رواني نيروهايي كه براي مقابله با اعتراضات مردمي به ميدان آمده اند ، روز به روز بيشتر مي شود و گاه تمايلات اين نيروها به جانبداري از مردم كاملا مشهود است.

روز گذشته در ميدان هفت تير عده اي از نيروهاي انتظامي مستقر در غرب ميدان و نزديك به خيابان كريم خان زند ، كه از ميان افسران ، درجه داران و سربازان وظيفه نيروي انتظامي گزينش شده بودند ، نشانه هاي زيادي در همدلي با معترضين به چشم مي خورد.

اين گرايش به حقانيت مردم گاه تا به حدي بود كه برخي از فرماندهان اين نيرو براي اجتناب از خشونت هاي زياد نيروهاي لباس شخصي با بازداشت شدگان و مردم عادي پادرمياني هم مي كردند.

عدم رضايت در چهره بسياري از آنان بخصوص افسران وظيفه كه تازه از پشت ميز دانشگاه و با ايده آل هاي آرمانخواهانه وارد خدمت شده اند ، مشهود بود . بسياري از آنها از نوع ظاهر شدنشان در منظر عموم يعني با لباس رزمي ، سپر و باتوم ناراضي به نظر مي رسيدند و گاه تا مدتها سر خود را به زير انداخته بودند.

در طرف ديگر ميدان كه بيشتر از نيروهاي لباس شخصي و كارد استفاده شده بود ، خشونت با مردم بيشتر بود و در بسياري از مواقع چهره هاي آنها كاملا در ميان كلاه خود و يا نقاب پوشانده شده بود. گويي نقاب نه براي ايجاد ترس بلكه براي مخفي كردن ترس از مردم صورت گرفته است.

گزارش های تلوزیون و روزنامه های طرفدار دولت تلاش دارند تا اوضاع را عادی جلوه دهند و در گزارشهایی به مردم پیشنهاد رفتن به مسافرت های تابستانی می دهند.

با اینحال هنوز نمي توان اوضاع را عادي خواند.شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد هنوز اوضاع عادي نيست . هنوز سيستم ارسال اس ام اس قطع است. دسترسي به وب سايتهايي كه سرويس اي ميل مي دهند مثل ياهو ،‌ گوگل ممکن نیست. يستم تلفن همراه هر روز بعد از ظهر دچار اختلال مي شود . ارتباط از طريق تلفن هاي اينترنتي با خارج از كشور قطع است و انواع نيروهاي امنيتي در گوشه و كنار شهر و ميادين اصلي به چشم مي خورند.

تازه هنوز شوراي نگهبان نتوانسته احمدي نژاد را به عنوان پيروز اعلام كند. بین آنها اختلاف نظر بوجود آمده است و به همین دلیل 5 روز فرصت اضافه برای رسیدگی به شکایات از رهبری خواستند که با آن موافقت شد.

امروز سوم تیر است و گویا هنوز از فروکش کردن احساس سنگین زیانکاری مردم خبری نیست. از صبح در چند نوبت تاکید شد که تجمعی که روز چهارشنبه در مقابل خانه ملت دعوت شده بود ، مربوط به ستاد میرحسین موسوی نیست ، اما لحن بیانیه نشان از منع تظاهرات و اعتراض نداشت.چرا که اصل بنیادین 27 قانون اساسی به عنوان شاهدی بر روا بودن این تجمع آمده بود.

به رغم اینکه هنوز ساعت 4 نشده بود ، چند لایه پلیس ضد شورش که تمام بدن و پاهایشان با لایه های محافظ پوشیده شده و شبیه گلادیاتورها بودند ، مانع از توقف مردم می شدند و آنها را به حرکت وا می داشتند.

دیگر دیدن این وضعیت برای مردم عادی شده است و هراسی که در روزهای اول از دیدن این انسانهای زره پوش ایجاد می شد ، از چهره ها رخت بربسته است و جای آن را بی تفاوتی توام با استهزاء گرفته است.

میدان بهارستان جایی است که روزگاری مصدق و مدرس بی توجه به ساختمان مجلس و مخالفت های محافظه کارانه برخی نمایندگان آن ، با شعار ” آنجا مجلس است که مردم حضور دارند ” در میان مردم نطق می کردند.

اغلب مردم می دانستند برای چه هدفی اینجا آمده اند و نیروهای پلیس ضد شورش هم دقیقا می دانستند برای جلوگیری از توقف و شعار دادن همین مردم اینجا حضور دارند ، اما هر دو جبهه تظاهر به ندیدن یکدیگر داشتند و فقط گاهگاهی نهیب برخی از ماموران ، مردم را از صحبت و توقف ، باز می داشت.

کمی مانده به خیابان منوچهری ، مردی میانسال جرات به خرج داد و در میان مردم عادی ، بلند شعار الله اکبر سر داد و در همان لحظه باتوم ها از پر شال همین آدم های عادی بیرون آمد و بر سر و بدن مرد فرود آمد . اگرچه تا بقیه نیروهای کمکی با موتور سر برسند ، مرد نگون بخت از دستان لباس شخصی ها خارج و متواری شد.

حال دیگر باید از مردانی که در گرمای تابستان کت و کاپشن هم می پوشند ، ترسید . آنهایی که همراه مردم قدم می زنند و شبیه آنان لباس می پوشند و فقط شاید بالاپوشی اضافه داشته باشند ، چرا که ممکن است در زیر این پوشش ، باتوم و سلاحی را پنهان کرده باشند.

حداقل 10 نفر در این تجمع آرام و بدون صدا ، بازداشت شدند و حدود 20 نفری هم از ضربات باتوم ماموران جراحات جزیی بر داشتند.

نزدیک میدان صدای الله اکبر آمد ، عده ای ماموران با موتور هجوم بردند . چند جوان لباس شخصی هم از مقابل روزنامه جمهوری اسلامی به آن سمت دویدند . از زیر پیراهن چرکمرد و کرمی رنگ مرد جوان ، دسته کلتی بیرون زده بود و مرد جوان خیلی تلاش داشت آن را از نگاه کنجکاو مردم محفوظ نگاه دارد.

در مقابل روزنامه جمهوری اسلامی چند مامور کشیک می کشیدند و از داخل چند نفر در باغ حیات پیدا بودند اما نه کاغدی در دست آنها بود نه قلمی و نه دوربینی برای ثبت این لحظه های تاریخی.

روزنامه جمهوری اسلامی سالهاست که بدون توقف منتشر می شود. فردا هم “جمهوری اسلامی” قطعا چاپ می شود و از غزه و امریکا گرفته تا بحران کره و خشکسالی افریقا را می نویسند. اما از دلایل این اعتراض و تجمع مردم در مقابل روزنامه ؟ هرگز!

از خانه هرمی شکل ملت – مجلس شورای اسلامی – هم صدایی به گوش نرسید و کسی به میان مردم نیامد. اگرچه بیشتر تراکم جمعیت در میدان و مقابل مجلس قدیم بود که با معماری آجرسفال آن همچنان ابهت یک مجلس ملی را دارد.

امروز پنجشنبه درست یک هفته پس از خطبه های رهبری ، اوضاع نومید کننده تر از اول هفته نیست ، برای روز جمعه بادبادک سبز به هوا می فرستیم . شب الله اکبر می گوییم . برای شنبه در فیس بوک حتما برنامه ای تدارک دیده می شود و میرحسین هم بیانیه هشتمش را صادر کرده است و تاکید دارد که هرگز عقب نشینی نمی کند و انتظار دارد مردم تجمعات بدون خشونت خود را ادامه دهند.

این مرد نسل اولی 15 روز پر چالش را در کنار نسل دومی ها و سومی ها برجای مانده است ، همچنان شال سبز به گردن می اندازد و به رغم نداشتن رسانه همچنان هزاران وبلاگ و میلیونها طرفدراش با روشهای مختلف پیامش را برای زنده نگاه داشتن امید ، منتقل می کنند.

این 15 روز آگاهی طبقاتی ، طبقه متوسط در ایران به بالاترین حد خود رسیده است و در حالیکه حاکمان سنتی ایران گوش و چشم خود را بر خواست و فریاد ملت بسته است ، مردی از تبار انقلابیون قدیم امروز رهبر اپوزیسیون ایران است ، رهبری که امید به اینده را به رغم فضای امنیتی همچنان زنده نگاه می دارد و نمی گذارد قصه انتخابات ایران در آستانه 30 سالگی به اتمام برسد.

خاطرات سبز1/ از تحریریه تا خیابان

خاطرات سبز2/ آغاز جنبش سبز

خاطرات سبز۳ / اعلام رسمی جنبش سبز


3 پاسخ به “خاطرات سبز4 / قصه ناتمام یک انتخاب”

  1. ناشناس گفت:

    کلمه عزیز به شما شادباش می گویم که به بخشی از مشکلات فائق آمدید و اکنون می توانید کامنت ها را بگذارید. البته توجه دارید که دو مشکل هنوز باقی مانده است.
    یکم- وقتی کلمه را باز می کنیم صفحه سفیدی نمودار می شود و برای دیدن عنوان نشریه باید قدری به پایئن برویم
    دوم- وقتی کامنت را شروع می کنیم به نوشتن یکی دو کلمه اول دیده نمی شود و از کلمه سوم و چهارم قادر به دیدن نوشته خود هستیم. امیدوارم این مشکل هم بزودی و به کوری چشم دشمنان اصلاح شود و کلمه باز برگردد به موقعیت ممتاز پیشین. کلمه است و مطالب آن و کلمه است و کامنت های خواندنی آن. موفق و ثابت قدم و پایدار باشید. برای کار شما ارج میگذاریم.

  2. سبزه قبای بصیر گفت:

    پس تحریم نان و شیر چه می شود. تحلیل کنید. این موضوع آیا خود جوش است یا احمدی نژاد پشت سر آن است. به نظر من دولت به طور گسترده دارد خرابکاری اقتصادی می کند تا از این راه رقیب را از صحنه بیرون کند. و این در خواست اعتصاب هم از گور دولت بلند می شود. ولی فرصتی برای جنبش سبز و فعال کردن آن است. استفاده کنید.

  3. ایرانی گفت:

    یاد آنروزهای همدلی به خیر، افسوس که حاکمان ما قدر حضور ملت را ندانستند و کشور را به این وضع کشاندند.

    به امید ایرانی آباد و آزاد
    یا حسین میرحسین