محمدصدیق کبودوند: آقای لاریجانی! استعفا کنید و به بیدادگری ها پایان دهید
چکیده :در هر حال از آنجا كه امكان نوشتن و ارسال بيش از اين چند جمله در زندان امكان پذير نيست، لذا به همين بسنده نموده و توجه جنابعالی را به رفتارهای خلاف قانون، افزايش خشونت ها و شكنجه ها و افزايش بی دادگری ها و صدور بی رويه احكام غير عادلانه در دوره چند ساله مديريت شما بر دستگاه قضايی جلب می نمايم و به عنوان يك شهروند اين كشور جنابعالی را به استعفا و كناره گيری از اين مقام دعوت و شما را به قبول امام جماعت و ايراد سخنرانی های آتشين سياسی فرا می خوانم. ...
محمدصديق كبودوند ریيس سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان در بيست و پنجمين روز اعتصاب غذای خود در زندان طی نامه ای خطاب به صادق لاريجانی خواستار استعفای وی شد.
به گزارش کلمه در بخشی از این نامه آمده است: از آنجا كه امكان نوشتن و ارسال بيش از اين چند جمله در زندان امكان پذير نيست، لذا به همين بسنده نموده و توجه جنابعالی را به رفتارهای خلاف قانون، افزايش خشونت ها و شكنجه ها و افزايش بی دادگری ها و صدور بی رويه احكام غير عادلانه در دوره چند ساله مديريت شما بر دستگاه قضايی جلب می نمايم.
محمدصدیق کبودوند، فعال حقوق بشر دربند از روز شنبه ششم خرداد ماه دست به اعتصاب غذا زده است و صبح روز یکشنبه ١۴خردادماه به علت کاهش شدید فشار خون و وخیم شدن وضعیت جسمانی اش به بهداری زندان منتقل و مورد معاینه و درمان قرار گرفت.
کبودوند از بیماری پروستات رنج می برد و پزشکی قانونی برای وی عدم تحمل کیفر صادر کرد اما مانند بسیاری از موارد دیگر دستور پزشک نادیده گرفته شده است.
سردبیر نشریه پیام مردم، از دهم تیر ماه سال ۱۳۸۶ بازداشت شده و در دادگاه انقلاب تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل و اداره سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به ده سال حبس و از بابت تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی از طریق ارتباط و مراوده با سازمانهای بینالمللی حقوق بشر و ارتباط و مکاتبه با شخص کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل متحد و گفتگو با رسانههای عمومی به یکسال حبس و جمعاً به یازده سال حبس محکوم شده که در شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ده سال حبس از بابت تاسیس سازمان، مورد تایید قرار گرفته و قطعی شده است.
به گفته خانواده کبودوند وی که تا پیش از بازداشت هیچگونه سابقه بیماری نداشته، در جریان نگهداری ۷ ماهه وی در شرایط سخت سلول انفرادی، به بیماریهای ریوی، کلیوی و پوستی دچار شده و حتی سکته خفیف مغزی نیز داشته است.
متن كامل نامه اين فعال حقوق بشر كه در اختيار كلمه قرار گرفته به شرح زير است:
جناب آيت الله صادق لاريجانی
رييس دستگاه قضايی جمهوری اسلامی
از سخنرانی ها و گفتگوهای چندساله اخير شما پيداست كه جنابعالی نه به عنوان يك قاضی القضات دادگر، عدالت پرور، قانون مدار و مستقل، بلكه به عنوان سياستمداری طرفدار خشونت و سركوب شناخته شده ايد كه حتی در برخی سخنرانی های عمومی تان نيز بدون آن كه پرونده متهم و يا متهمان را مطالعه كرده باشيد و بدون رعايت كمترين اصول و قواعد و استانداردهای قضايی و دادگری و دادخواهی، پيشاپيش حكم به محكوميت حتی در حد اعدام متهمان صادر و اعلام می داريد. و البته قضات زير نظر جنابعالی كمابيش چنين رويه و رويكردی دارند. و اين درحالی است كه بخش عمده ای از دستگاه تحت مديريت زير نام دادگاه های انقلاب اسلامی، دربست در اختيار دستگاه امنيتی كشور قرار دارند وشنيده و ديده شده كه اين دسته از قضات بارها اقرار كرده اند كه بدون اذن و اجازه بازجويان وزارت خانه امنيتی متصل به قوه اجرايی نمی توانند قلم بر روی كاغذ بياورند. احكامی كه توسط چنين دادگاه هايی به ويژه موارد مربوط به متهمان سياسی موسوم به متهمان امنيتی ارايه می گردد از پيش توسط بازجويان و پليس امنيتی و اطلاعاتی صادر شده و فقط امضای آن به قاضی هاي انقلابی واگذار می شود.
از سويی دادستان ها نيز هيچ گونه اداره و استقلالی از خود ندارند. آنها هم مجری اوامر ماموران وزارت اطلاعات اند آنها تنها قادر اند برخی از سلايق خود رابه جای قوانين كه بايد در تمامی زندان ها و برای تمامی زندانيان جاری و اجرا شود، اعمال كنند و بر اساس سلايق و اميال خود برخی از زندانيان را بر خلاف قانون رسم، عرف، دين و مذهب و انسانيت از ابتدايی ترين حقوق فردی و خانوادگی محروم كنند و اسم اين اقدام غير قانونی و غير انسانی را تنبيه افراد، “ماندگار بر سر مواضع خود” بگذارند اگر چه انتظاری بيش از اين از شما و دستگاه تحت مديريت شما نيست، با اين حال جنابعالی در حالی از برخورد دولت های ديگر با زندانيان و اعتصاب غذای آنها داد سخن سر می دهيد كه انگار توجهی خاص به خواسته های انسانی و عاطفی زندانيان سياسی بيمار و دارای فرزند بيمار داريد!!
شما در حالی دولتی را ضد بشری می دانيد كه آن دولت بر خلاف رويه و عمل برخی دولت های مدعی رعايت كرامت انسانی و اسلامی انسان ها، زندانيانی كه دست به اعتصاب غذا می زنند آزاد می كند، حتی اگر آن زندانی دست به اسلحه برده و بر عليه آن دولت جنگيده باشيد.
در هر حال از آنجا كه امكان نوشتن و ارسال بيش از اين چند جمله در زندان امكان پذير نيست، لذا به همين بسنده نموده و توجه جنابعالی را به رفتارهای خلاف قانون، افزايش خشونت ها و شكنجه ها و افزايش بی دادگری ها و صدور بی رويه احكام غير عادلانه در دوره چند ساله مديريت شما بر دستگاه قضايی جلب می نمايم و به عنوان يك شهروند اين كشور جنابعالی را به استعفا و كناره گيری از اين مقام دعوت و شما را به قبول امام جماعت و ايراد سخنرانی های آتشين سياسی فرا می خوانم.
بی ترديد استعفای جنابعالی از والا مقامی دستگاه قضايی كمك بزرگی به كاهش بی دادگری ها و بی عدالتی ها در كشور خواهد بود.
تهران زندان اوين
محمد صديق كبودوند














لقد خلقنا الانسان فی احسن التقویم ثم رددناه اسفل السافلین.. صدق الله العلی العظیم
ظرفیت انسان در دوسوی کمال و انحطاط منهای بی نهایت تا بعلاوه بی نهایت است.شگفت اینکه داوری و قضاوت سر فصل و عرصه بسیار آشکار این دستاورد می باشد.غیر ممکن نیست تبهکاری به خویشتن الهی بازگرددودر برهه ای از قفس خباثت آزاد و حر گردد.اما اگر خود آگاهانه در کمند رفته باشد تا چند صباحی در چراگاه درنگ کند تا طعم قرب به شیطان ولذت میوه های ممنوعه رابچشد، ! از چه روی می توان به بازگشت او امیدوار بود؟ آقای کبود وند لطفا به این به خواب زدگان ننویسید چراکه اینان به تعالیم حکیم و رسول بزرگ الهی پشت کرده اند و چشم از نور افکن مجسمه عدالت الهی یعنی علی مرتضی صلوات الله علیهما برداشته اندو دانسته مرتع شیطان گردیده اندبویژه این همزاد شریح که به نصیحت مرجع والامقام حضرت آیت الله وحیدمبنی بر عدم پذیرش ریاست قوه قضاییه وقعی نگزارد و عمله ظالمین گردید تا بی پایانی حرص و قدرت و فزونی خواهی انسان منحط را به نمایش گذاردو فرصت آزمون الهی را به غنیمت هواهای دنیوی تباه ساخت .
امااگر می توانید و می توانیم بنویسیم و بنویسیم و تظلم آوریم به پیشگاه حضرت داور و برای آگاه کردن مردم به مردم . تا شاید چراغ راه نسلی گردیم که حیران و شگفت زده از غوغای دنیا و لعاب دروغین مدعین دینی به کما رفته اندو با ناباوری به به قومی می نگرند که خود راجانشینان خدا در زمین می خوانند.بنویسیم تا این پرده دروغین فرو افتد و نسل امروز و فردا راه خود را باز یابند و به آبشخور معرفت و وداد برگردند.
درود بر شرف ، غیرت و شهامت و افسوس بر من و امثال من
این بابا یک بار استعفا کرد. استعفا نامه اش هم در تیراژ وسیع انتشار یافت و دست به دست شد، اما او را وادار کردند که اولا استعفایش را پس بگیرد و بعد هم تهدید کردند که اگر بار دیگر دست به این کارها بزند دودمانش را برباد خواهند داد و او را وادار کردند که استعفا نامه اش را بلیسد و دیگر دنبال این کار ها نگردد و ضمنا تکذیب کند که این استعفا نامه قلابی است و از آن او نمی باشد و به نام او نوشته اند. به گفته بودند شما فکر کردید که اینجا هرکدام از مسئولین می توانند امر ولایت فقیه را نادیده گرفته و استعفا دهند؟ استفعای هرکس بسته به اراده ولی فقیه است. البته این بابا خودش هم برای ماندن دردر این پست دلش می خارید و ماندگار شد و دست به این همه جنایات زد.
او لاریجانی است او صادق کذاب است او عمله شکم است و اباد کننده زیر شکم به ظاهرغلط اندازش نگاه نکنید او حر ابن یزید ریاحی نیست که بگوید واله لا اختار علی الجنه شیئا او چون رهبرش عمر ابن سعد و برادرش محمد بی جود در فکر دریافت ملک ری است و همان که زینب بنی هاشم گفت میبینم بچه های کوفه را و الی اخر
الم تر الی الذین بدلوا نعمت اله کفرا و احلوا قومهم دار البوار
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوِم محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایّام ناگهان برباغ و بوستان شمانیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام برحلق و بردهانِ شمانیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان دربقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غُرّش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غُبارش فرونشست گرد سُم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمع ها بکُشت هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروان سرای بسی کاروان گذشت ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مُفتخر به طالعِ مسعود خویشتن تاثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شماناکسان رسید نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان بعداز دوروزاز آن شمانیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمّل سپر کنیم تا سختیِ کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدّتی این گُل، ز گُلستان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده دراین خانه مال وجاه این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپُرده به چوپان گرگ طبع این گُرگیِ شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حُکم اوست هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان خواهم که به نیکی دُعای سیف یک روز بر زبان شما نیز بگذرد
این هم خود از نشانه های اخرالزمان است
دوستان عزیز اینجا سرزمین حکیم توس فردوسی است که در سرتاسر شاهنامه شصت هزار بیتی اش کمتراز پنج درصد واژه های عربی به کار برده است. خود نیز گفته است “عجم زنده کردم بدین پارسی” خواهشمندم از نوشتن واژه ها و جملات عربی خود داری کرده پارسی را ارج بگذاریم. حتا اگر آیه و کلامی از قرآن هم می آوریم برگردان فارسی آنرا به کار بریم که هم واژه های تازی را به کار نبرده باشیم و هم با فارسی که بنویسیم همه معنای آنرا می فهمند و دیگر نکته نامفومی در آن باقی نمی ماند. خواهشمندم از این پس از به کار بردن واژه های بیگانه خودداری کنیم.