سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » خبر «مبارک» برای مصری‌ها: دیکتاتور دیگر نیست...
» فراعنه هم می‌میرند ...

خبر «مبارک» برای مصری‌ها: دیکتاتور دیگر نیست

چکیده :حسنی مبارک هم پس از سی سال رهبری مصر، به صدام حسین و معمر قذافی پیوست. او که در پی اعتراضات گسترده مردمی از سمت خود استعفا داده بود، پس از چندین روز بیماری شدید، در نهایت دقایقی پیش بر اثر ایست قلبی و سپس مرگ مغزی، درگذشت تا بار دیگر به همه دیکتاتورها یادآور شود که ماندنی نیستند....


کلمه – گروه بین الملل: دیکتاتور مصر هم به صدام حسین و معمر قذافی پیوست. حسنی مبارک که پس از سی سال رهبری مصر، در پی اعتراضات گسترده مردمی از سمت خود استعفا داده بود، پس از چندین روز بیماری شدید، در نهایت دقایقی پیش بر اثر ایست قلبی، درگذشت.

ساعتی پیش رسانه ها از سکته مغزی و توقف فعالیت قلب وی خبر داده بودند و گزارش شده بود او زندان طره به بیمارستان نظامی المعادی واقع در جنوب قاهره منتقل شده است.

زندان طره، محل نگهداری دیکتاتور معزول مصر از زمان بازداشت وی بوده است. حسنی مبارک 18 روز پیش در دادگاه به حبس ابد محکوم شد و از آن زمان اخبار متعددی درباره بیماری وی منتشر شده بود.

تا دقایقی پیش گروهی از رسانه ها از جمله الجزیره از مرگ کامل او خبر می دادند، هرچند هنوز خبرگزاری های دیگری از جمله رویترز به آخرین تلاش ها برای زنده نگه داشتن مبارک با تنفس مصنوعی اشاره می کردند؛ تلاش هایی که با توجه به مرگ مغزی وی، به نظر نمی رسید موفق باشند.

اما در نهایت خبرگزاری دولتی مصر و همچنین العربیه به نقل از سرلشگر محمود خلف، عضو شورای نظامی حاکم بر مصر، مرگ بالینی مبارک را تایید کردند و با این حساب، حتی اگر به یاری دستگاه های پیچیده پزشکی بتوانند چند ساعت و حتی چند روزی هم او را زنده نگه دارند، او دیگر در آن سرزمین روی پا نخواهد ایستاد.

بدین ترتیب به نظر می رسد مصر بحران زده که هنوز تکلیف انتخابات ریاست جمهوری اش روشن نشده، اکنون باید دیگر باور کند که دیکتاتور دیگر نیست.

خبر مرگ مبارک، اکنون به میدان تحریر قاهره رسیده که در آن هواداران محمد مرسی، نامزد مدعی پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، گرد هم آمده اند و اکنون جشن پیروزی انتخاباتی را با شادی از مرگ دیکتاتور همراه می کنند و فریاد ارحل ارحل سر داده اند.

هرچند مبارک از یک سال و اندی قبل دیگر هیچ نقشی در صحنه سیاسی مصر نداشت، اما مرگ او برای مصری ها بی برکت هم نیست. چرا که دعوای سیاسی بین مدافعان و مخالفان حکم دادگاه درباره او و خانواده اش را احتمالا تا حد زیادی فرو خواهد نشاند.

رفتن مبارک همچنین تصویر عامیانه ی ماندگاری طولانی دیکتاتورها را نیز تغییر خواهد داد و ولو برای چند روز، به یاد همه خواهد آورد که همه، حتی فراعنه هم می میرند و شوکت و جلال رهبران کشورها، به خصوص آنها که در مقابل مردم خود بایستند، در بستر تاریخ، پوشالی تر از آن به نظر می رسد که معاصرانشان تصور می کنند.

کسی اما انتظار ندارد که مرگ مبارک، درس عبرتی برای دیکتاتورهای دیگر در خاورمیانه و سراسر جهان باشد. اگر کسی قصد عبرت گرفتن داشت، از مرگ قذافی و صدام عبرت گرفته بود؛ یا پیش از آنها از فرار بن علی و عبدالله صالح و دیگران.

اتفاقا در قیاس با این همتایان، حسنی مبارک وضعیت بهتری هم داشت. او دیکتاتوری بود که به موقع، یا حداکثر چند روز دیر، فهمید که باید برود. از وقتی که فریاد “ارحل” مصریان را از میدان تحریر قاهره شنید، چند روزی بیشتر به صندلی اش نچسبید و ناآرامی های کشورش را کش نداد! بدین ترتیب شاید اگر دیکتاتور خوب و بد داشته باشیم، او یکی از دیکتاتورهای خوب محسوب شود؛ درست برعکس بشار اسد که تا توانسته دستش را به خون مردمش آلوده کرده و رفتنش هم ناگزیر اما احتمالا سخت و پرهزینه و پرتبعات خواهد بود.


4 پاسخ به “خبر «مبارک» برای مصری‌ها: دیکتاتور دیگر نیست”

  1. هجده تیر گفت:

    ————————————————————————
    میر ما در زندانست و شیخ ما در بند به گفته شیخ کروبی این نظام نه جمهوریست نه اسلامی
    یا حسین میرحسین
    یا مهدی شیخ مهدی

  2. ناشناس گفت:

    شارون قصاب صبرا و شاتیلا هم چنین بود
    ملتها پس از سقوط خفت بار و ننگین حکام جور و قلدری و فساد:

    آآآآآآآآآآآآآه آه!
    این بود که برما خدایی میکرد؟؟؟!!

  3. az paris گفت:

    به زودی نوبت خامنه ای و دوستانش هم میرسد

  4. بنده خدا گفت:

    تاریخ ایران پر است از سرنوشت قلدرانی که یا بدست قوای اجنبی و یا بدست ملت خودشان به خاک ذلت افتاده اند. سرنوشت داریوش سوم شاه هخامنش که سرش بدست یکی از رعیایش بریده و به اسکندر هدیه شد. یزدگردسوم هم به همان سرنوشت گرفتار شدو ملتی که برای شاهان خود تره خورد نمیکردند مملکت را به اجانب واگذار کردند. آخرینش هم سرنوشت رضاشاه قلدر که به تبعید فرستاده شد و حتی یکنفر در ایران زبان به اعتراض نگشود و بعد هم در مقابل قوای اجنبی انگلیس و روس مقاومتی نکرد. بعد از او سرنوشت پسر دربدرش که در تبعیت و فلاکت مرد و خانواده اش به چنین مصیبت هایی گرفتار شد. این است رفتار ایرانی بت پرست و بت ساز که میسازد و میپرستد و بعد میشکند تا بت دیگری بسازد. ما احتیاجی نداریم که برای حکام کنونی از فرعون پنج هزار سال پیش داستان سرایی کنیم. اینهایی که ولاتیشان را ابدی میدانند باید بدانند که همین رعیتی که کفش جلوی پایشان جفت میکنند , فردا سر بریده ولیشان را برای یک اجنبی به هدیه میبرند تا مشتلق بگیرند.