سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » عماد افروغ: اگر حکمران جامعه اسلامی دروغ بگوید و فساد کند، مردم آن را به پای دین می‌نویسند...

عماد افروغ: اگر حکمران جامعه اسلامی دروغ بگوید و فساد کند، مردم آن را به پای دین می‌نویسند

چکیده :در هر یک از جوامع اسلامی، اگر حکمرانی دروغ بگوید و فساد کند بر روی مردم اثر گذاشته و مردم آن را به پای دین می نویسند اما باید این مساله را در جامعه اسلامی جا انداخت که بین دین و حاکمان دینی تفاوت قائل شوند و در واقع دین خدا را با هیچ حاکمی گره نزنند چرا که الزاماً رابطه یک به یک بین دین و دین داری با حاکمان دینی وجود ندارد و در صورت عدم نهادینه شدن این مساله شاهد خواهیم بود که اشتباهات و خطاهای حاکمان و حکمرانان در کشورهای اسلامی به پای دین نوشته و این مساله باعث تخریب دین داری و دین می شود....


عماد افروغ با اشاره به اینکه اگر در جامعه اسلامی حکمرانی دروغ بگوید و فساد کند بر روی مردم اثر گذاشته و مردم آن را به پای دین می نویسند؛ خواستار آن شد که جوامع اسلامی “بین دین و حاکمان دینی تفاوت قائل شوند و در واقع دین خدا را با هیچ حاکمی گره نزنند چرا که الزاماً رابطه یک به یک بین دین و دین داری با حاکمان دینی وجود ندارد و در صورت عدم نهادینه شدن این مساله شاهد خواهیم بود که اشتباهات و خطاهای حاکمان و حکمرانان در کشورهای اسلامی به پای دین نوشته و این مساله باعث تخریب دین داری و دین می شود.”

این استاد جامعه شناسی در گفت وگو با شفقنا اظهار کرد: گرچه جوامع اسلامی و حرکت ها و جنب و جوش های  صورت گرفته در آن اسلامی اند، اما دولت های آنها لزوماً اسلامی نبوده و شاهدیم که شکافی بین بسیاری از دولت های جوامع اسلامی و جهان بینی، ارزش ها و الگوهای رفتاری مردم این جوامع وجود دارد؛ اما با فرض اینکه رابطه یک به یک و نزدیکی بین دولت ها و مردم این جوامع وجود داشته باشد، در ایامی مانند بعثت رسالت سنگینی بر عهده داشته و باید از این ظرفیت ها استفاده کنیم.

او افزود: با فرض اینکه دولت ها، اسلامی باشند باید دید که اصولاً استفاده از ظرفیت هایی مانند بعثت چه ضرورت هایی دارد. امروزه مساله مهمی به نام وحدت ادیان و مذاهب وجود دارد که شاید جدی ترین معقوله معرفتی در جوامع اسلامی و بشری به شمار رود. یکی از تجلیات این ضرورت و امر مهمی که عمدتا در سطح وحدت بین ادیان از آن یاد می شود، مقوله وحدت درون دینی و مذاهب است. به گونه ای که قبل از آنکه اسلام بخواهد با مسیحیت و یهودیت گفت وگو برقرار کند، ضرورت دارد همزمان با آن وحدت بین مذاهب را ایجاد کند و اصولا اگر قرار باشد چنین وحدتی سامان بگیرد، باید بر روی مشترکات موجود مانند توحید، نبوت و معاد تاکید کنیم چرا که وقتی پای نبوت مطرح می شود، نمی توان بعثت را فراموش کرد.

این استاد جامعه شناسی با اشاره به بهره گیری از دیگر مشترکات دینی بین اهل تسنن و تشیع مانند جهاد، نماز، زکات و… در راستای تحقق وحدت و تقریب مذاهب، بیان کرد: در جهان امروز که شاهدیم بخشی از غرب که با جهانی سازی سرمایه داری پیوند خورده است و تلاش می کند که سنگری دینی را برای خود فراهم کرده و پشت مسیحیت پنهان شود، در واقع هیچ نسبتی با مسیحیت ندارد و برای آنکه بتوانیم این سنگر را از آنها بگیریم باید به مشترکات بین ادیان ابراهیمی توجه کنیم که بهترین امر مشترک در این بین، توحید است اما متاسفانه امروزه شاهدیم که نه جوامع اسلامی دارای دولت های اسلامی بوده و نه برخی دولت هایی که وجهه اسلامی دارند چندان دغدغه چنین مسایلی را از خود بروز می دهند و آنقدر غرق در سیاست زدگی، اقتصاد زدگی و مسایلی برای حفظ قدرت شده اند که رسالت جهانی خود که همان گفت وگوی ادیان و وحدت و تقریب است را فراموش می کنند.

او افزود: در واقع همان غربی هایی که دعوای سرمایه داری با جهان غیر سرمایه داری دارند می خواهند وانمود کنند که این دعوا بر سر مسایل دینی است اما در واقع دعوا بین اومانیسم و انسان منهای خدا با انسان متصل به خداست، نه در سطح عامه مردم بلکه این دعوا در سطح حاکمان برخی کشورهای غربی وجود دارد.

افروغ با اشاره به اینکه اگر همه دولت های جوامع اسلامی، اسلامی بودند حال و روز آن ها اینگونه نبود، تصریح کرد: باید به این موضوع فکر کرد که در این راستا بیشتر به نهادهای مدنی و دینی توجه کنیم یا باید دولت هایی را که چنین دغدغه هایی را دارند، تقویت کنیم و در واقع برای بهره گیری از ظرفیت های موجود در دین اسلام باید دید که چه تصویری از اسلام در این جوامع وجود دارد تا بتوان آن را در بین جوانان جاری و ساری کرد. آیا اسلام دین نشاط، اخلاق، شادی، معنویت، آزادی و… است یا دینی مخالف آزادی؟ باید به این سوال پاسخ داد که خداوند متعال و خدای اسلام، رئوف، بخشنده و مهربان است یا منتقم وخود خواه؟ چرا که این مسایل برای جوانان اهمیت دارد و این مهم است که چه تصویری در ذهن آنان از اسلام و دین به وجود بیاید.

او درخصوص چگونگی پیوند دین و سیاست با انتقاد از برخی رفتارها و هشدار نسبت به اینکه  وقتی دین با سیاست پیوند می خورد باید مراقب چگونگی عملکردمان باشیم، اظهار کرد: زمانی مردم می خواهند با گرایش به دین، حکومتشان دینی شود و حقوق خود را از طریق حکومت دینی دریافت کنند اما وقتی سیاست غلبه کند و همه کار انجام دهد جز اینکه نگرش لطیف و بخشنده داشته باشد، حالت دیگری در جامعه به وجود می آید و به جای آنکه دولت و حکومت دینی شود، فرهنگ و دین، سیاسی می شود و در ادامه به حکومت و حکمران تقلیل پیدا می کند و دین، ابزاری در دست حکومت و حکمرانان می شود.

افروغ ادامه داد: خدا در تمام ادیان یک اصل بوده و همه چیز از اوست و خداوند متعال به عنوان خالق همه چیز به راحتی از حق خود می گذرد اما از حق مردم نمی گذرد و حتی خداوند در گناهان فردی برای انسان ها مساله ای به نام رجعت گذاشته است اما متاسفانه عده ای می آیند و از حق متصور و نامتصور خود نگذشته و از حق مردم می گذرند و به برخی اجازه فساد و رانت خواری می دهند.

این استاد دانشگاه هشدار می دهد که برای ایجاد تصویری مناسب از حکومت دینی در بین آحاد مردم نباید در یک جامعه دینی از مردم تنها انتظار اطاعت و انجام تکلیف را داشت بلکه باید حق آنها داده شود.

افروغ که معتقد است «وضعیت جامعه از نظر نشاط دینی مناسب نیست»، این موضوع را به عدم مراقبت مسوولان و دولت به عهدی می داند که می بندند تا در راستای خدا عمل کنند اما به وعده خود جامعه عمل نمی پوشانند.

او تصریح کرد: در هر یک از جوامع اسلامی، اگر حکمرانی دروغ بگوید و فساد کند بر روی مردم اثر گذاشته و مردم آن را به پای دین می نویسند اما باید این مساله را در جامعه اسلامی جا انداخت که بین دین و حاکمان دینی تفاوت قائل شوند و در واقع دین خدا را با هیچ حاکمی گره نزنند چرا که الزاماً رابطه یک به یک بین دین و دین داری با حاکمان دینی وجود ندارد و در صورت عدم نهادینه شدن این مساله شاهد خواهیم بود که اشتباهات و خطاهای حاکمان و حکمرانان در کشورهای اسلامی به پای دین نوشته و این مساله باعث تخریب دین داری و دین می شود.

این جامعه شناس در پایان با بیان اینکه اگر بعثت نبود، ائمه نبوده و ندای وحی به گوش مردم نمی رسید، تصریح کرد: اگر بخواهیم ویژگی اخلاقی و الگوی رفتاری را از پیامبر خاتم درس و عبرت بگیریم، باید به این آیه قرآن توجه کنیم که خطاب به پیامبر (ص) می فرماید «و ما ارسلناک الا رحمته للعالمین» و با توجه به این آیه باید تصویری از پیامبر اسلام ارائه دهیم که نشان دهنده عطوفت و رحمت باشد.


4 پاسخ به “عماد افروغ: اگر حکمران جامعه اسلامی دروغ بگوید و فساد کند، مردم آن را به پای دین می‌نویسند”

  1. حسین جعفری گفت:

    هرعمل خلافی در حاکمیت مذهبی، به پای دین نوشته می شود. ازهمین روست که من بارها تاکید کرده ام، حساب حاکمیت با دین حتما باید جدا باشد و دین به جایگاه بسیار محترم خود در قلب مردم و درون خانه ها و مساجد برگردد و سیاست را به سیاستمداران کارکشته و حقه باز که ابایی از لاف زنی و دروغ بافی ندارند سپرد که با خیال راحت این کارها را بکنند بدون آنکه دین را ناخود آگاه بدنام سازند.

  2. ناشناس گفت:

    اتفاقی که در کشور افتاده و خیلی از جوانان رو به فکر قبول دین مسیحیت انداخته .شاید موج پذیرش دین که توسط ایرانیان قدیم در پذیرش اسلام بوجود آمده بود اینبار در مورد مسیحیت در ایران اتفاق بیافتد
    با این چیزهایی که به اسم اسلام درر این چند سال در کشور دیدیم

  3. ارمان گفت:

    با سلام اقاي افروغ متاسفانه شما دير وقت به هوش امديد در اين 33 سال حكومت اسلامي چنان ضربه اي به دين خورده است كه اگر امريكا 300يال تبليغ بر عليه ايلام مي كرد اينقدر ضره نمي خورد شما حالا مي گوييد اگر حاكم اسلامي دروغ بگوييد دين ضربه مي خورد دين خيلي وقت است ضربه خورده است . با اين دروغگويي حاكمان و انسانها را به خودي و غير خودي تقسيم كردن شما انتظار داريد دين ضربه نخورد . الان 33 سال است از عدالت علي سخن مي گويند كو ان عدالت كجاست ان عدالت بس اينها در زمان شاه دغدغه حكومت داشتند نه خدمت به مردم ما حصل حكومت اسلامي گراني و بيكاري و تورم فساد و چابلوسي شده است .شما در كجا ديده ايد شخصي زندگيش را در جواني در جبهه بوده و جانباز و خانواده شهيد است و به خاطر انتقاد از فساد حكومت و ظلام حاكمان الان در زندان ان رژيمي گرفتار شده است كه خود در تشكيل اين حكومت سهيم بوده است . شما در كجاي دنيا سراغ داريد خانم بيماري را بخ خاطر دفاع از حق و حقيقت با دو فرزند خرد سال زنداني كنند و اجازه ندهند كه تحت درمان قرار گيرد .

  4. محمد محمدصادق گفت:

    ما دغدغه آقای افروغ را که نگران سلامت دینی مردم و جانان ایران زمین می باشد درک می کنیم.اما ایشان بهتر می داند این تنها حاکمان دین آوا نیستند که موجب گریز این نسل از دین شده اند. که صد البته اینان تیشه به ریشه باورها ی مردم زده و تمامی مکارم دین را به تردید و ناباوری کشانیده و صحت آن را در نزد نوباوگان و نسل امروزین زیر سوال برده اند.تا جایی که ادیان بی محتوا و از دور خارج شده در حال دلربایی از مسلمین آزرده از رفتار ارباب امروز دین و فقیهان خاموش بی مسولیت ،می باشند.
    عامل دیگری که موجب بی اعتنایی و خروج از دینداری مردم می گردد،تمنای جهانخواران و رقیبانی استکه از پتانسیل این دین آگاه هستند و بسا با تمهیداتی در به وجود آمدن این وضعیت وایجاد نارضایتی تلاش فراوان به کار برده اند. متاسفانه مکر آنان با دنیامداری عالمان بی عمل و تبه کار در هم آمیخت و این روز سیاه را بر مردمی خوش باور ونجیب اما بی مطالعه و نازیرک ، رقم رد.
    راه های برون رفت از این وضعیت بسیار ناامید کننده این است که ،
    در ابتدا اندیشمندان و روشنفکران و عالمان آخرت بین ربانی ،کمر به آگاهی دادن و ارشاد عملی مردم بربندند. احتمالا همین حرکت آقای افروغ بجا و کار ساز خواهد بود .اما اکثر مردم نمی توانند مخاطب مثل آقای افروغ باشند چرا که فرصت و حوصله تحلیل آینان را ندارند.پس نیاز به یک جنبش فرهنگی عظیمی که در سطوح مختلف فراگیر باشد به چشم می خورد.
    معلمین و دانشجویان می باید مهمترین وظیفه خود را نشر آگاهی و ترویج مصالح و نقد سرسپردگی مطلق مردم به افراد و شخصیت هایی کنند که فاقد صلاحیت بوده و مردم را می خواهند در یک جهت و یک بینش سوق دهند.
    تقدس زدای از هر آنچه غیر علمی و مخالف با عرف جوامع انسانی است از دیگر وظایف اینان می باشد.
    گام دیگر حضورپر رنگ دانایان و دلسوزان در میان مردم کوچه و بازار و گفتگوی رو در رو با آنان است که موجب رضایت خاطر آنان می گردد.
    گام سوم عذر تقصیر از آنچه بر مردم کرده و از برداشت های پوسیده ای که گاها نه به عمد بلکه براثر نا آشنایی با معارف امروزین و وسعت نگاه داشته و اعمال کرده اند و تازه فهمیده اند که آن افکار تاریخ مصرف امروزین نداشته و می بایستی دیدها را دگی بارشست و نگاه تازه تری به دین ، احکام ،معرفت و حقوق و بشریت داشت.
    متاسفانه این بیداری ، پس از خواب سهمگین جندین قرنی به درازا خواهد کشید اما چاره چیست از جایی بایستی شروع شود چه بهتر امروز و از اینجا که دلها رمیده و چشمان باز گردیده و هنوز در میان مردم خردمندان و صاخبان رای موجودند و گاه عصای موسوی در دست دارند.