سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پیشوای مظلوم، در حبس ظالمان مدعی اسلام...

پیشوای مظلوم، در حبس ظالمان مدعی اسلام

چکیده :زندان اساسا کیفر سختی است.نگارنده بیش از ۱۰ زندان کشور را سر کشی کرده و خود نیز بنا به دلایلی متحمل کیفر زندان بوده است.قابل درک است که این کیفر چگونه پیشوای شیعیان را که جای او در قلب و بصر مردم بود ،تحت تاثیر نا روایی های خود قرار داده است.زندان اگر چه کیفر است اما خود چارچوب و قاعده ای دارد.بیش از ۲۰ حق ناظر بر فرد زندانی است که در متون اسلامی و دینی ما بدان اشاره شده .اماحکمای عباسی دین را اسباب ارتزاق و کاسبی قرار داده بودند و قرار نبود به گزاره هایی که برایشان مسئولیت آور است وقعی نهند.زندانی کردن امام در شرایط غیر انسانی و پای ثابت کتک و توهین و...سند رسوایی ابدی خلفای مدعی عباسی شد....


محمدصالح نقره کار

مدتی در زندان فضل بن ربیع-بعد فضل بن یحیی-بعد سیندی بن شاهک-بعد عیسی بن جعفر بن منصور-۲ بار به دست هارون زندان شد که بار آخر ۴ سال {۱۷۹ تا ۱۸۳} به طول انجامید.برخی مورخین تا ۱۴ سال هم طول مدت زندان را ذکر کرده اند! در انفرادی -محبس های تنگ و نمور یا بعضا در کنار اشرار پر خطر .کینه شتری و ترس ریشه دار منصور عباسی و هارون الرشید از محبوبیت و احتشام آل رسول و خصوصا اخلاق کریمه و کیاست موسی بن جعفر که گویی بر قلب ها حکومت داشت، چیزی نبود که ما به ازای آن خشم آتشین و داغ و درفش جبابره نباشد!

آن طرف گود ،خلفای عباسی ادعای خویشی با رسول خدا و تالی تلوی پیامبر را داشتند و “انا خیر منه”گفتنشان، گوش فلک را کر می کرد.آنها بغض خود را نسبت به علویون و شخص حضرت موسی بن جعفر پنهان نمی کردند.در فضای اختناقی که پدید آورده بودند،هر که صنمی با ایشان داشت و وابستگی و دل بستگی در کار بود از مهر گستری های آنها منتفع می شد!به رسم ظالمان تاریخ ،خون مردم را توی شیشه می کردندو این در حالی بود که اطوار مناسک دینی شان خدای ناکرده قضاء نمی شد!۲ بار در سال حج روی شاخش بود اما حرمت هایی که از خانه خدا شرفمند تر بود زیر پای منیت هایشان لگد مال بود!

مردم شاهد بودند خلیفه در سفر حج در نهایت عوام فریبی با صدای بلند رو به حرم پیامبر کرده و عذر می آورد که ای رسول خدا!مرا ببخش که مجبورم موسی بن جعفر را به زندان بیفکنم چرا که او فتنه به پا می کند و قصد دارد بین مسلمیین تفرقه ایجاد کرده و خونریزی به راه اندازد!

مردی که مدارا و کرامت را برای تاریخ معنا کرد:

آن طرف این ماجرا اما روح بزرگی است که به تعبیر روایات هم پیمان سجده های طولانی و گریه های مستمر از خوف خدا ست.زندان بانان سنگ دل یکی پس از دیگری مرید مرام با کرامت حضرت می شوند.جذبه های غریبی دارد این مرد بزرگ! آنجایی که انسان کریم باشد اصلا زندان نیست .بهشت است

هر کجا باشد شه ما را بساط
هست صحرا گر بود سم الخیاط

هر کجا که یوسفی باشد چو ماه
جنتست ار چه که باشد قعر چاه

زندان بان اول هر بار ایشان را می دید ،نور عبادت و وارستگی ،وجدانش را به محاکات می کشید که آخر چرا باید شریف ترین ها در زندان باشند و رذیل ترین ها مبسوط الید در نهایت آزادی عربده مستانه سر دهند؟!

حاکم بصره عیسی بن جعفر بن منصور که مدتی حضرت در حبس او بوده خطاب به هارون می نویسد:هر چه سعی کردم چیزی علیه او مستند کنم نشد حتی او در دعاهایش به تو نفرین نمی کند بلکه دعا می کند برای مردم و از خدا طلب استغفار می نماید!

سیاه بازی های بنی عباس اما با افشای پرتو افکنی منور حضرت لو می رفت و تشت رسوایی شان از بام نخوت و ادعاهای پوشالین به زمین حقارت کوفته می شد.لذا مدام سعی در انکار این فضایل داشتند اما با دل ماموران خود چه می کردند که امام را از نزدیک حس می کردند؟فضل بن یحیی ،زندان بان خشن حضرت،مرید سینه چاک حضرت شده بود.دستور دادند۱۰۰ ضربه شلاق در ملا عام به وی بزنند تا هوس بصیرت به سر خود راه ندهد!روزی که قرار بود در بار نخست حضرت از زندان خلاصی یابدزندان بان آمدو حال حضرت را جویا شد .فرمودنداکنون خواب پیامبر را دیدم که به زندان آمده و فرمودند”یا موسی حبست مظلوما”تو مظلومانه زندانی شدی!….

رمز گشایی از جعبه سیاه مظلومیت امام کاظم در زندان:

شکنجه ها و زجر های بی حد و حصر آل البیت،نه تاوان زیاده طلبی و سهم خواهی و دعوا بر سر جیفه مریحه قدرت ۲ روزه دنیا،که ناشی از درد امت و آرمان اصلاح گرانه بود.اندیشه ای که ظلم را تاب نمی آورد و حقیقت و عدالت و فضیلت را مطالبه می کند.خواسته ایشان ،کرامت انسان ها و اخلاق و وجدان در میان جامعه بود.آنها به اجحاف نسبت به مردم.حق کشی ها-دروغ ها فساد ها و اهلاک حرث و نسل ، واکنش نشان می دادند.

اهل معامله و زد و بند هم نبود.حرف حق را با صلابت می زد و پای آن با قدرت می ایستاد.تماشاچی شکم سیر و بی تفاوت ظلم نبود.می دید به نام پیامبر دارد خیانت می شود.سکوت او روا نبود.ضمن اینکه دغدغه مهم ایشان ریختن خون بی گناهان در کشمکش های نهاد قدرت بود.خون مردم برایشان نهایت اهمیت را داشت.در عمل می دانستند اینکه قرآن می گوید کشتن یک نفر مرادف قتل عام انسانیت است یعنی چه؟شوخی نداشت با حق.او هم می توانست قیام کند و کشتار و خونریزی .اما در این موقف ،زندان شدن او پیام رسا تری داشت.شاید دستگاه عباسی می دانست امام خطر نظامی و بقول خودشان فتنه گری برای آنها ندارد.ولی وجاهت و مقبولیتی که از منطق و حکمت عملی امام برخواسته بود خوار چشم آنها بود و با دل مردم نمی توانستند کاری کنند.مشی رحمانی امام و مکارم والای اخلاقی ایشان بود که لرزه بر اندام ظلمه می انداخت!

البته ذکر این نکته ضروری است که استراتژی اهل بیت در ادوار مختلف بر موازین تعریف شده ای استوار است اما تاکتیک ها به فراخور شرایط و با لحاظ مصالح ،سیال و متغیر است.

کظم غیض امام و سلوک رحمانی او کاری کرد کارستان که هیچ پیک و رسانه ای هماورد رقابت در انتشار پیام تبلیغی ایشان را نداشت.

زندان ،کیفر سختی که حاوی پیام هایی است:

زندان شدن امام در سخت ترین شرایط ،پیام ایشان را با رساترین فریاد به گوش تاریخ رساند.شاید اگر آن مصیبت نبود که شکنجه ها و کتک زدن ها و اهانت ها به حضرت ،پیکری نحیف بسان پارچه ای افتاده بر زمین!بسازد امروز هیچ قلمی او را سر دست نمی گرفت و حدیث مظلومیت او را مشق نمی کرد.امام پیام خود را به ما رساند اگر چه به قیمت شهادت در راه محبوب.

زندان اساسا کیفر سختی است.نگارنده بیش از ۱۰ زندان کشور را سر کشی کرده و خود نیز بنا به دلایلی متحمل کیفر زندان بوده است.قابل درک است که این کیفر چگونه پیشوای شیعیان را که جای او در قلب و بصر مردم بود ،تحت تاثیر نا روایی های خود قرار داده است.زندان اگر چه کیفر است اما خود چارچوب و قاعده ای دارد.بیش از ۲۰ حق ناظر بر فرد زندانی است که در متون اسلامی و دینی ما بدان اشاره شده .اماحکمای عباسی دین را اسباب ارتزاق و کاسبی قرار داده بودند و قرار نبود به گزاره هایی که برایشان مسئولیت آور است وقعی نهند.زندانی کردن امام در شرایط غیر انسانی و پای ثابت کتک و توهین و…سند رسوایی ابدی خلفای مدعی عباسی شدو چه ارزان اعتبار خود را که منتسب به پیامبر می دانستند بخاطر ترس از جلوه گری انوار عالم تاب کسی که بر قلب ها حکومت می کرد،فروختند!این شد که موسی بن جعفر ،باب الحوائج و مظهر کرامت و ذراد خانه شرافت انسانی در طول تاریخ ماند و ماندگار شد .

تو را زندان نمودند آن دغل ها
چه ارزان خود نمودند،مفتضح ها

ولی فتح الفتوح تو در این حبس
بود فکر و قلوب معتبرها

منبع: وبلاگ نویسنده


2 پاسخ به “پیشوای مظلوم، در حبس ظالمان مدعی اسلام”

  1. طاهره قابل گفت:

    خداوند رابه زندانی بغداد موسی ابن جعفر قسم میدهیم وسیله آزادی همه زندانیان دربند ظلم وجور را هر چه زودتر باسقوط ظالمین فراهم نماید انشا الله

  2. من یک ایرانی سبزم گفت:

    وفتی عنوان مطلب را دیدم تصور کردم که راجع به “حصر” و زندانی شدن میرحسین موسوی توسط این رژیم غیرانسانی و غیراسلامی است. دقیقا همین اوضاع است با این تفاوت که آن مطلب مربوط است به قرن سوم هجری اما اکنون قرن پانزدهم است و نشان میدهد که ما چه اندازه پس رفت داشته ایم. و عطوفت و رافت اسلامی که اینها ادعای آنرا دارند با کسانی که مورد احترام و محبت جامعه هستند چگونه رفتار می کنند. لعنت بر شهوت قدرت پرستی که چگونه انسانها را ازحیوان هم بدتر می کنند. والله حیوانها با همجنس های خود این رفتار را ندارند که اینها با مردم ایران پیش گرفته اند. انگار فراموش کرده اند که فرزند چه کسانی هستند و تادیروز چه مشاغل حقیری داشتند و امروز که با دزدیدن و به سرقت بردن انقلاب ما به این جاها رسیده است، به بینید چگونه همه چیز را فراموش کرده اند. بدبخت ها هرچه در بازو دارید به کار برید که زمان زیادی از دوره شما باقی نمانده است و بالاخره ملت همیشه پیروز است.