سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

اسلام و پیشرفت

چکیده :يك مفهومي‌ وجود دارد به‌نام تئوري توطئه. اين تئوري به اين معناست كه ذهن شرقي هماره مي‌گويد كه در هر كاري يك دست خارجي در آن‌سوي آب‌ها وجود دارد كه براي ما نقشه مي‌كشد. من به این تئوری اعتقادی ندارم. هر ملتي طبق گفته قرآن نتيجه انديشه و كار خودش را مي‌گيرد....


حجت‌الاسلام دكتر سيد محمد ثقفي استاد دانشگاه در رشته جامعه شناسي دين درباره وضعيت ايده آل يك جامعه ديني نظرات متفاوتي دارد. وي در بحث جامعه شناسي ديني نقش دولت‌ها را پر رنگ دانسته و معتقد است عملكرد دولت‌هاي مختلف تاثير بسزايي در جامعه دارد. گفت و گوی روزنامه تهران امروز با این روحانی نواندیش را در ادامه می خوانید:

 

در مورد پيشرفت در اسلام اولين سوال شايد اين باشد كه اساسا پيشرفت از منظر اسلام چه ابعادي دارد؟

به نظر من بهتر است به جاي پيشرفت از اصطلاح «توسعه» استفاده كنيم. اصطلاح توسعه يك اصطلاح تكامل گراست كه در قرن 19 توسط آگوست كانت و ماركس مطرح شد. توسعه به معناي رفاه در زندگي انساني است. چگونه انسان در عصر جديد بر مبناي رفع موانع طبيعي و هموار ساختن زندگي براي خود لذت بیشتری از زندگی می‌برد و البته این معنا عمدتا در زمينه اقتصادي مطرح مي‌شود‌ لذا زندگي در عصر جديد اقتضائاتي دارد. مثلا گفته اند براي رفاه و آسايش بيشتر خانواده محدود باشد؛ فرزندان كمتر باشد.

بنابراين اصطلاح ، اسلام با اين نحوه توسعه موافق است. چند آيه و روايت وجود دارد كه نتيجه عمل به آنها به توسعه و رفاه منتهي مي‌شود: يكي آيه معروف «ربنا آتنا في الدنيا حسنه و في الاخره حسنه و قنا عذاب النار: خدا یا در این دنیا حسنه، رفاه، نعمت بیشتر برکت» و… بر ما عطا کن و در زندگی دیگر نیز ثواب و غفران و لذت بر ما مقدر فرما. لذا اين آيه هم زندگي اين دنيا را لحاظ مي‌كند و هم زندگي آن دنيا را مد نظر دارد. از پيامبر اسلام نيز روايت شده است كه از ما نيست كسي كه زندگي دنيايش را به آخرت بفروشد و از ما نيست كسي كه زندگي آخرتش را به دنيا بفروشد. امام حسن(ع) نيز مي‌فرمايد: در زندگي دنيا آنچنان محكم كار كن كه گويي هماره زنده خواهي ماند و براي آخرتت آنچنان عمل كن كه گويي فردا خواهي مرد. اين بدان معناست كه زندگي دنيايي را آباد كنيم‌ و لازمه اش رعايت تمامي‌ابعاد زندگي جمعي، شهرسازي، ساختمان سازي، رفاه، استحکام و همه گونه وسایل آسایش و آرامش است… البته بايد در نظر داشته باشيم كه فراهم كردن اين همه امكانات صرفا براي يك نسل نيست‌بلكه بايد به‌گونه اي كار كرد كه نسل‌هاي ديگر هم منتفع شوند.

لذا حضرت علي(ع) فرمودند كه اگر من دو نخله خرما داشته باشم و مرگم فرا برسد؛ دو نخله خرما را مي‌كارم بعد از دنيا مي‌روم لذا اين مسئله ناظر به اين است كه زندگي دنيايي يعني رفاه، لذت و آسايش براي همه.

بر بينش ائمه نيز هست كه مي‌فرمايند كه وقت خود را بر سه بخش تقسيم كن: بخشي براي كار و زندگي و خانواده، بخشي براي استراحت و بخشي نيز براي لذت‌هاي مشروع و غير حرام مانند گردش و تفريح و ورزش و…

شما پيشرفت را توسعه معنا كرديد و هدف توسعه را رفاه انساني براي تمامي‌نسل‌ها دانستيد، حال، اين توسعه كه مبناي رفاه هست، چه تفاوتي با تجمل‌گرايي و رفاه‌زدگي دارد كه در ادوار مختلف گريبانگير بشر بوده و هست؟

دو مرحله يا دوگونه زندگي وجود دارد. يك زندگي جمعي(جامعه مسلمانان) هست. در مورد زندگي جمعي، رفاه جمع مطرح است اگر يك شهر يا كشوري از فضاي شهري و خدمات و هتل و تفريحگاه و ورزشگاه و… محروم باشد و اصلا اقتصاد خوب نداشته باشد اين جامعه محكوم به فنا و نابودي خواهد بود.

اسلام در اين مورد بر آباداني تاكيد دارد و هماره بر‌ رفاه جمعي، مسلمان‌ها تاكيد مي‌كند. اما در زندگي فردي تجمل‌گرايي مذموم است فرد بايد به‌قدر نياز از مواهب استفاده كند. البته بايد توجه داشت كه ما در چه عصري زندگي مي‌كنيم. آيا در قرن بيست و يكم زندگي مي‌كنيم يا در دنياي باستان به‌سر مي‌بريم؟

در زندگي فردي بايد نعمت خدا را قدر بدانیم و از اسراف و تبذير پرهيز كنیم. خداوند تمامي‌نعمت‌ها اعم از مسكن و مركب و طعام و… را ‌ براي استفاده درست انسان آفريده است. اينها مال مسلمانان است. روايت داريم كه وقتي خداوند نعمتي را بر كسي ارزاني مي‌دارد، دوست دارد كه آثار آن نعمت را در زندگي فرد مشاهده كند.

مقدمات اين توسعه يا مباني الهياتي- قرآني آن را اگر ممكن است بيشتر توضيح دهيد؟

هدف ظهور اديان هدايت بشر است اما بعضي از اديان عمدتا آخرت‌گرا هستند و نسبت به زندگي اين دنيا با بي مهري مي‌نگرند.

دين بودا، هندو و مسيحيت كاتوليكي، عرفاي زاهد منش و دراويش دنيا را بد مي‌بينند اما در اسلام البته اسلامي‌كه انسان را در بطن حيات مي‌بيند و نه عزلت و انزوا، زندگي جايگاهي والا دارد. اساسا اسلام، دین زندگی است. لذا اسامي‌خداوند هم هر يك حاكي از يك بعد شكوفا از زندگي است : مثلا خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد. خداوند هنر آرایش، لباس نو، فضای سبز، ساختمان خوب، خیابان وسیع و… را دوست دارد. روايت است هرگاه پيامبر از خانه به قصد مسجد بيرون مي‌آمد لباس نو مي‌پوشيد و موهايش را شانه مي‌كرد و مسواك مي‌زد،عطر مي‌زد و در آينه خود را مرتب مي‌كرد. روزي عايشه گفت: چه شده خيلي به خودت مي‌رسي! فرمود:خداوند دوست دارد بنده مومنش وقتي مي‌خواهد بيرون برود آمادگي رواني داشته باشد،يعني خوش‌اخلاق باشد و به وضعيت ظاهري خود برسد. این‌ها همه ابعاد رفاهی است که اسلام توصیه می‌کند و البته اصل دین در زندگی همین‌هاست.

با توجه به تعريفي كه براي توسعه ارائه كرديد،سوال پيش مي‌آيد كه مدلي كه براي توسعه اسلامي‌مطرح مي‌كنيم چه مولفه‌هايي دارد؟

آيه‌اي در سوره سباء آمده كه در اين آيه الگوي يك شهر نمونه را توضيح مي‌دهد البته كار دين جهت‌دهي است و كليات را مطرح مي‌كند و استخراج جزئيات از اين كل، كار دانشمندان مسلمان است.

قرآن مي‌فرمايد لقد كان لسباء في مسكنهم آیه جنتان عن یمین و شمال کلوا من رزق… :«و برای اولاد سباء در وطنشان از جنوب و شمال دو باغ و بوستان آیت لطف و رحمت بود، بخورید از رزق خدای خود و شکر وی به‌جای آرید که مسکنتان شهری نیکوست و خدای شما غفور است.» بعد يك فرمول مي‌دهد: بلده طيبه، شهر پاكيزه‌اي است، فراواني نعمت و ارزاني ارزاق فراواني رفاه است: جامعه نمونه يعني رفاه به‌علاوه ايمان. دو نتيجه مي‌دهد: رفاه منهاي ايمان خير و ايمان هم منهاي رفاه خير. غرب الان رفاه دارد اما ايمان ندارد. شرق مدعي ايمان است اما رفاه ندارد. لذا توسعه به اين معنا را كه جمع بين رفاه و ايمان است را نه شرق دارد و نه غرب. غربي‌ها گرفتار تجمل، رفاه زدگي و زندگي‌زدگي منهاي ايمان است. شرقي‌ها هم بعضا گاهي گرفتار عصبيت و گاهي خشونت هستند و لذا زندگي دنيايي‌شان چندان تعريفي ندارد.

جامعه ما نیز با وجود پيشرفت‌هایی که در زمینه‌های مختلف کرده است، متاسفانه از دو عيب بزرگ از ابتداي انقلاب تا كنون رنج مي‌برد: يكي شعار منهاي عمل است‌ و دوم تخريب يكديگر است.

البته اين انقلاب و نظام به نوعي يك معجزه در تاريخ اين مملكت به‌حساب مي‌آيد اما متاسفانه دولت‌هايي كه از ابتدا بر سركار آمدند از دولت موقت تا ساير دولت‌ها با وجود خدماتي كه انجام دادند و امتیازاتی که داشتند اما بعضا در اثر كم‌لطفي، قدر يكديگر را ندانسته و در برخي موارد به تخريب يكديگر پرداختند. بايد به نيروهاي كارآمد در دولت‌هاي پيشين بها داد و از توانمندي‌هاي آنها استفاده كرد، نه اينكه دست به ترور شخصيت آنها ببريم. اين خلاف اسلام است.

چرا با وجود اين همه دستوراتي كه در اسلام درخصوص پيشرفت و توسعه و رفاه وجود دارد برخي از كشورهاي مسلمان عقب مانده‌اند؟

يك مفهومي‌ وجود دارد به‌نام تئوري توطئه. اين تئوري به اين معناست كه ذهن شرقي هماره مي‌گويد كه در هر كاري يك دست خارجي در آن‌سوي آب‌ها وجود دارد كه براي ما نقشه مي‌كشد. من به این تئوری اعتقادی ندارم. هر ملتي طبق گفته قرآن نتيجه انديشه و كار خودش را مي‌گيرد.


3 پاسخ به “اسلام و پیشرفت”

  1. ناظر گفت:

    من از این کلمه “توسعه” متنفرم . در حال حاضر دو سوم تولیدات در جهان ، تولیدات مصرفی است . براورد شده که اگر کل جمعیت محروم جهان هم در اثر “توسعه” بخواهند به میزان جمعیت برخوردار جهان مصرف کنند ، منابع موجود در کره زمین کفاف مصرف یک سال کلیه ساکنین محترم آن را هم نمیدهد .متاسفانه در کشور ما که هنوز به این “توسعه” مبارک نرسیده است ، کسی به این حقایق توجه ندارد و همه مرثیه توسعه نیافتگی میخوانند . به حاکمان که امیدی نیست ، چون شعورش را ندارند و دیگرانی که شعورش را دارند (منظورم از شعور در اینجا آگاهی نسبت به مسئله است و قصد توهین ندارم) هم چون پرداختن به مسئله در وحله اول ریختن آب به آسیاب جکومت ویرانگر موجود است ، به آن نمیپردازند . لطفا دیگراز دل اسلام مظلوم “توسعه” بیرون نکشید .

  2. ناشناس گفت:

    حافظ هم فراموش نکنید که میگه:پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت/ناخلف باشم اگر من به جویی نفروشم
    پیشرفت را در این 30 سال دیدیم آمارها حکایت می کند
    کاش مراجع از خواب بیدار می شدند و می دیدند که مردم فوج فوج از دین اسلام خارج و مسیحی می شوند تا از شر استرس و اغتشاش و دروغ و دورویی و استبداد اسلامی رهایی یابند. چرا که برای سوال های پی در پی جوانانشان از دین بد عمل شده و این همه شعار و تبلیغات مذهبی دیوانه کننده پاسخی ندارند و نمی خوهند جوانانشان بیش از این در معرض فساد فراگیر اسلام اندودی باشند که هر منکر و زشتی و پلیدی دروغی در آن مجاز است و برای حلال شدن هر انحرافی وهر عمل شنیعی توضیح و توجیه و فتوایی می توان یافت. آیا مراجع که وعده ام القرای جهان اسلام را به مردم ایران دادند هیچ می دانند که بر اساس یک شاخص معتبر بین المللی : ایران یکی از فاسد ترین کشورهای جهان است و موقعیت ایران فقط طی سال گذشته 15 رتبه سقوط کرده است.اکنون فقط عراق سومالی و اریتره که در گیر جنگ داخلی هستند یا گینه بیسائو و بروندی که هنوز آدم خوار دارند و میانمار که بدون خانم آنگ سان سو چی کسی نام آن را نشنیده بود اقتصادی بدتر از ایران دارند. اما آیا این را نیز می دانند که بر اساس یک شاخص دیگر، جمهوری اسلامی که با نظر علما اداره شده فاسد ترین کشور جهان است زیرا به علت ثروتی افسانه ای دارد کلان ترین اختلاس ها و ارتشاء های جهان در آن صورت می گیرد. برای مثال هزاران ميليارد تومان از درآمد هاي نفتي کشور طی هفت سال گذشته هیچگاه به خزانه واريز نشده است.

  3. ناشناس گفت:

    من فکر می کنم که سایت کلمه باید با دقت بیشتری افراد را انتخاب کند. این آقایی که شما از وی مطلب منتشر کرده اید کسی است که یک زمان در طیف ملی مذهبی بود و حتی زمانی هم کاندید جبهه مشارکت برای نمایندگی شد، اما در زمان احمدی نژاد به یک باره تبدیل شد به یک آدم فوق افراطی در گروه احمدی نژاد. بنابراین صرف یک مصاحبه کفایت نمی کند بهتر است کمی هم به کارنامه نگاه کنید که طرف در طی زمان کشف الارض نکرده باشد.