شورای هماهنگی راه سبز در بوته نقد
چکیده :شورای هماهنگی یک مرکز فرماندهی نیست بلکه یک مکانیزم برای هماهنگی است. صلاحیت شورای هماهنگی پیدا کردن برآیند گفت و گوهای عمومی است. اگر شورای هماهنگی خوب کار کند اکثریت مناسبی از کسانی که خودشان را سبز می دانند باید موضع و رنگ و بوی خودشان را در مواضع شورا ببینند و بتوانند همگرایی پیشنهاد های شورای هماهنگی با خرد جمعی را تایید کنند....
کلمه – حمزه غالبی:
به فراخوان اخیر شورای هماهنگی راه سبز امید انتقاد اصولی وارد است. نه به خاطر این که با تصمیم اش موافق بودیم یا نه. لازمه زندگی اجتماعی و سیاسی غیر استبدادی این است که خیلی وقتها در عین حال که موافق تصمیماتی که خرد جمعی می گیرد نیستیم ولی برای کنش جمعی پای تصمیمی که با مکانیزم مورد توافق جمع گرفته می شود بایستیم. و این نه فقط آرمانی برای جامعه مطلوب که ارزشی است که باید در روند مبارزه ما هم جاری باشد.
در این جا قصد نداریم به محتوای تصمیم شورای هماهنگی راه سبز امید بپردازیم. از نظر نگارنده شورای هماهنگی یک مرکز فرماندهی نیست بلکه یک مکانیزم برای هماهنگی است. صلاحیت شورای هماهنگی پیدا کردن برآیند گفت و گوهای عمومی است. اگر شورای هماهنگی خوب کار کند اکثریت مناسبی از کسانی که خودشان را سبز می دانند باید موضع و رنگ و بوی خودشان را در مواضع شورا ببینند و بتوانند همگرایی پیشنهاد های شورای هماهنگی با خرد جمعی را تایید کنند. وقتی تصمیمی با فهم سلیم بخش بزرگی از افراد نمی خواند یعنی این مکانیزم خوب عمل نمی کند.
شورای هماهنگی نهاد نمایندگی نیست که افراد رای و نظر خودشان را ابراز و تشخیص خودشان هرچه هم صاحب صلاحیت مبنا قرار دهند. شورای هماهنگی راه سبز امید تمهیدی است که رهبران جنبش سبز با توجه به پیش بینی حصر اندیشیده اند. ماموریتی که شورای هماهنگی از رهبران جنبش سبز گرفته است هماهنگی از طریق تلاش برای پیدا کردن برایند نظرات و پیشنهاد عمومی است. شورای هماهنگی یک حزب و یک گروه سیاسی نیست که بخواهد مثل یک گروه، مواضع خاص خودش را داشته باشد. شورای هماهنگی راه سبز امید تدبیر راه گشایی از طرف رهبران جنبش سبز بوده است که باید با نقد جدی و مشفقانه خودمان از خارج شدن آن از ماموریت محوله جلوگیری کنیم.
ما راه سختی در پیش را داریم. راهی که با استقامت و هزینههای فراوان طی شده است. سرمایه اجتماعی جنبش سبز با مراقبت های فراوان حفظ شده است. تصمیمات اشتباه و یا برنامه های ناکام اتفاقی غیر قابل اجتناب است اما مهم این است که ما در مسیری که حرکت می کنیم در خلال گفت و گوهای عمومی در مسیر پیشرفت باشیم. نشانه پیشرفت و یا داشتن ظرفیت یادگیری، اشتباه نکردن نیست، بلکه کم کردن اشتباهات در طی مسیر است.














این دیگر چه نقدی ست؟ ناز و نوازش شورای سبز اسمش را بگذاری بهتر است.
یاحسین میرحسین
به نظر من، شورای هماهنگی راه سبز امید نتوانسته آن گونه که باید در میان جامعه و نخبگان برای خود جایگاه ایجاد کند. بخشی از دلیل این امر خارج از حیطه این شورا و بخشی نیز به جایگاه این شورا باز می گردد.
به نظر من برای بهبود عملکرد این شورا چاره در آن است که در این شورا تحولاتی صورت گیرد یعنی تیم فعال در این شورا گسترده تر شده و شاید برخی تغییرات نیز در افراد صورت گیرد. به عنوان نمونه مشخص نیست چرا تنها یک نفر از این شورا شناخته شده است. این موضوع به شدت باعث تضعیف این شورا گردیده است، زیرا شورا را در حد یک نفر کاهش داده است.
موضوع دیگر آن است که شورا باید فعالانه تر در عرصه جامعه وارد شود. متاسفانه رخوت زیادی در بین نخبگان اصلاح طلب وجود دارد و این رخوت به شورا نیز گسترش یافته است. در اصل شورا نقش خود را به درستی نشناخته و نتوانسته است در عرصه تحولات جامعه وارد شود. به طوری که رویدادهای جامعه پیش می روند بدون آن که شورا اثری بر آنها داشته باشد. برای مثال، این شورا هیچگاه به نقد سخنان علی خامنه ای نپرداخت و از ایشان نپرسید چرا باید اختلاس را کش نداد؟ چرا ایشان مانند ناظم برای نمایندگان مجلس عمل می کند و رییس مجلس را در نقش مبصر کلاس درآورده است؟ … اصولا اگر دقت کنید صدای اصلاح طلبان و شورای هماهنگی راه سبز به تدریج در جامعه رنگ باخته است و آنان در حاشیه قرار گرفته اند. در حالی که همه می دانیم که در بطن جامعه اعتراض جریان دارد و جامعه پتانسیل خیزش را دارد. اما نخبگان اصلاح طلب توان بهره برداری از این وضعیت را ندارند.
موضوع بعدی آن است که شورا باید با زبان مردم کوچه و بازار صحبت کند. بیانیه های این شورا تحلیلی بوده و مخاطبان خاص دارد. این شورا باید بیانیه هایش کوتاه بوده و با زبان مردم کوچه و بازار نوشته شود تا بتواند برای مردم قابل درک باشد. تجربه آیت الله خمینی و اعلامیه هایش در این زمینه می تواند راهگشا باشد. آن اعلامیه ها و نوارها یک استراتژی مشخص را دنبال می کردند (زیر سوال بردن حکومت)، متن آنها بسیار عامیانه بود تا همگان آن را درک کنند و با آن ارتباط برقرار کنند و نیز فعالانه بود. یعنی به طور موثر ارکان حکومت را هدف قرار می داد.
موضوع دیگر آن است که شورا متاسفانه استراتژی مشخصی ندارد و اصلا مشخص نیست در پی چیست. تنها چیزی که از این شورا دیده می شود آن است که تبدیل به یادواره ای شده است از جنبش سال 88 و مدام به یادآوری میر حسین موسوی می پردازد. این شورا باید برای خود یک استراتژی مشخص تدوین کند (نیازی نیست اعلام کند) و بر اساس این استراتژی اقدام به موضع گیری و فعالیت کند.
به نظر من باید ضعف این شورا در ساماندهی نیروها نیز اصلاح شود. شاید این شورا یک حزب نباشد اما میتواند نیروهایی داشته باشد در داخل و خارج که به آن کمک می کنند. این نیروها به ساماندهی اوضاع می پردازند و بازخورد برای شورا فراهم می کنند.
من فکر می کنم شورا باید موارد فوق را لحاظ کرده و مانند شورای سوریه به طور رسمی تغییرات را پذیرفته و آن را اعلام کند (کنار رفتن برهان غلیون). به این ترتیب، می تواند به بازسازی خود بپردازد.
نقد به شورای همماهنگی سال گذشته مطرح شد که دوستان چنبه تو گوششون کردند و نشنیدند. الان برای نفد کردنشون هم دیر شده.. همیشه یه مجموعه فرصت نقد شدن نداره..
ما که متوجه منظور نویسنده نشدیم.انتقاد ایشان به چیست؟
ای کاش به این سوال هم پاسخ میدادند
به نظر من در شورای هماهنگی هدف گذاری انجام نمی شه ، اصلا تعیین نمی شه ما امسال چی میخوایم ، چه مناسبت هایی داریم ، از مردم نظر نمی خوایم ، صفحه ی فعال در فیسبوک نداریم ، وب سایتی که با کاربران در تعامل باشه نداریم ، این که نشد
خوبه اسمش شورای هماهنگی هست !
این می خواد دقیقا چیو با چی هماهنگ کنه ؟
در ضمن هیچ راهکاری هم به مردم پیشنهاد نمیده ، من نمیدونم این پیروزی که در افق ترسیم شده چه روزی قابل دسترس هست ، اصلا شما نمی تونی بایستی و نظاره کنی و در سر سودای رسیدن داشته باشی و در قدم ساکن باشی !
این چیزایی که میگم ملموس هست ، چرا افرادی که در این شورا هستند درک نمی کنند ؟
رفتاری که دیروز با آقای نوریزاد شد یعنی چی ؟ غیر از اینه که ما با رفتارمون به تندروان وحشی اینطور رو نشون دادیم که پاچه بگیرند ؟
این نشد ، شما اهل این نیستید که این رژیمو اصلاح کنید ، میر حسین کجایی بیا خودت بیا به ما راه سبز امید رو نشون بده تا از مسیرش دور نشیم …
بیانیه اخیر شورای فقط رفع تکلیف بود و بس . ظاهرا هیچ اراده ای نسبت به خواست اکثریت وجود ندارد شورای نمی خواهد با واقعیت کنار بیاید .واقعیت بزرگ این است که فقط تاج با عمامه عوض شده خفقان ، تهدید ، کشتن ، فرقی نکرده که هیچ استفاده ابزاری از دین مصیبت بزرگتری است.اگر شورای حول یک محور مشترک بیانیه دهد و اراده ای برای انجام تغییر باشد می شود با حضور تعداد قابل توجه ای از مردم حکومت را به زانو در آورد.
فراخوان٢٥بهمن٩٠و٢٥خرداد٩١ تصميمي بدور از نيازها و اقتضائات جامعه بود
كافي بود ميرحسين يك بيانيه مي داد اما اشكالي نداره آينده با ماست شما بايد دوطرف را ببينيد اكثر كساني كه از حكومت حمايت مي كردند از اون عطش خبري نيست همه لعن و نفرين مي كنند شورا هم خوبه اما به ميرحسين نمي رسه اما تو انتخابات موفق بود شرايط را بايد ديد سبزها سبزهستند بلكه جمعيت انها بيشتر شد وبيشتر مي شود بدر مادران ما سبز بودن ما هم سبز شديم ما هم سبز هستيم فرزندان ما هم سبز مي شوند
سلام
دقيقا چنين است!
باچنين تصميمات سبكي سرمايه هاي جنبش كه باخون دل بدست امده هدر خواهدرفت
فعل سياسي اين نيست كه فراخوان تجمعات رابصورت كور ادامه دهيم؛بلكه بايد باپشتوانه جمعيت عظيم ٢٥خرداد٨٨و٢٥بهمن٨٩، چانه زني كرده وگامي به جلو برداشته واقتدارگرايان را مجبور به تغيير رويه كنيم تا شايد ايران نجات يابد
وگرنه نمايش قدرت بالقوه، دردي دوا نخواهد كرد
بماند اين فراخوان ها كه بي توجه به نيازها و اقتضائات داده شده، ثمري جز هدر رفت سرمايه هاي پيشين
شورا خيلي خوبه من راضي هستم متاسفانه ما ايراني هميشه اشتباهات خود را دوست داريم بندازيم رو دوش يك نفر ديكه مثل اينكه مشكلات مردم 100 برابر شده ها بدران ما مي كويند انقدر تو اينترنت نرو در صورتي كه خود آن ها هم سبز هستند ازدواج كار شغل و و و و ما مردم هستيم خوب اون ها از مردم نيستند اون ها براي سانديس دست به اين كارها مي زنند اين همه بلا و مصيبت سر مردمان آوردند كم نيست اين هم از دين كريز شدن معني دارنيست همه كارها نمايشي شده از طرف حكومت مايك شورا داريم آن ها هزاران رسانه تصويري از روزنامه تا جنبش سبز 3 ساله شد فرداي تاريخ با ما هست
دي ديد خاتمي كارش درست بود
واقعیت کلام نیز همین است که شورای هماهنگی یک مرکز فرماندهی نیست و امروز نیز نحوه مبارزه و هزینه دادن برای تغییرات با دهه های گذشته تفاوت کرده و باید از هر نوع عمل زدگی افراطی پرهیز کرد و بیشتر به تعمیق آگاهی ها و تحولات پیرامونی توجه کرد پتانسیل اعتراض در بدنه جامعه وجود دارد و از خرداد 88 نیز بیشتر شده اما هزینه کردن آن با هر بهائی ، غیر منطقی و خود خواهانه است .
من یکی از سربازان جنبش سبز هستم که بعد از انتخابات زندگی من تحت تاثیر جریانات سیاسی قرار گرفته است. در طول این مدت پیرو سخن میر حسین که باید جنبش سبز را زندگی کرد و در جنبش سبز فرمان از پایین به بالا هست و تاکید بر مبارزات مدنی ایده هایی به ذهن من خطور کرده است که به دلیل در ارتباط نبودن با گروه ها و فعالان سیاسی و مدنی و متاسفانه ترسی که در وجودم هست هیچ گاه نتوانستم منعکسش کنم تا امروز که تصمیم گرفتم این ایده ها و نظراتم را در اختیار شما قرار دهم. از شما میخواهم که این نظرات و ایده های من را در وب سایت خود منعکس کنید و از خوانندگانتان بخواهید آن را به نظر سنجی بگذارند و در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارند و اگر چنین امکانی نیست در اختیار کسانی قرار دهید که بتوانند ان را منعکس کنید(شورای هماهنگی راه سبز امید، سایتهای جرس، کلمه، ندای سبزآزادی، سحام نیوز و … و شخصیتهای کاریزمای فعال در سیاست و شبکه های اجتماعی).
همچنین در راستای ایده های من دیگران هم میتوانند نظرات و ایده های مدنی خود را به اشتراک بگذارند.
و اما آنچه سخن من است:
باران به خاطر استمرارش سنگ را سوراخ میکند نه به خاطر قدرتش.
مردم سبزاندیش ایران
چنانچه میدانید جنبش سبز ایران در مدت مبارزات خود با محدودیتهای بسیاری روبرو بوده و هزینه های بسیاری پرداخت کرده است امروز این جنبش مردمی وارد مرحله جدیدی از مبارزات خود شده است و باید متناسب با زمان و فضای موجود به حیات خود ادامه دهد تا به پیروزی خود دست یابد.
میدانیم و بارها شنیده ایم و خوانده ایم که مهندس میر حسین موسوی گفته است جنبش سبز را باید زندگی کنیم. اینک که با وجود تمام سختی ها و فشارها و محدودیت ها و سانسورها سه سال گذشته را به پایان رسانده ایم باید اهدافی را برای سال آینده که سال متفاوتی است داشته باشیم و فعالیتهای متنوعی را برای جنبش سبز تعریف کنیم.
ما گروهی از سربازان کوچک لشگر بزرگ جنبش آزادی خواهی ایران برای پیوند بیشتر اعضا و همچنین گسترش اندیشه های جنبش پیشنهاداتی را ارائه میکنیم. این پیشنهادات برای پیوند و اتحاد اعضای جنبش است، ما چه در انتخابات شرکت کنیم و چه شرکت نکنیم باید اتحاد خود را حفظ کنیم فراموش نکنیم که حاکمیت از اتحاد مردم میترسد نه از قدرتهای بزرگ. ما باید زندگی و طراوت را دوباره به لایه های مختلف جنبش بازگردانیم. امید بر اینکه این ایده ها مورد قبول واقع بشود. برای اتحاد و طراوت دوباره جنبش کافی هست فقط یک پیشنهاد مورد قبول باشد.
این پیشنهادها با این اهداف طراحی شده است:
1- کمتر شدن هزینه های جنبش( به جای پرداختن هزینه هایی چون خون، شهادت، اسارت، و … میتوان هزینه های دیگری پرداخت. پسازاین هزینه های جنبش باید شادی و طراوت مردم باشد)
2- شرکت تمام اعضای جامعه در هر سنی و در هر شرایطی(به خصوص تمای اعضای خانواده از کم سن و سال تا کهن سالترین)
3- جاری بودن این فعالیت ها در زندگی مردم( زندگی کردن جنبش سبز)
4- تقویت و گسترش زندگی مدنی
5- مسالمت آمیز و در عین حال ادامه دار بودن فعالیت ها
6- ساده و سهل الوصول بودن فعالیتها
و اما فعالیتها:
1- دمیدن در صوت اعتراض( در یک روز از ایام هفته در یک ساعت مشخص به قصد رساندن صدا به گوش میر حسین و کروبی و یا ربون آسایش از اقتدارگرایان)
2- اختصاص یک روز از ایام هفته به خرید گل. تمام اعضای جنبش سبز با داشتن یک شاخه گل به سوی خانه هایشان بروند(زهرا رهنورد به گل نرگس علاقه بسیار داشت).
3- گسترش اندیشه اصلاح طلبی( هدیه دادن روزنامه های سبز و اصلاح طلب. میتوان با این کار اخبار و تحلیل ها را در اختیار کسانی که توان مالی خرید روزنامه های گران را ندارند و یا بی اطلاع از هر اتفاقی هستند، قرار داد)
4- تجمع های هفتگی در پارکها و اماکن تفریحی داخل شهر( یک تجمع غیر مرسوم در یک ساعت مشخص{7تا9} در سکوت کامل و بدون شعار به قصد تفریح)
5- تجمع های ماهیانه. هر ماه یک تجمع عظیم در شهرها یعنی 12 تجمع عظیم در سال. به عنوان مثال در پارک چیتگر، پارک ارمو … به قصد شادی ولی با اطلاع این که این جمعیت عظیم اعضای یک جنبش بزرگ هستند)
6- روشن کردن شمع در چهارشنبه سوری( به جای اعمال خطرناک شهر را پر از شمعهای روشن کنیم در سکوت و آرامش برخلاف سالهای قبل و یا از یک ساعت مشخص به بعد مثلا بعد از ساعت 10 شب سکوت شهر را فرا بگیرد به همراه شمعهای روشن)
7- سبزه های عید را در روز سیزدهبهدر به میدان آزادی بیندازیم. هر شهر مکانی را برای این کار اختصاص بدهد.
8- در یک روز از ایام هفته مردم در یک ساعت مشخص در ماشین ها و در صورت امکان با موبایلهایشان آواز شجریان را پخش کنند( هر آوازی که میخواهند)
9- یک روز از ایام هفته را اختصاص به خرید کالا بدهیم . به بهانۀ خرید در یک ساعت مشخص و دریک روز شخص همه در خیابان حضور داشته باشیم بدون شعار فقط ازدحام غیر طبیعی مردم با زنبیل های خرید.
10- یک روز از ایام هفته را اختصاص به خرید کتاب بدهیم.
11- یک روز از ایام هفته را اختصاص به سینما بدهیم.
12- و پیشنهادهای دیگری که هر عضو از این جنبش مطرح میکند و با اهدافی که در سطور قبل ارئه شده است همخوانی دارد.
به عنوان مثال:
شنبه: خرید خانه از ساعت7 تا 9 و روز آواز شجریان
یکشنبه: روز به صدا در آوردن صوت اعتراض
دوشنبه: خرید گل ساعت 6تا 8
سه شنبه:روز سینما( سینما در این روز نیم بها است)
چهارشنبه: شب نشینی در پارک 9 تا 11 شب مخصوصا برای فصل بهار و تابستان
پنج شنبه: روز مهمانی های سادۀ سبز( به قصد اطلاع دادن و دیدار دوستان و اقوام و در جریان گذاشتناز اتفاقات کشور در یک ساعت مشخص با ساده ترین شکل پذیراییها)
جمعه:…
اطلاع رسانی کنید افراد زیادی به اینترنت و شبکههای اجتماعی دسترسی ندارند.
با آرزوی موفقیت.
دوستان هیچ چیز مانند پوشش سبز تاثیر گذار نیست آن را عمومیت بخشیم
من صاحب نظر و سیاستمدار نیستم اما به عنوان یک عضو کوچک خانواده جنبش سبز پیشنهاداتی برای اپوزیسیون و سبزها دارم
“رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود”
1- به نظرم برای پویایی و تحرک و ترغیب بیشتر بین گروههای مختلف اپوزیسیون و در نتیجه ثمربخشی بالاتر ، خوب است که شورای هماهنگی راه سبز – و یا یک تشکیلات مستقل – از هر صنف و گروه و تفکر (اصلاح طلبان -سبزهای حامی میرحسین- اصولگرایان منتقد – پادشاهی مشروطه – سکولار ، مذهبی، جنبش دانشجویی، جنبش زنان، جنبش کارگران و …) یک نماینده مورد قبول آن گروه تعیین کنند و نشست های گوناگون داشته باشند و بر مواضع مشترک توافق کنند و تصمیمات گروهی خود را در اختیار مردم قرار دهند…مثل این چیزی که در مورد اپوزیسیون سوریه الان داره اتفاق وی افتد.
2-از شکست نهراسیم، شکست به معنای پایان نیست، بلکه تجربه ایست که با آموختن از آن می توان قدم های بعدی را محکمتر برداشت
3- تجربه ی مثبت تحریم انتخابات مجلس (سال 90-91 ) که با اعلامیه ها و همکاری برخی گروهای اپوزیسیون، بیانیه ی شورا و بیانیه زندانیان سیاسی و اظهارات اشخاص مستقل مثل اقایان تاج زاده و مجتبی واحدی صورت گرفت و مشارکت بالای مردمی را در پی داشت، تجربه خوبیست برای حرکات و فعالیت های آتی، البته با توجه به نیاز و پتانسیل مردمی
4- به نظرم مبارزات منفی و مدنی با برد وسیع و مشارکت بالای مردم که هزینه ی چندانی نداشته باشه در این مقطع بیشتر جواب می دهد
5- شعار نویسی با رعایت کامل امنیت و نیز اسکناس نویسی سبز، اثرات بسیار مثبت و خوبی دارد که باید همچنان توسط سبزها ادامه داشته باشد
** برخی پیشنهادات “مهرداد سرباز” هم خوب و قابل تامل است که امیدوارم همه این موارد، مورد بررسی کارشناسان و صاحب نظران اپوزیسیون به خصوص شورای هماهنگی راه سبز قرار بگیرد **
با آرزوی توفیق بیشتر برای همه ی سبزاندیشان
حرف مفت ممنوع!
انتقاد از شورای هماهنگی شروع شده است که شورا یرای 25 بهمن فراخوان داد و کسی نیامد.عده ای می گویند زمان مناسبی نبود.عده ای میگویند نباید فراخوان سکوت می داد باید فراخوان فریاد میداد!!! جالبه برای سکوت کسی نیومده اون وقت فراخوان فریاد داده میشد! چند وقت قبل یکی از دوستان مقاله زیبایی نوشته بود که ملت ایران دچار بیخودی شده اند.حقشو جلوی چشمش بخورند دم نمی زند! فراخوان داده بود که جامعه… شناس ها نظر دهند که این جامعه بیمار را چگونه درمان کنند.سه هزار میلیارد هر کجای دنیا اختلاس شده بود ملت کف خیابون بودند تو ایران ملت هاج و واج مونده بودند.یکی میگفت چرا به ما چیزی نرسید!عزیزان من ایراد از شورا نیست اگر فراخوان نمی داد همین شماها بانگ میزدید که به جون ننه جون شیخ ما آماده بودیم چرا فراخوان داده نشد! حالا که اینگونه شده است طور دیگری ایراد میگیرید.آیا شما همان فرد شور انگیز سه سال قیل هستید؟یه چیزیمون شده باور کنید
نقاط ضعف شورا زمان طولانی است که رو امده است اما متأسفانه عدم انتقاد از خود مانع از علنی شدن این مسأله شده است.
این ضعفها ثمره بسیاری چیزهاست که پرداختن بدانها وقت زیادی را طلب می کند.
شورا هیچ گاه نتوانست که همپا با تحولات عینی و ذهنی ایران پیش برود؛ بیانه های آن تماما گرفتار نوعی تکرار هستند در حالی که سیاست امری فرار و گریزپاست و باید بتوان خود را همگام با ان به روز کرد. شورا که قرار بود مخرج مشترک تمام طیفهای درگیر در جنبش باشد، عملا به سنخگوی یک جناح بدل شد و طیف گسترده ای از کنشگران را به حاشیه برد. از همین رو، طبقه متوسط و سکولار، روز به روز بیشتر به شورا بدبین شدند این همان طبقه متوسط فعال در بدنه جنبش بود. شورا عملا به سمت پررنگ کردن صبغه مذهبی جنبش رفت و نوعی بدبینی را دامن زد در حالی که موسوی با یک بازی زیرکانه و عقلانی توانسته بود میان طیف مذهبی و سکولار نوعی توازن برقرار کند.
باز کردن دوباره بحث خودی و غیر خودی و پر رنگ کردن خطوط قرمز، که این خطوط بجای نزدیکتر کردن شورا به سیاستی مردمی و پیش رو، آن را به منطق حکومت نزدیکتر کرد. ظاهرا شوار بیشتر خطوط قرمز خود را با سرمقاله های کیهان هماهنگ می کرد تا منطق تولات اجتماعی و سیاسی در بدنه جامعه.
یکی از مهمترین ایرادات شورا بسته بودن و عدم شفافیت ان است. نقطه قوت جنبش و رهبری آن شفافیت ان بود. یکی از ویژگی های یک سیاست ازادیخواهانه، رو بودن و شفاف بودن ان است. به محص انکه یک جنبش سازمانی و خانه تیمی شود به سمت نوعی فرقه گرایی حاد پیش می رود. سیاست ازدایخواهانه و مردمی، شفاف و عیان است تمام سازمان دهیش رو است و رهبران و کادر های ان شناخته شده و از خود مردم هستن. تذکر موسوی در دباره اینکه مردم خود رهبرند دقیقا برای جلوگیری از این بیماری فرقه گرایی بود. برای اولین بار نوعی سیاست شفاف و مبتنی بر مردم در حال شکل گیری بود سیاستی که خلاف جریان سیاست اصلاح طلبانه از نوع هاشمی و حتا خاتمی بود که بیشتر بر نوعی بده و بستان پشت درهای بسته مبتنی است و نقطه قوتش در همین مخفی کاری است (هاشمی نماد این نوع از حکومت داریست و خاتمی نیز در ایام ریاست جمهوری عملا روز به روز بیشتر به این سمت رانده شد و از مردم دور شد. عملا چانه زنی در بالا بدل به دور زدن مردم شد و نمونه دیگر این امر رأی دادن ایشان برخلاف تمام وعده های که داده بود و هنوز هم کسی نمی داند ان امر خطیری که منجر به رأی دادن ایشان شد چیست). انچه جریانهای سیاسی اوایل انقلاب را از بدنه مردم دور کرد و باعث شکست طیف عظیمی از کنشگران شد میل کردن به این سمت بود. فرقه گرایی حاد و مخفی کاری باعث شد که سازمانهای مردم که به واسطه انقلاب بستر عظیمی از انرژی مردم رها شده را در پیش رو داشتن به جای استفاده و بهره برداری از این انرژی در راستای حفظ قدرت سازندگی و نو اوری انقلاب، عملا همان سیاست عهصر حاکمیت ساواک را در پیش گرفتند و دور خود یه حصار کشیدند که نتیجه ان چیزی جز تفوق یک جناح و حذف تمامی طیفهای دیگر نبود.
شورا نیز سمت این بیماری می رود. هیچ کس نمی داند اعضایش کیستند تا حالا به طور شفاف در مورد خود چیزی را عرضه نکرده است تا حال نتوانسته است سمیناری با دیگر مخالفان برگذار کند و در مورد راهکارهای اینده بحث جدل نماید. فقط ما یک شخصی بنام امیر ارجمند را می شناسیم که گفته می شود به موسوی نزدیک بوده است و دیگر هیچ. حالا اگر نمی تواند اعضای داخل ایران را نام ببرید از نام بردن اعضای بیرون از ایران که مانعی پیش رو ندارید یا نکند تنها عضو بیرون از وطن، همین اقای امیر ارجمند است؟
چگونه است که اقای خاتمی و دیگران از سوی شورا با وجود عدم همکاری و هم رأی بودن (رأإی دادن خاتمی و بسیاری دیگر از اصلاح طلبان با وجود تحریم انتخابات مؤید این امر است) هنوز از یاران جنبش هستند اما خیلی از کنشگران دیگر اپوزیسیون جزو جنبش قلمداد نمی شوند و امیر ارجمند عدم همکاری با دیگر اپوزیسیون را جزو خطوط قرمز می داند.
این فقط گوشه ای بود از نقص های شورا و ضربه های که این شورا به جنبش زده است.
سبز بودن يعني كار در آمد شغل ازدواج ما سبز هستيم مي مانيم كار مي كنيم نفس مي كشيم باهم هستيم كي فكرش را مي كرد وفات منتظري اين همه آدم بياد به نظر من شبكه رسا با شه خيلي خوب هست
1.ممنون که در سایت کلمه این مطلب رو گذاشتید.
2.تفاوت ها را به رسمیت بشناسید، شورایی تشکیل بدهید با عضویت تمام گروه ها، حتی سلطنت طلبان.فعالان حقوق بشر، جنبش زنان، نماینده کردها،نماینده سنی هاو….با شعار “ایران برای تمام ایرانیان”
3.فعلا که مردم ظرفیت اومدن به خیابون رو ندارن. ولی خواهش میکنم،تمنا میکنم اگر فرصت حضور دوباره “وسیع” مردم(مثل 25 بهمن 89) در مردم ایجاد شد،فرصت را از دست ندهید و بیانیه ادامه حضور همه روزه تا تحقق یکی از خواسته ها(مثلا آزادی میرحسین) رابدهید. این حضورهای کور فایده ندارد.
4.اگر اصلاح طلبان کاندیدی در انتخابات 92 داشتند به مردم پیام بدهید که از فرصت تبلیغات انتخاباتی برای طرح خواسته هایشان استفاده کنند: تجمع، پخش اعلامیه و…. اما رای ندهند.
5.با صراحت در اعلامیه هایتان بگویید نوع حکومت مورد نظر شما هرآنچه مردم بخواهند است: اسلامی یا سکولار.
5.برای شما آرزوی موفقیت میکنم. ما به شما امید داریم.
حرف دل ما را” حرف مفت ممنون”در بالا زده است.بی عملی و ترس خودمان را به حساب شورا نگذاریم،به این میگویند فرا فکنی
اگر میرحسین رهبری جوانان را به عهده بگیرد، مژده میدهم که خیلی زود، جنبش دموکراسی خواهی ایران، گامهای بلندی را در مسیر دمکراسی بر خواهد داشت، و اگر نگذارند یا میرحسین خود نخواهد، به زودی، از میان ما جوانان، رهبرانی ظهور پیدا خواهند کرد، و طومار استبداد را چنان بر هم خواهند پیچید که تاریخ، در شگفتی ابدی بماند.
بزرگان جنبش نباید از خواست مردم عقب بمانند، اگر میخواهند رهبری کنند، باید پیشرو باشند. و گرنه ما سر بازگشت نداریم.
اهداف گفته شود، صریحا، نهایی، بلند مدت و کوتاه مدت، اهداف که شفاف و صراحتا بیان شد، تاکتیکهای متنوع با حفظ اصول اجرایی خواهد شد. در چنین شرایطی خواهد بود که نشاط مبارزه حفظ خواهد شد، نیروهای پیشروو لحظه لحظه با هماهنگی رهبران به مبارزه خواهند پرداخت، ولو اینکه مبارزه چند دهه به طول بکشد.
به نظرم شورا باید ارتباطش رو با مردم بیشتر کنه و یکمی سعی کنه خودش رو بیشتر مطرح کنه ، البته نه به طور افراطی.
درضمن گروه ها و تشکل های سبز هم باید از شورا حمایت کنند و افراد داخل هم باید سعی کنند که شورا رو محبوب تر کنند بین مردم.
در عوض شورا هم باید سعی کنه بیشتر مثل میرحسین و شیخ رفتار کنه.
کاشکی رسا هم بود…..
جنبش سبز برای پیروزی ، یک راه بیشتر ندارد : ” برنامه ارائه دهد ” . من بر این باورم که شورای هماهنگی باید به منظور توسعه ی فرایند آگاهی بخشیدن به جامعه و تثبیت داشته ها و اندوخته های اکنونیِ مردم ، راه کارهایی را جهت دمیدن روحی تازه به جامعه در پیش بگیرد . مثلا : امکانات خبر رسانی اینترنتی را متمرکز کند ، به شکلی که مردمان بدانند از کجا باید فایل های صوتی ، تصویری ، کتاب و … باقی چیزها را دریافت دارند ( جدا از اصل مطلب ، ارائه ی سخنان میر حسین موسوی در قالب یک کتاب ، حرکتی پسندیده بود ) ، برنامه هایی اموزشی جهت سازمان دهی نیروهای ترقّی خواه جامعه ارائه دهد ، نیروهایی را که آگاهانه مایل به تاوان دادن و ایستادن پای مواضع خود می باشند گرد هم آورد ( نه به معنای خود زنی ) ، دست به افشاگری های ” سیستماتیک ” و صد البته هدف مند علیه نهادها و برخی از عناصر ضدّ مردمی حاکمیت بزنند ( برای نمونه گردآوری اسناد حمله به کوی خوب بود ) و در عین حال نسبت به گسترش داشته های اطلاعاتی فعلی نیز اقدام کنند ، در خارج از ایران خلا نبود یک شبکه ی تلویزیونی به شدّت احساس می شود ، پس از مضمحل شدن شبکه ی رسا به دلایل گوناگون و دشواری های پیش رو برای تاسیس شبکه ای دیگر ( یا ادامه ی همان ) ضرورت ایجاد هماهنگی میان دست اندر کاران به منظور بر نهادن یک شبکه وجود دارد ، میراث خواران جنبش سبز ( این واژه صد معنا دارد ! ) نباید در داخل و خارج تنها به منابع امنیتی و سپاهی سبز بسنده کنند بلکه باید مردم را بازی بدهند ، چرا جنبش سبزی های خارج مردم را به بازی نمی گیرند و تنها به برقراری کانکشن های امنیتی می اندیشیند ؟ – در مورد فراخوان به انجام تظاهرات : هر فراخوانی که صورت می گیرد موجب اشفتگی و وارد آمدن هزینه به حاکمیت می شود ، امّا ، فکرِ بر صدور فراخوان باید از مدّت ها قبل در اتاق های فکر ( پیدا و پنهان ) به اشتراک گذاشته شود و روی آن کار شود ( با تاکید ) ، باید بر سر دشواری های بر سر راه تظاهر کنندگان ساعت ها بحث شود ، وقتی چنین نمی شود و تنها چند نفر ( عموما نا معلوم و به نا حق میراث خوار ! ) از طریق چند سایت اینترنتی بحث هایی عموما سطحی و بی بنیان را مطرح می سازند سریعا به ذهن من خطور می کند که اعلام فراخوان تظاهرات صرفا برای گروکشی ست و هدفی جز تحت فشار گذاشتن حاکمیت برای آزادی موسوی و کروبی در آن نیست ، آیا جز این است ؟ – باری ، به عنون مقایسه میان آقای امیر ارجمند و واحدی ، من شخصا آقای امیر ارجمند را قبول دارم ، زیرا ، آبشخور مواضع واحدی را به شدّت تحت تاثیر اندیشه های نئو – لیبرال و البته خطرناک می دانم ، بدین منظور پیشنهاد من به آقای امیر ارجمند پالودن مشاوران ( پیدا و پنهان ) خویش است ، یعنی در این جا بحث سره را از ناسره تشخیص دادن مطرح است ، جنبش سبزی که میر حسین موسوی به من شناساند دشمن وابسته ها ، مزدورها ، سرسپرده ها ، مواجب بگیرها ، بی بی سی دوست ها ( با تاکید می گویم چون بی بی سی فارسی به شدّت جنبش سبز را منجرف کرد ) و اقتدارگرایان است ( دوستانی که می گویند تئوری ” خودی – نخودی – ناخودی – بی خودی ” باید حذف شود ، اشتباه می کنند ، اگر چنین نشود جنبش سبز به شکل وحشتناکی نابود می شود ، یا نابودش می کنند ) . بحث های من بسیار زیاد است ، و این موارد را با عجله ی بسیار نوشتم ( و شاید با عصبانیت ! ) ، امیدوارم شورای هماهنگی به راستی شورا باشد و به واقع در جهت هماهنگی نیروهای ترقّی خواه بکوشد .
آقای مهدی ایرانی
قدرت جنبش از رهبری میر حسین نیست،میر حسین محصول جنبش است،. و الحق نمایند واقعی جنبش است و سزاوار رهبری آن.ولی قبول کنیم که جنبش کمی به حال رکود رفته که یکی از مظاهر آن فترت و سستی خود ماست که باید آسیب شناسی شود،عمده کردن فرد و منجمله میر حسین ،مشکلی را حل نمیکند،همه جنبش ها، دارای دوره های اوج و حضیض هستند ،نباید نا امید شد.برخی حضیض ها جزئ ضروری یک حرکت پیش رونده است
خیلی از حمله هایی که به شورا می شه غیرمنصفانه هستند ولی باید قبول کرد که شورا تا حالا مطلقا هیچ توجهی به هیچ کدام از نقدها نکرده در حالی که مدام صحبت از نقدپذیری می کنه
كساني كه دم از سكولار مي زنند باور كن مردم مشكلشون اين مزخرفات نيست ربطي هم به شورا نداره تو ايران هم كسي سكولار نيست حتي يك نفر مشكلات مردم ما ازدواج كار شغل هست نه اين مزخرفات باور كن مشكلات مردم انقدر زياد شده اشك مردم را در اوردن جنبش سبز يعني ننجون من هم مي دونه مرغ كيلو 6000 تومان هست جنبش سبز يعني نيرو جوان و دانشجو يعني كار شغل آينده ازدواج باور كن همين خبر هايي كه تو سايت كلمه مياد در ظاهر ساكت اما باور كن هزار بار ازطريق مردم وكساني كه به سايت سر مي زنند دهن به دهن ميشه مليون ها نفر با خبر ميشن اين را من قصم مي خورم دارم تو نزديكان خودم مي بينم تازه خدا تو قرآن مي فرمايد ظلم ماندي نيست .
به نظر من همه كمك كنيم شبكه رسا بياد شورا راه سبز بتونه رايزني كنه كمك مالي از كشورها خيلي خوبه من نمي دونم اين شبكه هاي ماهواره اي از كجا درامد آنتن شبكه را در مي آورند
شورا باید دست از محافظه کاری و احتیاط بردارد و به شکل انقلابی عمل کند. اینها مگر به قانون احترام گذاشتند که ما بخواهیم با اینها به صورت قانونی عمل کنیم. ولایت آن بابا باطل است با کارهایی که کرد وملت را علیه خود شوراند. این بابا در انتخابات قلابی برنده شده و وجه قانونی ندارد اما چون یکسال بیشتر وقت ندارد جهنم این یک سال را هم برود و بعد گورش را گم کند. مجلس هم باید منحل شود و مجلس ملی تشکیل شود. رهبر هم اصلا لازم نداریم. قانون اساسی هم باید تغییر یابد. اگر جمهوری اسلامی است پس چرا مسلمانها سرکار نیستند و فقط شیعیان سرکارند؟ اگر جمهوری شیعی است باید اسم آن تغییر یابد اما از نظر من حکومت ما باید غیر دینی باشد و همه ادیان آزاد باشند که فعالیت داشته و در امور سیاسی هم به اعتبار ایرانی بودن نه دین و مذهب خاص خود فعالیت کنند. آخوند و ارتشی و سپاهی و نظامی هم حق شرکت در انتخابات و سیاست را ندارد مگر آنکه لباسش را بکن د بهخ شکل بقیه مردم درآید. دین و حکومت هم کاملا باید ازهم جدا باشند. این می شود یک برنامه انقلابی و ضربتی که وقتی اعلام شود مردم گروه گروه به آن می پیوندند و رژیم هم هیچ غلطی نمی تواند بکند. مگر نظر اصلی نظر ملت نیست؟ ما نمی خواهیم زیر بار عده ای آخوند زورگو برویم مگر زوره آقا؟