استبداد ناصرالدین شاهی را در قالب ولایت مطلقه فقیه بازتولید کردهاند
چکیده :اهمیّت 25 خرداد در آن بود که جریان اصلاحات تولدی دوباره یافت و تکیه گاه اصلی خود یعنی قدرت نیروی مردمی را بازیافت. 25 خرداد نقطه پایانی بود بر تفکری که می پنداشت اصلاحات بدون تکیه بر نیروی جنبش اجتماعی و صرفاً از طریق مذاکره و چانه زنی می تواند به جائی برسد....
ابوالفضل قدیانی، عضو دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت سالگرد حرکت مردمی 25 خرداد 88 به عنوان یکی از فعالان جان بر کف انقلاب اسلامی که از ابتدای جوانی سودای سرنگونی حکومت مطلقه و استقرار حاکمیت ملی را داشته، تاکید کرده که دردمندانه معتقد است که انقلاب اسلامی گرچه مرض سلطنت را با جراحی درمان کرد اما متاسفانه ویروس استبداد چندی بعد یکبار دیگر به جان این ملت افتاد.
به گزارش کلمه، این مبارز دوران ستمشاهی که بیش از یک سال نیم است در بند 350 اوین روزگار می گذراند در بخشی از پیام خود با اشاره به این که جنبش سبز چیزی نیست جز حضور مستمر و ایستادگی آگاهانه و به دور از خشونت مردم، آورده است: عده ای اهمیت 25 خرداد را در آن می دانند که در این روز عظیم ترین تجمع غیر دولتی و اعتراضی تاریخ ایران شکل گرفته است و مبارزان حاضر در جریان انقلاب اسلامی نیز تایید می کنند که راهپیمائی های عظیم منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی هیچکدام به این وسعت نبود. برخی دیگر از ناظران 25 خرداد را از آن جهت نقطه عطفی در تاریخ تحولات سیاسی ایران می دانند که انبوه شهروندان معترض و ناراضی در شرایطی که در پی کودتای انتخاباتی، فعالیّت احزاب متوقف و بسیاری از فعالان سیاسی بازداشت شده بودند به شکلی خود انگیخته و با تکیه بر شیوه های نوین مبارزات مسالمت آمیز، شیوه مبارزه بدون خشونت را با سطح بالایی از آگاهی و اعتماد به نفس به نمایش گذاردند.
ابوالفضل قدیانی که به تازگی چهارمین پرونده اش به دادگاه انقلاب ارجاع شده است در پیام خود تصریح کرده است: اینجانب اما ضمن تاکید بر این وجوه برجسته 25 خرداد می خواهم اضافه کنم که اهمیّت این روز در آن بود که جریان اصلاحات تولدی دوباره یافت و تکیه گاه اصلی خود یعنی قدرت نیروی مردمی را بازیافت. در 25 خرداد هر چند که حاکمیت بارها اعلام می کرد که حضور در خیابان های آزادی و انقلاب غیر قانونی است اما دیگر این قبیل توسل های موذیانه به قوانین ناعادلانه گوشی برای شنیدن پیدا نمی کرد.
قدیانی در این نامه بار دیگر بر مواضعی که در انتقاد صریح از رهبری در دادگاه مطرح کرده بود، پافشاری کرده و به صراحت از اداره کشور به شیوه ناصرالدین شاهی و تبدیل ولایت فقیه به سلطنت، انتقاد کرده است.
متن پیام ابوالفضل قدیانی که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، به درخواست وی به طور کامل و با هدف تبادل افکار مختلف و شکلگیری بحث سیاسی صریح و بدون خط قرمز، در کلمه منتشر می شود:
بسم الله الرحمن الرحیم
«تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»(قصص 83)
ما این دار (بهشت ابدی) آخرت را برای آنان که در زمین اراده علوّ و فساد و سرکشی ندارند مخصوص میگردانیم و حسن عاقبت خاص پرهیزکاران است.
همچنانکه در فرهنگ مذهبی ما محرم بیش از هر زمان دیگری یادآور مبارزه و مقاومت علیه ظلم و جور است در حافظه تاریخی ملی ما نیز به ویژه در نیم قرن گذشته «خرداد ماه» تداعی کننده فصلی است در ایستادگی علیه استبداد و خودکامگی، اگر مع الاسف استبداد در ایران بیماری تاریخی و ریشه دار بوده، واقعیت آن است که مقاومت در برابر خود رایی و ستم حاکمان نیز سنتی دراز مدت است و اگر علاجی برای این مرض متصور باشد همانا باید آن را در مسیر پایداری و مبارزه با مستبدان و جائران جستجو کرد.
وضع امروز ایران عرصه نبرد همین دو نیروست، دوگانه استبداد- آزدی و خودرایی – قانون، همچنان مهمترین مساله این مملکتند و راه های رفته بسیار، دست اخر این واقعیت را آشکار ساخته که تا حل نهایی و یا نسبی این دوگانه ها، بهبودی در وضع ایران و ایرانی حاصل نخواهد شد. دردمندانه باید گفت در ایران امروز ما از پس یکصدوپنجاه سال مبارزه علیه حکومت فردی و خود سرانه همچنان مطالبۀ «یک کلمه» باقی است، شاهی بی محابا شاهی می کند و به تعبیر دیگر سلطان مطلق العنان بی پروا به سلطنت مطلقه مشغول است.
کدام ناظر منصفی است که به ولایت فقیه بنگرد و ان را با سلطنت فقیه یکی نپندارد؟
کیست که اندکی از تاریخ این مملکت آگاهی داشته باشد و در یک کلام علی خامنه ای را در همان جایگاهی نبیند که ناصرالدین شاه البته بدون پاره ای اختیارات فقهی و شرعی قرار داشت و حکمرانی می کرد.
صاحب این قلم به عنوان یکی از فعالان جان بر کف انقلاب اسلامی که از ابتدای جوانی سودای سرنگونی حکومت مطلقه و استقرار حاکمیت ملی را داشته، دردمندانه معتقد است که انقلاب اسلامی گرچه مرض سلطنت را با جراحی درمان کرد اما متاسفانه ویروس استبداد چندی بعد در قالب ولایت فقیه همچون طاعون یکبار دیگر به جان این ملت افتاد.
گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی برآمده از سالها مبارزه و فداکاری را براستی باید «فاجعه انحراف» نام نهاد. انقلابی که در امتداد انقلاب مشروطه، نهضت ملی، قیام پانزده خرداد و مبارزات پس از آن، آرمان استقرار حق حاکمیت ملی و دموکراسی را پی گرفته بود ناگاه از درون خود با پدیده ای مواجه شد که بطور بنیادین با کرامت انسانی و آزادی افراد مخالفت و مباینت دارد.
در حالی که بنا به نص صریح کلام الله در پذیرش دین خدا نیز اجباری در کار نیست. “لا اکراه فی الدین…” و خداوند متعال در قرآن کریم به صراحت هر نوع سیطره پیامبرش را بر بندگان خود نفی کرده و فرموده است:
«فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ * لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِر» (غاشیه 21-22)
پس تذکر بده که همانا تو تذکر دهنده ای و تو بر آنان سلطه نداری
مطابق تئوری ولایت مطلقه فقیه انسان هرگز عاقل و بالغ نشده و به آن میزان از رشد نمی رسد که بتواند در امور اجتماعی – سیاسی اعمال نظر کرده و استیفای حق کند و اساساً در حوزۀ عمومی و در مقام بهره مندی از حق تعیین سرنوشت، مردم شرعاً محجور و طبعاً نیازمند ولی و قیّم محسوب می شوند. الحق که اهانتی از این سخیف تر را نمی توان روا داشت که یک فقیه قیم و ولی یک ملت قرار گیرد. به هر روی فی الحال این تئوری ضد اسلامی و ضد انسانی اسباب و اثاث استبدادی دینی را فراهم کرده است که در چارچوب آن علی خامنه ای خود را سلطان بلا منازع ایران می داند، فردی که اثبات کرده کامجویی از قدرت را ولو نامشروع، آن قدر عزیز می دارد که بدان منظور حاضر است دین خدا و یا هر اصل اخلاقی دیگر را لگد مال کند تا چه رسد به قانون اساسی، اراده و انتخاب ملی که از منظر توجیه کنندگان ولایت، حداکثر شرطی ضمن عقد است و از همین جهت معتقدند که اختیارات رهبری در قانون اساسی کف اختیارات اوست.
به این ترتیب در شرایطی که ایفاگر نقش مستبد در صحنه این روزهای تماشاخانۀ ایران علی خامنه ای است و هم اوست که جبهۀ استبداد دینی را رهبری می کند.
جنبش اعتراضی سبز که مولود خرداد است در اساس قیام ملتی است علیه تحمیل ارادۀ حاکم خود رای به ارادۀ اکثریت قاطع شرکت کنندگان در انتخابات ریاست جمهوری 88، حاکمی که با توسل به دروغ و نیرنگ و وارونه نمایی معنای حضور چشمگیر اقشار مختلف مردم در پای صندوق های رای قصد داشت از ساز و کار انتخابات نمایشی جهت اثبات مشروعیت خویش سر و سامان دهد. جنبش سبز چیزی نبوده و نیست جز حضور مستمر و ایستادگی آگاهانه و به دور از خشونت مردم علیه این نمایش رسوا، این جنبش در عین حال همچنان که پیوند تاریخی با سایر خیزش های ملی تاریخ معاصر ایران دارد به یک معنا ادامۀ منطقی حرکتی اصلاحی است که در خرداد 76 و در پی “نه” قاطع مردم به کاندیدای ریاست جمهوری مطلوب رهبری که در حقیقت رای عدم اعتماد به وی بود شکل گرفت. جریانی که با در اختیار گرفتن قوه مجریه و چندی بعد مجلس ششم قصد داشت تا شعارهای اساسی و معطل مانده انقلاب اسلامی را از قبیل استقرار دموکراسی، آزادی، حاکمیت قانون، توسعه و رفاه را پیگیری کند.
با این همه 8 سال تجربه اصلاح طلبی به دلائل مختلف از جمله عدم اتکای کافی و به موقع رهبران جریان اصلاحات به نیروی مردمی به سرمنزل مقصود نرسید و آنچنان که باید و شاید کامیاب نگردید. حضور گسترده مردم در انتخابات دهم ریاست جمهوری در واقع باز آزمائی امکان اصلاحات به وسیله دولت و از طریق انتخابات بود اما در عین حال آخرین فرصتی بود که آنها برای این امکان قایل می شوند.
اما از سوی دیگر جبهه استبداد بر پایه عدم شناخت از جامعۀ ایران و اشتباه محاسباتی تصور می کرد که دست کاری در آراء مردم هزینۀ چندانی نداشته و با قلب آراء به غُلب بدل خواهد شد اما مکرشان سرد بود و دامنگیر مستبد مزوّر شد.
نخستین جرقه های اعتراضی به شکل خود جوش اما در ابعادی وسیع بلافاصله پس از اعلام نتایج تقلبی آراء سراسرکشور را فرا گرفت و در این میان بی شک عامل پیش برنده و وحدت بخش چیزی نبود جز پیام امیدی که مردم معترض در ایستادگی و صراحت دو نامزد جریان اصلاحات موسوی و کروبی دریافت می کردند. و در آن روزهای سرنوشت نگاه به گذشته و تجربه اصلاحات 8 ساله و فهم صحیح از موقعیت تاریخی بوجود آمده موجب شد تا از برکت اعتماد متقابل میان رهبران جریان اصلاحی و شهروندان معترض جنبشی متولد شود حیات بخش و امید آفرین که انشاءالله حامل دموکراسی و احیای کرامت ایران و ایرانی خواهد بود.
در تاریخچه کوتاه اما پر فراز و نشیب جنبش سبز، 25 خرداد از همین روی واجد اهمیتی اساسی است. عده ای اهمیت 25 خرداد را درآن می دانند که در این روز عظیم ترین تجمع غیر دولتی و اعتراضی تاریخ ایران شکل گرفته است و مبارزان حاضر در جریان انقلاب اسلامی نیز تایید می کنند که راهپیمائی های عظیم منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی هیچکدام به این وسعت نبود. برخی دیگر از ناظران 25 خرداد را از آن آن جهت نقطه عطفی در تاریخ تحولات سیاسی ایران می دانند که انبوه شهروندان معترض و ناراضی در شرایطی که در پی کودتای انتخاباتی، فعالیّت احزاب متوقف و بسیاری از فعالان سیاسی بازداشت شده بودند به شکلی خود انگیخته و با تکیه بر شیوه های نوین مبارزات مسالمت آمیز، شیوه مبارزه بدون خشونت را با سطح بالایی از آگاهی و اعتماد به نفس به نمایش گذاردند.
اینجانب اما ضمن تاکید بر این وجوه برجسته 25 خرداد می خواهم اضافه کنم که اهمیّت این روز در آن بود که جریان اصلاحات تولدی دوباره یافت و تکیه گاه اصلی خود یعنی قدرت نیروی مردمی را بازیافت. اگر تا پیش از این مقطع اصلاح طلبان می کوشیدند ضمن انتقاد به قواعدی نظیر آنچه محدود کننده آزادی های مرتبط با حق تجمعات مسالمت آمیز است، پایبند باشند در 25 خرداد اعلام شد که تنها ملاک معتبر و حاکم در میان جریان تمامیت خواه و اصلاح طلب از این پس صرفا قانون اساسی هر چند پر از اشکال و تناقض و آزادی ها و حقوق مصرح در فصل سوم آن خواهد بود. در 25 خرداد هر چند که حاکمیت بارها اعلام می کرد که حضور در خیابان های آزادی و انقلاب غیر قانونی است اما دیگر این قبیل توسل های موذیانه به قوانین ناعادلانه گوشی برای شنیدن پیدا نمی کرد.
اصلاحات و اصلاح طلبان به عنوان حامیان جریان دموکراسی خواهی در ایران و با رهبری آقایان موسوی و کروبی مسیر تازه خود را بازیافتند و به پای مردمی که صادقانه به فراخوان آنها لبیک گفته بودند، ایستادند.
در واقع 25 خرداد نقطه پایانی بود بر تفکری که می پنداشت اصلاحات بدون تکیه بر نیروی جنبش اجتماعی و صرفاً از طریق مذاکره و چانه زنی می تواند به جائی برسد.
از این پس جبهه استبداد و در راس آن ولی فقیه که مدعی بود در ایران حرف اول و آخر را می زند و به تعبیر خودش فصل الخطاب است با این واقعیت مواجه شد که از پس سال ها سرکوب و بسط خفقان و از خاکستر جنبش اصلاحی دوم خرداد اینک ققنوسی برخاسته که بزودی موجودیت او را نشانه خواهد گرفت.
به برکت 25 خرداد و روزهای سرنوشت ساز دیگری از جمله عاشورای خونین 88 و نیز 25 بهمن 89 امروز دیگر اصلاح طلبی بدون تمنای محو استبداد امری باطل و ادعایی رسواست. اگر آرمان اصلاحات تحقق آزادی خواهی و دموکراسی و تضمین حقوق بشر و کرامت شهروندان بدون هرگونه تبعیض است چگونه چنین مطالبه ای ضمن مماشات و امتیاز دهی یک جانبه به جبهه استبداد، بدست آمدنی است؟ البته بدیهی است که این سخن به منزله تایید شورش های بدون برنامه نیست که منجر به فروپاشی بروکراسی حاکم بر کشور شده و راه حل نهایی را در کف خیابان و یا تصرف چند ساختمان دولتی می داند، خیر این سخن تاکید دوباره بر آن است که هرگونه عقب نشینی مستبد تنها از طریق اعمال فشار بر او تحقق خواهد یافت و اقتضای ذات استبداد و خودکامگی جز این نیست که تنها در موقع و موضع استیصال حاضر است حداقلی از رعایت حقوق شهروندان و تضمین آزادی های آنان را به رسمیت بشناسد.
بنابراین اصلاحاتی که مدعی پایبندی به آرمان آزادی، قانون و دموکراسی است اما در افق نهائی خود نفی استبداد را ترسیم نکرده و به عبارت دقیقتر جایگاه و نقشی برای ولایت فقیه در سیاست کلان خود قائل است در یک کلام جز دروغی بیش نیست.
از پس تولد جنبش سبز و آن همه فداکاری و ایثار خون هائی که به ناحق به زمین ریخته شده و اوقات شریفی که در کنج سلول های زندان ها صرف شد بدون شک دیگر مجال برای مماشات با شخص اول مملکت و عامل اصلی تمامی این جرائم یعنی علی خامنه ای باقی نمانده است.
امروز هر حرکت اصلاحی و آزادی خواهانه ای که تقاضای همراهی مردم و البته سودای کامیابی دارد راهی جز انکار استبداد و مقاومت علیه او ندارد. در سوی مقابل همدستان و وابستگان به اقتدار دربار ولایت فقیه بایستی بدانند که آینده ایران از آن آزادی خواهان و سرنوشت ایران استقرار حاکمیت ملی و برقراری دموکراسی است فلذا بر تار عنکبوت خانه بنا نکنند که
«وَمَا كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبَابٍ» (غافر37)
نیرنگ فرعون جز نقشی بر آب نبود
گرامی باد یاد شهدای جنبش سبز به ویژه شهدای مظلوم 25 خرداد 88
«إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ»( هود 88)
ابوالفضل قدیانی
زندان اوین
بند 350














درود بر شرفت آقای قدیانی. خوشحالم از اینکه میبینم که آقای قدیانی فصل جدیدی از مبارزه با دیکتاتوری علی خامنهای را شوروع کرده. از هموطنان کلمه هم بخاطر انتشار این بیانیه بسیار سپاسگذارم. امید که همگی پیشنهادات آقای قدیانی را در مبارزه با استبداد علی خامنهای بکار بگیریم.
فکر کنم این بابا هم سرنوشت مشترکی با آن بابا داشته باشد
شما که هی میرحسین میرحسین می کنید. خود میرحسین ولایت فقیه رو قبول داره . سخنرانی شو تو مشهد برای انتخابات نشنیدید.
اگر الان قبول نداره پس برای جلب رای دروغ گفته بود. پس همین یازده میلیون رو هم الان نمیاره . خودتون خوب می دانید. کسی که بویی از اسلام برده باشد و (بهایی نباشد که افتضاح عاشورای 88 را بوجود آورده باشد . )ولایت فقیه را که در راستای ولایت انبیاست قبول دارد.
اول سپاس از آقای قدیانی عزیز و بعد سپاس از کلمه که به عهدی که با آقای قدیانی بسته وفا کرده و بدون سانسور نامه ی اونو منتشر کرد
حرف دل مارو می زنی آقای قدیانی مخصوصا با همین جمله که :
بنابراین اصلاحاتی که مدعی پایبندی به آرمان آزادی، قانون و دموکراسی است اما در افق نهائی خود نفی استبداد را ترسیم نکرده و به عبارت دقیقتر جایگاه و نقشی برای ولایت فقیه در سیاست کلان خود قائل است در یک کلام جز دروغی بیش نیست.
به نظر من مطالعه ی آثار جان لاک ، تامس هابز یا جان استوارت میل و به خصوص جان لاک می تونه کمک بزرگی به فهم سیاسی مردم از دمکراسی، حقوق و قدرت مردم باشه ، البته مردم ایران در کلان شهر ها که بیشترین آمار دانشجو رو داره از نظر فهم سیاسی در جایگاه مناسبی قرار دارند ، ولی نظر من این هست ما تا زمانی که نتونیم یک اجماع کلی در شهر های کوچک داشته باشیم و پیوندی بین این دو یعنی کلان شهر ها و شهرستان ها ، پیروز ماندن بسیار دشوار هست ، ما در انقلاب 57 پیروز شدیم ولی پیروز نماندیم ، چون حاشیه نشین های انقلاب به قدرت رسیدند و نتیجه شد این !
اگر همه ی 76 میلیون ایرانی به مطالعه بپردازند حتی همین اقتدارگرایان و حامیانشان ، اون زمان هست که می تونیم به یک دمکراسی با طول عمر زیاد خوش بین و امیدوار باشیم .
احسنت. به شجاعت, به قدرت بيان, به آزادگى وشرف امثال قديانى
احسنت بر شما مجاهد بزرگ .
از پس تولد جنبش سبز و آن همه فداکاری و ایثار خون هائی که به ناحق به زمین ریخته شده و اوقات شریفی که در کنج سلول های زندان ها صرف شد بدون شک دیگر مجال برای مماشات با شخص اول مملکت و عامل اصلی تمامی این جرائم یعنی علی خامنه ای باقی نمانده است.
امروز هر حرکت اصلاحی و آزادی خواهانه ای که تقاضای همراهی مردم و البته سودای کامیابی دارد راهی جز انکار استبداد و مقاومت علیه او ندارد. در سوی مقابل همدستان و وابستگان به اقتدار دربار ولایت فقیه بایستی بدانند که آینده ایران از آن آزادی خواهان و سرنوشت ایران استقرار حاکمیت ملی و برقراری دموکراسی است فلذا بر تار عنکبوت خانه بنا نکنند که
«وَمَا کَیْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِی تَبَابٍ» (غافر۳۷)
نیرنگ فرعون جز نقشی بر آب نبود
گرامی باد یاد شهدای جنبش سبز به ویژه شهدای مظلوم ۲۵ خرداد ۸۸
ماهستیم
درود خداوند بر آزادمردانی چون قدیانی که به خاطر حق طلبی و حق گویی رنج ها کشیده اند و می کشند……
با فرو آوردن سر تعظیم در مقابل این بزرگ مرد ایرانی زندانی استبداد فاشیستی.امیدوارم که آقای خاتمی چندین بار این مقاله را بخوانند و این اصلاح طلبی را که آقا ی قدیانی میفرمایند،با اون اصلاح طلبی را که خود سالهاست تبلیغ میکند دریابد.
به نظرم این مردبایدبعنوان شجاعترین مردتاریخ معاصرایران انتخاب شود…
درودبرابراهیم زمان که به جنگ نمرودرفته
شیرمادرت حلالت
کاش هاشمی رفسنجانی وخاتمی یک هزارم شجاعت این بزرگوارداشتند
کاش بعدازمیرحسین
شمارابعنوان رهبرجنبش سبزانتخاب میکردند
خداهمراهت باشد ای جوانمردبزرگ
خداوند نگهدار شما
بنابراین اصلاحاتی که مدعی پایبندی به آرمان آزادی، قانون و دموکراسی است اما در افق نهائی خود نفی استبداد را ترسیم نکرده و به عبارت دقیقتر جایگاه و نقشی برای ولایت فقیه در سیاست کلان خود قائل است در یک کلام جز دروغی بیش نیست.
درود بر حسین های زمان
مرحبا! مرحیا!
بت شکن امروز فقط قدیانی است!
مردم به اشتباه از کروبی شجاع انتظار شکستن بت بزرگ را داشتند!
قدیانی عزیز، مادرت باید نام ابراهیم را بر تو می نهاد؛ همانگونه که ابراهیم وار بت شکنی را در این فصل خفقان زده امروزی آغاز نمودی!
راستی یک سئوال:
“تو که بت بزرگ را تخریب می کنی! تبر را بر دوش که خواهی گذارد؟!”
25 خرداد زاد روز جنبش سبز ملت ایران را گرامی میدارم وبرای جوانان و عزیزانی که در این روز و روزهای پس از ان مظلومانه خونشان بر زمین ریخته شد از پرودگار عدل طلب ارامش و علو مقام میکنم. باری: امثال قدیانی مجاهد ومومن سند افتخاری برای این ملتند که در بازی خطرناک استبداد راه خود رو یافته و اینگونه شجاعانه از ارمانهای انقلاب و حاکمیت مردم بر سرنوشتشان دفاع میکنند! خدا او را اجر فراوان و سلامتی عطا کند.
“بنابراین اصلاحاتی که مدعی پایبندی به آرمان آزادی، قانون و دموکراسی است اما در افق نهائی خود نفی استبداد را ترسیم نکرده و به عبارت دقیقتر جایگاه و نقشی برای ولایت فقیه در سیاست کلان خود قائل است در یک کلام جز دروغی بیش نیست.”
باریکلا آفرین
اقای داود اگه به نظر شما چند صد هزار نفری که در عاشورا راهپیمایی کردند و پلیس با بی شرفی ان ها را به خاک و خون کشید بهایی اند پس قاعدتا جایی برای حکومت اسلامی باقی نمی ماند
انسان های بزرگ ، بزرگ هستند حتی کوچکی سلول و زندان توانایی کوچک کردن آنها را ندارد، ایشان بی گمان جسورترین زندانی سیاسی هست که دیده ام، و تاج زاده عزیز نیز شرف سیاست و … کدام از اینان ستاره های از آسمان زیبای مبارزین هستند،
دوستان کلمه با این تصور که ارتباطی با شورای سبز دارید، می خوام نگرانیم را از پروژه انشقاق در بین اصلاح طلبان و جنبش سبز که متاسفانه آقای ابطحی و برخی دیگر این دو را جدا از هم دانستن بیان کنم. من اصلاح طلب دیروز بودم ام امروز جنبش سبزی هستم ، چرا که دایره جنبش سبز بزرگ تر از اصلاح طلبی هست و محاط بر آن. نگرانم که انتخاب آتی و توافق بر سر کاندیدای ضعیف اصلاح طلبان حکومت به هدف خود برسد و پیش بینی هم می شود که جکومت با کاندیدایی آقای عارف موافق کند و بخشی از اصلاح طلبان نیز راضی شوند و به شدت این برای آرمان دمکراسی خواهی مضر خواهد بود چرا که ممکن است کوتاه مدت اصلاح طلبان البته طیف کمی از آنها به حکومت بازگردند اما به شدت از حذف استبداد دور خواهیم شد. به عنوان یک فرزند شهید خواهش می کنم متفکرانه و این موضوع بیندیشم و اشتباه نکنیم که جامعه توان اشتباه جدید برای آرمان دمکراسی خواهی را ندارد.
آقای داود سلام
شما در پندارهای باطلی اسیر هستید که یک شخص را جای خداوند بزرگ نشانده و بتوار میپرسنید. خوب میدانید که ولایت فقیه امروز هیچ جایگاهی در ایران ندارد و تنها دزدان و قاتلان و تروریستها و متجاوزان به حقوق مردم طرفدارش هستند پس الکی توجیح نکنید. شما با حرفی که در مورد عاشورای خونین 88 زدید میگویید این کشور میلیونها بهایی دارد؟ حتما دزدان 3 میلیارد دلاری، بیمه و برادران قاچاقچی هم سربازان راستین امام زمان هستند با این منطق شما!
برادر عزیز خوب میدانی که دروغ میگویی بیا به ملت بپیوند و از این نظام اهریمنی دل بکن.
درود بر اين مجاهد بزرگ كه در چنين خفقاني چنين بياناتي را بيپرده مطرح كرد.
درخصوص نظر يكي از عزيزان كه گفته ميرحسين هم در سخنان قبل از انتخابات ولايت فقيه رو قبول داشته (ارجاع به سخنراني مشهد ايشان) عرض ميكنم:
در اين استدلال كه توسط خيلي از مخالفين جنبش نيز مطرح ميشود مغالطهاي آشكار وجود دارد و آن اينست كه ميرحسين و خيل عظيمي از حاميان وي، ولايت فقيهي كه در چارچوب قانون، عدل و انصاف باشند رو قبول داشتند و ممكن است هنوز هم قبول داشته باشند. نه ولايت فقيهي كه در انتخابات 88 و اتفاقات پس از آن از خود چهره نمود! كه در آن نه ميتوان قانون را يافت، نه عدل را و نه انصاف را!
vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv dorod bar tu pedare ghahraman vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv
درپاسخ آقاي داود بايد بگم بله ميرحسين ولايت فقيه را قبول داشت اما علي خامنه اي را نه والان با اتفاقات پيش آمده فكرنكنم ولايت فقيه راهم قبول داشته باشه همانطور كه بنده 15سال تمام فكر ميكردم ولي فقيه نماينده امام زمانه وتوهين به او توهين به خداست ولي الان مطمعنم با وجود مقام خود كامه اي به نام ولايت فقيه اين كشور هيچ وقت روي آزادي ودمكراسي رانخواهد ديد محصول حكومت ولي فقيه دراين كشور رواج دروغ،فساد،رياكاري وچاپلوسي دركشور بوده درحاليكه دركشورهاي غير مسلمان مانند سوئديا ژاپن يك دهم اين فسادها ودزدي هاودروغهاي مسئولين وجود نداره.جريان عاشوراي88را هم خوب ميداني ساخته وپرداخته حكومت بوسيله اوباش خودجوش حامي ولايت بود كه براي بدنام كردن جنبش سبز دراذهان عمومي سازماندهي شده بود. برفرض قبول ادعاي جنابعالي هم بر اساس حركت اشتباه چند نفر نمي توان ميليونها نفر رابه بي ديني متهم كرد همانگونه مانيز به صرف اقدامات وحشيانه عده اي دركشتاروضرب وشتم مردم درخيابانها تمامي راي دهندگان به احمدي نژاد را متهم نمي كنيم .واقعه بزرگ عاشوراهميشه دستاويز ووسيله اي است دردست حكومت براي فريب افكار عمومي وبهره برداري ابزاري جهت مظلوم نمايي وگرنه همه ميدانند كه پيام اصلي عاشورا مبارزه با ظلم وبي عدالتي بودهمان كاري مردم آزادي خواه خواستار آنند اما حكومت عاشورا را درحد يك مجلس روضه خواني بي خاصيت مملو ازدروغ توسط مداحان وچاپلوسان حكومتي بي سوادوآخوندهاي بي سواد تر ازآنان ميخواهد كه اميال واهداف حكومت رابراي مردم تبليغ كنندودعا به جان حاكمان وامام حسين رانيز نه مظهر مبارزه با ظلم وبيعدالتي كه فقط يكه حلال مشكلاتي ازقبيل قرض،بيماري،ازدواج و…نشان دهند.
دوستان عزیز کلمه تو رو خدا با همفکری با بقیه گروه ها راهکاری برای شکستن حصر میر و شیخ پیدا کنید این مساله کم کم داره عادی میشه
نصیحت ناصرالدین شاه به مظفرالدین شاه وقتی کلاس سوم راهنمایی بود سال 1367بالای صفحه درس تاریخ نوشته بود:
اگرمیخواهید برملت ایران حکومت کنی
1-باید ملت رابیسوادنگه داری
2-آنهاراگرسنه نگه بدار
دقیقا وقتی امروزنگاه میکنم آقای خامنه ای گوش به حرف ناصرالدین شاه داده
1-مردم راازگزارش اطلاعات صحیح مملکت بازمیدارد وترویج خرافات میکند
2-وضع اقتصادی مردم رابه بدترین شرایط دراورده که همه فکرگرفتاری وقسط وچندشغله باشند واصلا به سیاست فکرنکنند
اماموضوع دوم
ازسایت محترم کلمه ودست اندرکاران زحمتش تشکرمیکنم که نظرات دوستان رامنتشرمیکند وخون تازه ای درجنبش سبزایجاد کرده دسته تک تک شماهمراهان رامیبوسم
قبلا ازسایت کلمه دلخوربودم که نظرات راکم منتشروسروتهش میزد اماامروزمیبینم باشجاعت تمام راه میرحسین راادامه میدهید
خداوند ازتمام شماوخانواده محترم سایت کلمه حفاظت کند
وقتی سری به سایتهای دولتی میزنیم تابناک الف عصرایران فارس وخبرآنلاین فقط نظرات حامیان خودشون منتشرمیکنند
تصمیم گرفتم دیگراصلا به اون سایتهامراجعه نکنم
برای آقای قدیانی آرزوی تندرستی میکنم و برای خانواده اش بردباری. امیدوارم که چنین اندیشهها، در مُخ آنانی که هنوز در خوابند راه بیابد و بیدارشان کند. از این که این تارنما؛ چنین نوشته ی سنگین و پربهایی را چاپ کرده، باید به همه ی خوانندگان این تارنما شادباش گفت. این گام خجسته است. سبک و روش نوشتاری این نوشته نیز بسیار روان و شیواست.
به نظرم این مرد باید بعنوان شجاعترین مرد تاریخ معاصر ایران انتخاب شود…
درود بر ابراهیم زمان که به جنگ نمرود رفته ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
آیت ا.. خمینی دربهشت زهرا فرمود ملت پنجاه سال پیش چه حقی داشته است که سرنوشت ما را مخدوش کند
احسنت بر ایشان ما جوانان امروز هم که در زمان انقلاب نبودیم این سوال را میپرسیم که ملت 33 سال قبل چه حقی داشته که سرنوشت امروز ما را خراب کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ما فرض محال میکنیم که جمهوری اسلامی وولایت فقیه خوب ما نمیخوایم این حکومتو
ما جمهوری اسلامی نمیخواهیم وعقیده داریم تکلیف جمهوری اسلامی وقانون اساسی مرتجع وضد بشری آن باید به همپرسی گذاشته شود.
هم وطنان بیایید با تلاش برای برگذاری همه پرسی آینده ای روشن برای خود ومیهنمان رقم بزنیم وکف خواسته های ما باید برگذاری همه پرسی قانون اساسی باشد.
جواب داوود: 1) میرحسین عزیز ولایت فقیه رو قبول دارن اما با ولی فقیه عادل که شعار و شعورش “میزان رای ملت است” باشد! نه اینکه رای مردم برای بیعت خود ونظامیان گوش به فرمانش بخواهد! 2) میر حسین اگر ولایت فقیه را قبول نداشت که این همه محبوب امام واقع نمیشد! 3) ولایت فقیه(بر فرض پذیرش
) واستبداد دو مقوله هستن که میتوانند در یک نقطه اشتراک داشته باشند با این توضیح که: ولایت فقیه از انجایی که منصبی است برای یک شخص غیر معصوم اگر از اهرمهای قوی نظارتی برخوردار نباشد به دیکتاتوری منجر میشود کما اینکه الان این چنین است به مجلس خبرگان نگاه کنید که طبق قانون کارش نظارت بر رهبریست الان کارش به کجا کشیده یه عده مرعوبند که فقط کارشون تایید رهبری است و به راستی اینان خفتگانند نه خبرگان! 3) از دید گاه اکثر فقها ولایت فقیه منحصر در امور حصبه است والزاما ارتباطی با مدیریت جامعه ندارد و این فرق فاحشی است با نظریه ی جناح حاکم! 4 ) اکثر شانی که برای یک فقیه عادل اگاه از حیث مدیریت میتوان قائل شد تصدی فقیه است نه ولایت فقیه با یک نگاه قدسی ! 5) تصدی فقیه یک نظریه ی عرفی غیر قدسی است ! یعنی یک فیقه مثل سایر گروها خود رو در معرض رای مردم قرار میدهد اگر مقبول واقع شد در مدت مشخصی نه مادام العمر متصدی میشود! بدین معنا دین از سیاست جدا نیست گر چه نهاد دین از قدرت جداست! در واقع دین به مثابه ی نهاد و ایدئولوزی حاکم نمیشود! 6) حاکمیت دین به مفهوم نهاد خصوصا وفتی بدست یک شخص غیر عادل بیفتد میتواند بسی خطرناک باشد وسر از استبداد کور در بیاورد وهیچ حقی برای گروهای متکثر قائل نباشد مثل الان! 7) مومنان و متدینان حتی فقیهان بصورت مستقل مثل سایر گروها میتوانند خود رو در معرض رای مردم قرار دهند واز این جهت به مقتضای دموکراسی و مردم سالاری منعی در کار نیست!
آقای داود! اگر آقای موسوی جایگاه ولایت فقیه را نفی نمی کند( که نمی کند چون در قانون اساسی این جایگاه وجود دارد و ایشان پایبند به قانون) چرا در حصر به سر می برد؟ به کدامین گناه؟ اینها را از خود پرسیده اید؟ اگر این ظلم ها را نادیده بگیرید شاید در این دنیا کسی گریبان شمارا نگیرد ولی در آخرت هیچ ماموری معذور نیست.
آقا داوود عزيز خوبه دوباره برگردى و بازخورد نظرتو توى سايت بخونى،چطور ميشه ولايت فقيه رو هم طراز ولايت انبيا دونست؟مگه اقاى خامنه اى معصومه؟كسى كه خودش از طريق انتخابات قدرت گرفته و معصوم نيست و ممكنه اشتباه كنه بايد به مردم پاسخگو باشه نه اينكه هرچى اون گفت مردم عين برده ها بگن چشم
موافقم. بهتر است از میانه راه اشتباه برگردیم و خود را به جریانی نسپاریم که آخرش از سوریه سردرمی آورد!
درود واحسنت برتحلیل صحیح وواقعی مبارز نستوه مرد کامل طلایه دار اول فکری تحلیلی حامی ملت بزرگ ایران جناب بزرگواران وطن دوست موسوی وکروبی
درود بر آقای قدیانی ایشان حرف دل پر درد ملت مظلوم ایران را بر قلم خود جاری ساختند
جنبش سبز با کف خواسته نفی ولایت فقیه معنا می شود و از نظر ایجابی پذیرش حقوق بشر و استقرار دموکراسی بر پایه ایران برای همه ایرانیان
قابل توجه دوستان اصلاح طلب، بخصوص جناب خاتمى و دكتر خزعلى.
خداوند برادرمان جناب قديانى را حفظ كند كه به همه مسلمانان درس انسانيت ميدهد. به اين ميگويند موحد.
خدايا ميرحسين و كروبى و رهنورد را در پناه خودت حفظ كن
خدايا زندانيان سياسى را پناه باش
زنده باد آزادى
باید به صراحت جناب آقای قدیانی آفرین گفت. ایشان هوشمندانه و با صراحت قلب استبداد و راس خیمه استبداد یعنی آیت الله خامنه ای و اصل قرون وسطایی و متحجرانه ولایت فقیه را نشانه گرفته اند. آیت الله خامنه ای باید بدانند که فرصت سوزیها و مقاومتهایشان در برابر خواست مردم، باعث گردیده است تا آزادیخواهان ایشان و اصل متحجرانه ولایت فقیه را مهمترین موانع استقرار دموکراسی در کشور بدانند.
بدون تردید، جبر تاریخ و روند کنونی نشان می دهد که این روند پیش خواهد رفت و دیر یا زود آیت الله خامنه ای از اریکه قدرت به زیر کشیده خواهد شد و اصل ولایت فقیه نیز … مقاومت آیت الله خامنه ای و جیره خواران تنها باعث سنگین تر شدن پرونده آنان خواهد بود.
تجربه صدام، قذافی و بشار اسد در پیش روی آیت الله خامنه ای است. به ایشان توصیه می شود که از آن تجربه ها درس بگیرد و بداند که همان خفت و خواری که نصیب صدام و قذافی گردید نیز در انتظار ایشان است. پس تا دیر نشده از آن تجربه ها درس بگیرد و بداند که جبر تاریخ قابل تغییر نیست. ایشان بهتر است باور کنند که دستاویزهایی مانند انقلاب مخملی و نظایر آن نیز نمی توانند مانع جبر تاریخ شوند. اگر نیک بنگرند زمانی مردم خواهان اصلاحات بودند آنهم با لحاظ کردن ملاحظات رهبری (سال 76). اما اکنون به آنجا رسیده ایم که زمزمه حذف آیت الله خامنه ای از قدرت در شرف شکل گیری است. این جبر تاریخ است و این جبر در صورت مقاومت آیت الله خامنه ای ایشان را با خفت و خواری حذف خواهد کرد.
عالي بود و جاي خالي بيانيههاي ميرحسين را پر كرد.
درود بر تو که یک بار دیگر عرصه را بر علی خامنه ای تنگ کردی.
به امید خدا روزهای روشن در انتظار جنبش ماست. یادتان باشد آگاهی و صبر رمز پیروزی ماست.
در کنار شما وبه یاد شما مبارز می کنم .
درود بر مردان و زنان راستین ایران زمین به خصوص آقای قدیانی
بسیار عالی بود به خصوص آن قسمت که معنی کردن اصلاحات پرداخته شد.
این را به آقایانی باید یاد آوری کرد که هنوز می پندارند که با وجود ولایت فقیه قادر به اصلاحات ساختاری هستند و نمی بینند که حتی اصلاحات جزیی هم با وجود ایشان بی فایده و عبث است.
آقای داوود ، دوستان به اندازه ی کافی به تو توصیه کردند ، امیدوارم که متنبه شدی باشی
اگر هم نشدی توجه ات رو به جملاتی از مهدی کروبی در مناظره ای که با میر حسین عزیز داشت جلب می کنم :
جمله ای که برای درویش ها گفتند :
” اعلامه سوم بیانیه دادم راجع برای حقوق شهروندی ، ببینید ما انقلاب کردیم ، در این کشور اقوام مختلف هست ، در این کشور مذاهب مختلف هست ، من میبینم این سال ها چه بلایی بر سر ملت به وسیله ی یک جمع خود سر بوجود آمده ، آقا درویشه ، چرا حسینیه اش را خراب می کنند ؟ مسلمان که هست، اصلاً مسلمان نباشد، شیعه هم هست، حالا شیعه هم نباشد، شهروند این کشور است، می رود آنجا ذکر می گوید.”
من از حقوق همه ی ملت دفاع می کنم
“دگراندیشانی بودند، خطم هم مشخص است آرمان هایم را همیشه گفتم که من در چارچوب جمهوری اسلامی؛ امام، آنهایی که تبیین کننده قانون اساسی بودند نه این تنگ نظرها، بارها هم گفته ام …”
فقط خواستم بگم اگر هم بهایی هست ما حق نداریم بدون اینکه چیزی معلوم باشه یا ثابت شده باشه بخشی از مردم که به این آیین گرایش دارند رو متهم کنیم و اعمال زشت یک سری معلوم الحال رو به اونها ربط بدیم ، به قول آقای دستغیب خوبه که فیلم های اون جنایات هم هست !
آقا داوود سعی کن یه بار به حرف های دیروز آقای خامنه ای که از اون دفاع می کنی گوش بدی که به نماینده ها می گفت تا اتهامی ثابت نشده اونو مطرح نکنید ،
این نه تنها برای نمایندگان که برای کل ملت ایران باید عملی بشه ، ضمنا آقا داوود ایراد بزرگی که به آقای خامنه ای هست همینه که ذره ای به حرف هایی که میزنه باور و ایمان نداره ، اگر داشت که وضع شما و دوستان و همراهان و رهبرتون این نبود …
امیدوارم این میخ آهنی بالاخره در سنگ رود …
آنان در زندانند و اینچنین خروشان و ما هم بیرون از زندانیم و خموش. درود بر اراده و شجاعتت ای مبارز
خدا رحمت کند بزرگمرد و پدر انقلاب حضرت آیت الله طالقانی رضی الله عنه را که دلیرانه با اصل ولایت فقیه مخالفت کرد و 33 سال پیش ولایت فقیه را ندیده و تجربه نکرده عین استبداد محض دانست و جان شیرین بر سر این مخالفت داد.مبتکر نظریه ولایت فقیه یعنی دلیرترین فقیه شیعی استبداد ستیز همه دورانها حضرت آیت الله منتظری رضی الله عنه دقیقا منظورش را از ولایت فقیه یک فقیه شیعی عادل و عالم که مورد اجماع اکثر گروههای جامعه باشد می دانست که به شکل سمبولیک نقش بزرگتر و پدر را در مواقع حساس داشته باشد نه اینکه قدرت را به دست گرفته و انحصارطلبی کند و دموکراسی را که اصل اصلی انقلاب ما بود پایمال هوی و هوس شخصی سازد و با قداست خدایی خویش که جیره خوارانش برایش ساخته اند در برابر احدی که هیچ حتی در برابر وجدان تاریخ و خداوند متعال هم پاسخگو نباشد.حضرت امام خمینی یک استثنا در تاریخ ما بود و به دنبال قدرت و ثروت نبود و همیشه خویش را یک طلبه ساده می دانست و حضرات طرفدار اصل ولایت فقیه آینده نگر نبودند و توجه نکردند که امام خمینی عمر نوح ندارد و پس از او کس یا کسانی که طبق قانون اساسی این اختیارات گسترده را دارد اگر دارای زهد و تقوی نباشد چه فاجعه ای ببار خواهد آمد.خدا ذلیل و خوار کند این … را که برای متاع کثیف دنیا هم ایران و هم روحانیت تشییع را که سمبل مبارزه با ظلم در طول تاریخ این مملکت بود بر باد داد.
درود بر شرف ومردانگی آقای قدیانی ، درود بر ایستادگیش وپایمردی بر حقایق ،وصدها وهزاران درود بر عمر پاک از دست رفته اش در زندانهای دو رژیم ستمگر . امیدوارم خداوند روزهای پاک بلندی برعمر این عزیز بی افزاید واو را در پناه خود از هر گزندی دور بدارد.امیداوارم آقای خاتمی که دلسوز نظام است وبرای اصلاحاتش در تلاش است این نامه اقای قدیانی را بخواند وبه این جمله اش توجه بیشتری بکند .(بنابراین اصلاحاتی که مدعی پایبندی به آن آرادی و قانون ودموکراسی است اما در افق نهائی خود نفی استبداد را ترسیم نکرده وبه عبارت دقیقتر جایگاه ونقشی برای ولایت فقیه در سیاست کلان خود قائل است در یک کلام دروغی بیش نیست) .وامیدوارم آقای خاتمی در هر لحظه زندگی در آزادیش بیاد داشته باشد که چه روزهای عمر پاکی مچاله شده و بی دلیل در زندانهای ولایت فقیه برای مبارزه افشای حقیقت ونشان دادن چهره کثیف استبداد به هدر رفته ومی رود . وهمچنین عمر گرانمایه رهبران جنبش در حصر فقط برای استبداد یک فرد عقده ای وپر ازکینه .
طبق حدیث موثق از امام صادق(ع) که تمامی محدثین آمرا تایید کرده اند در زمان غیبت معصوم باید همچون گلیم خانه بود و تشکیل حکومت تنها در صلاحیت معصوم است.
ضمن اینکه در سیره هیچکدام از ائمه، تشکیل حکومت وجود نداشته است.
فوق لیسانس علوم سیاسی
اگر مسئولین عقل داشتند این زندانی ها را آزاد میکردند تا مثل ما ساکت باشند!
az bozorgane dast be ghalam mikhaham baraye madome ammi sohbat konand va
az MOHAKEMEYE ALI VA AN YAHUDI mesal biavarand
agar ALI valie moslemin bud? chetor mohakeme shod?
pas chera hala nemishe inkaro kard?!!!!
من موندم چطور چنین شیر عظیم الجثه ای در زندان حقیر این حقیرها جا شده… نفست گرم باد
سالروز حماسه 25 خرداد را تبریک می گوییم