سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ساعت 9 صبح؛ مراسم تشییع مادر شهید داوود کریمی...

ساعت 9 صبح؛ مراسم تشییع مادر شهید داوود کریمی

چکیده :بانو مولود رحمتی، مادر شهيد حاج داوود كريمي به ديدار فرزند شهيدش شتافت، پیکر این مادر شهید ساعت 9 صبح امروز از مقابل غسالخانه به سمت قطعات شهدا تشییع شده و در قطعه 45 «قطعه صالحین» بهشت زهرا(س) به خاک سپرده می‌شود....


بانو مولود رحمتی، مادر شهيد حاج داوود كريمي به ديدار فرزند شهيدش شتافت، پیکر این مادر شهید ساعت 9 صبح امروز از مقابل غسالخانه به سمت قطعات شهدا تشییع شده و در قطعه 45 «قطعه صالحین» بهشت زهرا(س) به خاک سپرده می‌شود.

بانو مولود رحمتي مادر شهيد حاج داوود كريمي كه از دو هفته پيش در بيمارستان ايرانشهر بستري بود، صبح ديروز بر اثر عارضه ريوي در 86 سالگي دار فاني را وداع گفت.

حاج داوود کریمی، سردار هشت سال دفاع مقدس

حاج داوود کريمی متولد ۲۷ بهمن ماه سال ۱۳۲۶ در محله سلسبيل تهران است، در ۸ سالگی پدرش را بر اثر حادثه ای از دست داد. در نوجوانی حاج داوود از طريق شهيد عراقی با‌امام خمينی آشنا شد. در سال‌های نخستين دهه ۵۰ با گروهی از دوستانش، گروه «فجر اسلام» را به راه‌انداخت و پس از سالها مبارزه و مجاهدت در شهریور 83 در اثر ضایعات شیمیایی به شهادت رسید.

حاج داوود تراشکاری و فعاليت سياسی‌اش در تهران را تا سال ۵۵ ادامه‌ می‌دهد تا در اين مقطع، باز هم به رسم آن زمان گروه‌های چريکی که اعضای خود را به لبنان و فلسطين و الجزاير‌ می‌فرستادند، به لبنان‌ می‌رود. «ميثم کريمی» پسر ارشد حاج داوود‌ می‌گويد که او در آنجا با شهيد «مصطفی چمران»، شهيد «محمد منتظری»، «سيد محمد غرضی» و «يحيی رحيم صفوی» هم رزم بوده است.

حاج داوود در آنجا مربی نيرو‌های چريکی لبنان‌ می‌شود تا تجربه فعاليت‌های نظامی‌اش بيشتر و جدی‌تر شود. دوران فعاليت چريکی حاج داوود تا اواخر سال ۵۶ در لبنان ادامه يافت. ‌اما فرا رسيدن‌امواج انقلاب، حاج داوود را همچون بسياری ديگر از چريک‌ها، دانشجويان و مهاجران به کشور بازگرداند. چنين بود که بچه نازی آباد بار ديگر به نزد هم محل‌هايش بازگشت تا به همراه جوانان جنوب شهر، چهار هيات مذهبی را برای مبارزه با شاه تاسيس کنند و در پيروزی انقلاب نقش آفرين شوند.

حاج داوود از اعضای اصلی تشکيل دهنده آن و عضو هيات مرکزی سپاه تهران بود. ‌در سال ۵۹ و در اوج درگيری‌های کردستان راهی اين استان شد تا سپاه منطقه کردستان را به راه بيندازد. جنگ که شروع شد، به منطقه جنوب و سپس غرب رفت. او در همين مدت که تا سال ۶۱ ادامه يافت، برپايه‌ اموخته‌های خويش در لبنان مسئول‌ اموزش نظامی سپاه شد. سپس مدتی کوتاه‌تر از يک سال فرمانده سپاه تهران بود.

حاج داوود در اين دوره در دو عمليات مهم فاو و مرصاد (پس از پذيرش قطعنامه) حضور يافت. او در آنجا مسئوليت گردان‌های رزمی- مهندسی جهاد را داشت. در فاو بود که مصدوم شيميايی شد و از مرصاد، ترکشی در قلبش به يادگار ماند. در فاصله سال‌های ۶۵ تا، ۶۷ حاج داوود در شرق کشور به سر‌ می‌برد. او در اين دوره با سمت فرماندهی قرارگاه مرکزی محمد رسول الله و قرارگاه‌های تاکتيکی تابعه شرق کشور در قالب طرح «والعاديات» مسئول مبارزه با قاچاقچيان مواد مخدر بود. پس از جنگ حاج داوود در حالی که‌ می‌توانست به عنوان سرداری نظامی چهره کند، به کارگاه تراشکاری‌اش بازگشت که به گفته حجاريان، اين بار « محقــر تر» بود و در جاده باقر آباد قرار داشت. از سال ۶۸ تا زمان مرگ، حاج داوود تنها يک کارگر ساده قالب ساز بود. حجاريان‌ می‌گويد: «نه درجه خواست، نه دنبال بنياد جانبازان رفت و نه مزايای خاص سپاهيان و نظاميان را طلب کرد. در آن کارگاه کوچک به دستاورد خودش قناعت‌ می‌کرد»‌

اما اين کارگر ساده در همين سال‌های انزوا، با مشکلاتی هم مواجه شد. حجاريان آن ماجرا را چنين خلاصه‌ می‌کند: «حاج داوود مورد جفا واقع شد و ملامت‌هايی کشيد‌ اما دم نزد و هيچ توقعی نداشت.» آنچه حجاريان‌ می گويد به دوره ای از زندان باز‌ می‌گردد که از ۳۰ دی ۷۲ آغاز شد و تا ارديبهشت ماه سال بعد ادامه يافت. با اين حال، نه او و نه خانواده‌اش علاقه ای به، به ياد آوردن آن روز‌ها ندارند. حاج داوود با بزرگواری خاص خود که حجاريان آن را با واژه‌های «استغنا از خلق و صبر در مصائب» توصيف‌ می‌کند، از اين ماجرا هم گذشت. از حاج داود کريمی که در ۶ شهريور ماه ۴۹ ازدواج کرد يک دختر به نام «مريم» و سه پسر با نام‌های «ميثم»، «محمد صادق» و «محمود» به يادگار مانده است..


یک پاسخ به “ساعت 9 صبح؛ مراسم تشییع مادر شهید داوود کریمی”

  1. ناشناس گفت:

    خدا رحمت کنه حاج داود را. چه زجری کشید و چقدر به خاطر علاقه اش به آقای منتظری اذیتش کردن. روحش شاد