سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه تاجزاده به رهبری و پرسش‌های بی‌پاسخ...
» در سومین سالگرد کودتای انتخاباتی ۸۸

نامه تاجزاده به رهبری و پرسش‌های بی‌پاسخ

چکیده :سید مصطفی تاجزاده در نامه ای سرگشاده به رهبری، به تشریح چند نمونه از ابهام های بی پاسخ در عملکرد حاکمیت پس از کودتای انتخاباتی 88 پرداخت و با اشاره به اینکه شرایط موجود و نحوه برخورد با ناراضیان براساس تصمیم رهبری سامان یافته است، خواستار پاسخگویی آیت الله خامنه ای درباره این ابهام ها شد....


سید مصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی سبز، در نامه ای سرگشاده به رهبری با عنوان «ابهام های بی پاسخ» خواستار پاسخگویی آیت الله خامنه ای درباره تناقض های متعدد موجود در ادعا و عملکرد حاکمیت جمهوری اسلامی در سه سال اخیر شد.

به گزارش کلمه، تاجزاده در این نامه که به مناسبت سومین سالگرد کودتای انتخاباتی 88 نگاشته، به تشریح هفت مورد از ابهام های بی پاسخ در گفتار و رفتار حاکمیت پس از انتخابات دهم پرداخته و با تاکید بر اینکه به خاطر شرایط زندان و وضعیت نامساعد جسمی ازجمله مشکل چشم نمی تواند بیشتر از این بنویسد وگرنه فهرست این ابهام ها را تا چند برابر می توان افزایش داد؛ خاطرنشان کرده که هزاران ساعت میزگرد در صدا و سیما و سخنرانی در تریبون های رسمی و غیر رسمی از نماز جمعه و جماعات گرفته تا وعظ بر منابر و تا مراسم دولتی و … که در محکوم کردن آن اعتراضات و متهم کردن معترضان به براندازی برگزار شده، کمترین تأثیری در رفع ابهام های واقعی موجود در این ماجرا نداشته است.

وی با یادآوری مواضع رهبری در نمازجمعه 29 خرداد و سرکوب ها و خون ریزی های پس از آن، به یادآوری تجمعات غیر قانونی انصار حزب الله در طول دوران رهبری آیت الله خامنه ای پرداخته که مورد اعتراض ایشان قرار نگرفته، و سپس پرسیده است: آیا اردوکشی خیابانی -اگر بتوان نام تظاهرات اعتراضی را اردوکشی خیابانی گذاشت-، مطلقاً خلاف قانون و ناپسند است و یا فقط برای معترضان به عملکرد ما خلاف قانون و ناپسند است؟

این عضو زندانی جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب در بخش دیگری از این نامه، به شکایت خود و شش فعال سیاسی دیگر از سردار مشفق اشاره کرده که به دخالت نظامیان در انتخابات اعتراف و تقریباً تمامی ادعاهای معترضان به تقلب و تخلف در انتخابات را تأیید کرده بود؛ و پس از تشریح ماجرا، در آخر پرسیده است: امروز حدود دو سال و نیم از آن شکایت می گذرد نتیجه آن شکایت تا کنون تشکیل پرونده ای جدید برای برخی از آن هفت شاکی است. یکی از اتهامات آنها در این پرونده شکایت از سردار مشفق است. آنها در بازجویی ها باید پاسخ دهند چرا و به چه انگیزه ای علیه سردار مشفق شکایت کرده و با این اقدام خود در جهت تضعیف نظام گام برداشته اند!!

وی همچنین با یادآوری حمله به ستاد قیطریه در عصر روز انتخابات، صدور حکم بازداشت فعالان ستاد موسوی در روزهای قبل از انتخابات و چندین مورد دیگر، تصریح کرده است: سخنرانان و مبلغان رسمی بهتر از من و شما می دانند که تحلیل هایشان در باره این ماجرا که عمدتاً بر محور توطئه براندازی و ارتباط معترضان با سرویس های امنیتی دور می زند، هیچ اساسی ندارد. آنها حتی اگر خود جزو بازی نبوده باشند هم چاره ای جز دفاع از این گونه تحلیل ها ندارند زیرا اگر معترضان را به براندازی و رابطه با بیگانه متهم نکنند، چگونه می توانند خشونتی را که اعمال شد و خون هایی را که بر زمین ریخت، قوانین و معیارهای انسانی که به راحتی زیرپا گذاشته شد و لطمات و آسیب هایی را که عملکرد و تصمیمات مسئولان عالی کشور در این ماجرا به جامعه و کشور و نظام زد، توجیه کنند؟ و از همه مهم تر چگونه می توانند توجیه گر خفقان و استبدادی باشند که اکنون آن را تجربه می کنیم؟

تاجزاده در پایان نامه خود، به مسئولیت مستقیم آیت الله خامنه ای در رسیدن کشور به شرایط امروز اشاره کرده و یادآور شده است: امروز همگان چه طرفداران و وابستگان به حاکمیت و ارادتمندان به رهبری و چه منتقدان و مخالفان در این نکته اتفاق نظر دارند که تغییر شرایط موجود و تغییر نحوه برخورد با ناراضیان به تصمیم رهبری بستگی دارد و نه هیچ کس دیگر. این اعتراف و اتفاق نظر به نوبه خود گویای حقیقت دیگری نیز هست و آن این که شرایط موجود و نحوه برخورد با ناراضیان براساس تصمیم رهبری سامان یافته است. بنابراین می توان مخاطب این ابهام ها را رهبری دانست و از ایشان خواهان رفع ابهام شد.

متن کامل نامه سید مصطفی تاجزاده به رهبری که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

 

به نام خدا

حضور آیت الله خامنه ای
رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام

سه سال پیش برگزاری یکی از پرابهام ترین و ناسالم ترین انتخابات تاریخ ایران به اعتراضی گسترده در سطح ملی انجامید. حدود یک هفته پس از شروع اعتراضات ، در نماز جمعه تظاهرات معترضان را اردوکشی خیابانی خوانده، مسئولیت خون هایی را که ریخته خواهد شد، متوجه خود آنان دانستید. آن اعتراضات با شدیدترین و سخت ترین شیوه های سرکوب مواجه شد. خون بسیاری از مردم بی گناه ریخته شد، عده زیادی معلول شدند و ساکت در خانه ها ماندند تا تنها همین معلولیت تاوان اعتراضشان به عدم سلامت انتخابات باشد و رنج سال ها حبس بر آن افزون نگردد. خانواده های بسیاری داغدار شدند، خوش نام ترین و محترم ترین چهره های جامعه و مدیرانی که سالها در بالاترین سطوح به این مردم خدمت کرده بودند، حتی پیش از اولین راهپیمایی های اعتراضی دستگیر و به اتهام هایی نظیر انقلاب مخملی، رابطه با بیگانه، تلاش برای سرنگونی نظام و … که البته هرگز در دادگاه های فرمایشی کوچکترین سندی دال بر صحت آن ارائه نشد، به حبس های طولانی محکوم شدند.

در طول این مدت هزاران ساعت میزگرد در صدا و سیما و سخنرانی در تریبون های رسمی و غیر رسمی از نماز جمعه و جماعات گرفته تا وعظ بر منابر و تا مراسم دولتی و … در محکوم کردن آن اعتراضات و متهم کردن معترضان به براندازی برگزار شده است بدون این که کمترین تأثیری در رفع ابهام های واقعی موجود در این ماجرا داشته باشند و یا حتی به یکی از ده ها سؤال مطرح در باره این ماجرا پاسخ داده شده باشد. ابهام ها و سؤال هایی که اگر به خوبی در آن تأمل شود حقایق بسیاری را که آقایان به هیچ وجه تمایلی به طرح آن ندارند، آشکار میکند، از جمله این که انتخابات خرداد سال ۸۸ و تخلفات آن کاملاً سازماندهی شده بود، موج دستگیری ها براساس طرحی از پیش آماده شده صورت گرفت و مقامات عالی کشور هیچ عزم و اراده ای در رسیدگی به اعتراضات و شکایات کاندیداهای رقیب مدعی تقلب و طرفداران آنها نداشتند و … . من در این فرصت قصد پرداختن به اصل ماجرا و نقد و ارزیابی تحلیل های محافل نظامی- امنیتی در باره انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث پس از آن را ندارم. در زندان و درجریان بازجویی ها در این باره مفصل با بازجویانم سخن گفته ام. به اعتقاد من سخنرانان و مبلغان رسمی خود بهتر از من و شما می دانند که تحلیل هایشان در باره این ماجرا که عمدتاً بر محور توطئه براندازی و ارتباط معترضان با سرویس های امنیتی دور می زند، هیچ اساسی ندارد. آنها حتی اگر خود جزو بازی نبوده باشند هم چاره ای جز دفاع از این گونه تحلیل ها ندارند زیرا اگر معترضان را به براندازی و رابطه با بیگانه متهم نکنند، چگونه می توانند خشونتی را که اعمال شد و خون هایی را که بر زمین ریخت، قوانین و معیارهای انسانی که به راحتی زیرپا گذاشته شد و لطمات و آسیب هایی را که عملکرد و تصمیمات مسئولان عالی کشور در این ماجرا به جامعه و کشور و نظام زد، توجیه کنند؟ و از همه مهم تر چگونه می توانند توجیه گر خفقان و استبدادی باشند که اکنون آن را تجربه می کنیم؟

رهبر محترم جمهوری اسلامی!

قصد من از نگارش این نامه تنها طرح ساده و در عین حال صریح برخی از همان ابهام هایی است که هزاران ساعت میزگرد و سخنرانی و وعظ و خطابه عمداً از پاسخ به آنها و تبیین آنها طفره رفته اند. تا تأکیدی باشد بر صحت ارزیابی و تحلیل ما از آن کودتای انتخاباتی و حقانیت راهی که رفته ایم و نیز فرصتی باشد برای آنان که نه به ضرورت حفظ قدرت و موقعیت بلکه به انگیزه پای بندی به دیانت و وطن دوستی از عملکرد حاکمیت دفاع می کنند. خوشحال خواهم شد اگر مدعیان و متظاهران به پای بندی به قانون و آزادی و اصول که در قبال مفاسد و بی قانونی های غیر قابل انکار حاکمیت، تنزه طلبی پیشه می کنند تا بی قانونی ها و بی عدالتی های پنهان را توجیه کنند، به این سؤال ها پاسخ دهند:

۱- شما در خطبه نماز جمعه ۲۹ خرداد ۸۸ تظاهرات اعتراضی به نتایج آن انتخابات پرابهام و پر مسئله را اردوکشی خیابانی خواندید و از معترضان خواستید اعتراض خود را از مجاری رسمی قانونی دنبال کنند. و گفتید راه اعتراض به نتایج انتخابات اردوکشی خیابانی نیست و بی قانونی و زورگویی را از هیچ کس تحمل نمی کنید و با کسانی که چنین شیوه ای برای دستیابی به خواسته های خود در پیش می گیرند شدیداً برخورد می کنید. آن خطبه تقریباً در تمامی سخنرانی ها و میزگردهای برگزار شده در رسانه ملی راجع به حوادث پس از انتخابات ۸۸ مورد استناد قرار گرفته است، اما به یک پرسش هرگز پاسخ داده نشد و آن این که در سراسر سال های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۸ همواره گروه هایی تحت عنوان انصار حزب الله به کمترین بهانه ای از درج مقاله ای در نشریه ای دانشجویی با تیراژ پانصد عدد گرفته تا عبارتی در یک کتاب و تا اعتراض به یک مراسم قانونی و … آزادانه در خیابان ها به تظاهرات پرداختند، به مراسم مختلف حمله بردند و به ضرب و شتم مخالفان پرداختند و بعضاً دفاتر روزنامه ها را به آتش کشیدند. کتابفروشی ها و سینماها را سوزاندند، اما در طول این ۱۸ سال حتی یک بار شما به این اردوکشی و تهدید جان و مال شهروندان اعتراض نکردید و از دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی و قضائی نخواستید دست اندرکاران این اجتماعات غیرقانونی را شناسایی و مجازات کنند. آیا اردوکشی خیابانی -اگر بتوان نام تظاهرات اعتراضی را اردوکشی خیابانی گذاشت-، مطلقاً خلاف قانون و ناپسند است و یا فقط برای معترضان به عملکرد ما خلاف قانون و ناپسند است؟

۲- پس از خرداد ۸۸ سخنرانان و مبلغان حاکمیت که به اعتراف سردار مشفق مأمور توجیه نخبگان و خواص شدند، آقایان مهندس موسوی و کروبی و فعالان سیاسی اصلاح طلب را متهم می کردند که برای طرح پیگیری شکایت خود به روش های غیر قانونی نظیر تظاهرات اعتراضی متوسل شده اند. اگرچه تظاهرات حق قانونی شهروندان است و دولت مطابق قانون اساسی موظف به تأمین امنیت برگزار کنندگان راهپیمایی های مسالمت آمیز است، اما آنها خود بهتر می دانند که تظاهرات چند میلیونی ۲۵ خرداد به دعوت موسوی و کروبی برگزار نشد، بلکه این خود مردم معترض و عصبانی بودند که به طور خودجوش به خیابان ها آمدند و موسوی و کروبی تنها به انگیزه همراهی با مردم و بنابر عهد خود با مردم که آنها را تنها نخواهند گذاشت در این راهپیمایی شرکت کردند، اما فرض را براین می گذاریم که قانوناً هرکس موظف است برای پیگیری مطالبات خود تنها از مجاری رسمی اقدام کرده و در کنار آن و یا حتی مستقل از آن حق برگزاری هیچ تجمع و راهپیمایی را ندارد، اما آیا مراجع و سازوکارهای رسمی و مقامات منصوب ایشان از جمله شورای نگهبان و قوه قضائیه در سال های گذشته به گونه ای عمل کرده بودند که کمترین اعتماد و امیدی به پیگیری شکایات و اعتراضات قانونی به تخلفات و تقلبات سیاسی در انتخابات وجود داشته باشد؟ در تمام دوران اصلاحات از انتخابات خرداد ۷۶ و ماجرای رسوای کارناوال عصر عاشورا گرفته تا انتخابات مجلس هفتم که شما در برابر رد صلاحیت های گسترده ضمن تأکید بر برگزاری انتخابات، رسیدگی به اعتراضات را به بعد از انتخابات موکول کردید و تا انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ که پرونده دخالت غیر قانونی برخی سرداران در آن انتخابات افشا شد و آقای هاشمی رفسنجانی از تخلفات و تقلبات به خداوند شکایت برد و رهبری وعده رسیدگی به تخلفات را دادند و تا انتخابات سراسر تخلف ریاست جمهوری ۸۸ که حتی شورای نگهبان نیز در گزارش خود آن را انکار نکرد اما تخلفات و اعمال نفوذها را مؤثر در تغییر نتایج انتخابات ندانست، همواره شکایت های فراوانی در شورای نگهبان و قوه قضائیه مطرح شده است، اما به آن شکایات نه از سوی شورای نگهبان و نه از سوی قوه قضائیه و نه از سوی هیچ مرجع دیگری هرگز رسیدگی نشد. با توجه به این سابقه درخشان چگونه از آقایان موسوی و کروبی انتظار می رفت، به امید احقاق حقوق خویش و میلیون ها شهروندی که رأیشان مصادره شده بود، سکوت پیشه کنند؟ ابهام و اعتراض و شکایت به نتایج انتخابات در هر کشوری از افغانستان گرفته تا ایران و تا امریکا می تواند اتفاق بیفتد، کما این که اتفاق افتاده است. اگر در افغانستان این اعتراضات به بحران و کشتار نینجامید، علت را باید در درایت مسئولان آن کشور در پیگری شکایات از طریق مرجعی قابل اعتماد عمومی به نام کمیته تحقیق و حقیقت یاب جست و جو کرد و اگر در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که منجر به انتخاب جرج بوش شد اختلاف و ابهام در نتیجه انتخابات به بحران نینجامید علت آن بود که دادگاه فدرال این کشور به گونه ای عمل نکرده بود که اعتماد عمومی از آن سلب شود، بنابراین وقتی دادگاه فدرال صحت انتخابات را تأیید کرد همگی به آن گردن نهادند. ریشه سلب اعتماد عمومی به مراجع و سازوکارهای قانونی پیگیری مطالبات مردم را باید در عملکرد آن مراجع و سازوکارها و وعده های عمل نشده جست و جو کرد.

۳ – ساعت شش بعد از ظهر روز انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ به ستاد انتخابات موسوی در قیطریه حمله شد، تعدادی از لباس شخصی های مهاجم که بعدا معلوم شد وابسته به یکی از نهادهای امنیتی نظامی بودند، توسط کارکنان ستاد دستگیر شدند و آقایان محسن امین زاده و عبدالله رمضان زاده مسئولان ستاد، آنها را به پلیس که در محل حاضر شده بود تحویل دادند که البته پلیس نیز بلافاصله آنان را آزاد کرد. نیمه های شب درحالی که هنوز هیچ تظاهراتی صورت نگرفته بود و هیچ یک از احزاب حامی موسوی و کروبی موضعی اعلام نکرده بودند، نیروهای امنیتی به خانه های برخی فعالان سیاسی و مسئولان ستادهای انتخاباتی موسوی و کروبی هجوم بردند و آنها را دستگیر کردند. این درحالی بود که ماه ها بعد از دستگیری و بازداشت در سلول های انفرادی و تحمل شرایط و بازجویی های وحشتناکی که فعلاً قصد توصیف آن را ندارم وکلای ما به هنگام مطالعه پرونده ها، احکام دستگیری ما را که در روزهای قبل از ۲۲ خرداد صادر شده بود مشاهده کردند. اگر واقعاً بهانه آن دستگیری ها تظاهرات و به اغتشاش کشاندن جامعه و انقلاب مخملی در روزهای پس از انتخابات بود، چرا احکام دستگیری بازداشت شدگان در روزهای قبل از انتخابات صادر شده بود؟ در کدام کشور آزاد حکم بازداشت فعالان ستاد انتخاباتی نامزدهای رقیب (نامزد منتقد جناح حاکم) چند روز قبل از برپایی انتخابات صادر می شود و در روز برگزاری انتخابات به ستاد نامزدهای رقیب حمله می شود و روز بعد از انتخابات نیز مسئولان ستاد وی بازداشت می شوند؟! ساعت شش بعداز ظهر روز رأی گیری کدام اعتراضی صورت گرفته بود که به ستاد موسوی حمله شد؟ این سؤالها پاسخی ندارند اما از یک واقعیت حکایت دارند و آن این که آن هجوم ها و دستگیری ها براساس سناریوی از پیش طراحی شده صورت گرفت. احتمالاً پیش بینی می شده که کودتای انتخاباتی واکنش هایی را برانگیزد در نتیجه باید برای برخورد با آن تمهیدات لازم از جمله احکام دستگیری ها اندیشیده می شده است.

4- در انتخابات ریاست جمهوری اخیر روسیه که به پیروزی پوتین انجامید، بخش وسیعی از رأی دهندگان و نیز نامزدهای رقیب دولت را متهم به اعمال نفوذ و تقلب در انتخابات کردند. وزیر اطلاعات ایران همچون دیگر مقامات که علاقه زیادی به بیان ادعاهای بزرگ دارند، گفت، ما به روسها اطلاع دادیم که آمریکایی ها و غربیها به بهانه تقلب در انتخابات قصد بحران سازی و توطئه در کشور شما را دارند. لابد وزیر محترم اطلاعات تجارب دستگاههای امنیتی و نظامی ایران در برخورد با اعتراضات مردمی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ ایران را در اختیار برادران روس و شخص پوتین قرار داده! اما ظاهراً پوتین و پریماکف علاقه ای به استفاده از این تجربه نداشتند. آنها به رغم برخورداری ازتجارب خشن ترین شیوه های سرکوب در شوروی کمونیستی و برخلاف مسئولان ایران به جای سرکوب، به معترضان نتایج انتخابات و مدعیان تقلب در انتخابات اجازه تظاهرات دادند و با درایت و تدبیر و به رسمیت شناختن حق مردم در برگزاری تظاهرات، از تبدیل شدن آن ماجرا به بحرانی در سطح ملی جلوگیری کردند و با این عملکرد خود به وزیر اطلاعات و دیگر مقامات عالی ایران فهماندند که حتی اگر توطئه بیگانگان هم در کار باشد این هنر مسئولان یک کشور است که میتواند از بروز فاجعه جلوگیری کند. به راستی چرا جناح حاکم در ایران مانند حاکمان کرملین به معترضان نتایج انتخابات رسما اجازه برپایی تظاهرات نمی دهد؟ و در حد پوتین نمی کوشند به جای سرکوب معترضان، برحقوق شهروندی بیش از گذشته تکیه کنند؟ مگر اعتراض به رفتار حکومت نیز مانند حق حکومت منتخبان یک حق شناخته شده دموکراتیک نیست و مگر براساس همین حق نیست که حکومت ایران از اعتراضات مخالفان در بسیاری از کشورهای جهان حمایت می کند؟ من واقعاً نمی دانم در انتخابات روسیه تقلبی صورت گرفته و اگر صورت گرفته در چه حدی بوده است، اما یک چیز را یقین دارم و آن این که حاکمان این کشور حتی اگر تقلب در انتخابات را طراحی کرده باشند، هیچ طرح و برنامه ای برای استفاده از فرصت انتخابات ریاست جمهوری برای کودتا علیه مخالفان و منتقدان و حذف آنها از عرصه رقابت سیاسی نداشته اند، به همین دلیل هیچ طرح از پیش تدوین شده برای دستگیری معترضان نداشتند و بی اعتنا به هشدارهای وزیر اطلاعات ایران، ضرورتی برای برخورد خشن و دستگیری های سراسری علیه منتقدان حکومت خود ندیده اند.

5- شما در مراسم سالگرد ارتحال امام(ره) در دفاع از مردم بحرین گفتید، «در حوادث منطقه، مردم بحرین در مظلومیت مضاعف به سر می برند، حقیقتا مظلوم هستند و به وسیله رژیم مستبد و دیکتاتوری بی جهت سرکوب می شوند، اعتراض آنها با خشن ترین وضعیت پاسخ داده می شود. در حالی که چیز زیادی نمی خواهند، آنها ابتدایی ترین نیازهای انسانی یک کشور مردم سالار را طلب می کنند.» این سخن درستی است. مردم بحرین چیزی بیش از این نمی خواهند که حکومتشان با ملت خود براساس معیارهای دوگانه عمل نکند. برخی را به عنوان شیعه از حق مشارکت در قدرت و حق تعیین سرنوشت محروم نکند. شهروندان را درجه بندی نکند، بحرین را متعلق به همه بحرینی ها بداند. از امکانات و تجارب قدرت بزرگ همسایه یعنی عربستان علیه مردم خود استفاده نکند. مردم خود را از قدرت بزرگ همسایه محرم تر بداند. باور کند منتقدان و مخالفان شیعه اش عامل و مزدور ایران نیستند، بلکه به عزت و سربلندی بحرین می اندیشند. باور کند آنها میکروب سیاسی نیستند، آنها را به بی بصیرتی، ساده لوحی و وابستگی متهم نکند، باور کند که منتقدان و مخالفانش خطراتی را که در این دنیای بزرگ، کشور کوچک و میکروسکوپی بحرین را تهدید می کند، کاملاً درک می کنند و هر انتقاد و اعتراض آنها را به معنای نوکری و وابستگی به ایران تحلیل نکند. آنها فقط از حکومت خود می خواهند که وجودشان را به عنوان بحرینی به رسمیت بشناسد و از حقوق اساسی و مسلمشان محروم نسازد و اعتقاد به مقام الهی امیر بحرین را شرط برخورداری از حقوق اساسی نداند.

ای کاش رهبری نظام با جریان های منتقد و معترض ایران، با برجسته ترین و باسابقه ترین چهره های انقلاب و نظام، با خیل عظیم کسانی که سال ها برای پیروزی انقلاب مبارزه کردند و یا در دفاع از کیان کشور در جبهه ها شجاعانه جنگیده اند، با کسانی که به رغم مخالفت و انتقاد به ایشان، قلبشان برای عزت و سربلندی و تمامیت ارضی این کشور چنان می تپد که از یاوه های وزیر اماراتی در باره جزایر سه گانه برمی آشوبند، آری ای کاش با این منتقدان و مخالفان براساس همین توصیه ها عمل می کردند.

حکومت آل خلیفه بحرین شیعیان این کشور را شهروندان درجه دوم می داند و معترضان شیعه را متهم به رابطه با ایران می کند، در عین حال این نگاه ناعادلانه و بدبینانه و توطئه نگر موجب نشده است تا برای رسیدگی به بدرفتاری با معترضان و ریشه یابی حوادث اخیر این کشور کمیته حقیقت یاب به ریاست شخصیتی بی طرف و مورد تأيید و احترام همگان تشکیل ندهد. امیر بحرین چنین کرد و حتی براساس گزارش و توصیه های کمیته مذکور دست به اصلاحاتی نیز زد که البته کمتر از حد انتظار و خواسته های بحق منتقدان بود، اما چرا در ایران اعتراضات بخش عظیمی از ملت و به قول آقایان اعتراضات ۱۳ میلیون نفر ایرانی به نتایج انتخابات، در این حد ارزش نداشت که به جای شورای نگهبان به ریاست آقای جنتی که خود متهم به اعمال نفوذ و تغییر نتایج انتخابات است، کمیته حقیقت یابی متشکل از افراد بی طرف تشکیل شود و آرای مردم یک بار دیگر زیر نظر این کمیته بازشماری شود؟

در بحرین گزارش کمیته حقیقت یاب در مراسمی علنی که از رسانه ها پخش شد، در برابر امیر بحرین قرائت شد و وی اعلام کرد براساس نتایج این گزارش عمل خواهد کرد، اما در ایران حتی به مجلس دراختیار هشتم نیز اجازه داده نشد گزارش حمله به کوی دانشگاه تهران و ضرب و شتم دانشجویان در صحن علنی قرائت شود، چه برسد که به آن عمل شود. البته کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم که اعضای آن از مخالفان سرسخت مهندس موسوی و کروبی و اصلاح طلبان هستند گزارشی در باره قتل های کهریزک تهیه کردند. آن گزارش به رغم همه پنهان کاری ها از جمله کاهش تعداد قربانیان آن ماجرا و حملات شدید به منتقدان و مخالفان، از گوشه هایی از تنها یکی از فجایعی که پس از انتخابات رخ داد پرده برداشت و از افرادی از جمله قاضی مرتضوی به عنوان مقصران ردیف اول به صراحت نام برد. اما نه تنها هرگز برای رسیدگی به آن گزارش قولی داده نشد بلکه قاضی مرتضوی ارتقاء مقام یافت و به ریاست سازمان رفاه و تأمین اجتماعی منصوب شد.

به گمان من علت این تفاوت ها در آن است که بحران بحرین و ایران تفاوتی آشکار با یکدیگر دارند. در بحرین انقلابی علیه سلطنت رخ نداده و این کشور گامی به سوی نظام جمهوریت برنداشته است. حکومت بحرین از بقا و تداوم سنت سیاسی حاکم بر این کشور که براساس قدرت مطلقه فردی سامان یافته است، دفاع می کند، اما بحران ایران از جنس دیگری است. در ایران انقلابی علیه رژیم شاهنشاهی رخ داده است، نظام جمهوری شکل گرفته است، لوازم جمهوریت نظیر قانون اساسی، تفکیک قوا، مجلس و انتخابات و …. شکل گرفته اند. مضمون اختلافات و رقابت های سیاسی در ایران طی سی سال گذشته برخلاف بحرین تداوم یا عدم تداوم جمهوریت بوده است و نه تداوم و عدم تداوم سلطنت مطلقه فردی. بحران بحرین از آنجا آغاز شده است که اکثریت بحرینی ها خواهان پایان دادن به روش حکومت مطلقه فردی و عبور از این مرحله شده اند و حکومت این کشور در برابر آن ایستادگی میکند و بحران کنونی ایران از آنجا آغاز شده است که اقلیتی خواهان احیای روش حکومت مطلقه فردی و بازگشت به شرایط گذشته هستند و اکثریت مردم در برابر آن مقاومت می کنند.

6- در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ معترضان به نتایج انتخابات و حاکمیت علیه یکدیگر ادعاهایی را مطرح کردند. موسوی و کروبی و احزاب و گروه های حامی آنها در انتخابات سال ۸۸ مدعی تخلف گسترده در انتخابات و دخالت سپاه و دولت و نیروهای امنیتی در انتخابات بودند، و در مقابل حکومت ضمن تکذیب این اتهامات مدعی بود معترضان با بیگانگان ارتباط داشته و قصد انقلاب مخملی و به آشوب کشیدن کشور را داشتند. حوادث ماه های پس از انتخابات معیار خوبی برای ارزیابی میزان صحت ادعاهای و صداقت هریک از دو طرف بود. تا آنجا که به اتهامات حاکمیت علیه معترضان مربوط می شد، تمامی امکانات تبلیغاتی، اطلاعاتی و امینی به کار گرفته شد تا آن ادعاها به اثبات برسد. بلافاصله به دفاتر احزاب و منازل معترضان حمله شد، همه اسناد و مدارک موجود حتی دفاتر پس انداز و دسته چک بانکی دستگیر شدگان ضبط شد، متهمان در سلول های انفرادی ماهها تحت فشار قرار گرفتند، در شهریور همان سال دادگاه فرمایشی رسیدگی به اتهامات متهمان تشکیل شد. اولین جلسات آن دادگاه که به قرائت ادعانامه دادستان اختصاص داشت، از رسانه ملی پخش شد. در آن ادعانامه تمامی اتهاماتی که طی ماه های قبل از آن در رسانه ها و تریبون های وابسته علیه معترضان مطرح می شد، آمده بود. از رابطه با سرویس های امیتی تا گرفتن پول از بیگانگان و تا قصد براندازی و انقلاب مخملی و … اما نهایتاً هیچ یک از آن اتهامات به اثبات نرسید و هیچ یک از متهمان به آن اتهامات محکوم نشدند. دست دادگاه برای محکوم کردن متهمان چنان خالی بود که ناگزیر برخی متهمان نظیر بهزاد نبوی به دلایل مضحکی نظیر ایجاد اختلال در ترافیک در روز ۲۵ خرداد به شش سال زندان محکوم شدند.

در طرف مقابل اما شرایط کاملاً برعکس پیش رفت. چند ماه بعد از انتخابات، سخنرانی سردار مشفق از مسئولان قرارگاه ثارالله در پایگاه های خبری وابسته و طرفدار حکومت منتشر شد. سردار مشفق در سخنان خود تقریباً تمامی ادعاهای معترضان به تقلب و تخلف در انتخابات را تأیید کرد و با افتخار از نقش سپاه و سربازان گمنان در انتخابات گفت. او اعتراف کرد که سپاه صحنه انتخابات را مدیریت کرده است، او اعتراف کرد که سپاه مانع کاندیداتوری کسانی شده است که حضورشان به شکسته شدن رأی احمدی نژاد می انجامید. او اعتراف کرد که سیستم کمیته صیانت از آراء ستاد موسوی را سپاه تخریب کرده و قطع سیستم پیام کوتاه در روز انتخابات کار نیروهای امنیتی نظامی بوده تا مانع اطلاع ستاد موسوی و کروبی از اتفاقاتی شوند که در شعب اخذ رأی رخ داده است. او اعتراف کرد او و همکارانش در سپاه درعملیات روانی رسانه ای علیه موسوی نقش مؤثر داشته اند، او اعتراف کرد… متعاقب انتشار این سخنرانی هفتتن از محکومان دادگاه های پس از انتخابات ۸۸ با استناد به سخنرانی سردار مشفق و اعتراف او به دخالت در انتخابات شکایتی را به قوه قضائیه تقدیم کردند. امروز حدود دو سال و نیم از آن شکایت می گذرد نتیجه آن شکایت تا کنون تشکیل پرونده ای جدید برای برخی از آن هفت شاکی است. یکی از اتهامات آنها در این پرونده شکایت از سردار مشفق است. آنها در بازجویی ها باید پاسخ دهند چرا و به چه انگیزه ای علیه سردار مشفق شکایت کرده و با این اقدام خود در جهت تضعیف نظام گام برداشته اند!!

۷- شکایت علیه مشفق تنها شکایتی نبود که طی این مدت نتیجه عکس داد و شاکیان به خاطر آن تحت پیگرد قانونی قرار گرفتند. برخی دیگر از محکومان پس از انتخابات در این مدت با ارسال نامه هایی به مقامات عالی کشور از جمله مقام رهبری از شکنجه ها و ضرب و شتم ها در سلولهای انفرادی گفتند. و از صدمات و لطماتی که در جریان این شکنجه ها بدان دچار شده اند. تا آنجا که من درجریان هستم با اصرار کسانی چون آقای هاشمی رفسنجانی مقام رهبری در مورد یکی از این نامه ها دستور رسیدگی داده اند. نتیجه رسیدگی، تأیید ادعای شکنجه و ضرب و شتم در سلول های انفرادی بوده است. اما سرنوشت آن نامه ها و نویسندگانش بهتر از سرنوشت شکایت و شاکیان علیه سردار مشفق نبوده است.

رهبری جمهوری اسلامی ایران!

شرایط زندان و وضعیت نامساعد جسمی ازجمله مشکل چشم اجازه نمی دهد بیشتر از این بنویسم وگرنه فهرست این ابهام ها را تا چند برابر می توان افزایش داد. بنابراین سخن را کوتاه می کنم. امروز همگان چه طرفداران و وابستگان به حاکمیت و ارادتمندان به رهبری و چه منتقدان و مخالفان در این نکته اتفاق نظر دارند که تغییر شرایط موجود و تغییر نحوه برخورد با ناراضیان به تصمیم رهبری بستگی دارد و نه هیچ کس دیگر. این اعتراف و اتفاق نظر به نوبه خود گویای حقیقت دیگری نیز هست و آن این که شرایط موجود و نحوه برخورد با ناراضیان براساس تصمیم رهبری سامان یافته است. بنابراین می توان مخاطب این ابهام ها را رهبری دانست و از ایشان خواهان رفع ابهام شد.

سید مصطفی تاجزاده
اوین
21/3/1391

 


97 پاسخ به “نامه تاجزاده به رهبری و پرسش‌های بی‌پاسخ”

  1. ناشناس گفت:

    اگر احساس مسولیت میکند و خود را رهبر مردمی میداند با صداقت باید پاسخگو باشد در غیر اینصورت مسول شادی دشمنان قسم خورده انقلاب و خود رهبر ضد انقلاب.وبا این گرانی لحظه به لحظه همه ملت باید از این بیداری اگاه.بخود ائیم وسرنوشتمان را خودمان تغیر دهیم نه دیگران بیرون از گود

  2. ناشناس گفت:

    خوب اولا اینکه کسانی را به جرم اینکه تظاهرات کردند گرفتند و کشتند در زندانها بعد گفتند اینها مخالف بودند از نظر خودشان مباح اما دکتر بور اندر جانی چی او هم در تظاهرات بود در ضمن اینکه مردم خود تقلب را باور داشتند وگرنه در انتخابات سال هشتاد و چهار هم هم کروبی عزیز هم هاشمی از تقلب جرف زدند امامردم به خیابانها نیامدند چون اولا میزان تقلب انقدر بالا نبود که مردم شاکی شوند و در ضمن همه و همه به تقلب باور نداشتند اما این بار انقدر حجم تقلب بالا بود که همه با تمام وجود تقلب را احساس کردند و به خیابانها امدند

  3. Aria گفت:

    درود با شرفت ‌ای مرد آزاده

  4. ناشناس گفت:

    حضرت علی جمله ای دارد که میگوید در دوستی چنان پیش مرو که امکان دشمنی هست و در دشمنی انچنان پیش مرو که امکان دوستی مجدد است حالا شما ببینید دوستی جناب رهبر را با احمدی نزاد تا انجایی پیش رفت که همه دوستان رهبر به نانجیبی و خیانت محمد قلبا اذعان دارند اما رهبر نمیتواند مقابله کند و هم چنین اکثر محبین رهبر به نجابت هاشمی و خاتمی و ناطق و روحانی رسیدند ولی رهبر نمیتواند از اهانتی که به هاشمی کرد سر بلند کند ایا همین مسئه گویا عدم کفایت سیاسی اقای خامنه ای نیست

  5. ما گفت:

    آنچه البته به جایی نرسد فریاد است…. قهرمان در بند …آب در هاون می کوبی…اگر در خانه کس است یک حرف بس است…تا به حال صد هااز این نامه ها خطاب به او نوشته شده کو نتیجه؟ در این مملکت فقط نوکران و چاپلوسانند که حق اعتراض دارند و به اعتراضاتشان رسیدگی میشود … این حکومت به نام علی هست اما بکام ظالمین …

  6. رای من کجاست؟ گفت:

    بعد از رحلت امام آقای حجت الاسلام خامنه ای بطور خاص تبدیل به یک عنصر ضد انقلاب شدند که اگر دقیقا واکاوی شود خواهید دید که شخص ایشان بزرگترین آسیب و ضربه را به انقلاب ما زده اند و بعد از این همه شهید و مجروح و معلول هوای نفس بر ایشان غالب شده و بساط سلطنت را بنام ولایت زنده کرده است و مسئول تمام خونها و شکستها و اقتصاد نابسامان و اوضاع بد اجتماعی و … شخص رهبری است و ولاغیر.
    امام سجاد (ع) میفرماید : اگر با خنجری که سر پدرم را بریده اند نزد من به امانت بگذارند من در امانت خیانت نمیکنم و هر وقت آنرا از من طلب نمایند آنرا صحیح و سالم به صاحبش بر میگردانم.
    آیا آقای جنتی و رهبر هم در حفظ امانت مردم ( رای ملت ) امانتداری کردند ؟ اگر جواب مثبت است پس چرا صاحبان رای ( آنهم تا این تعداد زیاد ) جهت اعتراض به خیابانها آمدند ؟ آیا شما مردم را قانع کردید که خیانتی مرتکب نشده ایدیا فقط با گلوله و حبس و تجاوز جواب ملت را دادید؟
    اینکه هر که اعتراض کند مسئولیت خونش با خودش است شد جواب؟ تا دیر نشده بخود آیید قبل از آنکه خیلی دیر شود .

  7. ناشناس گفت:

    خامنه ای، شانس بیاری زودتر از دنیا بری خودت

  8. ناشناس گفت:

    مصطفي جان فاستقم كما امرت
    اهوازي

  9. شاهد گفت:

    بايد به مصطفى تاجزاده درود فرستاد.
    اما مشكل اين است كه تمام اتفاقات زير نظر رهبرى نظام و با موافقت ايشان صورت گرفته و آقاى خامنه اى بخوبى بر همه اين اتفاقات اشراف دارد. ايشان گاف بزرگشان همان زمانى بود كه به دولتيان اميد پنج سال كارى را ميداد، در زمانيكه يك سال از دولت قبلى احمدي نژاد مانده بود.
    اما بنظر من نوشتن اين نامه ها به خامنه اى مثبت است، نه براى ترتيب اثر دادن، كه اميدى واهى است، بلكه براى آگاهى ان دسته از كسانيكه هنوز نظام را با اقاى خامنه اى يكى ميدانند

  10. دانیال گفت:

    ما شما را دوست داریم ولی نمی فهمیم مگر صحبت ائمه خدا با ظالمان زمان خود از جمله عمر، معاویه، یزید و … و در قرن حاضر دیگران با هیتلر و صدام، قذافی جواب داده که شما ایشان را خطاب قرار میدهید. فردی اگر دستش به خون تنها یک نفر آلوده شده و اینکار برایش آسان گردید بسیار مشکل و تقریباً بعید است که رویه خود را تغییر دهید و تا ملک الموت به سراغ او نیاید متوجه اشبهاهش شود و این از آیات قرآن مشخص که گرفتار مکر خدا شده و زمان بیشتری برای ظلم یافته است

  11. امیدسبز گفت:

    درود بر مرد مبارز و نستوه جنبش سبز استاد عزیز تاج زاده…زنده باشید و برقرار
    ممنونم از شما برای بیانات شیوا و نامه های مسئولانه و منطقی و محکم شما

    حاکمیت درست و بر حق، حاکمیت پاسخگو ست …چیزی که ما در این حاکمیت ندیده ایم و نمی بینیم

  12. ناشناس گفت:

    خدا میداند که ظلم نظام به اهل طاعت و بندگی رسیده روزی ظلم و ستم این قوم به منافقین و نا مسلمانان قابل مشاهده نبود اما امروز چه ؟ چگونه میشود انقلاب کننده گان را در زندان انقلاب زندانی و در دادگاه انقلاب دادگاهی و در …

  13. مجاهد گفت:

    با سلام
    آقای تاجزاده اگر به گفته ی شما،شما 6 دلیل و یا چندین برابر آن برای اثبات عدم حقانیت نظام مقدس ج ا دارید، نظام صدها برابر آن دلیل برای تخلفات گسترده شما اصلاح طلبان دارد چرا به هیچکدام آنها پاسخ نداده اید؟
    هنوز اتهامات مالی سران دولت اصلاحات(از جمله شما)و فرزندانشان بی پاسخ مانده!نظرتان راجع به ویژه خواری ها چیست؟؟
    در مورد اعلام پیروزی موسوی در ساعت 11 چه نظری دارید؟
    در مورد مردم خداجویی(!) که به محرم جدتان توهین کردند و مورد استقبال تمام کفر و استکبار قرار گرفتند چه؟
    کشته سازی های چندین باره توسط شما سران اصلاحات که هویدا گردید!!!
    و…. هزاران مورد ازین قبیل
    آیا فکر نمیکنید راه را کج رفته اید؟
    ایا بجز تضعیف نظام مقدس ج ا و شاد کردن بیگانگان هدفی دیگر در پس نامه نگاری شما به شخص اول نظام مقدس ج ا نهفته است؟؟
    لطفا جواب بدهید آقایان اصلاح طلب!
    آقایان خواهش میکنم همچون 3 سال گذشته بی پاسخ نگذارید ما را ما میخواهیم جواب سوالتمان را بدانیم!!

  14. علی گفت:

    بالاخره پیش بینی سعید جلیلی درست از آب درآمد! (قداست رهبری با نامه نگاری قدیانی به رهبری می شکند)

    و راهی را که شش ماه پیش قدیانی بت شکن آغاز کرد، توسط دیگر عزیزان دربند ادامه یافت.

    و انشاءالله به زودی توسط دیگران و از جمله رهبران جنبش ادامه پیدا کند….

  15. احسان گفت:

    آقای خامنه ای اگر ذره ای انصاف داشته باشید ، خودتان باید راسا علیه اقدامات انجام گرفته علیه مردم شاکی شوید و پیگیر ابهامات مطرح شده در این نامه و دیگر نامه های ارسالی شوید و البته خود شما نیز یکی از بزرگ ترین مقصران این اتفاقات هستید.
    خدا امسال آقای تاجزاده را برای کشور حفظ کند.
    به امید آزادی میرحسین موسوی و مهدی کروبی عزیز و تحقق عدالت در کشور!

  16. ناشناس گفت:

    مصطفی جان انه طغی

  17. ناشناس گفت:

    معلوم نیست بعدازبشاراسدنوبت کی باشد به حول خدابشاراسد قبل ازماه مبارک رمضان شر ش کنده میشه

  18. محمد گفت:

    درود بر مرد همیشه قهرمان تاج زاده. با این که زندان یزید نا جوانمردانه و نا بخردانه قهرمانان ازادی و نخبگان ملت را دارد از پا در می اورد ولی انها همچنان بر سر دیکتا تور فریاد بر می اورند و به نمایندگی از مردم ایران جنبش سبز را زنده نگاه داشته اند

  19. ناشناس گفت:

    ننگ و نفرین بر استبداد اخوند های حکو متی که یاد اور حکو مت قرون وسطی می باشند .اما در قرن 21

  20. ناشناس گفت:

    خامنه ای گوشش از این سخنان به حق و درست و بجا پر می باشد .او یک … است که به قدرت رسیده و مانند همه دیکتا تور ها تا کشور و خود و هواداران مزدورش را نابود نکند دست بر دار نیست

  21. ناشناس گفت:

    پاسخ دادن به این پرسش ها به گردن گرفتن تمام نابسامانیهایی است که بر سر مردم و کشور ما آمده و ایران در جهان تبدیل شده است به بز گر که همه از او فرار می کنند. بالاخره هم این مرد لجباز هم خودش خرد خواهد شد و هم لطمه های بیشتر ازاین به مملکت ما وارد خواهد کرد. از تمام روحانیونی که طالب حفظ اسلام و نام نیکو برای آن هستند درخواست می کنم متحدا علیه این ظالم نادان برخیزند و تکلیف او را روشن کنند. ابه بی غیرتان خبرگان امیدی نیست.

  22. محمد سپاهی سابق گفت:

    اقای تاج زاده عزیز از این که دانشمندانی را مانند شما در بند می بینم بسیار رنجور و ناراحت می شوم واز خودم می پرسم این انقلابی که ما کردیم
    و برایش خون دادیم نتیجه اش چه شد یک کسی مانند اقای خامنه ا ی که بر موج سوار شد و از این پائین به ان بالا رفت چگونه این همه می تواند معیار های انسانی انقلاب و قول قرار هائی که برای ازادی در اول انقلاب داده شده بود را پایمال کند و به همه اندیشمندان و با خردان و با سوادان و خیر خواهان کشور و نصایحه ان ها نه بگوید .در شگفت هستم

  23. امید گفت:

    وقتی بدروغ دم از خدا وقران میزند این آقا و ادم کشی را از ایران به سوریه هم تعمیم داده این حرفها بگوشش نمیرود چه اگر بپذیرد حداقلش عزل از مقام و محاکمه اش در پیشگاه ملت است هر چند این اتفاق روزی خواهد افتد هر چند که او ودار و دسته اش نخواهند چون خدا عادل وانتقام خون مظلومان را می گیرد ؟!همانطور که انتقام خون سیدالشهداو یاران مظلومش را در این دنیا هم به سخترین وضع گرفت

  24. سید سبز گفت:

    باسلام وعرض ارادت به سید بزرگوار؛
    شمادر زندان, در سایه زور وارعاب وسلول انفرادی و….با اون دل وجرات حرف حق(حرف دل اکثر ملت ایران)رو میزنی ولی ما…………..!!!!!!!!!!!!!!
    تا کی باید منتظر بمانیم,یکی بیاد بیفه جلو ماپشت سرش حرکت کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    الَُِلهم فک کل اسیر………اللَُهم اصلح کل فاسق من امور المسلمین……….

  25. کیا گفت:

    به حال این کشور تاسف می خورم که چنین انسان شریف آگاه و منصفی را در بند کرده اند. اگر همه ظلمهایی که تا کنون به نان اسلام و به بهانه حفظ نظام در حق مردم و اندیشمندان و علما کرده اند و می کنند را ندیده بگیریم، تنها در بند کردن تاج زاده برای اثبات بطلان روندی که حاکمیت در پیش گرفته کافی است. وقتی اختلاس کنندگان تا مقام معاون اولی می رسند و متهم قتلهای زندان کهریزک به مقام ریاست یکی از مهم ترین سازمانهای دولتی منصوب می شود دیگر ابهامی نمی ماند. آقای خامنه ای با کنار گذاشتن یاران واقعی نظام و سربازگیری از بین فرصت طلبان زمینه سقوط نظام را فراهم کرده است. ایشان حتی بیشترین جفا را به خود کرده اند. بنده تا 28 خرداد حتی یک اعتراض یا شعار از سوی مردم علیه آقای خامنه ای ندیدم اما سخنرانی 29 خرداد شان تیشه ای بود که ایشان به خود و نظریه ولایت فقیه زد. گویا خیرخواهان زیادی نزدشان رفتند اما ایشان نپذیرفت و کار را به جایی رسانده اند که مثلا با افزایش اخیر نان مردم علنا در صف نانوایی به ایشان ناسزا می گویند بخصوص افرادی چون من که ریش داریم وقتی به میان مردم می رویم انگار جری تر می شوند و فحشها را بلندتر می دهند. از ابتدای انقلاب و از سنین کم از نظام و روحانیت دفاع کردم به جبهه رفتم و هر بار که احساس می کردم در میدان بودم در تمام این سالها هیچگاه تا این حد نظام را در بین مردم غریبه ندیدم .تا این حد مردم را نسبت به مقام رهبری بدبین ندیدم و با قیافه ای مذهبی تا این حد خود را نزد مردم بیگانه ندیدم . آقای خامنه ای خود را سپر بلایی احمدی نژاد کردند جالب اینجاست که مردم عوام که آگاهی سیاسی ندارند باعث بدبختی خود را آقای خامنه ای می دانند حتی گرانی های اخیر را به ایشان می دهند و تحت تاثیر عوام فریبی های احمدی نژاد که مجوزش را خود ایشان صادر کرد معتقدند احمدی نژاد می خواهد به ما پول بیشتر بدهد ولی خامنه ای نمی گذارد. طیفی که آقای خامنه ای بالا کشیدند متاسفانه به عامل اصلی تهدید برای سرنگونی نظام تبدیل شده اند اما رسانه های وابسته ایشان یاران خمینی عزیز را عامل اسرائیل و آمریکا و برانداز معرفی می کنند . متاسفانه براندازی دارد با پول نفت و دروغهای رسانه های وابسته و حاکمیت مطلق نظامیان دارد انجام می شود و دلسوزان نظام مثل موسوی کروبی خاتمی تاجزاده نوری زاده و هزاران تن دیگر با همه جفاهایی که به ایشان شده باز آبروی و جان خود را در کف دست گرفته اند و می خواهند راه حلی برای نجات نظام پیدا کنند مثل سخنان اخیر آقای عبدالله نوری اما کو گو شنوا؟!!!

  26. hamid گفت:

    با سلام و سپاس از ایستادگی شما وهمه مبارزان !
    راستی آقای تاج زاده! اگر شما مثل قبل در مصدر کاربودید _ شما وهمه دولتیان دربند_واین اعتراض ها برعلیه شما بود آیا موضع شما موضعی غیر از موضع حاکمان بود؟ واگر از زندان مجددا به کار برگردید چگونه رفتار خواهید کرد؟ آیا طیف شما قبل از سال 88 تملق گوی رهبر … نبودید؟ من فکر میکنم زندان رفتن خیلی ها (گرچه به صرف مقابله با ظلم ستودنیست) دلیل عدالت آنان در هنگام قدرت نیست. مثال عینی خود جناب خامنه ای!
    من از منتقدان حکومتم .اشتباه نکنید. وانگ هم نزنید.فقط می خواهم بگویم اگر روزی دوباره دوره شما شد. آزاده و عدالت خواه باشید.ازتملق و تظاهر بی دلیل به اسلام بپرهیزید. تمام چوبی که مردم در 33ساله بعداز انقلاب میخورند بدلیل تملق وتظاهر به دیانت است.اما درحکومت مسلمان عملگرا وعدالت خواه نداریم

  27. کرامت گفت:

    آیا درتاریخ سابقه داشته انتخاباتی برگزار شود وپس از پیروزی یکی از کاندیداها،تعدادزیادی از اعضای ستادهای کاندیداهای دیگر قبل از اعلام نتایج دستگیر وپس از مدتی هم دیگر کاندیداها دستگیر شوند این در تاریخ ثبت شده وحاکمان اگر با قدرت های فراقانونی از پاسخگویی خود را معاف کرده اند ولی بدانند بزودی باید در دادگاه عدل الهی وتاریخ ومردم ایران پاسخگو شوند. حقیقت کاملا واضح است وبا سرکوب پنهان نمی ماند فقط برسنگینی جرم حاکمان می افزاید
    من چشمان خدا را احساس می کنم که نظاره میکند براعمال حاکمان وهنوز به آنها فرصت داده تا لحظه ای که اراده خواهد کرد ودیگر راه گریزی نیست برحاکمان وهمچنین آنان که قدرتی دارند ومی فهمند ومهر سکوت برلب زده اندهمچون مراجع تقلید وبرخی از سران نظام .

  28. ناشناس گفت:

    ایشون اگر میخواست صدای شما رو بشنوه دستور نمیداد شما رو داخل زندان بیندازند و خودشان را به فراموشی بزنند. ان شالله روز قیامت چشم و گوششان باز خواهد شد

  29. ی گفت:

    خداوند ایران و ایرانی را از شر حاکمان جائر خلاص نماید.
    درود بر تاجزاده
    کاش خاتمی هم می توانست اینگونه با رهبر سخن بگوید

  30. ناشناس گفت:

    اگه تو دنیا چند تا مرد باشه قطعا یکیش مصطفی تاجزاده است
    افتخار ایران و ایرانیهای آزاده

  31. iranabadec گفت:

    نمونه عالی از تمرین پرسشگری اجتماعی

    سئوالاتی که مصطفی تاج زاده به وضوح مطرح می کنند، موضوعاتی نیست که سئوال شونده از آنها مطلع نباشد و بعلاوه مواردی نیست که ایشان مایل باشند به آنها جواب دهند ویا اینکه اصلاً این سئوالات پرسیده شوند. امید به دریافت جواب سئوالات – بجز تشدید محرومیت های سئوال کننده – دلیل طرح این سئوالات نیست! می ماند اینکه بخواهیم بدانیم چرا این سئوالات در شرایط مشکلی که برای مصطفی تاج زاده ایجاد می کنند، پرسیده می شوند. احترام و اعتقاد به اصالت و قدرت “افکار عمومی” بعلاوه دلسوزی آقای تاجزاده به سرنوشت میهن تنها دلایل منطقی طرح این سئوالات است. برای تنویر افکار عمومی و اطلاع فرد به فرد “شهروندان” از نابسامانی های موجود، صف “مطالبات حداقلی” مردم رنج کشیده را قوام خواهد داد. خواندن این سئوالات و اطلاع آحاد جامعه – به عنوان پرداخت کنندگان صورت حساب “نادانی منصوبین” در امور مملکتی- از آن ها ، آن چیزی است که تاجزاده حاضر شده “هزینه” آن را با تمام وجود بپردازد. به حس مسئولیت پذیری ایشان احترام می گذاریم و مطالعه این نامه را به همه “شهروندان” توصیه میکنم.

  32. ناشناس گفت:

    بیائید منصفانه صحبت کنیم. همه میدانیم که کار این مملکت و انقلاب و این روزگار نکبت بار را ایشان و دستیارانش بوجود آورده اند. البته سهم عمده آنرا. به همین جهت او راه برگشت ندارد. اگر بخواهد برگردد، اولا قادر به جبران خسارات وارده نیست. برای اینکه اگر بخواهد مقصرین را تنبیه کند، اولا خودش در ردیف یک قرار دارد. همه دستورات او را اجرا کرده اند مننها پاره ای از آنها دستورات او را به شدت بیشتری انجام داده اند. ایا اگر همین امروز خامنه بگوید ای مردم مرا ببخشید، اقرار می کنم که راه را اشتباه رفتم به من و خانواده ام اجاره دهید که با کوله باری لازم و با یکی دوتا هواپیما این کشور را ترک کنم، مردم راضی به این کارخواهندشد؟ او حتی اگر خودش هم مثل شاه این کار را بخواهد بکند پایش به فرودگاه نرسیده همان اطرافیان بیشرفش او و همه همراهانش راا قطعه قطعه خواهند کرد که کجا میروی و ما را با این ملت خشمگین تنها رها می کنی. با این وجود اگر او مردانه اصلاحات را از خودش و اطرافیانش آغاز کند و تا قدرت او زایل نشده اصلاحات را هدایت کند هنوز این امید هست که هم رژیم را و هم خودش را و هم مملکت را نجات دهد. اما دیکتاتور ها که عقل درست و حسابی ندارند و حرف آدمهای دلسوز را گوش نمی کنند. بدبختی آنها اینست که میگویند من بهتر ازتو میدانم دلیلش هم اینست که تا حال موفق شده ام و خود را از هیچ به این پست و مقام رسانده ام درحالیکه تو در همان نقطه هیچ قرار داری. افسوس بر این دیکتاتور های یک بعدی لجباز کج اندیش

  33. فاطمه زهرا گفت:

    احسن
    این بهترین بصیرت از سوی جناح اصلاح طلب بود که ان شاء ا… این بصیرت افزائی از سوی جریان اصلاح طلب وهمه فعالان آزاد، صورت گیرد که تاثیر خیلی خوبی دارد.

  34. ناشناس گفت:

    من شخصا معتقدم که کودتاچیان مقام رهبری را هم دور زده اند اما این چیزی از مسئولیت ایشان بعنوان ولی فقیه نمی کاهد. در ثانی الان که آگاهی به امور یافته اند و متوجه شده اند که ما برانداز نیستیم و این کودتاچیان انتخاباتی هستند که برانداز به حساب می آیند باید تصمیم شجاعانه در مورد برگرداندن مملکت به وضعیت معمولی بگیرند که مهمترین قدم آزادی عزیزان محصور و زندانیان عقیدتی و دلجویی از آسیب دیدگان پس از کودتاست.

  35. محدثه گفت:

    آقای تاجزاده یادتان باشد که شماها نیز با تندرویهایتان در دوره اصلاحات ، به اصلاحات مد نظر خاتمی ضربه زدید.

  36. mehran گفت:

    نه تاجزاده نه قدیانی و نه دیگر همزادان آنها در مقامی نیستند که با هرزه نگاریهای آنها قداست رهبری شکسته شود.

  37. نسترن گفت:

    ما حقمان را می خواهیم آقای رهبر

  38. ارمین گفت:

    صد چراغ دارد وبیراهه میرود بگذار تا بیفتد وبیند سزای خویش!!!!

    نامه نوشتن به اینها فایده ای نداره دوستان اصلاح طلب هم اگه دنبال قدرت نیستن وبه فکر مردمن باید متوجه بشن مشکل از قانون اساسی نظام فاشیسته!!! آقایون ازخواب بیداربشید مشکل از قانون اساسی که باید عوض بشه چرا خودتونو به خواب میزنید؟ جواب بدید!!!!

  39. علیرضا گفت:

    درود بر شرفت
    انشاالله هرچه زودتر سلامتی کامل به شما برگشته و از زندان جمهوری اسلامی (دیکتاتوری ولایت فقیه) رهایی یابید
    زنده و پاینده باشید
    درود بر موسوی و کروبی و خاتمی

  40. ناشناس گفت:

    درود بر سید عزیز با این بیان شیوا .اما حیف که گوش شنوایی نیست و چشم ها را سایه گرفته و حقیقت نمی بینند.

  41. فدایی رهبر گفت:

    خداوندخودبه مکرشمااگاه است شماسنگ مردم رابه سینه میزنید درحالی که جنایاتی که دردوره اصلاحات صورت گرفت کارخودشمابه اصطلاح علاقه مندان به نظام بودهدف شماحذف ولی فقیه ازجامعه بودولی به کوری چشمتان اگردشمنان ازسرهایمان کوه بسازندنمیگذاریم درتاریخ فرزندانمان بخوانندسیدعلی تنهاشد

  42. رسول گفت:

    لعنت خدا برظالمان ودرودخدا برتاجزاده وعزیزان دربند

  43. ناشناس گفت:

    به این جمله جناب خامنه ای در مراسم امام عنایت بفرمایید که «در حوادث منطقه، مردم بحرین در مظلومیت مضاعف به سر می برند، حقیقتا مظلوم هستند و به وسیله رژیم مستبد و دیکتاتوری بی جهت سرکوب می شوند، اعتراض آنها با خشن ترین وضعیت پاسخ داده می شود. در حالی که چیز زیادی نمی خواهند، آنها ابتدایی ترین نیازهای انسانی یک کشور مردم سالار را طلب می کنند.» این جمله نماد و مصداق نهایت
    … آقای علی حسینی خامنه ای است که خود مخالفان و معترضان انتخابات را آن هم برای دوستی و نزدیکی اش با یک فرد نا لایق و بی صلاحیت و معلوم الحال مانند احمدی نژاد به خاک و خون کشیده است. دور نیست که خدا سر اینان را به خاک خواهد مالید هنوز روز خوششان است..

  44. ناشناس گفت:

    مرد حسابی جناب تاج زاده ،کمیته حقیقت یاب چه کشکیه؟! اگه قرار بود اجازه بدهیم که کسی بر اعمال ما ونیروهای تحت امرمان نظارت کنه که ما نمیتوانستیم امروز مملکت را (با تاسی از مولا و مقتدایمان شاه سلطان حسین صفوی اعلی الله مقامه الشریف) امروز مملکتمان را از دروازه های تمدن بزرگ (که شاه مفلوک حتی نتوانست به استانه درش برسد)عبور دهیم و همچون کشورهای دوست و برادرمان پاکستان و کره شمالی با پرتاب موشک به فضا قله های پیشرفت وترقی را بپیماییم؟!

  45. ali گفت:

    سلام ودرودخدابرفرزنددلیروشجاع ملت سربلندایران سیدبزرگوارومجاهدراه حق مصطفی تاج زاده زندانی واسیرحاکمان جهل وفسادالسلام علیک یابن رسول الله …..

  46. زاهد پاشا گفت:

    تاجزادە عزیز
    هرچە نوشتی درست و من تقدیرتان میکنم. اما عزیز من از بی عدالتی و تفاوتها در بحرین گفتی ایا از روز نخست انقلاب همە بی عدالتیهایی کە نام بردی بر اقلیت های قومی و مذهبی در ایران خصوصا ثنی ها و کرد ها نرفت. برادر من ببین چقدر برای شیعیان در بحرین سینە چاک می کنی مگر ثنی ها در ایران مسلمان نیستند کە هیچ گونە حقی در این مملکت ندارند. در تهران شما حتی یک مسجد ندارند.تورا بە شرافتت کردها در ایران هموطن درجە دوم نیستند؟خدا از این بیعدالتیها نگذرە.
    و اما حکومت آخوندهای جنایت کار و دزد و خدا نشناس کە نە جمهوری است و نە اسلا می و باور کنید زیاد دوام ندارە و بە سر نوشت دیکتاتورهای دیگر دچار خواهد شد. و ایران دیگر مال همە خواهد شد. با درود

  47. ناشناس گفت:

    آقای مجاهد فرموده اند که نظام مقدس !!!!!! این نظام و هر نظامی وقتی مقدس است که در آن تقلب و رشوه و اختلاس و….. تیاشد .
    نوشته های آقای تاجزاده بسیار مستدل و منطقی است ، کافیست آقایان پاسخ دهند و بعنوان آخرین حسن خطاب موضع گیری کنند تا مرز بین فرعونیت و خداجوئی و حق طلبی مشخص شود و لا غیر !

  48. Hassan گفت:

    خلايق هر جه لايق
    حق بعضي از مردم ايرانه كه رهبر و رييس جمهورشون اينها باشند…… اي كاش موج اعتراضها فروكش نميكرد….
    درود بر موسوي رهبر در بند ما ……

  49. ناشناس گفت:

    کار هر بز نیست خرمن کوفتن گاو نر میخواهدو مرد کهن

    از کوزه همان برون تراود که در اوست
    اصل بد نیکو نگردد چون که بنیادش بدست
    خامنه ای اگر به خدایی هم برسد همین است حقارت درون اوست

  50. ناشناس گفت:

    فسوس که این مزرعه را آب گرفته ست
    دهقان مصیبت زده را خواب گرفته است

    []