سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ادامه فشارها بر اهالی فرهنگ؛ امتیاز نشر چشمه لغو شد...

ادامه فشارها بر اهالی فرهنگ؛ امتیاز نشر چشمه لغو شد

چکیده :سال پیش مدیر نشر چشمه در واکنش به تعطیلی کتابفروشی های خیابان کریمخان نوشته بود: کار کتاب بار شیشه‌ی مردی‌ست که از دروازه‌ی شهر می‌گذشت. گزمه‌ای چوبی بر آن نواخته می‌گوید: «بارت چیست؟» مرد می‌گوید: «یکی دیگر بزنی، هیچ.» ...


در ادامه سیاستهای انقباضی دولت دهم نسبت به اهالی فرهنگ، نشر چشمه به علت انتشار یک کتاب لغو امتیاز شد.

بهمن دری معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خبر داد پروانه نشر چشمه لغو شده است و این ناشر نمی‌تواند کتاب جدیدی را برای عرضه به ارشاد ارائه کند.

معاون فرهنگی وزارت ارشاد که با روزنامه جام‌جم گفت‌وگو می‌کرد مدعی شد: باز هم ما گفتیم یک فرصت بدهیم که اصلاح کنند شاید با درایت لازم بتوانند مسیر خودشان را اصلاح کنند اما متاسفانه کار به اینجا رسید که این انتشارات کتابی عرضه کرد که سراسر ضد قیام کربلا و ضد امام حسین(ع) بود.

چندی پیش، بدنبال فضاسازی گروه های مشخص و اتهام ” براندازی نرم” به انتشارات چشمه، معاون امور فرهنگی ارشاد خبر از تعلیق این انتشارات داده بود.

تابستان سال گذشته، جزوه‌ای به نام «زمزمه‌های رنگی» تهیه و منتشر شد و اخبار آن در سطح وسیعی در روزنامه‌ها، سایت‌ها و دیگر رسانه‌های عمومی منتشر شد.

در این جزوه از نشر نی، چشمه، ققنوس، عطایی، روشنگران و مطالعات زنان، اختران، و کویر بعنوان عاملان براندازی نرم یاد شده بود.

تهیه‌کنندگان این جزوه با بیرون کشیدن چند جمله یا چند سطر از کتاب‌هایی سعی کرده‌اند ثابت کنند که تعداد زیادی نویسنده، مترجم و هفت ناشر در این سال‌ها در حوزه نشر کشور به کار «براندازی نرم» اشتغال داشته‌اند.

پس از آن بود که کیائیان، مدیر انتشارات چشمه در نوشته ای از وزارت ارشاد پرسید: سوال این است که مسئولان کنونی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر سیاستگذاران فرهنگی دولت دهم چه تضمینی می‌توانند به دیگر ناشران دست‌اندرکار بدهند که هر چند کتاب‌های در دست انتشار خود را جهت بررسی به آن وزارتخانه ارایه می‌دهند و با دریافت مجوزهای لازم نسبت به چاپ و نشر اقدام می‌کنند-کاری که ناشران نامبرده در این جزوه هم کرده‌اند- در آینده این گروه یا گروه دیگری اینچنین القاب و صفاتی را که به اینان داده‌اند به آن ناشران ندهند؟

وی گفته بود که باید منتظر ماند و دید که آیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با دفاع از این ناشران که در چارچوب قوانین موجود عمل کرده‌اند در حقیقت از خود، عملکرد خود و از سیاست‌های فرهنگی دولت‌های متبوع خود که همچنان جاری و ساری است، دفاع خواهد کرد یا خیر؟

ماه گذشته نیز همزمان با برگزاری نمایشگاه کتاب در حالی که مسئولان ارشاد مانع حضور نشر چشمه در این نمایشگاه شده بودند، ۱۶۰ نفر از نویسندگان، شاعران و مترجمان با ارسال نامه ای اعتراض آمیز به وزیر ارشاد، خواستار حضور نشر چشمه و ثالث در نمایشگاه کتاب شدند.

این نویسندگان به محدودیت ها به اهل فرهنگ گلایه کرده و یاداوری کرده بودند که در وضعیت فعلی، صنعت نشر کشور هر روز ضعیف‌تر شده و تیراژ کتاب‌ها به پایین‌ترین حد خود در این سال‌ها رسیده است.

سال گذشته در اسفند ماه، وزارت ارشاد اقدام به لغو مجوز ده انتشارات کرد.

نشر چشمه یکی از مؤسسات انتشاراتی ایران است که عمده فعالیتش در زمینه ادبیات است که فعالیت خود را از سال ۱۳۶۴ شروع کرد. مدیر این بنگاه انتشاراتی حسن کیائیان است که در چند دوره رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران نیز بوده‌است.

انتشارات چشمه حدود دو سال قبل از شروع کار نشر، کتابفروشی خود را در خیابان کریم‌خان تهران افتتاح کرد که اکنون یکی از کتابفروشی‌های پر رفت‌وآمد در شهر تهران به شمار می‌رود.

انتشارات چشمه از زمان تأسیس در حوزه‌های مختلف هنر و ادبیات مانند داستان، شعر، نمایشنامه، فیلمنامه، سینما و تحقیقات ادبی فعالیت کرده‌است.

محمدرضا شفیعی کدکنی، فریدون مشیری، هوشنگ ابتهاج، محمود دولت‌آبادی، علی‌اشرف درویشیان، مهرداد بهار، ایرج افشار، احمدرضا احمدی و حمید رضا صدر از جمله شاعران و نویسندگان ایرانی هستند که با این مؤسسه انتشاراتی همکاری کرده‌اند.

سال پیش مدیر نشر چشمه در واکنش به تعطیلی کتابفروشی های خیابان کریمخان نوشته بود: کار کتاب بار شیشه‌ی مردی‌ست که از دروازه‌ی شهر می‌گذشت. گزمه‌ای چوبی بر آن نواخته می‌گوید: «بارت چیست؟» مرد می‌گوید: «یکی دیگر بزنی، هیچ.»

 

کتاب‌فروشی نشر چشمه ـ عکسی از حمید جانی‌پور


8 پاسخ به “ادامه فشارها بر اهالی فرهنگ؛ امتیاز نشر چشمه لغو شد”

  1. فرح گفت:

    حکومت اراذل و اوباش، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه بیش

  2. کاوه گفت:

    یعنی کاش یک خبر خوب میومد.

    شیر خدا و رستم دستانم آرزوست.

  3. حیدر مصلحی گفت:

    فرض بفرمایید این کتابی که چاپ کرده اند، بسیار کتاب بد و مزخرفی بوده است، امتیاز ناشر را چرا لغو می کنید. اگر درخت سیبی درمیان سیب هایش یک سیب گندیده پیدا شود، درخت را از بن در آورده دو میندازید. آخر شما نادان ها کی یاد خواهید گرفت؟

  4. ستار گفت:

    این دولت(حکومت) همان راهی را می رود که شوروی رفت و اگر عقب ننشیند عاقبت سرنگون می شود از انحطاط. وقتی که اینان موسوی خوینی ها را برانداز نظام جمهوری اسلامی در اشغال سفارت امریکا می دانند به این بهانه که حمله طبس رخ داد!!!، پرواضح است که کسانی بس تندرو تر و خودکامه تر از اینان در همین نظام بر سر کار بیایند که همه اینان را دستگیر و بدنام و رسوا کنند. نام نهادن جریان انحرافی برایشان نشانه ی هیچ چیزی نیست و نمی فهمند که باید نام نیک و کار نکو از خود در تاریخ به جای بگذارند، نه آنکه از آنان با چماق بدستان وحشی فرهنگی یاد شود. برای خرید مشروعیت از همه چیز زودتر تحقیر دولت احمدی نژاد و وزرای وی در دستور کار بعدی حکومت قرار می گیرد. کاش این را می دانستند و فرهنگ دولتی را در دستور کار قرار نمی دادند که در این گرداب خود از اولین قربانیان خواهند بود.

  5. ali گفت:

    باید تاسف خورد سالها پیش فیلمی در تلویزیون پخش شد که در کشوری اگر کسی کتاب میخواند اعدام میشد زن و شوهری زیر زمینی درست کردند و انجا کتابهایشان را مخفی میکردند و می رفتند کتاب میخواندند تا اینکه جاسوسان فهمیدند و این زن و شوهر هم برچوبه دار رفتند. شده حکایت ایران و حکومت ایران کتابی که یک کلمه مخالف اندیشه غیرمنطقی حکومت باشد باید نابود شود. دیگر نویسندگان بنام ایران چیزی نخواهند نوشت و به زبان فارسی در مملکت مادری خود نخواهند چاپ کنند. نسل اینده ایران چه میشود با این سانسورها و ناهنجاری ها. فرزندان ما چه خواهند گفت به ما که پدر با فرهنگ و ادب ما چه کردید؟ چرا انقلاب کردید؟ متاسفم واقعا برای ایندگان کشورم متاسفم

  6. علی گفت:

    این جمله که این ناشران عاملان براندازی نرم هستند کاملا درست است. همه می دانند هر کس اندک اطلاعی از امور اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی کسب کرده و با شرایط ایران مقایسه کند در چشم به هم زدنی رژیم در نگاه او برانداخته می شود و این را دستاندرکاران نظام دریافته اند که آنکه سوادی داشته باشد سنگ آنها را به سینه نخواهد زد

  7. محبوب گفت:

    وااااااااااااااای.خدایا این تاسف هزار ساله را به کدام دادگاه ببرم.خدایا ملتی که مردمش کتابی برای خواندن ندارند هستی اش در زندان است .در تاریکی و تو خوب میدانی

  8. ناشناس گفت:

    مرگ بردیکتاتور درهرلباس وهررنگ.