افزایش قیمت نان در پی گرانی آرد
چکیده :با افزایش قیمت آرد قیمت نان هم گران می شود....
همزمان با گرانی نان تا سی درصد در برخی استان های کشور، معاون برنامه ریزی استانداری تهران با تاکید بر اینکه قیمت نهایی آرد شنبه تعیین می شود، خبر داد: قیمت آرد حداقل ۱۰۰ تومان گرانتر می شود.
این در حالی است که حتی در زمان جنگ هم قیمت نان افزایش پیدا نکرد. آیت الله موسوی اردبیلی در بیان خاطره ای از زمان نخست وزیری میرحسین موسوی گفته بود: « در دوره نخستوزيري ميرحسين موسوي نان خيلي ارزان بود و گفته ميشد نان به اين ارزوني، مردم فكر ميكنند مجاني است و ميخواستند يك مقدار گرانش كنند قرار شد ميرحسين با امام (ره) صحبت كند تا اين صحبت را شروع كرد امام (ره) آنچنان عصباني شد و گفت شما آمدهايد نان مردم را گران كنيد؟ آيا انقلاب يعني نان مردم را گران كردن؟ امروز نان مردم را گران ميكنيد فردا ساير چيزها را گران ميكنيد اين نميشود.»
طی سال های گذشته رشد سرسام آور قیمت ها امان از مردم برده است.
اینک نعمت اله ترکی در گفت و گو با فارس خبر از گرانی آرد داده است که بی شک گرانی نان را به همراه خواهد داشت.
وی افزود : با توجه به اینکه گندم 460 تومان خریداری می شود حداقل افزایش قیمت آرد در هر کیلوگرم 100 تومان پیش بینی می شود.
معاون برنامه ریزی استانداری تهران در خصوص افزایش قیمت نان گفت: با افزایش قیمت آرد قیمت نان هم گران می شود.














کجا هستند آنهایی که ادعا می کردند با اجرای طرح هدفمندی ایران گلستان و آباد می گردد ؟
آقای خامنه ای باید در این زمینه پاسخ گو باشه ، طرح هدفمندی خوب بود ولی باید توسط رئیس جمهور منتخب میر حسین عزیز اجرا می شد ، نه اینکه یک رئیس دولت انتصابی تحمیلی به اجرای یک چنین طرحی مامور شود ، آقا خامنه ای خوابی یا بیدار ؟ چرا در قبال گرانی ها موضع گیری نمی کنی ؟
اگر امروز دار و دسته ی آقای خامنه ای بی آبرو هستند به دلیل نفرین هایی هست که صبح 23 خرداد 88 از طرف مردم به ایشان می شد …
خدایا عاقبت همه ی ماهارو بخیر کن .
اگر مردم كشورهاي اروپايي براي گراني و تورم تظاهرات كنند هرچند به خشونت كشيده شود , ميگويند قيام حقطلبانه!!
اما اگر در كشور خودمان كسي از گراني و تورم و فساد و بيكاري به ستوه آمد و اعتراض يا انتقاد كرد, ميشود فتنه گر و منافق و جاسوس و برانداز و…!! احذاب داخل كشور بايد فعال و تدارك راهپيمايي اعتراضي نسبت به وضع اقتصادي و معيشيتي را ببينند
گندم گرگان که جزو بهترین و با کیفیت ترین گندم هاست فقط 435 تومان از کشاورز خریداری می شود نه 460 تومان
امید است بزودی جهت کاهش قیمت نان دولت محترم هرچه سریع تر اقدام نموده و نسبت به واردات نان ارزان قیمت چینی اقدام لازم را مبذول دارند.
البته ریاست محترم جمهور که جهت بهبود اقتصاد جهانی راه کار لازم را به گروه شانگهای ارائه نموده اند . بزودی پس از کسب جایزه اقتصادی برتر به وطن باز گشته و مراجع بزرگوار نیز کما فی السابق برای حفظ اسلام سکوت اختیار خواهند نمود .
زیرا این بزرگواران مبلغ الفقرو فخری هستند البته برای دیگران
بوشهر نان لواش قبل از حذف یارانه 25 بود به لطف حدف یارانه 100تومان شد و به لطف حماسه ای دیگر 140 تومان شده
گرانی بمعنی واقعی یعنی جنگ. جنگ دولت با ملت.حال این سلاح چه با اسلحه گرو ویا سرد باشد یا با گرانی .که همان جنگ اقتصادی است .و بدترین نوع جنگ است این جنگ هویت ملی غیرت .غرق ملی و…….همه چیز را میگیرد .و تنها راه مبارزه با ان مثلا مواد غذائی گران میشود مردم با برنامه و حساب شده و شعار های مربوط به گرانی جلوی اتاق بازرگانی تجمع کرده وخواستار بازگشت به قیمت قبلی خود شوند.ویا بنزین دو یا سه پمپ بنزین بره رو هوا
در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان
همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک
پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد
بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما
که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان
چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟
خرد را فکندیم این سان زکار
نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟
به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود
در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت
گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر
نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت
از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد
چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند
به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم؟
بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن
اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است
بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم
هیچ چیز آدمی را به اندازه “نادیده گرفتن شعور”ش آزرده نمی کند. این نکته ای است که گویا خیلی ها نمی خواهند بدان گردن نهند و ای بسا تصور می کنند خودشان انسان های آگاه ، تحصیل کرده و با شعوری هستند که سوار بر ماشین زمان ، به گذشته ها رفته و به مردمانی بدوی و جاهل و بی خبر از همه چیز رسیده اند!
این روزها ، گران شدن کالا و خدمات ، یک پدیده عادی شده است و مردم خسته از گرانی ها ، حتی نای پرسش از میزان گرانی ها را نیز ندارند جز این که تا آنجا که می توانند صورتحساب ها را پرداخت می کنند و بعد هم به دنبال کاهش یا حذف برخی اقلام از سبد خانواده هستند: از گوشت گرفته تا لبنیات و از سفر تا نو نوار کردن خانه هایشان!
هر چند این گرانی ها آزار دهنده هستند و گاه به معنای واقعی کلمه “خانمان سوز” (اثرات فقر در طلاق و فحشا و سرقت را به یاد بیاورید) ، اما آزار دهنده تر از همه این است که یک عده می کوشند آنچه ” اظهر من الشمس” است را کتمان کنند و در روز روشن و در حالی که با مخاطب خودشان زیر اشعه تابان خورشید نشسته اند ، بگویند: “به به ! چه شب زیبایی !” و بعد هم در حالی که دستانشان را بر روی پیشانی سایه بان کرده اند تا خورشید چشمانشان را نزند ، شروع به استدلال می کنند که الان شب است.
با مروری بر ادبیات و رفتارهای برخی مسوولان و نهادهای مسوول در قبال گرانی ها ، شاهد آنیم که نه تنها هیچ کدام مسوولیت گرانی ها را بر عهده نمی گیرند ، بلکه به لطایف الحیل ، سعی در انکار و کتمان و فرافکنی دارند:
انکار و پاک کردن صورت مساله
برخی مسولان ، اساساً دست به تکذیب شان خوب است. وقتی رئیس جمهور در اوج تورم و در حالی که کمر مردم زیر بار گرانی های شکسته ، با خونسردی می گوید تورم تنها 6 درصد است و یا زمانی که گرانی ها را منکر می شود و آن جمله تاریخی “سر کوچه ما ارزان است” را بیان می کند یا هنگامی که وزیر راه و شهرسازی ، می گوید که مسکن گران نشده ، آیا به جز انکار واقعیت ها و پاک کردن صورت مساله ، نام دیگری بر این رفتارها می توان نهاد؟ اگر نام دیگری می شود نهاد آن نام دیگر “نمک بر زخم پاشیدن” است.
کوبیدن قیمت سایر کشورها بر سر مردم
این هم روشی است که برخی مسوولان بدان علاقه وافری دارند. خدا نیاورد که فلان مسوول خبردار شود در فلان کشور قیمت مثلاً بنزین یا تعرفه مکالمات تلفنی از ایران بیشتر است! از فردایش این موضوع را همانند چماق بر سر مردم خودمان می کوبد که “نگاه کنید در فلان آباد قیمت ها دو برابر اینجاست!” و البته نمی گوید که در آنجا ، اگر مثلاً بنزین دو برابر است ، قیمت خودرو یک سوم اینجاست و جاده ها و خیابان هایش استاندارد هستند و ملت برای پیدا کردن یک جای پارک در معابر پایتخت ، جان به سر نمی شوند!
کم فروشی با قیمت سابق
این طرح خلاقانه(!) مخصوصاً در ابتدای اجرای هدفمندی یارانه ها مورد توجه قرار گرفت و برای این که به خلق الله بقبولانند که هدفمندی باعث گرانی نمی شود ، از حجم محصولات کاستند و مثلاً شیر 900 گرمی را در همان بسته های شیر یک کیلویی و با قیمت سابق به مردم فروختند یا از تعداد برگ های دستمال کاغذی کاستند و … و در این میان ، مسوولان هم با لبخندی رضایت آمیز ندا در دادند که دیدید با طرح هدفمندی گرانی پیش نیامد و پیش بینی های منتقدان غلط بود؟ (البته بماند که بعداً قیمت ها چنان بالا رفت که با کاستن 100 گرم شیر و کم کردن 10 برگ دستمال هم نمی شد شوی ارزانی را ادامه داد!)
تغییر تعریف
این هم برای خودش حکایتی دارد و از ابتکاراتی است که ای بسا تنها به مخیله مسوولان ایرانی خطور می کند. نمونه اش همین مخابرات خودمان است که قیمت مکالمات را اصلاً تغییر نداده و هر پالس را همچنان 44.7 ریال محاسبه می کند. فقط یک تغییر کوچک (!) در تعریف پالس داده اند:
تا پیش ازاین هر پالس تماس از تلفن ثابت به ثابت از ساعت 6صبح تا یک ظهر 134 ثانیه ، از ساعت یک ظهر تا 21 شب میزان 159 ثانیه و ازساعت 21 تا 6 صبح میزان 193 ثانیه بود اما برای این که قیمت هر پالس تلفن افزایش نیابد ، تعریف پالس را تغییر داده اند و از این به بعد به هر 120 ثانیه یک پالس می گویند و البته تأکید مؤکد می کنند که قیمت همان 44.7 ریال است!
تغییر تعریف البته در این مملکت ، مسبوق به سابقه است: تغییر تعریف تورم ، بیکاری و به کار بردن ادبیاتی نظیر “تعدیل نیرو” برای اخراج های گسترده و “تعدیل قیمت ها” برای گران کردن و … !
ارزان شد!
جنس ، هزار تومان می رود رویش ، آقایان و رسانه هایشان سکوت می کنند و وقتی از آن هزار تومان افزایش یافته ، 20 تومانش کم می شود مصاحبه می کنند و کلاس می گذارند که بازار را کنترل کردیم و قیمت ها را پایین آوریم! مراجعه ای به آرشیو سخنان مسوولان بانک مرکزی در باب مدیریت شان بر بازار سکه و ارز مشتی از این خروار را عیان می کند.
فرافکنی ؛ شاه کلیدی که به همه درها می خورد!
وقتی هم که آش آنقدر شور می شود که با انکار و تغییر تعریف و کم فروشی و … کاری از پیش نمی رود ، نوبت به “شاه کلید” می رسد: فرافکنی!
در همین بحران اخیر ارز که ظرف چند روز ، یک سوم از ارزش پول ملی کاهش یافت و همه عالم و آدم متحیر از افزایش قیمت ها شدند ، آقایان ترجیح دادند به جای مسولیت پذیری ، همه چیز را به گردن پیامک های بیندازند که قیمت های موجود را اعلام می کردند! و یا در سایر گرانی ها مانند قیمت مسکن ، از دست هایی سخن بگویند که در کار دولت ایجاد اختلال می کنند و نام هایشان هم در جیب رئیس جمهور است!
بعد از تحریر :
آقایان و خانم های مسوول! از گرانی های روزمره تان سپاسگزاریم! همین ما را بس است ، در ضمن هیچ مسوولیتی هم متوجه شما پاکدستان نیست (!) ولی شعورمان را نادیده نگیرید و بر زخم گرانی ها ، نمک اهانت نپاشید.
از دست این گرانی ها دیگه آب از سرمان گذشته و قیمتها اگر حتی از این بیشتر هم شود دیگر صدای مردم درنمی آید و فقط بعضی اقلام را از سبد خریدشان حذف میکنند مثل گوشت و لبنیات و میوه و سبزی و حتی چیزی به اسم “پس انداز برای مواقع ضروری” که خیلی وقت است که اسمش را فراموش کرده ایم
چند روز پیش اتفاقی تلخ را شاهد بودم ،برای خرید وسایل مهمانی کوچکی (اومدن برادرم با خانومش از تهران به شهرستان) به یکی از بازارهای مخصوص یک روز (سه شنبه بازار) رفتم که در محله های نسبتا پایین شهر بود ، دنبال میوه فروش بودم در اون بازار به اون بزرگی کلا یدونه میوه فروش دیدم برای خرید رفتم طرفش و حین خرید ازش سوال کردم چرا میوه فروش اینجا نیست و فقط شمایید یا اگرم هست فقط سیب زمینی و پیاز داره؟
در جواب گفت اینجا کسی میوه نمیخره! گفتم یعنی چی . گفت: اگه بخواد هم نمیتونه بخره
پلنگ وقتی مست میگردد میخواهد بای کوه ماه شب چهارده را بگیرد پرش بیجا میکند وته دره سقوت میکند عمر اینها رو به پایان است .یاحسین سید
خدا میر حسین.