سرلشگر صفوی: در جبههها میرحسین موسوی مطرح نبود؛ حضرت آقا و دو پسرشان در جبهه بودند
چکیده :امام خمینی به میرحسین: از آنجا که ممکن است این روزها افرادی بخواهند نسبت به دولت خدمتگزار شبهات و القائاتی در اذهان عامه به وجود آورند و زحمات بیشائبه و طاقت فرسای شما را خصوصاً در مسئله جنگ خدشهدار نمایند، لازم است این نکته را تذکر دهم که من همچون گذشته شما را فردی لایق و دلسوز برای انقلاب اسلامی میدانم، و زحمات شما را در دوران جنگ و تجهیز سپاهیان اسلام فراموش نمیکنم، و الآن نیز شما را تأیید و حمایت میکنم....
سردار سرلشکر سیدیحیی رحیم صفوی فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا در آستانه سالگرد آغاز رهبری آیتالله خامنهای در گفت و گویی با نشریه پاسدار اسلام به نقش آقای خامنه ای در جبهه و جنگ و برخی از فرازهای انقلاب اسلامی پرداخته است.
به گزارش کلمه از این گفت و گوی تفصیلی، او در واکنش به اینکه محسن رضایی نامهای به امام نوشت که عوض کردن نخستوزیر – میرحسین موسوی – تأثیر بدی روی روحیه رزمندگان میگذارد و به صلاح نیست، مدعی شده است که در جبههها آقای میرحسین موسوی مطرح نبود. در آنجا بعد از امام بعضیها عکس قائم مقام رهبری را بالا میبردند و بعضیها هم عکس آقا را.
رحیم صفوی در حالی این ادعا را مطرح کرده است که امام خمینی با پیش بینی چنین مساله ای سال ها پیش گفته بودند که از آنجا که ممکن است این روزها افرادی بخواهند نسبت به دولت خدمتگزار شبهات و القائاتی در اذهان عامه به وجود آورند و زحمات بیشائبه و طاقت فرسای شما را خصوصاً در مسئله جنگ خدشهدار نمایند، لازم است این نکته را تذکر دهم که من همچون گذشته شما را فردی لایق و دلسوز برای انقلاب اسلامی میدانم، و زحمات شما را در دوران جنگ و تجهیز سپاهیان اسلام فراموش نمیکنم، و الآن نیز شما را تأیید و حمایت میکنم.
وی در این گفت و گوی طولانی بارها از رهبری به عنوان ” حضرت آقا ” نام می برد و ادعا می کند: هماهنگی ارتش و سپاه در ابتدای جنگ، یکی از برکات حضور حضرت آقا بود. ایشان فرماندهان سپاه را مثل فرزندان خود دوست داشتند. فرماندهان ارتش هم رابطه عاطفی خوبی با ایشان برقرار کرده بودند. پیوند دادن ماهیت ارتش با سپاهی که به هر حال هویتی متفاوت با ارتش داشت، کار بسیار مشکلی بود که آقا در آن بیش از همه سهم داشتند.”
مشاور رهبری در ادامه می افزاید: حضور حضرت آقا در خط مقدم خرمشهر، خط مقدم جبهه سوسنگرد و جبهههای دیگر از جمله دُبّ حردان در نزدیکی اهواز امر بسیار مسلمی است. ایشان نهتنها خودشان در جبههها حضور پیدا میکردند، بلکه بعد هم که رئیسجمهور شدند، دو فرزند بزرگ ایشان، آسید مصطفی و آسید مجتبی در خط مقدم حضور داشتند. در عملیات بدر، فرزند بزرگ ایشان، آسید مصطفی را در کنار دجله دیدم. گفتم: «اگر شما در اینجا شهید بشوید، میگویند پسر رئیسجمهور را شهید کردیم». در مهران، عملیات کربلای 1، فرزند دیگر ایشان آسید مجتبی حضور داشتند. اینها مشاهدات شخصی من هستند. در حضور شجاعانه حضرت آقا در خطوط مقدم جبهه های نبرد در جنوب و غرب کشور و حداقل این دو فرزندشان را که خودم دیدهام، تردیدی نیست.
رحیم صفوی با تشکر از کسانی که آیت الله خامنه ای را به رهبری انتخاب کردند می گوید: واقعاً یک انتخاب شایسته و الهی و همراه با هوشمندی بود و آرامش زیادی برای تمام مردم ایران به ارمغان آورد. آقا هشت سال رئیسجمهور بودند و مردم، ایشان را از نزدیک میشناختند و انتخاب ایشان، مایه تسلی و آرامش مردم شد و مسلمانان سایر کشورها هم امیدوار شدند.
این فرمانده سابق سپاه در خصوص دانش نظامی آیت الله خامنه ای مدعی می شود که اطلاعات و تسلط ایشان در این حوزه هم نه در تنها در میان روحانیان و مراجع بلکه در میان رهبران جهان هم بینظیر است.
وی در ادامه می گوید: من حضرت آقا را یک رهبر جامع، شجاع، مدیر، مدبّر، عادل و یک فقیه عارف میشناسم. در میان رهبران سیاسی 192 کشور، به اعتقاد من، ایشان آگاهترین رهبری هستند که شأن فرماندهی کل قوا را دارند و نیروهای مسلح را چه در بعد هوایی، چه دریایی و چه زمینی میشناسند و به استراتژیها و تاکتیکهای نظامی در سطوح مختلف آگاهی دارند. ما چنین رهبری نداریم که در مسائل مختلف صاحبنظر باشد و این قدر هم، نه فقط نسبت به ملت ایران که نسبت به ملتهای اسلامی و بلکه بشریت، محبت و عاطفه انسانی داشته باشند.
رحیم صفوی ادامه داد: ایشان در باب سلاحهای اتمی و سلاحهای شیمیایی فتاوی درخشانی دارند و اینها را حرام اعلام کردهاند. بایستی خدا را سپاس بگوییم که بعد از حضرت امام، با عنایات حضرت مهدی«عج»، خبرگان رهبری چنین فردی را برای ملت ایران انتخاب کردند و این جز عنایات خداوند و عنایات حضرت مهدی«عج» نبود.














حضرت آقا اجر شما را بدهد که میدهد
دروغ ممنوع آ سید رحیم صفوی!!!
واقعا متاسفم که ننگ دروعگویی اینچنین به سپاه هم سرایت کرده است . آقای صفوی آیا از خدای شهدا ، شهدا و روح امام ره خجالت نمی کشید ؟
جانباز شیمیایی در حال درمان دفاع مقدس .
ان شاء الله که با همین آقایت محشور شوی، مردک چاپلوس
سردار بی شرافت . خجالت خجالت
خاطرات هاشمی رفسنجانی را بخوانید، ببینید که مهندس موسوی، ضمن چشمداشت جدی به صلح (که در آن دوران کمتر به آن توجه میشد)، چه نقشی در اتخاذ تصمیمات مهم جنگ داشتند.
سلام بارک الله اقا زادههای مبارز ….من هم شاهدم در خیابانها هم خوب مبارزه میکنند مخصوصا اقا مجتبی
مهندس موسوی کجایی که ما رو خلاص کنی از شر این حکومت و از شر این اصلاح طلبهای بی برنامه و معامله گر. میرحسین را آزاد کنید. آقای خاتمی اگر شما با مردمی باید الان در زندان باشی
شما سردار چوپان به خاطر اين دوروز دنيا چناندروغ ميگوي كه چوپان رضائي هم تعجب ميكند ولي دليل شما ثروت نفتي است كه شما و اخوي هاي شما ازان ميخوريد
تمامی شواهد، اسناد مکتوب و خاطرات شفاهی به جا مانده از جنگ نشان میدهد که استراتژیهای نظامی بنیصدر و بسیاری از فرماندهان سپاه و مسوولین وقت از جمله آقای خامنهای، کاملن متضاد و در تقابل با یکدیگر بوده است. تاکتیکهایی که از سوی اشخاصی اتخاذ میشد که حتا از کوچکترین مهارتهای اولیه اشخاص عادی مانند تعلیمات دوران سربازی نیز بیبهره بودند، راهکارهایی که سرنوشت جنگ را رقم زد، گفتیم که بنیصدر، حجتالاسلام خامنهای را به فرار از جنگ و تضعیف روحیه سربازان در کرخه کور متهم کرد، در روز 31 خرداد 1360 خامنهای برای دفاع از خود در صحن مجلس حضور یافته و مطلب را با روایتی متفاوت از رییس جمهوری نقل کرد، او گفت: «اما مطلبی که راجع به مسئله هویزه دیروز خانم طالقانی، جملهای را در اینجا نقل کردند، من وظیفه خودم دانستم که آن را بگویم، آقایان بنده روز 15 دی خودم در آن منطقه هویزه بودم که روز پانزدهم دی روز حمله به نیروهای عراقی است. یعنی حمله نیروهای ما به نیروهای عراقی … نیروهای دشمن منهدم شده بودند و یک لشکر ما تمام در خط بود و حرکت میکرد. البته بچههای سپاه هم در همان حدود ساعت شاید دو و دو و نیم بعدازظهر بود. همان عده بچههایی که شهید هم شدند، من آنها را دیدم. که مابین هویزه و آن منطقهای که خط اول بود، داشتند به طرف خط اول حرکت میکردند و میرفتند، لب کرخه کور من اینها را دیدم. یعنی در کنار کرخه اینها از طرف غرب به طرف شرق میآمدند چون نیروهای ما و هم نیروهای دشمن هر دو بعکس حرکت میکرد. یعنی از طرف غرب به طرف شرق فرار میکردند. تا به نیروهای خودشان حدود «دب حردان» که در غرب اهواز قرار میگیرد و شرق این نقطهای که من دارم میگویم، قرار دارد، بپیوندند، این بچهها داشتند به همان طرف میرفتند. که من به بعضی از برادرها گفتم که حالا یک مقداری آمدید و نیروهای ما هم دارد پیش میرود و عجله کنید، نروید حالا برگردید. بچهها گفتند که نه، میخواهیم برویم و رفتند. در آن ماجرا من هیچکس را مقصر نشناختم. فردای آن روز یعنی شانزدهم هم تا حدود ساعت سه، و سه و نیم بعدازظهر بنده بودم و آقای بنیصدر هم در آنجا بود. بعد نیروهای ما به تدریج بنا کردند ضربت خوردن یعنی به نیروهای عراقی، نیروی بزرگی به کمکشان آمد و نیروهای ما را از پهلو هدف قرار دادند. و این قبلن برای نیروهای ما و دستگاه اطلاعاتی ما محاسبه نشده بود. این بود که نیروهای ما شروع کردند به عقبنشینی کردند. من ساعت حدود سه و نیم بود با عجله به شهر آمدم که در قرارگاه آن لشکر دیگری که در آنجا هست، حاضر بشوم و به آن فرماندهان و افسران تاکید کنم و سفارش کنم که آنها از یک طرف دیگر وارد بشوند بعضی از برادران دیگر نظامی ما برای دست و پا کردن مهمات و این قبیل چیزها آمدند و همه در آن ساعت بینی و بینالله تلاش میکردند. یعنی من آن کسانی را که مسوولان سطح بالا هستند نظامی و غیرنظامی نیافتم که تلاش نکنند. البته در آن ساعت وقتی که من میآمدم آقای بنیصدر نبود. حالا شاید که نماز میخواند و یا خوابیده بود و یا غذا میخورد، نمیدانم. به هرحال یکی دو ساعتی نبود لیکن بعد که ما آمدیم تا ساعت یک بعد از نیمه شب هم ایشان در آنجا بوده و نیروهای ما وقتی منهدم شده بودند، ایشان آنجا دیده بود و شاهد بوده، بعدن آمده بود برای ما نقل میکرد. علیایحال در ماجرای هویزه که تعدادی از بچههای ما شهید شدند، من به طور قطع نفی نمیکنم اما به هیچوجه نشانی از یک تعلل عمدی و سستی عمدی، خدای نکرده خیانتی مشاهده نکردم، چون دیروز شنیده شد کسانی میگفتند که این کار، کار آقای بنیصدر بوده است، نه، ما درباره آقای بنیصدر اینقدر اشکال و ایراد وارد و بجا و منطقی داریم که محتاج این نیست که این مسئلهای که هیچ راهی برای اثبات ندارد، به ایشان ما نسبت بدهیم.»
البته در روایت آقای خامنهای نکات بارزی وجود دارد که به استناد روایات دیگر میتوان نتیجه گرفت که ایشان در زمان شکست و نابودی خطوط اول به پشت جبهه آمدهاند و بنیصدر همانزمان در محل حضور داشته است و استنباط منطقی آنست که روایت بنیصدر میتواند به واقعیت نزدیکتر باشد، از سویی او در مجلسی که به تمامی در اختیار حزب متبوعاش بوده توانسته با جلوگیری به موقع جایگاه خود و رییس جمهوری مغضوب را با کلماتی با بار مناسب تعویض نماید، اتفاقی که تنها پس از گذشت سالهای طولانی قابل مشاهده است.
از سویی از اسفندماه سال 59 آشکار بود که رابطه موافقین و مخالفین ابوالحسن بنیصدر در حکومت به سمت درگیری نهایی میرود و مخالفین رییس جمهوری موفق شدهاند موافقت آیتاله خمینی را برای کنار گذاشتن آقای بنیصدر جلب کنند، آقای خمینی در تمام طول آنسال تلاش کرده بود که مستقیم و علنی علیه رییس جمهوری موضعگیری نکند، ولی از اسفندماه در سخنرانیهای خود صریحن علیه او موضعگیری کرد و هر بار موضعگیریهایاش صریحتر و تندتر میشد. آقای بهشتی در جلسهای با امام جمعهها و روحانیون نزدیک به حزب جمهوری اسلامی گفته بود که بروید و تبلیغ کنید. برخورد نهایی ما با رییس جمهوری دور نیست. موضعگیریهای نیروهای درون حکومت قبل از همه متوجه بسیج نیرو در رابطه با این امر بود، آقای خامنهای هم که از حزب جمهوری بود در جلسه عدم کفایت سیاسی بنیصدر سخنانی بیان کرد که موجب تحیر از تغییر موضع ایشان از آن زمان تاکنون دارد، به گونهای که هر آنچه از سوی او دلایل عدم کفایت رییس جمهوری بیان شده، اکنون از صفات بارز و چشمگیر خود و رییس جمهوری محبوباش است.
مرگ بر دیکتاتور
بلا و بیماری مهم جامعه فعلی ما همین چاپلوسیها و تعریف و تمجیدهای بی حساب و کتاب است که باعث غرور و خود بزرگ بینی و اشتباهات ارباب قدرت میشود و از آن دردناکتر دروغگویی و ضایع کردن حقوق و زحمات فرد مخلصی مثل میر حسین موسوی مظلوم است البته آن سخن مرحوم امام خمینی در حق میر حسین که شما نقل کردید تودهنی محکمی برای این چاپلوسان است چنانکه پیامبر اعظم هم فرمود به دهان مداحان و چاپلوسان دروغگو خاک بپاشید
سپاه باید منحل شود.
az chopani be sardari residan inchenin pyamadi dard entezari az chinin fardi dashtan ke dar jehat rasti v dorsti harf bezand aghlani nist
حضرت آقاای شما بعد از آزادی خرمشهر که بسیاری از اهل نظر آن را بهترین زمان برای پایان جنگ می دانستند گفتند کسانی که صحبت از پایان جنگ می کنند مانند تازه کاسب هایی هستند که با به دست آوردن اندک سودی مغازه شان را می بندند.
پاچه خواری مزدوران و مگسانی مانند این صفوی را پایانی نیست . از همه بدتر که رهبر هم از این پاچه خواری ها خوشش می اید و کمبود هایش را بدین وسیله جبران می کند
اصلا این اقا و فر زندانشان بودند که جبهه را می چر خاندند و به لطف خداوند یک تر کش هم به انها نخورد . بقیه همه پشم بودند .
اگر اقا نبود جبهه هم نبود .بسیجی مخلص
اجتهاد برابر نص یک مصداق اش همین است. آن زمان گرایش و بدنه سپاه به تحقیق “چپ” بوده است و همه این را می دانند.
همین حسین شریعتمداری کیهان که این روز ها خاتمی را آلت دست آمریکا و خائن می خواندآن روزها طرفدار سر سخت موسو ی و دولت اش بوده و ریسس جمهور خامنه ای را جناح “راست ” و مدرسین را نماد اسلام آمریکایی مورد نظر آن امام می خوانده است. نویسنده در جلسات شریعتمداری در میان اعضای انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم افراطی وقت بوده است و اگر حسن شریعتمداری و همین رحیم صفوی کمی دین داشته باشند شاید این سخن را تایید خواهند کرد لیکن شاید توبه کرده اند. رضا باهنر در روزهای پیش به این موضو عات اشاراتی داشته است. امام خمینی به هر دلیل که خارج از شرح این نوشته است موسوی را صد در صد به اصطلاح ساپورت می کرده است حا لا این مشاورهای
بی اختیار “حضرت آقا” افاضه فرموده و خزعبلات می گو یند به قول معروف رو که نیست سنگ پای قزوین است….
این نویسنده خود طرفدار سر سخت وقت “حضرت آقا” بوده است و مخالف دولت موسوی و آن 99 و صدمین مخالف دولت در مجلس وقت..
منظور ایشان از خط مقدم جبهه 300 کیلومتری خط مقدم بوده!!!2 روز دیگه میگن که حضرت اقا امام زمانه شما نمیفهمید.
این دغل دوستان که میبینی/مگسانند گرد شیرینی
من موندم این صفوی که خودش پشت جبهه ها قایم می شده به همراه بقیه دوستانش از کجا از خود جبهه ها خبر داشته که اونجا چه کسانی بودند راست می گی جای گوله رو نشون بده رو تنت بعد داستان بگو و تاریخ بساز
آقای صفوی شما که تمام خانواده تان با موسوی بودند و هستند. شما چرا اینگونه ناشیانه سخن به زبان میاورید.قدری تامل کنید که کشور و انقلاب به کدام سو میرود.من شما را انسان صادقی میدانم…………………………..
طرفاي ما به ايجور حرفا ميگن لاف آبوداني!
آقا خودش با پسرا رفتن ترتيب عراقا دادند!
فيلم رامبو بوده ؟
من از 16 ساله اي تا 20 سالگي تو جنگ بودم ، خود اين سردار را سي رضا خدا يكبارم نديديم حالا اي دارد برا يكي ديگه سابقه جنگ درست ميكند!
به روبا گفتن شاهدت كيه گفت دمبدم
این سخنان نشان از پریشانی در خیمه رهبری دارد. ولی آقای صفوی شوراخ دعا را گم کرده و کف پای رهبر بد صابونی میزند .تا در کجا شاهد ……. . متاسفم آقای صفوی
مال حرام و مفت باعث میشه هر چی از زبانت خارج بشه !چابلوسی هم انگار حدی ندار
اگر آقا نبود جنگ هم نبود
دو روزه ی دنیا چقدر می ارزد که انسان دینش را بپای دنیای دیگری بریزد جناب صفوی دنیا دو روز است آخرت را به باد نده
خدايا چقدر تملق و دروغ بي سواد
اصلا” همین آقاوآقایان اگر نبودند که جنگی نبود. این آقایان فقط درس سفسطه،تخظئه وتوطئه واقلامی ازاین دست راخوانده اند ومی دانند. ایشان را چه به کشورداری!
این چاپلوسی ها براشون آب و نان دارد،
مهم آنست که اکنون در تمام دنیا نام میرحسین بعنوان شخصی که مدافع حق و حقیقت بود و مردانه ایستاد وایستاده است تا حق به حق دار برسد مطرح است و نام آقای شما بعنوان مردی لجباز، یک دنده، عقده ای که دارد انتقام محرومتی دوران کودکی و نوجوانی و جوانی و بویژه دورانی را رئیس جمهور هیچکاره و چرخ پنجم بود میگیرد و همه او را در دنیا با این مشخصات می شناسند.
آقای رحیم صفوی بنده به جنابعالی و امثال شما که واقعا در زمان جنگ براین مملکت جانانه زحمت کشیده اید علاقه داشته و دارم. ولی متاسفانه بعضا اشتباهات فاحشی در گفتار می کنید که نمی توان نادیده گرفت و از کنارش براحتی گذشت. در باره این سخنان شما چند مطلب به عرض خدمتتان و نیز خوانندگان گرامی می رسانم:
۱- اولا کسی منکر تلاس آقای خامنه ای در جنگ و نیز حضور فرزندشان به مانند فرزندان سایر مردم جامعه نیست ولی این به این معنی نیست که دیگر مقامات در جنگ نبودند. در این صورت آیا می توان مدعی شد که فرمانده سپاه پاسداران جناب آقای دکتر محسن رضایی بود و جنابعالی اصلا مطرح نبودید! و یا بر حضور برادر رضایی و شهدای بزرگ همچون حاج همت ، بروجردی، خرازی، بابایی، چمران و… تاکید کند و حضور جنابعالی را منکر شد ! آیا قضاوت منصفانه است؟
۲- از سخنان شما اینطور استنباط می شود که رهبری آقای خامنه ای _ بخاطر حمایت از منحرفین غاصب و رساندن آنها به قدرت _ اینقدرضعیف شده که به تعریف و تمجید شما نیازمند شده است. مگر برای تداوم رهبری هم استفاده از سهمیه رزمندگی نیاز است؟
۳- برادر صفوی تعریف و تمجید بی جا از هزار مذمت بدتر است. قبول می کنیم که آقای خامنه ای و خیلی از نسل جنگ دیده ها تا حدی از دانش و فنون نظامی نیز اطلاع دارند. و اینکه ایشان در بین روحانیان نیز بی نظیر است – شاید بتوان قبول کرد .ولی اینکه گفته اید ایشان از این لحاظ در بین رهبران جهان بی نظیر است ، مطمئن هستید؟ رهبران نظامی جهان و نظامیانی که با کودتا به قدرت رسیده اند ، چطور؟ آیا تعریف افراطی از کسی که در راس هرم قدرت قرار دارد، اسمش تملق و چاپلوسی نیست؟
۴- آقای رحیم صفوی ، آیا اگر در این دوره به جنابعالی پست و مقامی نمی رسید و یا داده نمی شد باز هم از آقای خامنه ای بقول خودت و دیگر دور سفره ها – حضرت آقا-، اینقدر تعریف و تمجید می کردید؟ چرا همه واقعیت را نمی گویید؟ برادر جناب آقای میر حسین موسوی هم شهید شده است. پس چرا اصلا اشاره نمی کنید؟ مگر آیات عظام بهشتی، مطهری، دستغیب، شهدای بزرگ جبهه ها مانند شهید همت باکری و … به شهادت نرسیده اند پس چرا اسمی از آنها نمی بری؟ الان با خانواده آنها چه برخوردی دارند؟ آیا می توان شما را کماکان یک همسنگر با وفا برای آن شهدا دانست؟
۵- شما از وضعیت و مشکلات کشور در زمان جنگ بخوبی مطلع بودید. آیا در آن شرایط که آقای میر حسین موسوی ریاست کابینه دولت را در دست داشت و نقش بالایی در مدیریت کشور داشت، آیا وضع مملکت در آن زمان مثل الان بود؟ دزدی ، دروغ ، فساد ، اعتیاد، بیکاری ، قاچاق ، طلاق ، وابستگی کشور در همه چیز به واردات، و… در تاریخ کشور بی سابقه است. برادر شما که یک نظامی هستید ، تملق چرا ؟ اگر نمی توانی واقعیت ها را بگویی ، لااقل سکون کن.
۶- چنان از از زمان جنگ و جبهه و نیز جبهه رفته ها تعریف می کنید که آدم باورش می شود که جنابعالی هم کماکان اعتقادی هم به جبهه رفته ها دارید! ولی عمل شما این را نمی گوید . آقای احمدی نژاد و اطرافیانش چند روز و حتی چند ساعت در جبهه بودند؟ حمایت شما و امثال شماها از جبهه نرفته ها در مقابل رزمندگان و جبهه رفته در انتخابات ریاست جمهوری و نیز حمایت شما از متملقین و متظاهر در مقابل مدیر یاران حضرت امام ره و مدیران روزگار جنگ اثبات می کنند طرفدار کسی که قدرت دارد هستید و شاید هم طرفدار کسی که می تواند شرایط سودآوری را برای امثال شما فراهم آوردو شاید هم افراد که دارای نقاط ضعف فراوانی باشند تا حرف شنوی تامه به تحقق منافع گروهی از حاکمان خاص باشد نه به فکر کشور و ملت زجر دیده تاریخی.
برادر دلی پر درد داریم گر بگشایم جهانی به آتش کشد. ولی بنابه دلایلی ادامه نمی دهم فقط دو نصیحت من باب امر به معروف و نهی از منکر و بعنوان برادر دینی به شما بگویم۱-بخود اجازه نده تا به مظلومی ، ظلم کنی بلکه تا می توانی همیار آنها باشد (همچنانکه امیر المومنین می فرمایند: یاور مظلوم ودشمن ظالم باش. یکی از دلایل جنابعالی در جبهه ها نی همین اصل بود )۲- به فکرآخرتت باش دنیا گذراست .
البته دستمرد اينچنين دروغ هاى بيشرمانه اى كم نيست و پست و مقام و حساب هاى بانكى ايشان و اقاراده هايشان سر به فلك ميزند و ايشان و شركاى دروغگوى ايشان با دلار هاى نفتى قبله خود را جهت بابى ميكنن.
بله آقاودوپسرش درقرارگاه لشکرها بودندند. ولی بچه های مردم در خط مقدم و آقای مهندس موسوی در قلب رزمندگان جای داشت ودارد.
هر چی حضرت امام گفتند…
شما به این حرف ها مهمل توجه نکنید
جای میر حسین در قلب میلیون ها ایرانی ست …
یا حسین میر حسین
کلا جبهه فقط بود و شما چند نفر بیشتر توش نبودین بقیه بوق میزدن! وقاحت که حد نداره!
تابود چنین بود
خوب معلومه دیگه تو خط مقدم کسب جاه و مال.
نانوایی نانوایی
همین که امام گفت یک نانوایی را هم نمی توانید اداره کنید برای هفت پشتتان بس است
سردار زبان قطع کن دوران اصلاحات. تو که منطقت بریدن زبان است را چه به تاریخ دانی.
لعنت خدا بر تو ای عمرو عاص ای نوکر معاویه، ای سردار قاتل
آقای صفوی در مجیز گویی چنان عنان را از دست داده و آن چنان متخصص استراتژی، تاکتیتکی نیروی هوایی، دریایی، زمینی، علم مدیریت و رهبری، عرفان، فقه، سیاست و…شده که به آقای خامنهای نمره بیست داده!!!…چه قدر آدم غمگین و دلخون میشود وقتی بداند که چنین مداحانی، بت پرست “فرمانده” بودهاند و سرنوشت هزاران هزار جوان به دست این چنین موجوداتی سپرده شده بود. آقای “سردار” خودت را با یکی از ژنرالهای دشمن ما، آمریکا، اروپا و یا اسرائیل مقایسه کن، کی و کدام یک از آنها اینچنین کاسه لیسی کردهاند؟
این عج عج گفتنهای شما مزوران را به حافظه تاریخی خود می سپاریم تا زمان ظهور حضرت مهدی عج ببینیم در جبهه عج هستید یا در جبهه حضرت آقا !
—————————————————————————————————
فتوای هسته ای : آیا خودسرها دکمه شلیک بمب اتم را فشار خواهند داد !
https://www.kaleme.com/1391/01/24/klm-97852/
خدا را شکر که ما انقلاب و جنگ را دیدیم…و میدانیم که این حرفها از پایه دروغ و برای منفعت طلبی است….یاد امام ره و بسیجیان واقعی به خیر..اینان امروزه دنبال جمع کردن غنیمت و سهم خواهی هستند….فردا میگوید اصلا باکری ها…همت ها و…عزیزان بسیجی واقعی و خانواده هایشان هم نقشی در دفاع مقدس نداشتند
دلم برای آقا میسوزه که انثدر خفیف شده که اگر هر ماه یکی دوتا از این چاپلوسی ها نباشه احتمالا از غصه دق می کنند.
اون زمان همه متفق و یکدل بودند…برای دین ..برای وطن…میدیدن که رهبرشان امام ره صادق است و دلسوز……..یاد باد آن روزگاران یاد باد..
آقای خامنه ای و پسرانش آمدند اهواز در مدرسه ای که نیروهای توابین کلاه سبز و نیروهای نخست وزیری زیر نظر شهید چمران بودند را دیدن کردند و باز گشتند. اهواز خط اول جبهه نبود. خط اول جبهه سوسنگرد و خرمشهر بود که هنوز هم بعد از سی و اندی سال پای رهبر به آن خاک نخورده. آبادان محاصره بود و ما به آبادان رفتیم و هیچ نشانه ای از آقای خامنه ای در آنجا نبود. اصلا روحانی صاحب نامی آنجا نبود جز طلبه های مخلص قمی که بدون لباس روحانیت میجنگیدند و خداوند از آنها راضی باشد. یکی از نزدیکان آقای خامنه ای در اهواز آمد و بسرعت با عذر اینکه در تهران کارهای مهم تری دارند بازگشت. آنطور که به خاطرم میرسد در جمع مبارزان گفت که ” من بخاطر ترس بر نمیگردم ولی آقا “خامنه ای” کار دارند و باید به کارهای ایشان برسم. حدا بیغمبری بنی صدر خیلی بیشتر در جبهه ها بود تا روحانیون درجه یک. مرد بزرگ جبهه و بی همتا هم شهید چمران بود و یاران نزدیکش که خداوند رحمتشان بکند, که ترس در وجودشان نبود. رهبر هم مانند رییس جمهورش احمدی نژاد و معاونینش به این روایت استناد میکردند که مرکب قلم عالم از خون شهید پر ارزش تر است و برای همین هم جان خودشان را به خطر نمی انداختند. خوب همه میدانند که دیکتاتور ها بیشتر از انقلابیون از مرگ در هراسند و علت بی رحمی آنها هم همین ترس است.
سردار دکتر صفوی راست میگوید ، منهم آقا را همیشه جلوتر از خط مقدم میدیدم . سوار اسب سفید بودند .
سخنان این سردار دهاتی بیسواد و چاپلوس ارزش واکنش ندارد و ایشان کوچکترین اطلاعی از الفبای سیاسی ” نظامی واز همه مهمتر شرافت ندارد
راستش من در عملیات فاو بودم یکی دوروز از عید65 که گذشت وعملیات هم که72 روز طول کشید زیر بمباران شدید واتش سنگین دشمن در خط مقدم جاده فاو ام القصر نزدیک کارخانه نمک مستقربودیم واز بچه های لشکر 25 کربلای مازندران بودیم که نخست وزیر محبوب امام ومغضوب کسانی که به تعبیر امام همه انها اگر جمع شوند یک نانوایی رانمتوانند اداره کنند در خط مقدم حاضر شد وحبی بما اسکناس عیدی هم داد ودیگری حضرت ایه الله العظمی صانعی بود که بالباس بسیجی ونه روحانی بما سر زدند وهمینطور ایتالله مرحوم خلخالی.
پس خزعبلات رحیم خات که درجات کیلویی ودکترای کشکی دارن نزد خدا واقعیت را تغییر نمیدهد لازم نیست برای اثبات حضور اقا در جبهه به دروغگویی که کلید همه گناهان هست متوسل شویم . بوی گند دهان دروغگو ملائک اسمان را ازار میدهد ورحیم خان از درجه عدالت واعتبار ساقطند. اما اینک فرزندان اقا در جبهه بودند مثل سایرین وظیفه خودرا انجام دادند مگر دیگران مثل فرزندان کروبی وهاشمی نبودند؟پس اقا پاچه خوار چرا از حضور انان سخنی نمیگوید. ومگر قرار است ایشان گواهی حضور در جبهه بدهند؟ البته اقای دکتر خزعلی که خیبر شکن وارپی جی زن وجانبازند در مورد نحوه حضور اقا زاده های اقا ویا اقای مهدوی کنی وسایرین چیزهایی گفتند وایشان بهتر از سردار ودکتر وپرفسور رحیم مداند چون همه اقا زاده ها از هم بهتر خبر دارن.
اقا رحیم بیشتر خود در قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا ص بودند ویا در گلف اهواز دفتر کارشان بودومسولین واقازاده ها به همین مکانها سر میزدند
وشاید منظورسان ازجبهه همین جا هاست نه خطوط شلمچه وکانال ماهی وابوالخصیب وکارخانه سیمان ونمک فاو ویا جاده البحار وفاو بصره ومهران وعمق 100 کیلومتری داخل عراق با نیروهای بارزانی ونیروی قرارگاه رمضان و………باز انقدر از این مطالب میدانم که بگویم
این هاشمی بود که در سال 67 در جزیه مجنون به فاصله 500 متری نزدیک بود به اسارت گرفته شود واعتماد امام راحل به تیز هوشی تش انقدر زیا دبود که اورا فرمانده جنگ کرد ……
اقارحیم ودوستان قرارگاهی اش جرئت نداشتندمثل همت وباکری وخرازی ومرتضی قربانی وکاظمی و………… در خط حاضر شوند. وجای گرم ونرم قرارگاه در 150 کیلو متری پشت خط با دانش نظامی فوقالعاده جوانان معصوم را به عملیات میفرستاد.
ای کاش ما نیزدق میکردیم ومیمردیم واین چاپلوسی ها ودروغ ها ودغلبازی ها را که از مقدس ترین ارزشهایمان هزینه میشود را نمیدیدیم.
سلام من 21 سالمه امااینقدر مطالعه کرده ام و میدانم شما چه دروغ های بزرگی را تحویل ما میدید دروغ بس است.