سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » همسر محمد رضایی:حکم سال ۸۲ الان به اجرا درآمده است...

همسر محمد رضایی:حکم سال ۸۲ الان به اجرا درآمده است

چکیده :روز هفتم خرداد ماه سال جاری محمد رضایی، فعال ملی-مذهبی برای اجرای حکم سال ۸۲ به زندان اوین منتقل شد. این فعال ملی مذهبی در سال ۸۲ بازداشت و به مدت سه ماه درانفرادی های بند دو– الف سپاه در زندان اوین بسر برده است. این حکم در حالی به اجرا درآمده است که نزدیک به نه سال از زمان صدور حکم می گذرد و طبق قوانین این حکم باید مشمول زمان شود....


روز هفتم خرداد ماه سال جاری محمد رضایی، فعال ملی-مذهبی برای اجرای حکم سال ۸۲ به زندان اوین منتقل شد. این فعال ملی مذهبی در سال ۸۲ بازداشت و به مدت سه ماه درانفرادی های بند دو– الف سپاه در زندان اوین بسر برده است. این حکم در حالی به اجرا درآمده است که نزدیک به نه سال از زمان صدور حکم می گذرد و طبق قوانین این حکم باید مشمول زمان شود.

همسر محمد رضایی در این زمینه به سایت ملی مذهبی می گوید: “روز یکشنبه هفتم خرداد ماه همسرم را برای اجرا حکم دو ساله به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل کردند. آقای رضایی یکبار در سال ۸۲ بازداشت شدند و در همان سال هم برایشان دادگاه تشکیل داده شد و به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” به دو سال حبس تعزیری محکوم شدند. حقیقتش من اتهامی را که به ایشان زده اند نه قبول ندارم و نه چیزی می گویم، اما واقعا می بینم که همسرم کاری نکرده است. از آن زمان نزدیک به نه سال می گذرد و نمی دانم این حکم مشمول زمان می شود یا نه؟ معمولا طبق قوانین اگر از حکمی پنج سال بگذرد و اجرا نشود مشمول زمان می شود اما نمی دانیم آیا قوانین تغییر کرده است؟ حالا از طریق وکیل پیگیری می کنیم تا روند قانونی را پی بگیریم. البته همانطور که خودتان می دانید وکلا در این جور پرونده ها نقشی ندارند اما از لحاظ قانونی به وکیل همسرم مراجعه می کنم تا به طور قانونی مسائل را پیگیری کنیم تا ببینیم حکم همسرم مشمول زمان می شود؟”

این دانش آموخته دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی به همراه چند تن از دانشجویان در سال ۸۲ به اتهام همکاری با تقی رحمانی، رضا علیجانی و شهید هدی صابر در طرح راه اندازی یک ان جی او که به مطالعه تاریخ اختصاص داشت بازداشت شده بود. او مدت سه ماه در زندان و تحت بازجویی قرار داشت.

همسر رضایی با اشاره به ناراحتی دخترش خاطرنشان می کند: ” در حقیقت ما نمی خواستیم دخترم چیزی بفهمد اما بخاطر فضای خانه و رفت و آمد دوستان، دخترم فهمید و خب، بچه در این سن و سال که می بیند پدرش بی گناه به زندان رفته اذیت می شود. خوشبختانه روز دوشنبه برای ملاقات رفتم اما خودم صلاح ندانستم دخترم را به ملاقات ببرم. حالا سعی می کنم هفته های بعد او را هم همراه خود به ملاقات ببرم. اما انشالله هر چه زودتر آقای رضایی آزاد شود تا این ناراحتی ها هم بر طرف شود.”

دختر ۹ ساله ی محمد رضایی یک روز بعد از اسارتش در نامه ای به پدرش شعری را تقدیم او کرده و به او اطمینان خاطر داده بود که هرگز او را فراموش نخواهد کرد.

متن نامه دختر وی به شرح زیر است:

نامه ای به پدر عزیزم

پدرعزیزم ،سلام ،امیدوارم هر جا هستی حالت خوب باشد . شعری برایت آماده کرده ام . لطفا آن را گوش کن

آن چه می شنوم حرف های تو

چشمی که می بینم چشم تو

اشکی که می بینم اشک تو

پدرم کجایی چرا تو را نمی بینم

صدایت می کنم جوابی نمی شنوم

پدرم بازگرد پدرم بازگرد

تو را هیچ گاه هیچ لحظه فراموش نخواهم کرد

دختر عزیزت زهرا رضایی

۸/۳/۹۱


4 پاسخ به “همسر محمد رضایی:حکم سال ۸۲ الان به اجرا درآمده است”

  1. حیدر مصلحی گفت:

    شما به بزرگواری خودت ببخش اینها را. می خواهند ثابت کنند که طلب از دولت دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد. شما تنها نیستید که کار را به تعویق انداخته اند. مگر این بابا سعید مرتضوی را نمی بینید. آن قتل ها را سه سال پیش کرده هنوز محاکمه او را آغاز هم نکرده اند و هی وعده امروز و فردا را می دهند.

  2. سرور گفت:

    آرام باش عزیز من آرام باش
    حکایت دریاست زندگی
    گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی
    گاهی هم فرو می رویم، چشم های مان را می بندیم،همه جا تاریکی است،

    آرام باش عزیز من
    آرام باش
    دوباره سر از آب بیرون می آوریم
    و تلالو آفتاب را می بینیم
    زیر بوته ئی از برف
    که این دفعه
    درست از جایی که تو دوست داری طالع می شود.

    زهرا عزیزم امیدوارم که پدر خیلی زود بازهم در کنار ما باشه

    به امید ازادی و اینکه بازهم همه در کنار هم باشیم

  3. سرور گفت:

    آرام باش عزیز من آرام باش
    حکایت دریاست زندگی
    گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی
    گاهی هم فرو می رویم، چشم های مان را می بندیم،همه جا تاریکی است،

    آرام باش عزیز من
    آرام باش
    دوباره سر از آب بیرون می آوریم
    و تلالو آفتاب را می بینیم
    زیر بوته ئی از برف
    که این دفعه
    درست از جایی که تو دوست داری طالع می شود.

    یه امید روزی که تمام زندانی های بی گناه ازاد بشن

  4. معین گفت:

    زهرا جان، آنقدر بزرگ شده ای که تفاوت سفر رفتن و زندان رفتن پدر را بفهمی،
    پس این را هم خواهی فهمید، که پدر آزاد است و ما در بند.