برخورد افراطي با المپياديها
چکیده :در حال حاضر عدهاي معتقدند حضور دانشآموزان ايراني در المپيادهاي جهاني و استقبال دانشگاههاي مطرح دنيا از آنها يكي از زمينههاي اصلي تشديد مهاجرت است و بايد بر اين اساس صورتمساله يعني حضور دانشآموزان ايراني در المپيادهاي جهاني پاك شود كه اين مساله در ذات خود داراي ايرادات اساسي است و باعث ميشود نخبهپروري در كشور تا حد زيادي دچار مشكل شود. همانطور كه ما در سه، چهار سال اخير شاهد كاهش آمار دانشآموزان مدالآور در المپيادهاي جهاني بودهايم. ...
احمد شیرزاد
شركت دانشآموزان ايراني در المپيادهاي بينالمللي به شكل رسمي از سال 1367 آغاز شد كه در آن سال تيم ايران در رشته رياضي با سرپرستي دكتر نجفي به كوبا رفتند كه اين آغاز شور و هيجان خوبي را به جوانان منتقل كرد. پس از آن در رشته فيزيك ما اين كار را شروع و در اولين سال به عنوان ناظر در كشور آرژانتين حضور پيدا كرديم و پس از آن، اين حركت به صورت مستمر ادامه پيدا كرد. در ادامه، اين حركت با رتبههاي بالاي دانشآموزان ايراني در المپيادهاي جهاني همراه شد كه ما طي اين سالها معمولا رتبههاي 10 به بالا داشتيم. البته متاسفانه طي سه، چهار سال اخير وضع نسبي رتبههاي دانشآموزان مناسب نبوده است و ميتوان گفت ناشي از مديريت داخلي سنجش نخبگان در كشور است. اما نكته حايز اهميت در بحث نخبگان اين است كه عموما دو تصوير در رابطه با دانشآموزان مدالآور در المپيادهاي جهاني وجود دارد كه متاسفانه افراطي است و منشاء تصورات غلط و نادرست در اين رابطه ميشود كه در ذيل به آن اشاره ميشود.
1- تصور اول اين است كه متاسفانه گهگاه دولتمردان عنوان ميكنند موفقيت دانشآموزان نخبه ايراني و مهاجرت آنها به دانشگاههاي مطرح جهان ناشي از آموزشوپرورش موفق و پيشرفته ايران است و در واقع مباهاتي نادرست از آن ميشود. البته هر موفقيتي از سوي دانشآموزان در ميادين علمي جهاني صورت ميگيرد مايه مباهات است اما ما بايد بدانيم به چه چيزي مباهات ميكنيم. براي مثال اگر شخصي در يك مسابقات بينالمللي ورزشي قهرمان ميشود آيا ملاكي بر سلامت جسمي همه شهروندان كشور است؟
همانطور كه در رشتههاي ورزشي قهرمان شدن ورزشكاران ما نشاندهنده سلامت جسمي همه افراد نيست ما نميتوانيم موفقيت دانشآموزان ايراني در المپيادهاي جهاني را ناشي از آموزشوپرورش پيشرفته و استاندارد خود بدانيم. روال انتخاب دانشآموزان نخبه به شكلي است كه آموزشوپرورش و بنياد ملي نخبگان با گزينشهاي علمي مناسب دانشآموزان مستعد را براي حضور در المپيادها انتخاب ميكند كه اين روال در بسياري از كشورها نيز وجود دارد و نميتوانيم بگوييم حضور اين دانشآموزان ناشي از آموزشوپرورش پيشرفته ماست. هماكنون ما در علوم پايه مشكلات اساسي داريم و علوم پايه به خوديخود در مقايسه با ساير رشتههاي تحصيلي و علوم كاربردي جذابيت كمتري دارد، در حالي كه رشد و توسعه علوم پايه به نفع كشور است و عقبافتادگي در علوم پايه باعث دنبالهرو شدن ساير علوم نيز ميشود، بنابراين، اين نكته بسيار حايز اهميت است كه ما در علوم پايه در سطح جهاني بتوانيم حضور و مشاركت داشته باشيم. فلسفه تشكيل اين المپيادها نيز كه از سوي كشورهاي اروپايشرقي آغاز شد و بعد با استقبال اروپاي غربي و آمريكايشمالي نيز مواجه شد اين است كه آنها در آموزشوپرورش خود در هيچ مقطع زماني از علوم پايه غافل نشوند.
2- تصور دوم اين است كه برخي نسبت به مساله دانشآموزان المپيادي و زمينه مساعد دانشگاههاي مطرح دنيا براي جذب آنها معترض هستند و آن را ضميمه افزايش درصد مهاجرت نخبگان ميدانند. اينكه از بحث مهاجرت المپياديها به كشورهاي توسعهيافته و كرسيهاي مطرح علمي در دانشگاههاي درجه يك دنيا به عنوان مصداق و نشانهاي از فرار مغزها سخن به ميان آيد مشكلي نيست اما آمار كلي مهاجرت در كشور به خوديخود نگرانكننده است و طبيعي است كه وقتي دانشآموزان المپيادي هم به اين آمار اضافه ميشوند، قدري نگرانكننده ميشود. ولي آنچه جفاست اين است كه از اين آمار اين تصور بهرهبرداري شود كه آمار شركت دانشآموزان در المپيادهاي جهاني باعث تشديد آمار مهاجرت نخبگان شده است و بايد متوقف شود. اين نگرش در ذات خود داراي اشكالات اساسي است. مهاجرت نخبگان عوامل متعددي نظير عوامل اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي دارد و مسوولان بهتر است به جاي نگرشهاي اينچنيني به فكر درمان اين مساله باشند.
در بسياري از موارد تحليلهايي كه از بحث مهاجرت نخبگان و موفقيتهاي دانشآموزان ايراني در المپيادهاي جهاني صورت ميگيرد دچار تشويش در مصداق ميشود. در حال حاضر به جاي اينكه ما كساني را كه باعث پرورش و انتخاب دانشآموزان نخبه ميشوند سرزنش كنيم بهتر است سراغ عواملي برويم كه باعث تشديد مهاجرت نخبگان شده است.
در حال حاضر عدهاي معتقدند حضور دانشآموزان ايراني در المپيادهاي جهاني و استقبال دانشگاههاي مطرح دنيا از آنها يكي از زمينههاي اصلي تشديد مهاجرت است و بايد بر اين اساس صورتمساله يعني حضور دانشآموزان ايراني در المپيادهاي جهاني پاك شود كه اين مساله در ذات خود داراي ايرادات اساسي است و باعث ميشود نخبهپروري در كشور تا حد زيادي دچار مشكل شود. همانطور كه ما در سه، چهار سال اخير شاهد كاهش آمار دانشآموزان مدالآور در المپيادهاي جهاني بودهايم.
*سرپرست دانشآموزان ايراني
در 14دوره المپياد جهاني فيزيك
منبع: شرق














اگر آمار طلاق سر به فلک بگذارد
اگر جوانان از سن کودکی به اعتیاد رو اورند و در جهان اول شویم
اگر امار بچه دخترک هزاران در خیابنها در بغل …
اگر امار ورود قاچاق و اعتیاد به مشروبات الکلی بالا رود
اگر در واردات پودر و ماتیک در جهان یا منطقه انهم از اروپا- چین که برادر است!- صاحب امار اول شویم
اگر در جراحی بینی در جهان اول امار و سخره جهانیان شویم
اگر در جهان از لحاظ فساد اداری دولتها نفر اول جهان بدون رقیب شویم
اگر باد هم به اختلاس و ارتشاء موجود در کشور ما نرسد
اینها اشکال ندارد!!
اما نخبگان چون دانشمند هستند و روزی روزگاری بکار ملت میایند و اصل بار تدبیر مملکت باید روی دوش اینها باشد اشکال دارد!
بالاخره چه؟ آخر و عاقبت این برخورد ها به کجا خواهد کشید با هفت میلیون مردم ایران که نمی شود برخورد کرد(آن پنج میلیون باقیمانده جیرخوار و ساندیس خوار و ساندویج خوارند و مثلا ذوب شده در ولایت)