سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » امام علی النقی(ع)؛ امامی که از نو باید شناخت...

امام علی النقی(ع)؛ امامی که از نو باید شناخت

چکیده :جا دارد در هفته جاری که منتهی به روز شهادت امام هادی (ع) است، اهل قلم به پاسداشت توأمان عقیده و آزادی، اندیشه و احترام و تفکر و تسامح قلم به دست بگیرند و نگذارند صدای عقلانیت دینی در هیاهوی لشکریان توهین و تعصب، محو شود و منازعه ای که در نهایت قربانی ای جز خرد و آزادی نخواهد داشت، ادامه یابد. ما از امام علی النقی چه می‌دانیم؟ از ایستادگی اش در برابر خلیفه متکبر زمان، از سالها حصر خانگی اش به دستور او، از پول خرج کردن های متوکل برای تخریب شخصیتش و از درشت گویی اش به این خلیفه خودکامه ی مدعی جانشینی پیامبر ......


کلمه: در میانه هیاهوی دعواهایی که به نام مسائل اعتقادی اما غالبا به قصد انگیزه های سیاسی صورت می گیرد و بسیاری از آنها هم نه از سر درک است و نه از سر درد، می توان تهدید فریادهای خشن از بند انصاف رهیده و رگ های گردن بیرون زده را به فرصتی برای بازشناسی شخصیت و بازخوانی سیره بزرگان دین و مذهبی تبدیل کرد.

می توان و بلکه باید در شأن و جایگاهی به واقع اخلاقی و انسانی و ایمانی، در سطحی فراتر از توهین ها و تعصب ها و تهدیدها و تمسخرها، بایستیم و از خود بپرسیم ما بزرگان خود را تا چد حد می شناسیم؟ به مقدسات خود، جدا از ادب و احترام قلبی، چقدر اعتنا و توجه عقلی کرده ایم؟ و مهمتر از همه، از مرام و مسلک آنها چه درسی برای کاهش رنج های امروز خود می توانیم بگیریم؟

ما امام علی النقی را تا چد حد می شناسیم؟ شیعیانی که خود را پیرو او می دانند، یا غالب اهل سنت که به او به عنوان فرزندی از سلاله پاک پیامبر احترام می گذارند، و یا حتی دیگرانی که از او به قدر یک نام و حداکثر چند داستان و روایت شنیده اند، راه و روش اجتماعی و سیاسی او را تا چه حد مطالعه کرده اند؟ از رنج ها و مرارت هایی که او در زندگی اش کشیده، چه می دانند؟ از ایستادگی اش در برابر خلیفه متکبر زمان، از سالها حصر خانگی اش به دستور او، از پول خرج کردن های متوکل برای تخریب شخصیتش و از درشت گویی اش به این خلیفه خودکامه ی مدعی جانشینی پیامبر چه می دانند و چه می دانیم؟

اگر خردورزی مبنای دینداری ما باشد، می توان تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد و در میانه تمسخرستایی ها و مقدس مآبی ها، فرصتی برای شناخت بهتر بزرگان دینی و درس گرفتن از فکر و عمل آنها برای امروز یافت. این شاید شایسته ترین شکل مواجهه ی اخلاقی با رویارویی ناگواری باشد که بین دو جریان خردگریز و آزادی ستیز – یکی به نام دین و یکی علیه دین – درگرفته است.

هفته جاری، منتهی به جمعه ای است که مقارن با روز شهادت امام هادی (ع) دهمین پیشوای شیعیان است. جا دارد در این هفته، اهل قلم و دردمندان آزادی و آزادگی در سایت ها و وبلاگ ها و گستره فضای مجازی به پاسداشت توأمان عقیده و آزادی، اندیشه و احترام و تفکر و تسامح قلم به دست بگیرند و نگذارند صدای عقلانیت دینی در هیاهوی لشکریان توهین و تعصب، محو شود و منازعه ای که در نهایت قربانی ای جز خرد و آزادی نخواهد داشت، ادامه یابد.

در آغاز این هفته یادداشتی تازه از حجت الاسلام سلیمانی اردستانی را به همراهان خوب کلمه تقدیم می کنیم که در آن به اختصار به زندگی و شخصیت امام هادی (ع) و چالش های ایشان با متوکل عباسی پرداخته شده است.

 

*        *        *

 

امام علی ابن محمد(ع) که ملقب به «نقی» و «هادی» بود در سال 212 هجری در مدینه متولد شد و در سال 254 هجری در سامرا عمر شریفش پایان یافت. پدرش امام محمد تقی و مادرش کنیزی با فضیلت به نام «سمانه» بود (مفید، الارشاد، ص327). آن امام همام در زمان شش خلیفه عباسی زندگی کرد که طولانی ترین دوران حکومت و سخت ترین آن، از آنِ متوکل عباسی بود.

هرچند همه خلفای عباسی وجود امام(ع) را بر نمی تافتند و به صورت های مختلف به آن حضرت فشار می آوردند و او را در تنگنا قرار می دادند، اما مهم ترین این فشارها و سخت گیری ها کوچ اجباری آن حضرت به سامرا و حصر او بود، که به گفته ابن شهر آشوب بیش از بیست سال و به گفته دیگران کمتر از این مقدار به طول انجامید. به هر حال آن امام بزرگوار به مدت یازده یا بیست و یک سال در حصر خانگی بوده است (منتهی الآمال، ص1159-1161؛ سیره پیشوایان، ص578).

متوکل عباسی، که خود را خلیفه رسول خدا می شمرد و از نام دین برای حکومت جابرانه خود بهره می برد، همیشه از این نگران بود که وجود شخصیتی بزرگوار که حداقل جرمش این بود که استقلال داشت و اعمال ناشایست خلفا را تایید نمی کرد، بزرگ ترین خطر برای حکومت است. حکومت های دیکتاتوری هرگز وجود چنین انسان هایی را بر نمی تابند. در این حکومت ها انسان ها به دو دسته تقسیم می شوند، یا مداح حکومتند که از پست و مقام و صله و عطا برخوردارند، و یا مستقل اند و ظلم و ستم و فسق و فجور و فساد و تباهی را تایید نمی کنند. اینان همه مخالف و برانداز و فتنه گر و … شمرده می شوند و باید منزوی و زندانی و محصور گردند.

فرماندار مدینه فردی به نام عبدالله ابن محمد هاشمی بود که با امام بسیار بدرفتاری می کرد. او به خلیفه، متوکل عباسی، نامه ای می نویسد و از آن حضرت سعایت می کند و امور خلاف واقعی را به او نسبت می دهد. امام(ع) نامه ای به متوکل می نویسد و ادعاهای عبد الله را رد کرده از او نزد متوکل شکایت می کند. عکس العمل متوکل بسیار جالب است. او مزورانه و ریاکارانه فرماندار مدینه را عزل، و فرد دیگری را به جای او نصب می کند. او نامه ای به امام می نویسد و از امام تمجید می کند و می گوید که والی مدینه را به این جهت که به شما اهانت کرده است عزل کردم و فرد دیگری را به جای او گماشتم. او در پایان نامه خود می گوید که من بسیار مشتاقم که شما را زیارت کنم. شما به اتفاق خانواده به سوی سامراء حرکت کنید و خدمتگزار خلیفه، یحیی ابن هرثمه، ملازم رکاب شما خواهد بود و به خدمتگزاری شما مفتخر خواهد گردید (بحار الانوار، ج50، ص200).

این به صورت ظاهر دعوتی از امام بود، اما در واقع کوچی اجباری که آن حضرت نمی توانست از آن سرباز زند. خود آن حضرت بعدها فرمود که: «مرا با اکراه به سامراء آوردند» (همان، ص129). بدین سان امام(ع) را با اجبار در سامراء اسکان دادند تا او را محصور کرده رابطه او را با مردم به طور کلی قطع کنند. اما اگر کسی بخواهد علت حصر امام(ع) را جست و جو کند هرگز این کافی نیست که زندگی و فعالیت ها و شخصیت آن حضرت را مورد مطالعه قرار دهد، بلکه حتما بیش از آن باید شخصیت و حکومت متوکل را بررسی کند. حکومت متوکل چه ویژگی هایی دارد که باعث می شود تماس مردم با شخصیتی مثل امام(ع) را برنتابد؟ شاید نگاهی جامع تر به حرکات و اعمال متوکل پاسخ این پرسش را روشن سازد.

یکی از مهم ترین اعمال ننگین متوکل تخریب حرم مطهر سرور شهیدان حضرت ابا عبد الله الحسین(ع) بود. او به سال 236 هجری قمری دستور داد تا آن حرم مطهر را تخریب نموده، زمین پیرامون آن را کشت کنند. او برای جلوگیری از زیارت قبر حسین(ع) پاسگاههایی برقرار ساخت و برای زیارت کنندگان مجازات های سنگین معین کرد و این وضعیت تا پایان حیات ننگین او ادامه داشت (مقاتل الطالبیین، ص395؛ مروج الذهب، ج4، ص51).

سخن این است که چرا متوکل عباسی از قبر امام وحشت دارد و آن را تخریب می کند؟ پاسخ این است که حکومت های خودکامه و دیکتاتوری بیشترین وحشت را از اجتماع مردم و بیداری آنان دارند. فرقی ندارد که صرف حضور یک شخص در جامعه باعث چنین چیزی شود یا یک قبر یا حتی یک جنازه. به همین جهت است که آنان حتی از اموری مانند تشییع جنازه و مراسم عزاداری و هرگونه حرکتی که احتمال تاثیر اجتماعی آن را می دهند به شدت جلوگیری می کنند.

یزید از حضور امام حسین وحشت داشت، چرا که آن حضرت با او بیعت نمی کرد و ظلم و فساد و تباهی حکومت او را تایید نمی کرد. خطری که امام حسین برای حکومت یزید داشت این بود که باعث بیداری مردم می گشت و در جامعه ای که بیدار است، جایی برای حکومت های خودکامه نیست. درست همین خطر را قبر حسین(ع) برای حکومت متوکل عباسی داشت. کافی است مردم به زیارت امام حسین بیایند و تجمع کنند و با هم گفت و گو کنند و از علت شهادت حسین(ع) بپرسند و معنا و مفهوم مظلومیت او را بفهمند تا بیدار و آگاه و هشیار گردند. پس متوکل باید تلاش کند تا این اثر را از بین ببرد تا جلوی تجمع و آگاهی مردم را بگیرد.

درست به همین دلیل است که امام علی النقی(ع) باید محصور گردد. لازم نیست که آن حضرت فعالیت سیاسی داشته باشد و به فکر سپاه و اسلحه و قیام علیه حکومت باشد. حضور شخصیتی مانند او و نگاه مردم به او وشخصیتش و زندگی اش مهم ترین عامل بیداری است. کافی است که مردم او را ببینند و به ذهنشان خطور کند که حکومت شکل بهتری می تواند داشته باشد و شخصیت بهتری هم برای حکومت وجود دارد. همین امر برای حصر امام کافی است، تا چه برسد به اینکه به هر حال آن حضرت هرگز امثال متوکل را تایید نمی کرد و چه بسا به نقد این اعمال می پرداخت و …

متوکل عباسی سال ها امام هادی(ع) را در حصر خانگی نگه داشت، اما این عمل او در راستای اعمال دیگرش برای حفظ حکومت دیکتاتوری بود. او زبان نقادان را از پشت سر در می آورد و به مداحان چاپلوس دنیاپرست هرچه می توانست صله و انعام می داد. شاعران و هنرمندان اگر مداح او بودند مقرب می شدند و اگر نقد می کردند به شهادت می رسیدند. شاعر آزاده، ابن سکّیت، حاضر به مدح ظلم و فساد نبود و باید هزینه سنگین این آزادگی را می پرداخت. روزی متوکل از این یار با وفا و با معرفت امام هادی(ع) پرسید: آیا دو فرزند من نزد تو محبوب ترند یا دو فرزند علی، حسن و حسین(ع) ؟ ابن سکیت برآشفت و خونش به جوش آمد و بی درنگ گفت: به خدا سوگند «قنبر» غلام علی(ع) در نظر من از تو و فرزندانت بسیار برتر و بالاتر است. و اینگونه بود که متوکل دستور داد تا زبان او را از پشت سر در آورند (سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص348؛ مامقانی، تنقیح المقال، ج3، ص570). اما از سوی دیگر شعرای خودفروخته ای مانند مروان بن ابی الجنوب بودند که برای دریافت صله ای به قیمت تمام بی شخصیتی اشان حاضر بودند کسی مانند متوکل را مدح کنند و آل علی و امام هادی(ع) را هجو نمایند (شریف القرشی، حیاة الامام الهادی، ص292).

به هر حال این نقاوت و طهارت شخصیت بزرگواری چون امام هادی(ع) بود که صولت ظاهری پوشالی حکومت جابرانه متوکل را در هم می شکست. جرم آن امام همام این بود که برای متوکل دلسوزی می کرد. به او می فرمود که به این کاخ ها و ارتش و نگهبان ها دلخوش نباش که اینها چندان مستحکم نیستند و قطعا فرو می ریزند. آری! متوکل نصایح امام را نمی پذیرفت و کینه او را به دل می گرفت و چنان سرمست قدرت بود که از هیچ ظلم و ستمی کوتاهی نمی کرد و هر صدایی را در گلو خفه می کرد و هر انسان آزاده ای را زندانی و حصر و شکنجه می کرد و هرگز به مخیله اش خطور نمی کرد که روز مرگ ننگین از درون کاخ و از میان حلقه نگهبانان فراخواهد رسید و مرگ او به دست پسرش رقم خواهد خورد و حصر و زندان و شکنجه کردن ها حکومت پوشالی اش حفظ نتواند کرد.


19 پاسخ به “امام علی النقی(ع)؛ امامی که از نو باید شناخت”

  1. علی گفت:

    آفرین

  2. ناشناس گفت:

    آفرین

  3. شهاب گفت:

    با احترام به آزادی بیان و عقیده….

    یزرگش نخوانند اهل خرد،، که نام بزرگان به زشتی برد

  4. ali گفت:

    این سردمداران ما کاری کرده اند که یواش یواش به امامان ما که جانمان فدای اینان باد اهانت کنند بی خردی و بی دینی اینها باعث شده است که هر کسی به این گونه حکومت که شبهات با حکومت متوکل دارد اهانت کنند اصلا نقشه ی اینان این است که دین ما را به تمسخر بگیرند خدا لعنت شان کند این آیت الله های ما هم ………. خدا به فریاد ما برسد اینان دارن کاره نا تمام یزیدیان پی گیری میکنند .

  5. صادق گفت:

    ممنون از همت،‌ عقلانیت و دفاع دلاورانه شما از ارزش‌ها.

  6. فرید گفت:

    آفرین… این است شیوه سخن و گفتگو برای دعوت مردم به اسلام و اصلاح آنان که راه به اشتباه رفته اند و نه عربده کشی مداحان و علما جیره خوار حکومت که جز فرمان مرگ راه دیگری نیاموخته اند….. بین آنکه توهین به اعتقادات انسانها میکند و آنکه فرمان مرگ انسانی را به خاطر عقایدش می دهد هیچ تفاوتی نیست…. هر دو بر طبل افول انسانیت می کوبند

  7. مهدی ایرانی گفت:

    وقتی عقیده ای به دست پای دیگران غیر معتقد به آن پیچیده است، نباید انتظار احترام داشته باشد.

    وقتی عقیده ای، وسیله و بهانه ای برای سرکوب شده است، حتی به ظاهر هم که شده، باید بی اعتقاد جلوه کرد، تا ظالمان خلع سلاح شوند.

    وقتی، به نام و اسم عقیده ای، نسلها میسوزند، سرها بر دار میروند، تازیانه ها فرود می ایند، کار برای احترام به آن عقیده خیلی سحت میشود

    امیدوارم به زودی دین جایگاه خود را در ایران پیدا کند و از زیر دست پای مردم خود را بیرون بکشد و حریم خود را در حیطه ای حفظ کند، که محترم شمرده شود.

  8. سعید گفت:

    چرا شما فکر میکنید که مردم باید به مانند شما فکر و اندیشه کنند؟شما و آخوندهای هم مسلکتان چرا باید سکان ذهن مردم رو به دست بگیری؟.چه کسی گفته ولایت علی خامنه ای ولایت رسول الله که یک صدم هم با ولایت بزرگ مرد اسلام سنخیتی ندارد،؟هیچکس با دین اسلام مشکل ندارد مگر با خرافات و اراجیفی که وارد این دین شده است به وسیله ….های مکار و حقه باز!دین ما بهترین و رئوف ترین دین می باشد.اما امروز شاهد آن هستیم که عده ای در لباس اسلام و به نام اسلام هزاران جنایت را در له ملت ایران روا میدارند!

  9. ناشناس گفت:

    درود بر شما که از سیره ناب رسول خدا و ائمه اطهار دفاع درست می کنید و ظلمهایی که حکومتهای متظاهر به دینداری به این بزرگواران روا می داشتند را بیان می کنید.

  10. ali گفت:

    همچنانکه شخصیت امام علینقی را در مواجه با ظلم حاکم وقت متوکل بایستی سنجید ،امروزه هم به نظرم باید علت اهانت افراد بی اطلاع و کم ظرفیت به ان امام را در ظلم و ستم حاکمانی که به نام دین و پیشوایانش خودکامگی میکنند ،جستجو کرد ،همگان به یاد دارند که در دوران ستمشاهی حتی لومپن های دو آتیشه نیز به شئونات و پیشوایان دینی احترام می گذاشتند

  11. ناشناس گفت:

    متوکل عباسی، که خود را خلیفه رسول خدا می شمرد و از نام دین برای حکومت جابرانه خود بهره می برد، همیشه از این نگران بود که وجود شخصیتی بزرگوار که حداقل جرمش این بود که استقلال داشت و اعمال ناشایست خلفا را تایید نمی کرد، بزرگ ترین خطر برای حکومت است. حکومت های دیکتاتوری هرگز وجود چنین انسان هایی را بر نمی تابند. در این حکومت ها انسان ها به دو دسته تقسیم می شوند، یا مداح حکومتند که از پست و مقام و صله و عطا برخوردارند، و یا مستقل اند و ظلم و ستم و فسق و فجور و فساد و تباهی را تایید نمی کنند. اینان همه مخالف و برانداز و فتنه گر و … شمرده می شوند و باید منزوی و زندانی و محصور گردند.
    چه شباهتی!!!!!!!!!!!!

    به این میگن تبدیل تهدید به فرصت .

  12. ناشناس گفت:

    خيلي ممنون خادمين سايت كلمه فراخان خوبي بود

  13. پارسوا ایرانی گفت:

    ائمه شیعه هیچگاه برای کسب مناصب سیاسی و قدرت اخلاق را زیر پا نگذاشتند:
    حضرت زهرا هیچگاه حکام جور و ظلم را به رسمیت نشناخت و همواره و از هر راهی با غصب ظالم مقابله کرد به قیمت شهادت مظلومانه خودش و پسرش محسن
    در نظر امام علی حکومت از لنگه کفش کهنه بی ارزش تر است و او نیز هیچگاه حکومت جور را به رسمیت نشناخت و با معاویه مقابله به مثل نکرد
    امام حسین در کربلا به سپاه عمر سعد میگوید مردم اگر نمیخواهند من برمیگردم ولی ولی ابدا بیعت با ظالم نمیکنم حتی به قیمت جان و در شب عاشورا هم بیعت را از دوش همه بر میدارد تا حماسه حسینی در بستری آزادانه متجلی شود
    امام صادق بعد از سرنگونی بنی امیه نامه ای را که از او دعوت میکرد خود ریاست حکومت را به عهده گیرد روی آتش سوزاند زیرا نمیخواست به هر قیمتی بر سریر حکومت تکیه زند و نزد امامان شیعه اخلاق بر قدرت برتری دارد.
    امام رضا به هیچ وجه ولایت عهدی مامون را و جانشینی او را نپذیرفت و تنها هنگامی که پای زور به میان آمد و با شرط اینکه به هیج وجه در امور سیاسی دخالت نکند ولایت عهدی را اجبارا پذیرفت و تا شهادت بر عهد خود با جانان ایستاد

    ولی در مورد آقای شاهین نجفی شخصا معتقد هستم ایشان با امام هادی مشکلی ندارند و استفاده از نام این امام همام (هر چند از نظر من نا درست)تنها بهانه ای بوده برای نقد تند جمهوری اسلامی که 30 سال است از میراث تشیع به نفع قدرت گرفتن خودش سوءاستفاده کرده است قطعا دامن ائمه معصومین از ناپاکی ها و قدرت طلبی های آخوند ها ی درباری و حکومتی به دور است و در ضمن آزادی بیان و اعتقاد در ایران فردا لازم و واجب است .آقای شاهین نجفی من حکم ارتداد جنابعالی را که کاملا سیاسی و به دور از موازین وزین حقوق بشر است را منزجرم .

  14. ناشناس گفت:

    آفرین واقعا” تاریخ حصر خانگی تکرار شد

  15. ناشناس گفت:

    ‘ حکومت های خودکامه و دیکتاتوری بیشترین وحشت را از اجتماع مردم و بیداری آنان دارند’

  16. ایرانی مسلمان گفت:

    آفرین برشما و نویسنده این مقاله.
    جامعه ما نیاز زیادی به چنین مطالبی دارد. لطفا از این دست مطالب مذهبی و اجتماعی بیشتر منتشر کنید.

  17. ناشناس گفت:

    والله مشکل ما مقالات مذهبی نیست. باید مطالب سیاسی و اجتماعی آگاه کننده انتشار دهید. اینها بد یا خوب چهارده قرن پیش بوده اند و اگر این حکومت نمونه حکومت علی است، وای به حال بقیه ما در باره آنها نمی خواهیم اسائه ادب کنیم، اما والله با این کارهایی که از این آخوندهای حقه باز دروغگوی دغل و سارق طی این سالها دیدیم اصلا نظرمن یکی نسبت به دین و خدا و پیامبر و همه مقدسات تغییر یافته است.

  18. مهمان گفت:

    زیبا نوشتید ادب متانت سواد و بقل خودتان خردورزیتان را از صمیم دل ارج مینهم

  19. ناشناس گفت:

    استفاده ابزاری از دین مبین اسلام بطور اعم و تشیع علوی بطور اخص از جانب هرفر ،گروه و جریانی کاملا مردود و محکوم است و ملتها و خصوص ملت ایران طعم و اثار تلخ ان را چشیده اند ام این دلیل وتوجیهی صحیح نیست که به بهانه مخالفت با کسانی که دین ومقدسات ملت را تابلوی خود کرده اند ، به مقدسات و باور و اعتقادات قاطبه ملت را (که اکثریت قاطع انان نیز از عملکرد و سوء استفاده حکومت ازدین و ائمه اطهار دلخونند) توهین کنند .فکر میکنم کارتلهای رانت خوار وابسته به قدرت که سابقه انقلابیگری و جبهه در گذشته را با خود یدک میکشند و امروز صدها هزار دلار در ساعت از مجوزهای و دلالی ها و …درامد دارند وکارنامه بمبگذاری در حرم حضرت رضا (ع) برای زمینه سازی لازم برای سرکوب مخالفین را دارندو عوامل دست چندمشان را در استخرهای مختلط انطرف اب میتوان پیدا کرد، میتوانند حتی تامین کننده مالی اقدام اخیر امثال شاهین نجفی ها باشند تا بقول تئوریسین و انتلکتوئل سابق وپشت پرده قدرت جناب محبیان ،مخالفین با قرار گرفتن در مقابل عامه مردم به نقطه صفر هدایت شوند و کسی را یارای مخالفت با حتی تخلفات یومیه انان نباشد .در هر صورت اعمال این دو لبه قیچی : اقتدارگرایان مست از باده قدرت از یکسو وا پوزیسیون بی هویت و لاابالی وفاسد در پیشگاه ملت مظلوم ایران که وجه المصالحه نظام سلطه ونفت خوار شده اند بشدت محکوم است.